دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
🏵 جلسه پانزدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 2  - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 32 - توبه – اعتراف


وقتی شخصی با تیرهای شریر مجروح می‌شود و به گناه می‌افتد، چه کاری باید انجام دهد؟

یوحنا که رسول محبت خوانده شده، با محبت و درکی عالی، پاسخ به این سوٴال را به ما داده است: «ای فرزندانم، این را به شما می‌نویسم تا گناه نکنید. امّا اگر کسی گناهی كند، شفیعی نزد پدر داریم، یعنی عیسی مسیح پارسا. و او خودْ کفّارۀ بجهت گناهان ماست، و نه گناهان ما فقط، بلکه بجهت گناهان تمامی جهان نیز» (۱-یوحنا ۲:‏۱-۲). زمانی که دربارۀ آیین (یا راز) بشردوستانۀ توبه-اعتراف بحث کردیم، همان آیین که عیسى مسیح خود آن را بنیان نهاد، به این موضوع پی بردیم که او چگونه ما را از گناه نجات می‌دهد. او اقتدار خویش را به رسولانش منتقل نمود تا آنانی را که صادقانه توبه کرده، به گناهان خویش اعتراف می‌کنند، ببخشند، فارغ از این که این گناهان چقدر بزرگ باشند. بدین نحو، اقتدار خداوندگار از طریق جانشینی رسولی، به اسقفهای زمان ما رسیده و تا پایان این جهان نیز به همین منوال ادامه خواهد داشت. اسقف یا پدر روحانی[1]، هنگامی که بر اساس اعتراف فرد، از توبۀ او یقین حاصل می‌کند، با دعایی خاص بخشایش گناهان او را اعلان می‌دارد، زیرا این قدرت را در آیین دستگذاری دریافت کرده است.

در نتیجه، هنگامی که در گناه می‌افتیم، لازم است صادقانه توبه کنیم و دربرابر پدر روحانی به گناهانمان اعتراف کنیم تا پاک شویم. پدر روحانی با درک و فهم، به اعتراف ما گوش خواهد داد و گناهانمان را خواهد آمرزید.


آیا به همین سادگی است؟ آیا به هیچ‌گونه تدارک و آمادگی یا چیز دیگری نیاز نداریم؟

قطعاً داشتن یک آمادگی روحانی بدیهی و قابل درک است. طبیعی است که فرد مسیحی پس از افتادن در گناه، احساس ندامت و ناراحتی خواهد داشت که از ارادۀ خدا تخطی کرده و ضدمسیح را خشنود ساخته است. پس از آن، شخصْ مانند پسر گمشدۀ مَثَلِ عیسی، تصمیم خواهد گرفت که بلند شده، با توبه به خانۀ خدای پدر خویش، یعنی کلیسا، بازگردد تا در برابر پدر روحانی، درد گناهانش را بیرون بریزد و از خدا طلب رحمت کند.

او باید صادقانه به تمام گناهانش اعتراف کند، و هیچ چیزی را پنهان نسازد و برای آنها هیچ عذر و بهانه‌ای نیاورد. نیازی نیست که وی از افراد دیگری که ممکن است ارتباطی با این واقعۀ گناه‌آلود داشته باشند، نام ببرد. پدر روحانی ممکن است نصایحی برای تقویت او در نبردهای روحانی‌اش ارائه دهد و در آخر زانو زده، پدر روحانى دعای بخشش را برای او خواهد خواند.

اعتراف بین پدر روحانی و شخصی که برای اعتراف آمده، کاملاً سِرّی و محرمانه است. کاهن اجازه ندارد که کوچکترین چیزی را که در توبۀ فرد شنیده، برای شخص دیگری بازگو کند، این در مورد فردی که اعتراف کرده نیز صدق می‌کند؛ او اجازه ندارد آنچه را که به پدر روحانی گفته، برای کسی دیگر بازگو کند. البته اگر کسی در حق شخصی دیگر بی‌عدالتی و ظلم کرده باشد، باید آن را جبران کند. اگر در قلب کسی کینه و نفرت وارد شده، باید شخص مقابل را ببخشید و با او آشتی کند. بدین نحو، توبه به‌انجام رسیده، روح ایماندار به طور کامل از گناهان پاک می‌شود.

در اینجا مایلم به یک نکته اشاره کنم: رابطۀ ایماندار با پدر روحانی و گفتگوی بین آن دو باید ثابت و استوار باشد. لازم است که پدر روحانی نه تنها اعتراف یک مسیحی را بشنود، بلکه ایماندار هم کمک دریافت کند تا بتواند با مشکلات روحانی‌ای که در مسیر زندگی‌اش رخ می‌دهند، روبرو شود. کوهنورد برای اینکه از دامنۀ یک کوه مرتفع بالا برود، بایستی به دنبال کسی بگردد که راه درست را به او نشان دهد؛ او را از برخورد سرش با صخره‌ها محافظت کند، و همچنین به او کمک کند که مسیر خود را گم نکند و بی‌خود و بی‌جهت سرگردان نشود، بدون اینکه بتواند به مقصد خود برسد. ایماندار نیز به همین نحو در خصوص امور روحانی، نیاز به دریافت راهنمایی از یک پدر روحانی دارد تا بتواند به هدف نهایی زندگی خود دست یابد.
................
[1]  در کلیسای ارتدوكس سه مقام یا درجه از کهانت وجود دارد: اسقف، کاهن و شماس. کاهن می‌تواند تمام رازها-آیینها را برگزار کرده و به جا آورد، به جز دستگذاری که حق ویژۀ اسقف می‌باشد. اما تمام کاهنین می‌توانند اعتراف بشنوند، در آیین اعتراف راهنمایی‌های روحانی ارائه دهند و دعای آمرزش را بخوانند، البته اگر از طرف اسقف مجوزی خاص داشته باشند. اسقفها زمان و درجۀ بلوغ روحانی کاهن را برای انجام این خدمت خاص تشخیص می‌دهند. نویسندۀ این کتاب در اینجا بین کاهن و پدر روحانی (که می تواند اعتراف بشنود) تمایزی ظریف قائل می شود.(یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 2  -  زندگی یک مسیحی اورتودکس
🔸فصل 32 ب) خصوصيات یک ایماندار تقدیس‌شده - از دیدگاه قدیسْ نکتاریوس اهل اگینا

 
ایماندار تقدیس‌شده، با فیض الهی، از تعفن گناه پاک، و از هوس‌های ظلمانی آزاد شده است.

او به انواع فضیلت‌ها آراسته گردیده است.

 با تلاش و نبرد و نیروی الهی از وضعیت «به صورت خدا بودن» به «به شباهت» حرکت کرده است.

هرچند بر روی زمین زندگی می‌کند، اما صورت او را که در آسمان زندگی می‌کند، منعکس می‌سازد.

او از خاک آفریده شده، اما پسر خدا گشته است.

 از امیال نفسانی و خواسته‌های دنیوی آزاد شده و با نیروهای آسمانی متحد گشته است.

سابقاً در شرایط مادی و بشری بوده، حال پر از فیض الهی است.

اعمال و کارهای او درخشان هستند و نور دنیای درونی او بر چهره‌اش پیداست.

در آنچه نیکو، پارسا، عادلانه و راست است، فعالیت دارد.

 از صمیم قلب عاشق شریعت الهی است؛ آن را کامل و دست‌نخورده حفظ کرده، در زندگی‌ خود پیاده می‌‌کند.

ارادۀ خود را با ارادۀ خدا هماهنگ کرده است.

مشتاق است با کار و فعالیت روحانی و دعای بی‌وقفه، خدا را خشنود کند.

رفتار او ساده است و در دل و فکر خود، مایل به آسیب رساندن به هیچ کس نیست.

محبت صمیمانه‌ای که در دل خود نسبت به خدا دارد، در اعمالش آشکار می‌گردد.

او برای پارسایی و عدالت تلاش می‌کند و سرش به تاج درخشان پیروزی مزیّن گشته است، چه در بیابان و در وضعیت تلاش و تمرین دائمی زندگی کند، چه در جامعه و بین مردم.

از آنجایی که مطابق با ارادۀ خدا زندگی می‌کند، در هر سنی که باشد، زندگی‌اش نور الهی را می‌تاباند.

او را دوست مسیح و مرد مقدس خدا می‌خوانند.

وی ایمان راستین (ارتدوكس) خود را حفظ می‌کند.

رحیم و بخشنده است و همسایه‌اش را همچون خود دوست می‌دارد.

در نبرد خویش در راه فضیلت، پیروزمندانه ظاهر می‌شود.

در طلب امور الهی است و بشدت عاشق زیبایی الهی است.

او منعکس‌کنندۀ عزت و جلال خداست که انسان را احاطه می‌کند.

وی با سبک زندگی‌اش، زمین را به آسمان متصل می‌سازد.

بازتابی که در چهرۀ او می‌بینند، همانا زندگی آینده در آسمان است.

او ضامن مطمئن میراث ملكوت آسمان است.

(اقتباس از هاپانتا آگیو نکتاریو، [مجموعه آثار قدیس نکتاریوس]، جلد ۵، ص. ۴۱۷)

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸 فصل 33 -  پرستش ارتدوكس


اشاراتی به ارزش و ضرورت دعا شده است. به‌طور دقیق‌تر، چه زمانی باید دعا کنیم و در دعا چه باید بگوییم؟

گفتیم که قلبمان باید مشتاق رابطه با خدا باشد، چنانکه مزمورنگار در ابتدای مزمور، این اشتیاق مقدس را بیان می‌کند: «چنانکه آهو براى نهرهای آب شدت اشتياق دارد، جان من تشنۀ خداست، تشنۀ خدای حى» (مزمور ۴۲:­‏۲‏-١). ایماندار با این تشنگی روح، مشتاق است که دائماً با خدا صحبت کند. قبلاً اشاره کردیم که دعایی کوتاه که شخص بتواند برای هر نیکویی که از خدا دریافت می‌کند، دائماً با زبان و ذهنش تکرار کند، همان دعای عیسی است: «خداوند، عیسى مسیح، بر منِ گناهکار رحم فرما»؛ یا هنگامی که با مشکل روبرو می‌شود بگوید، «خداوندگارا، به من کمک کن.» بدین نحو، حضور مستمر خداوندگارمان، زندگی روزانۀ ما را شیرین می‌سازد، همانطور که او خود آرزو دارد و کمی قبل از صعودش به آسمان به ما وعده داد و فرمود: «اینک هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!» (متی ٢٨ :­۲۰).

علاوه بر این دعاهای کوتاه، که در هنگام انجام کاری می‌توانیم به زبان بیاوریم، روح ما این احساس نیاز را دارد که فقط با خدا باشد، و در صورت امکان، در خلوت و دور از حضور سایر افراد، با او صحبت کند. خداوندگار فرمود كه برای دعاهایی نظیر این، شخص باید به اتاق خود رفته، در را ببندد در نهان و دور از دید دیگران، نیایش کند. برای چنین لحظاتی، صبح زود قبل از شروع کار، و شب، ساعاتی قبل از خواب، بهترین و مناسب‌ترین وقت دعا می‌باشد. شخصِ ایماندار در آنجا قلب خود را برای جلال دادن خدا باز خواهد کرد، به‌همان نحوی که فرشتگان در آسمان خدا را جلال می‌دهند. او خدا را برای تمام آنچه که پیوسته با مهر و محبت خویش به او عنایت می‌فرماید، شکرگزاری خواهد نمود. انسان از خدا خواهش خواهد کرد که او را به‌خاطر تمام نیکویی‌هایی که در انجام آنها غفلت ورزیده، یا هر کلام و عمل شرم‌آوری که مرتکب شده، ببخشاید. او در رابطه با هر نیاز یا مشکل خود یا کل دنیا، از خدای قادر مطلق و مقدس یاری خواهد خواست؛ قلبش را به روی او باز خواهد کرد و دربارۀ هر آنچه احساس می‌کند باید با او در میان بگذارد، صادقانه صحبت می‌کند و اطمینان دارد که خدا با درک، مهر ومحبت به او گوش فرا خواهد داد. او یقیناً پاسخی دریافت خواهد کرد- پاسخ او همیشه آن چیزی نیست که انتظار دارد، بلکه آن چیزی است که پدر دانای مطلق و خیراندیشِ او می‌داند که به خیریت کسی است که دعا می‌کند. خداوندگار ما، آن خدا-انسان، هر آنچه را که وعده داده، دقیقاً حفظ می‌کند. او این را به ما ثابت کرده که «هر که بخواهد، به دست آورَد و هر که بجوید، یابد و هر که بکوبد، در به رویش گشوده شود» (متی ٧ :­۸).  

چرا او نباید به دعای ما پاسخ دهد؟ شاید چون قادر به این کار نیست؟ اما او قادر مطلق است! آیا نمی‌خواهد که کنار ما باشد و از ما حمایت کند؟ اما او رحیم‌ترین و بخشنده‌ترین است! او سراسر محبت است. محبت خدا باعث شد که به‌خاطر نجات ما، روی صلیب برود! پس چطور امکان دارد تصور کنیم که خدا آنچه را که برایمان بهترین است، انجام نخواهد داد؟

دعای ایماندار ارتدوكس به «درخواست» محدود نمی‌شود. همانطور که خداوندگار فرموده، خدا از نیازهای ما آگاه است؛ در دعای خود، «نخست در  پی ملكوت خدا و عدالت او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد» (م.ک. متی ٦ :­۳۳).

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

ایماندار علاوه بر دعایی که با استفاده از جملات خود بیان می‌کند، از دعاهایی که کلیسا قرنها پیش بنیان نهاده و در مراسم مقدس کلیسایی یافت می‌شوند نیز استفاده می‌کند. تقریباً تمام مراسم مقدس بدین شکل آغاز می‌شوند:

«به نام پدر، پسر و روح القدس. آمین.

جلال بر تو خدای ما، جلال بر تو.

ای پادشاه آسمانی، تسلی‌دهنده، روح راستی، که از ازل حضور دارى و همه چیز را با حضورت پر مى سازى، گنجینۀ تمام برکات و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو؛ ما را از هر عیب پاک ساز و جانهایمان را نجات ده، ای یگانه متبارک. آمین.

خدای قدوس، قدوسِ قادرمطلق، قدوس فنا ناپذير، بر ما رحم فرما (سه بار گفته می‌شود).

جلال بر پدر، و پسر و روح القدس؛ اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.

ای تثلیث اقدس، بر ما رحم كن. خداوندا، گناهان ما را عفو فرما. ای ارباب، شرارتهای ما را ببخش. ای یگانه قدوس، به‌خاطر نام خود ضعف هاى ما را ببین و شفا ده. خداوندا، رحم فرما. خداوندا، رحم فرما. خداوندا، رحم فرما.

جلال بر پدر، پسر و روح‌القدس؛ اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.

ای پدر ما...

ما دعای خود را با آوردنِ نام خدا و جلال نام او آغاز می‌کنیم.

دعای نخست، یعنی «ای پادشاه آسمانی...» دعا به روح‌القدس است. ما از او می‌خواهیم که به درون ما بیاید و ما را از هرگونه آلودگی گناه پاک ‌سازد، زیرا از این راه قادر خواهیم بود رابطه‌ای زنده با خدا برقرار سازیم، چون همانطور که خداوندگار فرمود، خداوند را پاکدلان خواهند دید (م.ک. متی ٥ :۸). بدین نحو، دعاهای بعدی ما مورد پذیرش خدای تثلیث قرار خواهد گرفت.

پس از این، سرودی را می‌خوانیم که اشعیای نبی با فوجی عظیم از فرشتگان مقدس خواند: «قدوس، قدوس، قدوس است خدای لشکرها...» (اشعیا ٦ :۳)، که با اندکی تغییر می‌گوییم: «خدای قدوس، قدوسِ قادرمطلق، قدوس فنا ناپذير، بر ما رحم فرما.» مخاطب این دعا سه شخص تثلیث اقدس است و از این رو سه بار بیان می‌شود، هر بار برای هر یکی از سه شخصِ پدر، پسر و روح‌القدس. از آنجایی که ما کلمۀ «قدوس» را سه بار تکرار می‌کنیم، این سرود را «سرود مقدس سه‌گانه» می‌نامیم. 

پس از آن، یک ستایش کوتاه به سه شخص تثلیث اقدس وجود دارد: «جلال بر پدر...» شخصِ مسیحی همواره خدا را جلال می‌دهد (یک ستایش طولانی هم وجود دارد).

فردِ با ایمان در برابر عظمت و قدوسیت مطلق خدا نسبت به گناهکار بودن خویش و نیاز به دریافت بخشایش از سوی خدا آگاه است. اشعیا پس از آن مکاشفۀ خدا، با گفتن این جمله احساس ندامت و گناهکاری نمود: «وای بر من که هلاک شده‌ام! زیرا که مردی ناپاک‌ لب هستم و در میان قومی ناپاک‌ لب ساکنم، و چشمانم پادشاه، خداوند لشکرها را دیده است» (اشعیا ٦ :­۵). بدین نحو، شخص ایماندار دعای خود را با مخاطب قرار دادن تثلیث اقدس ادامه می‌دهد و درخواست بخشایش و رحمت می‌کند: «ای تثلیث اقدس، بر ما رحم فرما.»

در آخر، ایماندار به خدای پدر پناه می‌برد و دعایی را که خداوندگار ما عیسی به‌عنوان الگو به ما تعلیم داد، تکرار می‌کند: «ای پدر ما...» که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم.

این چند دعای کوتاه، مفاهیمی جامع و کامل دارند، به‌گونه‌ای که هر مسیحی می‌تواند به‌آسانی، هر روز و هر شب به کار ببرد. شخص دعای صبحگاهی و شبانگاهی خود را با آن آغاز می‌کند و بسته به وقت آزادی که دارد، یک یا چند مزمور از عهدقدیم بدان اضافه می‌کند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

محتوای مزامیر با یکدیگر تفاوت دارند و با تمام نیازهای دل انسان همسو هستند. مزامیری وجود دارند پیرامون حمد و ستایش خدا، شکرگزاری به‌خاطر احسان و نیکویی‌هایش، توبه، استغاثه به درگاه خدا برای حفاظت در برابر دشمنان، بلایا و فجایع طبیعی و بسیاری خطرات دیگر. مزامیر دیگری هم هست که به مسیح، مسیح موعود، محبت و سرسپردگی به او، عشق به کلام خدا و بسیاری از موارد دیگراشاره می‌کنند. بنابراین، ایماندار بسته به شرایط روحی و روانی خود، مزموری مناسب را انتخاب می‌کند که هر بار شرایط او را بیان می‌دارند.

همچنین، از روی «کتاب دعا» (به یونانی: «سینوپسیس»)[1]، که کلیسا منتشر کرده، چند مورد مناسب را به‌عنوان دعای صبح یا شب می‌توان انتخاب کرد.

وقتی شخص خود را آمادۀ دریافت عشای ربانی می‌کند، به دعای شبانۀ قبلی خود، دعای خاص «قبل از عشای مقدس» و روز بعد، پس از دریافت عشا، «دعای شکرگزاری» را اضافه می‌کند.

 مزموری کوتاه که هر روز در جلسات مقدس کلیسا خوانده می‌شود، مزمور ٢٣ :­۱-۶ می‌باشد؛ این مزمور بیانگر ایمان به حفاظت خداست. شخصِ ایماندار به آسانی می‌تواند این آیات را حفظ کرده، آن را در دعاهایش تکرار نماید:

خداوند شبان من است؛

محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.

در مرتع هاى سبز مرا می‌خواباند؛

نزد آبهای آرام بخش مرا رهبری‌ می‌کند.

جان مرا تازه می‌سازد،

و به‌خاطر نام خود،

به راههای عدالت هدایتم می‌نمايد.

چون در وادی سايه موت نيز راه روم،

از بدی نخواهم ترسید،

زیرا تو با من هستى؛

 عصا و چوبدستی تو مرا تسلى خواهد داد.

سفره‌ای برای من در به حضور دشمنانم می‌گسترانی!

سَرَم را به روغن تدهین می‌کنی

و پیاله‌ام را لبریز می‌سازی.

هر آينه نیکویی و رحمت، تمام ايام عمرم در پی من خواهد بود،

و در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالآباد.

 

دعایی دیگر که آن هم بسیار زیبا، با مفاهیمی موجز و مختصر می‌باشد و هر روز کاربرد دارد، عبارت است از:

ای مسیح خداوندگار ما، تو در هر زمان و هر مکان پرستش می‌شوی.

هم در آسمان و هم بر زمین جلال یافته‌ای.

تو شکیبا، پر از رحمت و سرشار از شفقت هستی،

شخصِ عادل را دوست می‌داری و نسبت به گناهکار رحیمی.

تو همۀ ما را از طریق وعدۀ برکات آینده، به توبه فرا می‌خوانی.

خداوندگارا، در این ساعت تضرع‌های ما را بپذیر.

زندگی‌مان را به راه احکام خود هدایت نما.

روحمان را تقدیس کن، بدنمان را پاک ساز، ذهنمان را راست گردان.

افکار ما را پاک ساز، ما را از تمام پریشانی‌ها، خشم، خطر و نیاز رهایی ده.

ما را با فرشتگان مقدس خود احاطه گردان،

تا با صفوف آنها هدایت و محافظت شویم،

تا به یگانگی ایمان و معرفتِ جلال وصف‌ناپذیر تو دست یابیم.

تو متبارک هستی تا ابدالآباد.


آمین.[2]

 ............

[1]  Synopsis مجموعه‌ای است از دعاهای کوتاه و مراسم کلیسایی در حجم مختصر که تقریباً می‌توان آن را در خانۀ هر مسیحی ارتدوكس پیدا کرد. این چکیده حاوی دعاهای صبح، مراسم صبحگاهی، ساعتها، دعای عصر، مراسم پس از شام، عشای ربانی، سرود آکاتیست تقدیم به مادر خدا، استغاثه، سرودهای مخصوص عید و روزهای مقدس هر ماه، مراسم هفتۀ مقدس، برنامۀ قرائت انجیل و رسالات در طول یک سال. (یادداشت مترجم)

[2]  این دعا که مخاطب آن مسیح است، در آخر روز پس از شام (Apodeipno) یا دعای قبل از خواب و در جلسات کلیسایی خوانده می‌شود. Apodeipno مراسمی خصوصی است و در بین مسیحیان ارتدوكس بسیار معروف و محبوب است. دو نسخه از آن وجود دارد، نسخۀ طولانی‌تر آن (Mega یا «بزرگ») و نسخۀ کوتاهتر آن (Mikro یا «کوچک») می‌باشد که به لحاظ طولانی بودن متفاوت هستند. «Mega Apodeipno» اغلب با مراسم شبانگاهی ترکیب می‌شود و در شب تعطیلات خاص یا در ایام روزه در کلیسا خوانده می‌شود. (یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

سه دعای بسیار زیبای دیگر نیز در پایان «جلسۀ پس از شام» یافت می‌شود؛ یکی از آنها خطاب به «مادر مقدس خدا» خوانده می شود: «ای عروس هميشه باکرۀ مطهر و فسادناپذیر خدا...»؛ مخاطب دعای دیگر، خداوندگار ما، عیسی مسیح است: «و آرامی عطا فرما، ای ارباب روح و جسم ما...»؛ مخاطب دعای بعدی، فرشتۀ مقدس و نگهبان است: «ای فرشتۀ مقدس...»

شخصِ مسیحی قبل و بعد از ناهار و شام با خانواده و هر جایی که تنها باشد، دعایی خاص می‌خواند. این دعاها کوتاه بوده و به‌آسانی می‌توان آنها را حفظ کرد. این دو دعا عبارتند از:

 
🔹قبل از صرف غذا

«ای مسیح، خدا، غذا و نوشیدنی خادمین خود را برکت بده، زیرا تو همواره مقدس هستى، اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.»


🔹پس از صرف غذا

«ای مسیح، خداوندگار ما، تو را سپاس می‌گوییم که ما را با برکات زمینی خود سیر کردی. ما را از ملكوت آسمانی خود نیز محروم مساز، بلکه، همانطور که تو، یگانه نجات‌دهنده، بین شاگردانت آمدی و به ایشان آرامی بخشیدی، نزد ما نیز بیا و نجاتمان ده.»

 باشد كه شخص بخواهد گاه با خانواده بر سر میز شام بنشیند، و تمام اعضای خانواده بتوانند با یکدیگر دعا کنند و بدین نحو، پیوند خانوادگی بین خود و خدا را تقویت کنند.

در خانۀ مسیحیان ارتدوكس، به پیروی از سنتی برگرفته از زمان قدیم و در بهترین اتاق خانه، پردۀ شمائل قرار دارد که در آن، تصاویر مقدس خداوندگار، مادر خدا (Theotokos)، قدیس کلیسای آن ناحیه و دیگر قديسين قرار دارد. خانواده به هنگام جمع شدن در کنار یکدیگر، به خصوص برای دعای شبانگاهی، در مقابل پردۀ شمائل شمع روشن می‌کنند. در تعطیلات مهم و نیز در روزهای شنبه و یکشنبه، سنت مرسوم این است که به نشانۀ احترام، در مقابل شمائل بخور بسوزانند و از بخوردانی که در هر خانه‌ای یافت می‌شود، استفاده کنند. کارهایی نظیر این به ما کمک می‌کند که یک جَوِّ دعا و فضای روحانی ایجاد کنیم که به دل و روحمان نشاط و دلگرمی می‌بخشد.

هر زمان که از کاهن می‌خواهند که جلسات یا مراسم مختلف را برگزار کند، وی این کار را در مقابل پردۀ شمائل انجام می‌دهد؛ مراسمی نظیر برکت خانه یا تدهین مقدس برای عضوی از خانواده که سخت بیمار است؛ یا دعا در مراسم سرور و شادی مانند تولد یک کودک، روز نامگذاری عضوی از خانواده و سایر مراسم. بدین ترتیب، خانه و «کلیسایی که در خانه برپا می‌شود» مبارک می‌گردد (کولسیان‌ ٤ :­۱۵ و فیلیمون ١ :٢).

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه چهاردهم / آرتین
@LessonsOrthodox
تعمید

🔸قسمت دوم

تعمید کودکان
پروتستانها کودکان را تعمید نمی‌دهند، و به ضرورت ایمان قبل از تعمید اصرار دارند، بنابر این گفته خداوند که: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد »، و همچنین بر این حقیقت اصرار دارند که کودکان به هنگام تعمید معنای آن را درک نمی‌کنند. پس چگونه می‌توان بدون ایمان و درک تعمید گرفت؟
لیکن ما به دلایل زیر بر تعمید کودکان اصرار داریم:
(1) ما نگران حیات ابدی کودکان هستیم چراکه خداوند گفت: «...اگر کسی‌ از آب‌ و روح‌ مولود نگردد، ممکن‌ نیست‌ که‌ داخل‌ ملکوت‌ خدا شود ». پس چگونه می‌توانیم کودکان را تعمید ندهیم و آنان را در برابر داوری الهی قرار دهیم؟ چراکه خداوند کودکان را از جملات فوق‌ معاف نکرد.
(2) کودکان بوسیله تعمید، فرصت زندگی در کلیسا و بهره بردن از رازهای مقدس کلیسا را خواهند یافت. آنان ‌همچنین در کلیسا از تمام آثار فیض الهی در زندگی خود برخوردار خواهند شد. بدین وسیله، ما عملاً کودکان را برای زندگی ایمانی آماده می‌کنیم. اگر کودکان را از کلیسا محروم سازیم، ایمان و آثار فیض را از ایشان سلب می‌نماییم.
(3) کلام خداوند: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد » برای بالغین است که قادر به درک مفهوم ایمان هستند. به همین دلیل و بنابر همین آیه، ما نمی‌توانیم بالغینی را که ایمان ندارند تعمید دهیم. اما در مورد کودکان، امر خداوند را اجرا می‌کنیم که می‌گوید: «بگذارید کودکان نزد من آیند و ایشان را باز مدارید، زیرا پادشاهی آسمان از آن چنین کسان است ‌».
(4) از نظر ایمان، کودکان ‌همه چیز را می‌پذیرند و بدان ایمان می‌آورند؛ آنان ایمان را انکار نمی‌کنند؛ هنوز شک‌ها و سؤالات و بهانه‌های بزرگسالان بر آنان تأثیر نگذاشته است. چیزی نیست که آنها را از ملکوت خدا محروم سازد. تعمید کودکان مطابق اصل «نجات رایگان» است که پروتستانها به شدت به آن اعتقاد دارند.

(5) اگر ما بخواهیم افراط گونه به مسأله ایمان در تعمید توجه کنیم، همچنین باید بسیاری از بالغینی که هنوز درک کافی از حقیقت و عمق ایمان را ندارند محروم کنیم، همچون بسیاری از روستائیان، کارگران، بی‌سوادان، کم سوادان و تمام کسانی که فکر محدودی دارند و نمی‌توانند حقایق عمیق ایمانی را درک کنند. ممکن است بپرسیم: اندازه ایمان چنین اشخاصی چقدر باید باشد؟ آیا باید آنان را نیز همچون کودکان از تعمید محروم کنیم؟
(6) برخی می‌پرسند: اگر کودک پس از بلوغ ایمان را انکار کند آنوقت چه خواهد شد؟
در آن صورت او مرتد خواهد بود. وی ممکن است با اراده آزاد خود، فیضی را که یافته است رد کند. ما وظیفه خود را نسبت به او انجام داده‌ایم و سایر موارد به خودش مربوط است. او همانند کسی خواهد بود که به روح شروع کرده است و الان با جسم می‌خواهد کامل شود .
(7) آنان که تعمید کودکان را نمی‌پذیرند، حقیقتاً ضرورت تعمید برای نجات را انکار می‌کنند . زیرا اگر آنان ایمان داشته باشند که نجات بوسیله تعمید میسر است، مسأله تعمید کودکانشان نیز مهم خواهد بود.
از آنجا که پروتستانها مصِرّند که تنها ایمان شرط نجات است، و کودکان نیز ایمان ندارند، پس در نظر آنان چه بر سر کودکان تعمید نیافته و بی‌ایمان خواهد آمد؟ آیا آنان بدون ایمان و تعمید نجات خواهند یافت؟ سؤال بی‌پاسخ خواهد ماند.
(8) ما کودکان را تعمید می‌دهیم زیرا کتاب‌مقدس بدان اشاره می‌کند. کتاب‌مقدس به تعمید تمام بستگان و اهل خانه اشاره می‌کند و بی‌شک در میان اهل خانه، کودکان نیز هستند.
در زیر به برخی نمونه‌ها اشاره می‌کنیم:
(الف) تعمید زندانبان فیلیپی: حضرت پولس و حضرت سیلاس به او گفتند: «به‌ خداوند یسوع‌ مسیح‌ ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌ ». این بدان معناست که ایمان زندانبان نخستین گام نجات اهل خانه است. به همین دلیل است که بعد از آن نوشته شده: «آنگاه‌ کلام‌ خداوند را برای‌ او و همه کسانی که در خانه‌اش بودند بیان کردند. در همان ساعت از شب، زندانبان آنها را برداشته، زخمهایشان را شست و بی‌درنگ او و همه اهل خانه‌اش تعمید گرفتند ». کتاب‌مقدس کودکان را از سایر اهل خانۀ زندانبان فیلیپی جدا نمی‌کند بلکه می‌گوید: «... او و همه کسانی که در خانه‌اش بودند» که مطمئناً شامل کودکان نیز می‌باشد.
(ب) در مورد تعمید لیدیه، زن ارغوان فروش، نوشته شده: «و چون‌ او و اهل‌ خانه‌اش‌ تعمید یافتند ».
(ج) پولس رسول فرمود: «خاندان‌ استیفان‌ را نیز تعمید دادم‌ ». آیا در تمام خاندان استیفان یک کودک هم نبود؟
(د) کتاب‌مقدس اشاره نکرده که در بین تعداد کثیری از مردم که در روز پنطیکاست تعمید یافتند، کودکان نبودند.

@LessonsOrthodox
(9) تعمید کودکان امری تاریخی است. در اینجا ما به اختلاف‌نظر میان آگوستین قدیس و جروم قدیس درباره منشأ روح – که آیا آفریده شده یا زاده شده است - اشاره می‌کنیم.
حضرت آگوستین گفت که روح همراه انسان زاده شد و حضرت جروم گفت که روح آفریده شد. حضرت آگوستین پرسید: «اگر روح آفریده شود، گناه آدم را به ارث نمی‌برد. پس چرا ما باید کودکان را تعمید دهیم؟ » حضرت جروم نتوانست به این سؤال پاسخ دهد.
(10) هیچ آیه‌ای در مورد منع تعمید کودکان در ‌کتاب‌مقدس دیده نمی‌شود.
(11) ما کودکان را بر حسب ایمان والدینشان تعمید می‌دهیم. در مورد این امر اساساً در کتاب‌مقدس نمونه‌های زیادی وجود دارد:
(الف) چنانکه پیشتر اشاره کردیم، در عهد عتیق، ختنه نماد تعمید است. بنابر عهد بین خدا و ابراهیم، شخص ختنه شده عضو قوم خدا به حساب می‌آمد . می‌دانیم که بنا بر امر خدا، ختنه در روز هشتم پس از تولد انجام می‌شد . پسر هشت روزه در مورد عهد بین خدا و ابراهیم چه می‌دانست؟ تا چه اندازه از عضو شدن در قوم خدا آگاه بود؟ بی‌شک، او از آن هیچ اطلاعی نداشت، اما بر پایه ایمان والدینش به چنین عهدی، ختنه می‌شد. او عضو قوم خدا و وارث وعده‌هایی می‌شد که خدا به ابراهیم داده بود. کودک همه اینها را به واسطه ایمان والدینش کسب می‌کرد.
(ب) عبور از دریای سرخ، یکی از نمادهای تعمید (یا خود تعمید) بود، چنانکه پولس رسول شرح داد . این امر، رهایی از بردگی موت، شیطان و گناه را مهیا کرد. بالغینی که از وعده خدا به موسی آگاه بودند از دریا عبور کردند؛ آنان معنای نجات از بردگی بواسطه دستان خدای قادر مطلق را می‌فهمیدند، و آنگاه که از دریا عبور کردند (تعمید) نجات یافتند. اما در مورد کودکانی که بوسیله پدران و مادران خود حمل و از دریا عبور کردند چه باید گفت؟ البته آنان نیز از بردگی رهایی یافتند. آنان تعمید گرفتند اما نه بر پایه ایمان خود بلکه ایمان والدینشان، زیرا کودک بودند و از وقایع اطلاعی نداشتند.
(ج) نمونه پرمایه و مهم دیگر، نجات کودکان از طریق خون بره فصح به دست فرشته است که تمام نخست‌زادگان مصری را کشت. خداوند به موسی امر کرد که یک بز یا گوسفندِ یک سالۀ نرِ سالم را بکشند و خون آن را بر قائمه‌ها و سردر خانه‌ها بپاشند، و گفت: «خون را خواهم دید و از شما به آن سوی خواهم جهید‌ ».
خون برۀ فصح نمادی از خون مسیح خداوند بود که از طریق آن نجات را بدست آوردیم، چنانکه پولس رسول فرمود: «زیرا که‌ فصح‌ ما مسیح‌ در راه‌ ما ذبح‌ شده‌ است‌ ».
و حال سؤال اینجاست: کودکانی که با خون بره فصح نجات یافتند، چه ایمانی داشتند؟ آنان در مورد عهد بین خدا و موسی یا در مورد فصح و نجات از مرگ از طریق خون بره فصح چه می‌دانستند؟ بی‌شک آنان چیزی در این رابطه نمی‌دانستند، اما از طریق ایمان والدینشان نجات یافتند، والدینی که به خون بره، ثمرات آن و اهمیت خون بره فصح برای نجاتشان ایمان داشتند.
کودکانی که با ختنه شدن، با خون بره فصح و با عبور از دریای سرخ نجات یافتند، تنها پس از بلوغ به تمام آن مسائل عارف شدند. با این حال، نجات را در کودکی بطور رایگان و از طریق ایمان والدینشان دریافت کردند. وقتی کودکان بالغ شدند، عملاً این ایمان را پذیرفتند.

@LessonsOrthodox
سؤال 1:
اگر تعمید همان تولد تازه است، چرا پس از تعمید یافتن گناه می‌کنیم؟
تعمید، طبق تعلیم کتاب‌مقدس(رومیان 6:‌4)، تولد تازه است، اما لغزش ناپذیری را اعطاء نمی‌کند. ما در تعمید به تولد تازه، حیات نو و فیضهای نو می‌رسیم، و طبیعت تازه می‌یابیم. رسول می‌فرماید: «... محض‌ رحمت‌ خود ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولد تازه‌ و تازگی‌ای‌ که‌ از روح‌القدس‌ است‌ ». چنین طبیعتی، توانایی و استعداد زندگی روحانی را دارد.
لیکن تا زمانیکه در جسم هستیم، از لغزشها در امان نیستیم. در اینجا ما امتحان می‌شویم و اراده آزاد در انتخاب خوب و بد را داریم زیرا که فیض نو شدن - که در تعمید یافته‌ایم - آزادی ما را از بین نمی‌برد، چراکه شبیه خدا آفریده شده‌ایم. به همین دلیل، ممکن است شخص پاکدامن هفت بار در روز بیافتد و باز برخیزد. ولی ما لغزش ناپذیری و تاج عدالت را در حیات آتی خواهیم یافت. معلم ما پولس رسول در زمانهای آخر خود بارها گفت: «بعد از این‌ تاج‌ عدالت‌ برای‌ من‌ حاضر شده‌ است‌ که‌ خداوند داور عادل‌ در آن‌ روز به‌ من‌ خواهد داد؛ و نه‌ به‌ من‌ فقط‌ بلکه‌ نیز به‌ همه‌ کسانی‌ که‌ ظهور او را دوست‌ می‌دارند ».

سؤال 2
اگر کشیش تعمیددهنده گناهکار باشد، آیا در آن صورت آثار تعمید پابرجا خواهد ماند؟
فیضهایی که در تعمید می‌یابیم را خدا به ما می‌دهد نه کشیش، زیرا او کسی نیست جز خادم خداوند. این فیضها برپایه وعده‌های خدا استوار است و به کشیش تعمیددهنده ارتباطی ندارد.
- روحانی همانند نامه‌رسانی است که نامه شادی بخش را برای شما می‌آورد، اگر او خوش‌رو یا بد‌رو باشد فرقی نمی‌کند، نامه‌ای که به شما می‌رسد شادی بخش است.
- همچنین می‌توانیم کشیش روحانی را با باغبانی مقایسه کنیم که بذرها را بر زمین می‌کارد تا محصول بار آورد؛ چه او گناهکار باشد و چه پاک، مسأله این است که خود بذرها حیات دارند نه دستهای باغبان.
- ممکن است شما با فنجان زرین یا مسی آب بنوشید، اما آب همان آب است.
در مباحثه در مورد تعمید و ثمراتش، باید اصول ایمانی را به صورت عینی مورد بحث قرار دهیم. نباید بر روی موضوعات ذهنی که ما را به قضاوت دیگران هدایت می‌کند - بدون توجه به آن نعمتهایی که خداوند در تعمید، بر مبنای انجیل حقیقی خود، به انسان عطا کرد - دست بگذاریم.

سؤال 3
آن دزد روی صلیب چگونه بدون تعمید نجات یافت؟
ما در جواب می‌گوییم که آن دزد بهترین تعمید را یافت، تعمیدی که همه ما مشتاقش هستیم. تعمید چیست جز مردن با مسیح، چنانکه پولس رسول در رساله رومیان باب 6 به ما می‌آموزد؟ آن دزد حقیقتاً با مسیح مرد و مرگ او، تعمیدش شد. شهیدانی که به وقت آزارها و شکنجه‌ها به مسیح ایمان آورده و در راه او کشته شدند، اما پیش از کشته شدن فرصت تعمید آب را نداشتند، به همین شکل تعمید خون یافتند. مرگ ایشان به عنوان تعمیدشان به حساب آمد زیرا که همچون آن دزد، با مسیح مردند.

سؤال 4
اگر تعمید ضروری است، چرا پولس رسول و سیلاس به زندانبان فیلیپی گفتند: «به‌ خداوند یسوع‌ مسیح‌ ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌ » و نگفتند: «ایمان آور و تعمید یاب»؟ آیا همین ثابت نمی‌کند که ایمان برای نجات کافی است؟
جواب این پرسش این است که هر دو رسول با یک بی‌ایمان صحبت می‌کردند. اگر او ایمان نمی‌آورد، هرکاری هم که می‌کرد نجات نمی‌یافت. پس آنان نخست باید او را به ایمان هدایت می‌کردند. اگر او ایمان می‌آورد آنگاه در مورد مسائل ضروری برای نجات صحبت می‌کردند. به همین دلیل است که در ادامه به این دو واقعه می‌رسیم:
(الف) «آنگاه‌ کلام‌ خداوند را برای‌ او و تمامی‌ اهل‌ بیتش‌ بیان‌ کردند ».
(ب) «خود و همه‌ کسانش‌ فی‌الفور تعمید یافتند ».
بنابراین ما نباید تنها به یک آیه اکتفا کنیم و به سایر آیات مربوطه توجه نکنیم. در کنار آیه مربوط به ایمان زندانبان فیلیپی، باید آیه مربوط به تعمید او را نیز قرار دهیم. و در کنار سخنان رسولان یعنی: «ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌»، همچنین باید سخنان خداوند را قرار دهیم که می‌گوید: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد ». به علاوه، تمام آیاتی که مربوط به نجات از طریق تعمید هستند را باید در کنار اینها قرار دهیم، آیاتی همچون اول پطرس 3: 21 و تیتوس 3: 5.

سؤال 5
اگر تعمید اینقدر مهم است، آیا پیامبران عهد عتیق تعمید یافتند؟
اگر حکم تعمید در آن زمان وجود داشت، آنان تعمید می‌یافتند. اما این حکم به مسیحیان داده شد. چرا؟ زیرا تعمید یعنی مردن با مسیح، و مسیح در عهد عتیق هنوز نمرده بود.
پیامبران عهد عتیق، آنچه می‌توانستند در عصر خود انجام دهند، کردند یعنی: نمونه‌های تعمید از جمله ختنه و عبور از دریای سرخ. ایشان ‌همچنان عید فصح را برگزار کردند که نماد خون مسیح بود. ما نباید انتظار داشته باشیم مردم از حکمی اطاعت کنند که برایشان ناآشنا بود.

@LessonsOrthodox
سؤال 6
آیا نجات بوسیله کلام است یا آب؟

آیا گفتار رسول در مورد کلیسا یعنی: «تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید » بدین معناست که چون طاهر شدن بوسیله کلام است، پس نجات نیز بوسیله کلام است؟ و در مورد سایر آیاتی که ضرورت کلام را برای نجات نشان می‌دهند چه؟ آیاتی همچون: «تولد تازه‌ یافتید نه‌ از تخم‌ فانی‌ بلکه‌ از غیرفانی‌ یعنی‌ به‌ کلام‌ خدا که‌ زنده‌ و تا ابدالاباد باقی‌ است ‌» و «او محض‌ اراده‌ خود ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود » و چرا نمی‌گوید: « بوسیله تولد تازه .... بوسیله تعمید» و «ما را بوسیله تعمید نجات داد»؟
اهمیت آب برای نجات چیست؟
از آنجا که خداوند گفت: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد»، پس نجات از این طریق حاصل خواهد شد. اما فراز «هر که ایمان آورد» باید از طریق موعظه و تعلیم حاصل شود، زیرا رسول می‌گوید: «پس‌ چگونه‌ بخوانند کسی‌ را که‌ به‌ او ایمان‌ نیاورده‌اند؟ و چگونه‌ ایمان‌ آورند به‌ کسی‌ که‌ خبر او را نشنیده‌اند؟ و چگونه‌ بشنوند بدون‌ واعظ‌؟ ». اهمیت کلمه در اینجا نمایان می‌شود.
ابتدا کلام، ایمان را به بار می‌آورد و سپس با تعمید، نجات و تازگی حیات حاصل می‌شود. اگرچه نجات و تولد تازه از طریق تعمید حاصل می‌شود، اما ابتدا باید کلمه باشد تا شخص را به ایمان هدایت نماید و ایمان منجر به تعمید گردد. به همین دلیل رسول می‌گوید: «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود » و «تولد تازه‌ یافتید ... به‌ کلام‌ خدا » بدین مقصود که «کلام» سرچشمه‌ایست که ما را به همه آنها هدایت می‌کند. و گفته‌های رسول در مورد کلیسا یعنی: «تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید » بدین معناست که طاهر شدن با تعمید (یعنی غسل آب) کامل می‌شود و این از طریق کلام است یعنی موعظه و بشارت کلام که ایمان و تعمید را حاصل می‌کند.
مشاهده می‌کنیم که رسول می‌فرماید: «به غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» و نمی‌گوید: «به غسل آب یعنی کلام». اگر غسل آب به معنای کلام باشد، در آن صورت نیازی به تکرار نبود. اما «غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» به معنای غسل آب است که در اثر کلام انجام می‌پذیرد. بدون کلام و اثرات آن مردم نمی‌توانند غسل آب یعنی تعمید یابند.
همچنین مشاهده می‌کنیم که در فرازهای زیر به کلمه «ایمان» اشاره نشده است: «تولد تازه‌ یافتید .... به‌ کلام‌ خدا» و «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود». آیا کلام بدون ایمان برای تولد تازه کافی است؟ ممکن نیست! واژه «ایمان» بیان نشده است زیراکه خود متن این مفهوم را می‌رساند.
وقتی مفهومشان در خود متن آشکار است، نیازی نیست که کلمات هر بار تکرار شوند. ما نمی‌توانیم هر بار کلماتی چون: کلام، ایمان، تعمید، تولد تازه را تکرار کنیم. موعظه کلام اهمیت خود را دارد و کسی منکر آن نیست. اما با این حال، نمی‌توان در مورد همه گفت: «بوسیله کلمه حق تولید شده» خواه ایمان داشته باشد خواه نداشته باشد. در مورد تعمید نیز به همین گونه است.
فراز «غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» دو چیز را نشان می‌دهد: کلام و تعمید. توجه کنید که به کلمه «ایمان» اشاره نشده است زیرا خود متن گویای آن است.
پروتستان ها دائماً بر ایمان تأکید می‌کنند. آیا فقدان کلمه ایمان در
افسسیان 5: 26، یعقوب 1: 18 و اول پطرس 1: 23 به این معناست که ایمان مهم یا ضروری نیست؟ البته که نه. گاهی نبود یک کلمه آن را بی‌اهمیت نمی‌سازد، بلکه متن به خودی خود گویا است. کلمه «تعمید» نیز چنین است.

@LessonsOrthodox
سؤال 7
جایگاه آب در نجات و تولد ثانوی چیست؟

(الف) اگرچه واژه «آب» در فراز «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود» و «تولد تازه‌ یافتید .... به‌ کلام‌ خدا» ذکر نشده است، لیکن در سخنان خداوند به وضوح آمده است: «اگر کسی‌ از آب‌ و روح‌ مولود نگردد، ممکن‌ نیست‌ که‌ داخل‌ ملکوت‌ خدا شود ». در این آیه مشخص است که تولد تازه با آب است، آب به معنای واقعی و نه نمادین.
(ب) همچنین زمانیکه کرنلیوس و همراهانش ایمان آورده به کلیسا ملحق شدند، این امر دیده می‌شود. در این مورد، مردان عادل بوسیله خدا به ایمان دعوت شدند: فرشته‌ای بر کرنلیوس ظاهر شد و پطرس رویایی دید و حکم خداوند را شنید. سپس حضرت پطرس کلام را به ایشان موعظه کرد و روح‌القدس بر همه کسانی که پیام را شنیدند نازل شد و آنان به زبانها سخن گفتند.
آیا این برای تولد ثانوی آنان کافی بود؟ آیا حضرت پطرس می‌توانست به آنان بگوید: «این تولد تازه بر همگی شما مبارک است؟» خیر بلکه حضرت پطرس پس از همه اینها بدیشان گفت: «حال که اینان روح‌القدس را درست همانند ما یافته‌اند، آیا کسی می‌تواند از تعمیدشان در آب مانع گردد؟ پس دستور داد ایشان را در نام یسوع مسیح تعمید دهند ».
نویسنده کتاب اعمال رسولان در مورد این واقعه چنین شرح می‌دهد: «امت‌ها نیز کلام‌ خدا را پذیرفته‌اند ». در اینجا اهمیت آب در کنار اهمیت کلمه دیده می‌شود و واژه «آب» به معنای «کلمه» نیست آنگونه که برخی در رساله افسسیان اشتباه فهمیدند.
(ج) نمونه مبرهن دیگر، تعمید خواجه سرای حبشی است. وقتی او ایمان آورد، کتاب‌مقدس می‌گوید: «و چون‌ در عرض‌ راه‌ به‌ آبی‌ رسیدند، خواجه‌ گفت‌: "اینک‌ آب‌ است‌! از تعمید یافتنم‌ چه‌ چیز مانع‌ می‌باشد؟" فیلپس‌ گفت‌: "هر گاه‌ به‌ تمام‌ دل‌ ایمان‌ آوردی‌، جایز است‌." او در جواب‌ گفت‌: "ایمان‌ آوردم‌ که‌ یسوع مسیح‌ پسر خداست‌." پس‌ حکم‌ کرد تا ارابه‌ را نگاه‌ دارند و فیلپس‌ با خواجه‌سرا هر دو به‌ آب‌ فرود شدند. پس‌ او را تعمید داد ».
این تعمید نیز همانند تعمید کرنلیوس و همراهانش، با آب انجام شد؛ تعمید با آب واقعی بلافاصله پس از موعظه کلام ضروری بود. در این مورد نیز «آب» برابر «کلام» نبود. اگر خواجه سرا با کلام از نو متولد می‌شد و با کلام غسل می‌گرفت، دیگر چه نیازی به آب بود؟
می‌خواهم در مورد موضوع مهمی صحبت کنم:
اهمیت آب و نمادهای آن در کتاب‌مقدس
به منظور درک بیشتر که چرا آب برای غسل و تولد تازه طی راز تعمید انتخاب شده است، باید یادآوری کنیم که حتی در آغاز آفرینش، میان آب و حیات ارتباط وجود داشت. کتاب‌مقدس می‌گوید: «روح‌ خدا سطح‌ آبها را فرو گرفت ‌». و خدا گفت: «آبها به‌ انبوه‌ جانوران‌ پر شود و پرندگان‌ بالای‌ زمین‌ بر روی‌ فلك‌ آسمان‌ پرواز كنند ». پس حیات از آب بیرون آمد و ما می‌توانیم ارتباط میان آب، حیات و روح خدا را مشاهده نماییم.
همچنین در عهد عتیق می‌خوانیم که خدا خود را به آب تشبیه می‌کند آنگاه که مردم را سرزنش کرده می‌گوید: «زیرا قوم‌ من‌ دو كار بد كرده‌اند. مرا كه‌ چشمه‌ آب‌ حیاتم‌ ترك‌ نموده‌ و برای‌ خود حوضها كنده‌اند، یعنی‌ حوضهای‌ شكسته‌ كه‌ آب‌ را نگاه‌ ندارد ». این همبستگی همچنین در کلام مسیح خداوند دیده می‌شود: «"کسی‌ که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، چنانکه‌ کتاب‌ می‌گوید، از بطن‌ او نهرهای‌ آب‌ زنده‌ جاری‌ خواهد شد". اما این‌ را گفت‌ درباره‌ روح‌ که‌ هر که‌ به‌ او ایمان‌ آرد او را خواهد یافت‌ زیرا که‌ روح‌القدس‌ هنوز عطا نشده‌ بود، چونکه‌ یسوع تا به‌ حال‌ جلال‌ نیافته‌ بود ».
این سخنان ‌همانند سخنان خداوند در مورد خودش هستند آنگاه که با زن سامری راجع به آب حیات مباحثه می‌کرد: «لیکن‌ کسی‌ که‌ از آبی‌ که‌ من‌ به‌ او می‌دهم بنوشد، ابداً تشنه‌ نخواهد شد، بلکه‌ آن‌ آبی‌ که‌ به‌ او می‌دهم‌ در او چشمه‌ آبی‌ گردد که‌ تا حیات‌ جاودانی‌ می‌جوشد ».
بنابراین آب نمادی از حیات و گاهی نماد خود روح‌القدس است. چه زیباست آن وحی الهی در اولین مزمور در مورد مرد پاکدامن: «پس‌ مثل‌ درختی‌ نشانده‌ نزد نهرهای‌ آب‌ خواهد بود، كه‌ میوة‌ خود را در موسمش‌ می‌دهد، و برگش‌ پژمرده‌ نمی‌گردد و هر آنچه‌ می‌كند نیک‌انجام‌ خواهد بود ». این میوه، همان ثمره روح‌القدس است.
ارتباط میان آب، حیات و روح‌القدس در کتاب‌مقدس از کتاب پیدایش آغاز می‌شود (1: ‌2) و تا انتهای کتاب مکاشفه یوحنا ادامه می‌یابد: «من‌ به‌ هر که‌ تشنه‌ باشد، از چشمه‌ آب‌ حیات‌، مفت‌ خواهم‌ داد » و «و نهری‌ از آب‌ حیات‌ به‌ من‌ نشان‌ داد که درخشنده‌ بود، مانند بلور و از تخت‌ خدا و بره‌ جاری‌ می‌شود » و «... و هر که‌ تشنه‌ باشد، بیاید و هر که‌ خواهش‌ دارد، از آب‌ حیات‌ بی‌قیمت‌ بگیرد ». در عبور از دریای سرخ، آب توأماً نماد حیات و موت بود؛ موت انسان اسیر و حیات انسان آزاد که از آب خارج می‌شود.

@LessonsOrthodox
در پنجشنبه مقدس آب به نشان پاکی است. به همین علت است که خداوند پس از شستن پاهای رسولان گفت: «... و شما پاک‌ هستید ».
مزمورنویس می‌گوید: «دستهای‌ خود را در صفا می‌شویم ‌».
این پاکی و طهارت، غسلِ تولد تازه همراه با کلام است؛ پاکی‌ای که در غسلِ تولد تازه یعنی تعمید به دست می‌آوریم چنانکه رسول می‌گوید: «و بدنهای‌ خود را به‌ آب‌ پاک‌ غسل‌ داده‌، نزدیک‌ بیاییم ‌».
آب و خون
وقتی روی صلیب، یکی از سربازان به پهلوی مسیح نیزه زد: «در دم‌ خون‌ و آب‌ از آن روان شد ». در این امر، حکمت الهی چه بود؟ از پهلوی او خون جاری شد تا به ما نشان دهد که بازخرید شده‌ایم. اما چگونه بازخرید می‌شویم؟ از طریق آب در تعمید. بنابراین، خروج توأم خون و آب از پهلوی مسیح، رهایی ما را معلوم می‌سازد. ما خون مسیح را، که از گناهانمان طاهر می‌سازد، از طریق آب دریافت می‌کنیم. و چه زیباست که در راز عشای ربانی، خون و آب مخلوط می‌شوند.
یوحنای رسول، شاگرد محبوب، که شاهد خروج خون و آب بود، موضوع را روشن ساخته می‌گوید: «زیرا سه شاهد وجود دارد: روح و آب و خون؛ و این سه با هم توافق دارند ». این آیه رستگاری را شرح می‌دهد. رستگاری به واسطه خون (خون مسیح) به ما داده شد و ما شایستگی دریافت آن را از طریق تولد تازه از آب و روح به دست می‌آوریم. پس این سه یعنی روح و آب و خون در تعمید.

سوال 8
آیا آب تمام این اثرات را دارد؟

(الف) این سؤال مرا به یاد اعتراض نعمان سریانی می‌اندازد که الیشع از او خواست تا خود را در اردن بشوید تا پاک شود. او نمی‌توانست باور کند که مشکل آنقدر ساده است که با شستن در آب حل می‌شود، بخصوص اینکه در دمشق رودهای بهتری وجود داشت . اما وقتی او اطاعت کرد و خود را شست، بواسطه ایمانش پاک شد. نبی به نعمان حکم کرد که خود را در رود اردن بشوید، همان رودی که یوحنای تعمید‌دهنده بعداً در آن تعمید می‌داد (متی 3: ‌6). آیا ما باید همانند نعمان گمان کنیم که آب نمی‌تواند چنین تأثیراتی داشته باشد؟
خدا مطابق رأی اراده خود به ما فیض می‌بخشد. در این مورد، فیض در خود آب رود اردن نبود بلکه در قوت تطهیری بود که خدا بدان بخشیده بود. در مورد تعمید نیز چنین گفته می‌شود، که در ادامه توضیح خواهیم داد.
(ب) زمانیکه خداوند کور مادرزاد را شفا داد، گِل را روی چشمانش قرار داده گفت: «برو در حوض‌ سیلوحا (که‌ به‌ معنی‌ مرسلاست‌) بشوی‌. پس‌ رفته‌ شست‌ و بینا شده‌، برگشت ‌». با ایمان بود که کور مادرزاد بینا شد، اما خدا چنین اراده فرمود که او را از طریق آب بینا کند (و تعمیدْ بینایی روحانی است). باشد که اراده خدا چنانکه خود می‌خواهد کرده شود؛ ما طراح برنامه‌های خدا نیستیم؛ نامش متبارک باد.
(ج) بعلاوه، ما در جواب این سؤال می‌گوییم که آبِ تعمید تنها یک آب معمولی نیست و شخص تعمید یافته نیز تنها از آب متولد نشده بلکه از آب و روح. روح‌القدس آب تعمید را تقدیس می‌کند و به آن طبیعت خاصی می‌بخشد چنانکه هرکه در آب فرو می‌رود از آب و روح متولد می‌شود. پس شخص تعمید یافته شایستگی رهایی بواسطه خون مسیح را پیدا می‌کند. وقتی او در این آب فرو رفت، با مسیح مدفون شد و در مرگ او شریک شد تا شایستگی شراکت در رستاخیز او را نیز پیدا کند. به همین دلیل است که در تقدیس آب تعمید، روغن مسح، یعنی روغن روح‌القدس را در آن می‌ریزیم. بنابراین آب بواسطه روح‌القدس تقدیس می‌گردد. هرکه از این آب زاده شود، از آب و روح زاده شده است.
در تقدیس آب تعمید، شخص روحانی مناجات تقدیس آب را می‌خواند و روح‌القدس را فرا می‌خواند. او همچنین عبارات خاصی از کتاب‌مقدس را قرائت می‌کند. از این رو آب تعمید که ما را پاک می‌کند بواسطه کلام تقدیس می‌شود.

@LessonsOrthodox
سؤال 9
بهتر نیست بگوییم تعمید، رستاخیز با مسیح است و نه مردن با مسیح؟ چراکه مرگ مضر است حال آنکه رستاخیز سودمند می‌باشد.
تعمید، مردن با مسیح و رستاخیز با اوست چنانکه پولس رسول در رساله به رومیان شرح می‌دهد: «زیرا اگر بر مثال‌ موت‌ او متحد گشتیم‌، هرآینه‌ در قیامت‌ وی‌ نیز چنین‌ خواهیم‌ شد » و «پس‌ هرگاه‌ با مسیح‌ مردیم‌، یقین‌ می‌دانیم‌ که‌ با او زیست‌ هم‌ خواهیم‌ کرد ». در این مورد کسی نباید به تفکرات خود متوسل و از تعلیم کلیسا دور شود و بگوید که مردن بی‌فایده است اما رستاخیز سودمند است. کتاب‌مقدس می‌گوید: «آیا نمی‌دانید که‌ جمیع‌ ما که‌ در مسیح‌ یسوع تعمید یافتیم‌، در موت‌ او تعمید یافتیم‌؟ پس‌ چونکه‌ در موت‌ او تعمید یافتیم‌، با او دفن‌ شدیم‌ تا آنکه‌ به‌ همین‌ قسمی‌ که‌ مسیح‌ به‌ جلال‌ پدر از مردگان‌ برخاست‌، ما نیز در تازگی‌ حیات‌ رفتار نماییم‌ ». پولس رسول در رساله به کولسیان نیز تکرار کرده می‌گوید: «و با وی در تعمید مدفون‌ گشتید که‌ در آن‌هم‌ برخیزانیده‌ شدید به‌ ایمان‌ بر عمل‌ خدا که‌ او را از مردگان‌ برخیزانید ». از این آیات مشخص است که تعمید هم موت و هم رستاخیز است.
بواقع کسانیکه موت مسیح را خوار می‌شمارند نمی‌توانند از برکات رستاخیز برخوردار شوند.
ممکن است سؤال شود: چرا در تعمید موت هست و اهمیت آن چیست؟
(الف) شراکت با مسیح خداوند. پولس رسول نگفت که تنها در قدرت رستاخیز او شریک می‌شود بلکه گفت: «می‌خواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم » و « با مسیح‌ مصلوب‌ شده‌ام ‌». فراز «مردن با مسیح» بارها در نامه رومیان تکرار شده است (باب 6).
(ب) طبیعت فاسد انسان (انسان کهنه) باید در تعمید بمیرد و طبیعت تازه را در بر کند. به همین دلیل است که رسول در سخنان خود از مصلوب شدن انسان کهنه در تعمید سخن می‌گوید. در همان باب از رساله رومیان می‌فرماید: «زیرا این‌ را می‌دانیم‌ که‌ انسانیت‌ کهنه‌ ما با او مصلوب‌ شد تا جسد گناه‌ معدوم‌ گشته‌، دیگر گناه‌ را بندگی‌ نکنیم‌. زیرا هر که‌ مرد، از گناه‌ مبرا شده‌ است‌ ». اینجا فایده مرگ آشکار می‌شود. برخلاف گمان برخی، موت مضر نیست، بلکه برای ما بهتر است که طبیعت کهنه بمیرد تا بتوانیم با طبیعت تازه رستاخیز نماییم، طبیعتی که شبیه خدا است. چراکه طبیعت فاسد قدرت رستاخیز با مسیح را ندارد. لازم است که طبیعت کهنه بمیرد تا زندگی کند.
(ج) با شراکت در مرگ او اعتراف می‌کنیم که محکوم به موت و در گناهان خود مرده بودیم و مسیح به جای ما مرد و مدفون گشت. و چون مزد گناه موت است، با او در تعمید مدفون می‌شویم. بدین روش شایستگی برکات رستاخیز مسیح را بدست می‌آوریم.
(د) بدیهی است که برای رستاخیز نخست باید بمیریم. هرکه در تعمید با مسیح قیام می‌کند نخست باید با او بمیرد. اگر نمیرد چگونه رستاخیز کند؟

@LessonsOrthodox
سؤال 10
چرا کسی که والدینش تعمید یافته و از گناه آدم مبرا شده‌اند، باید همانگونه تعمید یابد تا از این گناه آزاد شود؟
ما مجازات موت را از والدین خود به ارث نمی‌بریم که با تعمید آنان، ما نیز نجات یابیم، بلکه آن را مستقیماً از آدم و حوا - یعنی نخستین انسانها - به ارث می‌بریم،. ما نسل آدم هستیم. وقتی طبیعت آدم گناه کرد و به مرگ محکوم شد، همه چیز در نسل او فانی شد. ما از نسل آدم و تحت مجازات مرگ هستیم. لذا نه تنها قائن، هابیل و شیث، بلکه همگی فرزندان نسل آدم به مرگ محکوم شدند. در مورد این، کتاب‌مقدس می‌گوید:
«پس همانگونه که گناه به واسطه یک انسان وارد جهان شد، به واسطه گناه، مرگ آمد، و بدین سان مرگ دامنگیر همه آدمیان گردید، از آنجا که همه گناه کردند » و همچنین می‌گوید: «و چنانکه‌ در آدم‌ همه‌ می‌میرند در مسیح‌ نیز همه‌ زنده‌ خواهند گشت‌ ». از این رو، مرگ مجازاتی برای تمامی نسل انسان، یعنی بنی آدم بود. هر انسان متولد شده‌ای محکوم به مرگ است زیرا نسل آدم است.
نجات از مرگ، یک نجات شخصی است، خواه والدین آن را پذیرفته و خواه نپذیرفته باشند. این نجات به توبه و ایمان به تعمید و خون مسیح و دیگر برکات وفیضها نیاز دارد. هیچ والدی بی‌گناه نیست. مزمورنویس می‌گوید: «اینك‌ در معصیت‌ سرشته‌ شدم‌ و مادرم‌ در گناه‌ به‌ من‌ آبستن‌ گردید ».
ما در گناه متولد می‌شویم تا زمانیکه از بند فساد رهایی یابیم (رومیان 8: ‌21). چه زمانی از این فساد رهایی می‌یابیم؟ پولس رسول در مورد بدنهای ما می‌گوید: «در مورد رستاخیز مردگان نیز چنین است‌. آنچه کاشته می‌شود فسادپذیر است؛ آنچه بر می‌خیزد، فسادناپذیر... زیرا این بدنِ فسادپذیر باید فسادناپذیری را بپوشد و این بدن فانی باید به بقا آراسته شود ». این چه موقع ممکن است؟ زمانیکه شیپور به صدا در آید و مردگان برخیزند.


آیا ممکن است تعمید تکرار شود؟
سؤال: آیا ممکن است تعمید تکرار شود؟ آیا در «اعتقادنامه نیقیه» گفته نمی‌شود: «ما اعتقاد داریم به یک تعمید برای آمرزش گناهان»؟ و در کتاب‌مقدس گفته نشده: «یک تعمید »؟
جواب: درست است که نوشته شده: «یک تعمید» لیکن باید کل آیه خوانده شود: «یک ایمان، یک تعمید».
هرجا که یک ایمان باشد، یک تعمید نیز خواهد بود.
ما هرگز نمی‌توانیم کسی را که در کلیسای هم‌ایمانمان تعمید یافته، دوباره تعمید دهیم.
لیکن تعیمد باید توسط روحانی شرعی، که اقتدار کهانتی دارد و می‌تواند راز تعمید را انجام دهد، صورت پذیرد. همچنین تعمید، منوط به ایمان شخص به تمام تأثیرات این تعمید است.
چگونه می‌توانیم تعمید کلیساهایی را که به کهانت، تعمید به عنوان راز کلیسا، و اثرات آن اعتقاد ندارند بپذیریم؟
همین امر در مورد کلیساهایی که به راز تعمید و کهانت اعتقاد دارند، اما توسط پدران کلیسا لعن شده‌اند، صادق است. ابتدا باید لعن‌ها از میان برداشته شود تا بتوانیم رازهای کلیسایشان را بپذیریم.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه شانزدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸فصل 34 -  سرويس هاى مقدس روزانه

  مراسم مقدسی که روزانه در کلیساهای ارتدوكس برگزار می‌شوند، کدامند؟

از دوران عهدقدیم، عدد هفت نماد کاملیت بوده، در موقعیت‌های مختلف به کار رفته است. مزمورنگار می‌فرماید: «روزی هفت بار تو را می‌ستایم» (مزمور ١١٩ :­۱۶۴). کلیسا برای ۲۴ ساعت از روز، هفت رسم مقدس تعیین کرده تا کل روز با دعا تقدیس گردد. در ابتدا، این مراسم در صومعه‌ها و دیرها برای راهبان و راهبه‌ها برگزار می‌شد تا کسانی که وقت خود را وقف دعا می‌کنند، آنها را به‌جا آورند. در طول قرون و اعصار، این مراسم به جزئی از حیات کلیسای محلی تبدیل شد، هرچند زمان مراسم آنها وابسته به زمان‌بندی و برنامۀ زندگی جامعۀ ایمانداران آن ناحیه بود، تا بدین نحو بتوانند در آنها شرکت کنند.

باید در اینجا اضافه کنیم که کلیسا سنت بیزانسی را حفظ کرده و تحویل روز- حتی تا به امروز- از ساعت ۱۲ نیمه شب آغاز نمی‌شود، بلکه با عصر روز قبل (در واقع با غروب آفتاب). به همین دلیل است که همۀ تعطیلات یا اعیاد کلیسایی عصر روز قبل آغاز می‌شود. به‌عنوان مثال، رستاخیز مسیح که هر یکشنبه جشن گرفته می‌شود، عصر شنبه آغاز می‌شود.

بیایید به مراسم مقدس موجود در بیست و چهار ساعت روز نگاهی بیندازیم که در کتابی تحت عنوان «کتاب ساعتها» آورده شده‌اند (به یونانی: «اورولوگیون تو مِگا»؛ نیایش‌نامۀ راهبان).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔹۱. دعای عصر (Hesperinos)

این مراسم «دعای عصر» خوانده می‌شود، زیرا هنگام عصر و تحویل روز برگزار می‌گردد. بر اساس آنچه اندکی پیش اشاره کردیم، این نخستین مراسم مقدس روز است و با مزمور ۱۰۳ [۱۰۴] آغاز می‌شود که حکمت و خلقت فوق‌العادۀ خدا را تمجید می‌کند. این مزمور «مقدماتی» (به یونانی، «پرو-اویمیاکوس»= اولیه) نامیده شده است، زیرا مقدمۀ تمام دعاها و مزامیری است که درطول یک روز جدید در پی یکدیگر خوانده می‌شوند. سرود «ای نور فرح بخش» (به یونانی: « فوس ایلارون») را در اواسط دعای عصر می‌خوانند که از قرن چهارم برای ما باقی مانده است! این سرود، عيسى مسیح را به‌عنوان نور ستایش می‌کند و به دلیل درخشش غروب خورشید در آن لحظه، خدای تثلیث را حمد و تمجید می‌نماید. بوی خوش بخوری که به هنگام خواندن آیات مزمورِ «دعای من به حضور تو مانند بخور آراسته شود...» خوانده می‌شود، سرودها، درخواستها و دعاهایی که به هنگام غروب خورشید خوانده می‌شود، همگی قلب ایماندار را در توبه و پشیمانی فرو می‌برند.

 
🔹۲. مراسم بعد از شام (Apodeipnon)

از این نام مشخص است که این جلسۀ مقدس پس از شام برگزار می‌شود (به یونانی: «آپودِی‌پنون»= پس از شام). این مراسم پس از دعای عصر برگزار می‌گردد و در روزهای خاصی از سال با سایرمراسم مقدس مناسب فصل همراه می‌شود. هر ایمانداری می‌تواند این نیایش را به تنهایی در خانه و قبل از خوابیدن به جا آورد.

مراسم مختصری بعد از شام (Small Apedeipnon) وجود دارد که در طول یک سال برگزار می‌شود و مراسم بزرگی بعد از شام بزرگ (Great Apedeipnon) هست که در طول ایام روزۀ طولانی برگزار می‌گردد.
 

🔹۳. مراسم نیمه شب (Mesonyktikon)

همانطور که از کلمۀ «مسونیک‌تیون» استنباط می‌شود، این مراسم در نیمه‌شب برگزار می‌گردد. در مَثَلِ ده باکره (متی ٢٥ :­۱-۱۳)، خداوندگار نمایانگر داماد است که در نیمه‌شب می‌آید. این قضیه بدین باور انجامیده که مسیح به‌عنوان «دامادِ کلیسا» در بازگشت خود در نیمه‌شب ظاهر خواهد شد. بنابراین، برای اینکه ایماندار نسبت به آن لحظۀ بزرگ هشیار و بیدار باشد، این مراسم نیمه‌شب برپا شد. در طول این مراسم، سرودی را که مطابق با کلام مسیح نوشته شده، می‌خوانند: «به هوش باشید، داماد در نیمه شب می‌آید؛ و خوشا به حال خادمی که او را بیدار و هشیار یابد...»
 

🔹۴. دعای صبحگاهی (Orthros)

همانطور که کلمۀ «اورت‌روس» نشان می‌دهد، این مراسم یا آیین، به‌هنگام صبح‌ برگزار می‌شود، یعنی اندکی پیش از طلوع آفتاب آغاز می‌گردد و به هنگام طلوع خورشید پایان می‌یابد؛ به همین دلیل است که تا پایان این مراسم، «سرود نیایش بزرگ» را می‌خوانند: «جلال بر تو که نور را به ما نشان داده‌ای...»

انجام آیین «ساعت نخست» در طول دعای صبحگاهی، رسمی رایج و متداول به شمار می‌رود. در زمان عیسى مسیح، ساعتهای روز را نَه از نیمه‌شب- مانند امروز- بلکه از طلوع خورشید حساب می‌کردند. به همین نحو، کلیسا این رسم را که بر مبنای آن، هر روز جدید باید با دعا آغاز شود، به رسمیت شناخت. به همین دلیل، در نخستین ساعت روز، جلسۀ مقدس «ساعت نخست» با مزامیر و سرودهایی مناسب برگزار می‌شود، به‌عنوان مثال: «آه ای خداوند، به سخنانم گوش فرا ده، [...] ای پادشاهم و ای خدایم [...] صبحگاهان صدای مرا می‌شنوی...» (مزمور ٥ :­۱-۴)، و با این دعا خاتمه می‌یابد:

«ای مسیح، ای نور حقیقی که به هر انسانی که به این جهان پا می‌گذارد، فهم و درک می‌بخشی و تقدیسش می‌نمایی، بگذار نور روی تو بر ما تابان گردد، تا بتوانیم نوری را که نمی‌توان بدان نزدیک شد، ببینیم و گامهای ما را در انجام احکام خویش هدایت بفرما، از طریق شفاعت مادر پاک و مقدست، و تمامی مقدسینت. آمین.»

شخصِ مسیحی می‌تواند به‌راحتی این دعای بسیار زیبا را حفظ کند و آن را قبل از شروع کار خود تکرار نماید.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔹۵. ساعت سوم

بر طبق آنچه قبلاً گفتیم، ساعت سوم بیزانسی برابر است با نُه صبح امروزی. همانطور که از کتاب اعمال رسولان می‌دانیم (۲:­۱۵)، در این ساعت از روز پنطيكاست بود که روح‌القدس بر رسولان مقدس و آنانی که در بالاخانه‌ای در اورشلیم جمع شده بودند، نازل شد. به همین دلیل، این مراسم به واقعۀ پنطيكاست اشاره داد: «خداوندا، تو که روح‌القدس خود را در ساعت سوم بر رسولانت نازل کردی [...]، او را در ما که نزد تو دعا می‌کنیم، احیا فرما.»

 
🔹۶. ساعت ششم

ساعت ششم برابر است با ظهر امروزی. همانطور که از اناجیل مقدس می‌دانیم (لوقا ٢٣ :­۴۴)، در این ساعت بود که خداوندگار ما، عیسی مسیح، در جلجتا مصلوب شد. سرود «ای مسیح، خدایا، که در روز و ساعت ششم، مرگ را به‌جای ما چشیدی...»، به این واقعه اشاره می‌کند؛ این قضیه در مورد دعای قدیسْ باسیل بزرگ نیز صدق پیدا می‌کند: «ای خدا، ای خداوند لشکرها... که یگانه پسرت، خداوندگار ما عیسى مسیح را برای نجات بشر فرستادی و با صلیب ارزشمندش گناهان ما را از میان برداشتی... و روح ما را با محبتت جریحه‌دار کردی...»

 
🔹۷. ساعت نهم

ساعت نهم، همان ساعت سه بعد از ظهر می‌باشد. در این ساعت، عیسی روح خود را بر روی صلیب به خدای پدر تسلیم کرد، همان‌گونه که اناجیل مقدس بیان می‌کنند: «در ساعت نهم، عیسی با صدای بلند، فریاد برآورد... و دمِ آخر برکشید» (مرقس ١٥ :­۳۴، ۳۹). مزموری که ما می‌خوانیم، به آزارهایی که بر مسیح موعود وارد شد، اشاره دارند؛ پس سرودها و دعاها نیز همین مضمون را دارند: «ای مسیح، ای خدا، تو که در ساعت نهم، در جسم به‌خاطر ما مرگ را چشیدی، طغیان و سرکشی جسم ما را بمیران و ما را نجات بخش!»

بدین نحو، کلیسا با این مراسم روزانه به جماعت خود کمک می‌کند تا آنچه مزمور می‌گوید را به کار ببندد: «شبانگاه و بامداد و نیمروز، شِکْوه و ناله می‌کنم؛ و او صدایم را می‌شنود» (مزمور ٥٥ :­۱۸)؛ و «نیمه‌های شب برمی‌خیزم تا سپاست گویم، به جهت قوانین عادلانه‌ات» (مزمور ١١٩ :­۶۲).

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه پانزدهم / آرتین
@LessonsOrthodox