دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
🏵 جلسه چهاردهم / آرتین
@LessonsOrthodox
تعمید

🔸قسمت دوم

تعمید کودکان
پروتستانها کودکان را تعمید نمی‌دهند، و به ضرورت ایمان قبل از تعمید اصرار دارند، بنابر این گفته خداوند که: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد »، و همچنین بر این حقیقت اصرار دارند که کودکان به هنگام تعمید معنای آن را درک نمی‌کنند. پس چگونه می‌توان بدون ایمان و درک تعمید گرفت؟
لیکن ما به دلایل زیر بر تعمید کودکان اصرار داریم:
(1) ما نگران حیات ابدی کودکان هستیم چراکه خداوند گفت: «...اگر کسی‌ از آب‌ و روح‌ مولود نگردد، ممکن‌ نیست‌ که‌ داخل‌ ملکوت‌ خدا شود ». پس چگونه می‌توانیم کودکان را تعمید ندهیم و آنان را در برابر داوری الهی قرار دهیم؟ چراکه خداوند کودکان را از جملات فوق‌ معاف نکرد.
(2) کودکان بوسیله تعمید، فرصت زندگی در کلیسا و بهره بردن از رازهای مقدس کلیسا را خواهند یافت. آنان ‌همچنین در کلیسا از تمام آثار فیض الهی در زندگی خود برخوردار خواهند شد. بدین وسیله، ما عملاً کودکان را برای زندگی ایمانی آماده می‌کنیم. اگر کودکان را از کلیسا محروم سازیم، ایمان و آثار فیض را از ایشان سلب می‌نماییم.
(3) کلام خداوند: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد » برای بالغین است که قادر به درک مفهوم ایمان هستند. به همین دلیل و بنابر همین آیه، ما نمی‌توانیم بالغینی را که ایمان ندارند تعمید دهیم. اما در مورد کودکان، امر خداوند را اجرا می‌کنیم که می‌گوید: «بگذارید کودکان نزد من آیند و ایشان را باز مدارید، زیرا پادشاهی آسمان از آن چنین کسان است ‌».
(4) از نظر ایمان، کودکان ‌همه چیز را می‌پذیرند و بدان ایمان می‌آورند؛ آنان ایمان را انکار نمی‌کنند؛ هنوز شک‌ها و سؤالات و بهانه‌های بزرگسالان بر آنان تأثیر نگذاشته است. چیزی نیست که آنها را از ملکوت خدا محروم سازد. تعمید کودکان مطابق اصل «نجات رایگان» است که پروتستانها به شدت به آن اعتقاد دارند.

(5) اگر ما بخواهیم افراط گونه به مسأله ایمان در تعمید توجه کنیم، همچنین باید بسیاری از بالغینی که هنوز درک کافی از حقیقت و عمق ایمان را ندارند محروم کنیم، همچون بسیاری از روستائیان، کارگران، بی‌سوادان، کم سوادان و تمام کسانی که فکر محدودی دارند و نمی‌توانند حقایق عمیق ایمانی را درک کنند. ممکن است بپرسیم: اندازه ایمان چنین اشخاصی چقدر باید باشد؟ آیا باید آنان را نیز همچون کودکان از تعمید محروم کنیم؟
(6) برخی می‌پرسند: اگر کودک پس از بلوغ ایمان را انکار کند آنوقت چه خواهد شد؟
در آن صورت او مرتد خواهد بود. وی ممکن است با اراده آزاد خود، فیضی را که یافته است رد کند. ما وظیفه خود را نسبت به او انجام داده‌ایم و سایر موارد به خودش مربوط است. او همانند کسی خواهد بود که به روح شروع کرده است و الان با جسم می‌خواهد کامل شود .
(7) آنان که تعمید کودکان را نمی‌پذیرند، حقیقتاً ضرورت تعمید برای نجات را انکار می‌کنند . زیرا اگر آنان ایمان داشته باشند که نجات بوسیله تعمید میسر است، مسأله تعمید کودکانشان نیز مهم خواهد بود.
از آنجا که پروتستانها مصِرّند که تنها ایمان شرط نجات است، و کودکان نیز ایمان ندارند، پس در نظر آنان چه بر سر کودکان تعمید نیافته و بی‌ایمان خواهد آمد؟ آیا آنان بدون ایمان و تعمید نجات خواهند یافت؟ سؤال بی‌پاسخ خواهد ماند.
(8) ما کودکان را تعمید می‌دهیم زیرا کتاب‌مقدس بدان اشاره می‌کند. کتاب‌مقدس به تعمید تمام بستگان و اهل خانه اشاره می‌کند و بی‌شک در میان اهل خانه، کودکان نیز هستند.
در زیر به برخی نمونه‌ها اشاره می‌کنیم:
(الف) تعمید زندانبان فیلیپی: حضرت پولس و حضرت سیلاس به او گفتند: «به‌ خداوند یسوع‌ مسیح‌ ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌ ». این بدان معناست که ایمان زندانبان نخستین گام نجات اهل خانه است. به همین دلیل است که بعد از آن نوشته شده: «آنگاه‌ کلام‌ خداوند را برای‌ او و همه کسانی که در خانه‌اش بودند بیان کردند. در همان ساعت از شب، زندانبان آنها را برداشته، زخمهایشان را شست و بی‌درنگ او و همه اهل خانه‌اش تعمید گرفتند ». کتاب‌مقدس کودکان را از سایر اهل خانۀ زندانبان فیلیپی جدا نمی‌کند بلکه می‌گوید: «... او و همه کسانی که در خانه‌اش بودند» که مطمئناً شامل کودکان نیز می‌باشد.
(ب) در مورد تعمید لیدیه، زن ارغوان فروش، نوشته شده: «و چون‌ او و اهل‌ خانه‌اش‌ تعمید یافتند ».
(ج) پولس رسول فرمود: «خاندان‌ استیفان‌ را نیز تعمید دادم‌ ». آیا در تمام خاندان استیفان یک کودک هم نبود؟
(د) کتاب‌مقدس اشاره نکرده که در بین تعداد کثیری از مردم که در روز پنطیکاست تعمید یافتند، کودکان نبودند.

@LessonsOrthodox
(9) تعمید کودکان امری تاریخی است. در اینجا ما به اختلاف‌نظر میان آگوستین قدیس و جروم قدیس درباره منشأ روح – که آیا آفریده شده یا زاده شده است - اشاره می‌کنیم.
حضرت آگوستین گفت که روح همراه انسان زاده شد و حضرت جروم گفت که روح آفریده شد. حضرت آگوستین پرسید: «اگر روح آفریده شود، گناه آدم را به ارث نمی‌برد. پس چرا ما باید کودکان را تعمید دهیم؟ » حضرت جروم نتوانست به این سؤال پاسخ دهد.
(10) هیچ آیه‌ای در مورد منع تعمید کودکان در ‌کتاب‌مقدس دیده نمی‌شود.
(11) ما کودکان را بر حسب ایمان والدینشان تعمید می‌دهیم. در مورد این امر اساساً در کتاب‌مقدس نمونه‌های زیادی وجود دارد:
(الف) چنانکه پیشتر اشاره کردیم، در عهد عتیق، ختنه نماد تعمید است. بنابر عهد بین خدا و ابراهیم، شخص ختنه شده عضو قوم خدا به حساب می‌آمد . می‌دانیم که بنا بر امر خدا، ختنه در روز هشتم پس از تولد انجام می‌شد . پسر هشت روزه در مورد عهد بین خدا و ابراهیم چه می‌دانست؟ تا چه اندازه از عضو شدن در قوم خدا آگاه بود؟ بی‌شک، او از آن هیچ اطلاعی نداشت، اما بر پایه ایمان والدینش به چنین عهدی، ختنه می‌شد. او عضو قوم خدا و وارث وعده‌هایی می‌شد که خدا به ابراهیم داده بود. کودک همه اینها را به واسطه ایمان والدینش کسب می‌کرد.
(ب) عبور از دریای سرخ، یکی از نمادهای تعمید (یا خود تعمید) بود، چنانکه پولس رسول شرح داد . این امر، رهایی از بردگی موت، شیطان و گناه را مهیا کرد. بالغینی که از وعده خدا به موسی آگاه بودند از دریا عبور کردند؛ آنان معنای نجات از بردگی بواسطه دستان خدای قادر مطلق را می‌فهمیدند، و آنگاه که از دریا عبور کردند (تعمید) نجات یافتند. اما در مورد کودکانی که بوسیله پدران و مادران خود حمل و از دریا عبور کردند چه باید گفت؟ البته آنان نیز از بردگی رهایی یافتند. آنان تعمید گرفتند اما نه بر پایه ایمان خود بلکه ایمان والدینشان، زیرا کودک بودند و از وقایع اطلاعی نداشتند.
(ج) نمونه پرمایه و مهم دیگر، نجات کودکان از طریق خون بره فصح به دست فرشته است که تمام نخست‌زادگان مصری را کشت. خداوند به موسی امر کرد که یک بز یا گوسفندِ یک سالۀ نرِ سالم را بکشند و خون آن را بر قائمه‌ها و سردر خانه‌ها بپاشند، و گفت: «خون را خواهم دید و از شما به آن سوی خواهم جهید‌ ».
خون برۀ فصح نمادی از خون مسیح خداوند بود که از طریق آن نجات را بدست آوردیم، چنانکه پولس رسول فرمود: «زیرا که‌ فصح‌ ما مسیح‌ در راه‌ ما ذبح‌ شده‌ است‌ ».
و حال سؤال اینجاست: کودکانی که با خون بره فصح نجات یافتند، چه ایمانی داشتند؟ آنان در مورد عهد بین خدا و موسی یا در مورد فصح و نجات از مرگ از طریق خون بره فصح چه می‌دانستند؟ بی‌شک آنان چیزی در این رابطه نمی‌دانستند، اما از طریق ایمان والدینشان نجات یافتند، والدینی که به خون بره، ثمرات آن و اهمیت خون بره فصح برای نجاتشان ایمان داشتند.
کودکانی که با ختنه شدن، با خون بره فصح و با عبور از دریای سرخ نجات یافتند، تنها پس از بلوغ به تمام آن مسائل عارف شدند. با این حال، نجات را در کودکی بطور رایگان و از طریق ایمان والدینشان دریافت کردند. وقتی کودکان بالغ شدند، عملاً این ایمان را پذیرفتند.

@LessonsOrthodox
سؤال 1:
اگر تعمید همان تولد تازه است، چرا پس از تعمید یافتن گناه می‌کنیم؟
تعمید، طبق تعلیم کتاب‌مقدس(رومیان 6:‌4)، تولد تازه است، اما لغزش ناپذیری را اعطاء نمی‌کند. ما در تعمید به تولد تازه، حیات نو و فیضهای نو می‌رسیم، و طبیعت تازه می‌یابیم. رسول می‌فرماید: «... محض‌ رحمت‌ خود ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولد تازه‌ و تازگی‌ای‌ که‌ از روح‌القدس‌ است‌ ». چنین طبیعتی، توانایی و استعداد زندگی روحانی را دارد.
لیکن تا زمانیکه در جسم هستیم، از لغزشها در امان نیستیم. در اینجا ما امتحان می‌شویم و اراده آزاد در انتخاب خوب و بد را داریم زیرا که فیض نو شدن - که در تعمید یافته‌ایم - آزادی ما را از بین نمی‌برد، چراکه شبیه خدا آفریده شده‌ایم. به همین دلیل، ممکن است شخص پاکدامن هفت بار در روز بیافتد و باز برخیزد. ولی ما لغزش ناپذیری و تاج عدالت را در حیات آتی خواهیم یافت. معلم ما پولس رسول در زمانهای آخر خود بارها گفت: «بعد از این‌ تاج‌ عدالت‌ برای‌ من‌ حاضر شده‌ است‌ که‌ خداوند داور عادل‌ در آن‌ روز به‌ من‌ خواهد داد؛ و نه‌ به‌ من‌ فقط‌ بلکه‌ نیز به‌ همه‌ کسانی‌ که‌ ظهور او را دوست‌ می‌دارند ».

سؤال 2
اگر کشیش تعمیددهنده گناهکار باشد، آیا در آن صورت آثار تعمید پابرجا خواهد ماند؟
فیضهایی که در تعمید می‌یابیم را خدا به ما می‌دهد نه کشیش، زیرا او کسی نیست جز خادم خداوند. این فیضها برپایه وعده‌های خدا استوار است و به کشیش تعمیددهنده ارتباطی ندارد.
- روحانی همانند نامه‌رسانی است که نامه شادی بخش را برای شما می‌آورد، اگر او خوش‌رو یا بد‌رو باشد فرقی نمی‌کند، نامه‌ای که به شما می‌رسد شادی بخش است.
- همچنین می‌توانیم کشیش روحانی را با باغبانی مقایسه کنیم که بذرها را بر زمین می‌کارد تا محصول بار آورد؛ چه او گناهکار باشد و چه پاک، مسأله این است که خود بذرها حیات دارند نه دستهای باغبان.
- ممکن است شما با فنجان زرین یا مسی آب بنوشید، اما آب همان آب است.
در مباحثه در مورد تعمید و ثمراتش، باید اصول ایمانی را به صورت عینی مورد بحث قرار دهیم. نباید بر روی موضوعات ذهنی که ما را به قضاوت دیگران هدایت می‌کند - بدون توجه به آن نعمتهایی که خداوند در تعمید، بر مبنای انجیل حقیقی خود، به انسان عطا کرد - دست بگذاریم.

سؤال 3
آن دزد روی صلیب چگونه بدون تعمید نجات یافت؟
ما در جواب می‌گوییم که آن دزد بهترین تعمید را یافت، تعمیدی که همه ما مشتاقش هستیم. تعمید چیست جز مردن با مسیح، چنانکه پولس رسول در رساله رومیان باب 6 به ما می‌آموزد؟ آن دزد حقیقتاً با مسیح مرد و مرگ او، تعمیدش شد. شهیدانی که به وقت آزارها و شکنجه‌ها به مسیح ایمان آورده و در راه او کشته شدند، اما پیش از کشته شدن فرصت تعمید آب را نداشتند، به همین شکل تعمید خون یافتند. مرگ ایشان به عنوان تعمیدشان به حساب آمد زیرا که همچون آن دزد، با مسیح مردند.

سؤال 4
اگر تعمید ضروری است، چرا پولس رسول و سیلاس به زندانبان فیلیپی گفتند: «به‌ خداوند یسوع‌ مسیح‌ ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌ » و نگفتند: «ایمان آور و تعمید یاب»؟ آیا همین ثابت نمی‌کند که ایمان برای نجات کافی است؟
جواب این پرسش این است که هر دو رسول با یک بی‌ایمان صحبت می‌کردند. اگر او ایمان نمی‌آورد، هرکاری هم که می‌کرد نجات نمی‌یافت. پس آنان نخست باید او را به ایمان هدایت می‌کردند. اگر او ایمان می‌آورد آنگاه در مورد مسائل ضروری برای نجات صحبت می‌کردند. به همین دلیل است که در ادامه به این دو واقعه می‌رسیم:
(الف) «آنگاه‌ کلام‌ خداوند را برای‌ او و تمامی‌ اهل‌ بیتش‌ بیان‌ کردند ».
(ب) «خود و همه‌ کسانش‌ فی‌الفور تعمید یافتند ».
بنابراین ما نباید تنها به یک آیه اکتفا کنیم و به سایر آیات مربوطه توجه نکنیم. در کنار آیه مربوط به ایمان زندانبان فیلیپی، باید آیه مربوط به تعمید او را نیز قرار دهیم. و در کنار سخنان رسولان یعنی: «ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌»، همچنین باید سخنان خداوند را قرار دهیم که می‌گوید: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد ». به علاوه، تمام آیاتی که مربوط به نجات از طریق تعمید هستند را باید در کنار اینها قرار دهیم، آیاتی همچون اول پطرس 3: 21 و تیتوس 3: 5.

سؤال 5
اگر تعمید اینقدر مهم است، آیا پیامبران عهد عتیق تعمید یافتند؟
اگر حکم تعمید در آن زمان وجود داشت، آنان تعمید می‌یافتند. اما این حکم به مسیحیان داده شد. چرا؟ زیرا تعمید یعنی مردن با مسیح، و مسیح در عهد عتیق هنوز نمرده بود.
پیامبران عهد عتیق، آنچه می‌توانستند در عصر خود انجام دهند، کردند یعنی: نمونه‌های تعمید از جمله ختنه و عبور از دریای سرخ. ایشان ‌همچنان عید فصح را برگزار کردند که نماد خون مسیح بود. ما نباید انتظار داشته باشیم مردم از حکمی اطاعت کنند که برایشان ناآشنا بود.

@LessonsOrthodox
سؤال 6
آیا نجات بوسیله کلام است یا آب؟

آیا گفتار رسول در مورد کلیسا یعنی: «تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید » بدین معناست که چون طاهر شدن بوسیله کلام است، پس نجات نیز بوسیله کلام است؟ و در مورد سایر آیاتی که ضرورت کلام را برای نجات نشان می‌دهند چه؟ آیاتی همچون: «تولد تازه‌ یافتید نه‌ از تخم‌ فانی‌ بلکه‌ از غیرفانی‌ یعنی‌ به‌ کلام‌ خدا که‌ زنده‌ و تا ابدالاباد باقی‌ است ‌» و «او محض‌ اراده‌ خود ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود » و چرا نمی‌گوید: « بوسیله تولد تازه .... بوسیله تعمید» و «ما را بوسیله تعمید نجات داد»؟
اهمیت آب برای نجات چیست؟
از آنجا که خداوند گفت: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد»، پس نجات از این طریق حاصل خواهد شد. اما فراز «هر که ایمان آورد» باید از طریق موعظه و تعلیم حاصل شود، زیرا رسول می‌گوید: «پس‌ چگونه‌ بخوانند کسی‌ را که‌ به‌ او ایمان‌ نیاورده‌اند؟ و چگونه‌ ایمان‌ آورند به‌ کسی‌ که‌ خبر او را نشنیده‌اند؟ و چگونه‌ بشنوند بدون‌ واعظ‌؟ ». اهمیت کلمه در اینجا نمایان می‌شود.
ابتدا کلام، ایمان را به بار می‌آورد و سپس با تعمید، نجات و تازگی حیات حاصل می‌شود. اگرچه نجات و تولد تازه از طریق تعمید حاصل می‌شود، اما ابتدا باید کلمه باشد تا شخص را به ایمان هدایت نماید و ایمان منجر به تعمید گردد. به همین دلیل رسول می‌گوید: «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود » و «تولد تازه‌ یافتید ... به‌ کلام‌ خدا » بدین مقصود که «کلام» سرچشمه‌ایست که ما را به همه آنها هدایت می‌کند. و گفته‌های رسول در مورد کلیسا یعنی: «تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید » بدین معناست که طاهر شدن با تعمید (یعنی غسل آب) کامل می‌شود و این از طریق کلام است یعنی موعظه و بشارت کلام که ایمان و تعمید را حاصل می‌کند.
مشاهده می‌کنیم که رسول می‌فرماید: «به غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» و نمی‌گوید: «به غسل آب یعنی کلام». اگر غسل آب به معنای کلام باشد، در آن صورت نیازی به تکرار نبود. اما «غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» به معنای غسل آب است که در اثر کلام انجام می‌پذیرد. بدون کلام و اثرات آن مردم نمی‌توانند غسل آب یعنی تعمید یابند.
همچنین مشاهده می‌کنیم که در فرازهای زیر به کلمه «ایمان» اشاره نشده است: «تولد تازه‌ یافتید .... به‌ کلام‌ خدا» و «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود». آیا کلام بدون ایمان برای تولد تازه کافی است؟ ممکن نیست! واژه «ایمان» بیان نشده است زیراکه خود متن این مفهوم را می‌رساند.
وقتی مفهومشان در خود متن آشکار است، نیازی نیست که کلمات هر بار تکرار شوند. ما نمی‌توانیم هر بار کلماتی چون: کلام، ایمان، تعمید، تولد تازه را تکرار کنیم. موعظه کلام اهمیت خود را دارد و کسی منکر آن نیست. اما با این حال، نمی‌توان در مورد همه گفت: «بوسیله کلمه حق تولید شده» خواه ایمان داشته باشد خواه نداشته باشد. در مورد تعمید نیز به همین گونه است.
فراز «غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» دو چیز را نشان می‌دهد: کلام و تعمید. توجه کنید که به کلمه «ایمان» اشاره نشده است زیرا خود متن گویای آن است.
پروتستان ها دائماً بر ایمان تأکید می‌کنند. آیا فقدان کلمه ایمان در
افسسیان 5: 26، یعقوب 1: 18 و اول پطرس 1: 23 به این معناست که ایمان مهم یا ضروری نیست؟ البته که نه. گاهی نبود یک کلمه آن را بی‌اهمیت نمی‌سازد، بلکه متن به خودی خود گویا است. کلمه «تعمید» نیز چنین است.

@LessonsOrthodox
سؤال 7
جایگاه آب در نجات و تولد ثانوی چیست؟

(الف) اگرچه واژه «آب» در فراز «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود» و «تولد تازه‌ یافتید .... به‌ کلام‌ خدا» ذکر نشده است، لیکن در سخنان خداوند به وضوح آمده است: «اگر کسی‌ از آب‌ و روح‌ مولود نگردد، ممکن‌ نیست‌ که‌ داخل‌ ملکوت‌ خدا شود ». در این آیه مشخص است که تولد تازه با آب است، آب به معنای واقعی و نه نمادین.
(ب) همچنین زمانیکه کرنلیوس و همراهانش ایمان آورده به کلیسا ملحق شدند، این امر دیده می‌شود. در این مورد، مردان عادل بوسیله خدا به ایمان دعوت شدند: فرشته‌ای بر کرنلیوس ظاهر شد و پطرس رویایی دید و حکم خداوند را شنید. سپس حضرت پطرس کلام را به ایشان موعظه کرد و روح‌القدس بر همه کسانی که پیام را شنیدند نازل شد و آنان به زبانها سخن گفتند.
آیا این برای تولد ثانوی آنان کافی بود؟ آیا حضرت پطرس می‌توانست به آنان بگوید: «این تولد تازه بر همگی شما مبارک است؟» خیر بلکه حضرت پطرس پس از همه اینها بدیشان گفت: «حال که اینان روح‌القدس را درست همانند ما یافته‌اند، آیا کسی می‌تواند از تعمیدشان در آب مانع گردد؟ پس دستور داد ایشان را در نام یسوع مسیح تعمید دهند ».
نویسنده کتاب اعمال رسولان در مورد این واقعه چنین شرح می‌دهد: «امت‌ها نیز کلام‌ خدا را پذیرفته‌اند ». در اینجا اهمیت آب در کنار اهمیت کلمه دیده می‌شود و واژه «آب» به معنای «کلمه» نیست آنگونه که برخی در رساله افسسیان اشتباه فهمیدند.
(ج) نمونه مبرهن دیگر، تعمید خواجه سرای حبشی است. وقتی او ایمان آورد، کتاب‌مقدس می‌گوید: «و چون‌ در عرض‌ راه‌ به‌ آبی‌ رسیدند، خواجه‌ گفت‌: "اینک‌ آب‌ است‌! از تعمید یافتنم‌ چه‌ چیز مانع‌ می‌باشد؟" فیلپس‌ گفت‌: "هر گاه‌ به‌ تمام‌ دل‌ ایمان‌ آوردی‌، جایز است‌." او در جواب‌ گفت‌: "ایمان‌ آوردم‌ که‌ یسوع مسیح‌ پسر خداست‌." پس‌ حکم‌ کرد تا ارابه‌ را نگاه‌ دارند و فیلپس‌ با خواجه‌سرا هر دو به‌ آب‌ فرود شدند. پس‌ او را تعمید داد ».
این تعمید نیز همانند تعمید کرنلیوس و همراهانش، با آب انجام شد؛ تعمید با آب واقعی بلافاصله پس از موعظه کلام ضروری بود. در این مورد نیز «آب» برابر «کلام» نبود. اگر خواجه سرا با کلام از نو متولد می‌شد و با کلام غسل می‌گرفت، دیگر چه نیازی به آب بود؟
می‌خواهم در مورد موضوع مهمی صحبت کنم:
اهمیت آب و نمادهای آن در کتاب‌مقدس
به منظور درک بیشتر که چرا آب برای غسل و تولد تازه طی راز تعمید انتخاب شده است، باید یادآوری کنیم که حتی در آغاز آفرینش، میان آب و حیات ارتباط وجود داشت. کتاب‌مقدس می‌گوید: «روح‌ خدا سطح‌ آبها را فرو گرفت ‌». و خدا گفت: «آبها به‌ انبوه‌ جانوران‌ پر شود و پرندگان‌ بالای‌ زمین‌ بر روی‌ فلك‌ آسمان‌ پرواز كنند ». پس حیات از آب بیرون آمد و ما می‌توانیم ارتباط میان آب، حیات و روح خدا را مشاهده نماییم.
همچنین در عهد عتیق می‌خوانیم که خدا خود را به آب تشبیه می‌کند آنگاه که مردم را سرزنش کرده می‌گوید: «زیرا قوم‌ من‌ دو كار بد كرده‌اند. مرا كه‌ چشمه‌ آب‌ حیاتم‌ ترك‌ نموده‌ و برای‌ خود حوضها كنده‌اند، یعنی‌ حوضهای‌ شكسته‌ كه‌ آب‌ را نگاه‌ ندارد ». این همبستگی همچنین در کلام مسیح خداوند دیده می‌شود: «"کسی‌ که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، چنانکه‌ کتاب‌ می‌گوید، از بطن‌ او نهرهای‌ آب‌ زنده‌ جاری‌ خواهد شد". اما این‌ را گفت‌ درباره‌ روح‌ که‌ هر که‌ به‌ او ایمان‌ آرد او را خواهد یافت‌ زیرا که‌ روح‌القدس‌ هنوز عطا نشده‌ بود، چونکه‌ یسوع تا به‌ حال‌ جلال‌ نیافته‌ بود ».
این سخنان ‌همانند سخنان خداوند در مورد خودش هستند آنگاه که با زن سامری راجع به آب حیات مباحثه می‌کرد: «لیکن‌ کسی‌ که‌ از آبی‌ که‌ من‌ به‌ او می‌دهم بنوشد، ابداً تشنه‌ نخواهد شد، بلکه‌ آن‌ آبی‌ که‌ به‌ او می‌دهم‌ در او چشمه‌ آبی‌ گردد که‌ تا حیات‌ جاودانی‌ می‌جوشد ».
بنابراین آب نمادی از حیات و گاهی نماد خود روح‌القدس است. چه زیباست آن وحی الهی در اولین مزمور در مورد مرد پاکدامن: «پس‌ مثل‌ درختی‌ نشانده‌ نزد نهرهای‌ آب‌ خواهد بود، كه‌ میوة‌ خود را در موسمش‌ می‌دهد، و برگش‌ پژمرده‌ نمی‌گردد و هر آنچه‌ می‌كند نیک‌انجام‌ خواهد بود ». این میوه، همان ثمره روح‌القدس است.
ارتباط میان آب، حیات و روح‌القدس در کتاب‌مقدس از کتاب پیدایش آغاز می‌شود (1: ‌2) و تا انتهای کتاب مکاشفه یوحنا ادامه می‌یابد: «من‌ به‌ هر که‌ تشنه‌ باشد، از چشمه‌ آب‌ حیات‌، مفت‌ خواهم‌ داد » و «و نهری‌ از آب‌ حیات‌ به‌ من‌ نشان‌ داد که درخشنده‌ بود، مانند بلور و از تخت‌ خدا و بره‌ جاری‌ می‌شود » و «... و هر که‌ تشنه‌ باشد، بیاید و هر که‌ خواهش‌ دارد، از آب‌ حیات‌ بی‌قیمت‌ بگیرد ». در عبور از دریای سرخ، آب توأماً نماد حیات و موت بود؛ موت انسان اسیر و حیات انسان آزاد که از آب خارج می‌شود.

@LessonsOrthodox
در پنجشنبه مقدس آب به نشان پاکی است. به همین علت است که خداوند پس از شستن پاهای رسولان گفت: «... و شما پاک‌ هستید ».
مزمورنویس می‌گوید: «دستهای‌ خود را در صفا می‌شویم ‌».
این پاکی و طهارت، غسلِ تولد تازه همراه با کلام است؛ پاکی‌ای که در غسلِ تولد تازه یعنی تعمید به دست می‌آوریم چنانکه رسول می‌گوید: «و بدنهای‌ خود را به‌ آب‌ پاک‌ غسل‌ داده‌، نزدیک‌ بیاییم ‌».
آب و خون
وقتی روی صلیب، یکی از سربازان به پهلوی مسیح نیزه زد: «در دم‌ خون‌ و آب‌ از آن روان شد ». در این امر، حکمت الهی چه بود؟ از پهلوی او خون جاری شد تا به ما نشان دهد که بازخرید شده‌ایم. اما چگونه بازخرید می‌شویم؟ از طریق آب در تعمید. بنابراین، خروج توأم خون و آب از پهلوی مسیح، رهایی ما را معلوم می‌سازد. ما خون مسیح را، که از گناهانمان طاهر می‌سازد، از طریق آب دریافت می‌کنیم. و چه زیباست که در راز عشای ربانی، خون و آب مخلوط می‌شوند.
یوحنای رسول، شاگرد محبوب، که شاهد خروج خون و آب بود، موضوع را روشن ساخته می‌گوید: «زیرا سه شاهد وجود دارد: روح و آب و خون؛ و این سه با هم توافق دارند ». این آیه رستگاری را شرح می‌دهد. رستگاری به واسطه خون (خون مسیح) به ما داده شد و ما شایستگی دریافت آن را از طریق تولد تازه از آب و روح به دست می‌آوریم. پس این سه یعنی روح و آب و خون در تعمید.

سوال 8
آیا آب تمام این اثرات را دارد؟

(الف) این سؤال مرا به یاد اعتراض نعمان سریانی می‌اندازد که الیشع از او خواست تا خود را در اردن بشوید تا پاک شود. او نمی‌توانست باور کند که مشکل آنقدر ساده است که با شستن در آب حل می‌شود، بخصوص اینکه در دمشق رودهای بهتری وجود داشت . اما وقتی او اطاعت کرد و خود را شست، بواسطه ایمانش پاک شد. نبی به نعمان حکم کرد که خود را در رود اردن بشوید، همان رودی که یوحنای تعمید‌دهنده بعداً در آن تعمید می‌داد (متی 3: ‌6). آیا ما باید همانند نعمان گمان کنیم که آب نمی‌تواند چنین تأثیراتی داشته باشد؟
خدا مطابق رأی اراده خود به ما فیض می‌بخشد. در این مورد، فیض در خود آب رود اردن نبود بلکه در قوت تطهیری بود که خدا بدان بخشیده بود. در مورد تعمید نیز چنین گفته می‌شود، که در ادامه توضیح خواهیم داد.
(ب) زمانیکه خداوند کور مادرزاد را شفا داد، گِل را روی چشمانش قرار داده گفت: «برو در حوض‌ سیلوحا (که‌ به‌ معنی‌ مرسلاست‌) بشوی‌. پس‌ رفته‌ شست‌ و بینا شده‌، برگشت ‌». با ایمان بود که کور مادرزاد بینا شد، اما خدا چنین اراده فرمود که او را از طریق آب بینا کند (و تعمیدْ بینایی روحانی است). باشد که اراده خدا چنانکه خود می‌خواهد کرده شود؛ ما طراح برنامه‌های خدا نیستیم؛ نامش متبارک باد.
(ج) بعلاوه، ما در جواب این سؤال می‌گوییم که آبِ تعمید تنها یک آب معمولی نیست و شخص تعمید یافته نیز تنها از آب متولد نشده بلکه از آب و روح. روح‌القدس آب تعمید را تقدیس می‌کند و به آن طبیعت خاصی می‌بخشد چنانکه هرکه در آب فرو می‌رود از آب و روح متولد می‌شود. پس شخص تعمید یافته شایستگی رهایی بواسطه خون مسیح را پیدا می‌کند. وقتی او در این آب فرو رفت، با مسیح مدفون شد و در مرگ او شریک شد تا شایستگی شراکت در رستاخیز او را نیز پیدا کند. به همین دلیل است که در تقدیس آب تعمید، روغن مسح، یعنی روغن روح‌القدس را در آن می‌ریزیم. بنابراین آب بواسطه روح‌القدس تقدیس می‌گردد. هرکه از این آب زاده شود، از آب و روح زاده شده است.
در تقدیس آب تعمید، شخص روحانی مناجات تقدیس آب را می‌خواند و روح‌القدس را فرا می‌خواند. او همچنین عبارات خاصی از کتاب‌مقدس را قرائت می‌کند. از این رو آب تعمید که ما را پاک می‌کند بواسطه کلام تقدیس می‌شود.

@LessonsOrthodox
سؤال 9
بهتر نیست بگوییم تعمید، رستاخیز با مسیح است و نه مردن با مسیح؟ چراکه مرگ مضر است حال آنکه رستاخیز سودمند می‌باشد.
تعمید، مردن با مسیح و رستاخیز با اوست چنانکه پولس رسول در رساله به رومیان شرح می‌دهد: «زیرا اگر بر مثال‌ موت‌ او متحد گشتیم‌، هرآینه‌ در قیامت‌ وی‌ نیز چنین‌ خواهیم‌ شد » و «پس‌ هرگاه‌ با مسیح‌ مردیم‌، یقین‌ می‌دانیم‌ که‌ با او زیست‌ هم‌ خواهیم‌ کرد ». در این مورد کسی نباید به تفکرات خود متوسل و از تعلیم کلیسا دور شود و بگوید که مردن بی‌فایده است اما رستاخیز سودمند است. کتاب‌مقدس می‌گوید: «آیا نمی‌دانید که‌ جمیع‌ ما که‌ در مسیح‌ یسوع تعمید یافتیم‌، در موت‌ او تعمید یافتیم‌؟ پس‌ چونکه‌ در موت‌ او تعمید یافتیم‌، با او دفن‌ شدیم‌ تا آنکه‌ به‌ همین‌ قسمی‌ که‌ مسیح‌ به‌ جلال‌ پدر از مردگان‌ برخاست‌، ما نیز در تازگی‌ حیات‌ رفتار نماییم‌ ». پولس رسول در رساله به کولسیان نیز تکرار کرده می‌گوید: «و با وی در تعمید مدفون‌ گشتید که‌ در آن‌هم‌ برخیزانیده‌ شدید به‌ ایمان‌ بر عمل‌ خدا که‌ او را از مردگان‌ برخیزانید ». از این آیات مشخص است که تعمید هم موت و هم رستاخیز است.
بواقع کسانیکه موت مسیح را خوار می‌شمارند نمی‌توانند از برکات رستاخیز برخوردار شوند.
ممکن است سؤال شود: چرا در تعمید موت هست و اهمیت آن چیست؟
(الف) شراکت با مسیح خداوند. پولس رسول نگفت که تنها در قدرت رستاخیز او شریک می‌شود بلکه گفت: «می‌خواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم » و « با مسیح‌ مصلوب‌ شده‌ام ‌». فراز «مردن با مسیح» بارها در نامه رومیان تکرار شده است (باب 6).
(ب) طبیعت فاسد انسان (انسان کهنه) باید در تعمید بمیرد و طبیعت تازه را در بر کند. به همین دلیل است که رسول در سخنان خود از مصلوب شدن انسان کهنه در تعمید سخن می‌گوید. در همان باب از رساله رومیان می‌فرماید: «زیرا این‌ را می‌دانیم‌ که‌ انسانیت‌ کهنه‌ ما با او مصلوب‌ شد تا جسد گناه‌ معدوم‌ گشته‌، دیگر گناه‌ را بندگی‌ نکنیم‌. زیرا هر که‌ مرد، از گناه‌ مبرا شده‌ است‌ ». اینجا فایده مرگ آشکار می‌شود. برخلاف گمان برخی، موت مضر نیست، بلکه برای ما بهتر است که طبیعت کهنه بمیرد تا بتوانیم با طبیعت تازه رستاخیز نماییم، طبیعتی که شبیه خدا است. چراکه طبیعت فاسد قدرت رستاخیز با مسیح را ندارد. لازم است که طبیعت کهنه بمیرد تا زندگی کند.
(ج) با شراکت در مرگ او اعتراف می‌کنیم که محکوم به موت و در گناهان خود مرده بودیم و مسیح به جای ما مرد و مدفون گشت. و چون مزد گناه موت است، با او در تعمید مدفون می‌شویم. بدین روش شایستگی برکات رستاخیز مسیح را بدست می‌آوریم.
(د) بدیهی است که برای رستاخیز نخست باید بمیریم. هرکه در تعمید با مسیح قیام می‌کند نخست باید با او بمیرد. اگر نمیرد چگونه رستاخیز کند؟

@LessonsOrthodox
سؤال 10
چرا کسی که والدینش تعمید یافته و از گناه آدم مبرا شده‌اند، باید همانگونه تعمید یابد تا از این گناه آزاد شود؟
ما مجازات موت را از والدین خود به ارث نمی‌بریم که با تعمید آنان، ما نیز نجات یابیم، بلکه آن را مستقیماً از آدم و حوا - یعنی نخستین انسانها - به ارث می‌بریم،. ما نسل آدم هستیم. وقتی طبیعت آدم گناه کرد و به مرگ محکوم شد، همه چیز در نسل او فانی شد. ما از نسل آدم و تحت مجازات مرگ هستیم. لذا نه تنها قائن، هابیل و شیث، بلکه همگی فرزندان نسل آدم به مرگ محکوم شدند. در مورد این، کتاب‌مقدس می‌گوید:
«پس همانگونه که گناه به واسطه یک انسان وارد جهان شد، به واسطه گناه، مرگ آمد، و بدین سان مرگ دامنگیر همه آدمیان گردید، از آنجا که همه گناه کردند » و همچنین می‌گوید: «و چنانکه‌ در آدم‌ همه‌ می‌میرند در مسیح‌ نیز همه‌ زنده‌ خواهند گشت‌ ». از این رو، مرگ مجازاتی برای تمامی نسل انسان، یعنی بنی آدم بود. هر انسان متولد شده‌ای محکوم به مرگ است زیرا نسل آدم است.
نجات از مرگ، یک نجات شخصی است، خواه والدین آن را پذیرفته و خواه نپذیرفته باشند. این نجات به توبه و ایمان به تعمید و خون مسیح و دیگر برکات وفیضها نیاز دارد. هیچ والدی بی‌گناه نیست. مزمورنویس می‌گوید: «اینك‌ در معصیت‌ سرشته‌ شدم‌ و مادرم‌ در گناه‌ به‌ من‌ آبستن‌ گردید ».
ما در گناه متولد می‌شویم تا زمانیکه از بند فساد رهایی یابیم (رومیان 8: ‌21). چه زمانی از این فساد رهایی می‌یابیم؟ پولس رسول در مورد بدنهای ما می‌گوید: «در مورد رستاخیز مردگان نیز چنین است‌. آنچه کاشته می‌شود فسادپذیر است؛ آنچه بر می‌خیزد، فسادناپذیر... زیرا این بدنِ فسادپذیر باید فسادناپذیری را بپوشد و این بدن فانی باید به بقا آراسته شود ». این چه موقع ممکن است؟ زمانیکه شیپور به صدا در آید و مردگان برخیزند.


آیا ممکن است تعمید تکرار شود؟
سؤال: آیا ممکن است تعمید تکرار شود؟ آیا در «اعتقادنامه نیقیه» گفته نمی‌شود: «ما اعتقاد داریم به یک تعمید برای آمرزش گناهان»؟ و در کتاب‌مقدس گفته نشده: «یک تعمید »؟
جواب: درست است که نوشته شده: «یک تعمید» لیکن باید کل آیه خوانده شود: «یک ایمان، یک تعمید».
هرجا که یک ایمان باشد، یک تعمید نیز خواهد بود.
ما هرگز نمی‌توانیم کسی را که در کلیسای هم‌ایمانمان تعمید یافته، دوباره تعمید دهیم.
لیکن تعیمد باید توسط روحانی شرعی، که اقتدار کهانتی دارد و می‌تواند راز تعمید را انجام دهد، صورت پذیرد. همچنین تعمید، منوط به ایمان شخص به تمام تأثیرات این تعمید است.
چگونه می‌توانیم تعمید کلیساهایی را که به کهانت، تعمید به عنوان راز کلیسا، و اثرات آن اعتقاد ندارند بپذیریم؟
همین امر در مورد کلیساهایی که به راز تعمید و کهانت اعتقاد دارند، اما توسط پدران کلیسا لعن شده‌اند، صادق است. ابتدا باید لعن‌ها از میان برداشته شود تا بتوانیم رازهای کلیسایشان را بپذیریم.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه شانزدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸فصل 34 -  سرويس هاى مقدس روزانه

  مراسم مقدسی که روزانه در کلیساهای ارتدوكس برگزار می‌شوند، کدامند؟

از دوران عهدقدیم، عدد هفت نماد کاملیت بوده، در موقعیت‌های مختلف به کار رفته است. مزمورنگار می‌فرماید: «روزی هفت بار تو را می‌ستایم» (مزمور ١١٩ :­۱۶۴). کلیسا برای ۲۴ ساعت از روز، هفت رسم مقدس تعیین کرده تا کل روز با دعا تقدیس گردد. در ابتدا، این مراسم در صومعه‌ها و دیرها برای راهبان و راهبه‌ها برگزار می‌شد تا کسانی که وقت خود را وقف دعا می‌کنند، آنها را به‌جا آورند. در طول قرون و اعصار، این مراسم به جزئی از حیات کلیسای محلی تبدیل شد، هرچند زمان مراسم آنها وابسته به زمان‌بندی و برنامۀ زندگی جامعۀ ایمانداران آن ناحیه بود، تا بدین نحو بتوانند در آنها شرکت کنند.

باید در اینجا اضافه کنیم که کلیسا سنت بیزانسی را حفظ کرده و تحویل روز- حتی تا به امروز- از ساعت ۱۲ نیمه شب آغاز نمی‌شود، بلکه با عصر روز قبل (در واقع با غروب آفتاب). به همین دلیل است که همۀ تعطیلات یا اعیاد کلیسایی عصر روز قبل آغاز می‌شود. به‌عنوان مثال، رستاخیز مسیح که هر یکشنبه جشن گرفته می‌شود، عصر شنبه آغاز می‌شود.

بیایید به مراسم مقدس موجود در بیست و چهار ساعت روز نگاهی بیندازیم که در کتابی تحت عنوان «کتاب ساعتها» آورده شده‌اند (به یونانی: «اورولوگیون تو مِگا»؛ نیایش‌نامۀ راهبان).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔹۱. دعای عصر (Hesperinos)

این مراسم «دعای عصر» خوانده می‌شود، زیرا هنگام عصر و تحویل روز برگزار می‌گردد. بر اساس آنچه اندکی پیش اشاره کردیم، این نخستین مراسم مقدس روز است و با مزمور ۱۰۳ [۱۰۴] آغاز می‌شود که حکمت و خلقت فوق‌العادۀ خدا را تمجید می‌کند. این مزمور «مقدماتی» (به یونانی، «پرو-اویمیاکوس»= اولیه) نامیده شده است، زیرا مقدمۀ تمام دعاها و مزامیری است که درطول یک روز جدید در پی یکدیگر خوانده می‌شوند. سرود «ای نور فرح بخش» (به یونانی: « فوس ایلارون») را در اواسط دعای عصر می‌خوانند که از قرن چهارم برای ما باقی مانده است! این سرود، عيسى مسیح را به‌عنوان نور ستایش می‌کند و به دلیل درخشش غروب خورشید در آن لحظه، خدای تثلیث را حمد و تمجید می‌نماید. بوی خوش بخوری که به هنگام خواندن آیات مزمورِ «دعای من به حضور تو مانند بخور آراسته شود...» خوانده می‌شود، سرودها، درخواستها و دعاهایی که به هنگام غروب خورشید خوانده می‌شود، همگی قلب ایماندار را در توبه و پشیمانی فرو می‌برند.

 
🔹۲. مراسم بعد از شام (Apodeipnon)

از این نام مشخص است که این جلسۀ مقدس پس از شام برگزار می‌شود (به یونانی: «آپودِی‌پنون»= پس از شام). این مراسم پس از دعای عصر برگزار می‌گردد و در روزهای خاصی از سال با سایرمراسم مقدس مناسب فصل همراه می‌شود. هر ایمانداری می‌تواند این نیایش را به تنهایی در خانه و قبل از خوابیدن به جا آورد.

مراسم مختصری بعد از شام (Small Apedeipnon) وجود دارد که در طول یک سال برگزار می‌شود و مراسم بزرگی بعد از شام بزرگ (Great Apedeipnon) هست که در طول ایام روزۀ طولانی برگزار می‌گردد.
 

🔹۳. مراسم نیمه شب (Mesonyktikon)

همانطور که از کلمۀ «مسونیک‌تیون» استنباط می‌شود، این مراسم در نیمه‌شب برگزار می‌گردد. در مَثَلِ ده باکره (متی ٢٥ :­۱-۱۳)، خداوندگار نمایانگر داماد است که در نیمه‌شب می‌آید. این قضیه بدین باور انجامیده که مسیح به‌عنوان «دامادِ کلیسا» در بازگشت خود در نیمه‌شب ظاهر خواهد شد. بنابراین، برای اینکه ایماندار نسبت به آن لحظۀ بزرگ هشیار و بیدار باشد، این مراسم نیمه‌شب برپا شد. در طول این مراسم، سرودی را که مطابق با کلام مسیح نوشته شده، می‌خوانند: «به هوش باشید، داماد در نیمه شب می‌آید؛ و خوشا به حال خادمی که او را بیدار و هشیار یابد...»
 

🔹۴. دعای صبحگاهی (Orthros)

همانطور که کلمۀ «اورت‌روس» نشان می‌دهد، این مراسم یا آیین، به‌هنگام صبح‌ برگزار می‌شود، یعنی اندکی پیش از طلوع آفتاب آغاز می‌گردد و به هنگام طلوع خورشید پایان می‌یابد؛ به همین دلیل است که تا پایان این مراسم، «سرود نیایش بزرگ» را می‌خوانند: «جلال بر تو که نور را به ما نشان داده‌ای...»

انجام آیین «ساعت نخست» در طول دعای صبحگاهی، رسمی رایج و متداول به شمار می‌رود. در زمان عیسى مسیح، ساعتهای روز را نَه از نیمه‌شب- مانند امروز- بلکه از طلوع خورشید حساب می‌کردند. به همین نحو، کلیسا این رسم را که بر مبنای آن، هر روز جدید باید با دعا آغاز شود، به رسمیت شناخت. به همین دلیل، در نخستین ساعت روز، جلسۀ مقدس «ساعت نخست» با مزامیر و سرودهایی مناسب برگزار می‌شود، به‌عنوان مثال: «آه ای خداوند، به سخنانم گوش فرا ده، [...] ای پادشاهم و ای خدایم [...] صبحگاهان صدای مرا می‌شنوی...» (مزمور ٥ :­۱-۴)، و با این دعا خاتمه می‌یابد:

«ای مسیح، ای نور حقیقی که به هر انسانی که به این جهان پا می‌گذارد، فهم و درک می‌بخشی و تقدیسش می‌نمایی، بگذار نور روی تو بر ما تابان گردد، تا بتوانیم نوری را که نمی‌توان بدان نزدیک شد، ببینیم و گامهای ما را در انجام احکام خویش هدایت بفرما، از طریق شفاعت مادر پاک و مقدست، و تمامی مقدسینت. آمین.»

شخصِ مسیحی می‌تواند به‌راحتی این دعای بسیار زیبا را حفظ کند و آن را قبل از شروع کار خود تکرار نماید.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔹۵. ساعت سوم

بر طبق آنچه قبلاً گفتیم، ساعت سوم بیزانسی برابر است با نُه صبح امروزی. همانطور که از کتاب اعمال رسولان می‌دانیم (۲:­۱۵)، در این ساعت از روز پنطيكاست بود که روح‌القدس بر رسولان مقدس و آنانی که در بالاخانه‌ای در اورشلیم جمع شده بودند، نازل شد. به همین دلیل، این مراسم به واقعۀ پنطيكاست اشاره داد: «خداوندا، تو که روح‌القدس خود را در ساعت سوم بر رسولانت نازل کردی [...]، او را در ما که نزد تو دعا می‌کنیم، احیا فرما.»

 
🔹۶. ساعت ششم

ساعت ششم برابر است با ظهر امروزی. همانطور که از اناجیل مقدس می‌دانیم (لوقا ٢٣ :­۴۴)، در این ساعت بود که خداوندگار ما، عیسی مسیح، در جلجتا مصلوب شد. سرود «ای مسیح، خدایا، که در روز و ساعت ششم، مرگ را به‌جای ما چشیدی...»، به این واقعه اشاره می‌کند؛ این قضیه در مورد دعای قدیسْ باسیل بزرگ نیز صدق پیدا می‌کند: «ای خدا، ای خداوند لشکرها... که یگانه پسرت، خداوندگار ما عیسى مسیح را برای نجات بشر فرستادی و با صلیب ارزشمندش گناهان ما را از میان برداشتی... و روح ما را با محبتت جریحه‌دار کردی...»

 
🔹۷. ساعت نهم

ساعت نهم، همان ساعت سه بعد از ظهر می‌باشد. در این ساعت، عیسی روح خود را بر روی صلیب به خدای پدر تسلیم کرد، همان‌گونه که اناجیل مقدس بیان می‌کنند: «در ساعت نهم، عیسی با صدای بلند، فریاد برآورد... و دمِ آخر برکشید» (مرقس ١٥ :­۳۴، ۳۹). مزموری که ما می‌خوانیم، به آزارهایی که بر مسیح موعود وارد شد، اشاره دارند؛ پس سرودها و دعاها نیز همین مضمون را دارند: «ای مسیح، ای خدا، تو که در ساعت نهم، در جسم به‌خاطر ما مرگ را چشیدی، طغیان و سرکشی جسم ما را بمیران و ما را نجات بخش!»

بدین نحو، کلیسا با این مراسم روزانه به جماعت خود کمک می‌کند تا آنچه مزمور می‌گوید را به کار ببندد: «شبانگاه و بامداد و نیمروز، شِکْوه و ناله می‌کنم؛ و او صدایم را می‌شنود» (مزمور ٥٥ :­۱۸)؛ و «نیمه‌های شب برمی‌خیزم تا سپاست گویم، به جهت قوانین عادلانه‌ات» (مزمور ١١٩ :­۶۲).

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه پانزدهم / آرتین
@LessonsOrthodox
توبه

1- توبه یک راز کلیسایی است
2- توبه و اعتراف
3- توبه و کلیسا
4- توبه و نجات
5- توبه و عمل فيض
6- توبه و تجربيات
7- توبه، شادی و ندامت
8- توبه و نو شدن حیات
9- توبه بر ساير آيينها مقدم است
10- توبه، رفتار و کردار

@LessonsOrthodox
اهميت توبه بر همگان آشکار و مبرهن است اما توبه در کليسای ارتدکس از نظر تعریف، تأثیر، عمل و ضرورتش در نجات، با توبه در ساير کليساها متفاوت است.

توبه یک راز کلیسایی است.

در مفهوم ارتدکسی، توبه یکی از هفت راز کلیساست و «راز توبه» نامیده می شود. حال آنکه توبه نزد پروتستانها، یک راز به حساب نمی‌آید، زیرا ایشان به رازهای مقدس کلیسا اعتقاد ندارند. با این‌حال، تفاوتی بین «توبه» و «راز توبه» وجود دارد. این تفاوت پیامدهای الهیاتی خود را نیز دارد.

توبه و اعتراف

در مفهوم ارتدکسی، اعتراف گناهان بخش بنیادی راز توبه است، البته منظورمان اعتراف نزد روحانی است: «هر كه‌ گناه‌ خود را بپوشاند، برخوردار نخواهد شد؛ اما هر كه‌ آن‌ را اعتراف‌ كند و ترك‌ نماید رحمت‌ خواهد یافت». (امثال 28:‌13)
در عهد عتیق می‌خوانیم، که مردم به گناهانشان اعتراف می‌کردند. چنانکه نوشته شده: «و چون‌ در هر كدام‌ از اینها مجرم‌ شد، آنگاه‌ به‌ آن‌ چیزی‌ كه‌ در آن‌ گناه‌ كرده‌ است‌ اعتراف‌ بنماید و قربانی‌ جرم‌ خود را برای‌ گناهی‌ كه‌ كرده‌ است‌ نزد خداوند بیاورد، یعنی‌ ماده‌ای‌ از گله‌ بره‌ای‌ یا بزی‌ بجهت‌ قربانی‌ گناه‌، و كاهن‌ برای‌ وی‌ گناهش‌ را كفاره‌ خواهد كرد». (لاویان 5:‌5‌،6)
کتاب‌مقدس مملو از نمونه‌های اعترافات است. اعتراف، تا آخرین نبی عهد عتیق و یا مابین عهد عتیق و عهد جدید یعنی زمان یوحنای تعمید‌دهنده ادامه می‌یابد، چنانکه گفته شده: «در این‌ وقت‌، اورشلیم‌ و تمام‌ یهودیه‌ و جمیع‌ حوالی اُردُنّ نزد او بیرون‌ میآمدند، و به‌ گناهان‌ خود اعتراف‌ كرده‌، در اُرْدُن‌ از وی تعمید می‌یافتند». (متی 3:‌5‌،6)
در عهد جدید نیز مردم به گناهان خود اعتراف می‌کردند. مکتوب است که: «و بسیاری‌ از آنانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌ بودند آمدند و به‌ اعمال‌ خود اعتراف‌ کرده‌، آنها را فاش‌ می‌نمودند» (اعمال 19:‌18) و نیز «نزد یکدیگر به‌ گناهان‌ خود اعتراف‌ کنید و برای‌ یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید، زیرا دعای‌ مرد عادل‌ در عمل‌، قوت‌ بسیار دارد». (یعقوب 5:‌16)
با این‌همه، پروتستانها به اعتراف اعتقاد ندارند و آن را جزئی از توبه نمی‌شمارند.

توبه و کلیسا

درست است که توبه عملیست که در قلب صورت می‌گیرد و شامل پشیمانی و تصمیم برای ترک گناه و عملاً دور شدن از گناه است؛ با این‌حال، توبه در کلیسا و با اعتراف و بخشش به کمال می‌رسد.
گناهکار می‌بایست به گناهانش اعتراف کند و کشیش (کاهن) اعلام مغفرت و بخشش گناهان کند ، بنابر حکم خداوند که «روح‌القدس‌ را بیابید. گناهان‌ آنانی‌ را که‌ آمرزیدید، برای‌ ایشان‌ آمرزیده‌ شد و آنانی‌ را که‌ بستید، بسته‌ ‌شد». (یوحنا 20:‌22‌،23)

بدین شکل، گناهکار توسط پدر روحانی خود هدایت می‌شود تا در توبه خود استوار بماند.
اما در نظر پروتستانها، توبه امریست که کاملاً مستقل از کلیساست؛ آن، امری شخصی است و به دخالت کشیش نیازی ندارد زیرا ایشان به کهانت معتقد نیستند بلکه به رابطه مستقیم با خدا تأکید می‌ورزند.
در این مورد، پروتستانها به دو گروه منقسم می‌شوند:
الف) گروهی که آشکارا «اعتراف» و «کهانت» را رد می‌کنند. اینان گروه‌های ضعیفترند زیرا واضح است کسانی که در ایمان خود استوارند، مراقب چنین تعالیمی هستند. همچنین، اندیشه‌های این گروه مبرهن و قابل انکار است.
ب) گروه دوم علیه «اعتراف» یا «کهانت» یا «عشای ربانی» صحبت نمی‌کنند، اما پیروانشان در مورد این رازها صحبت نمی‌کنند و به جایشان، چیزهای دیگر جایگزین می‌کنند تا مردم را سرگرم کنند. مثلاً می‌گویند: «تو به توبه نیاز داری و باید نزد خدا بازگردی. برو و خود را پیش پای‌های خدا بیافکن؛ عصیانت را نزد وی رها کن تا تو را با خونش پاک سازد و تو عادل شمرده خواهی شد، گویی هرگز گناه نکرده‌ای. او تو را غسل می‌دهد و همچون برف سفید می‌گرداند».

آنان در مورد اهمیت اعتراف و بخشش یا عشای ربانی صحبت نمی‌کنند. ایشان این مسائل را نادیده می‌گیرند تا مردم فراموششان کنند. در عین حال، از کلمات روحانی استفاده کرده، بسیاری از مردم ساده‌لوح را فریب می‌دهند. این یک روش ناآشکار است و وظیفه ماست که آن را بر مردم آشکار سازیم.

@LessonsOrthodox
توبه و نجات

بسیاری از پروتستانها می‌کوشند تا توبه را از موضوع نجات متمایز سازند. ایشان با تمرکز بر خون مسیح به مردم می‌گویند: «شما با خون مسیح نجات یافته‌اید نه با توبه. توبه یک عمل است و شما نمی‌توانید با اعمالتان نجات یابید».
ما انکار نمی‌کنیم که نجات به واسطه خون مسیح کامل می‌شود، اما هیچ نجاتی بدون توبه صورت نمی‌گیرد. مسیح خداوند می‌گوید: «... اگر توبه‌ نکنید، همگی‌ شما همچنین‌ هلاک‌ خواهید شد». (لوقا 13:‌3)
توبه لازمه نجات است زیرا هیچکس بی‌گناه نیست. تا زمانیکه گناه وجود دارد، جریمه گناه نیز وجود دارد، و «مزد گناه موت است». هیچ راه نجاتی از این مرگ وجود ندارد، مگر توبه. توبه ما را شایسته خون مسیح می‌گرداند: «اگر توبه‌ نکنید، همگی‌ شما همچنین‌ هلاک‌ خواهید شد».

توبه و عمل فیض

اکثر پروتستانها تأکید می‌کنند که توبه یکی از اعمال فیض است و تمام تلاشهای انسان باطل می‌باشد. کافیست که انسان خود را پیش پاهای مسیح بیافکند تا او را از این گناهان برهاند.
آموزه ارتدکسی تأکید می‌کند که تمام زندگی روحانی انسان، مشارکت با روح‌القدس است. روح‌القدس یاری می‌دهد، اما انسان باید تلاش کند. اگر انسان تلاش نکند، رسول نیز او را سرزنش کنان می‌گوید: «هنوز در جهاد با گناه‌ تا به‌ حد خون‌ مقاومت‌ نکرده‌اید». (عبرانیان 12:‌4)

کتاب‌مقدس زندگی روحانی را همچون نبردی که به اسلحه تام خدا نیاز دارد به تصویر می‌کشد: «زیرا ما را کشتی گرفتن با جسم و خون نیست، بلکه ما علیه قدرتها، علیه ریاستها، علیه خداوندگاران این دنیای تاریک، و علیه فوجهای ارواح شریر در جایهای آسمانی می‌جنگیم». (افسسیان 6:‌12)

این جنگ بی‌شک به انسان نیاز دارد تا بجنگد و پیروز شود. این نبرد همان چیزی است که مسیح خداوند در پیام خود به فرشتگان هفت کلیسا می‌گوید: «آنکه‌ غالب‌ آید،‌ به‌ وی‌ خواهم‌ داد» (مکاشفه 2:‌17). فیض، به تنهایی تمام کارها را انجام نمی‌دهد، وگرنه خدا نمی‌گفت: «بسوی‌ من‌ بازگشت‌ كنید ... من‌ به‌ سوی‌ شما رجوع‌ خواهم‌ نمود». (زکریا 1:‌3)

توبه و تجربیات

پروتستانها توبه را یک تجربه می‌شمارند و شخص توبه‌کار را تشویق می‌کنند تا تجربیات خود را به دیگران بازگو کند. بنابراین شما این عبارات را از ایشان می‌شنوید: «من چنین و چنان بودم و اکنون چنین و چنان شدم». شخص توبه‌کار بدون هیچ پروایی به بازشماری گناهان پیشین خود نزد دیگران ادامه می‌دهد، و آنان را با فیضی که اکنون به دست آورده می‌پوشاند. و اگر ساکت بماند، به او خواهند گفت: «از تجربیاتت بگو».

اما ایمان ارتدکسی چنین سخنانی را منع می‌کند زیرا با این سخنان، شخص توبه‌کار به تغییرات خود مباهات می‌کند.

توبه، شادی و ندامت
ایمان ارتدکسی به ندامت روح شخص توبه‌کار اهمیت می‌دهد. او باید در پیشگاه خدا گناهانی را که مرتکب شده به یاد آورد. باید بستر خود را غرق در اشک کند چنانکه داود نبی می‌کرد (مزامیر 6:6). اما پروتستانها مردم را به شادی دعوت می‌کنند، که در آن هیچ ندامتی نیست. در اکثر موارد، شخص توبه‌کار مستقیماً خادم می‌شود و به وی فرصت نمی‌دهند تا برای گناهان درونی خود اندوهگین شود. دلیلی که پروتستانها برای چنین روشی ارائه می‌دهند این است که توبه‌کار باید برای نجات خود شادمان باشد.
در جواب به این مسئله، ما به یاد آنها می‌آوریم که در عهد عتیق زمانی که مردم اسرائیل گوشت بره عید فصح را می‌خوردند، با وجود آن شادی‌ای که بخاطر نجاتشان بواسطه شمشیر فرشته مرگ، یافته بودند، بنابر حکم خداوند، می‌بایست بره فصح را همراه با علفهای تلخ می‌خوردند. (خروج 12:‌8)
علفهای تلخ گناهانشان را به یاد می‌آورد، گناهانی که باعث شده‌بود آنان بردگی فرعون را بکنند. درست است که خوردن بره فصح، نجات و شادی آن را یادآور می‌شد، اما گوشت بره باید به همراه علفهای تلخ خورده می‌شد.
جایگاه این «علفهای تلخ» نزد پروتستانها چیست؟
یکی از پروتستانها در کتاب خود حتی به فراز «خداوندا رحمت نما» که ما در دعاهایمان می‌گوییم، اعتراض کرده بود! همچنین به تمام فرازهای مربوط به ندامت معترض شده و آنها را مخالف با شادی نجات دانسته بود.

@LessonsOrthodox
توبه وحیات نو

آنچه که ما در ایمان ارتدکسی خود «توبه» می‌خوانیم، پروتستانها آن را «نو شدن حیات»، «تولد تازه» یا «نجات» می‌نامند. برخی پروتستانها از یکدیگر می‌پرسند: «آیا حیات نو داری؟ آیا نجات یافته‌ای؟ آیا تولد تازه را تجربه کرده‌ای؟» و منظورشان عمل توبه است، نه بیشتر و نه کمتر.
در مفهوم ارتدکسی، تمام این عبارات: «تولد تازه»، «نو شدن حیات» و «نجات» در راز تعمید به کمال می‌رسند اما توبه یک روند تغییر روش زندگی در انسان است.

توبه بر تمامی رازها مقدم است

راز توبه مقدم بر راز تعمید است، چنانچه پطرس رسول می‌گوید: «توبه‌ کنید و هر یک‌ از شما ... تعمید گیرید» (اعمال 2:‌38). بر راز قربانی مقدس مقدم است چنانچه پولس رسول به ما می‌آموزد: «بدین سان، کسی که احیاناً نان را می‌خورد یا جام خداوند را ناشایست می‌آشامد نسبت به جسم و خون خداوند مجرم خواهد بود. پس آدمی خود را آزمایش کرده و سپس از این نان بخورد و از این جام بیاشامد. زیرا آنکه می‌خورد و می‌آشامد اگر بدن خداوند را تشخیص نمی‌دهد، محکومیت خود را می‌خورد و می‌آشامد». (اول قرنتیان 27:‌11-29)

راز توبه همچنین بر راز تدهین بیماران مقدم است. یعقوب رسول می‌گوید: «و هرگاه‌ کسی‌ از شما بیمار باشد، کشیشان‌ کلیسا را طلب‌ کند تا برایش‌ دعا نمایند و او را به‌ نام‌ خداوند به‌ روغن‌ تدهین‌ کنند. و دعای‌ ایمان‌، مریـض‌ را شفـا خواهـد بخشیـد و خداونـد او را خواهد برخیزانید، و اگر گناه‌ کرده‌ باشد، از او آمرزیده‌ خواهد شد». (یعقوب 5:‌14‌،15)
این تقدم بر تمامی رازها صدق می‌کند زیرا نظر به اینکه رازهای مقدس، فیض‌های روح‌القدس هستند، باید برای آنها آماده شویم؛ یعنی از طریق توبه قلب خود را پاک سازیم، اما از آنجاکه پروتستانها نه به رازهای مقدس و نه به توبه اعتقاد ندارند، این آماده‌سازی نیز برای آنها معنایی نخواهد داشت.

توبه، سلوک و اعمال

پروتستانها تأکید می‌کنند که زندگی مسیحی، زندگی سلوک و اعمال نیست بلکه زندگی فیض و ایمان است. در ایمان ارتدکسی، ایمان و فیض مهم هستند، با این وجود ما نیز همراه یوحنای تعمیددهنده اعلام می‌کنیم: «اكنون‌ ثمره‌ شایسته‌ توبه‌ بیاورید» (متی 3:‌8)، چراکه معتقدیم سلوک امری مهم و لازم برای نجات است.
اگر پروتستانها به اهمیت خون مسیح برای طهارت انسان اصرار ورزند، ما در مقابل، این گفته از یوحنای رسول را که در مورد ارتباط بین سلوک و خون خداوند است، بیان می‌کنیم: «لکن‌ اگر در نور سلوک‌ می‌نماییم‌، چنانکه‌ او در نور است‌، با یکدیگر شراکت‌ داریم‌ و خون‌ پسر او یسوع مسیح‌ ما را از هر گناه‌ پاک‌ می‌سازد». (اول یوحنا 1:‌7)
در اینجا، سلوک و اعمال به عنوان شرط گذاشته شده است. بدون توبه هرگز با خون او پاک نمی‌شویم؛ توبه یک شرط اساسی است.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هفدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸فصل 35 -  آيين نیایش الهی (ليتورگى الهی)
 

از میان تمام جلسات یا مراسم مقدس کلیسای ارتدوكس، کدامیک مهمتر از سایرین است؟

مهم‌ترین مراسم، آیین نیایش الهی (Divine Liturgy) می‌باشد. این آیین فقط جلسه‌ای مانند جلسات دیگری که بدانها اشاره کردیم نیست. آیین نیایش، حدّ اعلا یا نقطۀ اوج پرستش کلیسای ارتدوكس می‌باشد. می‌توانیم با استفاده از استعاره یا زبان مَجازی، آن را خورشیدی تابان بدانیم که گرمایش و نور خود را به اطرافش منعکس می‌گرداند. آیین نیایش در رابطه با سایر مراسم مقدس نیز همین ‌گونه عمل می‌کند. مراسم مقدس و برگزاری آنها حتی در خصوص آیین هاى مقدس، از دلِ آیین نیایش الهی بیرون می‌آیند و توجهشان معطوف به آن است. آنها همگی در اینجا، یعنی آیین نیایش تکمیل می‌شوند. به همین دلیل است که رازهای مقدس تعمید، مسح مقدس (در کلیسای ارتدوكس به تدهین اشاره دارد) و باقی آنها در رابطه‌ای ذاتی و جدایی‌ناپذیر با آیین نیایش قرار دارند. آنها قدمهایی هستند که ایماندار را به نقطۀ اوج می‌رسانند که در آنجا با راز بزرگ و غیرقابل درک عشای ربانی که در آیین نیایش برگزار می‌شود، با خدا ملاقات کرده و با او متحد خواهد شد.


عبارت آيين نیایش الهى به چه معناست؟

کلمۀ یونانی «لیتورگی» (Liturgy) بدون تغییر و بدون هیچ ترجمه‌ای، وارد زبانهای دیگر مانند انگلیسی و سایر زبانها شده است.[1] این کلمه از دو بخش ساخته شده: «λειτός » (لیتوس) که به معنای «مردم»، و «ἔργον» (اِرگون) که به معنای عمل یا کار است؛ بنابراین، «لیتورگی» (liturgy) به معنای عمل یا کارِ مردم یا عمل یا کاری برای ایشان است. این عملِ پرستش از سوی قوم خدا، روحانیون و مسیحیان عادی انجام می‌شود و برای کل مردم، روحانیون و مسیحیان عادی نیز انجام می‌شود. ساختار آیین نیایش مستلزم مشارکت نه تنها برگزارکنندگان- یعنی اسقف، مشایخ و شماسان- بلکه مسیحیان عادی نیز می‌باشد. حتی یک کانن (قانون) کلیسایی وجود دارد که کاهن را، اگر بخواهد آن را به تنهایی انجام دهد و مانع مشارکت مسیحیان عادی شود، از برگزاری این آیین باز می‌دارد.

صفت «الهی» («Divine») که بعد از عبارت «آیین نیایش» (Liturgy) می‌آید، نشان‌دهندۀ این است که این عملی عادی و بشری نیست، بلکه کاری است که از سوی خدا بنیان نهاده شده، و مخاطب آن خداست، و برای جلال او برگزار می‌شود.

رکن خاصی که آیین نیایش الهی را از سایر مراسم مقدس متمایز می‌کند تا از آنها بسیار بالاتر باشد، چیست؟

سایر مراسم مقدس شامل مزامیر، سرودهایی که خدا را مخاطب قرار می‌دهند، او را ستایش می‌کنند، سپاس می‌گویند، از او چیزی می‌طلبند و بدینسان، با او ارتباط برقرار می‌کنند، می‌گردند. هر فرد مسیحی، راهب، مسیحی عادی، زن یا مرد، هر جا که باشد، حتی در خانه‌اش، می‌تواند این مراسم را به جا آورد.

از سوی دیگر، آیین نیایش الهی در کلیسا و توسط اسقف یا کاهن برگزارکننده (که بدون ایشان، برگزاری آیین نیایش امکان‌پذیر نیست) برگزار می‌شود، و قطعاً همان طور که گفتیم، باید با مشارکت جماعت ایمانداران انجام می‌شود.

آیین نیایش الهی، مانند تمام جلسات و مراسم مقدس، شامل مزامیر، سرودهای روحانی، درخواستها و دعاها می‌شوند، هرچند به اینها محدود نمی‌گردند. در آیین نیایش الهی، راز بزرگ عشای ربانی (یا آیین سپاسگزاری[2]) برگزار می‌شود، آیینی که خداوندگار به رسولانش و از طریق ایشان به کلیسای خود عطا فرمود، همان‌ طور که به  هنگام صحبت دربارۀ هفت راز مقدس بدین مطلب اشاره کردیم.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

در آیین نیایش الهی عملاً چه اتفاقی می‌افتد؟

اتفاقی که در این آیین می‌افتد (و این برای هر ایماندار از تمامی اعصار می‌باشد)، تکان‌دهنده‌ترین واقعۀ تاریخ بشریت است: نمایش مجدد زندگی و کار رهایی‌بخش آن خدا-انسان، یعنی خداوندگارْ عیسی مسیح.

دیدیم که خداوندگارِ قیام‌کرده، کمی قبل از صعود به آسمان، به تمام کسانی که کنار او بودند چنین وعده داد: «و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!» (م.ک. متی ۲۸:‏۲۰). پس این امر چگونه باید اتفاق بیفتد؟ خداوندگار قبلاً در شب آخر، هنگامی که راز سپاسگزاری مقدس را به ایشان داد، پاسخ این سوٴال را داده بود.

پس از آنکه رسولان بدن و خون مقدس خداوندگار را دریافت کردند، او بدیشان گفت: «آنچه من امشب انجام دادم، خودتان نیز باید انجام دهید» (م.ک. ۱-قرنتیان ١١ :­۲۵-۲۶). «با برگزاری راز سپاسگزاری مقدس، من خواهم آمد و حضور خواهم یافت، درست مانند الآن؛ نه در قالب بشری که اکنون مرا می‌بینید، بلکه در قالب نان و شرابی که دریافت کردید. این نان بدن من است که برای شما قربانی خواهد شد، اما برخیزانیده نیز خواهد شد. درون جام، خون من است که برای نجات تمام جهان بر روی صلیب ریخته خواهد شد» (م.ک. متی ۲۶:­۲۶-۲۸). هر کس که بدن و خون مرا با ایمان و حرمت دریافت کند- یعنی همان راز عشای ربانی را- با من متحد می‌گردد، تا جایی که وارد قلب او خواهم شد و او در من مى ماند(م.ک. یوحنا ٦ :­۵۶).

خداوندگار پس از رستاخیزش، به مدت چهل روز با شاگردانش ملاقات می‌کرد و دستوراتی به ایشان می‌داد در این زمینه که چطور باید ماٴموریت و رسالت خویش را به انجام رسانند، با این هدف که کلیسا را حتی مستحکم‌تر گردانند (م.ک. اعمال ١ :­۳). برای اینکه پی ببریم رسولان مقدس چگونه راز عشای ربانی را برگزار می‌کردند و از این طریق، فرمان مسیح را به جا می‌آوردند، باید به آیین نیایشی رجوع کنیم که حضرت یعقوب برگزار کرد، همان برادر خداوندگار و کسی که از جانب او به‌عنوان نخستین اسقف اورشلیم منصوب گشت. متن این آیین نیایش تا به امروز باقی مانده است. متن تمام آیین‌های نیایش که تا به امروز برگزار می‌شوند، در بخشهای اصلی و بنیادی‌شان، مشابه این آیین نیایش می‌باشند.

@LessonsOrthodox