دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
سؤال 6
آیا نجات بوسیله کلام است یا آب؟

آیا گفتار رسول در مورد کلیسا یعنی: «تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید » بدین معناست که چون طاهر شدن بوسیله کلام است، پس نجات نیز بوسیله کلام است؟ و در مورد سایر آیاتی که ضرورت کلام را برای نجات نشان می‌دهند چه؟ آیاتی همچون: «تولد تازه‌ یافتید نه‌ از تخم‌ فانی‌ بلکه‌ از غیرفانی‌ یعنی‌ به‌ کلام‌ خدا که‌ زنده‌ و تا ابدالاباد باقی‌ است ‌» و «او محض‌ اراده‌ خود ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود » و چرا نمی‌گوید: « بوسیله تولد تازه .... بوسیله تعمید» و «ما را بوسیله تعمید نجات داد»؟
اهمیت آب برای نجات چیست؟
از آنجا که خداوند گفت: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد»، پس نجات از این طریق حاصل خواهد شد. اما فراز «هر که ایمان آورد» باید از طریق موعظه و تعلیم حاصل شود، زیرا رسول می‌گوید: «پس‌ چگونه‌ بخوانند کسی‌ را که‌ به‌ او ایمان‌ نیاورده‌اند؟ و چگونه‌ ایمان‌ آورند به‌ کسی‌ که‌ خبر او را نشنیده‌اند؟ و چگونه‌ بشنوند بدون‌ واعظ‌؟ ». اهمیت کلمه در اینجا نمایان می‌شود.
ابتدا کلام، ایمان را به بار می‌آورد و سپس با تعمید، نجات و تازگی حیات حاصل می‌شود. اگرچه نجات و تولد تازه از طریق تعمید حاصل می‌شود، اما ابتدا باید کلمه باشد تا شخص را به ایمان هدایت نماید و ایمان منجر به تعمید گردد. به همین دلیل رسول می‌گوید: «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود » و «تولد تازه‌ یافتید ... به‌ کلام‌ خدا » بدین مقصود که «کلام» سرچشمه‌ایست که ما را به همه آنها هدایت می‌کند. و گفته‌های رسول در مورد کلیسا یعنی: «تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید » بدین معناست که طاهر شدن با تعمید (یعنی غسل آب) کامل می‌شود و این از طریق کلام است یعنی موعظه و بشارت کلام که ایمان و تعمید را حاصل می‌کند.
مشاهده می‌کنیم که رسول می‌فرماید: «به غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» و نمی‌گوید: «به غسل آب یعنی کلام». اگر غسل آب به معنای کلام باشد، در آن صورت نیازی به تکرار نبود. اما «غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» به معنای غسل آب است که در اثر کلام انجام می‌پذیرد. بدون کلام و اثرات آن مردم نمی‌توانند غسل آب یعنی تعمید یابند.
همچنین مشاهده می‌کنیم که در فرازهای زیر به کلمه «ایمان» اشاره نشده است: «تولد تازه‌ یافتید .... به‌ کلام‌ خدا» و «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود». آیا کلام بدون ایمان برای تولد تازه کافی است؟ ممکن نیست! واژه «ایمان» بیان نشده است زیراکه خود متن این مفهوم را می‌رساند.
وقتی مفهومشان در خود متن آشکار است، نیازی نیست که کلمات هر بار تکرار شوند. ما نمی‌توانیم هر بار کلماتی چون: کلام، ایمان، تعمید، تولد تازه را تکرار کنیم. موعظه کلام اهمیت خود را دارد و کسی منکر آن نیست. اما با این حال، نمی‌توان در مورد همه گفت: «بوسیله کلمه حق تولید شده» خواه ایمان داشته باشد خواه نداشته باشد. در مورد تعمید نیز به همین گونه است.
فراز «غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» دو چیز را نشان می‌دهد: کلام و تعمید. توجه کنید که به کلمه «ایمان» اشاره نشده است زیرا خود متن گویای آن است.
پروتستان ها دائماً بر ایمان تأکید می‌کنند. آیا فقدان کلمه ایمان در
افسسیان 5: 26، یعقوب 1: 18 و اول پطرس 1: 23 به این معناست که ایمان مهم یا ضروری نیست؟ البته که نه. گاهی نبود یک کلمه آن را بی‌اهمیت نمی‌سازد، بلکه متن به خودی خود گویا است. کلمه «تعمید» نیز چنین است.

@LessonsOrthodox
سؤال 7
جایگاه آب در نجات و تولد ثانوی چیست؟

(الف) اگرچه واژه «آب» در فراز «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود» و «تولد تازه‌ یافتید .... به‌ کلام‌ خدا» ذکر نشده است، لیکن در سخنان خداوند به وضوح آمده است: «اگر کسی‌ از آب‌ و روح‌ مولود نگردد، ممکن‌ نیست‌ که‌ داخل‌ ملکوت‌ خدا شود ». در این آیه مشخص است که تولد تازه با آب است، آب به معنای واقعی و نه نمادین.
(ب) همچنین زمانیکه کرنلیوس و همراهانش ایمان آورده به کلیسا ملحق شدند، این امر دیده می‌شود. در این مورد، مردان عادل بوسیله خدا به ایمان دعوت شدند: فرشته‌ای بر کرنلیوس ظاهر شد و پطرس رویایی دید و حکم خداوند را شنید. سپس حضرت پطرس کلام را به ایشان موعظه کرد و روح‌القدس بر همه کسانی که پیام را شنیدند نازل شد و آنان به زبانها سخن گفتند.
آیا این برای تولد ثانوی آنان کافی بود؟ آیا حضرت پطرس می‌توانست به آنان بگوید: «این تولد تازه بر همگی شما مبارک است؟» خیر بلکه حضرت پطرس پس از همه اینها بدیشان گفت: «حال که اینان روح‌القدس را درست همانند ما یافته‌اند، آیا کسی می‌تواند از تعمیدشان در آب مانع گردد؟ پس دستور داد ایشان را در نام یسوع مسیح تعمید دهند ».
نویسنده کتاب اعمال رسولان در مورد این واقعه چنین شرح می‌دهد: «امت‌ها نیز کلام‌ خدا را پذیرفته‌اند ». در اینجا اهمیت آب در کنار اهمیت کلمه دیده می‌شود و واژه «آب» به معنای «کلمه» نیست آنگونه که برخی در رساله افسسیان اشتباه فهمیدند.
(ج) نمونه مبرهن دیگر، تعمید خواجه سرای حبشی است. وقتی او ایمان آورد، کتاب‌مقدس می‌گوید: «و چون‌ در عرض‌ راه‌ به‌ آبی‌ رسیدند، خواجه‌ گفت‌: "اینک‌ آب‌ است‌! از تعمید یافتنم‌ چه‌ چیز مانع‌ می‌باشد؟" فیلپس‌ گفت‌: "هر گاه‌ به‌ تمام‌ دل‌ ایمان‌ آوردی‌، جایز است‌." او در جواب‌ گفت‌: "ایمان‌ آوردم‌ که‌ یسوع مسیح‌ پسر خداست‌." پس‌ حکم‌ کرد تا ارابه‌ را نگاه‌ دارند و فیلپس‌ با خواجه‌سرا هر دو به‌ آب‌ فرود شدند. پس‌ او را تعمید داد ».
این تعمید نیز همانند تعمید کرنلیوس و همراهانش، با آب انجام شد؛ تعمید با آب واقعی بلافاصله پس از موعظه کلام ضروری بود. در این مورد نیز «آب» برابر «کلام» نبود. اگر خواجه سرا با کلام از نو متولد می‌شد و با کلام غسل می‌گرفت، دیگر چه نیازی به آب بود؟
می‌خواهم در مورد موضوع مهمی صحبت کنم:
اهمیت آب و نمادهای آن در کتاب‌مقدس
به منظور درک بیشتر که چرا آب برای غسل و تولد تازه طی راز تعمید انتخاب شده است، باید یادآوری کنیم که حتی در آغاز آفرینش، میان آب و حیات ارتباط وجود داشت. کتاب‌مقدس می‌گوید: «روح‌ خدا سطح‌ آبها را فرو گرفت ‌». و خدا گفت: «آبها به‌ انبوه‌ جانوران‌ پر شود و پرندگان‌ بالای‌ زمین‌ بر روی‌ فلك‌ آسمان‌ پرواز كنند ». پس حیات از آب بیرون آمد و ما می‌توانیم ارتباط میان آب، حیات و روح خدا را مشاهده نماییم.
همچنین در عهد عتیق می‌خوانیم که خدا خود را به آب تشبیه می‌کند آنگاه که مردم را سرزنش کرده می‌گوید: «زیرا قوم‌ من‌ دو كار بد كرده‌اند. مرا كه‌ چشمه‌ آب‌ حیاتم‌ ترك‌ نموده‌ و برای‌ خود حوضها كنده‌اند، یعنی‌ حوضهای‌ شكسته‌ كه‌ آب‌ را نگاه‌ ندارد ». این همبستگی همچنین در کلام مسیح خداوند دیده می‌شود: «"کسی‌ که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، چنانکه‌ کتاب‌ می‌گوید، از بطن‌ او نهرهای‌ آب‌ زنده‌ جاری‌ خواهد شد". اما این‌ را گفت‌ درباره‌ روح‌ که‌ هر که‌ به‌ او ایمان‌ آرد او را خواهد یافت‌ زیرا که‌ روح‌القدس‌ هنوز عطا نشده‌ بود، چونکه‌ یسوع تا به‌ حال‌ جلال‌ نیافته‌ بود ».
این سخنان ‌همانند سخنان خداوند در مورد خودش هستند آنگاه که با زن سامری راجع به آب حیات مباحثه می‌کرد: «لیکن‌ کسی‌ که‌ از آبی‌ که‌ من‌ به‌ او می‌دهم بنوشد، ابداً تشنه‌ نخواهد شد، بلکه‌ آن‌ آبی‌ که‌ به‌ او می‌دهم‌ در او چشمه‌ آبی‌ گردد که‌ تا حیات‌ جاودانی‌ می‌جوشد ».
بنابراین آب نمادی از حیات و گاهی نماد خود روح‌القدس است. چه زیباست آن وحی الهی در اولین مزمور در مورد مرد پاکدامن: «پس‌ مثل‌ درختی‌ نشانده‌ نزد نهرهای‌ آب‌ خواهد بود، كه‌ میوة‌ خود را در موسمش‌ می‌دهد، و برگش‌ پژمرده‌ نمی‌گردد و هر آنچه‌ می‌كند نیک‌انجام‌ خواهد بود ». این میوه، همان ثمره روح‌القدس است.
ارتباط میان آب، حیات و روح‌القدس در کتاب‌مقدس از کتاب پیدایش آغاز می‌شود (1: ‌2) و تا انتهای کتاب مکاشفه یوحنا ادامه می‌یابد: «من‌ به‌ هر که‌ تشنه‌ باشد، از چشمه‌ آب‌ حیات‌، مفت‌ خواهم‌ داد » و «و نهری‌ از آب‌ حیات‌ به‌ من‌ نشان‌ داد که درخشنده‌ بود، مانند بلور و از تخت‌ خدا و بره‌ جاری‌ می‌شود » و «... و هر که‌ تشنه‌ باشد، بیاید و هر که‌ خواهش‌ دارد، از آب‌ حیات‌ بی‌قیمت‌ بگیرد ». در عبور از دریای سرخ، آب توأماً نماد حیات و موت بود؛ موت انسان اسیر و حیات انسان آزاد که از آب خارج می‌شود.

@LessonsOrthodox
در پنجشنبه مقدس آب به نشان پاکی است. به همین علت است که خداوند پس از شستن پاهای رسولان گفت: «... و شما پاک‌ هستید ».
مزمورنویس می‌گوید: «دستهای‌ خود را در صفا می‌شویم ‌».
این پاکی و طهارت، غسلِ تولد تازه همراه با کلام است؛ پاکی‌ای که در غسلِ تولد تازه یعنی تعمید به دست می‌آوریم چنانکه رسول می‌گوید: «و بدنهای‌ خود را به‌ آب‌ پاک‌ غسل‌ داده‌، نزدیک‌ بیاییم ‌».
آب و خون
وقتی روی صلیب، یکی از سربازان به پهلوی مسیح نیزه زد: «در دم‌ خون‌ و آب‌ از آن روان شد ». در این امر، حکمت الهی چه بود؟ از پهلوی او خون جاری شد تا به ما نشان دهد که بازخرید شده‌ایم. اما چگونه بازخرید می‌شویم؟ از طریق آب در تعمید. بنابراین، خروج توأم خون و آب از پهلوی مسیح، رهایی ما را معلوم می‌سازد. ما خون مسیح را، که از گناهانمان طاهر می‌سازد، از طریق آب دریافت می‌کنیم. و چه زیباست که در راز عشای ربانی، خون و آب مخلوط می‌شوند.
یوحنای رسول، شاگرد محبوب، که شاهد خروج خون و آب بود، موضوع را روشن ساخته می‌گوید: «زیرا سه شاهد وجود دارد: روح و آب و خون؛ و این سه با هم توافق دارند ». این آیه رستگاری را شرح می‌دهد. رستگاری به واسطه خون (خون مسیح) به ما داده شد و ما شایستگی دریافت آن را از طریق تولد تازه از آب و روح به دست می‌آوریم. پس این سه یعنی روح و آب و خون در تعمید.

سوال 8
آیا آب تمام این اثرات را دارد؟

(الف) این سؤال مرا به یاد اعتراض نعمان سریانی می‌اندازد که الیشع از او خواست تا خود را در اردن بشوید تا پاک شود. او نمی‌توانست باور کند که مشکل آنقدر ساده است که با شستن در آب حل می‌شود، بخصوص اینکه در دمشق رودهای بهتری وجود داشت . اما وقتی او اطاعت کرد و خود را شست، بواسطه ایمانش پاک شد. نبی به نعمان حکم کرد که خود را در رود اردن بشوید، همان رودی که یوحنای تعمید‌دهنده بعداً در آن تعمید می‌داد (متی 3: ‌6). آیا ما باید همانند نعمان گمان کنیم که آب نمی‌تواند چنین تأثیراتی داشته باشد؟
خدا مطابق رأی اراده خود به ما فیض می‌بخشد. در این مورد، فیض در خود آب رود اردن نبود بلکه در قوت تطهیری بود که خدا بدان بخشیده بود. در مورد تعمید نیز چنین گفته می‌شود، که در ادامه توضیح خواهیم داد.
(ب) زمانیکه خداوند کور مادرزاد را شفا داد، گِل را روی چشمانش قرار داده گفت: «برو در حوض‌ سیلوحا (که‌ به‌ معنی‌ مرسلاست‌) بشوی‌. پس‌ رفته‌ شست‌ و بینا شده‌، برگشت ‌». با ایمان بود که کور مادرزاد بینا شد، اما خدا چنین اراده فرمود که او را از طریق آب بینا کند (و تعمیدْ بینایی روحانی است). باشد که اراده خدا چنانکه خود می‌خواهد کرده شود؛ ما طراح برنامه‌های خدا نیستیم؛ نامش متبارک باد.
(ج) بعلاوه، ما در جواب این سؤال می‌گوییم که آبِ تعمید تنها یک آب معمولی نیست و شخص تعمید یافته نیز تنها از آب متولد نشده بلکه از آب و روح. روح‌القدس آب تعمید را تقدیس می‌کند و به آن طبیعت خاصی می‌بخشد چنانکه هرکه در آب فرو می‌رود از آب و روح متولد می‌شود. پس شخص تعمید یافته شایستگی رهایی بواسطه خون مسیح را پیدا می‌کند. وقتی او در این آب فرو رفت، با مسیح مدفون شد و در مرگ او شریک شد تا شایستگی شراکت در رستاخیز او را نیز پیدا کند. به همین دلیل است که در تقدیس آب تعمید، روغن مسح، یعنی روغن روح‌القدس را در آن می‌ریزیم. بنابراین آب بواسطه روح‌القدس تقدیس می‌گردد. هرکه از این آب زاده شود، از آب و روح زاده شده است.
در تقدیس آب تعمید، شخص روحانی مناجات تقدیس آب را می‌خواند و روح‌القدس را فرا می‌خواند. او همچنین عبارات خاصی از کتاب‌مقدس را قرائت می‌کند. از این رو آب تعمید که ما را پاک می‌کند بواسطه کلام تقدیس می‌شود.

@LessonsOrthodox
سؤال 9
بهتر نیست بگوییم تعمید، رستاخیز با مسیح است و نه مردن با مسیح؟ چراکه مرگ مضر است حال آنکه رستاخیز سودمند می‌باشد.
تعمید، مردن با مسیح و رستاخیز با اوست چنانکه پولس رسول در رساله به رومیان شرح می‌دهد: «زیرا اگر بر مثال‌ موت‌ او متحد گشتیم‌، هرآینه‌ در قیامت‌ وی‌ نیز چنین‌ خواهیم‌ شد » و «پس‌ هرگاه‌ با مسیح‌ مردیم‌، یقین‌ می‌دانیم‌ که‌ با او زیست‌ هم‌ خواهیم‌ کرد ». در این مورد کسی نباید به تفکرات خود متوسل و از تعلیم کلیسا دور شود و بگوید که مردن بی‌فایده است اما رستاخیز سودمند است. کتاب‌مقدس می‌گوید: «آیا نمی‌دانید که‌ جمیع‌ ما که‌ در مسیح‌ یسوع تعمید یافتیم‌، در موت‌ او تعمید یافتیم‌؟ پس‌ چونکه‌ در موت‌ او تعمید یافتیم‌، با او دفن‌ شدیم‌ تا آنکه‌ به‌ همین‌ قسمی‌ که‌ مسیح‌ به‌ جلال‌ پدر از مردگان‌ برخاست‌، ما نیز در تازگی‌ حیات‌ رفتار نماییم‌ ». پولس رسول در رساله به کولسیان نیز تکرار کرده می‌گوید: «و با وی در تعمید مدفون‌ گشتید که‌ در آن‌هم‌ برخیزانیده‌ شدید به‌ ایمان‌ بر عمل‌ خدا که‌ او را از مردگان‌ برخیزانید ». از این آیات مشخص است که تعمید هم موت و هم رستاخیز است.
بواقع کسانیکه موت مسیح را خوار می‌شمارند نمی‌توانند از برکات رستاخیز برخوردار شوند.
ممکن است سؤال شود: چرا در تعمید موت هست و اهمیت آن چیست؟
(الف) شراکت با مسیح خداوند. پولس رسول نگفت که تنها در قدرت رستاخیز او شریک می‌شود بلکه گفت: «می‌خواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم » و « با مسیح‌ مصلوب‌ شده‌ام ‌». فراز «مردن با مسیح» بارها در نامه رومیان تکرار شده است (باب 6).
(ب) طبیعت فاسد انسان (انسان کهنه) باید در تعمید بمیرد و طبیعت تازه را در بر کند. به همین دلیل است که رسول در سخنان خود از مصلوب شدن انسان کهنه در تعمید سخن می‌گوید. در همان باب از رساله رومیان می‌فرماید: «زیرا این‌ را می‌دانیم‌ که‌ انسانیت‌ کهنه‌ ما با او مصلوب‌ شد تا جسد گناه‌ معدوم‌ گشته‌، دیگر گناه‌ را بندگی‌ نکنیم‌. زیرا هر که‌ مرد، از گناه‌ مبرا شده‌ است‌ ». اینجا فایده مرگ آشکار می‌شود. برخلاف گمان برخی، موت مضر نیست، بلکه برای ما بهتر است که طبیعت کهنه بمیرد تا بتوانیم با طبیعت تازه رستاخیز نماییم، طبیعتی که شبیه خدا است. چراکه طبیعت فاسد قدرت رستاخیز با مسیح را ندارد. لازم است که طبیعت کهنه بمیرد تا زندگی کند.
(ج) با شراکت در مرگ او اعتراف می‌کنیم که محکوم به موت و در گناهان خود مرده بودیم و مسیح به جای ما مرد و مدفون گشت. و چون مزد گناه موت است، با او در تعمید مدفون می‌شویم. بدین روش شایستگی برکات رستاخیز مسیح را بدست می‌آوریم.
(د) بدیهی است که برای رستاخیز نخست باید بمیریم. هرکه در تعمید با مسیح قیام می‌کند نخست باید با او بمیرد. اگر نمیرد چگونه رستاخیز کند؟

@LessonsOrthodox
سؤال 10
چرا کسی که والدینش تعمید یافته و از گناه آدم مبرا شده‌اند، باید همانگونه تعمید یابد تا از این گناه آزاد شود؟
ما مجازات موت را از والدین خود به ارث نمی‌بریم که با تعمید آنان، ما نیز نجات یابیم، بلکه آن را مستقیماً از آدم و حوا - یعنی نخستین انسانها - به ارث می‌بریم،. ما نسل آدم هستیم. وقتی طبیعت آدم گناه کرد و به مرگ محکوم شد، همه چیز در نسل او فانی شد. ما از نسل آدم و تحت مجازات مرگ هستیم. لذا نه تنها قائن، هابیل و شیث، بلکه همگی فرزندان نسل آدم به مرگ محکوم شدند. در مورد این، کتاب‌مقدس می‌گوید:
«پس همانگونه که گناه به واسطه یک انسان وارد جهان شد، به واسطه گناه، مرگ آمد، و بدین سان مرگ دامنگیر همه آدمیان گردید، از آنجا که همه گناه کردند » و همچنین می‌گوید: «و چنانکه‌ در آدم‌ همه‌ می‌میرند در مسیح‌ نیز همه‌ زنده‌ خواهند گشت‌ ». از این رو، مرگ مجازاتی برای تمامی نسل انسان، یعنی بنی آدم بود. هر انسان متولد شده‌ای محکوم به مرگ است زیرا نسل آدم است.
نجات از مرگ، یک نجات شخصی است، خواه والدین آن را پذیرفته و خواه نپذیرفته باشند. این نجات به توبه و ایمان به تعمید و خون مسیح و دیگر برکات وفیضها نیاز دارد. هیچ والدی بی‌گناه نیست. مزمورنویس می‌گوید: «اینك‌ در معصیت‌ سرشته‌ شدم‌ و مادرم‌ در گناه‌ به‌ من‌ آبستن‌ گردید ».
ما در گناه متولد می‌شویم تا زمانیکه از بند فساد رهایی یابیم (رومیان 8: ‌21). چه زمانی از این فساد رهایی می‌یابیم؟ پولس رسول در مورد بدنهای ما می‌گوید: «در مورد رستاخیز مردگان نیز چنین است‌. آنچه کاشته می‌شود فسادپذیر است؛ آنچه بر می‌خیزد، فسادناپذیر... زیرا این بدنِ فسادپذیر باید فسادناپذیری را بپوشد و این بدن فانی باید به بقا آراسته شود ». این چه موقع ممکن است؟ زمانیکه شیپور به صدا در آید و مردگان برخیزند.


آیا ممکن است تعمید تکرار شود؟
سؤال: آیا ممکن است تعمید تکرار شود؟ آیا در «اعتقادنامه نیقیه» گفته نمی‌شود: «ما اعتقاد داریم به یک تعمید برای آمرزش گناهان»؟ و در کتاب‌مقدس گفته نشده: «یک تعمید »؟
جواب: درست است که نوشته شده: «یک تعمید» لیکن باید کل آیه خوانده شود: «یک ایمان، یک تعمید».
هرجا که یک ایمان باشد، یک تعمید نیز خواهد بود.
ما هرگز نمی‌توانیم کسی را که در کلیسای هم‌ایمانمان تعمید یافته، دوباره تعمید دهیم.
لیکن تعیمد باید توسط روحانی شرعی، که اقتدار کهانتی دارد و می‌تواند راز تعمید را انجام دهد، صورت پذیرد. همچنین تعمید، منوط به ایمان شخص به تمام تأثیرات این تعمید است.
چگونه می‌توانیم تعمید کلیساهایی را که به کهانت، تعمید به عنوان راز کلیسا، و اثرات آن اعتقاد ندارند بپذیریم؟
همین امر در مورد کلیساهایی که به راز تعمید و کهانت اعتقاد دارند، اما توسط پدران کلیسا لعن شده‌اند، صادق است. ابتدا باید لعن‌ها از میان برداشته شود تا بتوانیم رازهای کلیسایشان را بپذیریم.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه شانزدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸فصل 34 -  سرويس هاى مقدس روزانه

  مراسم مقدسی که روزانه در کلیساهای ارتدوكس برگزار می‌شوند، کدامند؟

از دوران عهدقدیم، عدد هفت نماد کاملیت بوده، در موقعیت‌های مختلف به کار رفته است. مزمورنگار می‌فرماید: «روزی هفت بار تو را می‌ستایم» (مزمور ١١٩ :­۱۶۴). کلیسا برای ۲۴ ساعت از روز، هفت رسم مقدس تعیین کرده تا کل روز با دعا تقدیس گردد. در ابتدا، این مراسم در صومعه‌ها و دیرها برای راهبان و راهبه‌ها برگزار می‌شد تا کسانی که وقت خود را وقف دعا می‌کنند، آنها را به‌جا آورند. در طول قرون و اعصار، این مراسم به جزئی از حیات کلیسای محلی تبدیل شد، هرچند زمان مراسم آنها وابسته به زمان‌بندی و برنامۀ زندگی جامعۀ ایمانداران آن ناحیه بود، تا بدین نحو بتوانند در آنها شرکت کنند.

باید در اینجا اضافه کنیم که کلیسا سنت بیزانسی را حفظ کرده و تحویل روز- حتی تا به امروز- از ساعت ۱۲ نیمه شب آغاز نمی‌شود، بلکه با عصر روز قبل (در واقع با غروب آفتاب). به همین دلیل است که همۀ تعطیلات یا اعیاد کلیسایی عصر روز قبل آغاز می‌شود. به‌عنوان مثال، رستاخیز مسیح که هر یکشنبه جشن گرفته می‌شود، عصر شنبه آغاز می‌شود.

بیایید به مراسم مقدس موجود در بیست و چهار ساعت روز نگاهی بیندازیم که در کتابی تحت عنوان «کتاب ساعتها» آورده شده‌اند (به یونانی: «اورولوگیون تو مِگا»؛ نیایش‌نامۀ راهبان).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔹۱. دعای عصر (Hesperinos)

این مراسم «دعای عصر» خوانده می‌شود، زیرا هنگام عصر و تحویل روز برگزار می‌گردد. بر اساس آنچه اندکی پیش اشاره کردیم، این نخستین مراسم مقدس روز است و با مزمور ۱۰۳ [۱۰۴] آغاز می‌شود که حکمت و خلقت فوق‌العادۀ خدا را تمجید می‌کند. این مزمور «مقدماتی» (به یونانی، «پرو-اویمیاکوس»= اولیه) نامیده شده است، زیرا مقدمۀ تمام دعاها و مزامیری است که درطول یک روز جدید در پی یکدیگر خوانده می‌شوند. سرود «ای نور فرح بخش» (به یونانی: « فوس ایلارون») را در اواسط دعای عصر می‌خوانند که از قرن چهارم برای ما باقی مانده است! این سرود، عيسى مسیح را به‌عنوان نور ستایش می‌کند و به دلیل درخشش غروب خورشید در آن لحظه، خدای تثلیث را حمد و تمجید می‌نماید. بوی خوش بخوری که به هنگام خواندن آیات مزمورِ «دعای من به حضور تو مانند بخور آراسته شود...» خوانده می‌شود، سرودها، درخواستها و دعاهایی که به هنگام غروب خورشید خوانده می‌شود، همگی قلب ایماندار را در توبه و پشیمانی فرو می‌برند.

 
🔹۲. مراسم بعد از شام (Apodeipnon)

از این نام مشخص است که این جلسۀ مقدس پس از شام برگزار می‌شود (به یونانی: «آپودِی‌پنون»= پس از شام). این مراسم پس از دعای عصر برگزار می‌گردد و در روزهای خاصی از سال با سایرمراسم مقدس مناسب فصل همراه می‌شود. هر ایمانداری می‌تواند این نیایش را به تنهایی در خانه و قبل از خوابیدن به جا آورد.

مراسم مختصری بعد از شام (Small Apedeipnon) وجود دارد که در طول یک سال برگزار می‌شود و مراسم بزرگی بعد از شام بزرگ (Great Apedeipnon) هست که در طول ایام روزۀ طولانی برگزار می‌گردد.
 

🔹۳. مراسم نیمه شب (Mesonyktikon)

همانطور که از کلمۀ «مسونیک‌تیون» استنباط می‌شود، این مراسم در نیمه‌شب برگزار می‌گردد. در مَثَلِ ده باکره (متی ٢٥ :­۱-۱۳)، خداوندگار نمایانگر داماد است که در نیمه‌شب می‌آید. این قضیه بدین باور انجامیده که مسیح به‌عنوان «دامادِ کلیسا» در بازگشت خود در نیمه‌شب ظاهر خواهد شد. بنابراین، برای اینکه ایماندار نسبت به آن لحظۀ بزرگ هشیار و بیدار باشد، این مراسم نیمه‌شب برپا شد. در طول این مراسم، سرودی را که مطابق با کلام مسیح نوشته شده، می‌خوانند: «به هوش باشید، داماد در نیمه شب می‌آید؛ و خوشا به حال خادمی که او را بیدار و هشیار یابد...»
 

🔹۴. دعای صبحگاهی (Orthros)

همانطور که کلمۀ «اورت‌روس» نشان می‌دهد، این مراسم یا آیین، به‌هنگام صبح‌ برگزار می‌شود، یعنی اندکی پیش از طلوع آفتاب آغاز می‌گردد و به هنگام طلوع خورشید پایان می‌یابد؛ به همین دلیل است که تا پایان این مراسم، «سرود نیایش بزرگ» را می‌خوانند: «جلال بر تو که نور را به ما نشان داده‌ای...»

انجام آیین «ساعت نخست» در طول دعای صبحگاهی، رسمی رایج و متداول به شمار می‌رود. در زمان عیسى مسیح، ساعتهای روز را نَه از نیمه‌شب- مانند امروز- بلکه از طلوع خورشید حساب می‌کردند. به همین نحو، کلیسا این رسم را که بر مبنای آن، هر روز جدید باید با دعا آغاز شود، به رسمیت شناخت. به همین دلیل، در نخستین ساعت روز، جلسۀ مقدس «ساعت نخست» با مزامیر و سرودهایی مناسب برگزار می‌شود، به‌عنوان مثال: «آه ای خداوند، به سخنانم گوش فرا ده، [...] ای پادشاهم و ای خدایم [...] صبحگاهان صدای مرا می‌شنوی...» (مزمور ٥ :­۱-۴)، و با این دعا خاتمه می‌یابد:

«ای مسیح، ای نور حقیقی که به هر انسانی که به این جهان پا می‌گذارد، فهم و درک می‌بخشی و تقدیسش می‌نمایی، بگذار نور روی تو بر ما تابان گردد، تا بتوانیم نوری را که نمی‌توان بدان نزدیک شد، ببینیم و گامهای ما را در انجام احکام خویش هدایت بفرما، از طریق شفاعت مادر پاک و مقدست، و تمامی مقدسینت. آمین.»

شخصِ مسیحی می‌تواند به‌راحتی این دعای بسیار زیبا را حفظ کند و آن را قبل از شروع کار خود تکرار نماید.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔹۵. ساعت سوم

بر طبق آنچه قبلاً گفتیم، ساعت سوم بیزانسی برابر است با نُه صبح امروزی. همانطور که از کتاب اعمال رسولان می‌دانیم (۲:­۱۵)، در این ساعت از روز پنطيكاست بود که روح‌القدس بر رسولان مقدس و آنانی که در بالاخانه‌ای در اورشلیم جمع شده بودند، نازل شد. به همین دلیل، این مراسم به واقعۀ پنطيكاست اشاره داد: «خداوندا، تو که روح‌القدس خود را در ساعت سوم بر رسولانت نازل کردی [...]، او را در ما که نزد تو دعا می‌کنیم، احیا فرما.»

 
🔹۶. ساعت ششم

ساعت ششم برابر است با ظهر امروزی. همانطور که از اناجیل مقدس می‌دانیم (لوقا ٢٣ :­۴۴)، در این ساعت بود که خداوندگار ما، عیسی مسیح، در جلجتا مصلوب شد. سرود «ای مسیح، خدایا، که در روز و ساعت ششم، مرگ را به‌جای ما چشیدی...»، به این واقعه اشاره می‌کند؛ این قضیه در مورد دعای قدیسْ باسیل بزرگ نیز صدق پیدا می‌کند: «ای خدا، ای خداوند لشکرها... که یگانه پسرت، خداوندگار ما عیسى مسیح را برای نجات بشر فرستادی و با صلیب ارزشمندش گناهان ما را از میان برداشتی... و روح ما را با محبتت جریحه‌دار کردی...»

 
🔹۷. ساعت نهم

ساعت نهم، همان ساعت سه بعد از ظهر می‌باشد. در این ساعت، عیسی روح خود را بر روی صلیب به خدای پدر تسلیم کرد، همان‌گونه که اناجیل مقدس بیان می‌کنند: «در ساعت نهم، عیسی با صدای بلند، فریاد برآورد... و دمِ آخر برکشید» (مرقس ١٥ :­۳۴، ۳۹). مزموری که ما می‌خوانیم، به آزارهایی که بر مسیح موعود وارد شد، اشاره دارند؛ پس سرودها و دعاها نیز همین مضمون را دارند: «ای مسیح، ای خدا، تو که در ساعت نهم، در جسم به‌خاطر ما مرگ را چشیدی، طغیان و سرکشی جسم ما را بمیران و ما را نجات بخش!»

بدین نحو، کلیسا با این مراسم روزانه به جماعت خود کمک می‌کند تا آنچه مزمور می‌گوید را به کار ببندد: «شبانگاه و بامداد و نیمروز، شِکْوه و ناله می‌کنم؛ و او صدایم را می‌شنود» (مزمور ٥٥ :­۱۸)؛ و «نیمه‌های شب برمی‌خیزم تا سپاست گویم، به جهت قوانین عادلانه‌ات» (مزمور ١١٩ :­۶۲).

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه پانزدهم / آرتین
@LessonsOrthodox
توبه

1- توبه یک راز کلیسایی است
2- توبه و اعتراف
3- توبه و کلیسا
4- توبه و نجات
5- توبه و عمل فيض
6- توبه و تجربيات
7- توبه، شادی و ندامت
8- توبه و نو شدن حیات
9- توبه بر ساير آيينها مقدم است
10- توبه، رفتار و کردار

@LessonsOrthodox
اهميت توبه بر همگان آشکار و مبرهن است اما توبه در کليسای ارتدکس از نظر تعریف، تأثیر، عمل و ضرورتش در نجات، با توبه در ساير کليساها متفاوت است.

توبه یک راز کلیسایی است.

در مفهوم ارتدکسی، توبه یکی از هفت راز کلیساست و «راز توبه» نامیده می شود. حال آنکه توبه نزد پروتستانها، یک راز به حساب نمی‌آید، زیرا ایشان به رازهای مقدس کلیسا اعتقاد ندارند. با این‌حال، تفاوتی بین «توبه» و «راز توبه» وجود دارد. این تفاوت پیامدهای الهیاتی خود را نیز دارد.

توبه و اعتراف

در مفهوم ارتدکسی، اعتراف گناهان بخش بنیادی راز توبه است، البته منظورمان اعتراف نزد روحانی است: «هر كه‌ گناه‌ خود را بپوشاند، برخوردار نخواهد شد؛ اما هر كه‌ آن‌ را اعتراف‌ كند و ترك‌ نماید رحمت‌ خواهد یافت». (امثال 28:‌13)
در عهد عتیق می‌خوانیم، که مردم به گناهانشان اعتراف می‌کردند. چنانکه نوشته شده: «و چون‌ در هر كدام‌ از اینها مجرم‌ شد، آنگاه‌ به‌ آن‌ چیزی‌ كه‌ در آن‌ گناه‌ كرده‌ است‌ اعتراف‌ بنماید و قربانی‌ جرم‌ خود را برای‌ گناهی‌ كه‌ كرده‌ است‌ نزد خداوند بیاورد، یعنی‌ ماده‌ای‌ از گله‌ بره‌ای‌ یا بزی‌ بجهت‌ قربانی‌ گناه‌، و كاهن‌ برای‌ وی‌ گناهش‌ را كفاره‌ خواهد كرد». (لاویان 5:‌5‌،6)
کتاب‌مقدس مملو از نمونه‌های اعترافات است. اعتراف، تا آخرین نبی عهد عتیق و یا مابین عهد عتیق و عهد جدید یعنی زمان یوحنای تعمید‌دهنده ادامه می‌یابد، چنانکه گفته شده: «در این‌ وقت‌، اورشلیم‌ و تمام‌ یهودیه‌ و جمیع‌ حوالی اُردُنّ نزد او بیرون‌ میآمدند، و به‌ گناهان‌ خود اعتراف‌ كرده‌، در اُرْدُن‌ از وی تعمید می‌یافتند». (متی 3:‌5‌،6)
در عهد جدید نیز مردم به گناهان خود اعتراف می‌کردند. مکتوب است که: «و بسیاری‌ از آنانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌ بودند آمدند و به‌ اعمال‌ خود اعتراف‌ کرده‌، آنها را فاش‌ می‌نمودند» (اعمال 19:‌18) و نیز «نزد یکدیگر به‌ گناهان‌ خود اعتراف‌ کنید و برای‌ یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید، زیرا دعای‌ مرد عادل‌ در عمل‌، قوت‌ بسیار دارد». (یعقوب 5:‌16)
با این‌همه، پروتستانها به اعتراف اعتقاد ندارند و آن را جزئی از توبه نمی‌شمارند.

توبه و کلیسا

درست است که توبه عملیست که در قلب صورت می‌گیرد و شامل پشیمانی و تصمیم برای ترک گناه و عملاً دور شدن از گناه است؛ با این‌حال، توبه در کلیسا و با اعتراف و بخشش به کمال می‌رسد.
گناهکار می‌بایست به گناهانش اعتراف کند و کشیش (کاهن) اعلام مغفرت و بخشش گناهان کند ، بنابر حکم خداوند که «روح‌القدس‌ را بیابید. گناهان‌ آنانی‌ را که‌ آمرزیدید، برای‌ ایشان‌ آمرزیده‌ شد و آنانی‌ را که‌ بستید، بسته‌ ‌شد». (یوحنا 20:‌22‌،23)

بدین شکل، گناهکار توسط پدر روحانی خود هدایت می‌شود تا در توبه خود استوار بماند.
اما در نظر پروتستانها، توبه امریست که کاملاً مستقل از کلیساست؛ آن، امری شخصی است و به دخالت کشیش نیازی ندارد زیرا ایشان به کهانت معتقد نیستند بلکه به رابطه مستقیم با خدا تأکید می‌ورزند.
در این مورد، پروتستانها به دو گروه منقسم می‌شوند:
الف) گروهی که آشکارا «اعتراف» و «کهانت» را رد می‌کنند. اینان گروه‌های ضعیفترند زیرا واضح است کسانی که در ایمان خود استوارند، مراقب چنین تعالیمی هستند. همچنین، اندیشه‌های این گروه مبرهن و قابل انکار است.
ب) گروه دوم علیه «اعتراف» یا «کهانت» یا «عشای ربانی» صحبت نمی‌کنند، اما پیروانشان در مورد این رازها صحبت نمی‌کنند و به جایشان، چیزهای دیگر جایگزین می‌کنند تا مردم را سرگرم کنند. مثلاً می‌گویند: «تو به توبه نیاز داری و باید نزد خدا بازگردی. برو و خود را پیش پای‌های خدا بیافکن؛ عصیانت را نزد وی رها کن تا تو را با خونش پاک سازد و تو عادل شمرده خواهی شد، گویی هرگز گناه نکرده‌ای. او تو را غسل می‌دهد و همچون برف سفید می‌گرداند».

آنان در مورد اهمیت اعتراف و بخشش یا عشای ربانی صحبت نمی‌کنند. ایشان این مسائل را نادیده می‌گیرند تا مردم فراموششان کنند. در عین حال، از کلمات روحانی استفاده کرده، بسیاری از مردم ساده‌لوح را فریب می‌دهند. این یک روش ناآشکار است و وظیفه ماست که آن را بر مردم آشکار سازیم.

@LessonsOrthodox
توبه و نجات

بسیاری از پروتستانها می‌کوشند تا توبه را از موضوع نجات متمایز سازند. ایشان با تمرکز بر خون مسیح به مردم می‌گویند: «شما با خون مسیح نجات یافته‌اید نه با توبه. توبه یک عمل است و شما نمی‌توانید با اعمالتان نجات یابید».
ما انکار نمی‌کنیم که نجات به واسطه خون مسیح کامل می‌شود، اما هیچ نجاتی بدون توبه صورت نمی‌گیرد. مسیح خداوند می‌گوید: «... اگر توبه‌ نکنید، همگی‌ شما همچنین‌ هلاک‌ خواهید شد». (لوقا 13:‌3)
توبه لازمه نجات است زیرا هیچکس بی‌گناه نیست. تا زمانیکه گناه وجود دارد، جریمه گناه نیز وجود دارد، و «مزد گناه موت است». هیچ راه نجاتی از این مرگ وجود ندارد، مگر توبه. توبه ما را شایسته خون مسیح می‌گرداند: «اگر توبه‌ نکنید، همگی‌ شما همچنین‌ هلاک‌ خواهید شد».

توبه و عمل فیض

اکثر پروتستانها تأکید می‌کنند که توبه یکی از اعمال فیض است و تمام تلاشهای انسان باطل می‌باشد. کافیست که انسان خود را پیش پاهای مسیح بیافکند تا او را از این گناهان برهاند.
آموزه ارتدکسی تأکید می‌کند که تمام زندگی روحانی انسان، مشارکت با روح‌القدس است. روح‌القدس یاری می‌دهد، اما انسان باید تلاش کند. اگر انسان تلاش نکند، رسول نیز او را سرزنش کنان می‌گوید: «هنوز در جهاد با گناه‌ تا به‌ حد خون‌ مقاومت‌ نکرده‌اید». (عبرانیان 12:‌4)

کتاب‌مقدس زندگی روحانی را همچون نبردی که به اسلحه تام خدا نیاز دارد به تصویر می‌کشد: «زیرا ما را کشتی گرفتن با جسم و خون نیست، بلکه ما علیه قدرتها، علیه ریاستها، علیه خداوندگاران این دنیای تاریک، و علیه فوجهای ارواح شریر در جایهای آسمانی می‌جنگیم». (افسسیان 6:‌12)

این جنگ بی‌شک به انسان نیاز دارد تا بجنگد و پیروز شود. این نبرد همان چیزی است که مسیح خداوند در پیام خود به فرشتگان هفت کلیسا می‌گوید: «آنکه‌ غالب‌ آید،‌ به‌ وی‌ خواهم‌ داد» (مکاشفه 2:‌17). فیض، به تنهایی تمام کارها را انجام نمی‌دهد، وگرنه خدا نمی‌گفت: «بسوی‌ من‌ بازگشت‌ كنید ... من‌ به‌ سوی‌ شما رجوع‌ خواهم‌ نمود». (زکریا 1:‌3)

توبه و تجربیات

پروتستانها توبه را یک تجربه می‌شمارند و شخص توبه‌کار را تشویق می‌کنند تا تجربیات خود را به دیگران بازگو کند. بنابراین شما این عبارات را از ایشان می‌شنوید: «من چنین و چنان بودم و اکنون چنین و چنان شدم». شخص توبه‌کار بدون هیچ پروایی به بازشماری گناهان پیشین خود نزد دیگران ادامه می‌دهد، و آنان را با فیضی که اکنون به دست آورده می‌پوشاند. و اگر ساکت بماند، به او خواهند گفت: «از تجربیاتت بگو».

اما ایمان ارتدکسی چنین سخنانی را منع می‌کند زیرا با این سخنان، شخص توبه‌کار به تغییرات خود مباهات می‌کند.

توبه، شادی و ندامت
ایمان ارتدکسی به ندامت روح شخص توبه‌کار اهمیت می‌دهد. او باید در پیشگاه خدا گناهانی را که مرتکب شده به یاد آورد. باید بستر خود را غرق در اشک کند چنانکه داود نبی می‌کرد (مزامیر 6:6). اما پروتستانها مردم را به شادی دعوت می‌کنند، که در آن هیچ ندامتی نیست. در اکثر موارد، شخص توبه‌کار مستقیماً خادم می‌شود و به وی فرصت نمی‌دهند تا برای گناهان درونی خود اندوهگین شود. دلیلی که پروتستانها برای چنین روشی ارائه می‌دهند این است که توبه‌کار باید برای نجات خود شادمان باشد.
در جواب به این مسئله، ما به یاد آنها می‌آوریم که در عهد عتیق زمانی که مردم اسرائیل گوشت بره عید فصح را می‌خوردند، با وجود آن شادی‌ای که بخاطر نجاتشان بواسطه شمشیر فرشته مرگ، یافته بودند، بنابر حکم خداوند، می‌بایست بره فصح را همراه با علفهای تلخ می‌خوردند. (خروج 12:‌8)
علفهای تلخ گناهانشان را به یاد می‌آورد، گناهانی که باعث شده‌بود آنان بردگی فرعون را بکنند. درست است که خوردن بره فصح، نجات و شادی آن را یادآور می‌شد، اما گوشت بره باید به همراه علفهای تلخ خورده می‌شد.
جایگاه این «علفهای تلخ» نزد پروتستانها چیست؟
یکی از پروتستانها در کتاب خود حتی به فراز «خداوندا رحمت نما» که ما در دعاهایمان می‌گوییم، اعتراض کرده بود! همچنین به تمام فرازهای مربوط به ندامت معترض شده و آنها را مخالف با شادی نجات دانسته بود.

@LessonsOrthodox
توبه وحیات نو

آنچه که ما در ایمان ارتدکسی خود «توبه» می‌خوانیم، پروتستانها آن را «نو شدن حیات»، «تولد تازه» یا «نجات» می‌نامند. برخی پروتستانها از یکدیگر می‌پرسند: «آیا حیات نو داری؟ آیا نجات یافته‌ای؟ آیا تولد تازه را تجربه کرده‌ای؟» و منظورشان عمل توبه است، نه بیشتر و نه کمتر.
در مفهوم ارتدکسی، تمام این عبارات: «تولد تازه»، «نو شدن حیات» و «نجات» در راز تعمید به کمال می‌رسند اما توبه یک روند تغییر روش زندگی در انسان است.

توبه بر تمامی رازها مقدم است

راز توبه مقدم بر راز تعمید است، چنانچه پطرس رسول می‌گوید: «توبه‌ کنید و هر یک‌ از شما ... تعمید گیرید» (اعمال 2:‌38). بر راز قربانی مقدس مقدم است چنانچه پولس رسول به ما می‌آموزد: «بدین سان، کسی که احیاناً نان را می‌خورد یا جام خداوند را ناشایست می‌آشامد نسبت به جسم و خون خداوند مجرم خواهد بود. پس آدمی خود را آزمایش کرده و سپس از این نان بخورد و از این جام بیاشامد. زیرا آنکه می‌خورد و می‌آشامد اگر بدن خداوند را تشخیص نمی‌دهد، محکومیت خود را می‌خورد و می‌آشامد». (اول قرنتیان 27:‌11-29)

راز توبه همچنین بر راز تدهین بیماران مقدم است. یعقوب رسول می‌گوید: «و هرگاه‌ کسی‌ از شما بیمار باشد، کشیشان‌ کلیسا را طلب‌ کند تا برایش‌ دعا نمایند و او را به‌ نام‌ خداوند به‌ روغن‌ تدهین‌ کنند. و دعای‌ ایمان‌، مریـض‌ را شفـا خواهـد بخشیـد و خداونـد او را خواهد برخیزانید، و اگر گناه‌ کرده‌ باشد، از او آمرزیده‌ خواهد شد». (یعقوب 5:‌14‌،15)
این تقدم بر تمامی رازها صدق می‌کند زیرا نظر به اینکه رازهای مقدس، فیض‌های روح‌القدس هستند، باید برای آنها آماده شویم؛ یعنی از طریق توبه قلب خود را پاک سازیم، اما از آنجاکه پروتستانها نه به رازهای مقدس و نه به توبه اعتقاد ندارند، این آماده‌سازی نیز برای آنها معنایی نخواهد داشت.

توبه، سلوک و اعمال

پروتستانها تأکید می‌کنند که زندگی مسیحی، زندگی سلوک و اعمال نیست بلکه زندگی فیض و ایمان است. در ایمان ارتدکسی، ایمان و فیض مهم هستند، با این وجود ما نیز همراه یوحنای تعمیددهنده اعلام می‌کنیم: «اكنون‌ ثمره‌ شایسته‌ توبه‌ بیاورید» (متی 3:‌8)، چراکه معتقدیم سلوک امری مهم و لازم برای نجات است.
اگر پروتستانها به اهمیت خون مسیح برای طهارت انسان اصرار ورزند، ما در مقابل، این گفته از یوحنای رسول را که در مورد ارتباط بین سلوک و خون خداوند است، بیان می‌کنیم: «لکن‌ اگر در نور سلوک‌ می‌نماییم‌، چنانکه‌ او در نور است‌، با یکدیگر شراکت‌ داریم‌ و خون‌ پسر او یسوع مسیح‌ ما را از هر گناه‌ پاک‌ می‌سازد». (اول یوحنا 1:‌7)
در اینجا، سلوک و اعمال به عنوان شرط گذاشته شده است. بدون توبه هرگز با خون او پاک نمی‌شویم؛ توبه یک شرط اساسی است.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هفدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸فصل 35 -  آيين نیایش الهی (ليتورگى الهی)
 

از میان تمام جلسات یا مراسم مقدس کلیسای ارتدوكس، کدامیک مهمتر از سایرین است؟

مهم‌ترین مراسم، آیین نیایش الهی (Divine Liturgy) می‌باشد. این آیین فقط جلسه‌ای مانند جلسات دیگری که بدانها اشاره کردیم نیست. آیین نیایش، حدّ اعلا یا نقطۀ اوج پرستش کلیسای ارتدوكس می‌باشد. می‌توانیم با استفاده از استعاره یا زبان مَجازی، آن را خورشیدی تابان بدانیم که گرمایش و نور خود را به اطرافش منعکس می‌گرداند. آیین نیایش در رابطه با سایر مراسم مقدس نیز همین ‌گونه عمل می‌کند. مراسم مقدس و برگزاری آنها حتی در خصوص آیین هاى مقدس، از دلِ آیین نیایش الهی بیرون می‌آیند و توجهشان معطوف به آن است. آنها همگی در اینجا، یعنی آیین نیایش تکمیل می‌شوند. به همین دلیل است که رازهای مقدس تعمید، مسح مقدس (در کلیسای ارتدوكس به تدهین اشاره دارد) و باقی آنها در رابطه‌ای ذاتی و جدایی‌ناپذیر با آیین نیایش قرار دارند. آنها قدمهایی هستند که ایماندار را به نقطۀ اوج می‌رسانند که در آنجا با راز بزرگ و غیرقابل درک عشای ربانی که در آیین نیایش برگزار می‌شود، با خدا ملاقات کرده و با او متحد خواهد شد.


عبارت آيين نیایش الهى به چه معناست؟

کلمۀ یونانی «لیتورگی» (Liturgy) بدون تغییر و بدون هیچ ترجمه‌ای، وارد زبانهای دیگر مانند انگلیسی و سایر زبانها شده است.[1] این کلمه از دو بخش ساخته شده: «λειτός » (لیتوس) که به معنای «مردم»، و «ἔργον» (اِرگون) که به معنای عمل یا کار است؛ بنابراین، «لیتورگی» (liturgy) به معنای عمل یا کارِ مردم یا عمل یا کاری برای ایشان است. این عملِ پرستش از سوی قوم خدا، روحانیون و مسیحیان عادی انجام می‌شود و برای کل مردم، روحانیون و مسیحیان عادی نیز انجام می‌شود. ساختار آیین نیایش مستلزم مشارکت نه تنها برگزارکنندگان- یعنی اسقف، مشایخ و شماسان- بلکه مسیحیان عادی نیز می‌باشد. حتی یک کانن (قانون) کلیسایی وجود دارد که کاهن را، اگر بخواهد آن را به تنهایی انجام دهد و مانع مشارکت مسیحیان عادی شود، از برگزاری این آیین باز می‌دارد.

صفت «الهی» («Divine») که بعد از عبارت «آیین نیایش» (Liturgy) می‌آید، نشان‌دهندۀ این است که این عملی عادی و بشری نیست، بلکه کاری است که از سوی خدا بنیان نهاده شده، و مخاطب آن خداست، و برای جلال او برگزار می‌شود.

رکن خاصی که آیین نیایش الهی را از سایر مراسم مقدس متمایز می‌کند تا از آنها بسیار بالاتر باشد، چیست؟

سایر مراسم مقدس شامل مزامیر، سرودهایی که خدا را مخاطب قرار می‌دهند، او را ستایش می‌کنند، سپاس می‌گویند، از او چیزی می‌طلبند و بدینسان، با او ارتباط برقرار می‌کنند، می‌گردند. هر فرد مسیحی، راهب، مسیحی عادی، زن یا مرد، هر جا که باشد، حتی در خانه‌اش، می‌تواند این مراسم را به جا آورد.

از سوی دیگر، آیین نیایش الهی در کلیسا و توسط اسقف یا کاهن برگزارکننده (که بدون ایشان، برگزاری آیین نیایش امکان‌پذیر نیست) برگزار می‌شود، و قطعاً همان طور که گفتیم، باید با مشارکت جماعت ایمانداران انجام می‌شود.

آیین نیایش الهی، مانند تمام جلسات و مراسم مقدس، شامل مزامیر، سرودهای روحانی، درخواستها و دعاها می‌شوند، هرچند به اینها محدود نمی‌گردند. در آیین نیایش الهی، راز بزرگ عشای ربانی (یا آیین سپاسگزاری[2]) برگزار می‌شود، آیینی که خداوندگار به رسولانش و از طریق ایشان به کلیسای خود عطا فرمود، همان‌ طور که به  هنگام صحبت دربارۀ هفت راز مقدس بدین مطلب اشاره کردیم.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

در آیین نیایش الهی عملاً چه اتفاقی می‌افتد؟

اتفاقی که در این آیین می‌افتد (و این برای هر ایماندار از تمامی اعصار می‌باشد)، تکان‌دهنده‌ترین واقعۀ تاریخ بشریت است: نمایش مجدد زندگی و کار رهایی‌بخش آن خدا-انسان، یعنی خداوندگارْ عیسی مسیح.

دیدیم که خداوندگارِ قیام‌کرده، کمی قبل از صعود به آسمان، به تمام کسانی که کنار او بودند چنین وعده داد: «و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!» (م.ک. متی ۲۸:‏۲۰). پس این امر چگونه باید اتفاق بیفتد؟ خداوندگار قبلاً در شب آخر، هنگامی که راز سپاسگزاری مقدس را به ایشان داد، پاسخ این سوٴال را داده بود.

پس از آنکه رسولان بدن و خون مقدس خداوندگار را دریافت کردند، او بدیشان گفت: «آنچه من امشب انجام دادم، خودتان نیز باید انجام دهید» (م.ک. ۱-قرنتیان ١١ :­۲۵-۲۶). «با برگزاری راز سپاسگزاری مقدس، من خواهم آمد و حضور خواهم یافت، درست مانند الآن؛ نه در قالب بشری که اکنون مرا می‌بینید، بلکه در قالب نان و شرابی که دریافت کردید. این نان بدن من است که برای شما قربانی خواهد شد، اما برخیزانیده نیز خواهد شد. درون جام، خون من است که برای نجات تمام جهان بر روی صلیب ریخته خواهد شد» (م.ک. متی ۲۶:­۲۶-۲۸). هر کس که بدن و خون مرا با ایمان و حرمت دریافت کند- یعنی همان راز عشای ربانی را- با من متحد می‌گردد، تا جایی که وارد قلب او خواهم شد و او در من مى ماند(م.ک. یوحنا ٦ :­۵۶).

خداوندگار پس از رستاخیزش، به مدت چهل روز با شاگردانش ملاقات می‌کرد و دستوراتی به ایشان می‌داد در این زمینه که چطور باید ماٴموریت و رسالت خویش را به انجام رسانند، با این هدف که کلیسا را حتی مستحکم‌تر گردانند (م.ک. اعمال ١ :­۳). برای اینکه پی ببریم رسولان مقدس چگونه راز عشای ربانی را برگزار می‌کردند و از این طریق، فرمان مسیح را به جا می‌آوردند، باید به آیین نیایشی رجوع کنیم که حضرت یعقوب برگزار کرد، همان برادر خداوندگار و کسی که از جانب او به‌عنوان نخستین اسقف اورشلیم منصوب گشت. متن این آیین نیایش تا به امروز باقی مانده است. متن تمام آیین‌های نیایش که تا به امروز برگزار می‌شوند، در بخشهای اصلی و بنیادی‌شان، مشابه این آیین نیایش می‌باشند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

مفهوم حضور مسیح و زندگی و کار او در آیین نیایش را به چه طریقی درک می‌کنیم؟

مطابق با اناجیل مقدس، مراحل مهم زندگی خداوندگار از این قرار است: ولادت او در بیت‌لحم، ظاهر شدن علنی‌اش بر جهان پس از تعمید، موعظه، اعمال نیک و خیرخواهانه‌اش در حق مردم، سپردن راز سپاسگزاری یا عشای ربانی به شاگردانش (و از طریق ایشان، به کلیسا)، محکوم شدن به مرگ و راهی شدن به سوی جلجتا، قربانی‌اش بر روی صلیب، رستاخیز، و در نهایت صعودش به آسمان. تمام این وقایع رهایی‌بخش برای دنیا که حدود دو هزار سال پیش روی داد، در طول آیین نیایش تمام حواسِ ما را تحت تاٴثیر قرار می‌دهند. یک مسیحی وفادار احساس می‌کند که مسیح از طریق آنچه «زمان نیایش» می‌نامیم، در حین تمام این وقایع حضور دارد. اینکه چگونه قادر هستیم وقایعی را که هزاران سال پیش رخ داده‌اند و امروز نیز به خاطر ما روی می‌دهند، احساس کنیم، همچون یک راز است! به همین دلیل است که کلمۀ «امروز» مشخصۀ سرودهای روحانی و دعاهای مربوط به اعیاد خداوندگارمان، عیسی مسیح است. به عنوان مثال، در روز میلاد مسیح می‌خوانیم: «امروز باکره، آن یگانه ذات متعالی را به دنیا آورد...»؛ در روز تجلی خدا (یا ظهور) می‌گوییم: «امروز بر عالم هستی ظاهر شدی و نورت، ای خداوند بر ما تابان گشت...»؛ درجمعۀ مقدس می‌خوانیم: «امروز مصلوب گشت، او که زمین را در میان آبها قرار داد...»؛ در عید رستاخیز می ‌خوانیم: «امروز فصح مقدس [پِسَح] بر ما نمایان می‌‌شود، فصحی مقدس و جدید...»؛ و در عید صعود می‌خوانیم: «امروز در آسمان قدرت‌های آسمان... شاهد... صعود هستند.» کلیسا چنان احساس می‌کند که گویی این وقایع امروز اتفاق می‌‌افتند. آنها بیست قرن پیش رخ دادند، اما از نیروی رهایی‌بخششان در جماعت کلیسا هیچ چیز کم نشده است. ما آنها را به‌گونه‌ای تجربه می‌کنیم که انگار هم‌اکنون اتفاق می‌افتند، و به همین دلیل است که در جانهای کسانی که با ایمان بدانها نزدیک می‌شوند، به نحوی تقدیس‌کننده عمل می‌کنند.

اگر کسی بر ضد آن بحث کند و بگوید که این رویکرد برخلاف منطق بشری است، می‌توان با استفاده از ستاره‌شناسی با او بحث کرد. ستاره‌شناسان بر این باورند که ستارگانی ثابت وجود دارند که که دو و سه میلیون سال نوری از زمین فاصله دارند. ایشان می‌گویند نوری که امروز مشاهده می‌کنیم، همان نوری است که ستارگان دو میلیون سال پیش از خود ساطع کردند و همین نور است که همچنان می‌تابد! اگر یک جسم مادی و ستاره‌ای که خدا خلق کرده، چنین خصوصیتی دارد، آیا غیرممکن است که مسیح، «خورشید عدالت» که خودْ خالق است، کاری کند که وقایع شگفت‌انگیز زندگی‌اش که تنها دو هزار سال پیش رخ داد، امروز به ما برسد؟ با این همه، این رازی است ماورای منطق در خصوص حضور مطلق خدا، و تنها با ایمان می‌توان به آن نزدیک شد.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

حال اجازه دهید تا بر این وقایع مقدس زندگی مسیح به همراه آیین نیایش، یک به یک نگاهی بیندازیم.

 
☀️ ولادت عیسی

کار تدارک هدایای گرانبها در پروتسیس مقدس (یا میز پیشکشی) و بر طاقچه‌ای ایوان‌مانند در سمت چپ میز مقدس (یا مذبح) انجام می‌شود. کاهن برگزارکننده، «پروسفورو» (یا پیش‌کشی- یک قرص نان که به روشی خاص آماده شده و از سوی جامعۀ ایماندار محل تقدیم می‌گردد) و «ناما» (شراب، که باید خالص و پاک باشد) را دریافت می‌کند. او در مراسمی خاص و مرحله‌ای[3]، این هدایا را به خدا پیشکش می‌کند. کاهن از بخش میانی قرص نان، تکه‌ای برمی‌دارد که به آن «برۀ» خدا می‌گویند[4] که حروف ΙΣ/ΧΡ. ΝΙ/ΚΑ (به معنای عیسی مسیح پیروز است) به صورت برجسته روی آن نقش بسته است.[5] سپس، در جدی‌ترین لحظۀ آیین نیایش، این تکه تقدیس شده به بدن مقدس مسیح تبدیل خواهد گردید. کاهن در این لحظه «بره» را در مرکز بشقاب نان عشای ربانی (Discarion یا سینی) که گِرد و نماد کل دنیاست، قرار می‌دهد. در این لحظه ما از تولد مسیح از احشای مقدس مادر خدا و ظهورش بر زمین آگاه می‌شویم. به‌علاوه، کاهن «نشانِ ستاره» که یادآور ستارۀ بیت‌لحم می‌باشد و مغان را به آخور هدایت نمود، برگرفته و آن را بالای «بره» قرار می‌دهد.[6] سپس، پوششی مخصوص از جنس پارچه به دور بشقاب می‌پیچد که این نماد قنداقی است که مادر مقدس او را در آن «پیچید و در آخوری خوابانید» (لوقا ٢ :­۷).

«یادآوری» قربانی مسیح بر روی صلیب، این واقعۀ محوری و اصلی آیین نیایش از مراسم «Proskomidē» شروع شده است. به همین دلیل است که اغلب کنار شمایل تولد مسیح (نمادی که در محرابِ «Proskomidē» در جایگاه والایی قرار دارد)، شمایل «نهایت فروتنی» قرار می‌گیرد که معنای آن عبارت است از مسیحِ خفته.[7]

 
☀️ظهور علنی عیسی و شروع خدمتش

عیسی در طول سی سال از زندگی‌اش بر روی زمین، بدون آشکار کردن الوهیتش، در ناصره می‌زیست. او پس از تعمید در رود اردن به دست یحیاى پیشرو، «در همۀ شهرها و روستاها گشته، در کنیسه‌های آنها تعلیم می‌داد و بشارت ملكوت را اعلام می‌کرد و هر درد و بیماری را شفا می‌بخشید.» (متی ٩ :­۳۵).

این همان ظهور علنی خداوندگار است که در به‌اصطلاح «ورود کوچک» انجیل مقدس در طول آیین نیایش، شاهدش هستیم. کاهن (یا شماس، در صورتی که کسی دیگر در برگزاری این آیین همکاری می‌کند) از محراب مقدس انجیل مقدس- نماد مسیح- را بالا نگاه می‌دارد و گام برداشته، در مرکز سالن کلیسا می‌ایستد. یک شمع روشن در جلوی صف قرار دارد. این نمادِ همان پیشروِ مقدس و شریفی است که از قبل آمد تا راه را برای آمدن عیسی باز کند. برگزارکنندۀ این آیین که انجیل مقدس را با دستانش بلند می‌کند، چنین اعلان می‌نماید: «حکمت. بیایید دقت کنیم»؛ به بیانی دیگر، انجیل مقدس حاوی حکمت خداست: «مسیح، قدرت خدا و حکمت خداست» (اول قرنتیان ١ :­۲۴). تمام ایمانداران با شنیدن این کلمات و نگریستن به انجیل که برافراشته شده، یکدیگر را با این سرود ترغیب می‌کنند: «بیایید پرستش کرده، سرهای خود را نزد مسیح خم کنیم...» مثل آن روزهای اولیه که جماعت با شنیدن خبر آمدن عیسی به شهر و دیارشان دیگران را صدا می‌زدند تا بیایند و در برابر او تعظیم کنند! نه تنها این، بلکه همه بسته به درد یا مشکل خود، به او التماس می‌کردند و می‌گفتند: «سرور ما، نجاتمان ده!» (متی ٨ :­۲۵)، یا «سرور من، نجاتم ده!» (متی ١٤ :­۳۰). به همین نحو، ایمانداران با صدایی بلند مسیح را خطاب قرار داده، از او استدعا کرده، می‌گویند: «ما را نجات ده، ای پسر خدا... هنگامی که برایت می‌سراییم: هللویا.»
 

☀️ خداوندگار به مردم تعلیم می‌دهد و به مردم نیکی می‌کند

همانطور که مردم در جلیل و یهودیه به‌طور مستقیم سخنان خداوندگار را می‌شنیدند و از او تعلیم می‌گرفتند، در طول آیین نیایش نیز چنین می‌کنند، آن هنگام که ایمانداران هر عصری از طریق خواندن درسهای انجیل، همان کلام عیسی را می‌شنوند و به کارهایی که برای مردم انجام می‌داد، و حتی به معجزات، توجه می‌کنند.

ایمانداران از روی احترام به اینکه صدای خودِ مسیح را می‌شوند، و برای اینکه به کلام او دقت و توجه بیشتری داشته باشند، در حالتِ ایستاده به درس انجیل مقدس گوش می‌دهند و در آخر با بانگِ «جلال بر تو، ای خداوندگار، جلال بر تو» او را جلال می‌دهند که ایشان را شایستۀ شنیدن از او گردانید.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

☀️خداوندگار در مسیر خود به سوی جلجتا

پس از آنکه خداوندگار به مدت سه سال سراسر فلسطین را پیمود و مردم را به توبه فراخواند و ارادۀ خدا را بر ایشان مکشوف ساخت- اینکه هر آنکه این اراده را به کار ببندد، شایستۀ پادشاهی او می‌گردد- «به‌ خاطر گناهان ما تسلیم مرگ گردید» (رومیان ٤ :­۲۵). او به‌خاطر عشقی که به نجات ما داشت، اجازه داد که به دست دشمنانش تسلیم گردد. مطلبی که کتاب‌مقدس در نمونه‌های بسیاری خاطر نشان می‌کند، حائز اهمیت است، اینکه عیسی به ارادۀ خود و برای قربانی شدن به خاطر ما «تسلیم گردید»، نه اینکه نمی‌توانست از حکم مرگ بگریزد. با این همه، وقتی پطرس به هنگام مشاهدۀ جمعیتی وحشی که برای دستگیری او نزدیک می‌شدند، شمشیر کشید، عیسی به وی فرمود: «شمشیر خود در نیام کن... آیا گمان می‌کنی نمی‌توانم هم‌اکنون از پدر خود بخواهم که بیش از دوازده فوج فرشته به یاری‌ام فرستد؟» (متی ٢٦ :­۵۲-۵۳).

بدینسان، عیسی پس از دستگیری، از سوی حاکمان یهود به مرگ محکوم شد، محکومیتی که از سوی پیلاطس، حاکم رومی مورد تاٴیید قرار گرفت. ایشان عیسی را در حالی که صلیب چوبی سنگینش را حمل می‌کرد، به تپۀ جلجتا بردند.

در حین آیین نیایش، ایماندار شاهد پیمودن این مسیر به مکان شهادت خداوندگار است. کاهن برگزارکنندۀ این مراسم، سینی و پیالۀ مقدس را که حاوی هدایای گرانبهاست، به دست می‌گیرد و آنها را در یک راهپیمایی رسمی از محراب به سالن کلیسا می‌برد، از میان جماعت عبور می‌کند و از پله‌های بِما [نوعی منبر یا محراب] بالا می‌رود و آنها را روی مذبح یا قربانگاه مقدس که نماد جلجتاست، قرار می‌دهد. ما نام این مراسم را «ورود بزرگ» می‌نامیم! هنگامی که ایماندار به صلیب بزرگ و چوبیِ واقع در پشت قربانگاه مقدس که مسیح مصلوب روی آن قرار دارد، می‌نگرد، همین واقعه را مشاهده می‌کند.

در طول این راهپیمایی، کاهن برگزارکنندۀ این آیین، با صدایی بلند و با استفاده از عباراتِ دزد توبه کار که کنار مسیح مصلوب گشت، از خداوندگار استدعا کرده، می‌گوید: «ای خداوندْ خدا، همۀ ما را در ملكوت خود به یاد آور، از حال تا ابدالاباد» (م.ک. لوقا ٢٣ :­۴۲).

 
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

☀️* قربانی مسیح برای نجات جهان

در سرود کروبیان[8] که در شنبۀ مقدس خوانده می‌شود، به قربانی مسیح در آیین نیایش اشارۀ واضحی می‌شود: «...شاه شاهان و رب الارباب می‌آید تا قربانی شود و [جان] خود را به‌عنوان خوراک ایماندار بدهد.» در وهلۀ نخست، این کلمات خشن و تند به نظر می‌رسند، اما حقیقت را بازتاب می‌کنند. اشعیای نبی قرنها پیش نبوت کرده بود که مسیح موعود «...همچون بره‌ای [است] که برای ذبح می‌برند» (اشعیا ٥٣ :­۷) و در متون آیینی، مذبح‏ مقدس «Thysiasterion» خوانده می‌شود (=مکان، یا میز قربانی) که مسیح در مقابل خدای پدر جان خویش را به‌عنوان قربانی و «برای حیات و نجات دنیا داد.» کاهن برگزارکنندۀ این مراسم این کلام را قرائت می‌کند: «بگیرید، بخورید؛ این است بدن من که [به‌جهت آمرزش گناهان شما پاره می‌شود]»، همان کلامی که مسیح به هنگام سپردن راز سپاسگزاری مقدس بیان فرمود؛ «همۀ شما از این بنوشید. این است خون من برای عهد جدید که به‌خاطر بسیاری به‌جهت آمرزش گناهان ریخته می‌شود.» زمان حال استمراری که خداوند در این عبارات به کار می‌برد («پاره می‌شود» و «ریخته می‌شود») از اهمیت بسزایی برخوردار است. در روز جمعۀ بزرگ و مقدس، هنگام مصلوب شدن، بدن او پاره و خون او ریخته شد. اما این امری نیست که در گذشته اتفاق افتاده و تمام شده باشد، بلکه از ابعادی گسترده و وسیع برخوردار است. اتفاقی که در آن روز رخ داد، تاٴثیری مفید و مستمر بر قوم خدا از تمامی اعصار دارد. به همین دلیل است که کاهن برگزارکنندۀ این آیین چنین ادامه می‌دهد: «از این‌رو، با به خاطر سپردن فرمان نجات‌دهنده و تمام اموری که به‌خاطر ما رخ داد، صلیب حیات‌بخش، دفن شدن او به مدت سه روز... این هدایا را از هدایایی که تو پیشکش کردی، تقدیمت می‌نماییم...»

این لحظه‌ای مهم است که در آن بدن کلیسا از طریق کاهن یا اسقف برگزارکنندۀ مراسم، این هدایای گرانبها را پیشکش می‌کند و از خدای پدر استدعا می‌کند که روح‌القدس را بفرستد و نان و شرابی را که در جام مقدس قرار دارد، به بدن و خون مقدس مسیح، آن خدا و نجات‌دهندۀ ما، عیسى مسیح تبدیل کند. در این لحظات مقدس است که این راز تقدیس می‌گردد، رازی که خارج از منطق بشری است، مانند راز تجسم الهی مسیح که «از طریق روح‌القدس و مریم باکره» به انجام رسید. به هنگام نزول روح القدس، نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح تبدیل می‌گردند. خداوندگار و خدای ما، عیسى مسیح، این شکل فروتنانه را به خود می‌گیرد تا خود را به ایمانداران اهداء کند، ایشان را احیا و تقدیس نماید و با خود یکی گرداند. او فرمود: «کسی که بدن مرا می‌خورَد و خون مرا می‌نوشد، در من ساکن می‌شود و من در او» (یوحنا ٦ :­۵۶). سرودِ «راز هیچ تجسسی را روا نمی‌داند» که ما در روز ولادت مسیح می‌خوانیم نیز در اینجا معتبر و قابل قبول می‌باشد. هنگامی که خداوندگار در جلجتا جان خویش را به‌عنوان قربانی می‌دهد، ما ایمانداران در آنجا به هر صورت حضور داریم و فیض و رهایی‌ای را که از این قربانی سرچشمه می‌گیرد، دریافت می‌کنیم.

 
☀️شرکت در مراسم شام آخر

خداوندگار به هنگام سپردن راز سپاسگزاری (همان عشاء ربانی)، پس از شکرگزاری نزد خدای پدر، نان و شراب را برکت داد و آنها را به بدن و خون خویش تبدیل نموده، به شاگردان داد و فرمود: «بگیرید، بخورید؛ این است بدن من»، و نیز: «همۀ شما از این بنوشید. این است خون من...» (متی ٢٦ :­۲۷-۲۸). بدین نحو، شاگردان برای نخستین بار از دستان مسیح، در بدن و خون مقدس وی شریک شدند.

دقیقاً این همان اتفاقی است که دوباره در هر آیین نیایش اتفاق می‌افتد. کاهن در دعای پایانی آیین نیایش، قبل از عشاء ربانی، چنین دعا می‌کند: «خداوندگارْ عیسى مسیح، صدای ما را بشنو... و اجازه بده بدن پاک و خون پربهای تو با دستان مقتدرت به ما و از طریق ما به تمام قومت داده شود.» کمی بعد از آنکه کاهن نزدیک می‌آید تا خودش عشاء ربانی را دریافت کند، می‌گوید: «بدن پربها و مقدس خدا، خداوندگار و نجات‌دهندۀ ما عیسى مسیح به من داده می‌شود [نام خود را بر زبان می‌آورد]...». آنچه از تمامی اینها آشکار می‌شود، این است که این خودِ مسیح است که بدن مقدس خودش را می‌دهد- «همان که تقدیم می‌کند و خود را تقدیم کرده است»- از دستان کاهن استفاده می‌کند تا عشاء ربانی را به ایمانداران بدهد. به همین دلیل است که هنگامی که اسقف عشاء ربانی را به کاهن- یا کاهن به شماس- می‌دهد، نمی‌گوید «من به تو تقدیم می‌کنم...»، بلکه می‌گوید «بدن گرانبها و مقدس تقدیمِ تو می‌شود.»؛ یعنی، این من نیستم که بدن و خون مقدس را به تو می‌دهم، بلکه این کار را خداوندگار انجام می‌دهد.

@LessonsOrthodox