زندگی دو شانس به شما داده است: یکی اینکه تغییراتی بزرگ در دنیا به وجود آورید و دیگری اینکه تغییراتی کوچک در کسانی که دوستشان دارید. هر دو اینها شانس های فوق العاده ای هستند و فراموش نکنید که فرصت شما بسیار کوتاه است و خیلی زودتر از آن چیزی که تصور کنید به پایان نزدیک میشوید.
#لری_پیج (Larry Page) بنیانگذار گوگل
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#لری_پیج (Larry Page) بنیانگذار گوگل
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
بزرگترین علاقمندی من در زندگی این بوده است که برای خودم هدف های دست نیافتنی قرار دهم و سپس تمام سعی خودم را برای رسیدن به این اهداف به کار بندم.
#ریچارد_برانسون بنیانگذار Virgin
@ManagementLanguage
#ریچارد_برانسون بنیانگذار Virgin
@ManagementLanguage
📌 #تکه کتاب - از صفر به یک
پیشرفت به دو شکل میتواند اتفاق بیفتد،
✅پیشرفت افقی یا گسترده که بهمعنای تکرار کارهایی است که هماکنون انجام میشوند، یعنی رفتن از یک به X. تجسم پیشرفت افقی آسان است چون با آن آشنا هستیم.
✅پیشرفت عمودی یا فشرده به معنای انجام کارهای جدید است، رفتن از صفر به یک!
تجسم پیشرفت عمودی دشوارتر است زیرا مستلزم انجام کاری است که تاکنون کسی انجام نداده است.
👈کتاب: از صفر به یک
👈نویسنده: #پیتر_تیل
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
پیشرفت به دو شکل میتواند اتفاق بیفتد،
✅پیشرفت افقی یا گسترده که بهمعنای تکرار کارهایی است که هماکنون انجام میشوند، یعنی رفتن از یک به X. تجسم پیشرفت افقی آسان است چون با آن آشنا هستیم.
✅پیشرفت عمودی یا فشرده به معنای انجام کارهای جدید است، رفتن از صفر به یک!
تجسم پیشرفت عمودی دشوارتر است زیرا مستلزم انجام کاری است که تاکنون کسی انجام نداده است.
👈کتاب: از صفر به یک
👈نویسنده: #پیتر_تیل
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 توصیه 10 مرحله ای #ریچارد_برانسون برای دستیابی به هدف
👈#پیشنهادما - حتما ، لطفا مطالعه فرمایید.👉
احتمالاً خودتان خوب می دانید که اغلب هدفگذاری هایی که می کنیم کمی بعد به فراموشی سپرده می شوند. تجربه ی شخصی برای روشن شدن این قضیه نزد بسیاری از ما کفایت می کند، اما اگر باز هم در این مورد شک دارید، کمی تحقیق می تواند حقیقت را آشکار کند: اغلب هدف گذاری های شخصی با شکست مواجه می شوند.
بنابراین چه کار می توان کرد تا در جمع اقلیتی که موفق می شوند به اهداف خود برسند قرار گرفت؟ ریچارد برانسون، مردی که درباره ی تحقق بخشیدن به هدفگذاری های فوق العاده چیزهای زیادی می داند، چند پیشنهاد برای شما دارد. قانون کلی توصیه های او به شکلی باورنکردنی ساده است: هدف های خود را روی کاغذ بیاورید. اما همانطور که او در مطلب خود ادامه می دهد، رسیدن از رؤیابافی به واقعیت نیازمند چیزی بیشتر از قرار دادن قلم روی کاغذ است. ریچارد برانسون برای رسیدن به هدف هایتان فرایندی قدم به قدم به شما پیشنهاد می دهد که می گوید برای خودش کارساز بوده است.
1- تک تک ایده هایی که دارید را روی کاغذ بیاورید. هیچ ایده ای بیش از اندازه کوچک یا بیش از حد بزرگ نیست.
2- همیشه یک دفترچه ی یادداشت همراه خود داشته باشید؛ باید جایی برای نوشتن ایده هایتان دم دستتان باشد. داشتن یک فولدر روی موبایل می تواند از ننوشتن بهتر باشد، اما نوشتن روی کاغذ از هر گزینه ی دیگری بهتر است.
3- برای فهرست بندی آنها از روشی استفاده کنید که فکر می کنید برایتان مناسب است؛ نوشتن به صورت خطی، فهرست های بولت دار، جدول، هر کدام که برایتان راحت تر است. خود من با ترکیبی از جملات کوتاه و تصویر های در هم و برهم احساس راحتی بیشتری دارم.
4- هر روز فهرستی از کارهای کوچک و قابل مدیریت تهیه کنید و آنها را به انجام برسانید. روز خود را به چند قسمت تقسیم کنید، به این شیوه قادر به انجام کارهای بیشتری خواهید بود.
5- کارهایی که انجام داده اید را از فهرست خود خط بزنید. کارهای کمی هست که بتواند به اندازه ی خط زدن یک کار انجام شده برای انسان لذتبخش باشد.
6- هدف های خود را قابل اندازه گیری کنید تا بتوانید بفهمید آیا نقشه هایتان جواب می دهند یا نه. اگر نتوانید بفهمید به اهدافتان رسیده اید یا نه، هدفگذاری معنایی نخواهد داشت.
7- اهداف بلندپروازانه و دوردستی برای خود در نظر بگیرید. هدفگذاری های شما نباید فقط کوتاه مدت باشند. از خودتان بپرسید 5 سال آینده کجا می خواهید باشید. 50 سال دیگر چطور؟
8- در فهرست خود هدف های شخصی هم بگنجانید، فقط هدف های کاری مد نظر نیست. میان کار و زندگی هیچ تفکیک حقیقی ای وجود ندارد؛ به تمام اینها می گویند زندگی. فهرست شما هم از این قائده مستثنی نیست.
9- اهداف خود را با دیگران در میان بگذارید. می توانید به یکدیگر انگیزه بدهید و سراغ هدف های همدیگر را بگیرید. اما به یاد داشته باشید که در نهایت این خود شما هستید که باید برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
10- موفقیت های خود را جشن بگیرید، سپس فهرست تازه ای از اهداف جدید برای خود بنویسید. این چرخه با دست پیدا کردن به پیشرفت های بیشتر و بیشتر باید ادامه پیدا کند. من چندین جعبه یادداشت های گذشته ام را هنوز دارم که پر هستند از فهرست های قدیمی. هنوز هم مشغول نوشتن فهرست های تازه هستم.
اگر پیش از این نیز از این دست توصیه های بهره ورانه خوانده باشید، هیچ یک از موارد ذکر شده موجب تعجب شما نخواهد شد. متخصصین متعددی توصیه کرده اند زمان خود را به بخش های کوچکتر تقسیم کنید. خیلی از سرمایه گذاران برجسته و مؤسسین شرکت های بزرگ هستند که می گویند به جای فهرست کارهای انجام دادنی، فهرستی از کارهای انجام شده دارند.
اما آنچه که توصیه ی برانسون را متمایز می کند این است که او نه تنها این ایده های خوب را در قالب یک طرح قدم به قدم در کنار هم قرار داده است، بلکه شخصاً آن را تضمین می کند. وقتی شخص موفقی نظیر برانسون می گوید این شیوه نتیجه بخش است، شاید حد اقل ارزش امتحان کردن را داشته باشد.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
👈#پیشنهادما - حتما ، لطفا مطالعه فرمایید.👉
احتمالاً خودتان خوب می دانید که اغلب هدفگذاری هایی که می کنیم کمی بعد به فراموشی سپرده می شوند. تجربه ی شخصی برای روشن شدن این قضیه نزد بسیاری از ما کفایت می کند، اما اگر باز هم در این مورد شک دارید، کمی تحقیق می تواند حقیقت را آشکار کند: اغلب هدف گذاری های شخصی با شکست مواجه می شوند.
بنابراین چه کار می توان کرد تا در جمع اقلیتی که موفق می شوند به اهداف خود برسند قرار گرفت؟ ریچارد برانسون، مردی که درباره ی تحقق بخشیدن به هدفگذاری های فوق العاده چیزهای زیادی می داند، چند پیشنهاد برای شما دارد. قانون کلی توصیه های او به شکلی باورنکردنی ساده است: هدف های خود را روی کاغذ بیاورید. اما همانطور که او در مطلب خود ادامه می دهد، رسیدن از رؤیابافی به واقعیت نیازمند چیزی بیشتر از قرار دادن قلم روی کاغذ است. ریچارد برانسون برای رسیدن به هدف هایتان فرایندی قدم به قدم به شما پیشنهاد می دهد که می گوید برای خودش کارساز بوده است.
1- تک تک ایده هایی که دارید را روی کاغذ بیاورید. هیچ ایده ای بیش از اندازه کوچک یا بیش از حد بزرگ نیست.
2- همیشه یک دفترچه ی یادداشت همراه خود داشته باشید؛ باید جایی برای نوشتن ایده هایتان دم دستتان باشد. داشتن یک فولدر روی موبایل می تواند از ننوشتن بهتر باشد، اما نوشتن روی کاغذ از هر گزینه ی دیگری بهتر است.
3- برای فهرست بندی آنها از روشی استفاده کنید که فکر می کنید برایتان مناسب است؛ نوشتن به صورت خطی، فهرست های بولت دار، جدول، هر کدام که برایتان راحت تر است. خود من با ترکیبی از جملات کوتاه و تصویر های در هم و برهم احساس راحتی بیشتری دارم.
4- هر روز فهرستی از کارهای کوچک و قابل مدیریت تهیه کنید و آنها را به انجام برسانید. روز خود را به چند قسمت تقسیم کنید، به این شیوه قادر به انجام کارهای بیشتری خواهید بود.
5- کارهایی که انجام داده اید را از فهرست خود خط بزنید. کارهای کمی هست که بتواند به اندازه ی خط زدن یک کار انجام شده برای انسان لذتبخش باشد.
6- هدف های خود را قابل اندازه گیری کنید تا بتوانید بفهمید آیا نقشه هایتان جواب می دهند یا نه. اگر نتوانید بفهمید به اهدافتان رسیده اید یا نه، هدفگذاری معنایی نخواهد داشت.
7- اهداف بلندپروازانه و دوردستی برای خود در نظر بگیرید. هدفگذاری های شما نباید فقط کوتاه مدت باشند. از خودتان بپرسید 5 سال آینده کجا می خواهید باشید. 50 سال دیگر چطور؟
8- در فهرست خود هدف های شخصی هم بگنجانید، فقط هدف های کاری مد نظر نیست. میان کار و زندگی هیچ تفکیک حقیقی ای وجود ندارد؛ به تمام اینها می گویند زندگی. فهرست شما هم از این قائده مستثنی نیست.
9- اهداف خود را با دیگران در میان بگذارید. می توانید به یکدیگر انگیزه بدهید و سراغ هدف های همدیگر را بگیرید. اما به یاد داشته باشید که در نهایت این خود شما هستید که باید برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
10- موفقیت های خود را جشن بگیرید، سپس فهرست تازه ای از اهداف جدید برای خود بنویسید. این چرخه با دست پیدا کردن به پیشرفت های بیشتر و بیشتر باید ادامه پیدا کند. من چندین جعبه یادداشت های گذشته ام را هنوز دارم که پر هستند از فهرست های قدیمی. هنوز هم مشغول نوشتن فهرست های تازه هستم.
اگر پیش از این نیز از این دست توصیه های بهره ورانه خوانده باشید، هیچ یک از موارد ذکر شده موجب تعجب شما نخواهد شد. متخصصین متعددی توصیه کرده اند زمان خود را به بخش های کوچکتر تقسیم کنید. خیلی از سرمایه گذاران برجسته و مؤسسین شرکت های بزرگ هستند که می گویند به جای فهرست کارهای انجام دادنی، فهرستی از کارهای انجام شده دارند.
اما آنچه که توصیه ی برانسون را متمایز می کند این است که او نه تنها این ایده های خوب را در قالب یک طرح قدم به قدم در کنار هم قرار داده است، بلکه شخصاً آن را تضمین می کند. وقتی شخص موفقی نظیر برانسون می گوید این شیوه نتیجه بخش است، شاید حد اقل ارزش امتحان کردن را داشته باشد.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغییر نمیکنند:برترین خردمندان و پست ترین بی خردان.
#ارنست_همینگوی
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#ارنست_همینگوی
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #مقاله - #جعبه_نگرانی
👈یک تکنیک در رفع استرس وجود داره تحت عنوان Worry Box یا جعبه نگرانی.
شما یک جعبه مقوایی مثل یک جعبه کفش بیارید و درش رو محکم چسب نواری بزنید و بالای آن شکافی کوچک مثل صندوق رای گیری ایجاد کنید.
حالا هر نگرانی که نسبت به یک موضوع دارید، روی یک تکه کاغذ بنویسید و داخل جعبه بیاندازید.
هر روز نگرانیها و استرس های روزانه تان را نوشته و توی جعبه بیاندازید بعد از گذشت چندماه جعبه را باز کنید و تمام نگرانیها و استرس های گذشته خود را مجددا بخوانید.
باور کنید که کلی می خندید و از طرفی ملاحظه خواهید کرد که در كمال ناباوري 90% آن استرسها تنها در ذهن شما حضور داشتن و عملا هیچوقت اتفاق نیفتادند.
با این روش مغز تعلیم میبیند که به سادگی بابت مسائل کوچک مضطرب نشود و برای این مدارات عصبی میسازد و این شیوه رو به عادت خوب تبدیل میکنه و دیگه در آینده به ساخت
Worry Box
دیگر نیازی نخواهید داشت.
#مدیریت_استرس
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
👈یک تکنیک در رفع استرس وجود داره تحت عنوان Worry Box یا جعبه نگرانی.
شما یک جعبه مقوایی مثل یک جعبه کفش بیارید و درش رو محکم چسب نواری بزنید و بالای آن شکافی کوچک مثل صندوق رای گیری ایجاد کنید.
حالا هر نگرانی که نسبت به یک موضوع دارید، روی یک تکه کاغذ بنویسید و داخل جعبه بیاندازید.
هر روز نگرانیها و استرس های روزانه تان را نوشته و توی جعبه بیاندازید بعد از گذشت چندماه جعبه را باز کنید و تمام نگرانیها و استرس های گذشته خود را مجددا بخوانید.
باور کنید که کلی می خندید و از طرفی ملاحظه خواهید کرد که در كمال ناباوري 90% آن استرسها تنها در ذهن شما حضور داشتن و عملا هیچوقت اتفاق نیفتادند.
با این روش مغز تعلیم میبیند که به سادگی بابت مسائل کوچک مضطرب نشود و برای این مدارات عصبی میسازد و این شیوه رو به عادت خوب تبدیل میکنه و دیگه در آینده به ساخت
Worry Box
دیگر نیازی نخواهید داشت.
#مدیریت_استرس
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌نموداری گویا از تفاوت مدل #رشد یک کسبوکار خرد با یک کسبوکار نوآورانه یا #استارتاپ
استارتاپها در مرحله اولیه نیازمند #سرمایهگذاری و صبر بیشتری هستند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
استارتاپها در مرحله اولیه نیازمند #سرمایهگذاری و صبر بیشتری هستند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #زبان_بدن - چند نکته مهم و اثر گذار
✅از روش های تماس چشمی و گوش سپاری فعالانه استفاده کنید:
با داشتن تماس چشمی مداوم با دیگران در زمانی که صحبت می کنند، تکان دادن سر به صورت گاه گاه و استفاده از دیگر نشانه های توجه مشتاقانه شما به عنوان یک فرد حرفه-ای به همکاران دیگرتان احترام می گذارید
✅کف دستانتان را به سمت پایین نگه دارید:
این کار باعث می شود همگی در مورد شما یک نظر مشترک داشته باشند. زمانی که افراد کف هر دو دستشان را بر روی میز، جایگاه ویژه و یا پیشخوان قرار می دهند احساس قدرت و رهبری را نمایش می دهند.
✅به صورت هماهنگ عمل کنید:
تقلید کردن یا منعکس کردن زبان بدن دیگران نشان می دهد که شما از نظر فلسفی با آنان هماهنگ هستید.
✅جایگاه وسیعی داشته باشید:
اگر در زمان صحبت با دیگران یا در برابر آنها جایگاه وسیعی داشته باشید باعث می شود دیافراگم شما منبسط شود و صدای شما را به طور موثری منعکس می کند.
✅زبان بدنتان را باز نگه دارید و محدودیت های ممکن را حذف کنید:
افراد از طرف صحبتشان سرنخ های احساسی دریافت می کنند. بنابراین، اگر خمیده باشید، دست به سینه بایستید یا به هر طریقی در برابر دیگران بسته به نظر برسید شنونده به همان صورت به شما پاسخ می دهد. زبان بدنتان باید آرام باشد و دستانتان در دوطرف آویزان باشند تا نشان دهد در برابر کسانی که با آنها در حال تعاملید باز هستید.
✅خالصانه لبخند بزنید.
✅حرکاتتان را کاهش دهید:
حرف زدن با حرکات بیش از اندازه دست وصورت نیز باعث می شود طرف مقابل از نکات مهم پرت شود.
✅با دیگران محکم دست دهید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
✅از روش های تماس چشمی و گوش سپاری فعالانه استفاده کنید:
با داشتن تماس چشمی مداوم با دیگران در زمانی که صحبت می کنند، تکان دادن سر به صورت گاه گاه و استفاده از دیگر نشانه های توجه مشتاقانه شما به عنوان یک فرد حرفه-ای به همکاران دیگرتان احترام می گذارید
✅کف دستانتان را به سمت پایین نگه دارید:
این کار باعث می شود همگی در مورد شما یک نظر مشترک داشته باشند. زمانی که افراد کف هر دو دستشان را بر روی میز، جایگاه ویژه و یا پیشخوان قرار می دهند احساس قدرت و رهبری را نمایش می دهند.
✅به صورت هماهنگ عمل کنید:
تقلید کردن یا منعکس کردن زبان بدن دیگران نشان می دهد که شما از نظر فلسفی با آنان هماهنگ هستید.
✅جایگاه وسیعی داشته باشید:
اگر در زمان صحبت با دیگران یا در برابر آنها جایگاه وسیعی داشته باشید باعث می شود دیافراگم شما منبسط شود و صدای شما را به طور موثری منعکس می کند.
✅زبان بدنتان را باز نگه دارید و محدودیت های ممکن را حذف کنید:
افراد از طرف صحبتشان سرنخ های احساسی دریافت می کنند. بنابراین، اگر خمیده باشید، دست به سینه بایستید یا به هر طریقی در برابر دیگران بسته به نظر برسید شنونده به همان صورت به شما پاسخ می دهد. زبان بدنتان باید آرام باشد و دستانتان در دوطرف آویزان باشند تا نشان دهد در برابر کسانی که با آنها در حال تعاملید باز هستید.
✅خالصانه لبخند بزنید.
✅حرکاتتان را کاهش دهید:
حرف زدن با حرکات بیش از اندازه دست وصورت نیز باعث می شود طرف مقابل از نکات مهم پرت شود.
✅با دیگران محکم دست دهید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌هر کسی یک نابغه است، ولی اگر یک ماهی را از روی توانایی اش در بالا رفتن از درخت قضاوت کنید،آن ماهی تمام عمرش را با این باور زندگی خواهد کرد که یک احمق است!!
#آلبرت_انيشتين
@ManagementLanguage
#آلبرت_انيشتين
@ManagementLanguage
📌صبور باش،چیزهای بزرگ زمان میبرد یک امپراطوری یک شبه ساخته نمیشود!
#استیو_جابز
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#استیو_جابز
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #مقاله #اصل_واقعیت
رییس سابق جنرال الکتریک، جک ولش به عنوان یکی از بزرگترین مدیران تجاری در جهان شناخته شده است.
ولش میگوید که مهمترین ویژگی مدیریت همانی است که وی از آن به عنوان اصل واقعیت یاد میکند.
🔆اصل واقعیت میگوید:
شما باید با جهان همان طور که هست معامله کنید، نه آن طور که دوست داشتید باشد.
باید تلاش کنید که با خود و موقعیت تان کاملا صادق باشید، نباید خود را فریب دهید و امیدوار باشید که خواه شما کاری بکنید یا نکنید کارها خود به خود پیش خواهند رفت.
اگر در کار تجارت هستید، باید به طور منظم این سوال را از خود و کارکنان اصلی بپرسید( ما چه کاری را درست داریم انجام دادیم) و ( دفعه بعد چه کاری را به طور متفاوت انجام خواهیم داد)
📌نتیجه گیری استراتژیک :
اکثر کارهایی را که انجام می دهید، چند بار اول ناموفق خواهد بود، با هر تجربه و پیش آمد مانند یک فرصت به وجود امده برخورد کنید تا از آن چیزی یاد بگیرید که بتواند دفعه ی بعد به شما کمک کند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
رییس سابق جنرال الکتریک، جک ولش به عنوان یکی از بزرگترین مدیران تجاری در جهان شناخته شده است.
ولش میگوید که مهمترین ویژگی مدیریت همانی است که وی از آن به عنوان اصل واقعیت یاد میکند.
🔆اصل واقعیت میگوید:
شما باید با جهان همان طور که هست معامله کنید، نه آن طور که دوست داشتید باشد.
باید تلاش کنید که با خود و موقعیت تان کاملا صادق باشید، نباید خود را فریب دهید و امیدوار باشید که خواه شما کاری بکنید یا نکنید کارها خود به خود پیش خواهند رفت.
اگر در کار تجارت هستید، باید به طور منظم این سوال را از خود و کارکنان اصلی بپرسید( ما چه کاری را درست داریم انجام دادیم) و ( دفعه بعد چه کاری را به طور متفاوت انجام خواهیم داد)
📌نتیجه گیری استراتژیک :
اکثر کارهایی را که انجام می دهید، چند بار اول ناموفق خواهد بود، با هر تجربه و پیش آمد مانند یک فرصت به وجود امده برخورد کنید تا از آن چیزی یاد بگیرید که بتواند دفعه ی بعد به شما کمک کند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #نکات کلیدی برای معرفی درست محصول به بازار
✅در این مقاله نکاتی را درباره عناصر کلیدی و مهمی که کسبوکار شما در مراحل توسعه محصول و قبل و بعد از معرفی آن به بازار باید در نظر بگیرد، ارائه میکنیم.
۱ ـ فرصت
برای معرفی موفق محصول به بازار روی این سه تمرکز کنید: مخاطبان - رقبا - سرمایه
۲ ـ زمانبندی
توصیه همه مدیران باتجربه در تولید، این است که داشتن زمانبندی درست برای معرفی محصول به بازار جهت موفقیت محصول ضروری است.
۳ ـ تمرکز
یکی از دشوارترین بخشهای معرفی محصول به بازار، تمرکز روی توسعه محصول، بهجای ویژگیهای آن است.
۴ ـ آزمایش
بهترین راه برای اینکه بدانید محصولی موفق خواهد شد یا خیر، این است که از چند مشتری قابلاعتماد خود بخواهید آن را آزمایش کنند.
۵ ـ موقعیتیابی
هنگام معرفی محصول جدید به بازار، اعتماد بسیار اهمیت دارد. یکی از بزرگترین فعالیتهایی که هنگام معرفی محصول به بازار باید انجام دهید، اعتمادسازی در بازار است.
۶ ـ آموزش
آموزش، یکی دیگر از کلیدهای موفقیت پیش از معرفی محصول به بازار است. تیم خدمات به مشتری، پشتیبانی، فروش، روابط عمومی و تیمهای بازاریابی، همه نیاز به آموزش دارند.
۷ ـ بازخورد
باکمال میل بازخوردها را بپذیرید و برای دریافت این بازخوردها، روش متمرکزی داشته باشید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
✅در این مقاله نکاتی را درباره عناصر کلیدی و مهمی که کسبوکار شما در مراحل توسعه محصول و قبل و بعد از معرفی آن به بازار باید در نظر بگیرد، ارائه میکنیم.
۱ ـ فرصت
برای معرفی موفق محصول به بازار روی این سه تمرکز کنید: مخاطبان - رقبا - سرمایه
۲ ـ زمانبندی
توصیه همه مدیران باتجربه در تولید، این است که داشتن زمانبندی درست برای معرفی محصول به بازار جهت موفقیت محصول ضروری است.
۳ ـ تمرکز
یکی از دشوارترین بخشهای معرفی محصول به بازار، تمرکز روی توسعه محصول، بهجای ویژگیهای آن است.
۴ ـ آزمایش
بهترین راه برای اینکه بدانید محصولی موفق خواهد شد یا خیر، این است که از چند مشتری قابلاعتماد خود بخواهید آن را آزمایش کنند.
۵ ـ موقعیتیابی
هنگام معرفی محصول جدید به بازار، اعتماد بسیار اهمیت دارد. یکی از بزرگترین فعالیتهایی که هنگام معرفی محصول به بازار باید انجام دهید، اعتمادسازی در بازار است.
۶ ـ آموزش
آموزش، یکی دیگر از کلیدهای موفقیت پیش از معرفی محصول به بازار است. تیم خدمات به مشتری، پشتیبانی، فروش، روابط عمومی و تیمهای بازاریابی، همه نیاز به آموزش دارند.
۷ ـ بازخورد
باکمال میل بازخوردها را بپذیرید و برای دریافت این بازخوردها، روش متمرکزی داشته باشید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #تکه کتاب - از کتاب #هنر_شفاف_اندیشیدن
📌تبلیغات دروغ اثرگذار است؟
در جنگِ جهانی دوم، کشورهای گوناگونی فیلم تبلیغاتی تولید می کردند، این فیلمها بر این اساس طراحی میشد که تمام جمعیت و به خصوص سربازان را از حس میهن دوستی سرشار کند، تا اگر لازم باشد تا سرحد فدا کردن جانشان پیش بروند.
آمریکا هزینهی زیادی صرف این تبلیغات کرد، طوری که ادارهی جنگ تصمیم گرفت بررسی کند آیا این هزینهها واقعاً ارزشمند بوده یا نه؟
تعدادی پژوهش برای بررسی چگونگی اثرگذاری این فیلمها روی سربازان معمولی انجام شد، نتایج ناامید کننده بود: آن فیلمها ذرهای به اشتیاق سربازان برای شرکت در جنگ اضافه نمیکردند.
علتش بد بودن ساخت این آگهیها بود؟!
سربازها از تبلیغاتی بودن فیلمها آگاه بودند و این باعث میشد پیغامشان پیش از دیده شدن فیلم، از اعتبار ساقط شود. حتی اگر فیلم نکتهای منطقی را مطرح میکرد، یا موفق به برانگیختن مخاطب میشد، باز هم اهمیتی نداشت؛ محتوای آن از ابتدا نزد سربازان سطحی به نظر میرسید و آن را انکار میکردند.
👈9 هفته بعد، یک اتفاق غیر منتظره رخ داد، روانشناسان نگرش سربازان را برای بار دوم سنجیدند. نتیجه از این قرار بود: کسانی که فیلم را دیده بودند، به نسبت کسانی که آن را ندیده بودند، حمایت بیشتری از جنگ میکردند. ظاهراً تبلیغات بالاخره کار خود را کرده بود!!!
👈کارل هاولند، روانشناس، که آن تحقیقات را برای ادارهی جنگ انجام داده بود، این پدیده را #اثر_خفته نامگذاری کرد.
از حافظهی ما، منبع یک استدلال، زودتر از خود استدلال پاک میشود. این بهترین توضیح اثر خفته تا به امروز است.
به بیان دیگر، مغز به سرعت فراموش میکند اطلاعات را از کجا آورده (مثلاً از اداره تبلیغات)، با این حال، خود پیام (مثلاً اینکه جنگ ضروری و شرافتمندانه است) دیرتر پاک میشود یا حتی باقی میماند.
از این رو، هر دانستهای که از یک منبع غیرمعتبر ناشی میشود به مرور در ذهن ما اعتبار میگیرد.
👈نتیجه گیری راهبردی:
انتخاباتها بیش از پیش به تبلیغات نامطبوع وابسته شده است، در این تبلیغات، نامزدها در تلاشاند اعتبار و عملکرد طرف مقابل را خدشهدار کنند.
تحقیقات بیشماری نشان میدهد اثر خفته اينجا هم کار خود را انجام میدهد، به خصوص در میان کسانی که تصمیم نهایی را نگرفته اند. منبع پیام از حافظه پاک میشود، اما تهمتهای زشت باقی می ماند.
اما چگونه میتوانید اثر خفته را خنثی کنید؟!
1️⃣هیچ دخالت بیجایی را قبول نکنید؛ حتی اگر به نظر از روی خوشقلبی باشد. با این کار، تا حدی از خود در برابر اطلاعات بیهوده حفاظت می کنید.
2️⃣همان طور که از طاعون پرهیز می کنید، از منابعی که پر از تبلیغاتاند هم دوری کنید.
3️⃣تلاش کنید منبع هر استدلال را به خاطر بسپارید. اینها نظر چه کسی است؟ و چرا او چنین نظری دارد؟
مثل یک بازپرس قضیه را بررسی کنید: به نفع کیست؟ برای چه کسی سود دارد؟
📌منبع : کتاب هنر شفاف اندیشیدن
📌انتشارات: نشر چشمه
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌تبلیغات دروغ اثرگذار است؟
در جنگِ جهانی دوم، کشورهای گوناگونی فیلم تبلیغاتی تولید می کردند، این فیلمها بر این اساس طراحی میشد که تمام جمعیت و به خصوص سربازان را از حس میهن دوستی سرشار کند، تا اگر لازم باشد تا سرحد فدا کردن جانشان پیش بروند.
آمریکا هزینهی زیادی صرف این تبلیغات کرد، طوری که ادارهی جنگ تصمیم گرفت بررسی کند آیا این هزینهها واقعاً ارزشمند بوده یا نه؟
تعدادی پژوهش برای بررسی چگونگی اثرگذاری این فیلمها روی سربازان معمولی انجام شد، نتایج ناامید کننده بود: آن فیلمها ذرهای به اشتیاق سربازان برای شرکت در جنگ اضافه نمیکردند.
علتش بد بودن ساخت این آگهیها بود؟!
سربازها از تبلیغاتی بودن فیلمها آگاه بودند و این باعث میشد پیغامشان پیش از دیده شدن فیلم، از اعتبار ساقط شود. حتی اگر فیلم نکتهای منطقی را مطرح میکرد، یا موفق به برانگیختن مخاطب میشد، باز هم اهمیتی نداشت؛ محتوای آن از ابتدا نزد سربازان سطحی به نظر میرسید و آن را انکار میکردند.
👈9 هفته بعد، یک اتفاق غیر منتظره رخ داد، روانشناسان نگرش سربازان را برای بار دوم سنجیدند. نتیجه از این قرار بود: کسانی که فیلم را دیده بودند، به نسبت کسانی که آن را ندیده بودند، حمایت بیشتری از جنگ میکردند. ظاهراً تبلیغات بالاخره کار خود را کرده بود!!!
👈کارل هاولند، روانشناس، که آن تحقیقات را برای ادارهی جنگ انجام داده بود، این پدیده را #اثر_خفته نامگذاری کرد.
از حافظهی ما، منبع یک استدلال، زودتر از خود استدلال پاک میشود. این بهترین توضیح اثر خفته تا به امروز است.
به بیان دیگر، مغز به سرعت فراموش میکند اطلاعات را از کجا آورده (مثلاً از اداره تبلیغات)، با این حال، خود پیام (مثلاً اینکه جنگ ضروری و شرافتمندانه است) دیرتر پاک میشود یا حتی باقی میماند.
از این رو، هر دانستهای که از یک منبع غیرمعتبر ناشی میشود به مرور در ذهن ما اعتبار میگیرد.
👈نتیجه گیری راهبردی:
انتخاباتها بیش از پیش به تبلیغات نامطبوع وابسته شده است، در این تبلیغات، نامزدها در تلاشاند اعتبار و عملکرد طرف مقابل را خدشهدار کنند.
تحقیقات بیشماری نشان میدهد اثر خفته اينجا هم کار خود را انجام میدهد، به خصوص در میان کسانی که تصمیم نهایی را نگرفته اند. منبع پیام از حافظه پاک میشود، اما تهمتهای زشت باقی می ماند.
اما چگونه میتوانید اثر خفته را خنثی کنید؟!
1️⃣هیچ دخالت بیجایی را قبول نکنید؛ حتی اگر به نظر از روی خوشقلبی باشد. با این کار، تا حدی از خود در برابر اطلاعات بیهوده حفاظت می کنید.
2️⃣همان طور که از طاعون پرهیز می کنید، از منابعی که پر از تبلیغاتاند هم دوری کنید.
3️⃣تلاش کنید منبع هر استدلال را به خاطر بسپارید. اینها نظر چه کسی است؟ و چرا او چنین نظری دارد؟
مثل یک بازپرس قضیه را بررسی کنید: به نفع کیست؟ برای چه کسی سود دارد؟
📌منبع : کتاب هنر شفاف اندیشیدن
📌انتشارات: نشر چشمه
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
اصل 20:80
اصلی جالبی وجود دارد به نام 20:80. این اصل با تقریب خوبی هم در زندگی شخصی حاکم است و هم در سازمان و هم در عرصه کشورداری به کار می آید. در اصل یکی از اصول تفکر استراتژيک همین قاعده بیست هشتاد است.
👈 منطق این اصل اینست:
20% از محصولات یا خدمات شما، 80% از سود شمارا رقم میزنند.
80% از شکایات مشتریان شما ناشی از 20% اشکالات، نشأت میگید.
20% از تلاش و زمان شما، 80% نتایج مورد انتظار شمارا ایجاد مینماید.
80% علت نزول بهرهوری کسبوکار شما، ناشی از 20% دلایل ناکارآمدی است.
20% کارکنان سازمان شما مسئول 80% از خروجیها و نتایج کار سازمان شما هستند.
80% از رفاه اجتماعی، ناشی از 20% پروژه های عمرانی و توسعه ای کشور شماست.
20% کشورهای جهان برای ما 80% منافع ملی را ایجاد می کنند.
اغلب افراد/مدیران/حاکمانی را مشاهده می کنید که ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعالیت هستند اما دستاوردهای بسیار اندکی دارند. آنها مشغول انجام کارهایی هستند که ارزش پایینی دارند و در انجام یکی دو کاری که واقعاً می تواند در زندگی شخصی/سازمان/کشوری که به آن مشغولند تحول ایجاد کند تنبلی می کنند. به همین دلیل باید قاطعانه از انجام کارهایی که جزء 80 درصد کم ارزش هستند خودداری کنید آن هم هنگامی که کارهایی که جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده اند.
👈 کاربرد:
قبل از شروع هر کاری از خودتان بپرسید آیا این کار جزء 20 درصد بالاست یا 80 درصد پایین؟
با دانستن اصل 80:20 میتوانید بر آنچه باعث کسب موفقیت در ارتباط با مشتریان میگردد، تمرکز نمایید
به کسبوکار خود نگاه بیاندازید و روی 20% از محصولاتی که 80% سود شمارا به وجود میآورند، تمرکز نمایید
به کشورهای جهان نگاه کنید و بگویید آن 20% کشوری که باید روی آن ها متمرکز شوم چیست؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
اصلی جالبی وجود دارد به نام 20:80. این اصل با تقریب خوبی هم در زندگی شخصی حاکم است و هم در سازمان و هم در عرصه کشورداری به کار می آید. در اصل یکی از اصول تفکر استراتژيک همین قاعده بیست هشتاد است.
👈 منطق این اصل اینست:
20% از محصولات یا خدمات شما، 80% از سود شمارا رقم میزنند.
80% از شکایات مشتریان شما ناشی از 20% اشکالات، نشأت میگید.
20% از تلاش و زمان شما، 80% نتایج مورد انتظار شمارا ایجاد مینماید.
80% علت نزول بهرهوری کسبوکار شما، ناشی از 20% دلایل ناکارآمدی است.
20% کارکنان سازمان شما مسئول 80% از خروجیها و نتایج کار سازمان شما هستند.
80% از رفاه اجتماعی، ناشی از 20% پروژه های عمرانی و توسعه ای کشور شماست.
20% کشورهای جهان برای ما 80% منافع ملی را ایجاد می کنند.
اغلب افراد/مدیران/حاکمانی را مشاهده می کنید که ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعالیت هستند اما دستاوردهای بسیار اندکی دارند. آنها مشغول انجام کارهایی هستند که ارزش پایینی دارند و در انجام یکی دو کاری که واقعاً می تواند در زندگی شخصی/سازمان/کشوری که به آن مشغولند تحول ایجاد کند تنبلی می کنند. به همین دلیل باید قاطعانه از انجام کارهایی که جزء 80 درصد کم ارزش هستند خودداری کنید آن هم هنگامی که کارهایی که جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده اند.
👈 کاربرد:
قبل از شروع هر کاری از خودتان بپرسید آیا این کار جزء 20 درصد بالاست یا 80 درصد پایین؟
با دانستن اصل 80:20 میتوانید بر آنچه باعث کسب موفقیت در ارتباط با مشتریان میگردد، تمرکز نمایید
به کسبوکار خود نگاه بیاندازید و روی 20% از محصولاتی که 80% سود شمارا به وجود میآورند، تمرکز نمایید
به کشورهای جهان نگاه کنید و بگویید آن 20% کشوری که باید روی آن ها متمرکز شوم چیست؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌10 فاجعه ی برندسازی در جهان
📌برند Braniff شعار کوتاه «رو چرم پرواز کنید.» را برای جلب مشتری ها انتخاب کرد، اما ترجمه ی این شعار در زبان اسپانیایی به مفهوم «برهنه پرواز کنید» بود.
📌شعار انتخاب شده coors -«راحت باشید»- در زبان اسپانیایی به مفهوم «از اسهال رنج ببرید» ترجمه می شود.
📌برند frank predue شعار «طبخ یک مرغ برشته کار هر مردی نیست» را برای خود برگزید اما این شعار در زبان اسپانیایی معنای ضد اخلاقی دارد.
📌نام خودروی chevy nova در زبان اسپانیایی به «راه نمی رود» ترجمه می شود. بنابراین، فروش این محصول هرگز در کشورهای اسپانیایی با موافقت مواجه نشد.
📌زمانی که pepsi فعالیت بازاریابی خود را چنین آغاز کرد، شعار زیبای «pepsi شما را به زندگی باز میگرداند.» را انتخاب کرد، در حالی که واژه های انتخاب شده برای این شعار در زبان چینی معنای «pepsi اجداد شما را از قبر بیرون می آورد.» بودند.
📌زمانی که coca-cola برای نخستین بار به بازار چین وارد شد نام محصولش را به گونه ای انتخاب کرد که تلفظ آن در زبان چینی شبیه coca-cola باشد. اما کاراکترهای به کار رفته، مفهوم «قوباغه مومیایی شده را بجوید» میرساند. این شرکت با متوجه شدن این اشتباه به سرعت ترکیب کاراکترهای خود را تغییر داد و کاراکترهایی را انتخاب کرد که معنای «لذت در دهان» را انتقال دهد.
📌شرکت تولید کننده ی موی clairol محصول جدید خود را با نام Mist-stick نوعی دستگاه برای مجعد ساختن مو- به بازار آلمان معرفی کرد، اما مشکل اینجا بود که mist در زبان آلمانی به معنای «فضولات» است.
📌زمانی که شرکت gerber برای نخستین بار فروش غذاهای مخصوص نوزادان را در آفریقا آغاز کرد، از بسته بندی های کاملا مشابه با بسته بندی هایی که در آمریکا عرضه می کرد، استفاده کرد. روی برچسب بسته بندی، تصویر یک نوزاد زیبای خندان قرار گرفته بود. بعدها این شرکت دریافت که در آفریقا به دلیل نرخ بالای بی سوادی تمامی شرکت ها تصویری از محتوای بسته را روی بسته بندی نصب میکنند.
📌شرکت ژاپنیMitsubishi مجبور شد نام مدل Pajero را در کشورهای اسپانیایی زبان تغییر دهد، زیرا این واژه در زبان اسپانیایی در برگیرنده مفاهیم غیر اخلاقی است.
📌مدل خودرو Mr2 تولید Toyota از فروش اندکی در فرانسه برخوردار شد، زیرا تلفظ این نام در زبان فرانسوی شبیه یک ناسزا است.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌برند Braniff شعار کوتاه «رو چرم پرواز کنید.» را برای جلب مشتری ها انتخاب کرد، اما ترجمه ی این شعار در زبان اسپانیایی به مفهوم «برهنه پرواز کنید» بود.
📌شعار انتخاب شده coors -«راحت باشید»- در زبان اسپانیایی به مفهوم «از اسهال رنج ببرید» ترجمه می شود.
📌برند frank predue شعار «طبخ یک مرغ برشته کار هر مردی نیست» را برای خود برگزید اما این شعار در زبان اسپانیایی معنای ضد اخلاقی دارد.
📌نام خودروی chevy nova در زبان اسپانیایی به «راه نمی رود» ترجمه می شود. بنابراین، فروش این محصول هرگز در کشورهای اسپانیایی با موافقت مواجه نشد.
📌زمانی که pepsi فعالیت بازاریابی خود را چنین آغاز کرد، شعار زیبای «pepsi شما را به زندگی باز میگرداند.» را انتخاب کرد، در حالی که واژه های انتخاب شده برای این شعار در زبان چینی معنای «pepsi اجداد شما را از قبر بیرون می آورد.» بودند.
📌زمانی که coca-cola برای نخستین بار به بازار چین وارد شد نام محصولش را به گونه ای انتخاب کرد که تلفظ آن در زبان چینی شبیه coca-cola باشد. اما کاراکترهای به کار رفته، مفهوم «قوباغه مومیایی شده را بجوید» میرساند. این شرکت با متوجه شدن این اشتباه به سرعت ترکیب کاراکترهای خود را تغییر داد و کاراکترهایی را انتخاب کرد که معنای «لذت در دهان» را انتقال دهد.
📌شرکت تولید کننده ی موی clairol محصول جدید خود را با نام Mist-stick نوعی دستگاه برای مجعد ساختن مو- به بازار آلمان معرفی کرد، اما مشکل اینجا بود که mist در زبان آلمانی به معنای «فضولات» است.
📌زمانی که شرکت gerber برای نخستین بار فروش غذاهای مخصوص نوزادان را در آفریقا آغاز کرد، از بسته بندی های کاملا مشابه با بسته بندی هایی که در آمریکا عرضه می کرد، استفاده کرد. روی برچسب بسته بندی، تصویر یک نوزاد زیبای خندان قرار گرفته بود. بعدها این شرکت دریافت که در آفریقا به دلیل نرخ بالای بی سوادی تمامی شرکت ها تصویری از محتوای بسته را روی بسته بندی نصب میکنند.
📌شرکت ژاپنیMitsubishi مجبور شد نام مدل Pajero را در کشورهای اسپانیایی زبان تغییر دهد، زیرا این واژه در زبان اسپانیایی در برگیرنده مفاهیم غیر اخلاقی است.
📌مدل خودرو Mr2 تولید Toyota از فروش اندکی در فرانسه برخوردار شد، زیرا تلفظ این نام در زبان فرانسوی شبیه یک ناسزا است.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌آرنولد :تو تمرین چندتا بشین پاشو میری؟
محمد علی کلی : اونارو نمیشمارم هر وقت دردم بگیره شروع به شمردن میکنم چون اون وقته که یه قهرمان ساخته میشه.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
محمد علی کلی : اونارو نمیشمارم هر وقت دردم بگیره شروع به شمردن میکنم چون اون وقته که یه قهرمان ساخته میشه.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage