📌 #مقاله - #جعبه_نگرانی
👈یک تکنیک در رفع استرس وجود داره تحت عنوان Worry Box یا جعبه نگرانی.
شما یک جعبه مقوایی مثل یک جعبه کفش بیارید و درش رو محکم چسب نواری بزنید و بالای آن شکافی کوچک مثل صندوق رای گیری ایجاد کنید.
حالا هر نگرانی که نسبت به یک موضوع دارید، روی یک تکه کاغذ بنویسید و داخل جعبه بیاندازید.
هر روز نگرانیها و استرس های روزانه تان را نوشته و توی جعبه بیاندازید بعد از گذشت چندماه جعبه را باز کنید و تمام نگرانیها و استرس های گذشته خود را مجددا بخوانید.
باور کنید که کلی می خندید و از طرفی ملاحظه خواهید کرد که در كمال ناباوري 90% آن استرسها تنها در ذهن شما حضور داشتن و عملا هیچوقت اتفاق نیفتادند.
با این روش مغز تعلیم میبیند که به سادگی بابت مسائل کوچک مضطرب نشود و برای این مدارات عصبی میسازد و این شیوه رو به عادت خوب تبدیل میکنه و دیگه در آینده به ساخت
Worry Box
دیگر نیازی نخواهید داشت.
#مدیریت_استرس
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
👈یک تکنیک در رفع استرس وجود داره تحت عنوان Worry Box یا جعبه نگرانی.
شما یک جعبه مقوایی مثل یک جعبه کفش بیارید و درش رو محکم چسب نواری بزنید و بالای آن شکافی کوچک مثل صندوق رای گیری ایجاد کنید.
حالا هر نگرانی که نسبت به یک موضوع دارید، روی یک تکه کاغذ بنویسید و داخل جعبه بیاندازید.
هر روز نگرانیها و استرس های روزانه تان را نوشته و توی جعبه بیاندازید بعد از گذشت چندماه جعبه را باز کنید و تمام نگرانیها و استرس های گذشته خود را مجددا بخوانید.
باور کنید که کلی می خندید و از طرفی ملاحظه خواهید کرد که در كمال ناباوري 90% آن استرسها تنها در ذهن شما حضور داشتن و عملا هیچوقت اتفاق نیفتادند.
با این روش مغز تعلیم میبیند که به سادگی بابت مسائل کوچک مضطرب نشود و برای این مدارات عصبی میسازد و این شیوه رو به عادت خوب تبدیل میکنه و دیگه در آینده به ساخت
Worry Box
دیگر نیازی نخواهید داشت.
#مدیریت_استرس
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌نموداری گویا از تفاوت مدل #رشد یک کسبوکار خرد با یک کسبوکار نوآورانه یا #استارتاپ
استارتاپها در مرحله اولیه نیازمند #سرمایهگذاری و صبر بیشتری هستند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
استارتاپها در مرحله اولیه نیازمند #سرمایهگذاری و صبر بیشتری هستند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #زبان_بدن - چند نکته مهم و اثر گذار
✅از روش های تماس چشمی و گوش سپاری فعالانه استفاده کنید:
با داشتن تماس چشمی مداوم با دیگران در زمانی که صحبت می کنند، تکان دادن سر به صورت گاه گاه و استفاده از دیگر نشانه های توجه مشتاقانه شما به عنوان یک فرد حرفه-ای به همکاران دیگرتان احترام می گذارید
✅کف دستانتان را به سمت پایین نگه دارید:
این کار باعث می شود همگی در مورد شما یک نظر مشترک داشته باشند. زمانی که افراد کف هر دو دستشان را بر روی میز، جایگاه ویژه و یا پیشخوان قرار می دهند احساس قدرت و رهبری را نمایش می دهند.
✅به صورت هماهنگ عمل کنید:
تقلید کردن یا منعکس کردن زبان بدن دیگران نشان می دهد که شما از نظر فلسفی با آنان هماهنگ هستید.
✅جایگاه وسیعی داشته باشید:
اگر در زمان صحبت با دیگران یا در برابر آنها جایگاه وسیعی داشته باشید باعث می شود دیافراگم شما منبسط شود و صدای شما را به طور موثری منعکس می کند.
✅زبان بدنتان را باز نگه دارید و محدودیت های ممکن را حذف کنید:
افراد از طرف صحبتشان سرنخ های احساسی دریافت می کنند. بنابراین، اگر خمیده باشید، دست به سینه بایستید یا به هر طریقی در برابر دیگران بسته به نظر برسید شنونده به همان صورت به شما پاسخ می دهد. زبان بدنتان باید آرام باشد و دستانتان در دوطرف آویزان باشند تا نشان دهد در برابر کسانی که با آنها در حال تعاملید باز هستید.
✅خالصانه لبخند بزنید.
✅حرکاتتان را کاهش دهید:
حرف زدن با حرکات بیش از اندازه دست وصورت نیز باعث می شود طرف مقابل از نکات مهم پرت شود.
✅با دیگران محکم دست دهید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
✅از روش های تماس چشمی و گوش سپاری فعالانه استفاده کنید:
با داشتن تماس چشمی مداوم با دیگران در زمانی که صحبت می کنند، تکان دادن سر به صورت گاه گاه و استفاده از دیگر نشانه های توجه مشتاقانه شما به عنوان یک فرد حرفه-ای به همکاران دیگرتان احترام می گذارید
✅کف دستانتان را به سمت پایین نگه دارید:
این کار باعث می شود همگی در مورد شما یک نظر مشترک داشته باشند. زمانی که افراد کف هر دو دستشان را بر روی میز، جایگاه ویژه و یا پیشخوان قرار می دهند احساس قدرت و رهبری را نمایش می دهند.
✅به صورت هماهنگ عمل کنید:
تقلید کردن یا منعکس کردن زبان بدن دیگران نشان می دهد که شما از نظر فلسفی با آنان هماهنگ هستید.
✅جایگاه وسیعی داشته باشید:
اگر در زمان صحبت با دیگران یا در برابر آنها جایگاه وسیعی داشته باشید باعث می شود دیافراگم شما منبسط شود و صدای شما را به طور موثری منعکس می کند.
✅زبان بدنتان را باز نگه دارید و محدودیت های ممکن را حذف کنید:
افراد از طرف صحبتشان سرنخ های احساسی دریافت می کنند. بنابراین، اگر خمیده باشید، دست به سینه بایستید یا به هر طریقی در برابر دیگران بسته به نظر برسید شنونده به همان صورت به شما پاسخ می دهد. زبان بدنتان باید آرام باشد و دستانتان در دوطرف آویزان باشند تا نشان دهد در برابر کسانی که با آنها در حال تعاملید باز هستید.
✅خالصانه لبخند بزنید.
✅حرکاتتان را کاهش دهید:
حرف زدن با حرکات بیش از اندازه دست وصورت نیز باعث می شود طرف مقابل از نکات مهم پرت شود.
✅با دیگران محکم دست دهید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌هر کسی یک نابغه است، ولی اگر یک ماهی را از روی توانایی اش در بالا رفتن از درخت قضاوت کنید،آن ماهی تمام عمرش را با این باور زندگی خواهد کرد که یک احمق است!!
#آلبرت_انيشتين
@ManagementLanguage
#آلبرت_انيشتين
@ManagementLanguage
📌صبور باش،چیزهای بزرگ زمان میبرد یک امپراطوری یک شبه ساخته نمیشود!
#استیو_جابز
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#استیو_جابز
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #مقاله #اصل_واقعیت
رییس سابق جنرال الکتریک، جک ولش به عنوان یکی از بزرگترین مدیران تجاری در جهان شناخته شده است.
ولش میگوید که مهمترین ویژگی مدیریت همانی است که وی از آن به عنوان اصل واقعیت یاد میکند.
🔆اصل واقعیت میگوید:
شما باید با جهان همان طور که هست معامله کنید، نه آن طور که دوست داشتید باشد.
باید تلاش کنید که با خود و موقعیت تان کاملا صادق باشید، نباید خود را فریب دهید و امیدوار باشید که خواه شما کاری بکنید یا نکنید کارها خود به خود پیش خواهند رفت.
اگر در کار تجارت هستید، باید به طور منظم این سوال را از خود و کارکنان اصلی بپرسید( ما چه کاری را درست داریم انجام دادیم) و ( دفعه بعد چه کاری را به طور متفاوت انجام خواهیم داد)
📌نتیجه گیری استراتژیک :
اکثر کارهایی را که انجام می دهید، چند بار اول ناموفق خواهد بود، با هر تجربه و پیش آمد مانند یک فرصت به وجود امده برخورد کنید تا از آن چیزی یاد بگیرید که بتواند دفعه ی بعد به شما کمک کند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
رییس سابق جنرال الکتریک، جک ولش به عنوان یکی از بزرگترین مدیران تجاری در جهان شناخته شده است.
ولش میگوید که مهمترین ویژگی مدیریت همانی است که وی از آن به عنوان اصل واقعیت یاد میکند.
🔆اصل واقعیت میگوید:
شما باید با جهان همان طور که هست معامله کنید، نه آن طور که دوست داشتید باشد.
باید تلاش کنید که با خود و موقعیت تان کاملا صادق باشید، نباید خود را فریب دهید و امیدوار باشید که خواه شما کاری بکنید یا نکنید کارها خود به خود پیش خواهند رفت.
اگر در کار تجارت هستید، باید به طور منظم این سوال را از خود و کارکنان اصلی بپرسید( ما چه کاری را درست داریم انجام دادیم) و ( دفعه بعد چه کاری را به طور متفاوت انجام خواهیم داد)
📌نتیجه گیری استراتژیک :
اکثر کارهایی را که انجام می دهید، چند بار اول ناموفق خواهد بود، با هر تجربه و پیش آمد مانند یک فرصت به وجود امده برخورد کنید تا از آن چیزی یاد بگیرید که بتواند دفعه ی بعد به شما کمک کند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #نکات کلیدی برای معرفی درست محصول به بازار
✅در این مقاله نکاتی را درباره عناصر کلیدی و مهمی که کسبوکار شما در مراحل توسعه محصول و قبل و بعد از معرفی آن به بازار باید در نظر بگیرد، ارائه میکنیم.
۱ ـ فرصت
برای معرفی موفق محصول به بازار روی این سه تمرکز کنید: مخاطبان - رقبا - سرمایه
۲ ـ زمانبندی
توصیه همه مدیران باتجربه در تولید، این است که داشتن زمانبندی درست برای معرفی محصول به بازار جهت موفقیت محصول ضروری است.
۳ ـ تمرکز
یکی از دشوارترین بخشهای معرفی محصول به بازار، تمرکز روی توسعه محصول، بهجای ویژگیهای آن است.
۴ ـ آزمایش
بهترین راه برای اینکه بدانید محصولی موفق خواهد شد یا خیر، این است که از چند مشتری قابلاعتماد خود بخواهید آن را آزمایش کنند.
۵ ـ موقعیتیابی
هنگام معرفی محصول جدید به بازار، اعتماد بسیار اهمیت دارد. یکی از بزرگترین فعالیتهایی که هنگام معرفی محصول به بازار باید انجام دهید، اعتمادسازی در بازار است.
۶ ـ آموزش
آموزش، یکی دیگر از کلیدهای موفقیت پیش از معرفی محصول به بازار است. تیم خدمات به مشتری، پشتیبانی، فروش، روابط عمومی و تیمهای بازاریابی، همه نیاز به آموزش دارند.
۷ ـ بازخورد
باکمال میل بازخوردها را بپذیرید و برای دریافت این بازخوردها، روش متمرکزی داشته باشید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
✅در این مقاله نکاتی را درباره عناصر کلیدی و مهمی که کسبوکار شما در مراحل توسعه محصول و قبل و بعد از معرفی آن به بازار باید در نظر بگیرد، ارائه میکنیم.
۱ ـ فرصت
برای معرفی موفق محصول به بازار روی این سه تمرکز کنید: مخاطبان - رقبا - سرمایه
۲ ـ زمانبندی
توصیه همه مدیران باتجربه در تولید، این است که داشتن زمانبندی درست برای معرفی محصول به بازار جهت موفقیت محصول ضروری است.
۳ ـ تمرکز
یکی از دشوارترین بخشهای معرفی محصول به بازار، تمرکز روی توسعه محصول، بهجای ویژگیهای آن است.
۴ ـ آزمایش
بهترین راه برای اینکه بدانید محصولی موفق خواهد شد یا خیر، این است که از چند مشتری قابلاعتماد خود بخواهید آن را آزمایش کنند.
۵ ـ موقعیتیابی
هنگام معرفی محصول جدید به بازار، اعتماد بسیار اهمیت دارد. یکی از بزرگترین فعالیتهایی که هنگام معرفی محصول به بازار باید انجام دهید، اعتمادسازی در بازار است.
۶ ـ آموزش
آموزش، یکی دیگر از کلیدهای موفقیت پیش از معرفی محصول به بازار است. تیم خدمات به مشتری، پشتیبانی، فروش، روابط عمومی و تیمهای بازاریابی، همه نیاز به آموزش دارند.
۷ ـ بازخورد
باکمال میل بازخوردها را بپذیرید و برای دریافت این بازخوردها، روش متمرکزی داشته باشید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #تکه کتاب - از کتاب #هنر_شفاف_اندیشیدن
📌تبلیغات دروغ اثرگذار است؟
در جنگِ جهانی دوم، کشورهای گوناگونی فیلم تبلیغاتی تولید می کردند، این فیلمها بر این اساس طراحی میشد که تمام جمعیت و به خصوص سربازان را از حس میهن دوستی سرشار کند، تا اگر لازم باشد تا سرحد فدا کردن جانشان پیش بروند.
آمریکا هزینهی زیادی صرف این تبلیغات کرد، طوری که ادارهی جنگ تصمیم گرفت بررسی کند آیا این هزینهها واقعاً ارزشمند بوده یا نه؟
تعدادی پژوهش برای بررسی چگونگی اثرگذاری این فیلمها روی سربازان معمولی انجام شد، نتایج ناامید کننده بود: آن فیلمها ذرهای به اشتیاق سربازان برای شرکت در جنگ اضافه نمیکردند.
علتش بد بودن ساخت این آگهیها بود؟!
سربازها از تبلیغاتی بودن فیلمها آگاه بودند و این باعث میشد پیغامشان پیش از دیده شدن فیلم، از اعتبار ساقط شود. حتی اگر فیلم نکتهای منطقی را مطرح میکرد، یا موفق به برانگیختن مخاطب میشد، باز هم اهمیتی نداشت؛ محتوای آن از ابتدا نزد سربازان سطحی به نظر میرسید و آن را انکار میکردند.
👈9 هفته بعد، یک اتفاق غیر منتظره رخ داد، روانشناسان نگرش سربازان را برای بار دوم سنجیدند. نتیجه از این قرار بود: کسانی که فیلم را دیده بودند، به نسبت کسانی که آن را ندیده بودند، حمایت بیشتری از جنگ میکردند. ظاهراً تبلیغات بالاخره کار خود را کرده بود!!!
👈کارل هاولند، روانشناس، که آن تحقیقات را برای ادارهی جنگ انجام داده بود، این پدیده را #اثر_خفته نامگذاری کرد.
از حافظهی ما، منبع یک استدلال، زودتر از خود استدلال پاک میشود. این بهترین توضیح اثر خفته تا به امروز است.
به بیان دیگر، مغز به سرعت فراموش میکند اطلاعات را از کجا آورده (مثلاً از اداره تبلیغات)، با این حال، خود پیام (مثلاً اینکه جنگ ضروری و شرافتمندانه است) دیرتر پاک میشود یا حتی باقی میماند.
از این رو، هر دانستهای که از یک منبع غیرمعتبر ناشی میشود به مرور در ذهن ما اعتبار میگیرد.
👈نتیجه گیری راهبردی:
انتخاباتها بیش از پیش به تبلیغات نامطبوع وابسته شده است، در این تبلیغات، نامزدها در تلاشاند اعتبار و عملکرد طرف مقابل را خدشهدار کنند.
تحقیقات بیشماری نشان میدهد اثر خفته اينجا هم کار خود را انجام میدهد، به خصوص در میان کسانی که تصمیم نهایی را نگرفته اند. منبع پیام از حافظه پاک میشود، اما تهمتهای زشت باقی می ماند.
اما چگونه میتوانید اثر خفته را خنثی کنید؟!
1️⃣هیچ دخالت بیجایی را قبول نکنید؛ حتی اگر به نظر از روی خوشقلبی باشد. با این کار، تا حدی از خود در برابر اطلاعات بیهوده حفاظت می کنید.
2️⃣همان طور که از طاعون پرهیز می کنید، از منابعی که پر از تبلیغاتاند هم دوری کنید.
3️⃣تلاش کنید منبع هر استدلال را به خاطر بسپارید. اینها نظر چه کسی است؟ و چرا او چنین نظری دارد؟
مثل یک بازپرس قضیه را بررسی کنید: به نفع کیست؟ برای چه کسی سود دارد؟
📌منبع : کتاب هنر شفاف اندیشیدن
📌انتشارات: نشر چشمه
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌تبلیغات دروغ اثرگذار است؟
در جنگِ جهانی دوم، کشورهای گوناگونی فیلم تبلیغاتی تولید می کردند، این فیلمها بر این اساس طراحی میشد که تمام جمعیت و به خصوص سربازان را از حس میهن دوستی سرشار کند، تا اگر لازم باشد تا سرحد فدا کردن جانشان پیش بروند.
آمریکا هزینهی زیادی صرف این تبلیغات کرد، طوری که ادارهی جنگ تصمیم گرفت بررسی کند آیا این هزینهها واقعاً ارزشمند بوده یا نه؟
تعدادی پژوهش برای بررسی چگونگی اثرگذاری این فیلمها روی سربازان معمولی انجام شد، نتایج ناامید کننده بود: آن فیلمها ذرهای به اشتیاق سربازان برای شرکت در جنگ اضافه نمیکردند.
علتش بد بودن ساخت این آگهیها بود؟!
سربازها از تبلیغاتی بودن فیلمها آگاه بودند و این باعث میشد پیغامشان پیش از دیده شدن فیلم، از اعتبار ساقط شود. حتی اگر فیلم نکتهای منطقی را مطرح میکرد، یا موفق به برانگیختن مخاطب میشد، باز هم اهمیتی نداشت؛ محتوای آن از ابتدا نزد سربازان سطحی به نظر میرسید و آن را انکار میکردند.
👈9 هفته بعد، یک اتفاق غیر منتظره رخ داد، روانشناسان نگرش سربازان را برای بار دوم سنجیدند. نتیجه از این قرار بود: کسانی که فیلم را دیده بودند، به نسبت کسانی که آن را ندیده بودند، حمایت بیشتری از جنگ میکردند. ظاهراً تبلیغات بالاخره کار خود را کرده بود!!!
👈کارل هاولند، روانشناس، که آن تحقیقات را برای ادارهی جنگ انجام داده بود، این پدیده را #اثر_خفته نامگذاری کرد.
از حافظهی ما، منبع یک استدلال، زودتر از خود استدلال پاک میشود. این بهترین توضیح اثر خفته تا به امروز است.
به بیان دیگر، مغز به سرعت فراموش میکند اطلاعات را از کجا آورده (مثلاً از اداره تبلیغات)، با این حال، خود پیام (مثلاً اینکه جنگ ضروری و شرافتمندانه است) دیرتر پاک میشود یا حتی باقی میماند.
از این رو، هر دانستهای که از یک منبع غیرمعتبر ناشی میشود به مرور در ذهن ما اعتبار میگیرد.
👈نتیجه گیری راهبردی:
انتخاباتها بیش از پیش به تبلیغات نامطبوع وابسته شده است، در این تبلیغات، نامزدها در تلاشاند اعتبار و عملکرد طرف مقابل را خدشهدار کنند.
تحقیقات بیشماری نشان میدهد اثر خفته اينجا هم کار خود را انجام میدهد، به خصوص در میان کسانی که تصمیم نهایی را نگرفته اند. منبع پیام از حافظه پاک میشود، اما تهمتهای زشت باقی می ماند.
اما چگونه میتوانید اثر خفته را خنثی کنید؟!
1️⃣هیچ دخالت بیجایی را قبول نکنید؛ حتی اگر به نظر از روی خوشقلبی باشد. با این کار، تا حدی از خود در برابر اطلاعات بیهوده حفاظت می کنید.
2️⃣همان طور که از طاعون پرهیز می کنید، از منابعی که پر از تبلیغاتاند هم دوری کنید.
3️⃣تلاش کنید منبع هر استدلال را به خاطر بسپارید. اینها نظر چه کسی است؟ و چرا او چنین نظری دارد؟
مثل یک بازپرس قضیه را بررسی کنید: به نفع کیست؟ برای چه کسی سود دارد؟
📌منبع : کتاب هنر شفاف اندیشیدن
📌انتشارات: نشر چشمه
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
اصل 20:80
اصلی جالبی وجود دارد به نام 20:80. این اصل با تقریب خوبی هم در زندگی شخصی حاکم است و هم در سازمان و هم در عرصه کشورداری به کار می آید. در اصل یکی از اصول تفکر استراتژيک همین قاعده بیست هشتاد است.
👈 منطق این اصل اینست:
20% از محصولات یا خدمات شما، 80% از سود شمارا رقم میزنند.
80% از شکایات مشتریان شما ناشی از 20% اشکالات، نشأت میگید.
20% از تلاش و زمان شما، 80% نتایج مورد انتظار شمارا ایجاد مینماید.
80% علت نزول بهرهوری کسبوکار شما، ناشی از 20% دلایل ناکارآمدی است.
20% کارکنان سازمان شما مسئول 80% از خروجیها و نتایج کار سازمان شما هستند.
80% از رفاه اجتماعی، ناشی از 20% پروژه های عمرانی و توسعه ای کشور شماست.
20% کشورهای جهان برای ما 80% منافع ملی را ایجاد می کنند.
اغلب افراد/مدیران/حاکمانی را مشاهده می کنید که ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعالیت هستند اما دستاوردهای بسیار اندکی دارند. آنها مشغول انجام کارهایی هستند که ارزش پایینی دارند و در انجام یکی دو کاری که واقعاً می تواند در زندگی شخصی/سازمان/کشوری که به آن مشغولند تحول ایجاد کند تنبلی می کنند. به همین دلیل باید قاطعانه از انجام کارهایی که جزء 80 درصد کم ارزش هستند خودداری کنید آن هم هنگامی که کارهایی که جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده اند.
👈 کاربرد:
قبل از شروع هر کاری از خودتان بپرسید آیا این کار جزء 20 درصد بالاست یا 80 درصد پایین؟
با دانستن اصل 80:20 میتوانید بر آنچه باعث کسب موفقیت در ارتباط با مشتریان میگردد، تمرکز نمایید
به کسبوکار خود نگاه بیاندازید و روی 20% از محصولاتی که 80% سود شمارا به وجود میآورند، تمرکز نمایید
به کشورهای جهان نگاه کنید و بگویید آن 20% کشوری که باید روی آن ها متمرکز شوم چیست؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
اصلی جالبی وجود دارد به نام 20:80. این اصل با تقریب خوبی هم در زندگی شخصی حاکم است و هم در سازمان و هم در عرصه کشورداری به کار می آید. در اصل یکی از اصول تفکر استراتژيک همین قاعده بیست هشتاد است.
👈 منطق این اصل اینست:
20% از محصولات یا خدمات شما، 80% از سود شمارا رقم میزنند.
80% از شکایات مشتریان شما ناشی از 20% اشکالات، نشأت میگید.
20% از تلاش و زمان شما، 80% نتایج مورد انتظار شمارا ایجاد مینماید.
80% علت نزول بهرهوری کسبوکار شما، ناشی از 20% دلایل ناکارآمدی است.
20% کارکنان سازمان شما مسئول 80% از خروجیها و نتایج کار سازمان شما هستند.
80% از رفاه اجتماعی، ناشی از 20% پروژه های عمرانی و توسعه ای کشور شماست.
20% کشورهای جهان برای ما 80% منافع ملی را ایجاد می کنند.
اغلب افراد/مدیران/حاکمانی را مشاهده می کنید که ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعالیت هستند اما دستاوردهای بسیار اندکی دارند. آنها مشغول انجام کارهایی هستند که ارزش پایینی دارند و در انجام یکی دو کاری که واقعاً می تواند در زندگی شخصی/سازمان/کشوری که به آن مشغولند تحول ایجاد کند تنبلی می کنند. به همین دلیل باید قاطعانه از انجام کارهایی که جزء 80 درصد کم ارزش هستند خودداری کنید آن هم هنگامی که کارهایی که جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده اند.
👈 کاربرد:
قبل از شروع هر کاری از خودتان بپرسید آیا این کار جزء 20 درصد بالاست یا 80 درصد پایین؟
با دانستن اصل 80:20 میتوانید بر آنچه باعث کسب موفقیت در ارتباط با مشتریان میگردد، تمرکز نمایید
به کسبوکار خود نگاه بیاندازید و روی 20% از محصولاتی که 80% سود شمارا به وجود میآورند، تمرکز نمایید
به کشورهای جهان نگاه کنید و بگویید آن 20% کشوری که باید روی آن ها متمرکز شوم چیست؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌10 فاجعه ی برندسازی در جهان
📌برند Braniff شعار کوتاه «رو چرم پرواز کنید.» را برای جلب مشتری ها انتخاب کرد، اما ترجمه ی این شعار در زبان اسپانیایی به مفهوم «برهنه پرواز کنید» بود.
📌شعار انتخاب شده coors -«راحت باشید»- در زبان اسپانیایی به مفهوم «از اسهال رنج ببرید» ترجمه می شود.
📌برند frank predue شعار «طبخ یک مرغ برشته کار هر مردی نیست» را برای خود برگزید اما این شعار در زبان اسپانیایی معنای ضد اخلاقی دارد.
📌نام خودروی chevy nova در زبان اسپانیایی به «راه نمی رود» ترجمه می شود. بنابراین، فروش این محصول هرگز در کشورهای اسپانیایی با موافقت مواجه نشد.
📌زمانی که pepsi فعالیت بازاریابی خود را چنین آغاز کرد، شعار زیبای «pepsi شما را به زندگی باز میگرداند.» را انتخاب کرد، در حالی که واژه های انتخاب شده برای این شعار در زبان چینی معنای «pepsi اجداد شما را از قبر بیرون می آورد.» بودند.
📌زمانی که coca-cola برای نخستین بار به بازار چین وارد شد نام محصولش را به گونه ای انتخاب کرد که تلفظ آن در زبان چینی شبیه coca-cola باشد. اما کاراکترهای به کار رفته، مفهوم «قوباغه مومیایی شده را بجوید» میرساند. این شرکت با متوجه شدن این اشتباه به سرعت ترکیب کاراکترهای خود را تغییر داد و کاراکترهایی را انتخاب کرد که معنای «لذت در دهان» را انتقال دهد.
📌شرکت تولید کننده ی موی clairol محصول جدید خود را با نام Mist-stick نوعی دستگاه برای مجعد ساختن مو- به بازار آلمان معرفی کرد، اما مشکل اینجا بود که mist در زبان آلمانی به معنای «فضولات» است.
📌زمانی که شرکت gerber برای نخستین بار فروش غذاهای مخصوص نوزادان را در آفریقا آغاز کرد، از بسته بندی های کاملا مشابه با بسته بندی هایی که در آمریکا عرضه می کرد، استفاده کرد. روی برچسب بسته بندی، تصویر یک نوزاد زیبای خندان قرار گرفته بود. بعدها این شرکت دریافت که در آفریقا به دلیل نرخ بالای بی سوادی تمامی شرکت ها تصویری از محتوای بسته را روی بسته بندی نصب میکنند.
📌شرکت ژاپنیMitsubishi مجبور شد نام مدل Pajero را در کشورهای اسپانیایی زبان تغییر دهد، زیرا این واژه در زبان اسپانیایی در برگیرنده مفاهیم غیر اخلاقی است.
📌مدل خودرو Mr2 تولید Toyota از فروش اندکی در فرانسه برخوردار شد، زیرا تلفظ این نام در زبان فرانسوی شبیه یک ناسزا است.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌برند Braniff شعار کوتاه «رو چرم پرواز کنید.» را برای جلب مشتری ها انتخاب کرد، اما ترجمه ی این شعار در زبان اسپانیایی به مفهوم «برهنه پرواز کنید» بود.
📌شعار انتخاب شده coors -«راحت باشید»- در زبان اسپانیایی به مفهوم «از اسهال رنج ببرید» ترجمه می شود.
📌برند frank predue شعار «طبخ یک مرغ برشته کار هر مردی نیست» را برای خود برگزید اما این شعار در زبان اسپانیایی معنای ضد اخلاقی دارد.
📌نام خودروی chevy nova در زبان اسپانیایی به «راه نمی رود» ترجمه می شود. بنابراین، فروش این محصول هرگز در کشورهای اسپانیایی با موافقت مواجه نشد.
📌زمانی که pepsi فعالیت بازاریابی خود را چنین آغاز کرد، شعار زیبای «pepsi شما را به زندگی باز میگرداند.» را انتخاب کرد، در حالی که واژه های انتخاب شده برای این شعار در زبان چینی معنای «pepsi اجداد شما را از قبر بیرون می آورد.» بودند.
📌زمانی که coca-cola برای نخستین بار به بازار چین وارد شد نام محصولش را به گونه ای انتخاب کرد که تلفظ آن در زبان چینی شبیه coca-cola باشد. اما کاراکترهای به کار رفته، مفهوم «قوباغه مومیایی شده را بجوید» میرساند. این شرکت با متوجه شدن این اشتباه به سرعت ترکیب کاراکترهای خود را تغییر داد و کاراکترهایی را انتخاب کرد که معنای «لذت در دهان» را انتقال دهد.
📌شرکت تولید کننده ی موی clairol محصول جدید خود را با نام Mist-stick نوعی دستگاه برای مجعد ساختن مو- به بازار آلمان معرفی کرد، اما مشکل اینجا بود که mist در زبان آلمانی به معنای «فضولات» است.
📌زمانی که شرکت gerber برای نخستین بار فروش غذاهای مخصوص نوزادان را در آفریقا آغاز کرد، از بسته بندی های کاملا مشابه با بسته بندی هایی که در آمریکا عرضه می کرد، استفاده کرد. روی برچسب بسته بندی، تصویر یک نوزاد زیبای خندان قرار گرفته بود. بعدها این شرکت دریافت که در آفریقا به دلیل نرخ بالای بی سوادی تمامی شرکت ها تصویری از محتوای بسته را روی بسته بندی نصب میکنند.
📌شرکت ژاپنیMitsubishi مجبور شد نام مدل Pajero را در کشورهای اسپانیایی زبان تغییر دهد، زیرا این واژه در زبان اسپانیایی در برگیرنده مفاهیم غیر اخلاقی است.
📌مدل خودرو Mr2 تولید Toyota از فروش اندکی در فرانسه برخوردار شد، زیرا تلفظ این نام در زبان فرانسوی شبیه یک ناسزا است.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌آرنولد :تو تمرین چندتا بشین پاشو میری؟
محمد علی کلی : اونارو نمیشمارم هر وقت دردم بگیره شروع به شمردن میکنم چون اون وقته که یه قهرمان ساخته میشه.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
محمد علی کلی : اونارو نمیشمارم هر وقت دردم بگیره شروع به شمردن میکنم چون اون وقته که یه قهرمان ساخته میشه.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
اصل 20:80
اصلی جالبی وجود دارد به نام 20:80. این اصل با تقریب خوبی هم در زندگی شخصی حاکم است و هم در سازمان و هم در عرصه کشورداری به کار می آید. در اصل یکی از اصول تفکر استراتژيک همین قاعده بیست هشتاد است.
▪️ منطق این اصل اینست:
20% از محصولات یا خدمات شما، 80% از سود شمارا رقم میزنند.
80% از شکایات مشتریان شما ناشی از 20% اشکالات، نشأت میگید.
20% از تلاش و زمان شما، 80% نتایج مورد انتظار شمارا ایجاد مینماید.
80% علت نزول بهرهوری کسبوکار شما، ناشی از 20% دلایل ناکارآمدی است.
20% کارکنان سازمان شما مسئول 80% از خروجیها و نتایج کار سازمان شما هستند.
80% از رفاه اجتماعی، ناشی از 20% پروژه های عمرانی و توسعه ای کشور شماست.
20% کشورهای جهان برای ما 80% منافع ملی را ایجاد می کنند.
اغلب افراد/مدیران/حاکمانی را مشاهده می کنید که ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعالیت هستند اما دستاوردهای بسیار اندکی دارند. آنها مشغول انجام کارهایی هستند که ارزش پایینی دارند و در انجام یکی دو کاری که واقعاً می تواند در زندگی شخصی/سازمان/کشوری که به آن مشغولند تحول ایجاد کند تنبلی می کنند. به همین دلیل باید قاطعانه از انجام کارهایی که جزء 80 درصد کم ارزش هستند خودداری کنید آن هم هنگامی که کارهایی که جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده اند.
▪️ کاربرد:
قبل از شروع هر کاری از خودتان بپرسید آیا این کار جزء 20 درصد بالاست یا 80 درصد پایین؟
با دانستن اصل 80:20 میتوانید بر آنچه باعث کسب موفقیت در ارتباط با مشتریان میگردد، تمرکز نمایید
به کسبوکار خود نگاه بیاندازید و روی 20% از محصولاتی که 80% سود شمارا به وجود میآورند، تمرکز نمایید
به کشورهای جهان نگاه کنید و بگویید آن 20% کشوری که باید روی آن ها متمرکز شوم چیست؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
اصلی جالبی وجود دارد به نام 20:80. این اصل با تقریب خوبی هم در زندگی شخصی حاکم است و هم در سازمان و هم در عرصه کشورداری به کار می آید. در اصل یکی از اصول تفکر استراتژيک همین قاعده بیست هشتاد است.
▪️ منطق این اصل اینست:
20% از محصولات یا خدمات شما، 80% از سود شمارا رقم میزنند.
80% از شکایات مشتریان شما ناشی از 20% اشکالات، نشأت میگید.
20% از تلاش و زمان شما، 80% نتایج مورد انتظار شمارا ایجاد مینماید.
80% علت نزول بهرهوری کسبوکار شما، ناشی از 20% دلایل ناکارآمدی است.
20% کارکنان سازمان شما مسئول 80% از خروجیها و نتایج کار سازمان شما هستند.
80% از رفاه اجتماعی، ناشی از 20% پروژه های عمرانی و توسعه ای کشور شماست.
20% کشورهای جهان برای ما 80% منافع ملی را ایجاد می کنند.
اغلب افراد/مدیران/حاکمانی را مشاهده می کنید که ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعالیت هستند اما دستاوردهای بسیار اندکی دارند. آنها مشغول انجام کارهایی هستند که ارزش پایینی دارند و در انجام یکی دو کاری که واقعاً می تواند در زندگی شخصی/سازمان/کشوری که به آن مشغولند تحول ایجاد کند تنبلی می کنند. به همین دلیل باید قاطعانه از انجام کارهایی که جزء 80 درصد کم ارزش هستند خودداری کنید آن هم هنگامی که کارهایی که جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده اند.
▪️ کاربرد:
قبل از شروع هر کاری از خودتان بپرسید آیا این کار جزء 20 درصد بالاست یا 80 درصد پایین؟
با دانستن اصل 80:20 میتوانید بر آنچه باعث کسب موفقیت در ارتباط با مشتریان میگردد، تمرکز نمایید
به کسبوکار خود نگاه بیاندازید و روی 20% از محصولاتی که 80% سود شمارا به وجود میآورند، تمرکز نمایید
به کشورهای جهان نگاه کنید و بگویید آن 20% کشوری که باید روی آن ها متمرکز شوم چیست؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌انگیزه به تنهایی کافی نیست زیرا اگر در شخص ابلهی ایجاد انگیزه کنید، آنگاه یک ابله با انگیزه خواهید داشت!
#جیم_ران
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#جیم_ران
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #تحلیل_رفتار_متقابل - #مثلث_کارپمن Karpman Drama Triangle#
گاهی اوقات با اجرای #بازی های ذهنی، وارد شرایطی میشویم که مخاطب را در یک مسیر سردرگمی قرار میدهیم که چه رفتاری با ما داشته باشند. گاهی برای اینکه به اهداف خود برسیم، تاج قربانی زده و فرد مقابل را دیوی دوسر معرفی میکنیم. در این حالت بدنبال یک ناجی هستیم که ما را از این شرایط رهایی دهد. بعد از این مرحله، ما از نقش قربانی در آمده و نقشی دیگر انتخاب میکنیم. این فرآیند را فردی بنام #کارپمن طراحی کرده است که به مثلث کارپمن معروف است. این مثلث شامل سه ضلع زیر است.
1️⃣ ناجی Rescuer
2️⃣ زجردهنده (آزارگر) Persecutor
3️⃣ قربانی Victim
در این مثلث با این که سه ضلع وجود دارد اما همیشه دو نفر در آن بازی می کنند. و همواره تغییر نقش می دهند. این دو نفر همواره همدیگر را پیدا می کنند و در ابتدا هر دو از بازی لذت می برند. کسی که وارد این بازی می شود، فرقی نمی کند که در کدام نقش بازی می کند، به دنبال کنترل کردن و یا کنترل شدن است. خیلی از رابطه های دوستانه و حتی زناشویی در قاعده مثلث کارپمن می گنجند. زن های سنتی ای که همیشه در نقش قربانی بازی می کنند و با افتخار می گویند که از نوکری کردن برای مردشان لذت می برند یا مردهای سنتی ای که همیشه دوست دارند در نقش ناجی زن ها بازی کنند و وقتی زن دیگر دوست ندارد ناجی داشته باشد، مردها از زجر دادن لذت می برند. حس یک زن بعد از ناتوانی در ایجاد یک رابطه احساسی با یک مرد دیگر، حس یک قربانی است. وقتی نمی خواهد قربانی باشد پس سعی می کند با زجردادن طرف مقابل، کنترل بازی را دست بگیرد و طرف مقابل را نگه دارد. این مثلث در خیلی از دوستی ها و همکاری ها هم اتفاق می افتد.
نقش ها همواره تغییر می کنند و یک ناجی هم می تواند نقش قربانی را بازی کند. مطلب نا امید کننده این است که برای خارج شدن از این مثلث فقط باید رابطه را قطع کرد.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
گاهی اوقات با اجرای #بازی های ذهنی، وارد شرایطی میشویم که مخاطب را در یک مسیر سردرگمی قرار میدهیم که چه رفتاری با ما داشته باشند. گاهی برای اینکه به اهداف خود برسیم، تاج قربانی زده و فرد مقابل را دیوی دوسر معرفی میکنیم. در این حالت بدنبال یک ناجی هستیم که ما را از این شرایط رهایی دهد. بعد از این مرحله، ما از نقش قربانی در آمده و نقشی دیگر انتخاب میکنیم. این فرآیند را فردی بنام #کارپمن طراحی کرده است که به مثلث کارپمن معروف است. این مثلث شامل سه ضلع زیر است.
1️⃣ ناجی Rescuer
2️⃣ زجردهنده (آزارگر) Persecutor
3️⃣ قربانی Victim
در این مثلث با این که سه ضلع وجود دارد اما همیشه دو نفر در آن بازی می کنند. و همواره تغییر نقش می دهند. این دو نفر همواره همدیگر را پیدا می کنند و در ابتدا هر دو از بازی لذت می برند. کسی که وارد این بازی می شود، فرقی نمی کند که در کدام نقش بازی می کند، به دنبال کنترل کردن و یا کنترل شدن است. خیلی از رابطه های دوستانه و حتی زناشویی در قاعده مثلث کارپمن می گنجند. زن های سنتی ای که همیشه در نقش قربانی بازی می کنند و با افتخار می گویند که از نوکری کردن برای مردشان لذت می برند یا مردهای سنتی ای که همیشه دوست دارند در نقش ناجی زن ها بازی کنند و وقتی زن دیگر دوست ندارد ناجی داشته باشد، مردها از زجر دادن لذت می برند. حس یک زن بعد از ناتوانی در ایجاد یک رابطه احساسی با یک مرد دیگر، حس یک قربانی است. وقتی نمی خواهد قربانی باشد پس سعی می کند با زجردادن طرف مقابل، کنترل بازی را دست بگیرد و طرف مقابل را نگه دارد. این مثلث در خیلی از دوستی ها و همکاری ها هم اتفاق می افتد.
نقش ها همواره تغییر می کنند و یک ناجی هم می تواند نقش قربانی را بازی کند. مطلب نا امید کننده این است که برای خارج شدن از این مثلث فقط باید رابطه را قطع کرد.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
هر كس با استعدادهایی خلق شده كه باید آنها را بكار بندد. بكار بستن آنها ، بزرگترین سعادت در زندگی هر فرد است.
#گوته
شاعر و نویسنده آلمانی
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#گوته
شاعر و نویسنده آلمانی
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #نکات کلیدی برای معرفی درست محصول به بازار
✅در این مقاله نکاتی را درباره عناصر کلیدی و مهمی که کسبوکار شما در مراحل توسعه محصول و قبل و بعد از معرفی آن به بازار باید در نظر بگیرد، ارائه می شود.
۱ ـ فرصت
برای معرفی موفق محصول به بازار روی این سه تمرکز کنید: مخاطبان - رقبا - سرمایه
۲ ـ زمانبندی
توصیه همه مدیران باتجربه در تولید، این است که داشتن زمانبندی درست برای معرفی محصول به بازار جهت موفقیت محصول ضروری است.
۳ ـ تمرکز
یکی از دشوارترین بخشهای معرفی محصول به بازار، تمرکز روی توسعه محصول، بهجای ویژگیهای آن است.
۴ ـ آزمایش
بهترین راه برای اینکه بدانید محصولی موفق خواهد شد یا خیر، این است که از چند مشتری قابلاعتماد خود بخواهید آن را آزمایش کنند.
۵ ـ موقعیتیابی
هنگام معرفی محصول جدید به بازار، اعتماد بسیار اهمیت دارد. یکی از بزرگترین فعالیتهایی که هنگام معرفی محصول به بازار باید انجام دهید، اعتمادسازی در بازار است.
۶ ـ آموزش
آموزش، یکی دیگر از کلیدهای موفقیت پیش از معرفی محصول به بازار است. تیم خدمات به مشتری، پشتیبانی، فروش، روابط عمومی و تیمهای بازاریابی، همه نیاز به آموزش دارند.
۷ ـ بازخورد
باکمال میل بازخوردها را بپذیرید و برای دریافت این بازخوردها، روش متمرکزی داشته باشید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
✅در این مقاله نکاتی را درباره عناصر کلیدی و مهمی که کسبوکار شما در مراحل توسعه محصول و قبل و بعد از معرفی آن به بازار باید در نظر بگیرد، ارائه می شود.
۱ ـ فرصت
برای معرفی موفق محصول به بازار روی این سه تمرکز کنید: مخاطبان - رقبا - سرمایه
۲ ـ زمانبندی
توصیه همه مدیران باتجربه در تولید، این است که داشتن زمانبندی درست برای معرفی محصول به بازار جهت موفقیت محصول ضروری است.
۳ ـ تمرکز
یکی از دشوارترین بخشهای معرفی محصول به بازار، تمرکز روی توسعه محصول، بهجای ویژگیهای آن است.
۴ ـ آزمایش
بهترین راه برای اینکه بدانید محصولی موفق خواهد شد یا خیر، این است که از چند مشتری قابلاعتماد خود بخواهید آن را آزمایش کنند.
۵ ـ موقعیتیابی
هنگام معرفی محصول جدید به بازار، اعتماد بسیار اهمیت دارد. یکی از بزرگترین فعالیتهایی که هنگام معرفی محصول به بازار باید انجام دهید، اعتمادسازی در بازار است.
۶ ـ آموزش
آموزش، یکی دیگر از کلیدهای موفقیت پیش از معرفی محصول به بازار است. تیم خدمات به مشتری، پشتیبانی، فروش، روابط عمومی و تیمهای بازاریابی، همه نیاز به آموزش دارند.
۷ ـ بازخورد
باکمال میل بازخوردها را بپذیرید و برای دریافت این بازخوردها، روش متمرکزی داشته باشید.
📎 زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌مدل 7s - #هفت_اس -مکنزی
مدل هفت S که توسط شرکت مشاوره مدیریت مکینزی در دهه 1980 معرفی شد، یک چارچوب و مدل مدیریتی است که هفت عامل را جهت سازماندهی یک شرکت در یک نگاه کلی و موثر بیان می سازد.
این مدل بیان می کرد که ۷ عامل درونی بر موفقیت شرکت ها موثر هستند.
1️⃣ ارزش های مشترک Shared Value
2️⃣ استراتژی Strategy
3️⃣ ساختار Structure
4️⃣ سیستم System
5️⃣ نیروی انسانی Staff
6️⃣ شیوه و سبک مدیریت Style
7️⃣ مهارت ها Skills
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
مدل هفت S که توسط شرکت مشاوره مدیریت مکینزی در دهه 1980 معرفی شد، یک چارچوب و مدل مدیریتی است که هفت عامل را جهت سازماندهی یک شرکت در یک نگاه کلی و موثر بیان می سازد.
این مدل بیان می کرد که ۷ عامل درونی بر موفقیت شرکت ها موثر هستند.
1️⃣ ارزش های مشترک Shared Value
2️⃣ استراتژی Strategy
3️⃣ ساختار Structure
4️⃣ سیستم System
5️⃣ نیروی انسانی Staff
6️⃣ شیوه و سبک مدیریت Style
7️⃣ مهارت ها Skills
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#تکه_کتاب - پنج دشمن کار تیمی
قدرت واقعی و پنهان کار تیمی این است که دست آورد های تیم از جمع دستاورد های اعضای آن به مراتب بیشتر است!
به عبارتی دیگر، کار تیمی معجزه ای است که قوانین ریاضی را در هم می شکند به طوری که جمع یک و یک حاصلی بیش از دو به بار می آورد، این معجزه، نتیجه فرایندی است که در مدیریت آن را سینرژی یا هم افزایی می خوانند.
چنان چه کار گروهی به درستی مدیریت نشود، حتی می تواند این معجزه واژگونه عمل کند و فاجعه رخ دهد و آن جا است که یک به علاوه یک حاصلی بسیار کمتر از دو به بار می آورد!
کتاب: #پنج_دشمن_کار_تیمی
نویسنده: #پاتریک_لنچیونی
📎زبات مدیریت
@ManagementLanguage
قدرت واقعی و پنهان کار تیمی این است که دست آورد های تیم از جمع دستاورد های اعضای آن به مراتب بیشتر است!
به عبارتی دیگر، کار تیمی معجزه ای است که قوانین ریاضی را در هم می شکند به طوری که جمع یک و یک حاصلی بیش از دو به بار می آورد، این معجزه، نتیجه فرایندی است که در مدیریت آن را سینرژی یا هم افزایی می خوانند.
چنان چه کار گروهی به درستی مدیریت نشود، حتی می تواند این معجزه واژگونه عمل کند و فاجعه رخ دهد و آن جا است که یک به علاوه یک حاصلی بسیار کمتر از دو به بار می آورد!
کتاب: #پنج_دشمن_کار_تیمی
نویسنده: #پاتریک_لنچیونی
📎زبات مدیریت
@ManagementLanguage