❗️چرا فلسفههای سهگانه مشهور ریاضی مهم هستند؟❗️
✅اهمیت و نقش اساسی براوئر در فلسفۀ ریاضیات این است که او در جایگاه یک ریاضیدان بزرگ به معنای معمول آن، تلاش کرد تا آنجا که میتواند ریاضیات را بر اساس ساختمانهای ذهنی بازسازی کند. برای مثال، او در ارائۀ تصویری شهودگرایانه از اعداد حقیقی موفق شد؛ هر چند این اعداد، نمایشی متناهی ندارند. البته با این روش، همۀ ریاضیاتِ استاندارد حال حاضر به دست نمیآید و ایراد اصلی که به کار او گرفته شده، همین است.
در زمینۀ حساب، براوئر مانند کانت معتقد بود که حساب ریشه در شهود ذهن انسان از زمان دارد و پیشینی است. اما در مورد هندسه، به خلافِ کانت و تحت تأثیر پیدایش هندسههای نااقلیدسی، چنین اعتقادی نداشت. در مورد هندسه میبایست با تکیه بر تجربه، به انتخاب نوع آن دست زد. با توجه به این عدم قطعیت موجود در هندسه، تعبیر هندسی اعداد حقیقی نیز دچار مشکل میشود و نیاز است که با استفاده از مصالحی بنیادی تر در ریاضی ساخته شوند. البته هیچ کدام از روشهای متداول ساختن اعداد حقیقی در ریاضیات، مانند برشهای ددکیند یا دنبالههای کُُشی ، از دید براوئر پذیرفتنی نبودند، زیرا یک عدد حقیقی به شکل یک مجموعۀ نامتناهی بالفعل در نظر گرفته میشد. او برای این کار از اشیایی که آنها را دنبالههای انتخاب نامید، استفاده کرد. دنبالههای انتخاب متشکل از اعداد گویا هستند و می،توانند بدون هیچ قاعدۀ از پیش تعیین شده، با ارادۀ آزاد ذهن ریاضیدان در گذر زمان ساخته شوند. بیقاعده بودن این دنبالهها باعث میشود که بتوان به کمک آنها همۀ اعداد حقیقی را ساخت.
چون در هیچ لحظۀ مشخصی از زمان، به تمامی جملههای این دنبالهها دسترسی وجود ندارد، عجیب نیست که تساوی آنها اصطلاحاً تصمیم ناپذیر است. برای توجیه این موضوع، براوئر دنبالهای از اعداد گویا را برحسب یک مسئلۀ حل نشدۀ ریاضی به گونهای تعریف کرد که همگرا باشد و حد آن تنها زمانی صفر باشد که آن مسئله صادق است. برای مثال، فرض کنید (A(n این ویژگی باشد که 2n+4 مجموع دو عدد اول است. حدس گلدباخ میگوید که به ازای هر A(n) ،n صادق است. حال دنبالۀ {αn} را به شکل زیر تعریف میکنیم:
αn=1/2^n (∀k ≤ n) A(k)
αn=1/2^k ~A(k) & k ≤ n & (∀m < k) A(m)
این دنباله از اعداد گویا به روشنی همگرا است و لذا یک عدد حقیقی مانند a را مشخص میکند. داریم 0=a اگر و تنها اگر (A(n به ازای هر n برقرار باشد. یعنی تشخیص صفر بودن یا نبودن a بستگی به دانستن جواب حدس گلدباخ دارد که دست کم در حال حاضر جواب آن را نمیدانیم. پس اگر مانند براوئر، صدق ترکیب فصلی دو گزاره را منوط به داشتن برهانی برای یکی از آن گزاره ها بدانیم، گزارۀ
a = 0 ∨¬( a = 0)
صادق نخواهد بود. به شیوهای مشابه میتوان نشان داد که هیچ ترتیب کاملی روی اعداد حقیقی وجود ندارد. آنالیز شهودگرایانه به نتایجی منجر میشود که با ریاضیات کلاسیک ناسازگار هستند؛ و قربانی میکنند؛ مانند اینکه هر تابع تام روی بازۀ یکه (به طور شهودی تعریف شده)، به طور یکنواخت پیوسته است.
شهودگرایی یک پروژۀ تمام شده نیست، زیرا کار ساخت ریاضیات پایانی ندارد. در واقع هنوز برخی ریاضیدانان به توسعۀ هر چه بیشترِ جبر، آنالیز ریاضی و توپولوژی از دیدگاه شهودگرایانه و به طور کلیتر ساختگرایانه، مشغول هستند. هیچ کس نمیتواند تضمین کند که ریاضیات معاصر حاوی تناقض نیست و روشهای آن در بررسی ساختارهای نامتناهی، بی عیب ونقص هستند اما کاربردهای ریاضیات، زیبایی و هماهنگی آن باعث میشود که ریاضیدانان از آن دست برندارند. البته اگر لازم باشد، بعضی قسمتها را قربانی میکنند، مانند رها کردنِ تصور شهودی از مجموعهها و جانشین کردنِ شکل محدودی از آن در رهیافت اصل موضوعی. این، فرآیندی است که پایانی ندارد.
#فلسفه_ریاضی
#قسمت_هفتم
#مقاله
#اطلاعات_پایه
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
✅اهمیت و نقش اساسی براوئر در فلسفۀ ریاضیات این است که او در جایگاه یک ریاضیدان بزرگ به معنای معمول آن، تلاش کرد تا آنجا که میتواند ریاضیات را بر اساس ساختمانهای ذهنی بازسازی کند. برای مثال، او در ارائۀ تصویری شهودگرایانه از اعداد حقیقی موفق شد؛ هر چند این اعداد، نمایشی متناهی ندارند. البته با این روش، همۀ ریاضیاتِ استاندارد حال حاضر به دست نمیآید و ایراد اصلی که به کار او گرفته شده، همین است.
در زمینۀ حساب، براوئر مانند کانت معتقد بود که حساب ریشه در شهود ذهن انسان از زمان دارد و پیشینی است. اما در مورد هندسه، به خلافِ کانت و تحت تأثیر پیدایش هندسههای نااقلیدسی، چنین اعتقادی نداشت. در مورد هندسه میبایست با تکیه بر تجربه، به انتخاب نوع آن دست زد. با توجه به این عدم قطعیت موجود در هندسه، تعبیر هندسی اعداد حقیقی نیز دچار مشکل میشود و نیاز است که با استفاده از مصالحی بنیادی تر در ریاضی ساخته شوند. البته هیچ کدام از روشهای متداول ساختن اعداد حقیقی در ریاضیات، مانند برشهای ددکیند یا دنبالههای کُُشی ، از دید براوئر پذیرفتنی نبودند، زیرا یک عدد حقیقی به شکل یک مجموعۀ نامتناهی بالفعل در نظر گرفته میشد. او برای این کار از اشیایی که آنها را دنبالههای انتخاب نامید، استفاده کرد. دنبالههای انتخاب متشکل از اعداد گویا هستند و می،توانند بدون هیچ قاعدۀ از پیش تعیین شده، با ارادۀ آزاد ذهن ریاضیدان در گذر زمان ساخته شوند. بیقاعده بودن این دنبالهها باعث میشود که بتوان به کمک آنها همۀ اعداد حقیقی را ساخت.
چون در هیچ لحظۀ مشخصی از زمان، به تمامی جملههای این دنبالهها دسترسی وجود ندارد، عجیب نیست که تساوی آنها اصطلاحاً تصمیم ناپذیر است. برای توجیه این موضوع، براوئر دنبالهای از اعداد گویا را برحسب یک مسئلۀ حل نشدۀ ریاضی به گونهای تعریف کرد که همگرا باشد و حد آن تنها زمانی صفر باشد که آن مسئله صادق است. برای مثال، فرض کنید (A(n این ویژگی باشد که 2n+4 مجموع دو عدد اول است. حدس گلدباخ میگوید که به ازای هر A(n) ،n صادق است. حال دنبالۀ {αn} را به شکل زیر تعریف میکنیم:
αn=1/2^n (∀k ≤ n) A(k)
αn=1/2^k ~A(k) & k ≤ n & (∀m < k) A(m)
این دنباله از اعداد گویا به روشنی همگرا است و لذا یک عدد حقیقی مانند a را مشخص میکند. داریم 0=a اگر و تنها اگر (A(n به ازای هر n برقرار باشد. یعنی تشخیص صفر بودن یا نبودن a بستگی به دانستن جواب حدس گلدباخ دارد که دست کم در حال حاضر جواب آن را نمیدانیم. پس اگر مانند براوئر، صدق ترکیب فصلی دو گزاره را منوط به داشتن برهانی برای یکی از آن گزاره ها بدانیم، گزارۀ
a = 0 ∨¬( a = 0)
صادق نخواهد بود. به شیوهای مشابه میتوان نشان داد که هیچ ترتیب کاملی روی اعداد حقیقی وجود ندارد. آنالیز شهودگرایانه به نتایجی منجر میشود که با ریاضیات کلاسیک ناسازگار هستند؛ و قربانی میکنند؛ مانند اینکه هر تابع تام روی بازۀ یکه (به طور شهودی تعریف شده)، به طور یکنواخت پیوسته است.
شهودگرایی یک پروژۀ تمام شده نیست، زیرا کار ساخت ریاضیات پایانی ندارد. در واقع هنوز برخی ریاضیدانان به توسعۀ هر چه بیشترِ جبر، آنالیز ریاضی و توپولوژی از دیدگاه شهودگرایانه و به طور کلیتر ساختگرایانه، مشغول هستند. هیچ کس نمیتواند تضمین کند که ریاضیات معاصر حاوی تناقض نیست و روشهای آن در بررسی ساختارهای نامتناهی، بی عیب ونقص هستند اما کاربردهای ریاضیات، زیبایی و هماهنگی آن باعث میشود که ریاضیدانان از آن دست برندارند. البته اگر لازم باشد، بعضی قسمتها را قربانی میکنند، مانند رها کردنِ تصور شهودی از مجموعهها و جانشین کردنِ شکل محدودی از آن در رهیافت اصل موضوعی. این، فرآیندی است که پایانی ندارد.
#فلسفه_ریاضی
#قسمت_هفتم
#مقاله
#اطلاعات_پایه
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
10_سرزمین_ستاره_ها_برادران_بنوموسی.pdf
615 KB
✅سرزمین ستاره ها، برادران بنوموسی دانشمندان بلندآوازه ایران زمین
مقاله شماره 9
#مقاله
#معرفی_کتاب
#زیبایی_ریاضیات
❗️علاقهمندان، معلمان و دانشآموزان به ریاضی را به کانال دعوت کنید.
@Math_jsu
مقاله شماره 9
#مقاله
#معرفی_کتاب
#زیبایی_ریاضیات
❗️علاقهمندان، معلمان و دانشآموزان به ریاضی را به کانال دعوت کنید.
@Math_jsu
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❗️Why is 0! = 1?
✅ویدیویی جالب برای همه که بدانند چرا صفر فاکتوریل یک هست!!
یک اثبات ساده
#کلیپ_ریاضی
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
✅ویدیویی جالب برای همه که بدانند چرا صفر فاکتوریل یک هست!!
یک اثبات ساده
#کلیپ_ریاضی
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
✅قضیه فیثاغورث بیشتر از هر قضیه دیگری اثبات داره! حدود 370 تا!
✅فیثاغورث همچنین اولین کسی بود که کشف کرد موسیقی رو میشه به زبان ریاضی بیان کرد. او درواقع اولین کسی بود که موسیقی رو نوشت!
#زیبایی_ریاضیات
#تاریخ_ریاضیات
@Math_jsu
✅فیثاغورث همچنین اولین کسی بود که کشف کرد موسیقی رو میشه به زبان ریاضی بیان کرد. او درواقع اولین کسی بود که موسیقی رو نوشت!
#زیبایی_ریاضیات
#تاریخ_ریاضیات
@Math_jsu
12. X - O به سبک جدید.pdf
214.9 KB
✅X-O به سبک جدید
مقاله شماره ۱۰
#مقاله
#معرفی_کتاب
#زیبایی_ریاضیات
❗️علاقهمندان، معلمان و دانشآموزان به ریاضی را به کانال دعوت کنید.
@Math_jsu
مقاله شماره ۱۰
#مقاله
#معرفی_کتاب
#زیبایی_ریاضیات
❗️علاقهمندان، معلمان و دانشآموزان به ریاضی را به کانال دعوت کنید.
@Math_jsu
❗️چرا فلسفههای سهگانه مشهور ریاضی مهم هستند؟❗️
✅ ۴.صورتگرایی
✔️توجه به مبانی ریاضیات در اثر هیلبرت دربارۀ مبانی هندسه آشکار است. هیلبرت در فصل اول این کتاب به صورت بندیِ اصول هندسه میپردازد و فصل دوم آن به سازگاری و استقلال آنها اختصاص دارد.:به طور کلی، هیلبرت بسیار تحت تأثیر تحولات هندسه در دوران پیش از خود و به ویژه ظهور هندسههای نااقلیدسی بوده است. ضمناً هیلبرت از نقص اصلی روش فرگه در تحویل حساب به منطق آگاه بود. ازسوی دیگر، او با محدودیتهایی که شهودگرایی بر ریاضیات تحمیل میکرد، موافق نبود. هیلبرت برنامهای دیگر برای مستحکم کردن مبانی ریاضیات در سر داشت.
فلسفۀ ریاضی هیلبرت را صورتگرایی مینامند اما باید توجه کنیم که فلسفۀ او با صورتگرایی پیش از او متفاوت است. صورتگرایان پیش از هیلبرت، ریاضیات را صرفاً نوعی بازی دقیق اما بیمعنی چون شطرنج میدانستند. اما فلسفۀ ریاضی هیلبرت دیدگاهی هوشمندانه است که عناصری از فلسفههای ریاضی دیگر را در هم تنیده است. از یک نظر، این دیدگاهی بسیار طبیعی و نزدیک به عقل سلیم در ریاضیات است. به باور هیلبرت، ریاضیات بخشی واقعی دارد که همان بخش متشکل از اشیاء و ساختارهای متناهی آن است. ریاضیدانان این اشیاء را مستقیماً درمییابند همانطور که کانت و شهودگرایان میاندیشیدند. اما ریاضیات فقط همین نیست. بخشی فرامتناهی نیز دارد که هیلبرت آن را بخش ایدآل ریاضیات نامیده است. به خلاف نظر منطق گرایان، بخش متناهی ریاضیات که شامل ویژگیهای مقدماتی اعداد طبیعی است، به طور مستقیم توسط ذهن انسان و شهود او قابل درک است و نیازی به تحویل آن به منطق نیست. این را میتوان مانند نظر کانت متکی بر شهود زمانی انسان (یک آن و آنِ بعد) دانست. این موضع به نظر شهودگرایان در این زمینه نیز نزدیک است. البته میتوان تلقی افلاطونی نیز از آن داشت. اما بخش فرامتناهی، دیگر واقعی نیست. آیا این به اعتقاد عموم ریاضیدانان نزدیک نیست؟ اینکه اشیای ریاضیات مقدماتی به نحوی موجود باشند، بسیار به شهود عادی ریاضیدانان نزدیک است اما پذیرفتن این فرض درمورد مثلا فضاهای برداری نامتناهی-بعد و یا اشیای عجیبتر دیگری که همه روزه در ریاضیات معرفی میشوند، چندان آسان نیست. پس چگونه میتوان این اشیای فرامتناهی را توجیه کرد؟ در این مورد، هیلبرت مانند صورتگرایان میاندیشید و معتقد بود که اشیای نامتناهی را میتوان نمادهایی صرف در نظر گرفت. اصول موضوع، ویژگیهای این نمادها و نحوۀ کار با آنها را توصیف میکنند. البته این را میتوان تنها ترفندی برای یافتن پایهای مناسب برای بنای ریاضیات تلقی کرد. حتی یک افلاطونگرا ممکن است چنین رهیافتی را سودمند بداند. اما این اصول چه ویژگیهایی باید داشته باشند؟ در وهلۀ اول، افزودنِ این اصول باید توسیعی محافظه کارانه از ریاضیات متناهی بسازد، یعنی هیچ ویژگی جدیدی از اشیای متناهی و واقعی ریاضیات را نتوان ثابت کرد. همچنین میبایست سازگار باشند. توجه کنید که این لازمۀ صورتگرایی است، زیرا اصول همانند قبل، دیگر بیان کنندۀ ویژگیهای اشیایی از پیش موجود نیستند. چه وقت میتوانیم وجود شیئی فرامتناهی را بپذیریم؟ این اشیای ریاضی وجود دارند هرگاه مجموعۀ اصولی که ویژگیهای آنها را بیان میکنند، سازگار باشند. سازگاری، وجود را نتیجه میدهد. این مغایر با دیدگاه فرگه است که بنابر آن، سازگاریِ اصول به سبب صادق بودنِ آنها است؛ یعنی هماهنگ بودنِ آنها با ویژگیهای اشیایی که از قبل وجود دارند.
#فلسفه_ریاضی
#قسمت_هفتم
#مقاله
#اطلاعات_پایه
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
✅ ۴.صورتگرایی
✔️توجه به مبانی ریاضیات در اثر هیلبرت دربارۀ مبانی هندسه آشکار است. هیلبرت در فصل اول این کتاب به صورت بندیِ اصول هندسه میپردازد و فصل دوم آن به سازگاری و استقلال آنها اختصاص دارد.:به طور کلی، هیلبرت بسیار تحت تأثیر تحولات هندسه در دوران پیش از خود و به ویژه ظهور هندسههای نااقلیدسی بوده است. ضمناً هیلبرت از نقص اصلی روش فرگه در تحویل حساب به منطق آگاه بود. ازسوی دیگر، او با محدودیتهایی که شهودگرایی بر ریاضیات تحمیل میکرد، موافق نبود. هیلبرت برنامهای دیگر برای مستحکم کردن مبانی ریاضیات در سر داشت.
فلسفۀ ریاضی هیلبرت را صورتگرایی مینامند اما باید توجه کنیم که فلسفۀ او با صورتگرایی پیش از او متفاوت است. صورتگرایان پیش از هیلبرت، ریاضیات را صرفاً نوعی بازی دقیق اما بیمعنی چون شطرنج میدانستند. اما فلسفۀ ریاضی هیلبرت دیدگاهی هوشمندانه است که عناصری از فلسفههای ریاضی دیگر را در هم تنیده است. از یک نظر، این دیدگاهی بسیار طبیعی و نزدیک به عقل سلیم در ریاضیات است. به باور هیلبرت، ریاضیات بخشی واقعی دارد که همان بخش متشکل از اشیاء و ساختارهای متناهی آن است. ریاضیدانان این اشیاء را مستقیماً درمییابند همانطور که کانت و شهودگرایان میاندیشیدند. اما ریاضیات فقط همین نیست. بخشی فرامتناهی نیز دارد که هیلبرت آن را بخش ایدآل ریاضیات نامیده است. به خلاف نظر منطق گرایان، بخش متناهی ریاضیات که شامل ویژگیهای مقدماتی اعداد طبیعی است، به طور مستقیم توسط ذهن انسان و شهود او قابل درک است و نیازی به تحویل آن به منطق نیست. این را میتوان مانند نظر کانت متکی بر شهود زمانی انسان (یک آن و آنِ بعد) دانست. این موضع به نظر شهودگرایان در این زمینه نیز نزدیک است. البته میتوان تلقی افلاطونی نیز از آن داشت. اما بخش فرامتناهی، دیگر واقعی نیست. آیا این به اعتقاد عموم ریاضیدانان نزدیک نیست؟ اینکه اشیای ریاضیات مقدماتی به نحوی موجود باشند، بسیار به شهود عادی ریاضیدانان نزدیک است اما پذیرفتن این فرض درمورد مثلا فضاهای برداری نامتناهی-بعد و یا اشیای عجیبتر دیگری که همه روزه در ریاضیات معرفی میشوند، چندان آسان نیست. پس چگونه میتوان این اشیای فرامتناهی را توجیه کرد؟ در این مورد، هیلبرت مانند صورتگرایان میاندیشید و معتقد بود که اشیای نامتناهی را میتوان نمادهایی صرف در نظر گرفت. اصول موضوع، ویژگیهای این نمادها و نحوۀ کار با آنها را توصیف میکنند. البته این را میتوان تنها ترفندی برای یافتن پایهای مناسب برای بنای ریاضیات تلقی کرد. حتی یک افلاطونگرا ممکن است چنین رهیافتی را سودمند بداند. اما این اصول چه ویژگیهایی باید داشته باشند؟ در وهلۀ اول، افزودنِ این اصول باید توسیعی محافظه کارانه از ریاضیات متناهی بسازد، یعنی هیچ ویژگی جدیدی از اشیای متناهی و واقعی ریاضیات را نتوان ثابت کرد. همچنین میبایست سازگار باشند. توجه کنید که این لازمۀ صورتگرایی است، زیرا اصول همانند قبل، دیگر بیان کنندۀ ویژگیهای اشیایی از پیش موجود نیستند. چه وقت میتوانیم وجود شیئی فرامتناهی را بپذیریم؟ این اشیای ریاضی وجود دارند هرگاه مجموعۀ اصولی که ویژگیهای آنها را بیان میکنند، سازگار باشند. سازگاری، وجود را نتیجه میدهد. این مغایر با دیدگاه فرگه است که بنابر آن، سازگاریِ اصول به سبب صادق بودنِ آنها است؛ یعنی هماهنگ بودنِ آنها با ویژگیهای اشیایی که از قبل وجود دارند.
#فلسفه_ریاضی
#قسمت_هفتم
#مقاله
#اطلاعات_پایه
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
چگونه_مانند_یک_ریاضی_دان_بیاندیشیم.pdf
291.2 KB
✅چگونه مانند یک ریاضیدان بیاندیشیم؟
نویسنده :کوین هوستون
ترجمه : گروه ریاضی دانشگاه شاهد
#معرفی_کتاب
@Math_jsu
نویسنده :کوین هوستون
ترجمه : گروه ریاضی دانشگاه شاهد
#معرفی_کتاب
@Math_jsu
❗️الواح کشف شده در عراق نشان میدهد كه منجمان بابلى 1400 سال قبل از اینکه ریاضی دانان اروپایى دیفرانسیل را #اختراع کنند، آنها از ديفرانسيل برای پیدا کردن سیاره مشتری از آن استفاده کرده بودند!
#تاریخ_ریاضیات
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
#تاریخ_ریاضیات
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅مستند قصه ریاضی(مجموعه سوم مرزهای فضا)
#قسمت_پنجم(آخرین قسمت مجموعه سوم)
#قصه_ریاضی
#زیبایی_ریاضیات
✔️برای همه دوستانتون، آشناهاتون بفرستید، تا با ریاضیات و زیبایی ریاضی بیشتر آشنا شوند.
@Math_jsu
#قسمت_پنجم(آخرین قسمت مجموعه سوم)
#قصه_ریاضی
#زیبایی_ریاضیات
✔️برای همه دوستانتون، آشناهاتون بفرستید، تا با ریاضیات و زیبایی ریاضی بیشتر آشنا شوند.
@Math_jsu
✅جبر
✔️جبر (بازپیوست کردن قطعات شکسته) به همراه نظریه اعداد، هندسه و آنالیز ریاضی یکی از وسیعترین بخشهای ریاضیات است. جبر در عمومیترین فرم آن مطالعه نشانههای ریاضی و قوانین برای تغییر این نشانههاست؛ جبر رشتهای وحدتیافته از تقریباً تمام ریاضیات است. همینطور جبر شامل همه چیز از حل معادلات ابتدایی تا ریاضیات انتزاعاتی همچون گروه، حلقهها، و میدان میباشد. به اولیهترین بخشهای جبر، جبر مقدماتی گفته میشود؛ انتزاعیترین بخشهای آن جبر انتزاعی یا جبر مدرن است. از جبر مقدماتی به عنوان اساس هرگونه مطالعه ریاضیات، علم و مهندسی، اقتصاد و پزشکی نگریسته میشود.
✔️جبر مقدماتی با حساب فرق دارد در استفاده از انتزاعات، همچون استعمال حروف که بجای اعدادی که نامشخص هستند یا بجای بسیاری از مقادیر مینشینند. به بیانی دیگر در جبر از نشانهها و معادلات برای نشان دادن ارتباط بین مفاهیم جبری استفاده میکنند. متغیرها و ثابتهای مختلفی در روابط جبری وارد میشود و طبق اصول خاصی که برای هر کدام از انواع این معادلات مقرر شده مقادیر متغیرها به دست میآید. میتوان جبر را تعمیم و تجریدی از حساب دانست که در آن بر خلاف حساب عملیاتی مانند جمع و ضرب نه بر اعداد بلکه بر نمادها انجام میگیرد. جبر در کنار آنالیز و هندسه یکی از سه شاخه اصلی ریاضیات است. علم جبر نخستین بار از مشرقزمین شروع شد و دانشمندانی چون خوارزمی و غیاثالدین جمشید کاشانی در این علم تأثیرگذار بودند.
✔️جبر مقدماتی: جبر مقدماتی عملیات پایهای بر روی چهار عمل اصلی را در بر میگیرد. در این شاخه پیش از تعریف علائمی که اعداد ثابت و متغیرها به وسیلهٔ آنها از هم تفکیک میشوند، روشهایی برای حل معادلات به کار میرود.
✔️جبر مجرد: جبر مجرد به مطالعه ساختار جبری پیشرفتهتر مثل گروه و حلقه و میدان میپردازد و خود به شاخههای گوناگونی تقسیم میشود:
جبر جابجایی: جبر جابجایی شاخه ای از جبر مجرد است که دربارهٔ حلقهها جابه جایی و ایدهآلهای آنها و مدولها بر روی چنین حلقههای بحث میکند. دو مبحث هندسه جبری و نظریه اعداد جبری بوسیله جبر جایجایی ساخته شده است. برجستهترین حلقههای از حلقههای جایجایی حلقه چندجمله ایست. بحث بر روی حلقههای که لازم نیست جابجایی باشد را جبرناجابجایی مینامند.
جبر ناجابجایی: یکی دیگر از شاخههای جبر مجرد میباشد.
جبر خطی: بررسی نگاشتهای خطی میان فضاهای بُرداری و فضاهای برداری در حیطهٔ این جبر است که کاربردهای بسیاری در شاخههای گوناگون دارد.
#اطلاعات_پایه
#تاریخ_ریاضیات
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
✔️جبر (بازپیوست کردن قطعات شکسته) به همراه نظریه اعداد، هندسه و آنالیز ریاضی یکی از وسیعترین بخشهای ریاضیات است. جبر در عمومیترین فرم آن مطالعه نشانههای ریاضی و قوانین برای تغییر این نشانههاست؛ جبر رشتهای وحدتیافته از تقریباً تمام ریاضیات است. همینطور جبر شامل همه چیز از حل معادلات ابتدایی تا ریاضیات انتزاعاتی همچون گروه، حلقهها، و میدان میباشد. به اولیهترین بخشهای جبر، جبر مقدماتی گفته میشود؛ انتزاعیترین بخشهای آن جبر انتزاعی یا جبر مدرن است. از جبر مقدماتی به عنوان اساس هرگونه مطالعه ریاضیات، علم و مهندسی، اقتصاد و پزشکی نگریسته میشود.
✔️جبر مقدماتی با حساب فرق دارد در استفاده از انتزاعات، همچون استعمال حروف که بجای اعدادی که نامشخص هستند یا بجای بسیاری از مقادیر مینشینند. به بیانی دیگر در جبر از نشانهها و معادلات برای نشان دادن ارتباط بین مفاهیم جبری استفاده میکنند. متغیرها و ثابتهای مختلفی در روابط جبری وارد میشود و طبق اصول خاصی که برای هر کدام از انواع این معادلات مقرر شده مقادیر متغیرها به دست میآید. میتوان جبر را تعمیم و تجریدی از حساب دانست که در آن بر خلاف حساب عملیاتی مانند جمع و ضرب نه بر اعداد بلکه بر نمادها انجام میگیرد. جبر در کنار آنالیز و هندسه یکی از سه شاخه اصلی ریاضیات است. علم جبر نخستین بار از مشرقزمین شروع شد و دانشمندانی چون خوارزمی و غیاثالدین جمشید کاشانی در این علم تأثیرگذار بودند.
✔️جبر مقدماتی: جبر مقدماتی عملیات پایهای بر روی چهار عمل اصلی را در بر میگیرد. در این شاخه پیش از تعریف علائمی که اعداد ثابت و متغیرها به وسیلهٔ آنها از هم تفکیک میشوند، روشهایی برای حل معادلات به کار میرود.
✔️جبر مجرد: جبر مجرد به مطالعه ساختار جبری پیشرفتهتر مثل گروه و حلقه و میدان میپردازد و خود به شاخههای گوناگونی تقسیم میشود:
جبر جابجایی: جبر جابجایی شاخه ای از جبر مجرد است که دربارهٔ حلقهها جابه جایی و ایدهآلهای آنها و مدولها بر روی چنین حلقههای بحث میکند. دو مبحث هندسه جبری و نظریه اعداد جبری بوسیله جبر جایجایی ساخته شده است. برجستهترین حلقههای از حلقههای جایجایی حلقه چندجمله ایست. بحث بر روی حلقههای که لازم نیست جابجایی باشد را جبرناجابجایی مینامند.
جبر ناجابجایی: یکی دیگر از شاخههای جبر مجرد میباشد.
جبر خطی: بررسی نگاشتهای خطی میان فضاهای بُرداری و فضاهای برداری در حیطهٔ این جبر است که کاربردهای بسیاری در شاخههای گوناگون دارد.
#اطلاعات_پایه
#تاریخ_ریاضیات
#زیبایی_ریاضیات
@Math_jsu
#توجه
#اطلاعیه_مهم
با سلام. فردا شنبه دانشگاه تعطیل می باشد. سلف غذاخوری و اتوبوس نیز تعطیل می باشد. ضمنا کسانی که غذا رزرو کرده اند پولشان به حساب آن ها برگشت داده می شود.
#اطلاع_رسانی_کنید
#خبری
@Math_jsu
#اطلاعیه_مهم
با سلام. فردا شنبه دانشگاه تعطیل می باشد. سلف غذاخوری و اتوبوس نیز تعطیل می باشد. ضمنا کسانی که غذا رزرو کرده اند پولشان به حساب آن ها برگشت داده می شود.
#اطلاع_رسانی_کنید
#خبری
@Math_jsu