چند سال پیش
Yaroslav D. Sergeyev
یه سیستم عددی جدید معرفی می کنه که اسمش رو می ذاره
Grossone
رفته بود سراغ محاسبات در زمینه بی نهایت ها و ادعا کرده بود سیستم جدیدش خیلی از چالش ها و مشکلات اون حوزه رو حل می کنه. یه مقاله ۱۰۲ صفحه ای در
EMS Surveys in Mathematical Sciences
چاپ می کنه(مربوط به انجمن ریاضی اروپا)
واکنش های منفی زیادی داشت و منجر به استعفا سردبیران ارشد اون ژورنال شد.خیلی از ریاضیدان ها تلاش Sergeyev رو در حد یک فانتزی ریاضی دو
نستند که با اصول بنیادی نظریه مجموعه ها و ریاضی ناسازگاره.
https://ems.press/content/serial-article-files/36999
Yaroslav D. Sergeyev
یه سیستم عددی جدید معرفی می کنه که اسمش رو می ذاره
Grossone
رفته بود سراغ محاسبات در زمینه بی نهایت ها و ادعا کرده بود سیستم جدیدش خیلی از چالش ها و مشکلات اون حوزه رو حل می کنه. یه مقاله ۱۰۲ صفحه ای در
EMS Surveys in Mathematical Sciences
چاپ می کنه(مربوط به انجمن ریاضی اروپا)
واکنش های منفی زیادی داشت و منجر به استعفا سردبیران ارشد اون ژورنال شد.خیلی از ریاضیدان ها تلاش Sergeyev رو در حد یک فانتزی ریاضی دو
نستند که با اصول بنیادی نظریه مجموعه ها و ریاضی ناسازگاره.
https://ems.press/content/serial-article-files/36999
❤6🤔3
Mathematical Musings
Photo
Nothing can better express the meaning of the
term "class" than the Axiom of [Separation]
and the Axiom of Choice.
Kurt Gödel
امروز تولد
Ernst Zermelo
هست.
در سال ۱۹۰۴ مقاله ای نوشت که ثابت کرد هر مجموعه ای رو می شه خوش ترتیب کرد. اثباتی وابسته به اصل انتخاب، که غیرسازنده هم بود.
این اتفاق باعث شد که انتقادهای زیادی بهش بشه. زرملو رو مسئول تمام نتایج عجیب و غریب این اصل می دونستند. گناهش دستکاری انتزاعی خطرناکی بود که در ریاضیات انجام داده بود.
تابستون ۱۹۰۷ درگیر انتقادهایی شد که علیه اصل معروفش و همین طور قضیه خوش ترتیبی شده بود. هر دو توسط بسیاری از ریاضیدان ها بد فهمیده شده بودند.
یک سال بعد به فاصله شش روز دو مقاله تاریخی نوشت. اولی واکنشی به انتقادها و دومی اولین بیان اصل موضوعی نظریه مجموعه ها.
مقاله اول اثبات تازه ای از قضیه خوش ترتیبی بود، هرچند از اثبات قبلی خودش دفاع می کرد ولی متوجه شد ریاضیدان ها در درک مفهوم خوش ترتیبی دچار مشکل شدند. تعریفی ارائه داد که کاملا صوری بود و سعی کرد جلوی تفسیرهای عجیب و غریب رو از این رو قضیه بگیره. در مقاله دوم اصولی رو بیان کرد که اساس اثبات جدیدش بودند: اصل جداسازی و اصل مجموعه توان.
زرملو از خیلی از انتقادها نسبت به اصلش بعدا مطلع شد.
در مقابل مخالفان استدلال می کرد که این اصل قبل از اینکه خودش در سال ۱۹۰۴ به صراحت بیان کنه توسط خیلی از ریاضیدان ها به طور ضمنی استفاده شده. در مقابل منتقدها آرام ولی سرسخت بود(برخلاف براوئر که لحنش بسیار تند بود). با تمرکز فقط به کار خودش مشغول بود و بین دو حوزه احساسات فلسفی و منطق صوری، دومی رو انتخاب کرد. پای تابعی وایستاد که اگر نبود خیلی از قضیه های ریاضی، امروز وجود نداشتند.
منبع
❤17👌2
Mathematical Musings
Photo
این مساله تراموا ورژن های مختلفی داره، یکی اش اینجوریه. بی نهایت تراموا هست و بی نهایت ریل. روی ریل n ام n تا آدم هست. در حالت عادی داره می ره سمت ریل یک. اگر اهرم رو بکشید به صورت اتفاقی می ره سمت یکی دیگه از ریل ها و احتمال اینم هست که کلا برق قطع بشه و اصلا هیچ حرکتی نکنه. چی کار می کنید؟
یه ورژن خیلی جذاب دیگه ای هم هست که دو تا مسیر هست و تو یکی بی نهایت آدمه. اگر درست یادم باشه ربطش می دند به مباحث set theory و خوش ترتیبی و...
پیدا کردم اونم می ذارم.
یه ورژن خیلی جذاب دیگه ای هم هست که دو تا مسیر هست و تو یکی بی نهایت آدمه. اگر درست یادم باشه ربطش می دند به مباحث set theory و خوش ترتیبی و...
پیدا کردم اونم می ذارم.
❤17🤣4🔥1🤔1
Mathematical Musings
Photo
امروز همکارم در مورد قضیه بسیار جالبی در ریاضیات (مالی) صحبت می کرد که به نظرم به علت ارتباط دو دنیای احتمال و مشتقات جزئی و کاربردش در مالی کمی هیجان انگیز است.
🔍 قضیه فاینمن–کاک؛ جایی که احتمال به کمک معادلات می آید!
اگر تا حالا با معادلات دیفرانسیل جزئی (PDEها) مثل معادله حرارت یا بلک-شولز درگیر شده اید، احتمالاً تجربه کرده اید که حل تحلیلی یا عددی این معادلات چقدر پیچیده و حساس است. اما یک راه جایگزین و عمیق وجود دارد: استفاده از احتمال و فرآیندهای تصادفی! اینجاست که قضیه فاینمن–کاک وارد می شود.
🧠 شهود قضیه چیه؟
این قضیه می گه که می تونی جواب یک معادله دیفرانسیل جزئی رو نه با مشتق گیری، بلکه با گرفتن امید ریاضی از یک فرآیند تصادفی مثل حرکت براونی (Brownian Motion) به دست بیاری. انگار به جای اینکه مسیر حل معادله رو دقیقاً دنبال کنیم، هزاران مسیر تصادفی رو شبیه سازی می کنیم و از میانگین شون به جواب می رسیم!
💡 کاربردها کجاهاست؟
* در مالی، این قضیه پایه و اساس فرمول بلک-شولز برای قیمت گذاری آپشن هاست.
* در فیزیک آماری، به کمک این قضیه می شه سیستم های حرارتی رو مدل سازی کرد.
* در هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، این دیدگاه در طراحی شبکه های عصبی فیزیک مبنا (PINNs) و تخمین معادلات به کار می ره.
* در مدل سازی های مالی پیچیده، مثل مدل های نوسان تصادفی یا بازارهای با پرش (jump-diffusion)، این قضیه ابزار کلیدیه.
✍️ به زبان ساده:
قضیه فاینمن–کاک پلیه بین دو دنیای ظاهراً متفاوت:
🔹 دنیای تحلیلگران PDE و مشتقات
🔹 دنیای تصادف، شبیه سازی و احتمال
و نتیجه؟ حل معادلات سخت با نگاه آماری و حتی عددی.
سالها پیش، دو ذهن درخشان، یکی فیزیکدان (ریچارد فاینمن) و دیگری ریاضیدان (مارک کاک)، از دو جهان متفاوت به یک نقطه مشترک رسیدند:
🔹 فاینمن با مسیرهای احتمالی در مکانیک کوانتومی کار می کرد.
🔹 کاک با معادلات دیفرانسیل جزئی و فرآیندهای تصادفی سروکار داشت.
نتیجه؟ یک پل بین دنیای احتمال و دنیای معادلات قطعی.
این همان قضیه فاینمن–کاک است:
هرگاه با یک معادله دیفرانسیل جزئی (PDE) روبه رو باشی، شاید بهتر باشد به جای مشتق گیری، آن را با یک امید ریاضی از حرکت تصادفی حل کنی!
از صفحه شخصی آقای
Reza Sheikhi
🔍 قضیه فاینمن–کاک؛ جایی که احتمال به کمک معادلات می آید!
اگر تا حالا با معادلات دیفرانسیل جزئی (PDEها) مثل معادله حرارت یا بلک-شولز درگیر شده اید، احتمالاً تجربه کرده اید که حل تحلیلی یا عددی این معادلات چقدر پیچیده و حساس است. اما یک راه جایگزین و عمیق وجود دارد: استفاده از احتمال و فرآیندهای تصادفی! اینجاست که قضیه فاینمن–کاک وارد می شود.
🧠 شهود قضیه چیه؟
این قضیه می گه که می تونی جواب یک معادله دیفرانسیل جزئی رو نه با مشتق گیری، بلکه با گرفتن امید ریاضی از یک فرآیند تصادفی مثل حرکت براونی (Brownian Motion) به دست بیاری. انگار به جای اینکه مسیر حل معادله رو دقیقاً دنبال کنیم، هزاران مسیر تصادفی رو شبیه سازی می کنیم و از میانگین شون به جواب می رسیم!
💡 کاربردها کجاهاست؟
* در مالی، این قضیه پایه و اساس فرمول بلک-شولز برای قیمت گذاری آپشن هاست.
* در فیزیک آماری، به کمک این قضیه می شه سیستم های حرارتی رو مدل سازی کرد.
* در هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، این دیدگاه در طراحی شبکه های عصبی فیزیک مبنا (PINNs) و تخمین معادلات به کار می ره.
* در مدل سازی های مالی پیچیده، مثل مدل های نوسان تصادفی یا بازارهای با پرش (jump-diffusion)، این قضیه ابزار کلیدیه.
✍️ به زبان ساده:
قضیه فاینمن–کاک پلیه بین دو دنیای ظاهراً متفاوت:
🔹 دنیای تحلیلگران PDE و مشتقات
🔹 دنیای تصادف، شبیه سازی و احتمال
و نتیجه؟ حل معادلات سخت با نگاه آماری و حتی عددی.
سالها پیش، دو ذهن درخشان، یکی فیزیکدان (ریچارد فاینمن) و دیگری ریاضیدان (مارک کاک)، از دو جهان متفاوت به یک نقطه مشترک رسیدند:
🔹 فاینمن با مسیرهای احتمالی در مکانیک کوانتومی کار می کرد.
🔹 کاک با معادلات دیفرانسیل جزئی و فرآیندهای تصادفی سروکار داشت.
نتیجه؟ یک پل بین دنیای احتمال و دنیای معادلات قطعی.
این همان قضیه فاینمن–کاک است:
هرگاه با یک معادله دیفرانسیل جزئی (PDE) روبه رو باشی، شاید بهتر باشد به جای مشتق گیری، آن را با یک امید ریاضی از حرکت تصادفی حل کنی!
از صفحه شخصی آقای
Reza Sheikhi
🔥14❤4
Mathematical Musings
Nothing can better express the meaning of the term "class" than the Axiom of [Separation] and the Axiom of Choice. Kurt Gödel امروز تولد Ernst Zermelo هست. در سال ۱۹۰۴ مقاله ای نوشت که ثابت کرد هر مجموعه ای رو می شه خوش ترتیب کرد. اثباتی وابسته به اصل…
دوره بین سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۳ رو دوره ثبات برای Axiom of Choice می شه دونست.
بین دو جنگ جهانی ریاضیدان ها (به خصوص در لهستان) هر گزاره ای رو می دیدند دنبال این بودند که ارتباطش با AC رو کشف کنند. شرط کافیه؟ شرط لازمه؟ یا معادل هست؟
بعد از جنگ جهانی دوم این قضیه تا حدی ادامه پیدا کرد. سرپینسکی و تارسکی دو چهره شاخص این جریان بودند. مثلا سرپینسکی ثابت کرد این گزاره معادل AC هست: برای m و n نامتناهی که
m<p , n<p
داریم:
mn<p
سرپینسکی و شاگردانش در لهستان و تارسکی در برکلی و هر کسی که دوروبره این ها بود به این موضوع علاقه مند بود.
Kelley
در برکلی به این نتیجه رسید:
قضیه تیخونوف محدود به فضاهای T1 معادل AC می شه.
این اصل قبلا نقشش در جبر ثابت شده بود، خیلی از قضایای جبری برای اثبات به این اصل نیاز داشتند. کم کم پای توپولوژی و منطق هم اومد وسط. دو تا قضیه اساسی در منطق مرتبه اول رو ثابت کردند معادل AC هست.
بین دو جنگ جهانی ریاضیدان ها (به خصوص در لهستان) هر گزاره ای رو می دیدند دنبال این بودند که ارتباطش با AC رو کشف کنند. شرط کافیه؟ شرط لازمه؟ یا معادل هست؟
بعد از جنگ جهانی دوم این قضیه تا حدی ادامه پیدا کرد. سرپینسکی و تارسکی دو چهره شاخص این جریان بودند. مثلا سرپینسکی ثابت کرد این گزاره معادل AC هست: برای m و n نامتناهی که
m<p , n<p
داریم:
mn<p
سرپینسکی و شاگردانش در لهستان و تارسکی در برکلی و هر کسی که دوروبره این ها بود به این موضوع علاقه مند بود.
Kelley
در برکلی به این نتیجه رسید:
قضیه تیخونوف محدود به فضاهای T1 معادل AC می شه.
این اصل قبلا نقشش در جبر ثابت شده بود، خیلی از قضایای جبری برای اثبات به این اصل نیاز داشتند. کم کم پای توپولوژی و منطق هم اومد وسط. دو تا قضیه اساسی در منطق مرتبه اول رو ثابت کردند معادل AC هست.
🔥4👍1
یه جریانی راه افتاده که هر کس چهار کتاب که از بین کتاب های ریاضی خونده و تاثیرگذار بوده نام می بره، انتخاب سختیه از بین این همه کتاب و طبیعتا با توجه به رشته و گرایش و...می تونه خیلی متغیر باشه لیستش بین افراد. واسه خود من اینا:
Topology and Geometry Bredon
Algebraic Topology Hatcher
Set Theory: The... Jech
و تئوری اعداد، نویسنده: واتسلاو سرپینسکی
که مرحوم شهریاری ترجمه کرده با اون مقدمه معرکه اش.
Topology and Geometry Bredon
Algebraic Topology Hatcher
Set Theory: The... Jech
و تئوری اعداد، نویسنده: واتسلاو سرپینسکی
که مرحوم شهریاری ترجمه کرده با اون مقدمه معرکه اش.
👏18🔥7🆒2
Forwarded from CafeInfinity
minkows.pdf
240.6 KB
هرمان مینکوفسکی ریاضیدان برجسته اوایل قرن بیستم بود. کارهای مینکوفسکی در هندسه، جبر و آنالیز ریاضی شناخته شدهاست. از مشهورترین این دستاوردها، فضا-زمان مینکوفسکی در نظریه نسبیت است.
مقالهای که در این پست قرار دادهایم، روزهای پایانی زندگی مینکوفسکی میپردازد. این مقاله در شماره ۸۵ از مجله اخبار IPM منتشر شدهاست. بخشی از چکیده مقاله را در زیر آوردیهایم:
«متنی که در اینجا میخوانید، شامل تصویرهایی است از آخرین ماههای زندگی و فعالیت علمی مینکوفسکی، مرگ غم انگیز او، و حال و هوای
محیط شکوفای علمی در گوتینگن، که درآن زمان یکی از مهمترین مراکز پژوهش ریاضیات و فیزیک در جهان بود. اصل این متن، فصل چهاردهم از کتاب معروف هیلبرت -کورانت اثر کنستانس رید است که ترجمۀ خلاصهوار آن در اینجا می آید.»
مقالهای که در این پست قرار دادهایم، روزهای پایانی زندگی مینکوفسکی میپردازد. این مقاله در شماره ۸۵ از مجله اخبار IPM منتشر شدهاست. بخشی از چکیده مقاله را در زیر آوردیهایم:
«متنی که در اینجا میخوانید، شامل تصویرهایی است از آخرین ماههای زندگی و فعالیت علمی مینکوفسکی، مرگ غم انگیز او، و حال و هوای
محیط شکوفای علمی در گوتینگن، که درآن زمان یکی از مهمترین مراکز پژوهش ریاضیات و فیزیک در جهان بود. اصل این متن، فصل چهاردهم از کتاب معروف هیلبرت -کورانت اثر کنستانس رید است که ترجمۀ خلاصهوار آن در اینجا می آید.»
❤6
Mathematical Musings
توصیه های خانم Fan Chung برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی. کوتاه و موثر(البته شاید در زمینه کاری خودشون خیلی موثر باشه و در هر زمینه ای از ریاضی نشه به این سادگی اجراش کرد) https://www.math.ucsd.edu/~fan/teach/gradpol.html خانم Chung همسر ریاضیدان فقید Ronald…
خانم Chung می گه ریاضیات از جایی(سطحی) به بعد چیزی فراتر از حل معادله و اثبات قضیه هست. ارتباط، تبادل ایده و کار تیمی بی وقفه است.
می گه وقتی با کسی دیگه ای همکاری می کنید هم با خودش ایده میاره و هم انگیزه.
https://www.quantamagazine.org/why-the-key-to-a-mathematical-life-is-collaboration-20250728/
می گه وقتی با کسی دیگه ای همکاری می کنید هم با خودش ایده میاره و هم انگیزه.
https://www.quantamagazine.org/why-the-key-to-a-mathematical-life-is-collaboration-20250728/
Quanta Magazine
Why the Key to a Mathematical Life is Collaboration
Fan Chung, who has an Erdős number of 1, discusses the importance of connection — both human and mathematical.
🔥6👌3
Mathematical Musings
https://youtu.be/UQHaGhC7C2E?si=IkZLP-kpsTbjD9Ht
درباره ی ترانههای ریاضی Tom Lehrer
https://mathshistory.st-andrews.ac.uk/Extras/Lehrer_Songs/
https://mathshistory.st-andrews.ac.uk/Extras/Lehrer_Songs/
❤1👍1
Mathematical Musings
یه جریانی راه افتاده که هر کس چهار کتاب که از بین کتاب های ریاضی خونده و تاثیرگذار بوده نام می بره، انتخاب سختیه از بین این همه کتاب و طبیعتا با توجه به رشته و گرایش و...می تونه خیلی متغیر باشه لیستش بین افراد. واسه خود من اینا: Topology and Geometry Bredon…
بعضی کتاب ها...تنوع کتاب ها زیاده واقعا...
چند تا رو می ذارم
چند تا رو می ذارم
🔥13❤5