توی دوران کرونا و بعدش نمره ریاضی دخترها افت بیشتری داشته نسبت به پسرها.
می گند علت اصلی اش بیرون مدرسه است.
مسئولیت مراقبت از برادر یا خواهرهای کوچک تر، عهده دار شدن نقش های سنتی و بازگشت به پیام های سنتی از این دست که ریاضی واسه دخترها مهم نیست، از مهم ترین عوامل این اتفاق هست.
اوضاع توی خانواده هایی که وضع مالی پایین تری داشتند، بدتر هم بوده.
https://news.harvard.edu/gazette/story/2025/11/girls-fell-further-behind-in-math-during-after-pandemic/
می گند علت اصلی اش بیرون مدرسه است.
مسئولیت مراقبت از برادر یا خواهرهای کوچک تر، عهده دار شدن نقش های سنتی و بازگشت به پیام های سنتی از این دست که ریاضی واسه دخترها مهم نیست، از مهم ترین عوامل این اتفاق هست.
اوضاع توی خانواده هایی که وضع مالی پایین تری داشتند، بدتر هم بوده.
https://news.harvard.edu/gazette/story/2025/11/girls-fell-further-behind-in-math-during-after-pandemic/
❤33👍14👎10✍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانم
Yunseo Choi
و آقای
Eliot Hodges
برنده جایزه تحقیقاتی به عنوان دو تا دانشجوی لیسانس شدند.
خانم
Choi
مدال طلای المپیاد ریاضی دختران در اروپا رو قبلا گرفته بودند. نظریه اعداد، ترکیبیات و کاربردهای اون در اقتصاد زمینه کاری شون بوده.
آقای
Hodges
هم در زمینه ماتریس های تصادفی و.. کار می کنه.
https://www.math.harvard.edu/harvard-math-graduates-honored-for-outstanding-research/
Yunseo Choi
و آقای
Eliot Hodges
برنده جایزه تحقیقاتی به عنوان دو تا دانشجوی لیسانس شدند.
خانم
Choi
مدال طلای المپیاد ریاضی دختران در اروپا رو قبلا گرفته بودند. نظریه اعداد، ترکیبیات و کاربردهای اون در اقتصاد زمینه کاری شون بوده.
آقای
Hodges
هم در زمینه ماتریس های تصادفی و.. کار می کنه.
https://www.math.harvard.edu/harvard-math-graduates-honored-for-outstanding-research/
❤19
طرف رشته اش اقتصاد بوده، خورده به مفاهیم ریاضی و به طور خاص هندسه و توپولوژی و از این چیزها. رفته سراغ ویکی پدیا که مثلا سر در بیاره از کار، بیشتر قاطی کرده. می گه کل مقاله رو می خونی یه کلمه سر در نمیاری.
خب یه دلیل ساده اش اینه که توی ریاضی هر مفهومی روی مفاهیم قبلی بنا شده و برای درک یه تعریف یا قضیه نیاز داری یه سری تعریف و قضیه رو بدونی و برای درک اونا نیاز داری یه سری مفهوم دیگه رو بخونی و همین خط رو بگیرو برو!
https://youtu.be/33y9FMIvcWY?si=4fmff7Phy-3C0IqJ
خب یه دلیل ساده اش اینه که توی ریاضی هر مفهومی روی مفاهیم قبلی بنا شده و برای درک یه تعریف یا قضیه نیاز داری یه سری تعریف و قضیه رو بدونی و برای درک اونا نیاز داری یه سری مفهوم دیگه رو بخونی و همین خط رو بگیرو برو!
https://youtu.be/33y9FMIvcWY?si=4fmff7Phy-3C0IqJ
👍27🤣10
درباره نظریه گره ها، یه کم نگاه کردم به نظرم جذاب گفته
https://youtu.be/EBWP1POPc2A?si=HlVFbjMSOIAxfQOp
https://youtu.be/EBWP1POPc2A?si=HlVFbjMSOIAxfQOp
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این مقاله هم در نوع خودش جالب بود، به خاطر نوع محاسباتش بیشتر. تقریبا صد صفحه محاسبات خالص. بعید می دونم داورها خط به خط این چیزها رو بررسی کنند و احتمال خطا هم وجود داره به هر حال.
https://arxiv.org/abs/1003.1702
https://arxiv.org/abs/1003.1702
❤7🫡4
Forwarded from Theoretical_Physics
Wignern.pdf
173.6 KB
ترجمه مقالهی
اثربخشی نامعقولِ ریاضیات در علوم̧ طبیعی
ترجمهی دکتر امیر آقامحمدی
The Unreasonable Effectiveness of Mathematics in the Natural Sciences
Eugene Wigner
لینک مقاله اصلی
اثربخشی نامعقولِ ریاضیات در علوم̧ طبیعی
ترجمهی دکتر امیر آقامحمدی
The Unreasonable Effectiveness of Mathematics in the Natural Sciences
Eugene Wigner
لینک مقاله اصلی
🔥10❤2
یه قضیه ای هست که به فرمول سودی معروفه. اون رو
Frederick Soddy
که برنده نوبل شیمی بوده بازکشف کرد و در ۱۹۳۶ عنوان کرد. قضیه در اصل واسه دکارت هست ولی امروز بیشتر به اسم سودی شناخته می شه.
اگر سه تا دایره دو به دو بر هم مماس باشند، دو تا دایره دیگه هستند از دل اون تا دو به دست میاد و شعاع اون ها در رابطه خاصی صدق می کنه.
مرحوم که ظاهرا اهل ذوق هم بوده قضیه رو به صورت شعر هم می نویسه و اسمش رو می ذاره: بوسه های راستین.
شعر اینجوری شروع می شه:
Stigler's law
می گه:
هیچ کشف علمی به نام کشفکننده اصلیاش نامگذاری نمیشود.
آقای Stinger برای اینکه قانونش نقض نشه گفته این قانون رو من کشف نکردم یه فردی به اسم
Robert K. Merton
کشف کرده!
https://www.nature.com/articles/1371021a0
Frederick Soddy
که برنده نوبل شیمی بوده بازکشف کرد و در ۱۹۳۶ عنوان کرد. قضیه در اصل واسه دکارت هست ولی امروز بیشتر به اسم سودی شناخته می شه.
اگر سه تا دایره دو به دو بر هم مماس باشند، دو تا دایره دیگه هستند از دل اون تا دو به دست میاد و شعاع اون ها در رابطه خاصی صدق می کنه.
مرحوم که ظاهرا اهل ذوق هم بوده قضیه رو به صورت شعر هم می نویسه و اسمش رو می ذاره: بوسه های راستین.
شعر اینجوری شروع می شه:
برای بوسیدن دو لب شاید نیازی به مثلثات نباشدشوخی و جدی در علم یه قانونی هست به اسم
اما وقتی چهار دایره بوسه می زنند، هر یک سه تای دیگر را می بوسند...
گرچه این دلبستگی اقلیدس را درمانده کرده...
Stigler's law
می گه:
هیچ کشف علمی به نام کشفکننده اصلیاش نامگذاری نمیشود.
آقای Stinger برای اینکه قانونش نقض نشه گفته این قانون رو من کشف نکردم یه فردی به اسم
Robert K. Merton
کشف کرده!
https://www.nature.com/articles/1371021a0
🤣27🔥4❤3
گاهی می گفتند که مطالعه بی نهایت های مختلف چه فایده ای داره؟ حالا ظاهرا بین این بی نهایت ها و مساله هایی در علوم کامپیوتر ارتباطی پیدا شده. خیلی از مسائلی که در نگاه اول مربوط به ریاضیات بی نهایت می شدند حالا فهمیدند معادل مساله هایی در علوم کامپیوتر هستند.
نظریه مجموعه ها با بی نهایت سروکار داره و علوم کامپیوتر با چیزهای متناهی.
حتی جالب اینکه می گند ممکنه این رابطه از اون سمت هم کار کنه، یعنی بینش های به دست اومده از سمت علوم کامپیوتر روی درک ما از بی نهایت تاثیر بذاره.
آقای Bernshteyn توی دوره لیسانس بود که در مورد
denoscriptive set theory
شنید. ظاهرا استادش بهش گفته بود این شاخه از ریاضی زمانی مهم بوده و حالا نه! ولی ظاهرا اشتباه می کرده.
بعدها که در دوره تحصیلات تکمیلی چند واحد منطق هم گذروند فهمید که منطق و نظریه مجموعه مثل چسبی هستند که کل ریاضیات رو به هم پیوند می ده.
بعدها در کنار مفهوم کاردینالیتی مفهوم
measure
رو هم تعریف کردند. اولی بزرگی مجموعه ها رو مشخص می کنه و دومی طول یه مجموعه رو. مثلا مجموعه [0,1] و [0,10] کاردینالیتی شون یکی هست ولی اندازه هاشون فرق داره. یه سری مجموعه هم هست که اونقدر بدقواره است که اصلا نمی شه اندازه شون رو محاسبه کرد.
تعبیر جالبی که مقاله به کار می بره اینه که می گه کسانی که در این زمینه از ریاضیات کار می کنند مثل
librarians
هستند، از یه قفسه عظیم از مجموعه های بی نهایت مراقبت می کنند و برای هر مساله مشخص کردند که چه نوع مجموعه ای لازم هست تا بقیه بتونند از اون استفاده کنند.
آقای
Bernshteyn
رو مجموعه هایی از بی نهایت گره با یال های مختلف کار می کنه. بیشتر گراف تئوریست ها به این موضوع علاقه ندارند و ترجیح می دند روی گراف های متناهی کار کنند.
به طور ساده نشون دادند که یکی از مهمترین قفسه ها در نظریه مجموعه ها با یکی از مهمترین قفسه ها در علوم کامپیوتر ارتباط داره.
آقای
Bernshteyn
می گه: امیدوارم این کارها منجر به این بشه که نگاه به set theory و ریاضیدان های شاغل در این حوزه تغییر پیدا کنه. این یه حوزه پرت و بی ارتباط با بقیه ریاضیات و دنیای واقعی نیست.
یه مثال خیلی جالب هم در مقاله مورد بررسی قرار گرفته که بعدا توی یه پست جدا بررسی می شه.
https://www.quantamagazine.org/a-new-bridge-links-the-strange-math-of-infinity-to-computer-science-20251121/
نظریه مجموعه ها با بی نهایت سروکار داره و علوم کامپیوتر با چیزهای متناهی.
حتی جالب اینکه می گند ممکنه این رابطه از اون سمت هم کار کنه، یعنی بینش های به دست اومده از سمت علوم کامپیوتر روی درک ما از بی نهایت تاثیر بذاره.
آقای Bernshteyn توی دوره لیسانس بود که در مورد
denoscriptive set theory
شنید. ظاهرا استادش بهش گفته بود این شاخه از ریاضی زمانی مهم بوده و حالا نه! ولی ظاهرا اشتباه می کرده.
بعدها که در دوره تحصیلات تکمیلی چند واحد منطق هم گذروند فهمید که منطق و نظریه مجموعه مثل چسبی هستند که کل ریاضیات رو به هم پیوند می ده.
بعدها در کنار مفهوم کاردینالیتی مفهوم
measure
رو هم تعریف کردند. اولی بزرگی مجموعه ها رو مشخص می کنه و دومی طول یه مجموعه رو. مثلا مجموعه [0,1] و [0,10] کاردینالیتی شون یکی هست ولی اندازه هاشون فرق داره. یه سری مجموعه هم هست که اونقدر بدقواره است که اصلا نمی شه اندازه شون رو محاسبه کرد.
تعبیر جالبی که مقاله به کار می بره اینه که می گه کسانی که در این زمینه از ریاضیات کار می کنند مثل
librarians
هستند، از یه قفسه عظیم از مجموعه های بی نهایت مراقبت می کنند و برای هر مساله مشخص کردند که چه نوع مجموعه ای لازم هست تا بقیه بتونند از اون استفاده کنند.
آقای
Bernshteyn
رو مجموعه هایی از بی نهایت گره با یال های مختلف کار می کنه. بیشتر گراف تئوریست ها به این موضوع علاقه ندارند و ترجیح می دند روی گراف های متناهی کار کنند.
به طور ساده نشون دادند که یکی از مهمترین قفسه ها در نظریه مجموعه ها با یکی از مهمترین قفسه ها در علوم کامپیوتر ارتباط داره.
آقای
Bernshteyn
می گه: امیدوارم این کارها منجر به این بشه که نگاه به set theory و ریاضیدان های شاغل در این حوزه تغییر پیدا کنه. این یه حوزه پرت و بی ارتباط با بقیه ریاضیات و دنیای واقعی نیست.
یه مثال خیلی جالب هم در مقاله مورد بررسی قرار گرفته که بعدا توی یه پست جدا بررسی می شه.
https://www.quantamagazine.org/a-new-bridge-links-the-strange-math-of-infinity-to-computer-science-20251121/
Quanta Magazine
A New Bridge Links the Strange Math of Infinity to Computer Science
Denoscriptive set theorists study the niche mathematics of infinity. Now, they’ve shown that their problems can be rewritten in the concrete language of algorithms.
❤18🔥2👍1
Mathematical Musings
ریاضیدان برجسته روسی Vladimir Voevodsky که برنده مدال فیلدز هست و در ۳۰ سپتامبر سال ۲۰۱۷ درگذشت(در ۵۱ سالگی) و در زمینه روش های کامپیوتری برای اثبات های ریاضی هم کار کرده بود، جمله ای داره درباب اهمیت این نوع اثبات ها که می گه: چه کسی میتواند تضمین کند که…
می گه: با افرادی که رویایی دارند ولی ریاضی نمی دونند، با احتیاط برخورد کن.
به افرادی که رویایی ندارند ولی کلی ریاضی بلدند، اعتماد کن.
و به افرادی که هر دو رو دارند، عمیق گوش کن تا یاد بگیری.
با هر معیاری
Vladimir Voevodsky
جز دسته سوم هست.
این مصاحبه باهاش جذاب بود. جنبه هایی از زندگی و کار یه ریاضیدان که کمتر به اون اشاره می شه.
می گه ده سال روی یه مساله ای کار می کرده و پنج سال آخر رو علاقه ای به اون نداشته و به زور کار می کرده!
دو تا بحران رو هم در ریاضی تشخیص داده بود: جدایی ریاضی محض از کاربردی و اینکه زمانی می رسه که ملت می پرسند که چرا باید روی چیزهایی که کاربردی نداره تحقیق کرد و بودجه صرفش کرد(سر جریان های تائو در این چند ماه، اتفاق افتاد)
دوم پیچیدگی زیاد مقالات ریاضی که امکان بررسی اون ها رو سخت می کنه و به تدریج خطاها روی هم جمع می شند.
خودش تلاش کرد که کاربردهای جدیدی از ریاضیات پیدا کنه. فیزیک، زیستشناسی، شیمی، زمینشناسی، زبانشناسی و... همه راه ها رو رفت. موضوع
Historical Genetics
رو انتخاب کرد، دو سال درگیرش بود و شکست خورد! کار نتیجه ای نداشت.
یه جایی هم از مصاحبه از تجربه عجیب ۹ روز نخوابیدن خودش می گه، حدود سال ۲۰۰۷.
https://dissipativeinterpretation.substack.com/p/voevodsky-mikhailov-pt1
به افرادی که رویایی ندارند ولی کلی ریاضی بلدند، اعتماد کن.
و به افرادی که هر دو رو دارند، عمیق گوش کن تا یاد بگیری.
با هر معیاری
Vladimir Voevodsky
جز دسته سوم هست.
این مصاحبه باهاش جذاب بود. جنبه هایی از زندگی و کار یه ریاضیدان که کمتر به اون اشاره می شه.
می گه ده سال روی یه مساله ای کار می کرده و پنج سال آخر رو علاقه ای به اون نداشته و به زور کار می کرده!
دو تا بحران رو هم در ریاضی تشخیص داده بود: جدایی ریاضی محض از کاربردی و اینکه زمانی می رسه که ملت می پرسند که چرا باید روی چیزهایی که کاربردی نداره تحقیق کرد و بودجه صرفش کرد(سر جریان های تائو در این چند ماه، اتفاق افتاد)
دوم پیچیدگی زیاد مقالات ریاضی که امکان بررسی اون ها رو سخت می کنه و به تدریج خطاها روی هم جمع می شند.
خودش تلاش کرد که کاربردهای جدیدی از ریاضیات پیدا کنه. فیزیک، زیستشناسی، شیمی، زمینشناسی، زبانشناسی و... همه راه ها رو رفت. موضوع
Historical Genetics
رو انتخاب کرد، دو سال درگیرش بود و شکست خورد! کار نتیجه ای نداشت.
یه جایی هم از مصاحبه از تجربه عجیب ۹ روز نخوابیدن خودش می گه، حدود سال ۲۰۰۷.
https://dissipativeinterpretation.substack.com/p/voevodsky-mikhailov-pt1
Substack
Interview with Vladimir Voevodsky (Part 1)
Nothing was added to or removed from this conversation between the two mathematicians. This is an accurate translation of the original that can be found on Roman’s LJ: https://baaltii1.livejournal.com/198675.html July 1, 2012. This is an interview with mathematician…
❤21👍5🔥4🆒1
Mathematical Musings
جناب تائو می گه مهمترین مزیت AI در ریاضیات مربوط به حل مسائل خیلی سخت نیست، بلکه استفاده از اون ها در حل مسائل زمان بر هست. می گه در این حالت خروجی یه AI همون چیزیه که یه انسان هم می تونه انجام بده ولی با صرف زمان بیشتر، ولی خود این نکته نقص نیست، یه مزیته،…
ظاهرا این مساله توسط AI حل شد. مساله ۱۲۴ از مجموعه مساله های اردوش.
مساله سی سال باز بوده.
https://www.erdosproblems.com/forum/thread/124#post-1892
مساله سی سال باز بوده.
https://www.erdosproblems.com/forum/thread/124#post-1892
🔥25🆒5🤣2
ظاهرا
Tom Stoppard
در گذشت. نمایش نامه نویس اهل چک.
با شکسپیر و برناد شاو مقایسه اش می کردند.
یکی از مهمترین و تحسین شده ترین کارهاش
Arcadia
هست. هر چیزی که یه دوستار ریاضی دنبالش هست در این اثر پیدا می شه:
علم، عشق، شعر، تاریخ، فلسفه و ریاضی.
داستان دختری نابغه که...
https://math.bu.edu/people/bob/papers/arcadia.pdf
Tom Stoppard
در گذشت. نمایش نامه نویس اهل چک.
با شکسپیر و برناد شاو مقایسه اش می کردند.
یکی از مهمترین و تحسین شده ترین کارهاش
Arcadia
هست. هر چیزی که یه دوستار ریاضی دنبالش هست در این اثر پیدا می شه:
علم، عشق، شعر، تاریخ، فلسفه و ریاضی.
داستان دختری نابغه که...
https://math.bu.edu/people/bob/papers/arcadia.pdf
❤14🤔1
اومدند fMRI مغز یه سری ریاضیدان حرفه ای و یه سری فرد عادی رو بررسی کردند. یه سری جمله بهشون دادند شامل جملات ریاضی و غیر ریاضی. نتیجه این بوده که ریاضیدان های حرفه ای در بررسی جملات ریاضی از بخش زبانی مغز استفاده نمی کردند و اون بخش هایی که به عدد و فضا مربوط می شه فعال می شده.
در مقابل افراد عادی برای جملات ریاضی هم از بخش زبانی مغز استفاده می کردند.
نتیجه؟
"اینکه ریاضی همون زبان طبیعی هست فقط پیچیده تر شده" اشتباه است، دست کم برای بزرگسالان.
این نتیجه برای بچه ها لزوما درست نیست و ممکنه اون ها برای یادگیری ریاضیات از زبان کمک بگیرند و بعدا در مرحله بالاتر در ریاضیات، استفاده از بخش های مربوط به زبان کمتر بشه یا از بین بره.
دو نکته دیگه:
از مقایسه آدم های عادی با ریاضیدان ها نتیجه گرفتند که بخش های ریاضی مغز با آموزش طولانی و... رشد می کنه و یه چیز صرفا مادرزادی نیست.
الگوی مغزی ریاضیدان ها اونقدر شبیه هم هست که می شه از fMRI یه فرد تشخیص داد که ریاضیدان حرفه ای هست یا نه!
در مقابل افراد عادی برای جملات ریاضی هم از بخش زبانی مغز استفاده می کردند.
نتیجه؟
"اینکه ریاضی همون زبان طبیعی هست فقط پیچیده تر شده" اشتباه است، دست کم برای بزرگسالان.
این نتیجه برای بچه ها لزوما درست نیست و ممکنه اون ها برای یادگیری ریاضیات از زبان کمک بگیرند و بعدا در مرحله بالاتر در ریاضیات، استفاده از بخش های مربوط به زبان کمتر بشه یا از بین بره.
دو نکته دیگه:
از مقایسه آدم های عادی با ریاضیدان ها نتیجه گرفتند که بخش های ریاضی مغز با آموزش طولانی و... رشد می کنه و یه چیز صرفا مادرزادی نیست.
الگوی مغزی ریاضیدان ها اونقدر شبیه هم هست که می شه از fMRI یه فرد تشخیص داد که ریاضیدان حرفه ای هست یا نه!
🔥25❤11👍3🤔3👌2🆒2👎1
Mathematical Musings
ظاهرا این مساله توسط AI حل شد. مساله ۱۲۴ از مجموعه مساله های اردوش. مساله سی سال باز بوده. https://www.erdosproblems.com/forum/thread/124#post-1892
این رو
Aristotle
اثبات کرده، یه
IMO-Level Theorem Prover
حل مساله خیلی مقدماتی در اومده و می گند در نهایت در حد مسائل مسابقات ریاضی هست. اینقدر ساده بوده که شک کردند به اثبات. برای همین توی
Lean
هم اثبات شده.
طبق معمول دو نگاه وجود داره:
یه سری می گند کار خاصی نکرده یه مساله در حد مسابقات ریاضی حل کرده.
ضمنا فعلا ورژن کمی ساده تر مساله حل شده. می گند اینکه سی سال هست حل نشده شاید به خاطر اینه که کسی جدی سراغش نرفته.
اون طرف هم مثل همیشه کسانی رو سر ذوق آورده که کی بشه دپارتمان های ریاضی رو تعطیل کنیم!
یه عده می گند مساله بازی رو بعد از سی سال حل کرد، یه عده هم می گند اگه مساله حل کن هست چرا فرضیه ریمان رو حل نمی کنه؟
بحث کامل در همون لینک بالا اومده.
پ ن: اگر راه حل مقدماتی داشته چطور به ذهن غول هایی مثل اردوش، گراهام و...نرسیده؟
Aristotle
اثبات کرده، یه
IMO-Level Theorem Prover
حل مساله خیلی مقدماتی در اومده و می گند در نهایت در حد مسائل مسابقات ریاضی هست. اینقدر ساده بوده که شک کردند به اثبات. برای همین توی
Lean
هم اثبات شده.
طبق معمول دو نگاه وجود داره:
یه سری می گند کار خاصی نکرده یه مساله در حد مسابقات ریاضی حل کرده.
ضمنا فعلا ورژن کمی ساده تر مساله حل شده. می گند اینکه سی سال هست حل نشده شاید به خاطر اینه که کسی جدی سراغش نرفته.
اون طرف هم مثل همیشه کسانی رو سر ذوق آورده که کی بشه دپارتمان های ریاضی رو تعطیل کنیم!
یه عده می گند مساله بازی رو بعد از سی سال حل کرد، یه عده هم می گند اگه مساله حل کن هست چرا فرضیه ریمان رو حل نمی کنه؟
بحث کامل در همون لینک بالا اومده.
پ ن: اگر راه حل مقدماتی داشته چطور به ذهن غول هایی مثل اردوش، گراهام و...نرسیده؟
❤4🔥4
دیروز تولد
Richard Borcherds
بود. فیلدز مدالیست. در زمینه
Quantum field theory
هم کار می کنه.
کانال یوتیوب هم داره، در زمینه بیشتر مباحث دانشگاهی عموما جبری لکچر گذاشته. خیلی ساده دوربین رو می ذاره بالای سرش، رو کاغذ می نویسه و بعد می ره سراغ بحث بعد و کاغذ بعدی.
https://youtube.com/@richarde.borcherds7998?si=HgJnzITDEYdKcaDA
Richard Borcherds
بود. فیلدز مدالیست. در زمینه
Quantum field theory
هم کار می کنه.
کانال یوتیوب هم داره، در زمینه بیشتر مباحث دانشگاهی عموما جبری لکچر گذاشته. خیلی ساده دوربین رو می ذاره بالای سرش، رو کاغذ می نویسه و بعد می ره سراغ بحث بعد و کاغذ بعدی.
https://youtube.com/@richarde.borcherds7998?si=HgJnzITDEYdKcaDA
❤29👌5
امروز سالمرگ هاردی هست، مطالبی در مورد هاردی قبلا اینجا و اینجا و اینجا گفته شده.
یه موردی که کمتر به اون اشاره شده به نوع ارتباطش با رامانوجان بر می گرده. این رابطه خیلی رمانتیک و سرشار از احترام متقابل و... همیشه ارائه شده. ولی تنش های ریزی هم بین دو طرف وجود داشته.
هاردی به عنوان یه ریاضیدان محض(با تاکید روی کلمه محض) از روش های غیر نظام مند رامانوجان کلافه بود. می گفت: این آدم هیچ اثباتی ارائه نمی کنه. برهان ها براش جزئیات مزاحم هستند و از نتیجه شروع می کنه! گویی از آسمان رسیده.
از اون طرف رامانوجان هم از اینکه هاردی بهش می گفت نتایج بدیهی اش رو اثبات کنه آزرده بود، می گفت: من نمی تونم به سبک اروپایی کار کنم.
ظاهرا یه بار هاردی به ریاضیدان ها از صد نمره می ده و نتیجه رو در تصویر می بینید.
یه موردی که کمتر به اون اشاره شده به نوع ارتباطش با رامانوجان بر می گرده. این رابطه خیلی رمانتیک و سرشار از احترام متقابل و... همیشه ارائه شده. ولی تنش های ریزی هم بین دو طرف وجود داشته.
هاردی به عنوان یه ریاضیدان محض(با تاکید روی کلمه محض) از روش های غیر نظام مند رامانوجان کلافه بود. می گفت: این آدم هیچ اثباتی ارائه نمی کنه. برهان ها براش جزئیات مزاحم هستند و از نتیجه شروع می کنه! گویی از آسمان رسیده.
از اون طرف رامانوجان هم از اینکه هاردی بهش می گفت نتایج بدیهی اش رو اثبات کنه آزرده بود، می گفت: من نمی تونم به سبک اروپایی کار کنم.
ظاهرا یه بار هاردی به ریاضیدان ها از صد نمره می ده و نتیجه رو در تصویر می بینید.
❤14🤣4🆒3👍2🔥2👎1