Matnook | ﻣﺘﻨﻮک – Telegram
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
10K subscribers
342 photos
210 videos
50 files
795 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
قواعد نگارش همزه (۲) قاعدۀ سوم: واژه‌های همزه‌داری که دو رسم‌الخطِ متفاوت و رایج دارند ــ مانند جرئت/ جرأت، شئون/ شؤون، مسئله/ مسأله، مسئولیت/ مسؤولیت، هیئت/ هیأت، و ... ــ همگی درست‌اند، ولی در فارسی برروی کرسی «ی» نوشته می‌شوند. بنابراین همیشه می‌نویسیم…
قواعد نگارش همزه (۳)

قاعدۀ پنجم:
۱) واژه‌های مختوم به همزه در پیوند با ضمیر
شخصی
الف) روی کرسی «ا»:
مبدأم، مبدأت، مبدأش، مبدأمان، مبدأتان، مبدأشان

ب) روی خط کرسی:
جُزئم، جُزئت، جُزئش، جُزئمان، جُزئتان، جُزئشان

۲) واژه‌های مختوم به همزه در پیوند با فعل ربطی
الف) روی کرسی «ا»:
مبدأم، مبدئی، مبدأ است، مبدئیم، مبدئید، مبدأند

ب) روی خط کرسی:
جُزئم، جُزئی، جُزء است، جُزئیم، جُزئید، جُزئند/ جُزءاند

قاعدۀ ششم:
رسم‌الخطِ واژه‌های مختوم به همزه
۱) در حالت اضافه
الف) روی کرسی «ا»: مبدأِ جهان، منشأِ آفرینش
ب) روی کرسی «و»: تلألؤِ جمیل، لؤلؤِ لالا
پ) روی خط کرسی: جزءِ حیاتی، شیءِ نامرئی

۲) در پیوند با «-ی» نکره
الف) روی کرسی «ا»: مبدئی، منشئی
ب) روی کرسی «و»: تلألویی، لؤلویی
پ) روی خط کرسی: جزئی، شیئی
۱۴‌۰۰‌‌/‌۰‌‌‌۴‌‌/‌‌‌‌۳‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک

تفاوت املا با رسم‌الخط چیست؟

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش آغازین جلسات زبان‌شناسیِ
کارگاه آنلاین ویرایش متنوک

در کارگاه، هریک از این سطوح چهارگانه را، تا آنجا که به ویرایش مربوط می‌شوند، به‌تفصیل می‌گویم و آن‌ها را برپایۀ دستورزبانِ زبان‌شناختی توضیح می‌دهم تا ویرایش‌آموزان بتوانند درست از نادرست و ملاک‌های آن را خودشان تشخیص دهند.

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکته‌ات بگویم!

یکی از نشانه‌های جمع، در زبان فارسی، «-جات» است که بر نوع و مجموعه دلالت می‌کند، مانند اداره‌جات، ادویه‌جات، بدلی‌جات، ترشی‌جات، دسته‌جات، روزنامه‌جات، سبزی‌جات، شیرینی‌جات، صیفی‌جات، طلاجات، عرقی‌جات، کارخانه‌جات، مرباجات، میوه‌جات، نقره‌جات. «ویلاجات» نیز به معنای «انواع ویلا» است که به مشتریان می‌فروشند.

یادآوری:
۱) گاهی این پسوند برای تصریحِ بیش‌تر بر نوع نیز به اسم افزوده می‌شود. مثلاً «سبزی» و «سبزی‌‌جات» هردو به معنای «انواع گیاهان خوراکی‌»اند، اما «سبزی‌جات» دلالت‌ِ قوی‌تر و صریح‌تری بر نوع و مجموعۀ این گیاهان دارد و از این روست که بسامدش نیز نسبت‌به «سبزی» (در معنای پیش‌گفته) بیش‌تر است. بنابراین، در برخی از این واژه‌ها، نمی‌توان به‌جای «-جات» از نشانۀ جمعِ «-ها» استفاده کرد و مثلاً «سبزی‌ها» نوشت، چنان‌که نمی‌توان به‌جای «ویلاجات»، «ویلاها» نوشت.

۲) «-جات» معمولاً به واژه‌های مختوم به مصوّتِ /â/ و /e/ و /i/ می‌پیوندد، مگر واژۀ قجریِ «کاغذجات» (اینجا «کاغذ» به معنای «نامه» است) و به‌جز واژۀ «بلورجات» که مصوّب فرهنگستان برای glassware است.

سید محمد بصام
@Matnook_com
📣 به نظر شما، «جنگ اعصاب» تعبیر درستی است؟ نیم‌فاصله نوشته می‌شود یا بافاصله؟
Anonymous Poll
16%
غلط، بافاصله.
25%
درست، نیم‌فاصله.
7%
غلط، نیم‌فاصله.
52%
درست، بافاصله.
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
دو نکتۀ گفتاری‌نویسی

۱) اگر واژه‌مان مختوم به های بیان حرکت بود (= «ه/ ـه»)، شش ضمیرِ شخصی همیشه نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:
رشته‌م، رشته‌ت، رشته‌ش، رشته‌مون، رشته‌تون، رشته‌شون.

۲) اگر واژه‌مان مختوم به صامت بود (= حروف پیوسته، مانند «ن» و ...)، شش ضمیرِ شخصی سرهم نوشته می‌شوند:
بدنم، بدنت، بدنش، بدنمون، بدنتون، بدنشون.

یادآوری:
های ملفوظ نیز صامت و در حکم حروف پیوسته است:
توجهم، توجهت، توجهش، توجهمون، توجهتون، توجهشون.

همه‌چیز دربارۀ رسم‌الخط ضمیرها: 👇
t.me/Matnook_com/1451
۱۴‌۰۰‌‌/‌‌۰‌‌۳‌/‌‌۰‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ املایی و فاصله‌گذاری

ترکیب‌های عطفی، بافاصله یا نیم‌فاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟

بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام

ویدئو شرکت‌کنندگان قبلی:👇
https://news.1rj.ru/str/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
کولبر

«کولبر» یعنی «برروی کول برنده»؛ یعنی «آن‌که چیزی را برروی کولش می‌بَرد (حمل می‌کند)». ساختِ صرفیِ این واژه با «دست‌فروش» و «کارتن‌خواب» قابل‌مقایسه است:

- کولبر: که برروی کول می‌بَرد
- دست‌فروش: که برروی دست می‌فروشد
- کارتن‌خواب: که برروی کارتن می‌خوابد

بنابراین کولبران "کوله" نمی‌برند، بلکه آنچه بتوانند را با "کول" می‌برند. پس «کولبر» درست است، نه *کوله‌بر.
به امید ایرانی بدون کولبران و دست‌فروشان و کارتن‌خوابان...

سید محمد بصام
@Matnook_com
نام اثر: گوربَر (بازنشر به‌وسیلۀ نگارگرِ اثر در واکنش به مرگِ کولبرانِ کُرد)
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
به عبارت دیگر

«به عبارت دیگر» یک گروه حرف‌اضافه‌ای است. این گروه‌ها همیشه دو بخش دارند: حرف اضافه + واژه‌(ها). به حرف اضافه‌شان «هسته» می‌گویند و به واژه(ها)ی بعد از آن «وابسته». بنابراین همۀ اجزایشان بافاصله نوشته می‌شود، چون هرگز هستۀ گروه به وابستۀ آن نمی‌چسبد. پس ننویسیم «به‌عبارت دیگر» یا «به‌عبارت‌دیگر». سایر گروه‌های مشابه نیز همین‌گونه‌اند: «به بیان دیگر»، «به سخن دیگر»، «از سوی دیگر»، و ... که با فاصلۀ کامل نوشته می‌شوند و در جمله به‌عنوان قید به‌کار می‌روند.

یادآوری:
۱) «دیگر»، در این گروه‌، صفتِ واژۀ قبل از خود است. برای همین می‌توان «به دیگر عبارت» نیز نوشت، چنان‌که می‌توان «به دیگر بیان» و «به دیگر سخن» و «از دیگر سو» نوشت.
۲) «به عبارت دیگر» نوعی گرده‌برداریِ مفید از این عبارت عربی و انگلیسی است: «بعبارةٍ أُخریٰ» و "in other words".

سید محمد بصام
@Matnook_com
1👍1
تمرین نشانه‌گذاری

آدم‌ها نه دروغ می‌گویند نه زیر حرفشان می‌زنند؛ اگر چیزی می‌گویند، صرفاً احساسشان در همان لحظه است.

سه نکته:
۱) بین پیوند همپایگیِ «نه ... نه ...»، اگر بدون «و» بیاید، ویرگول نمی‌گذاریم.
۲) پس از جملهٔ شرطی، که معمولاً با «اگر» آغاز می‌شود، ویرگول می‌گذاریم.
۳) پیش از جمله‌ای که نهاد آن به قرینهٔ لفظی حذف شده باشد نقطه‌ویرگول می‌گذاریم.
#نشانه‌گذاری
۱۴‌۰۰‌‌/‌۰‌‌۵/‌‌۱‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
سهلِ ممتنع

تعریف
:
«سهلِ ممتنع» از اصطلاحاتِ دانشِ بدیع است و به سخنی گفته می‌شود که ظاهراً آسان نماید، اما گفتن یا نوشتنِ مانندِ آن دشوار یا محال باشد. به بیان دیگر، «سهلِ ممتنع» ویژگیِ سخنی است که، با پرهیز از پیچیدگی و در عین سادگی، اعتدال را در بهره‌مندی از صناعاتِ ادبی رعایت کند، مانند آثار سعدی.

شیوۀ نگارش:
این اصطلاح یک گروهِ صفتی (از نوع صفت + صفت) است و بنابراین گاهی با واوِ عطف نیز (= به‌صورت «سهل و ممتنع») نوشته می‌شود (قابل‌مقایسه است با لباسِ "آبیِ روشن" و لباسِ "آبی و روشن"). پس "سخنِ سهلِ ممتنع" یعنی «سخنِ به‌ظاهر سهلی که گفتنِ نظیرِ آن ممتنع است» و "سخنِ سهل و ممتنع" یعنی «سخنی که هم سهل است و هم گفتنِ مانندِ آن ممتنع».

شواهد:
۱) سهلِ ممتنع
- قرن ۵: «و اگر شاعر باشی، جَهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد.» (قابوس‌نامه، چاپ غلامحسین یوسفی، ص ۱۸۹)
- قرن ۶: سخنِ عذب و سهلِ ممتنعت/ بر همه شهر خواندن آسان کرد (دیوان سنایی، چاپ مدرّس رضوی، ص ۱۰۶۱)
- قرن ۶: «سهلِ ممتنع که شنیده‌یی، صفت دوستان اوست.» (نامه‌های عین‌القضاة همدانی، چاپ علینقی وزیری و عفیف عسیران، ج ۱، ص ۴۱۳)
- قرن ۷: «حکیم فرخی ... در اولِ حال، در صنعت سخن و تدقیق معانی می‌کوشید ... و به آخر، سخنِ سهلِ ممتنع ایراد می‌کرد.» (جوامع‌الحکایات، جزءِ ۲، ص ۳۲۶)
- معاصر: «این است آنچه سهلِ ممتنع نام دارد.» (عبدالحسین زرین‌کوب، با کاروان حله، ص ۵۴)

۲) سهل و ممتنع
- قرن ۷: «سهل و ممتنع شعری کِی [= که] آسان می‌نماید، اما مِثل آن دشوار توان گفت.» (حدائق‌السحر، چاپ عباس اقبال، ص ۸۷)
- قرن ۸: گر تو بر سهل و ممتنع خواهی/ خویشتن را که مطّلع یابی// شعر ابن‌یمین به‌دست آور/ کآن‌همه سهل و ممتنع یابی (دیوان اشعار ابن‌یمین فریومدی، چاپ باستانی راد، ص ۵۴۱)
- معاصر: «او در این راه یک شیوۀ خاصی داشت، یک شیوۀ سهل و ممتنع.» (پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، ج ۳، ص ۳۷۹)

نتیجه‌:
آنچه در غلط ننویسیم آمده که «غالباً آن را با «واو عطف» و به صورت سهل و ممتنع به‌کار می‌برند و غلط است» (ذیل مدخل) و آنچه در فرهنگ درست‌نویسی سخن آمده که «در متون قدیمی آن را بدون حرف عطف به کار برده‌اند» (ذیل مدخل) هیچ‌یک بر اساسی نیست و بنابراین هر دو ترکیب را می‌توان با ارزش یکسان به‌کار برد، هرچند بهتر است در مقام اصطلاح ادبی، «سهلِ ممتنع» نوشت.

یادآوری:
۱) در دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به‌ سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۴، ذیل مدخل «سَهْلِ مُمْتَنِع»، به‌اشتباه، دو شاهد مذکور از قرن ششم (= سنایی و عین‌القضاة) با واو نقل شده‌است که در اصلِ منابع بدون واو است و باید در ویراست‌های بعدیِ این دانشنامه اصلاح شود.
۲) در فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ روز سخن، کسرۀ «سهلِ ممتنع» خفیف تلقی شده و نیم‌فاصله نوشته شده‌است. حال‌‌آنکه کسره‌‌اش خفیف نیست و در هر دو صورت (چه با «و» و چه بدون «و») بافاصله نوشته می‌‌شود.

سید محمد بصام
@Matnook_com
1
دو قاعدۀ زبان‌شناختی برای ویراستاران

قاعدۀ اول:
۱) در گفتار، آواهایی که هنگام تولید آن‌ها هیچ مانعی بر سر راه هوای بازدم وجود نداشته باشد «واکه» نام دارند، مانند صدای a در /مَن/ و صدای e در /شِن/ و صدای o در /رُز/. پس a و e و o سه واکه‌اند.

۲) در تلفظ، گاهی واکۀ یک هجا از واکۀ هجای مجاورش تأثیر می‌پذیرد و ویژگی خود را از دست می‌دهد. درنتیجه ویژگی واکۀ مجاورش را می‌پذیرد و به شکل آن درمی‌آید. به این فرایند، در آواشناسی، «هماهنگی واکه‌ای» (vowel harmony) می‌گویند. مثال:
واژۀ «قطار» در عربی به کسرِ قاف است (بر وزن «شکار»)، ولی در فارسی آن را به فتحِ قاف تلفظ می‌کنیم (بر وزن «سوار»)،‌ زیرا واکۀ e در هجای اول (= قِ) از واکۀ â در هجای دوم (یعنی /آ/ در «طار») تأثیر پذیرفته و به a (فتحه) بدل شده‌است. («هجا» همان «بخش» است. «قطار» دو هجا دارد: قَ - طار.)

چند نمونۀ دیگر از تبدیل واکۀ e به a در فارسی:
بِساط > بَساط، جِهاد > جَهاد، طِحال > طَحال، عِلاج > عَلاج، عِلاقه > عَلاقه، غِذا > غَذا.
و چند نمونه از تبدیل واکۀ o به a:
رُواق > رَواق، عُنّاب > عَنّاب، قُواره > قَواره، مُفاد > مَفاد.

قاعدۀ دوم:
وام‌واژه‌ها معمولاً براساسِ نظامِ آواییِ زبانِ مقصد (اینجا فارسی) تلفظ می‌شوند و مانند سایر واژه‌ها در گذر زمان دستخوش تغییر می‌گردند. یکی از این تغییرها همگونیِ واکه‌ای است که توضیح و مثال‌های آن گذشت. وقتی عمومِ اهلِ زبان واژه‌ای را به یک شیوه تلفظ کردند، آن را «تلفظ معیار» می‌نامیم و جز آن را «غیرمعیار». برای مثال، در فارسی، تلفظِ معیارِ واژه‌های «احیا» (در «شب احیا»)، «بساط»، «جهاد»، «علاج»،‌ و «مفاد» همگی به فتحِ اول است و همین تلفظ نیز ترجیح دارد و درست است. «تلفظ معیار» صرفاً برای وام‌واژه‌های عربی نیست، بلکه شامل تمام واژه‌های غیرفارسی و حتی فارسی‌ نیز می‌شود، مانند «ترش» و «خنک» که دراصل /تُرُش/ و /خُنُک/ (بر وزن «تپل») بوده‌اند یا مثلاً «پنچرِ» انگلیسی و صدها واژهٔ دیگر که تلفظی متفاوت با تلفظِ رایجشان در فارسی دارند.

یادآوری:
تلفظِ معیارِ واژه‌ها در فارسیِ امروز را باید در فرهنگ‌های معتبر به‌ویژه این کتاب جست‌وجو کرد: فرهنگ آوایی فارسی، گیتی دیهیم، انتشارات فرهنگ معاصر.
۱۴‌۰۰‌‌/‌۰‌‌۵/‌۱‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2👏1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Photo
📣 ویرایشتان را محک بزنید: نوشتۀ تصویر چند اشکال دارد؟:
Anonymous Quiz
29%
۱
29%
۲
27%
۳
14%
۴
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
📣 ویرایشتان را محک بزنید: نوشتۀ تصویر چند اشکال دارد؟:
نکات:
۱) اولین فعل باید ماضی نقلی باشد، نه ساده. پس «خوانده‌اید» درست است، نه «خواندید».
۲) پس از نهادِ جمله، هرچند مختوم به فعل باشد، ویرگول نمی‌گذاریم. پس ویرگولْ اینجا اضافی است.
۳) بهتر و فارسی‌تر است که بنویسیم «نام کتاب»، نه «عنوان کتاب».

ویراسته:
دوست‌داشتنی‌ترین کتابی که از نشر ماهی خوانده‌اید چه نام دارد؟
۱۴‌۰۰‌‌/‌۰‌‌۵/‌‌۲‌۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
«مردی را زنی بود و بر آن زن عاشق بود‌‌ و يک چشم آن زن سپيد بود و شوی را از آن عيب خبر نبود. چون روزگار برآمد و مراد خويش بسيار از او بيافت و عشق کم گشت، سپيدی بديد. زن را گفت: آن سپيدی در چشم تو کِی پديد آمد؟ گفت: آن‌گه که محبت ما در دل تو نقصان گرفت. [...] این است معنی قول پیغمبر علیه‌السلام که گفت: [...] دوست داشتنِ تو چیزی را تو را کور و [کر] گرداند. کور گردی از عیب دیدن، کر گردی از ملامت شنیدن. عیب‌بین و زملامت‌ترس مُحِب نبوَد.» (مستملی بخاری، شرح‌التعرف (قرن ۵)، تصحیح محمد روشن، ص ۱۸۲)
#پرسه_در_متون
۱۴‌۰۰‌‌/‌۰‌‌۵/‌‌۲‌‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
تمرین درست‌نویسی

متنِ تصویر را این‌گونه ویرایش می‌کنیم:
می‌توان گفت هیچ رابطه‌ای میان اثربخشیِ آموزشی و جنسیتِ معلمان وجود ندارد و همۀ معلمان می‌توانند در آموزش اثربخش باشند.

یک نکته‌ات بگویم!
«درازنویسی» معمولاً در سطح نحوی زبان، که با گروه‌ها و جمله‌ها سروکار داریم، پیش می‌آید. ولی آیا هر عبارت یا جملهٔ بلندی، صِرف این‌که می‌توان کوتاهش کرد، مصداق درازنویسی است؟ خیر! در کوتاه‌ نوشتنِ جمله‌ها یا کوتاه کردنِ عبارت‌‌ها، به سبک و معنای آن‌ها نیز باید توجه داشت. فراموش نکنیم که «هرچه کوتاه‌تر بهتر» قاعده‌ای ثابت و لازم نیست، زیرا همیشه نمی‌توان و نباید چنین کرد‌.
۱۴‌۰۰‌‌/‌۰‌‌۵/‌‌۲‌‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
📣 کدام درست است؟: «یا ابوالفضل» یا «یا اباالفضل».
Anonymous Quiz
35%
یا اباالفضل.
23%
یا ابوالفضل.
42%
هردو.