گافتار نیک، پاندار نیک، کاردار نیک! 😊
یادآوری:
۱) املای درستِ این نام «زردشت» و آیین او «زردشتی» است.
۲) برای آگاهی بیشتر و دقیقتر از نام زردشت، مقالهٔ «نام زردشت» از رودیگر اشمیت را بخوانید و برای آشنایی با آموزهها و آیین او، کتاب آموزه و آیین زردشت: سه گفتار در گاهانپژوهی از ایلیا گرشویچ، ترجمهٔ منیژه اذکایی و جواد دانشآرا، نشر ثالث.
#واژهشناسی #کتاب_خوب_بخوانیم
۱۴۰۲/۰۸/۱۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
یادآوری:
۱) املای درستِ این نام «زردشت» و آیین او «زردشتی» است.
۲) برای آگاهی بیشتر و دقیقتر از نام زردشت، مقالهٔ «نام زردشت» از رودیگر اشمیت را بخوانید و برای آشنایی با آموزهها و آیین او، کتاب آموزه و آیین زردشت: سه گفتار در گاهانپژوهی از ایلیا گرشویچ، ترجمهٔ منیژه اذکایی و جواد دانشآرا، نشر ثالث.
#واژهشناسی #کتاب_خوب_بخوانیم
۱۴۰۲/۰۸/۱۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍31😁11❤5👌4👏2
۱) «درعوضِ» حرف اضافه است و بیفاصله نوشته میشود و باید کسرۀ آن را هم گذاشت:
«هر خانوادهای آنچه را که مورد احتیاج اوست درعوضِ جنس خود میگیرد، بیآنکه پولی ردوبدل کنند.» (مجتبی مینوی، پانزده گفتار، ص ۱۲۶)
یادآوری:
«عوضِ» و «بهعوضِ» نیز حرف اضافۀ مرکباند (شاهدها از فرهنگ بزرگ سخن، ذیل سرواژۀ «عوض» است):
- «یک مأموریت جزئی داشتم. عوضِ یک ماه یک سال ماندم.» (بزرگ علوی)
- «ای کاش بهعوضِ تو من میسوختم.» (محمد حجازی)
۲) «در عوض» گروه حرفاضافهای است و در نقش قید بهکار میرود. بنابراین بافاصله نوشته میشود و پس از آن نیز باید ویرگول گذاشت:
«اگر بچهاش نشد، غصه نخورَد. در عوض، زیبایی اندامش محفوظ خواهد ماند.» (علیمحمد افغانی، شوهر آهو خانم، ص ۴۱۹)
#فاصلهگذاری #دستورزبان
۱۴۰۲/۰۸/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«هر خانوادهای آنچه را که مورد احتیاج اوست درعوضِ جنس خود میگیرد، بیآنکه پولی ردوبدل کنند.» (مجتبی مینوی، پانزده گفتار، ص ۱۲۶)
یادآوری:
«عوضِ» و «بهعوضِ» نیز حرف اضافۀ مرکباند (شاهدها از فرهنگ بزرگ سخن، ذیل سرواژۀ «عوض» است):
- «یک مأموریت جزئی داشتم. عوضِ یک ماه یک سال ماندم.» (بزرگ علوی)
- «ای کاش بهعوضِ تو من میسوختم.» (محمد حجازی)
۲) «در عوض» گروه حرفاضافهای است و در نقش قید بهکار میرود. بنابراین بافاصله نوشته میشود و پس از آن نیز باید ویرگول گذاشت:
«اگر بچهاش نشد، غصه نخورَد. در عوض، زیبایی اندامش محفوظ خواهد ماند.» (علیمحمد افغانی، شوهر آهو خانم، ص ۴۱۹)
#فاصلهگذاری #دستورزبان
۱۴۰۲/۰۸/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍11❤4👌2😁1
Audio
🔺سارا لطیفیان (از ویرایشآموزان کارگاه آنلاین ویرایش مؤسسۀ متنوک)، دکتری زبان و ادبیات فارسی، از ایلام
🎞ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
🎞ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
👏4👍1😁1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکتهات بگویم!
«*بیهیچ ...» واژه نیست که با نیمفاصله نوشته شود، بلکه یک گروه حرفاضافهای در نقش قید است و بنابراین کاملاً بافاصله نوشته میشود: بی هیچ گزندی، بی هیچ کلامی، و ... . این گروه تشکیل شدهاست از «بی» (حرف اضافه) + یک گروه اسمی: «هیچ» (صفت) + اسم (که معمولاً یک «-ی» نکره هم در پایانِ اسم افزوده میشود).
#فاصلهگذاری #دستورزبان
۱۳۹۹/۰۹/۱۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«*بیهیچ ...» واژه نیست که با نیمفاصله نوشته شود، بلکه یک گروه حرفاضافهای در نقش قید است و بنابراین کاملاً بافاصله نوشته میشود: بی هیچ گزندی، بی هیچ کلامی، و ... . این گروه تشکیل شدهاست از «بی» (حرف اضافه) + یک گروه اسمی: «هیچ» (صفت) + اسم (که معمولاً یک «-ی» نکره هم در پایانِ اسم افزوده میشود).
#فاصلهگذاری #دستورزبان
۱۳۹۹/۰۹/۱۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍22❤3👏3
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
دو نکته دربارۀ «پرستار»
بهمناسبت روز ملی پرستار
۱) «پرستار»، مصوب فرهنگستان برای nurse، در فارسی قدیم به معنای «کنیز یا خدمتکار» و نیز «فرمانبردار» بودهاست:
«اتفاق افتاد که بر پرستاری عاشق شد [= «بر کنیزی عاشق شد»]، قیمت وی صدوپنجاه دینار.» (خواجه نظامالملک، سیاستنامه، ص ۱۶۲)
پرستارِ امرش همه چیز و کس (= «فرمانبردار امرش»)
بنیآدم و مرغ و مور و مگس (سعدی)
۲) میدانیم که پسوند «-ار» تنها به بن ماضی میپیوندد و اسم یا صفت میسازد، مانند «کشتار» و «خریدار». اما «پرستار» تنها واژهای است که از بن مضارع «پرستیدن» (= «پرست») و پسوند «-ار» ساخته شدهاست، زیرا «پرست»، در رویکرد همزمانی، از لحاظ صوری و ساخت آوایی، مانند بنهای ماضی است (برای بررسی تاریخی (درزمانی) ← احمدرضا قائممقامی، «پرستار (بحث لغوی و دستوری)»، مجلۀ فرهنگنویسی، شمارۀ ۱۷ (اسفند ۱۳۹۹)، ص ۵۷ به بعد).
دوازدهم مِی نیز، زادروز خانم فلورانس نایتینگِل، بنیانگذار پرستاری نوین، روز جهانی پرستار است.
God found some of the strongest women and made them nurses.
خداوند برخی از تواناترین زنان را یافت و آنان را پرستار کرد.
#واژهشناسی #دستورزبان
۱۴۰۱/۰۹/۰۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بهمناسبت روز ملی پرستار
۱) «پرستار»، مصوب فرهنگستان برای nurse، در فارسی قدیم به معنای «کنیز یا خدمتکار» و نیز «فرمانبردار» بودهاست:
«اتفاق افتاد که بر پرستاری عاشق شد [= «بر کنیزی عاشق شد»]، قیمت وی صدوپنجاه دینار.» (خواجه نظامالملک، سیاستنامه، ص ۱۶۲)
پرستارِ امرش همه چیز و کس (= «فرمانبردار امرش»)
بنیآدم و مرغ و مور و مگس (سعدی)
۲) میدانیم که پسوند «-ار» تنها به بن ماضی میپیوندد و اسم یا صفت میسازد، مانند «کشتار» و «خریدار». اما «پرستار» تنها واژهای است که از بن مضارع «پرستیدن» (= «پرست») و پسوند «-ار» ساخته شدهاست، زیرا «پرست»، در رویکرد همزمانی، از لحاظ صوری و ساخت آوایی، مانند بنهای ماضی است (برای بررسی تاریخی (درزمانی) ← احمدرضا قائممقامی، «پرستار (بحث لغوی و دستوری)»، مجلۀ فرهنگنویسی، شمارۀ ۱۷ (اسفند ۱۳۹۹)، ص ۵۷ به بعد).
دوازدهم مِی نیز، زادروز خانم فلورانس نایتینگِل، بنیانگذار پرستاری نوین، روز جهانی پرستار است.
God found some of the strongest women and made them nurses.
خداوند برخی از تواناترین زنان را یافت و آنان را پرستار کرد.
#واژهشناسی #دستورزبان
۱۴۰۱/۰۹/۰۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍18❤3
سادهنویسی چیست؟
من سادهنویسی را اینگونه تعریف میکنم:
نوشتن جمله به شیوهای که آسان خوانده و بیدرنگ فهمیده شود، چه کوتاه باشد و چه بلند. به سخن دیگر، هر جملهای ـ با هر موضوعی و برای هر مخاطبی که باشد ـ فقط باید یک بار خوانده شود و با یک بار خوانده شدن هم فهمیده شود (روشن است که سادهنویسی دربرابر پیچیدهنویسی قرار میگیرد، نه لزوماً درازنویسی). اینک دو نمونه:
پیچیده:
آقای خمینی در نامهای که برای مجلس خبرگان قانون اساسی، یعنی مجلس بازنگری قانون اساسی که خودش قبلاً تشکیل داده بود، نوشت گفت: مرجعیت دیگر لازم نیست، فقط شرط اجتهاد کفایت میکند.
ساده:
آقای خمینی در نامهای به مجلس خبرگان قانون اساسی، که پیشتر آن را تشکیل داده بود، نوشت: «مرجعیت دیگر لازم نیست، فقط شرط اجتهاد کفایت میکند.»
پیچیده:
پدرش عبدالله از مردم بلخ در روزگار نوح پسر منصور سامانی كه در آن عهد از شهرهای بزرگ بود، كار دیوانی در روستای خرمیثن در نزدیكی روستای افشنه پیشه و با دختری به نام ستاره ازدواج كرد.
ساده:
پدرش، عبدالله، اهل بلخ بود و در زمان نوح، پسر منصور سامانی، میزیست. در آن زمان، بلخ از شهرهای بزرگ بود. عبدالله در روستای خُرمَیثَن در نزدیکی اَفشَنه به پیشۀ دیوانی پرداخت و با دختری به نام ستاره ازدواج کرد.
اما اینکه چگونه ساده بنویسیم و جملهها را ساده کنیم بحث دیگری است که باید روشهای آن را آموخت.
این را هم ببینید: جملههای «دیریاب» و «زودیاب».
#ویرایش_زبانی
۱۴۰۲/۰۹/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
من سادهنویسی را اینگونه تعریف میکنم:
نوشتن جمله به شیوهای که آسان خوانده و بیدرنگ فهمیده شود، چه کوتاه باشد و چه بلند. به سخن دیگر، هر جملهای ـ با هر موضوعی و برای هر مخاطبی که باشد ـ فقط باید یک بار خوانده شود و با یک بار خوانده شدن هم فهمیده شود (روشن است که سادهنویسی دربرابر پیچیدهنویسی قرار میگیرد، نه لزوماً درازنویسی). اینک دو نمونه:
پیچیده:
آقای خمینی در نامهای که برای مجلس خبرگان قانون اساسی، یعنی مجلس بازنگری قانون اساسی که خودش قبلاً تشکیل داده بود، نوشت گفت: مرجعیت دیگر لازم نیست، فقط شرط اجتهاد کفایت میکند.
ساده:
آقای خمینی در نامهای به مجلس خبرگان قانون اساسی، که پیشتر آن را تشکیل داده بود، نوشت: «مرجعیت دیگر لازم نیست، فقط شرط اجتهاد کفایت میکند.»
پیچیده:
پدرش عبدالله از مردم بلخ در روزگار نوح پسر منصور سامانی كه در آن عهد از شهرهای بزرگ بود، كار دیوانی در روستای خرمیثن در نزدیكی روستای افشنه پیشه و با دختری به نام ستاره ازدواج كرد.
ساده:
پدرش، عبدالله، اهل بلخ بود و در زمان نوح، پسر منصور سامانی، میزیست. در آن زمان، بلخ از شهرهای بزرگ بود. عبدالله در روستای خُرمَیثَن در نزدیکی اَفشَنه به پیشۀ دیوانی پرداخت و با دختری به نام ستاره ازدواج کرد.
اما اینکه چگونه ساده بنویسیم و جملهها را ساده کنیم بحث دیگری است که باید روشهای آن را آموخت.
این را هم ببینید: جملههای «دیریاب» و «زودیاب».
#ویرایش_زبانی
۱۴۰۲/۰۹/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍22❤8👏1🙏1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
#چالش_ویرایش
ویراسته:
سلام. خوبی رفیق؟ میخوام ازت دعوت کنم تا یک بار داستان کوتاه کوک چهارمو بخونی. خیلیخیلی قشنگه. یادت نرهها! خداحافظ.
مهمترین نکتهها:
۱) «یک بار» عدد + معدود (گروه اسمی) است و بافاصله نوشته میشود: یک/ ده/ صد بار؛ یک بار/ دفعه/ مرتبه. این را هم ببینید: فاصلهگذاری ۳۳۵ واژه و عبارت «یک»دار.
۲) صورت گفتاری «را»، اگر پس از واژۀ پایانیافته به صامت بیاید، «-و» است و با نیمفاصله نوشته میشود: داستان کوتاه کوک چهارمو.
۳) داستان را مطالعه نمیکنند، میخوانند. پس «خواندن» بهتر است.
۴) «خیلیخیلی» با نیمفاصله نوشته میشود. دلیلش را اینجا ببینید.
۵) نوشتن واژهبست «-ها» با املای «آ» نادرست است. بیشتر بدانید: واژهبست «-ها».
#گفتارینویسی
۱۴۰۱/۱۰/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
ویراسته:
سلام. خوبی رفیق؟ میخوام ازت دعوت کنم تا یک بار داستان کوتاه کوک چهارمو بخونی. خیلیخیلی قشنگه. یادت نرهها! خداحافظ.
مهمترین نکتهها:
۱) «یک بار» عدد + معدود (گروه اسمی) است و بافاصله نوشته میشود: یک/ ده/ صد بار؛ یک بار/ دفعه/ مرتبه. این را هم ببینید: فاصلهگذاری ۳۳۵ واژه و عبارت «یک»دار.
۲) صورت گفتاری «را»، اگر پس از واژۀ پایانیافته به صامت بیاید، «-و» است و با نیمفاصله نوشته میشود: داستان کوتاه کوک چهارمو.
۳) داستان را مطالعه نمیکنند، میخوانند. پس «خواندن» بهتر است.
۴) «خیلیخیلی» با نیمفاصله نوشته میشود. دلیلش را اینجا ببینید.
۵) نوشتن واژهبست «-ها» با املای «آ» نادرست است. بیشتر بدانید: واژهبست «-ها».
#گفتارینویسی
۱۴۰۱/۱۰/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌14👍4
#چالش_ویرایش
ویراسته:
معاون بازرگانی سازمان صمت اصفهان با اشاره به استفاده از کنجد در نانواییها گفت:
هیچیک از نانواییهای یارانهایِ استان نباید از کنجد استفاده کنند و تنها موظف به پخت نان مصوب هستند.
نکتهها:
۱) وقتی «افزود» درست است که ابتدا سخنی گفته باشد و سپس چیزی بر آن بیفزاید.
۲) در این جمله، با فعل منفیِ «ندارند» باید «هیچیک» بیاید، نه «همه».
۳) «نانوای یارانهای» نداریم، «نانوایی یارانهای» داریم.
#ویرایش_زبانی
۱۴۰۲/۰۹/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
ویراسته:
معاون بازرگانی سازمان صمت اصفهان با اشاره به استفاده از کنجد در نانواییها گفت:
هیچیک از نانواییهای یارانهایِ استان نباید از کنجد استفاده کنند و تنها موظف به پخت نان مصوب هستند.
نکتهها:
۱) وقتی «افزود» درست است که ابتدا سخنی گفته باشد و سپس چیزی بر آن بیفزاید.
۲) در این جمله، با فعل منفیِ «ندارند» باید «هیچیک» بیاید، نه «همه».
۳) «نانوای یارانهای» نداریم، «نانوایی یارانهای» داریم.
#ویرایش_زبانی
۱۴۰۲/۰۹/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍17👌4
Forwarded from نتایج و نظرات ویرایشآموزان متنوک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺نازی سنگسفیدی، دکتری زبان و ادبیات فارسی، از خراسان رضوی (سبزوار)
🎞ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🎞ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍5
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
شیوۀ نگارش واژۀ پایانیافته به واکه + فعل «است» در گفتارینویسی
واکۀ a: جواب من نَهئه.
واکۀ e: خونهشون پُر گربهس.
واکۀ o: اون کتابه مال توئه؟
واکۀ â: این عکس سارائه/ ساراس.
واکۀ u: این که شامپوئه، نرمکننده نیست.
واکۀ i: شالش قهوهایه، ولی مانتوش آبیه.
این را هم ببینید: قواعد گفتارینویسی فعلهای ربطی.
#املا_رسمالخط #گفتارینویسی
۱۴۰۱/۱۰/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
واکۀ a: جواب من نَهئه.
واکۀ e: خونهشون پُر گربهس.
واکۀ o: اون کتابه مال توئه؟
واکۀ â: این عکس سارائه/ ساراس.
واکۀ u: این که شامپوئه، نرمکننده نیست.
واکۀ i: شالش قهوهایه، ولی مانتوش آبیه.
این را هم ببینید: قواعد گفتارینویسی فعلهای ربطی.
#املا_رسمالخط #گفتارینویسی
۱۴۰۱/۱۰/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌8❤4👍1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
معیار ترجیح وامواژههای دواملایی چیست؟ «ایدهآل» یا «ایدئال»؟
#املا_رسمالخط
۱۴۰۱/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
#املا_رسمالخط
۱۴۰۱/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤7👌5👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکتهات بگویم!
یکی از کاربردهای نقطهویرگول قبل از جملهای است که از نظر دستوری کامل است، ولی نمیتواند بهتنهایی بهکار رود، چون فقط با جملۀ پیش از خود معنا مییابد و کاملاً به آن مرتبط است. بنابراین جملۀ تصویر را اینگونه نشانهگذاری میکنیم:
«جدایی مانند قطعِعضو است؛ زنده میمانی، اما کمتر از پیش هستی.» (مارگارت اَتوود)
یادآوری:
کسرۀ «قطعِعضو» خفیف است و بنابراین با نیمفاصله نوشته میشود، مانند «قطعِامید»، «قطعِرابطه»، و «قطعِنظر» (گذاشتن کسرهها الزامی نیست).
این را هم ببینید: ۴ کاربرد نقطهویرگول!
#نشانهگذاری #فاصلهگذاری
۱۳۹۹/۰۸/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
یکی از کاربردهای نقطهویرگول قبل از جملهای است که از نظر دستوری کامل است، ولی نمیتواند بهتنهایی بهکار رود، چون فقط با جملۀ پیش از خود معنا مییابد و کاملاً به آن مرتبط است. بنابراین جملۀ تصویر را اینگونه نشانهگذاری میکنیم:
«جدایی مانند قطعِعضو است؛ زنده میمانی، اما کمتر از پیش هستی.» (مارگارت اَتوود)
یادآوری:
کسرۀ «قطعِعضو» خفیف است و بنابراین با نیمفاصله نوشته میشود، مانند «قطعِامید»، «قطعِرابطه»، و «قطعِنظر» (گذاشتن کسرهها الزامی نیست).
این را هم ببینید: ۴ کاربرد نقطهویرگول!
#نشانهگذاری #فاصلهگذاری
۱۳۹۹/۰۸/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍13❤6👌6
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
«مابازا» یا «مابهازا»؟
واژۀ عربی «مابازاء»، به معنای «آنچه در مقابل چیزی قرار دارد یا داده میشود»، مرکب است از «ما» + «بـ» + «ازاء». پس املای درست آن «مابازاء» است، نه *مابهازاء، چون «بـ» حرف جَرِّ عربی است، نه حرف اضافۀ فارسی.
همزه یا بهاصطلاح «بست چاکنایی» در فارسی تلفظ نمیشود. بنابراین مینویسیم «مابازا» (بدون همزۀ پایانی)، مانند «آرا، اعضا، املا، انشا». در حالت اضافه، فقط «یِ»یِ میانجی افزوده میشود: «۱۲ روز کسر خدمت مابازای یک ماه ایثارگری» (از یک وبگاه خبری).
یادآوری:
این پنچ واژه به همین صورت نوشته میشوند (یعنی با «به»): «مابهالاختلاف»، «مابهالاشتراک»، «مابهالامتیاز»، «مابهالتفاوت»، «مابهالنزاع». البته این «به»ها حرف جَرّ + ضمیرند، نه «به»ی فارسی.
#واژهشناسی #املا_رسمالخط
۱۳۹۹/۰۹/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
واژۀ عربی «مابازاء»، به معنای «آنچه در مقابل چیزی قرار دارد یا داده میشود»، مرکب است از «ما» + «بـ» + «ازاء». پس املای درست آن «مابازاء» است، نه *مابهازاء، چون «بـ» حرف جَرِّ عربی است، نه حرف اضافۀ فارسی.
همزه یا بهاصطلاح «بست چاکنایی» در فارسی تلفظ نمیشود. بنابراین مینویسیم «مابازا» (بدون همزۀ پایانی)، مانند «آرا، اعضا، املا، انشا». در حالت اضافه، فقط «یِ»یِ میانجی افزوده میشود: «۱۲ روز کسر خدمت مابازای یک ماه ایثارگری» (از یک وبگاه خبری).
یادآوری:
این پنچ واژه به همین صورت نوشته میشوند (یعنی با «به»): «مابهالاختلاف»، «مابهالاشتراک»، «مابهالامتیاز»، «مابهالتفاوت»، «مابهالنزاع». البته این «به»ها حرف جَرّ + ضمیرند، نه «به»ی فارسی.
#واژهشناسی #املا_رسمالخط
۱۳۹۹/۰۹/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌13👍6❤5👏4
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
🔺مهندسی تحول در HSE ناشر: فدک ایساتیس متنِ این کتاب در مؤسسۀ متنوک و به کوشش ویراستارانِ مؤسسه ویرایش شدهاست. ارسال سفارش: zil.ink/matnook_support @Matnook_com instagram.com/matnook_com
ترجمۀ این کتاب در مؤسسۀ متنوک مقابله و سپس ویرایش شدهاست.
#نمونهکارها
سفارش ویرایش:
zil.ink/matnook_support
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
#نمونهکارها
سفارش ویرایش:
zil.ink/matnook_support
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤7👏4👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
قصۀ میلاد عیسىبن مریم
بهمناسبت ۴ دی/ ۲۵ دسامبر، زادروز وی
اما حدیث عیسىبن مریم علیهالسلام چنان بود که زکریا علیهالسلام یکى حجره داشت که از بهر مریم پرداخته بود و هیچ خلق بدان حجره نرفتى هرگز، مگر زکریا. و چون [مریم] به جایگاه حیض رسید، یک بار حایض شد و پاک گشت و دوم بار حایض شد و پاک گشت. پس زکریا بفرمود تا او را آب بردند تا سر بشورد. و چون آب برده بودند، مریم درِ خانه استوار کرد و پرده بر سر بام ببست و سر خویش بشست و جامه اندر پوشید و درِ خانه همچنان محکم بسته بود. ناگاه نگاه کرد، مردى را دید آنجا ایستاده! و مریم از او بشکوهید و بهراسید و گفت: بازداشت خواهم به خداى از تو، اگر پرهیزگارى. و آن مرد جبریل علیهالسلام بود به صورت مردى آنجا ایستاده. پس چون جبریل علیهالسلام دانست که او بترسیدهاست از وى، همانگاه خویشتن را آشکارا کرد و گفت: مترس که من جبریلم، رسول خداى عزوجل، و آمدهام تا ترا بدهم غلامى پاک. پس مریم گفت: چگونه باشد مرا فرزندى، و هیچ آدمى مرا بِنَساویدهاست [= لمس نکردهاست] و گِرد من نگردیده و من نیز نبودم بلاوه [= بلایه: زن بدکاره]. گفت: آرى چنین است، ولکن خداى تعالى گفت بیافرینم آنچه خواهم. پس جبریل به مریم اندر دمید تا مریم بار گرفت با عیسى. و همچنان همى بود تا وقت بار نهادن.
پس چون مریم را درد زادن گرفت، برخاست و از شهر بیرون رفت و بدان صحرا یک بُنِ [= درختِ] خرما بود خشکشده و بر بُنِ [= پایِ] آن درخت بنشست و درد همى خورد و همى بود از درد زادن که بگرفته بود و از شرم مردمان میگفت که اى واى! بارى [= ای کاش] من بِمُردمى پیش از این یا هرگز خود نبودمى. پس بدان بُنِ خرمابُن رفت و دست در آن خرمابن زد. و سالها بود تا آن خرمابن خشک شده بود. و چون مریم دست در آن زد، حقتعالى به قدرت خویش آن را سبز گردانید و خرما بدو پیدا آمد.
و چون عیسى از مادر در وجود آمد، همان ساعت مادر را آواز داد و گفت: هیچ اندوه مدار که خداى عزوجل بدان جوىْ آبِ روان بازداد. برخیز و این درخت را بجنبان تا خرما فرو ریزد و خرما بخور و آب که در جو میآید بخور و هیچ اندوه مبر و با هیچ خلق سخن مگوى و هر کس که پیش تو آید و سخنى پرسد یا گوید، بگو که من روزۀ نذر کردهام. و در آن وقت هر کس که روزه داشتى با کسى سخنى نگفتى. پس چون مریم آواز شنید که اینک آب روان بخور و از این درختْ خرما فرو ریز و بخور، مریم گفت: یا رب، چون بود که در آن وقت که بدان حجره اندر میبودم، در زمستان میوۀ تابستانى سو[ى] من میفرستادى و در تابستان میوۀ زمستانى و اکنون این درخت را همى باید جنبانید تا خرما فرو ریزد و بخورم؟ آوازى آمد که: از بهر آنکه اکنون دلت دو تا گشتهاست و در آن وقت یک تا بود.
پس مردمان جمله روىْ سوى زکریا نهادند و او را گفتند که: این زن را چرا نگاه نداشتى تا آبستن گشت و فرزندى آورد؟ زکریا گفت: هرگز هیچ آدمى سوى او نرفت و او را چنان نگاه داشتم که هیچ خلقى روى او نیز هم ندید. پس جمله مردمان برخاستند و پیش مریم رفتند و گفتند که: اى مریم، تو این کودک را از کجا آوردى؟ و هرگز تو هیچ شوهر نکردهاى. پس مریم ایشان را چنان نمود که من روزه مىدارم و با کس سخن نمىگویم. و روزۀ ایشان بدان وقت چنان بود که از سخن و گفتار بازایستادندى و هیچ سخن با کس نگفتندى و از طعام خوردن بازایستادندى. [آنگاه] اشارت کرد سوى عیسى. ایشان گفتند که: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن گوییم؟ عیسى علیهالسلام گفت: منم بندۀ خداى عزوجل و مرا بدهد کتاب، یعنى انجیل، و مرا پیغامبرى کند و مرا کند مبارک، هر کجا که باشم، و مرا اندرز کرد به روزه و نماز و زکات دادن تا زنده باشم. مرا فرمود نیکى کردن با مادرِ من و نکرد مرا جبارى بدبخت. پس گفت: سلام باد از خداى بر من آن روز که بزادم از مادر و آن روز که بمیرم و آن روز که مرا برانگیزند.
پس چون عیسى علیهالسلام این سخنها بگفت، خلق بر او فتنه شدند و خلق از بهر عیسى به سه گروه شدند. گروهى گفتند عیسى پسر خدای است و گروهى گفتند عیسى خود خدای است که بر آسمان بود و اکنون فرو آمد و به شکم مریم اندر شد و اکنون بیرون آمد و با خلقان سخن همى گوید و گروهى گفتند نه، که او پیغامبر خدای است.
ترجمۀ تفسیر طبری (چاپ دوم: تهران، توس، ۱۳۵۶)، به کوشش حبیب یغمایی، ج ۱، ص ۲۱۴ تا ۲۱۸ (با اندکی تلخیص و ویرایش)
#پرسه_در_متون
۱۴۰۱/۱۰/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بهمناسبت ۴ دی/ ۲۵ دسامبر، زادروز وی
اما حدیث عیسىبن مریم علیهالسلام چنان بود که زکریا علیهالسلام یکى حجره داشت که از بهر مریم پرداخته بود و هیچ خلق بدان حجره نرفتى هرگز، مگر زکریا. و چون [مریم] به جایگاه حیض رسید، یک بار حایض شد و پاک گشت و دوم بار حایض شد و پاک گشت. پس زکریا بفرمود تا او را آب بردند تا سر بشورد. و چون آب برده بودند، مریم درِ خانه استوار کرد و پرده بر سر بام ببست و سر خویش بشست و جامه اندر پوشید و درِ خانه همچنان محکم بسته بود. ناگاه نگاه کرد، مردى را دید آنجا ایستاده! و مریم از او بشکوهید و بهراسید و گفت: بازداشت خواهم به خداى از تو، اگر پرهیزگارى. و آن مرد جبریل علیهالسلام بود به صورت مردى آنجا ایستاده. پس چون جبریل علیهالسلام دانست که او بترسیدهاست از وى، همانگاه خویشتن را آشکارا کرد و گفت: مترس که من جبریلم، رسول خداى عزوجل، و آمدهام تا ترا بدهم غلامى پاک. پس مریم گفت: چگونه باشد مرا فرزندى، و هیچ آدمى مرا بِنَساویدهاست [= لمس نکردهاست] و گِرد من نگردیده و من نیز نبودم بلاوه [= بلایه: زن بدکاره]. گفت: آرى چنین است، ولکن خداى تعالى گفت بیافرینم آنچه خواهم. پس جبریل به مریم اندر دمید تا مریم بار گرفت با عیسى. و همچنان همى بود تا وقت بار نهادن.
پس چون مریم را درد زادن گرفت، برخاست و از شهر بیرون رفت و بدان صحرا یک بُنِ [= درختِ] خرما بود خشکشده و بر بُنِ [= پایِ] آن درخت بنشست و درد همى خورد و همى بود از درد زادن که بگرفته بود و از شرم مردمان میگفت که اى واى! بارى [= ای کاش] من بِمُردمى پیش از این یا هرگز خود نبودمى. پس بدان بُنِ خرمابُن رفت و دست در آن خرمابن زد. و سالها بود تا آن خرمابن خشک شده بود. و چون مریم دست در آن زد، حقتعالى به قدرت خویش آن را سبز گردانید و خرما بدو پیدا آمد.
و چون عیسى از مادر در وجود آمد، همان ساعت مادر را آواز داد و گفت: هیچ اندوه مدار که خداى عزوجل بدان جوىْ آبِ روان بازداد. برخیز و این درخت را بجنبان تا خرما فرو ریزد و خرما بخور و آب که در جو میآید بخور و هیچ اندوه مبر و با هیچ خلق سخن مگوى و هر کس که پیش تو آید و سخنى پرسد یا گوید، بگو که من روزۀ نذر کردهام. و در آن وقت هر کس که روزه داشتى با کسى سخنى نگفتى. پس چون مریم آواز شنید که اینک آب روان بخور و از این درختْ خرما فرو ریز و بخور، مریم گفت: یا رب، چون بود که در آن وقت که بدان حجره اندر میبودم، در زمستان میوۀ تابستانى سو[ى] من میفرستادى و در تابستان میوۀ زمستانى و اکنون این درخت را همى باید جنبانید تا خرما فرو ریزد و بخورم؟ آوازى آمد که: از بهر آنکه اکنون دلت دو تا گشتهاست و در آن وقت یک تا بود.
پس مردمان جمله روىْ سوى زکریا نهادند و او را گفتند که: این زن را چرا نگاه نداشتى تا آبستن گشت و فرزندى آورد؟ زکریا گفت: هرگز هیچ آدمى سوى او نرفت و او را چنان نگاه داشتم که هیچ خلقى روى او نیز هم ندید. پس جمله مردمان برخاستند و پیش مریم رفتند و گفتند که: اى مریم، تو این کودک را از کجا آوردى؟ و هرگز تو هیچ شوهر نکردهاى. پس مریم ایشان را چنان نمود که من روزه مىدارم و با کس سخن نمىگویم. و روزۀ ایشان بدان وقت چنان بود که از سخن و گفتار بازایستادندى و هیچ سخن با کس نگفتندى و از طعام خوردن بازایستادندى. [آنگاه] اشارت کرد سوى عیسى. ایشان گفتند که: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن گوییم؟ عیسى علیهالسلام گفت: منم بندۀ خداى عزوجل و مرا بدهد کتاب، یعنى انجیل، و مرا پیغامبرى کند و مرا کند مبارک، هر کجا که باشم، و مرا اندرز کرد به روزه و نماز و زکات دادن تا زنده باشم. مرا فرمود نیکى کردن با مادرِ من و نکرد مرا جبارى بدبخت. پس گفت: سلام باد از خداى بر من آن روز که بزادم از مادر و آن روز که بمیرم و آن روز که مرا برانگیزند.
پس چون عیسى علیهالسلام این سخنها بگفت، خلق بر او فتنه شدند و خلق از بهر عیسى به سه گروه شدند. گروهى گفتند عیسى پسر خدای است و گروهى گفتند عیسى خود خدای است که بر آسمان بود و اکنون فرو آمد و به شکم مریم اندر شد و اکنون بیرون آمد و با خلقان سخن همى گوید و گروهى گفتند نه، که او پیغامبر خدای است.
ترجمۀ تفسیر طبری (چاپ دوم: تهران، توس، ۱۳۵۶)، به کوشش حبیب یغمایی، ج ۱، ص ۲۱۴ تا ۲۱۸ (با اندکی تلخیص و ویرایش)
#پرسه_در_متون
۱۴۰۱/۱۰/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤18👌4👍3👏2