Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
#چالش_ویرایش
ویراسته:
سلام. خوبی رفیق؟ میخوام ازت دعوت کنم تا یک بار داستان کوتاه کوک چهارمو بخونی. خیلیخیلی قشنگه. یادت نرهها! خداحافظ.
مهمترین نکتهها:
۱) «یک بار» عدد + معدود (گروه اسمی) است و بافاصله نوشته میشود: یک/ ده/ صد بار؛ یک بار/ دفعه/ مرتبه. این را هم ببینید: فاصلهگذاری ۳۳۵ واژه و عبارت «یک»دار.
۲) صورت گفتاری «را»، اگر پس از واژۀ پایانیافته به صامت بیاید، «-و» است و با نیمفاصله نوشته میشود: داستان کوتاه کوک چهارمو.
۳) داستان را مطالعه نمیکنند، میخوانند. پس «خواندن» بهتر است.
۴) «خیلیخیلی» با نیمفاصله نوشته میشود. دلیلش را اینجا ببینید.
۵) نوشتن واژهبست «-ها» با املای «آ» نادرست است. بیشتر بدانید: واژهبست «-ها».
#گفتارینویسی
۱۴۰۱/۱۰/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
ویراسته:
سلام. خوبی رفیق؟ میخوام ازت دعوت کنم تا یک بار داستان کوتاه کوک چهارمو بخونی. خیلیخیلی قشنگه. یادت نرهها! خداحافظ.
مهمترین نکتهها:
۱) «یک بار» عدد + معدود (گروه اسمی) است و بافاصله نوشته میشود: یک/ ده/ صد بار؛ یک بار/ دفعه/ مرتبه. این را هم ببینید: فاصلهگذاری ۳۳۵ واژه و عبارت «یک»دار.
۲) صورت گفتاری «را»، اگر پس از واژۀ پایانیافته به صامت بیاید، «-و» است و با نیمفاصله نوشته میشود: داستان کوتاه کوک چهارمو.
۳) داستان را مطالعه نمیکنند، میخوانند. پس «خواندن» بهتر است.
۴) «خیلیخیلی» با نیمفاصله نوشته میشود. دلیلش را اینجا ببینید.
۵) نوشتن واژهبست «-ها» با املای «آ» نادرست است. بیشتر بدانید: واژهبست «-ها».
#گفتارینویسی
۱۴۰۱/۱۰/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌14👍4
#چالش_ویرایش
ویراسته:
معاون بازرگانی سازمان صمت اصفهان با اشاره به استفاده از کنجد در نانواییها گفت:
هیچیک از نانواییهای یارانهایِ استان نباید از کنجد استفاده کنند و تنها موظف به پخت نان مصوب هستند.
نکتهها:
۱) وقتی «افزود» درست است که ابتدا سخنی گفته باشد و سپس چیزی بر آن بیفزاید.
۲) در این جمله، با فعل منفیِ «ندارند» باید «هیچیک» بیاید، نه «همه».
۳) «نانوای یارانهای» نداریم، «نانوایی یارانهای» داریم.
#ویرایش_زبانی
۱۴۰۲/۰۹/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
ویراسته:
معاون بازرگانی سازمان صمت اصفهان با اشاره به استفاده از کنجد در نانواییها گفت:
هیچیک از نانواییهای یارانهایِ استان نباید از کنجد استفاده کنند و تنها موظف به پخت نان مصوب هستند.
نکتهها:
۱) وقتی «افزود» درست است که ابتدا سخنی گفته باشد و سپس چیزی بر آن بیفزاید.
۲) در این جمله، با فعل منفیِ «ندارند» باید «هیچیک» بیاید، نه «همه».
۳) «نانوای یارانهای» نداریم، «نانوایی یارانهای» داریم.
#ویرایش_زبانی
۱۴۰۲/۰۹/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍17👌4
Forwarded from نتایج و نظرات ویرایشآموزان متنوک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺نازی سنگسفیدی، دکتری زبان و ادبیات فارسی، از خراسان رضوی (سبزوار)
🎞ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🎞ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍5
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
شیوۀ نگارش واژۀ پایانیافته به واکه + فعل «است» در گفتارینویسی
واکۀ a: جواب من نَهئه.
واکۀ e: خونهشون پُر گربهس.
واکۀ o: اون کتابه مال توئه؟
واکۀ â: این عکس سارائه/ ساراس.
واکۀ u: این که شامپوئه، نرمکننده نیست.
واکۀ i: شالش قهوهایه، ولی مانتوش آبیه.
این را هم ببینید: قواعد گفتارینویسی فعلهای ربطی.
#املا_رسمالخط #گفتارینویسی
۱۴۰۱/۱۰/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
واکۀ a: جواب من نَهئه.
واکۀ e: خونهشون پُر گربهس.
واکۀ o: اون کتابه مال توئه؟
واکۀ â: این عکس سارائه/ ساراس.
واکۀ u: این که شامپوئه، نرمکننده نیست.
واکۀ i: شالش قهوهایه، ولی مانتوش آبیه.
این را هم ببینید: قواعد گفتارینویسی فعلهای ربطی.
#املا_رسمالخط #گفتارینویسی
۱۴۰۱/۱۰/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌8❤4👍1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
معیار ترجیح وامواژههای دواملایی چیست؟ «ایدهآل» یا «ایدئال»؟
#املا_رسمالخط
۱۴۰۱/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
#املا_رسمالخط
۱۴۰۱/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤7👌5👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکتهات بگویم!
یکی از کاربردهای نقطهویرگول قبل از جملهای است که از نظر دستوری کامل است، ولی نمیتواند بهتنهایی بهکار رود، چون فقط با جملۀ پیش از خود معنا مییابد و کاملاً به آن مرتبط است. بنابراین جملۀ تصویر را اینگونه نشانهگذاری میکنیم:
«جدایی مانند قطعِعضو است؛ زنده میمانی، اما کمتر از پیش هستی.» (مارگارت اَتوود)
یادآوری:
کسرۀ «قطعِعضو» خفیف است و بنابراین با نیمفاصله نوشته میشود، مانند «قطعِامید»، «قطعِرابطه»، و «قطعِنظر» (گذاشتن کسرهها الزامی نیست).
این را هم ببینید: ۴ کاربرد نقطهویرگول!
#نشانهگذاری #فاصلهگذاری
۱۳۹۹/۰۸/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
یکی از کاربردهای نقطهویرگول قبل از جملهای است که از نظر دستوری کامل است، ولی نمیتواند بهتنهایی بهکار رود، چون فقط با جملۀ پیش از خود معنا مییابد و کاملاً به آن مرتبط است. بنابراین جملۀ تصویر را اینگونه نشانهگذاری میکنیم:
«جدایی مانند قطعِعضو است؛ زنده میمانی، اما کمتر از پیش هستی.» (مارگارت اَتوود)
یادآوری:
کسرۀ «قطعِعضو» خفیف است و بنابراین با نیمفاصله نوشته میشود، مانند «قطعِامید»، «قطعِرابطه»، و «قطعِنظر» (گذاشتن کسرهها الزامی نیست).
این را هم ببینید: ۴ کاربرد نقطهویرگول!
#نشانهگذاری #فاصلهگذاری
۱۳۹۹/۰۸/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍13❤6👌6
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
«مابازا» یا «مابهازا»؟
واژۀ عربی «مابازاء»، به معنای «آنچه در مقابل چیزی قرار دارد یا داده میشود»، مرکب است از «ما» + «بـ» + «ازاء». پس املای درست آن «مابازاء» است، نه *مابهازاء، چون «بـ» حرف جَرِّ عربی است، نه حرف اضافۀ فارسی.
همزه یا بهاصطلاح «بست چاکنایی» در فارسی تلفظ نمیشود. بنابراین مینویسیم «مابازا» (بدون همزۀ پایانی)، مانند «آرا، اعضا، املا، انشا». در حالت اضافه، فقط «یِ»یِ میانجی افزوده میشود: «۱۲ روز کسر خدمت مابازای یک ماه ایثارگری» (از یک وبگاه خبری).
یادآوری:
این پنچ واژه به همین صورت نوشته میشوند (یعنی با «به»): «مابهالاختلاف»، «مابهالاشتراک»، «مابهالامتیاز»، «مابهالتفاوت»، «مابهالنزاع». البته این «به»ها حرف جَرّ + ضمیرند، نه «به»ی فارسی.
#واژهشناسی #املا_رسمالخط
۱۳۹۹/۰۹/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
واژۀ عربی «مابازاء»، به معنای «آنچه در مقابل چیزی قرار دارد یا داده میشود»، مرکب است از «ما» + «بـ» + «ازاء». پس املای درست آن «مابازاء» است، نه *مابهازاء، چون «بـ» حرف جَرِّ عربی است، نه حرف اضافۀ فارسی.
همزه یا بهاصطلاح «بست چاکنایی» در فارسی تلفظ نمیشود. بنابراین مینویسیم «مابازا» (بدون همزۀ پایانی)، مانند «آرا، اعضا، املا، انشا». در حالت اضافه، فقط «یِ»یِ میانجی افزوده میشود: «۱۲ روز کسر خدمت مابازای یک ماه ایثارگری» (از یک وبگاه خبری).
یادآوری:
این پنچ واژه به همین صورت نوشته میشوند (یعنی با «به»): «مابهالاختلاف»، «مابهالاشتراک»، «مابهالامتیاز»، «مابهالتفاوت»، «مابهالنزاع». البته این «به»ها حرف جَرّ + ضمیرند، نه «به»ی فارسی.
#واژهشناسی #املا_رسمالخط
۱۳۹۹/۰۹/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌13👍6❤5👏4
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
🔺مهندسی تحول در HSE ناشر: فدک ایساتیس متنِ این کتاب در مؤسسۀ متنوک و به کوشش ویراستارانِ مؤسسه ویرایش شدهاست. ارسال سفارش: zil.ink/matnook_support @Matnook_com instagram.com/matnook_com
ترجمۀ این کتاب در مؤسسۀ متنوک مقابله و سپس ویرایش شدهاست.
#نمونهکارها
سفارش ویرایش:
zil.ink/matnook_support
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
#نمونهکارها
سفارش ویرایش:
zil.ink/matnook_support
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤7👏4👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
قصۀ میلاد عیسىبن مریم
بهمناسبت ۴ دی/ ۲۵ دسامبر، زادروز وی
اما حدیث عیسىبن مریم علیهالسلام چنان بود که زکریا علیهالسلام یکى حجره داشت که از بهر مریم پرداخته بود و هیچ خلق بدان حجره نرفتى هرگز، مگر زکریا. و چون [مریم] به جایگاه حیض رسید، یک بار حایض شد و پاک گشت و دوم بار حایض شد و پاک گشت. پس زکریا بفرمود تا او را آب بردند تا سر بشورد. و چون آب برده بودند، مریم درِ خانه استوار کرد و پرده بر سر بام ببست و سر خویش بشست و جامه اندر پوشید و درِ خانه همچنان محکم بسته بود. ناگاه نگاه کرد، مردى را دید آنجا ایستاده! و مریم از او بشکوهید و بهراسید و گفت: بازداشت خواهم به خداى از تو، اگر پرهیزگارى. و آن مرد جبریل علیهالسلام بود به صورت مردى آنجا ایستاده. پس چون جبریل علیهالسلام دانست که او بترسیدهاست از وى، همانگاه خویشتن را آشکارا کرد و گفت: مترس که من جبریلم، رسول خداى عزوجل، و آمدهام تا ترا بدهم غلامى پاک. پس مریم گفت: چگونه باشد مرا فرزندى، و هیچ آدمى مرا بِنَساویدهاست [= لمس نکردهاست] و گِرد من نگردیده و من نیز نبودم بلاوه [= بلایه: زن بدکاره]. گفت: آرى چنین است، ولکن خداى تعالى گفت بیافرینم آنچه خواهم. پس جبریل به مریم اندر دمید تا مریم بار گرفت با عیسى. و همچنان همى بود تا وقت بار نهادن.
پس چون مریم را درد زادن گرفت، برخاست و از شهر بیرون رفت و بدان صحرا یک بُنِ [= درختِ] خرما بود خشکشده و بر بُنِ [= پایِ] آن درخت بنشست و درد همى خورد و همى بود از درد زادن که بگرفته بود و از شرم مردمان میگفت که اى واى! بارى [= ای کاش] من بِمُردمى پیش از این یا هرگز خود نبودمى. پس بدان بُنِ خرمابُن رفت و دست در آن خرمابن زد. و سالها بود تا آن خرمابن خشک شده بود. و چون مریم دست در آن زد، حقتعالى به قدرت خویش آن را سبز گردانید و خرما بدو پیدا آمد.
و چون عیسى از مادر در وجود آمد، همان ساعت مادر را آواز داد و گفت: هیچ اندوه مدار که خداى عزوجل بدان جوىْ آبِ روان بازداد. برخیز و این درخت را بجنبان تا خرما فرو ریزد و خرما بخور و آب که در جو میآید بخور و هیچ اندوه مبر و با هیچ خلق سخن مگوى و هر کس که پیش تو آید و سخنى پرسد یا گوید، بگو که من روزۀ نذر کردهام. و در آن وقت هر کس که روزه داشتى با کسى سخنى نگفتى. پس چون مریم آواز شنید که اینک آب روان بخور و از این درختْ خرما فرو ریز و بخور، مریم گفت: یا رب، چون بود که در آن وقت که بدان حجره اندر میبودم، در زمستان میوۀ تابستانى سو[ى] من میفرستادى و در تابستان میوۀ زمستانى و اکنون این درخت را همى باید جنبانید تا خرما فرو ریزد و بخورم؟ آوازى آمد که: از بهر آنکه اکنون دلت دو تا گشتهاست و در آن وقت یک تا بود.
پس مردمان جمله روىْ سوى زکریا نهادند و او را گفتند که: این زن را چرا نگاه نداشتى تا آبستن گشت و فرزندى آورد؟ زکریا گفت: هرگز هیچ آدمى سوى او نرفت و او را چنان نگاه داشتم که هیچ خلقى روى او نیز هم ندید. پس جمله مردمان برخاستند و پیش مریم رفتند و گفتند که: اى مریم، تو این کودک را از کجا آوردى؟ و هرگز تو هیچ شوهر نکردهاى. پس مریم ایشان را چنان نمود که من روزه مىدارم و با کس سخن نمىگویم. و روزۀ ایشان بدان وقت چنان بود که از سخن و گفتار بازایستادندى و هیچ سخن با کس نگفتندى و از طعام خوردن بازایستادندى. [آنگاه] اشارت کرد سوى عیسى. ایشان گفتند که: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن گوییم؟ عیسى علیهالسلام گفت: منم بندۀ خداى عزوجل و مرا بدهد کتاب، یعنى انجیل، و مرا پیغامبرى کند و مرا کند مبارک، هر کجا که باشم، و مرا اندرز کرد به روزه و نماز و زکات دادن تا زنده باشم. مرا فرمود نیکى کردن با مادرِ من و نکرد مرا جبارى بدبخت. پس گفت: سلام باد از خداى بر من آن روز که بزادم از مادر و آن روز که بمیرم و آن روز که مرا برانگیزند.
پس چون عیسى علیهالسلام این سخنها بگفت، خلق بر او فتنه شدند و خلق از بهر عیسى به سه گروه شدند. گروهى گفتند عیسى پسر خدای است و گروهى گفتند عیسى خود خدای است که بر آسمان بود و اکنون فرو آمد و به شکم مریم اندر شد و اکنون بیرون آمد و با خلقان سخن همى گوید و گروهى گفتند نه، که او پیغامبر خدای است.
ترجمۀ تفسیر طبری (چاپ دوم: تهران، توس، ۱۳۵۶)، به کوشش حبیب یغمایی، ج ۱، ص ۲۱۴ تا ۲۱۸ (با اندکی تلخیص و ویرایش)
#پرسه_در_متون
۱۴۰۱/۱۰/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بهمناسبت ۴ دی/ ۲۵ دسامبر، زادروز وی
اما حدیث عیسىبن مریم علیهالسلام چنان بود که زکریا علیهالسلام یکى حجره داشت که از بهر مریم پرداخته بود و هیچ خلق بدان حجره نرفتى هرگز، مگر زکریا. و چون [مریم] به جایگاه حیض رسید، یک بار حایض شد و پاک گشت و دوم بار حایض شد و پاک گشت. پس زکریا بفرمود تا او را آب بردند تا سر بشورد. و چون آب برده بودند، مریم درِ خانه استوار کرد و پرده بر سر بام ببست و سر خویش بشست و جامه اندر پوشید و درِ خانه همچنان محکم بسته بود. ناگاه نگاه کرد، مردى را دید آنجا ایستاده! و مریم از او بشکوهید و بهراسید و گفت: بازداشت خواهم به خداى از تو، اگر پرهیزگارى. و آن مرد جبریل علیهالسلام بود به صورت مردى آنجا ایستاده. پس چون جبریل علیهالسلام دانست که او بترسیدهاست از وى، همانگاه خویشتن را آشکارا کرد و گفت: مترس که من جبریلم، رسول خداى عزوجل، و آمدهام تا ترا بدهم غلامى پاک. پس مریم گفت: چگونه باشد مرا فرزندى، و هیچ آدمى مرا بِنَساویدهاست [= لمس نکردهاست] و گِرد من نگردیده و من نیز نبودم بلاوه [= بلایه: زن بدکاره]. گفت: آرى چنین است، ولکن خداى تعالى گفت بیافرینم آنچه خواهم. پس جبریل به مریم اندر دمید تا مریم بار گرفت با عیسى. و همچنان همى بود تا وقت بار نهادن.
پس چون مریم را درد زادن گرفت، برخاست و از شهر بیرون رفت و بدان صحرا یک بُنِ [= درختِ] خرما بود خشکشده و بر بُنِ [= پایِ] آن درخت بنشست و درد همى خورد و همى بود از درد زادن که بگرفته بود و از شرم مردمان میگفت که اى واى! بارى [= ای کاش] من بِمُردمى پیش از این یا هرگز خود نبودمى. پس بدان بُنِ خرمابُن رفت و دست در آن خرمابن زد. و سالها بود تا آن خرمابن خشک شده بود. و چون مریم دست در آن زد، حقتعالى به قدرت خویش آن را سبز گردانید و خرما بدو پیدا آمد.
و چون عیسى از مادر در وجود آمد، همان ساعت مادر را آواز داد و گفت: هیچ اندوه مدار که خداى عزوجل بدان جوىْ آبِ روان بازداد. برخیز و این درخت را بجنبان تا خرما فرو ریزد و خرما بخور و آب که در جو میآید بخور و هیچ اندوه مبر و با هیچ خلق سخن مگوى و هر کس که پیش تو آید و سخنى پرسد یا گوید، بگو که من روزۀ نذر کردهام. و در آن وقت هر کس که روزه داشتى با کسى سخنى نگفتى. پس چون مریم آواز شنید که اینک آب روان بخور و از این درختْ خرما فرو ریز و بخور، مریم گفت: یا رب، چون بود که در آن وقت که بدان حجره اندر میبودم، در زمستان میوۀ تابستانى سو[ى] من میفرستادى و در تابستان میوۀ زمستانى و اکنون این درخت را همى باید جنبانید تا خرما فرو ریزد و بخورم؟ آوازى آمد که: از بهر آنکه اکنون دلت دو تا گشتهاست و در آن وقت یک تا بود.
پس مردمان جمله روىْ سوى زکریا نهادند و او را گفتند که: این زن را چرا نگاه نداشتى تا آبستن گشت و فرزندى آورد؟ زکریا گفت: هرگز هیچ آدمى سوى او نرفت و او را چنان نگاه داشتم که هیچ خلقى روى او نیز هم ندید. پس جمله مردمان برخاستند و پیش مریم رفتند و گفتند که: اى مریم، تو این کودک را از کجا آوردى؟ و هرگز تو هیچ شوهر نکردهاى. پس مریم ایشان را چنان نمود که من روزه مىدارم و با کس سخن نمىگویم. و روزۀ ایشان بدان وقت چنان بود که از سخن و گفتار بازایستادندى و هیچ سخن با کس نگفتندى و از طعام خوردن بازایستادندى. [آنگاه] اشارت کرد سوى عیسى. ایشان گفتند که: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن گوییم؟ عیسى علیهالسلام گفت: منم بندۀ خداى عزوجل و مرا بدهد کتاب، یعنى انجیل، و مرا پیغامبرى کند و مرا کند مبارک، هر کجا که باشم، و مرا اندرز کرد به روزه و نماز و زکات دادن تا زنده باشم. مرا فرمود نیکى کردن با مادرِ من و نکرد مرا جبارى بدبخت. پس گفت: سلام باد از خداى بر من آن روز که بزادم از مادر و آن روز که بمیرم و آن روز که مرا برانگیزند.
پس چون عیسى علیهالسلام این سخنها بگفت، خلق بر او فتنه شدند و خلق از بهر عیسى به سه گروه شدند. گروهى گفتند عیسى پسر خدای است و گروهى گفتند عیسى خود خدای است که بر آسمان بود و اکنون فرو آمد و به شکم مریم اندر شد و اکنون بیرون آمد و با خلقان سخن همى گوید و گروهى گفتند نه، که او پیغامبر خدای است.
ترجمۀ تفسیر طبری (چاپ دوم: تهران، توس، ۱۳۵۶)، به کوشش حبیب یغمایی، ج ۱، ص ۲۱۴ تا ۲۱۸ (با اندکی تلخیص و ویرایش)
#پرسه_در_متون
۱۴۰۱/۱۰/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤18👌4👍3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز عیسیبن مریم، پیامآور صلح و دوستی، بر همگان، بهویژه بر مسیحیان گرامی، مبارک. 🎄
داستان میلاد عیسی از متنی کهن و هزارساله: اینجا.
#منهای_ویرایش
۱۴۰۲/۱۰/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
داستان میلاد عیسی از متنی کهن و هزارساله: اینجا.
#منهای_ویرایش
۱۴۰۲/۱۰/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤩17❤7🥰1
یا مریمُ! إنَّ اللهَ یُبَشِّرُکِ بکلمةٍ مِنهُ اسمُهُ المسیح (سورۀ آلعمران، آیۀ ۴۵)
و در «مسيح» چند قولها گفتند مفسران. بعضى گفتند فعيل است به معنى مفعول؛ يعنى «ممسوحٌ مطهّر مِن الأقذار: پاكيزه و ماليده بود از پليدیها».
و گفتهاند ممسوح بود به بركت.
و گفتهاند براى آنكه از مادر بزاد به روغن اندوده.
و گفتهاند براى آنكه ممسوحالقدمَين بود؛ جمله پاى او بر زمين نشستى، ارتفاع نداشت ميان پاى او.
و گفتهاند براى آنكه جبريل پَر در او ماليد تا شيطان را بر او سبيل نباشد در وقت ولادت.
و بعضى دگر گفتند فعيل است به معنى فاعل، چون «سميع» و «عليم». آنگه خلاف كردند. بعضى گفتند براى آنكه او دست در بيماران و خداوندان عاهت [= «فساد و بلا»] ماليدى، نيک شدندى.
كلبى گفت: براى آنكه دست بر چشم اَكمه [= «کور مادرزاد»] نهادى، بينا شدى.
و بعضى دگر گفتند براى آنكه در زمين بسيار سياحت كردى و رفتى. [...] يعنى «زمينپيماى» باشد. و در حق عيسى، عليهالسلام، هم اين وجه توان گفتن كه «مسيح» فعيل باشد از «مساحت» تا «ميم» زيادت نباشد، بل آن اصل كلمه بوَد.
ابوالفتوح رازی، روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن (چاپ اول: مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ ق)، به کوشش محمدمهدی ناصح و محمدجعفر یاحقی، ج ۴، ص ۳۲۲ و ۳۲۳
#پرسه_در_متون
۱۴۰۲/۱۰/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
و در «مسيح» چند قولها گفتند مفسران. بعضى گفتند فعيل است به معنى مفعول؛ يعنى «ممسوحٌ مطهّر مِن الأقذار: پاكيزه و ماليده بود از پليدیها».
و گفتهاند ممسوح بود به بركت.
و گفتهاند براى آنكه از مادر بزاد به روغن اندوده.
و گفتهاند براى آنكه ممسوحالقدمَين بود؛ جمله پاى او بر زمين نشستى، ارتفاع نداشت ميان پاى او.
و گفتهاند براى آنكه جبريل پَر در او ماليد تا شيطان را بر او سبيل نباشد در وقت ولادت.
و بعضى دگر گفتند فعيل است به معنى فاعل، چون «سميع» و «عليم». آنگه خلاف كردند. بعضى گفتند براى آنكه او دست در بيماران و خداوندان عاهت [= «فساد و بلا»] ماليدى، نيک شدندى.
كلبى گفت: براى آنكه دست بر چشم اَكمه [= «کور مادرزاد»] نهادى، بينا شدى.
و بعضى دگر گفتند براى آنكه در زمين بسيار سياحت كردى و رفتى. [...] يعنى «زمينپيماى» باشد. و در حق عيسى، عليهالسلام، هم اين وجه توان گفتن كه «مسيح» فعيل باشد از «مساحت» تا «ميم» زيادت نباشد، بل آن اصل كلمه بوَد.
ابوالفتوح رازی، روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن (چاپ اول: مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ ق)، به کوشش محمدمهدی ناصح و محمدجعفر یاحقی، ج ۴، ص ۳۲۲ و ۳۲۳
#پرسه_در_متون
۱۴۰۲/۱۰/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤13👍6👌3👏1
Mosahebehe Iraj Gorgin Ba Forough Farrokhzad
Forough Farokhzad
گفتوگو با فروغ فرخزاد در سال ۱۳۴۳ دربارهٔ شعر امروز ایران
رادیو ایران، برنامهٔ صدای شاعر
بازنشر بهمناسبت ۸ دی
زادروز فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱۴۰۲/۱۰/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
رادیو ایران، برنامهٔ صدای شاعر
بازنشر بهمناسبت ۸ دی
زادروز فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱۴۰۲/۱۰/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
❤18👍4😍1
Audio
Forough Farrokhzad [Reticence.ir]
تولّدی دیگر، «عروسک کوکی»
شعر و صدای فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱۴۰۲/۱۰/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
شعر و صدای فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱۴۰۲/۱۰/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
❤14👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«من خوشبختانه یک زنم.»
کمتر از ۷ دقیقه با فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱۴۰۲/۱۰/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
کمتر از ۷ دقیقه با فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱۴۰۲/۱۰/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
❤29👏4👌1
شیوۀ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۱)
در فارسیِ رسمی و غیرشکسته، رسمالخط ضمیرهای شخصی پیوسته (ـم، ـت، ـش، ـمان، ـتان، ـشان) در پیوند با انواع واژهها به شرح زیر است:
۱) واژههای پایانیافته به حرف پیوسته (مانند «ب» و «ه» و «یِ») و حرف جدا (مانند «ر»):
- کتابم، کتابت، کتابش*، کتابمان، کتابتان، کتابشان
- توجهم، توجهت، توجهش، توجهمان، توجهتان، توجهشان
- رأیم، رأیت، رأیش، رأیمان، رأیتان، رأیشان
- برادرم، برادرت، برادرش، برادرمان، برادرتان، برادرشان
۲) واژههای پایانیافته به صدای i:
- صندلیام، صندلیات، صندلیاش، صندلیمان، صندلیتان، صندلیشان
- سرمهایام، سرمهایات، سرمهایاش، سرمهایمان، سرمهایتان، سرمهایشان
- جداییام، جداییات، جداییاش، جداییمان، جداییتان، جداییشان
۳) واژههای پایانیافته به حرف «و»
الف) با صدای o:
مانتوام، مانتوات، مانتواش، مانتومان، مانتوتان، مانتوشان
ب) با صدای u:
آرزویم، آرزویت، آرزویش، آرزویمان، آرزویتان، آرزویشان
۴) واژههای پایانیافته به صدای e (های بیان حرکت):
خانهام، خانهات، خانهاش، خانهمان، خانهتان، خانهشان
۵) واژههای پایانیافته به صدای â:
صدایم، صدایت، صدایش، صدایمان، صدایتان، صدایشان
۶) واژههای پایانیافته به همزه
الف) «أ»: مبدأم، مبدأت، مبدأش، مبدأمان، مبدأتان، مبدأشان
ب) «ؤ»: لؤلؤم، لؤلؤت، لؤلؤش، لؤلؤمان، لؤلؤتان، لؤلؤشان
پ) «ء»: جزئم، جزئت، جزئش، جزئمان، جزئتان، جزئشان
#املا_رسمالخط
۱۴۰۲/۱۰/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
در فارسیِ رسمی و غیرشکسته، رسمالخط ضمیرهای شخصی پیوسته (ـم، ـت، ـش، ـمان، ـتان، ـشان) در پیوند با انواع واژهها به شرح زیر است:
۱) واژههای پایانیافته به حرف پیوسته (مانند «ب» و «ه» و «یِ») و حرف جدا (مانند «ر»):
- کتابم، کتابت، کتابش*، کتابمان، کتابتان، کتابشان
- توجهم، توجهت، توجهش، توجهمان، توجهتان، توجهشان
- رأیم، رأیت، رأیش، رأیمان، رأیتان، رأیشان
- برادرم، برادرت، برادرش، برادرمان، برادرتان، برادرشان
یادآوری:
در «کتابش»، الگوی هجای آخر cvc (= صامت + مصوت + صامت) است: بَش. بنابراین درست نیست که *کتاباش بنویسیم، ولی /کتابش/ بخوانیم. املای *کتاباش و نیز *کتابات و *کتابام، که پایانیافته به حروف پیوستهاند، نادرست است.
۲) واژههای پایانیافته به صدای i:
- صندلیام، صندلیات، صندلیاش، صندلیمان، صندلیتان، صندلیشان
- سرمهایام، سرمهایات، سرمهایاش، سرمهایمان، سرمهایتان، سرمهایشان
- جداییام، جداییات، جداییاش، جداییمان، جداییتان، جداییشان
یادآوری:
واژههای پایانیافته به صدای ey نیز مانند واژههای پایانیافته به i است:
نِیام، نِیات، نِیاش، نِیمان، نِیتان، نِیشان.
۳) واژههای پایانیافته به حرف «و»
الف) با صدای o:
مانتوام، مانتوات، مانتواش، مانتومان، مانتوتان، مانتوشان
یادآوری:
واژههایی مانند «رهرو» نیز با صامت میانجی «ا» نوشته میشوند: رهروام، رهروات، رهرواش. این واژهها را میتوان بدون «ا» نیز نوشت: رهروَم، رهروَت، رهروَش.
ب) با صدای u:
آرزویم، آرزویت، آرزویش، آرزویمان، آرزویتان، آرزویشان
یادآوری:
«آرزومان، آرزوتان، آرزوشان» نیز درستاند، ولی ترجیح ندارند.
۴) واژههای پایانیافته به صدای e (های بیان حرکت):
خانهام، خانهات، خانهاش، خانهمان، خانهتان، خانهشان
یادآوری:
املای *خانۀمان/ *خانهیمان، *خانۀتان/ *خانهیتان، *خانۀشان/ *خانهیشان نادرست و غیرمعیار است.
۵) واژههای پایانیافته به صدای â:
صدایم، صدایت، صدایش، صدایمان، صدایتان، صدایشان
یادآوری:
۱) «صدامان، صداتان، صداشان» نیز درستاند، ولی ترجیح ندارند.
۲) واژههایی مانند «موسیٰ» نیز در حکم واژههای پایانیافته به صدای â هستند:
موسایم، موسایت، موسایش، موسایمان، موسایتان، موسایشان.
۶) واژههای پایانیافته به همزه
الف) «أ»: مبدأم، مبدأت، مبدأش، مبدأمان، مبدأتان، مبدأشان
ب) «ؤ»: لؤلؤم، لؤلؤت، لؤلؤش، لؤلؤمان، لؤلؤتان، لؤلؤشان
پ) «ء»: جزئم، جزئت، جزئش، جزئمان، جزئتان، جزئشان
#املا_رسمالخط
۱۴۰۲/۱۰/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤36👍17👌3👏2🔥1🙏1
یک نکتهات بگویم!
ویرگولِ بعد از نهاد نادرست و اضافی است. پس:
خطرناکترین نوع بشر انسانی است که اعتقادش زیاد و فهمش کم است. (آنتون چِخوف)
یادآوری:
۱) نشانۀ درنگ ساکن یا آپاستروف است که بر روی آخرین حرف نهاد گذاشته میشود:
- این کتابْ راهنمای معلمان است.
- این کتابِ راهنمای معلمان است.
۲) نام چِخوف، پزشک و نویسندۀ نامآشنای روسی، «آنتون» است، نه *آنتوان.
#نشانهگذاری #املا_رسمالخط
۱۴۰۲/۱۰/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
ویرگولِ بعد از نهاد نادرست و اضافی است. پس:
خطرناکترین نوع بشر انسانی است که اعتقادش زیاد و فهمش کم است. (آنتون چِخوف)
یادآوری:
۱) نشانۀ درنگ ساکن یا آپاستروف است که بر روی آخرین حرف نهاد گذاشته میشود:
- این کتابْ راهنمای معلمان است.
- این کتابِ راهنمای معلمان است.
۲) نام چِخوف، پزشک و نویسندۀ نامآشنای روسی، «آنتون» است، نه *آنتوان.
#نشانهگذاری #املا_رسمالخط
۱۴۰۲/۱۰/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍33❤4👏4👌4😍3
شیوۀ نگارش اَعلام تاریخی و جغرافیایی
۱) املای نامهای بیگانه مطابق با نزدیکترین تلفظ آنها در فارسی نوشته میشود:
- «آنتون چِخوف» و «لِف تالستوی» (دو نویسندۀ روس)؛
- «خورخه لوئیس بورخِس» (نویسندۀ آرژانتینی)؛
- «آفریقا» (Africa).
۲) اگر نام بیگانهای با تلفظ متفاوتی (برخلاف زبان مبدأ) رایج شده باشد، به همان صورت نوشته میشود:
- «آرژانتین» (تلفظ و املای فرانسویِ واژۀ «آرخِنتینا»ی اسپانیایی)؛
- «پاریس» (تلفظی متفاوت با اصل فرانسوی)؛
- «انیشتین» (پربسامدترین تلفظ و املا در فارسی، ولی متفاوت با تلفظ آلمانی آن).
۳) نامهای بیگانهای که با حروف همآوا (مانند «ت» و «ط») نوشته میشوند املای آنها با حروف رایج و فعال ترجیح دارد، نه با حروف کمبسامد و غیرفعال: «پترزبورگ» (نه «پطرزبورگ»).
۴) املای نامهای بیگانهای که با حروف کمبسامد و غیرفعال رایج شده باشد تغییر نمیکند: «طرابلس» (نه «ترابلس»)؛ «مکبث» (نه «مکبت»).
۵) اگر نام بیگانهای دواملایی یا بیشتر باشد، املای پربسامدتر ترجیح دارد: «فیثاغورس» (نه «فیثاغورث»).
#املا_رسمالخط
۱۴۰۲/۱۰/۱۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) املای نامهای بیگانه مطابق با نزدیکترین تلفظ آنها در فارسی نوشته میشود:
- «آنتون چِخوف» و «لِف تالستوی» (دو نویسندۀ روس)؛
- «خورخه لوئیس بورخِس» (نویسندۀ آرژانتینی)؛
- «آفریقا» (Africa).
۲) اگر نام بیگانهای با تلفظ متفاوتی (برخلاف زبان مبدأ) رایج شده باشد، به همان صورت نوشته میشود:
- «آرژانتین» (تلفظ و املای فرانسویِ واژۀ «آرخِنتینا»ی اسپانیایی)؛
- «پاریس» (تلفظی متفاوت با اصل فرانسوی)؛
- «انیشتین» (پربسامدترین تلفظ و املا در فارسی، ولی متفاوت با تلفظ آلمانی آن).
۳) نامهای بیگانهای که با حروف همآوا (مانند «ت» و «ط») نوشته میشوند املای آنها با حروف رایج و فعال ترجیح دارد، نه با حروف کمبسامد و غیرفعال: «پترزبورگ» (نه «پطرزبورگ»).
۴) املای نامهای بیگانهای که با حروف کمبسامد و غیرفعال رایج شده باشد تغییر نمیکند: «طرابلس» (نه «ترابلس»)؛ «مکبث» (نه «مکبت»).
۵) اگر نام بیگانهای دواملایی یا بیشتر باشد، املای پربسامدتر ترجیح دارد: «فیثاغورس» (نه «فیثاغورث»).
#املا_رسمالخط
۱۴۰۲/۱۰/۱۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍31❤4👌3🙏1