Matnook | ﻣﺘﻨﻮک – Telegram
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
10K subscribers
342 photos
210 videos
50 files
795 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
Forwarded from Elahe
👌5
Forwarded from Fariba Navaei
👏4👍3😍3
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک‌ نکته‌ات بگویم!

یکی از کاربردهای نقطه‌ویرگول قبل از جمله‌ای است که از نظر دستوری کامل است، ولی نمی‌تواند به‌تنهایی به‌کار رود، چون فقط با جملۀ پیش از خود معنا می‌یابد و کاملاً به آن مرتبط است. بنابراین جملۀ تصویر را این‌گونه نشانه‌گذاری می‌کنیم:
«جدایی مانند قطعِ‌عضو است؛ زنده می‌مانی، اما کمتر از پیش هستی.» (مارگارت اَتوود)

یادآوری:
کسرۀ «قطعِ‌عضو» خفیف است و بنابراین با نیم‌فاصله نوشته می‌شود، مانند «قطعِ‌امید»، «قطعِ‌رابطه»،‌ و «قطعِ‌نظر» (گذاشتن کسره‌ها الزامی نیست).

این را هم ببینید: ۴ کاربرد نقطه‌ویرگول!
#نشانه‌گذاری #فاصله‌گذاری
۱۳‌۹۹/۰‌۸/‌۲۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍136👌6
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
«مابازا» یا «مابه‌ازا»؟

واژۀ عربی «مابازاء»، به معنای «آنچه در مقابل چیزی قرار دارد یا داده می‌شود»، مرکب است از «ما» + «بـ» + «ازاء». پس املای درست آن «مابازاء» است، نه *مابه‌ازاء، چون «بـ» حرف جَرِّ عربی است، نه حرف اضافۀ فارسی.
همزه یا به‌اصطلاح «بست چاکنایی» در فارسی تلفظ نمی‌شود. بنابراین می‌نویسیم «مابازا» (بدون همزۀ پایانی)، مانند «آرا، اعضا، املا، انشا». در حالت اضافه، فقط «یِ»یِ میانجی افزوده می‌شود: «۱۲ روز کسر خدمت مابازای یک ماه ایثارگری» (از یک وبگاه خبری).

یادآوری:
این پنچ واژه به همین صورت نوشته می‌شوند (یعنی با «به»): «مابه‌الاختلاف»، «مابه‌الاشتراک»، «مابه‌الامتیاز»، «مابه‌التفاوت»، «مابه‌النزاع». البته این «به»ها حرف جَرّ + ضمیرند، نه «به»ی فارسی.
#واژه‌شناسی #املا_رسم‌الخط
۱۳۹‌۹/‌۰۹/‌۲۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌13👍65👏4
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
قصۀ میلاد عیسى‌بن مریم
به‌مناسبت ۴ دی/ ۲۵ دسامبر، زادروز وی

اما حدیث عیسى‌بن مریم علیه‌السلام چنان بود که زکریا علیه‌السلام یکى حجره داشت که از بهر مریم پرداخته بود و هیچ خلق بدان حجره نرفتى هرگز، مگر زکریا. و چون [مریم]‏ به جایگاه حیض رسید، یک بار حایض شد و پاک گشت و دوم بار حایض شد و پاک گشت. پس زکریا بفرمود تا او را آب بردند تا سر بشورد. و چون آب برده بودند، مریم درِ خانه استوار کرد و پرده بر سر بام ببست و سر خویش بشست و جامه اندر پوشید و درِ خانه همچنان محکم بسته بود. ناگاه نگاه کرد، مردى را دید آنجا ایستاده! و مریم از او بشکوهید و بهراسید و گفت: بازداشت خواهم به خداى از تو، اگر پرهیزگارى. و آن مرد جبریل علیه‌السلام بود به ‌صورت مردى آنجا ایستاده. پس چون جبریل علیه‌السلام دانست که او بترسیده‌است از وى، همان‌گاه خویشتن را آشکارا کرد و گفت: مترس که من جبریلم، رسول خداى‏ عزوجل، و آمده‌‏ام تا ترا بدهم غلامى پاک. پس مریم گفت: چگونه باشد مرا فرزندى، و هیچ آدمى مرا بِنَساویده‌است [= لمس نکرده‌است] و گِرد من نگردیده و من نیز نبودم بلاوه [= بلایه: زن بدکاره]. گفت: آرى چنین است، ولکن خداى تعالى گفت بیافرینم آنچه خواهم. پس جبریل به مریم اندر دمید تا مریم بار گرفت با عیسى. و همچنان همى بود تا وقت بار نهادن.
پس چون مریم را درد زادن گرفت، برخاست و از شهر بیرون رفت و بدان صحرا یک بُنِ [= درختِ] خرما بود خشک‌شده و بر بُنِ [= پایِ] آن درخت بنشست و درد همى خورد و همى بود از درد زادن که بگرفته بود و از شرم مردمان می‌گفت که اى واى! بارى [= ای کاش] من بِمُردمى پیش از این یا هرگز خود نبودمى. پس بدان بُنِ خرمابُن رفت و دست در آن خرمابن زد. و سال‌ها بود تا آن خرمابن خشک شده بود. و چون مریم دست در آن زد، حق‌تعالى‏ به قدرت خویش آن را سبز گردانید و خرما بدو پیدا آمد.
و چون عیسى از مادر در وجود آمد، همان ساعت مادر را آواز داد و گفت: هیچ اندوه مدار که خداى عزوجل بدان جوىْ آبِ روان بازداد. برخیز و این درخت را بجنبان تا خرما فرو ریزد و خرما بخور و آب که در جو می‌آید بخور و هیچ اندوه مبر و با هیچ خلق سخن مگوى و هر کس که پیش تو آید و سخنى پرسد یا گوید، بگو که من روزۀ نذر کرده‌‏ام. و در آن وقت هر کس که روزه داشتى با کسى سخنى نگفتى. پس چون مریم آواز شنید که اینک آب روان بخور و از این درختْ خرما فرو ریز و بخور، مریم گفت: یا رب، چون بود که در آن وقت که بدان حجره اندر می‌بودم، در زمستان میوۀ تابستانى سو[ى‏] من می‌فرستادى و در تابستان میوۀ زمستانى و اکنون این درخت را همى باید جنبانید تا خرما فرو ریزد و بخورم؟ آوازى آمد که: از بهر آن‌که اکنون دلت دو تا گشته‌است و در آن وقت یک تا بود.
پس مردمان جمله روىْ سوى زکریا نهادند و او را گفتند که: این زن را چرا نگاه نداشتى تا آبستن گشت و فرزندى آورد؟ زکریا گفت: هرگز هیچ آدمى سوى او نرفت و او را چنان نگاه داشتم که هیچ خلقى روى او نیز هم ندید. پس جمله مردمان برخاستند و پیش مریم رفتند و گفتند که: اى مریم، تو این کودک را از کجا آوردى؟ و هرگز تو هیچ شوهر نکرده‏‌اى. پس مریم ایشان را چنان نمود که من روزه مى‏‌دارم و با کس سخن نمى‏‌گویم. و روزۀ ایشان بدان وقت چنان بود که از سخن و گفتار بازایستادندى و هیچ سخن با کس نگفتندى و از طعام خوردن بازایستادندى. [آن‌گاه] اشارت کرد سوى عیسى. ایشان گفتند که: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن گوییم؟ عیسى علیه‌السلام گفت: منم بندۀ خداى عزوجل و مرا بدهد کتاب، یعنى انجیل، و مرا پیغامبرى کند و مرا کند مبارک، هر کجا که باشم، و مرا اندرز کرد به روزه و نماز و زکات دادن تا زنده‏ باشم. مرا فرمود نیکى کردن با مادرِ من و نکرد مرا جبارى بدبخت. پس گفت: سلام باد از خداى بر من آن روز که بزادم از مادر و آن روز که بمیرم و آن روز که مرا برانگیزند.
پس چون عیسى علیه‌السلام این سخن‌ها بگفت، خلق بر او فتنه شدند و خلق از بهر عیسى به سه گروه شدند. گروهى گفتند عیسى پسر خدای است و گروهى گفتند عیسى خود خدای است که بر آسمان بود و اکنون فرو آمد و به شکم مریم اندر شد و اکنون بیرون آمد و با خلقان سخن همى گوید و گروهى گفتند نه، که او پیغامبر خدای است.
ترجمۀ تفسیر طبری (چاپ دوم: تهران، توس، ۱۳۵۶)، به کوشش حبیب یغمایی، ج ۱، ص ۲۱۴ تا ۲۱۸ (با اندکی تلخیص و ویرایش)
#پرسه_در_متون
۱‌۴۰‌۱/۱‌۰/‌۰‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
18👌4👍3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز عیسی‌بن مریم، پیام‌آور صلح و دوستی، بر همگان، به‌ویژه بر مسیحیان گرامی، مبارک. 🎄
داستان میلاد عیسی‌ از متنی کهن و هزارساله: اینجا.
#منهای_ویرایش
۱‌۴۰‌۲‌/۱‌۰‌/‌‌۰‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤩177🥰1
یا مریمُ! إنَّ اللهَ یُبَشِّرُکِ بکلمةٍ مِنهُ اسمُهُ المسیح (سورۀ آل‌عمران، آیۀ ۴۵)

و در «مسيح» چند قول‌ها گفتند مفسران. بعضى گفتند فعيل است به معنى مفعول؛ يعنى «ممسوحٌ مطهّر مِن الأقذار: پاكيزه و ماليده بود از پليدی‌ها».
و گفته‌‏اند ممسوح بود به بركت.
و گفته‌‏اند براى آن‌كه از مادر بزاد به روغن اندوده.
و گفته‌‏اند براى آن‌كه ممسوح‌القدمَين بود؛ جمله پاى او بر زمين نشستى، ارتفاع نداشت ميان پاى او.
و گفته‌‏اند براى آن‌كه جبريل پَر در او ماليد تا شيطان را بر او سبيل نباشد در وقت ولادت.
و بعضى دگر گفتند فعيل است به معنى فاعل، چون «سميع» و «عليم». آن‌گه خلاف كردند. بعضى گفتند براى آن‌كه او دست در بيماران و خداوندان عاهت [= «فساد و بلا»] ماليدى، نيک شدندى.
كلبى گفت: براى آن‌كه دست بر چشم اَكمه [= «کور مادرزاد»] نهادى، بينا شدى.
و بعضى دگر گفتند براى آن‌كه در زمين بسيار سياحت كردى و رفتى. [...] يعنى «زمين‌پيماى» باشد. و در حق عيسى، عليه‌السلام، هم اين وجه توان گفتن كه «مسيح» فعيل باشد از «مساحت» تا «ميم» زيادت نباشد، بل آن اصل كلمه بوَد.

ابوالفتوح رازی، روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن (چاپ اول: مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ ق)، به کوشش محمدمهدی ناصح و محمدجعفر یاحقی، ج ۴، ص ۳۲۲ و ۳۲۳
#پرسه_در_متون
۱‌۴۰‌۲‌/۱‌۰‌/‌‌۰‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
13👍6👌3👏1
Mosahebehe Iraj Gorgin Ba Forough Farrokhzad
Forough Farokhzad
گفت‌وگو با فروغ فرخزاد در سال ۱۳۴۳ دربارهٔ شعر امروز ایران

رادیو ایران، برنامهٔ صدای شاعر
بازنشر به‌مناسبت ۸ دی
زادروز فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱‌۴۰‌۲‌/۱‌۰/‌۰‌‌‌۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
18👍4😍1
Audio
Forough Farrokhzad [Reticence.ir]
تولّدی دیگر، «عروسک کوکی»
شعر و صدای فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱‌۴۰‌۲‌/۱‌۰/‌۰‌‌‌۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
14👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«من خوشبختانه یک زنم.»
کمتر از ۷ دقیقه با فروغ فرخزاد
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱‌۴۰‌۲‌/۱‌۰/‌۰‌‌‌۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
29👏4👌1
شیوۀ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۱)

در فارسیِ رسمی و غیرشکسته، رسم‌الخط ضمیرهای شخصی پیوسته (ـ‌‌م، ـ‌‌ت، ـ‌‌ش، ـ‌‌مان، ـ‌‌تان، ـ‌‌‌شان) در پیوند با انواع واژه‌ها به شرح زیر است:
۱) واژه‌های پایا‌ن‌یافته به حرف پیوسته (مانند «ب» و «ه» و «یِ») و حرف جدا (مانند «ر»):
- کتابم، کتابت، کتابش*، کتابمان، کتابتان، کتابشان
- توجهم، توجهت، توجهش، توجهمان، توجهتان، توجهشان
- رأیم، رأیت، رأیش، رأیمان، رأیتان، رأیشان
- برادرم، برادرت، برادرش، برادرمان، برادرتان، برادرشان
یادآوری:
در «کتابش»، الگوی هجای آخر cvc (= صامت + مصوت + صامت) است: بَش. بنابراین درست نیست که *کتاب‌اش بنویسیم، ولی /کتابش/ بخوانیم. املای *کتاب‌اش و نیز *کتاب‌ات و *کتاب‌ام، که پایان‌یافته به حروف پیوسته‌اند، نادرست است.

۲) واژه‌های پایان‌یافته به صدای i:
- صندلی‌ام، صندلی‌ات، صندلی‌اش، صندلی‌مان، صندلی‌تان، صندلی‌شان
- سرمه‌ای‌ام، سرمه‌ای‌ات، سرمه‌ای‌اش، سرمه‌ای‌مان، سرمه‌ای‌تان، سرمه‌ای‌شان
- جدایی‌ام، جدایی‌ات، جدایی‌اش، جدایی‌مان، جدایی‌تان، جدایی‌شان
یادآوری:
واژه‌های پایان‌یافته به صدای ey نیز مانند واژه‌های پایان‌یافته به i است:
نِی‌ام، نِی‌ات، نِی‌اش، نِی‌مان، نِی‌تان، نِی‌شان.

۳) واژه‌های پایان‌یافته به حرف «و»
الف) با صدای o:
مانتوام، مانتوات، مانتواش، مانتومان، مانتوتان،‌ مانتوشان
یادآوری:
واژه‌هایی مانند «رهرو» نیز با صامت میانجی «ا» نوشته می‌شوند: رهروام،‌ رهروات،‌ رهرواش. این واژه‌ها را می‌توان بدون «ا» نیز نوشت: رهروَم، رهروَت، رهروَش.

ب) با صدای u:
آرزویم، آرزویت، آرزویش، آرزویمان، آرزویتان، آرزویشان
یادآوری:
«آرزومان، آرزوتان، آرزوشان» نیز درست‌اند،‌ ولی ترجیح ندارند.

۴) واژه‌های پایان‌یافته به صدای e (های بیان حرکت):
خانه‌ام، خانه‌ات، خانه‌اش، خانه‌مان، خانه‌تان، خانه‌شان
یادآوری:
املای *خانۀمان/ *خانه‌ی‌مان، *خانۀ‌تان/ *خانه‌ی‌تان، *خانۀ‌شان/ *خانه‌ی‌شان نادرست و غیرمعیار است.

۵) واژه‌های پایان‌یافته به صدای â:
صدایم، صدایت، صدایش، صدایمان، صدایتان، صدایشان
یادآوری:
۱) «صدامان، صداتان، صداشان» نیز درست‌اند، ولی ترجیح ندارند.
۲) واژه‌هایی مانند «موسیٰ» نیز در حکم واژه‌های پایان‌یافته به صدای â هستند:
موسایم، موسایت، موسایش، موسایمان، موسایتان، موسایشان.

۶) واژه‌های پایان‌یافته به همزه
الف) «أ»: مبدأم، مبدأت، مبدأش، مبدأمان، مبدأتان، مبدأشان
ب) «ؤ»: لؤلؤم، لؤلؤت، لؤلؤش، لؤلؤمان، لؤلؤتان، لؤلؤشان
پ) «ء»: جزئم، جزئت، جزئش، جزئمان، جزئتان، جزئشان
#املا_رسم‌الخط
۱۴‌۰‌۲/۱‌‌۰/‌۱‌۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
36👍17👌3👏2🔥1🙏1
یک نکته‌ات بگویم!

ویرگولِ بعد از نهاد نادرست و اضافی است. پس:
خطرناک‌ترین نوع بشر انسانی است که اعتقادش زیاد و فهمش کم است. (آنتون چِخوف)

یادآوری:
۱) نشانۀ درنگ ساکن یا آپاستروف است که بر روی آخرین حرف نهاد گذاشته می‌شود:
- این کتابْ راهنمای معلمان است.
- این کتابِ راهنمای معلمان است.
۲) نام چِخوف، پزشک و نویسندۀ نام‌آشنای روسی، «آنتون» است، نه *آنتوان.
#نشانه‌گذاری #املا_رسم‌الخط
۱۴‌۰‌۲/۱‌‌۰/‌‌۱‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍334👏4👌4😍3
شیوۀ نگارش اَعلام تاریخی و جغرافیایی

۱) املای نام‌های بیگانه مطابق با نزدیک‌ترین تلفظ آن‌ها در فارسی نوشته می‌شود:
- «آنتون چِخوف» و «لِف تالستوی» (دو نویسندۀ روس)؛
- «خورخه لوئیس بورخِس» (نویسندۀ آرژانتینی)؛
- «آفریقا» (Africa).

۲) اگر نام بیگانه‌ای با تلفظ متفاوتی (برخلاف زبان مبدأ) رایج شده باشد،‌ به همان صورت نوشته می‌شود:
- «آرژانتین» (تلفظ و املای فرانسویِ واژۀ «آرخِنتینا»ی اسپانیایی)؛
- «پاریس» (تلفظی متفاوت با اصل فرانسوی)؛
- «انیشتین» (پربسامدترین تلفظ و املا در فارسی، ولی متفاوت با تلفظ آلمانی آن).

۳) نام‌های بیگانه‌ای که با حروف هم‌آوا (مانند «ت» و «ط»)‌ نوشته می‌شوند املای آن‌ها با حروف رایج و فعال ترجیح دارد، نه با حروف کم‌بسامد و غیرفعال: «پترزبورگ» (نه «پطرزبورگ»).

۴) املای نام‌های بیگانه‌ای که با حروف کم‌بسامد و غیرفعال رایج شده‌ باشد تغییر نمی‌کند: «طرابلس» (نه «ترابلس»)؛ «مکبث» (نه «مکبت»).

۵) اگر نام بیگانه‌ای دواملایی یا بیشتر باشد، املای پربسامدتر ترجیح دارد: «فیثاغورس» (نه «فیثاغورث»).
#املا_رسم‌الخط
۱۴‌۰‌۲/۱‌‌۰/‌‌۱‌‌‌‌۹‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍314👌3🙏1
نام این نویسندۀ فمینیستِ* فرانسوی «سیمون دو بووار» است. بنابراین:
درست: سیمون دو بووار
نادرست: سیمون دووبوار
★ بنویسیم «فمینیست» و «فمینیسم»، ننویسیم «فمنیست» و «فمنیسم».
این را هم ببینید: شیوۀ نگارش اَعلام تاریخی و جغرافیایی.
#املا_رسم‌الخط
۱۴‌۰‌۲/۱‌‌۰/‌‌۲‌۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍42👌9👏64🥰1
املای نام این نویسندۀ روسی ابتدا از روی تلفظ فرانسویِ آن در فارسی به‌صورت «لئون تولستوی» نویسه‌گردانی شد و رواج یافت (و امروز هم هم‌چنان رواج دارد)، ولی چند سالی است که آن را با املای نزدیک به تلفظ روسی هم می‌نویسند: لِف تالستوی. املای «لف» نزدیک‌ترین صورت به تلفظ روسی آن است و بر دیگر املاهای این نام (لئو، لیو،‌ لی‌یو، لیف، لی‌یف، و ...) ترجیح دارد.
برای آگاهی از تلفظ و املای نام‌های خاص، به فرهنگ تلفّظ نام‌های خاص از فریبرز مجیدی (انتشارات فرهنگ معاصر) مراجعه کنید.
این را هم ببینید: شیوۀ نگارش اَعلام تاریخی و جغرافیایی.
#املا_رسم‌الخط
۱۴‌۰‌۲/۱‌‌۰/‌‌۲‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍258👌4👏3
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی!

«لباس مجلسی باز دوباره شارژ شد.» این جمله و مانند آن را این روزها در فضای مجازی زیاد می‌شنویم. ولی انگار یادمان رفته‌است که یک زمانی مغازه‌دارها یا فروشندگانِ دوره‌گرد داد می‌زدند «فلان چیز را آورده‌ایم» یا «بهمان چیز دوباره رسید». اما امروز همان‌ها را شارژ می‌کنیم! مگر فعل «آوردن» و «رسیدن» چه اشکالی دارد که به‌جای آن‌ها از «شارژ شدن/ کردن» استفاده می‌کنیم؟ اشکالی دارد اگر بنویسیم یا بگوییم لباس مجلسی دوباره رسید یا باز هم لباس مجلسی آورده‌ایم؟
۱۴‌۰‌۲/۱‌‌۰/‌‌۲‌‌۳‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍39👌2915👏6
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شیوۀ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۱) در فارسیِ رسمی و غیرشکسته، رسم‌الخط ضمیرهای شخصی پیوسته (ـ‌‌م، ـ‌‌ت، ـ‌‌ش، ـ‌‌مان، ـ‌‌تان، ـ‌‌‌شان) در پیوند با انواع واژه‌ها به شرح زیر است: ۱) واژه‌های پایا‌ن‌یافته به حرف پیوسته (مانند «ب» و «ه» و «یِ») و حرف جدا (مانند…
شیوۀ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۲)

در فارسیِ گفتاری و شکسته، رسم‌الخط ضمیرهای شخصی پیوسته (ـ‌‌م، ـ‌‌ت، ـ‌‌ش، ـ‌‌مون، ـ‌‌تون، ـ‌‌شون) در پیوند با انواع واژه‌ها به شرح زیر است:
۱) واژه‌های پایا‌ن‌یافته به حرف پیوسته (مانند «ب» و «ه» و «یِ») و حرف جدا (مانند «ر»):
- کتابم، کتابت، کتابش، کتابمون، کتابتون، کتابشون
- توجهم، توجهت، توجهش، توجهمون، توجهتون، توجهشون
- رأیم، رأیت، رأیش، رأیمون، رأیتون، رأیشون
- برادرم، برادرت، برادرش، برادرمون، برادرتون، برادرشون

۲) واژه‌های پایان‌یافته به صدای i:
- صندلیم، صندلیت، صندلیش، صندلی‌مون، صندلی‌تون، صندلی‌شون
- سرمه‌ایم، سرمه‌ایت، سرمه‌ایش، سرمه‌ای‌مون، سرمه‌ای‌تون، سرمه‌ای‌شون
- جداییم، جداییت، جداییش، جدایی‌مون، جدایی‌تون، جدایی‌شون
یادآوری:
املای «*صندلی‌م، *سرمه‌ای‌ت، *جدایی‌ش» و مانند این‌ها نادرست و نامتعارف است.
۳) واژه‌های پایان‌یافته به صدای ey:
نِیَ‌م، نِیِ‌ت، نِیِ‌ش، نِیِ‌مون، نِیِ‌تون، نِیِ‌شون

۴) واژه‌های پایان‌یافته به حرف «و»
الف) با صدای o:
مانتوم، مانتوت، مانتوش، مانتومون، مانتوتون، مانتوشون
ب) با صدای ow:
رهروم، رهروت، رهروش، رهرومون، رهروتون، رهروشون
پ) با صدای u:
آرزوم، آرزوت، آرزوش، آرزومون، آرزوتون، آرزوشون

۵) واژه‌های پایان‌یافته به صدای e (های بیان حرکت):
- خونه‌‌م، خونه‌‌ت، خونه‌ش، خونه‌مون، خونه‌تون، خونه‌شون
- واسه‌م، واسه‌ت، واسه‌ش، واسه‌مون، واسه‌تون، واسه‌شون
- چه‌م، چه‌ت، چه‌ش، چه‌مون، چه‌تون، چه‌شون

۶) واژه‌های پایان‌یافته به صدای â:
بابام، بابات، باباش، بابامون، باباتون، باباشون
یادآوری:
واژه‌هایی مانند «موسیٰ» نیز در حکم واژه‌های پایان‌یافته به صدای â هستند:
موسام، موسات، موساش، موسامون، موساتون، موساشون.

۷) واژه‌های پایان‌یافته به همزه
الف) «أ»:مبدأم، مبدأت، مبدأش، مبدأمون، مبدأتون، مبدأشون
ب) «ؤ»: لؤلؤم، لؤلؤت، لؤلؤش، لؤلؤمون، لؤلؤتون، لؤلؤشون
پ) «ء»: جزئم، جزئت، جزئش، جزئمون، جزئتون، جزئشون

۸) حرف‌ اضافۀ «از»، «با»، «به»، و «برای» + ضمیرهای شخصی پیوسته
الف) «از»:
ازم، ازت، ازش، ازمون، ازتون، ازشون
یادآوری:
در نوشتارِ معیار نمی‌نویسیم «ازشان»، می‌نویسیم «از ایشان» یا «از آنان/ آن‌ها». «ازشان» در متن‌های غیررسمی مانند داستان و رمان به‌کار می‌رود.

ب) «با» (با افزودن «ـ‌ها» پیش از ضمیر):
باهام، باهات، باهاش، باهامون، باهاتون، باهاشون

پ) «به»:
۱) صورت مؤکد و رسمی‌تر:
بهم، بهت، بهش، بهمون، بهتون، بهشون
«آقای محمدی، بیاین بیرون، بهتون می‌گیم.» (جمال میرصادقی، کلاغ‌ها و آدم‌ها، ص ۳۳)
۲) صورت محاوره‌ای و شکسته‌تر:
به‌م، به‌ت، به‌ش، به‌مون، به‌تون، به‌شون
«حمید خنده‌اش را خورد و به آن‌ها گفت: بذار به‌ش بگیم.» (جعفر مدرس‌صادقی، گاوخونی، ص ۸۸)
یادآوری:
در نوشتارِ معیار نمی‌نویسیم «بهشان»، می‌نویسیم «به ایشان» یا «به آنان/ آن‌ها». «بهشان» در متن‌های غیررسمی مانند داستان و رمان به‌کار می‌رود.

ت) «برای» (با حذف «ی»):
برام، برات، براش، برامون، براتون، براشون
#املا_رسم‌الخط
۱۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌۰/‌‌۲‌‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌19👍1412🥰1👏1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
روشن است که «چه‌کاره» صفت است، نه قید! هویت دستوری واژه‌ها کمترین چیزی است که باید بدانیم و این را می‌توانیم با مراجعه به یک فرهنگ معتبر هم بیابیم. فاصله‌گذاری «چه» «چه» با واژۀ بعد از خود بافاصله نوشته می‌شود: به چه علت؟؛ به چه مشغولی؟؛ چه آدم خوبی!؛ چه…
نه هرکه سر بتراشد قلندری داند!

چرا «بغچه» را پیشنهاد می‌کنند؟ بخش «دلیل» خالی است! چرا آن را بر «بقچه» ترجیح می‌دهند؟ چون پیشنهاد فرهنگ املایی خط فارسی و ایضاً ترجیح نسخۀ قدیم دستور خط فارسی فرهنگستان است. لابد آن‌ها یک چیزی می‌دانسته‌اند دیگر! پس کار ما به‌عنوان کسی که دارد فرهنگ املایی (!) می‌نویسد چیست؟ ساده است: کپی ـ پِیست. چرا؟ چون کار دیگری بلد نیستیم. نه خود اهلش هستیم و نه از اهلش می‌شنویم. نتیجه چه خواهد شد؟ ترویج نادرست‌ها و دامن زدن به این آشفته‌بازارِ املا و رسم‌الخط.
بگذریم. هنوز پیش‌پاافتاده‌ترین نکات فاصله‌گذاری را بلد نیستیم و رعایت نمی‌کنیم (اولین جملۀ تصویر را ببینید)، آن‌وقت دربارۀ املای واژه‌ها نظر می‌دهیم! روشن است که «سر زدن» فعل مرکب است و باید بافاصله نوشته شود (گویا آن را با فعل پیشوندی اشتباه گرفته‌اند). کاش کمی دستورزبان بلد بودیم یا دست‌کم به یک فرهنگ معتبر سر می‌زدیم.
متأسفانه این منابع نوعاً همین‌طورند و اشکالات آن‌ها فراوان است. وانگهی، کسی که فرهنگ املایی می‌نویسد درست است که خود غلط بنویسد؟
#املا_رسم‌الخط
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍344👌3👏1
«بقچه» یا «بغچه»؟

«بقچه» یک واژۀ ترکی است و در فارسی، اصالت املایی ندارد. هنگامی که این واژه‌ها با دو یا چند املا در خط نوشته می‌شوند و کمابیش با بسامد یکسان به‌کار می‌روند، همگی درست‌ و پذیرفتنی‌اند، ولی آن املایی ترجیح دارد که بسامدش بیشتر باشد («بسامد» یعنی «فراوانی کاربرد»). بسامد «بقچه» با استناد به پیکره‌های زبانی حدوداً شش‌برابرِ «بغچه» است. برای همین است که فرهنگ روز سخن املای «بقچه» را ترجیح داده‌است. خوشبختانه فرهنگستان نیز در دستور خط فارسی (ویراست جدید) ـ گذشته از اغلاطی که همچنان دارد ـ «بقچه» را به‌درستی ترجیح داده‌است.

یادآوری:
۱) «بسامد املایی» همیشه ملاک ترجیح یا درستی نیست و گاهی بررسی‌های تاریخی و ریشه‌شناختی نیز نیاز است. بنابراین تعیین یا ترجیح املای واژه‌ها کاری است کاملاً تخصصی و نیازمند پژوهش‌های زبانی.
۲) اکیداً توصیه می‌کنم برای املا و رسم‌الخطِ واژه‌ها فقط به فرهنگ روز یا فشردۀ سخن ـ که در حال حاضر دقیق‌ترین منابع‌اند ـ مراجعه کنید.
#واژه‌شناسی #املا_رسم‌الخط
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍377👌6🙏1
به‌مناسبت ۲ بهمن
سالروز درگذشت ابوالحسن نجفی

چند روز پیش که در یک فرستۀ ویدیویی توصیه کرده بودم اهل قلم نباید کتاب غلط ننویسیم را بخوانند*، یکی از دانشجویانم برای من ویدیویی فرستاد که در آن، یکی از مدرسان ویرایش به‌مناسبت سالگرد درگذشت ابوالحسن نجفی، کتاب غلط ننویسیم را معرفی می‌کرد و می‌گفت:
این کتاب اولین کتابی است که سعی کرده «غلط» در نگارش را تعریف کند. «غلط» کلمه یا تعبیری است که خلاف قاعده باشد و در متون نوشتاری کهن به‌کار نرفته باشد و در زبان گفتار امروز هم به‌کار نرود و فقط در نوشتار امروز به‌کار رود، مثل کلمۀ «درب»: درب را ببندید. این «درب» فقط در نگارش امروز به‌کار می‌رود؛ نه در نگارش قدیم به‌کار رفته و نه در گفتار امروز به‌کار می‌رود.

چند نکته دربارۀ سخن ایشان:
۱) غلط ننویسیم اولین کتابی نیست که سعی کرده غلط را تعریف کند (ای کاش چنین کاری را می‌کرد)، بلکه تعریف غلط و معیارهای آن را از شخصی به نام محمد زُهَری برداشته و بی‌آن‌که به منبعش اشاره‌ای کند، آن را در کتاب خود آورده‌است (محمد زهری کسی بود که اولین بار در مقدمۀ خود بر کتاب غلط ننویسیم اثر فریدون کار در دهۀ سی ـ تقریباً سی سال قبل از کتاب غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی ـ ملاک‌هایی برای درست و غلط نوشت). پس غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی اولین کتاب در این مسئله نیست. در ضمن، اینجا مجالی نیست که بگوییم ملاک‌های تقلیدی او نیز خالی از اشکال نیست و جای تأمل فراوان دارد.
۲) اگر چند ثانیه وقت صرف کنیم و فقط در پیکرۀ تاریخی فرهنگستان جست‌وجو کنیم، می‌بینیم که «درب» دست‌کم از قرن دهم در معنای «درِ» امروزی به‌کار رفته‌است: «چون شام شود، درب خانه را مضبوط نمایند» (قاسم هروی، ارشادالزراعه، ص ۲۷۹). پس براساس ملاک‌های خودِ غلط ننویسیم «درب» هم باید درست و پذیرفتنی باشد، چون دست‌کم چهارصد سال است که در متون فارسی به‌کار می‌رود.
۳) من اصراری ندارم که «درب» بنویسیم، بلکه سخنم این است که آن را غلط ندانیم. نیز بدانیم و دیگران را هم آگاه کنیم که چرا اهل زبان «درب» می‌نویسند (زیرا هیچ تغییر و تحولی در زبان بی‌دلیل نیست): ۱) «درب» را معمولاً گونهٔ رسمیِ «در» تلقی می‌کنند. ۲) برای اشتباه نشدنِ «در» با حرف اضافهٔ «در» معمولاً «درب» می‌نویسند. همین.
★ من همچنان معتقدم با آن‌که ابوالحسن نجفی خدمات زیادی به زبان فارسی کرد، ولی ترویج کتاب غلط ننویسیم او خیانت فرهنگی به اهل قلم است، زیرا بیشترِ مطالبِ کتابش غیرعلمی، براساس گمان، یا سلیقۀ شخصی اوست و دستاوردی جز گمراهی ندارد (اینجا را هم بخوانید).
شاید این نظرم برای برخی شگفت‌آور باشد، اما درستی آن را با دلایل و شواهد فراوان در کارگاه‌های ویرایش و دستورزبان زبان‌شناختی نشان داده و اثبات کرده‌ام. چه زیبا گفت ارسطو: من استادم افلاطون را دوست دارم، ولی حقیقت را بیش از او. پس بهتر است تعصب را کنار بگذاریم و ننگریم که که می‌گوید، بنگریم که چه می‌گوید. اگر سخنی حق گفت و درست، سلّمنا. والّا فلا.
#زبان‌شناسی
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌‌‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍208👌4