«فرفوژه» یا «فرفورژه»؟
«فرفورژه» (fer forgé) واژهای فرانسوی و به معنای «سازههای آهنی، مانند در و نرده و پنجره، با طرحهای معمولاً هنری» است. «فرفورژه» (مانند برخی دیگر از وامواژههای فرانسوی) صورت نویسهگردانیشدۀ* fer forgé است (نه مطابق با تلفظ فرانسوی آن)، زیرا واج /ر/ در فرانسوی /غ/ تلفظ میشود. املای «فرفورژه» (با دو «ر») رایجتر و پربسامدتر از «فرفوژه» (با یک «ر») است. بنابراین دقیقتر و درستتر آن است که «فرفورژه» بنویسیم (هرچند در گفتار برای تلفظ آسانتر /فرفوژه/ میگویند).
★ «نویسهگردانی» (transliteration) فرایندی است که از رهگذر آن، حروف یک خط، بهطور متناظر و یکبهیک، با حروف خط دیگری نوشته میشود. برای نمونه، «شبدر» به حروف لاتینی بهصورت šbdr نویسهگردانی میشود («نویسه» معادل فارسی «حرف» است).
#واژهشناسی #املا_رسمالخط
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
«فرفورژه» (fer forgé) واژهای فرانسوی و به معنای «سازههای آهنی، مانند در و نرده و پنجره، با طرحهای معمولاً هنری» است. «فرفورژه» (مانند برخی دیگر از وامواژههای فرانسوی) صورت نویسهگردانیشدۀ* fer forgé است (نه مطابق با تلفظ فرانسوی آن)، زیرا واج /ر/ در فرانسوی /غ/ تلفظ میشود. املای «فرفورژه» (با دو «ر») رایجتر و پربسامدتر از «فرفوژه» (با یک «ر») است. بنابراین دقیقتر و درستتر آن است که «فرفورژه» بنویسیم (هرچند در گفتار برای تلفظ آسانتر /فرفوژه/ میگویند).
★ «نویسهگردانی» (transliteration) فرایندی است که از رهگذر آن، حروف یک خط، بهطور متناظر و یکبهیک، با حروف خط دیگری نوشته میشود. برای نمونه، «شبدر» به حروف لاتینی بهصورت šbdr نویسهگردانی میشود («نویسه» معادل فارسی «حرف» است).
#واژهشناسی #املا_رسمالخط
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👍12❤4
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی!
شاید شما هم دو واژۀ «اپیدمی» و «پاندمی» را شنیده یا دیده باشید. این روزها هم که بیماریهای ویروسی (مانند آنفولانزا و کرونا) بیشتر است، گاهی این دو را میشنویم. «اپیدمی» و «پاندمی» دو اصطلاح پزشکیاند که فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای آنها معادل فارسی تصویب کردهاست. پس بهتر است همهجا از معادل فارسیشان استفاده کنیم.
épidémie / epidemy
همهگیری: شیوع بیش از حد یک بیماری یا عارضه در جمعیتی معیّن
epidemic
همهگیر: ویژگی آن دسته از بیماریها که بهطور ناگهانی در میان مردمان یک ناحیۀ خاص شایع شود.
pandémie / pandemic
دنیاگیر: ویژگی بیماریای که در چند کشور همهگیر شدهاست و احتمال میرود تمام دنیا را آلوده کند.
pandemicity
دنیاگیری: حالت دنیاگیر بودن یک بیماری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
شاید شما هم دو واژۀ «اپیدمی» و «پاندمی» را شنیده یا دیده باشید. این روزها هم که بیماریهای ویروسی (مانند آنفولانزا و کرونا) بیشتر است، گاهی این دو را میشنویم. «اپیدمی» و «پاندمی» دو اصطلاح پزشکیاند که فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای آنها معادل فارسی تصویب کردهاست. پس بهتر است همهجا از معادل فارسیشان استفاده کنیم.
épidémie / epidemy
همهگیری: شیوع بیش از حد یک بیماری یا عارضه در جمعیتی معیّن
epidemic
همهگیر: ویژگی آن دسته از بیماریها که بهطور ناگهانی در میان مردمان یک ناحیۀ خاص شایع شود.
pandémie / pandemic
دنیاگیر: ویژگی بیماریای که در چند کشور همهگیر شدهاست و احتمال میرود تمام دنیا را آلوده کند.
pandemicity
دنیاگیری: حالت دنیاگیر بودن یک بیماری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👍26
الوعده وفا!
عبارت «الوعده وفا» معمولاً برای یادآوری قولوقرار دیگران به کار میرود: «وقتی که آمد، به او گفتم: الوعده وفا. ربابه را طلاق بده.» (صادق هدایت، سه قطره خون، ص ۱۶۲)
«الوعده وفا» تغییریافتۀ این حدیث امام علی است: «الکریمُ إذا وَعَدَ وَفیٰ.» (جوانمرد چون پیمان بندد، به جای آرد.)
#واژهشناسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
عبارت «الوعده وفا» معمولاً برای یادآوری قولوقرار دیگران به کار میرود: «وقتی که آمد، به او گفتم: الوعده وفا. ربابه را طلاق بده.» (صادق هدایت، سه قطره خون، ص ۱۶۲)
«الوعده وفا» تغییریافتۀ این حدیث امام علی است: «الکریمُ إذا وَعَدَ وَفیٰ.» (جوانمرد چون پیمان بندد، به جای آرد.)
#واژهشناسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👍33❤14
گفتارینویسی «به»
+ ـم، ـت، ـش، ـمون، ـتون، ـشون
در گفتارینویسی، حرف اضافۀ «به» را در پیوند با ضمیرهای شخصی به دو صورت میتوان نوشت:
۱) صورتِ مؤکدی که e در «به» را h تلفظ میکنیم و بنابراین «ه» را سرهم مینویسیم: بِهِم، بِهِت، بِهِش، بِهِمون، بِهِتون، بِهِشون. مثال برای behemun: «لطفاً خودتان را معرفی کنید. ما جناح راست هستیم. منتهیٰ توی خونه بِهِمون میگن اصولگرا، چپها بِهِمون میگن محافظهکار.» (ابراهیم نبوی، یک فنجان چای داغ، ص ۱۲۴)
۲) صورتِ نامؤکدی که e در «به» را همان e تلفظ میکنیم و بنابراین «ه» را با نیمفاصله مینویسیم: بهم، بهت، بهش، بهمون، بهتون، بهشون. مثال برای beš: «ننهحبیب انگشتر عقیق را دور انگشتش گردانید: سیدخانوم، نِشاسّه براش خوبه. [...] امشب هم وخت خواب، به خورندِ یه خشخاش، تریاک بهش بده.» (صادق هدایت، علویه خانم و ولنگاری، ص ۲۹)
ببینید: شیوهٔ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۲).
#گفتارینویسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
+ ـم، ـت، ـش، ـمون، ـتون، ـشون
در گفتارینویسی، حرف اضافۀ «به» را در پیوند با ضمیرهای شخصی به دو صورت میتوان نوشت:
۱) صورتِ مؤکدی که e در «به» را h تلفظ میکنیم و بنابراین «ه» را سرهم مینویسیم: بِهِم، بِهِت، بِهِش، بِهِمون، بِهِتون، بِهِشون. مثال برای behemun: «لطفاً خودتان را معرفی کنید. ما جناح راست هستیم. منتهیٰ توی خونه بِهِمون میگن اصولگرا، چپها بِهِمون میگن محافظهکار.» (ابراهیم نبوی، یک فنجان چای داغ، ص ۱۲۴)
۲) صورتِ نامؤکدی که e در «به» را همان e تلفظ میکنیم و بنابراین «ه» را با نیمفاصله مینویسیم: بهم، بهت، بهش، بهمون، بهتون، بهشون. مثال برای beš: «ننهحبیب انگشتر عقیق را دور انگشتش گردانید: سیدخانوم، نِشاسّه براش خوبه. [...] امشب هم وخت خواب، به خورندِ یه خشخاش، تریاک بهش بده.» (صادق هدایت، علویه خانم و ولنگاری، ص ۲۹)
ببینید: شیوهٔ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۲).
#گفتارینویسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👍18
گفتارینویسی ماضی نقلی
+ ـم، ـت، ـش، ـمون، ـتون، ـشون
او / آن را بردهام: بردهمش
او / آن را بردهای: بردیٖش
او / آن را بردهاست: بردهتش
او / آن را بردهایم: بردیٖمش
او / آن را بردهاید: بردیٖدش / بردیٖنش
او / آن را بردهاند: بردهنش
ببینید: شیوۀ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۱).
#گفتارینویسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
+ ـم، ـت، ـش، ـمون، ـتون، ـشون
او / آن را بردهام: بردهمش
او / آن را بردهای: بردیٖش
او / آن را بردهاست: بردهتش
او / آن را بردهایم: بردیٖمش
او / آن را بردهاید: بردیٖدش / بردیٖنش
او / آن را بردهاند: بردهنش
ببینید: شیوۀ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۱).
#گفتارینویسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👍28
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍17❤5🥴4👏1
انسان دو معلم دارد: آموزگار و روزگار. هرچه با شیرینی از اولی نیاموزی، دومی با تلخی به تو میآموزد؛ اولی به قیمت جانش، دومی به قیمت جانت! (لا ادری)
هرکه را ایزدش لختی هوش داد
روزگار او را بسنده اوستاد
هرکه نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
(رودکی)
دو کتاب در شناخت آثار و احوال رودکی، به مناسبت چهارم دیماه، زادروز وی، اینجا.
#ادبیات #کتاب_خوب_بخوانیم
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
هرکه را ایزدش لختی هوش داد
روزگار او را بسنده اوستاد
هرکه نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
(رودکی)
دو کتاب در شناخت آثار و احوال رودکی، به مناسبت چهارم دیماه، زادروز وی، اینجا.
#ادبیات #کتاب_خوب_بخوانیم
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👏21❤8🥴4👍3🔥1👌1
وقتی «فیودور» را «فیودر» مینویسیم، مجبوریم یک ضمه هم بالای «د» بگذاریم که درست خوانده شود. سنت املایی فارسی در چنین واژههایی ـ گذشته از تفاوت نظام آوایی دو زبان مبدأ و مقصد و مسئلۀ تلفظ ـ معمولاً این است که صدای /o/ را در خط با «و» مینویسیم. املای رایج این نام هم «فیودور» است. پس چرا بنویسیم «فیودر» که مجبور شویم ضمه بگذاریم؟ اگر اینگونه باشد، باید «چخوف» را هم «چِخُف» بنویسیم و حرکتگذاری کنیم! باری، دقیقترین املای نام او به این صورت است: فئودور داستایفسکی.
ببینید: شیوۀ نگارش اَعلام تاریخی و جغرافیایی.
#املا_رسمالخط
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
ببینید: شیوۀ نگارش اَعلام تاریخی و جغرافیایی.
#املا_رسمالخط
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👍45🥴5👌3
۶ کاربرد سهنقطه در گفتارینویسی
۱) برای نشان دادن لکنت زبان یا بریدهبریده سخن گفتن (از دو طرف با نیمفاصله و کشیدگی دادن به حروف پیوسته):
- گُـ...گُـ...گفتم نَـ...نَـ...نترس!
۲) برای درنگ کردن در ادای واژهها (با نیمفاصله از قبل):
- من... دیگه... بر... نمیگردم...! تو برو.
۳) برای نصفهنیمه گفتن واژهها (با نیمفاصله از قبل):
- من از این موجود میتر...
دقیقاً پشتسرم ایستاده بود و بازتابش در شیشهٔ پیشِرویم دیده میشد.
۴) هنگامی که کسی سخن دیگری را در گفتوگوها قطع میکند (با نیمفاصله از قبل):
افسانه با ناراحتی گفت: «من به همه میگم تو کی هستی و چیکارهای! من به پلیس...»
بابک حرفش را قطع کرد: «تو بیخود میکنی! جرئت داری بگو، ببین چه بلایی سرت میآرم!»
۵) برای نشان دادن سخنان کسی که پشت تلفن است و شنیده نمیشود (از قبل با فاصلۀ جامد و از بعد با فاصلۀ معمولی):
- بله. ... علیک سلام. ... به تو چه؟ ... به خودم مربوطه. ... تو که همهجا زیر نظرته. ... چی؟ ... زنگ بزن پایین. ... مسخره!
۶) در گفتوگوی تلفنی، وقتی طرف مقابل سکوت کرده یا مشکلی در ارتباط وجود دارد (با نیمفاصله از قبل):
- الو... الو... صدات نمیآد!
یادآوری:
در این دو مورد، سهنقطه نمیگذاریم:
۱) برای نشان دادن خشم و مانند آن یا درنگِ کاملِ بعد از هر واژه، پس از هرکدام فقط یک نقطه میگذاریم:
- دارم بهت میگم من. اصلاً. حالم. خوب. نیست. بفهم! برو پی کارِت!
۲) برای نشان دادن کشیدگی واکههای بلند، حرف مربوط به آن واکه را فقط سه بار (نه بیشتر) تکرار میکنیم:
درست: وااای، حمییید!
نادرست: وا...ی، حمیــــــــد!
#نشانهگذاری #فاصلهگذاری
سید محمد بصام و فهیمه پوریا
@Matnook_com
www.matnook.com
۱) برای نشان دادن لکنت زبان یا بریدهبریده سخن گفتن (از دو طرف با نیمفاصله و کشیدگی دادن به حروف پیوسته):
- گُـ...گُـ...گفتم نَـ...نَـ...نترس!
۲) برای درنگ کردن در ادای واژهها (با نیمفاصله از قبل):
- من... دیگه... بر... نمیگردم...! تو برو.
۳) برای نصفهنیمه گفتن واژهها (با نیمفاصله از قبل):
- من از این موجود میتر...
دقیقاً پشتسرم ایستاده بود و بازتابش در شیشهٔ پیشِرویم دیده میشد.
۴) هنگامی که کسی سخن دیگری را در گفتوگوها قطع میکند (با نیمفاصله از قبل):
افسانه با ناراحتی گفت: «من به همه میگم تو کی هستی و چیکارهای! من به پلیس...»
بابک حرفش را قطع کرد: «تو بیخود میکنی! جرئت داری بگو، ببین چه بلایی سرت میآرم!»
۵) برای نشان دادن سخنان کسی که پشت تلفن است و شنیده نمیشود (از قبل با فاصلۀ جامد و از بعد با فاصلۀ معمولی):
- بله. ... علیک سلام. ... به تو چه؟ ... به خودم مربوطه. ... تو که همهجا زیر نظرته. ... چی؟ ... زنگ بزن پایین. ... مسخره!
۶) در گفتوگوی تلفنی، وقتی طرف مقابل سکوت کرده یا مشکلی در ارتباط وجود دارد (با نیمفاصله از قبل):
- الو... الو... صدات نمیآد!
یادآوری:
در این دو مورد، سهنقطه نمیگذاریم:
۱) برای نشان دادن خشم و مانند آن یا درنگِ کاملِ بعد از هر واژه، پس از هرکدام فقط یک نقطه میگذاریم:
- دارم بهت میگم من. اصلاً. حالم. خوب. نیست. بفهم! برو پی کارِت!
۲) برای نشان دادن کشیدگی واکههای بلند، حرف مربوط به آن واکه را فقط سه بار (نه بیشتر) تکرار میکنیم:
درست: وااای، حمییید!
نادرست: وا...ی، حمیــــــــد!
#نشانهگذاری #فاصلهگذاری
سید محمد بصام و فهیمه پوریا
@Matnook_com
www.matnook.com
👍22🥴6❤5🙏2
🔴هشتگهای کانال آموزشی متنوک
هریک از هشتگهای زیر را لمس کنید و صدها نکتهٔ جدید و متفاوت در زمینهٔ نگارش و ویرایش بیاموزید:
#ادبیات
#املا_رسمالخط
#پرسه_در_متون
#تمرین_ویرایش
#دستورزبان
#زبانشناسی
#زنگ_املا
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی
#فاصلهگذاری
#کتاب_خوب_بخوانیم
#گردهبرداری
#گفتارینویسی
#متنآوا
#منهای_ویرایش
#نشانهگذاری
#نمونهکارها
#واژهشناسی
#ورد
#ویرایش_زبانی
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
هریک از هشتگهای زیر را لمس کنید و صدها نکتهٔ جدید و متفاوت در زمینهٔ نگارش و ویرایش بیاموزید:
#ادبیات
#املا_رسمالخط
#پرسه_در_متون
#تمرین_ویرایش
#دستورزبان
#زبانشناسی
#زنگ_املا
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی
#فاصلهگذاری
#کتاب_خوب_بخوانیم
#گردهبرداری
#گفتارینویسی
#متنآوا
#منهای_ویرایش
#نشانهگذاری
#نمونهکارها
#واژهشناسی
#ورد
#ویرایش_زبانی
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍12🥴8❤2🔥1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
عکسهایی دیدنی از سیمین دانشور بهمناسبت ۸ اردیبهشت، زادروز وی به کوشش مجلۀ بخارا (علی دهباشی) @bukharamag #منهای_ویرایش #ادبیات ۱۴۰۳/۰۲/۰۸ سید محمد بصام Matnook.com @Matnook_com instagram.com/matnook_com
ساخت «هرچند ...، اما ...»، که در آخرین جملۀ سیمین دانشور نیز بهکار رفته، از ساختهای نحوی رایج در زبان فارسی است و معمولاً برای تقویت مفهوم تضادی که در جمله وجود دارد بهکار میرود:
«اگرچه اندر آن عالَم نیز تن را نصیب است، ولکن اصلْ دل است و تن تَبَع است.» (غزالی، کیمیای سعادت، ج ۲، ص ۱۴)
گرچه شیریندهنان پادشهاناند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست (حافظ)
بنابراین، چنانکه برخی از ویراستاران پنداشتهاند، این ساخت نحوی (یا «اگرچه ...، ولی ...» و مانند آن) نه حشو است و نه گردهبرداری و نه نادرست.
#ویرایش_زبانی #گردهبرداری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
«اگرچه اندر آن عالَم نیز تن را نصیب است، ولکن اصلْ دل است و تن تَبَع است.» (غزالی، کیمیای سعادت، ج ۲، ص ۱۴)
گرچه شیریندهنان پادشهاناند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست (حافظ)
بنابراین، چنانکه برخی از ویراستاران پنداشتهاند، این ساخت نحوی (یا «اگرچه ...، ولی ...» و مانند آن) نه حشو است و نه گردهبرداری و نه نادرست.
#ویرایش_زبانی #گردهبرداری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👍12🥴9❤2👏1🤩1🙏1
Forwarded from نتایج و نظرات ویرایشآموزان متنوک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺حامد شکوفگی، دکتری زبان و ادبیات فارسی، مدرس، از تهران
🎞ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🎞ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🥴9🙏1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی! partner یار، معشوق، معشوقه، شریک عاطفی date دیدار، قرار (مصوّب فرهنگستان) دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ ابری که در بیابان بر تشنهای ببارد! (سعدی) سید محمد بصام @Matnook_com www.matnook.com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤40🥴10👌7👏4🤩1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکستهنویسی «را»
در گفتوگوهای داستان با دو قاعده!
#گفتارینویسی #املا_رسمالخط
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
در گفتوگوهای داستان با دو قاعده!
#گفتارینویسی #املا_رسمالخط
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
🥴9👍7👌3
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
چنانکه در سطر اول تصویر میبینید، حرف اضافهٔ «تو» (/tu/) از ضمیر «تو» (/to/) بهآسانی قابل تشخیص است، زیرا «بافت زبانی» ابهامزداست و خواننده را راهنمایی میکند: یواش میریزه تو چنبرهای غلیظ توی قوطی. همچنین، به کمک بافت، حرف اضافهٔ «رو» (/ru/) از «رو» (= «را») بهسادگی قابل تشخیص است (سطر چهارم و پنجم): تختهها رو باز میکنیم و سیمان رو [یا: سیمانو] میریزیم رو پاش. [...] بپا روش نریزی. پس نگرانِ تشخیصِ «تو» (ضمیر) از «تو» (حرف اضافه) و نیز «رو» (= «را») از «رو» (= «رویِ») نباشیم. الزامی هم ندارد که حرف اضافهٔ «تو» را همیشه بهصورت «توی»، و حرف اضافهٔ «رو» را «روی» بنویسیم. اما هرگز نباید بنویسیم «توو»، چنانکه «رو» (/ru/) را نمینویسیم «روو».
تصویر از کتاب گوربهگور، اثر ویلیام فاکنر، ترجمۀ نجف دریابندری (نشر چشمه، ص ۲۰۱) است. پیشنهاد میکنم این کتاب را سه بار بخوانید؛ یک بار برای داستانش، یک بار برای ترجمهاش، و یک بار هم برای نکتهچینی از متن سراسر گفتاریاش.
ببینید: نکتهای دربارۀ «بهعنوانِ».
#املا_رسمالخط #گفتارینویسی
۱۴۰۰/۰۳/۰۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
تصویر از کتاب گوربهگور، اثر ویلیام فاکنر، ترجمۀ نجف دریابندری (نشر چشمه، ص ۲۰۱) است. پیشنهاد میکنم این کتاب را سه بار بخوانید؛ یک بار برای داستانش، یک بار برای ترجمهاش، و یک بار هم برای نکتهچینی از متن سراسر گفتاریاش.
ببینید: نکتهای دربارۀ «بهعنوانِ».
#املا_رسمالخط #گفتارینویسی
۱۴۰۰/۰۳/۰۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍11🥴9❤2
نکتهای دربارۀ حرف اضافۀ «در» و «تو»
حرف اضافۀ «در» به گونۀ خاصی تعلق ندارد و کمابیش در گفتار و نوشتار رسمی و غیررسمی به کار میرود، ولی حرف اضافۀ «تو» / «توی» فقط در گونۀ گفتاری و غیررسمی کاربرد دارد. بنابراین از آن در جایی استفاده کنیم که سبکی گفتاری و غیررسمی داریم، مانند برخی گفتوگوها (دیالوگها) در داستان و رمان.
ببینید: t.me/Matnook_com/4318.
#گفتارینویسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
حرف اضافۀ «در» به گونۀ خاصی تعلق ندارد و کمابیش در گفتار و نوشتار رسمی و غیررسمی به کار میرود، ولی حرف اضافۀ «تو» / «توی» فقط در گونۀ گفتاری و غیررسمی کاربرد دارد. بنابراین از آن در جایی استفاده کنیم که سبکی گفتاری و غیررسمی داریم، مانند برخی گفتوگوها (دیالوگها) در داستان و رمان.
ببینید: t.me/Matnook_com/4318.
#گفتارینویسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
🥴8👌7👍4
گفتاری: آنطرف / اینطرف خیابان
رسمی: آنسوی / اینسوی خیابان
محاوره: آنور / اینور خیابان
این سه تا هم کاملاً با نیمفاصله:
اینطرفوآنطرف،
اینسووآنسو،
اینوروآنور.
ببینید: فاصلهگذاری «آن» و «این».
#فاصلهگذاری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
رسمی: آنسوی / اینسوی خیابان
محاوره: آنور / اینور خیابان
این سه تا هم کاملاً با نیمفاصله:
اینطرفوآنطرف،
اینسووآنسو،
اینوروآنور.
ببینید: فاصلهگذاری «آن» و «این».
#فاصلهگذاری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
👍10🥴8🤔3❤2👏2