Forwarded from آقای میم!
بعضیها معتقدن ما بعد از مرگ در جای دیگهای از جهان به دنیا میایم. امیدوارم درست باشه، چون من تو این زندگی عمرم صرف فکر کردن به وطن شد.
Forwarded from Ending
هر روز که بیدار میشم، یه چند دقیقه به زمان نیاز دارم تا باور کنم اینا خواب نبوده.
معلوم نیست بعد از این روزا چه بلاهای بدتری قراره سرمون بیاد اما فقط امیدوارم روزای بهتریام باشه.
Forwarded from Independent🪁
دیگه حتی نمیشه حدس زد اینا روزای خوبمونه تازه، یا روزهای بدمون.
پس کی تجربه میکنیم اون احساس امنیت، آزادی ذهن و دقیقا همون زندگی دلخواهو.
چرا عوض بیچاره بودنهامون درنمیاد و تازه رفته رفته بدترم میشه.
چرا عوض بیچاره بودنهامون درنمیاد و تازه رفته رفته بدترم میشه.
Forwarded from دخترک مو فرفری (yagmur)
معنی این جمله که"ادم از فردای خودش خبردار نیستو "وقتی فهمیدم که دو هفته پیش با دوستام برای همچین روزی برنامه سفر ریختیم و تنها دغدغمون این بود که کجاها بریم و چیکارا کنیم.
ولی الان مجبوریم هر دودقیقه یبار بهم پیام بدیم ببینیم هنوز زنده ایم یا ن!
ولی الان مجبوریم هر دودقیقه یبار بهم پیام بدیم ببینیم هنوز زنده ایم یا ن!
من میگم میخوابم ولی میرم سرمو میذارم رو بالشت، ساعتها افکارمو مرور میکنم!
یه وقتایی فقط دلت رفتن میخواد که بری و رها باشی. آروم، دور از همه چی.
یه جای خلوت، که بشه نفس کشید.
یه جای خلوت، که بشه نفس کشید.
ذهنم شلوغه، دلم خستهست و بنظرم یه چیزایی اونجوری که باید باشه نیست.
اما با همهی اینا نمیتونم ولش کنم چون برای رسیدن به یه ذره آرامش خیلی جنگیدم خیلی دووم آوردم.
سخته ولی دلم نمیخواد جا بزنم. میخوام ادامه بدم، اونقدر که بالاخره یه روز برسم به همون آرامشی که حقمه.
اما با همهی اینا نمیتونم ولش کنم چون برای رسیدن به یه ذره آرامش خیلی جنگیدم خیلی دووم آوردم.
سخته ولی دلم نمیخواد جا بزنم. میخوام ادامه بدم، اونقدر که بالاخره یه روز برسم به همون آرامشی که حقمه.
Forwarded from Hidden Chat
من ناامید نمیشم، چون یاد گرفتم بجنگم، خیلی بجنگم. بیشتر اون خستگی طاقتفرساست. متوجه منظورم میشی؟ یعنی ترجیح میدم نیهیلیست باشم اما فعال باشم و بجنگم
یه سری احساسها رو هیچوقت تجربه نکردم.
نه کسی بهم داد، نه شرایطش بود.
برای همین تصمیم گرفتم اون احساسی که دلم میخواست رو خودم به خودم بدم. خودم رو بغل کردم، باور کردم و انقدر قوی شدم که بشم پناه خودم. سرسختتر و محکمتر، چون فهمیدم اگه من برای خودم نباشم هیچکس نیست.
نه کسی بهم داد، نه شرایطش بود.
برای همین تصمیم گرفتم اون احساسی که دلم میخواست رو خودم به خودم بدم. خودم رو بغل کردم، باور کردم و انقدر قوی شدم که بشم پناه خودم. سرسختتر و محکمتر، چون فهمیدم اگه من برای خودم نباشم هیچکس نیست.