این زندگی هر روز یجوری سعی میکنه مارو از پا دربیاره. برنده اونیه که کم نیاره. کمم اورد، استراحت کنه و دوباره پاشه.
کاش حداقل بعد این حجم خستگی بعد کار یکی منتظرم بود که نازم کنه و کلی باهام حرف بزنه.
ببخشید که خودم رو انتخاب کردم، اگه نمیکردم جونش تموم میشد، گناه داشت. همینجوریشم همش اذیته.
"پذیرش" واقعا چیز عجیبیه، به خودت میای و میبینی یه سری چیزا که فکر میکردی حالا حالاها نمیتونی هضم کنی رو پذیرفتی.
بهم میگه بهترین و واقعی ترین پاسخ به وضعیت حال همین غر زدنه. و گفت سخت نگیر.
نبودن علیرضا خیلی عجیب و غیرعادی بود منم مدام سراغشو گرفتم، روزها منتظر جوابش بودم تا اینکه امروز فهمیدم فوت شده.
چه حیف! چه تلخ!
چه حیف! چه تلخ!
منِ درحال تکامل
Chezile – Blue
خدافظ دوست "شاهکار" من.
دلم کلی برات تنگ میشه. و فقط میتونم آهنگای مورد علاقتو به جات گوش بدم.
دلم کلی برات تنگ میشه. و فقط میتونم آهنگای مورد علاقتو به جات گوش بدم.
Forwarded from بیگانه
انگار عشقی که زنها دوستدارن داشته باشن رو فقط خود زنها بلدن بهم بدن.
دارم سعی میکنم فکر کنم تا واسه آخر ماه که تولدمه یه برنامهای داشته باشم که خوش بگذره ولی هنوز موفق نشدم به نتیجهای برسم. ناناحت.
Writing the Letter
Marc Streitenfeld
به یادش که گفت "اجازه بده بیکلام موردعلاقمو برات بفرستم"