آخه میدونی کاش هرکی واقعا دلش میخواد پیگیر باشه و یه سازی یاد بگیره. خیلی حال آدم بهتر میشه
Forwarded from Hidden Chat
منمم دلم میخواد یاد بگیرم اما وقت ندارم ))):
Forwarded from مخفیگاه من (Agent 30na)
بهقدری مشغلههای فکریم زیاد شده که دیگه واقعاً حوصلهی پرداختن به رفتارهای بچهگانهی بعضی آدمها رو ندارم؛ تا چشمم بهشون میافته، با یه نیملبخند رد میشم و برمیگردم سمت ادامهی داستان زندگیم؛ همون داستانی که این روزها انقدر ذهنمو درگیر کرده که جای هیچ حاشیهای توش نیست.
هفت ساعته دارم رو اون باگی که گفتم نه نگران نباشید کار چند دقیقهس کار میکنم و میکوبم رو سرم.
امروز خیلی جالب بود.
یه سایتمون هک شده بود یاد گرفتم چطوری برگردونمش. آخه خیلی دوس داشتم بلد باشم ولی تاحالا برام پیش نیومده بود.
یه سایتمون هک شده بود یاد گرفتم چطوری برگردونمش. آخه خیلی دوس داشتم بلد باشم ولی تاحالا برام پیش نیومده بود.
دیدم گیر کردم بین یه سری افکار تکراری و تلاش نمیکنم آزادتر باشم. آره شاید مشکل همینه.
باید ترس از بعضی چیزا رو کنار بزارم. به خودم اجازه بدم که اشتباه کنم.
خیلی سخت نگیرم چون زندگی همینطوریشم سخت هست.
لحظههایی بسازم که برام تجربههای جدید و خوبی بشن.
خیلی سخت نگیرم چون زندگی همینطوریشم سخت هست.
لحظههایی بسازم که برام تجربههای جدید و خوبی بشن.
مدام توو اتاقم کار کردن خستهم میکنه. فردا لپتاپمو برمیدارم میرم توو کافه کار کنم. تهِتهِ تغییر!