نویسنده مقاله G. G. Lorentz (ریاضیدان روس-آمریکایی) اومده تجربههای شخصیش در دانشگاه لنینگراد رو نوشته و میگه که تعامل بین سیاست و ریاضیات توی شوروی استالینی (1928-1953) داستان پیچیدهای داشته و از یک طرف درگیر سرکوب و ایدئولوژی حکومتی بودن، از طرفی هم حمایت دولتی از علم یادگیری مهارتهای فنی، سرنوشت ریاضیات توی عصر شوروی رو شکل دادن.
توی مقالهش اول در مورد فشارهای جمعی و صنعتیسازی توضیح میده و میگه توی اون فضای پر از تنش، گروههایی از فعالان حزبی جوان مثل کولمان و لیفرت اختیارات خیلی وسیعی پیدا کردن و ازش برای پاکسازی رهبری قدیمی علمی استفاده کردن! در واقع توی دوره استالین به ویژه اوایل دهه 1930 حکومت تصمیم گرفت نسل قدیمی اساتید و دانشمندها که بیشترشون در زمان روسیه تزاری آموزش دیده بودن و تحصیل کرده بودن رو کنار بزنه. برای این کار از کولمان و لیفرت که خودشون ریاضیدانهای برجستهای هم نبودن ولی به حزب کمونیست شوروی وفاداری داشتن استفاده کرد و اساتید قدیمی رو با متهم کردن به بورژوا بودن و ضدانقلاب بودن، تبعید یا زندانی کردن. چندتا از ریاضیدانهایی که اون دستگیر و تبعید شدن میشه به دیمیتری فوماویچ اِگوروف، نیکولای لوزین، سرگئی ناتانوویچ برنشتاین و هاینریش مونتس اشاره کرد.
نتیجه اون دوره هم جابجایی نیروها و اساتید بود، هم تلاش برای برنامهریزیِ متمرکز پژوهش بود. مثلاً کنفرانس برنامهریزی ریاضیات 1931 خواستار پیوند مستقیم مسائل فنی و صنعتی به پژوهشهای کاربردی و ریاضیات محض شد. در نتیجه هم این سیاستهاشون سبب شد دانشگاهها و موسسات پژوهشی بازسازی بشن، دورههای تحصیلی و مدارج جدیدی بیاد روی کار و رشتههایی که کاربردیتر بودن در صنعت ترجیح داده بشن. در عین حال هم حملات ایدئولوژیک به ریاضیات بورژوایی و فشار بر استادهای غیرهمسو با حزب کمونیست بیشتر شد.
در همین بین ماجرای لوزین (Luzin affair) تبدیل به یکی از نقاط عطف بین حزب کمونیست و جامعه ریاضی شد. محاکمهها و اتهامات سیاسی به لوزین و اطرافیانش نمونهای فشارهای حکومتی بود که نشون میداد چجوری درگیریهای علمی و رقابتهای داخلی میتونستن به ابزار سرکوب تبدیل بشن و چجوری برای حفظ کار علمی گاهی لازم بود فداکاریهای اخلاقی انجام بشه تا گروهی از ریاضیدانها بتونن از تعقیب نجات پیدا کنن.
توی دورانِ «ترور بزرگ» ۱۹۳۶–۱۹۳۷ هم جمعیت قابل توجهی از نخبههای علمی (مخصوصاً در حوزه فیزیک و نجوم) تبعید، دستگیر و اعدام شدن.
توی مقالهش اول در مورد فشارهای جمعی و صنعتیسازی توضیح میده و میگه توی اون فضای پر از تنش، گروههایی از فعالان حزبی جوان مثل کولمان و لیفرت اختیارات خیلی وسیعی پیدا کردن و ازش برای پاکسازی رهبری قدیمی علمی استفاده کردن! در واقع توی دوره استالین به ویژه اوایل دهه 1930 حکومت تصمیم گرفت نسل قدیمی اساتید و دانشمندها که بیشترشون در زمان روسیه تزاری آموزش دیده بودن و تحصیل کرده بودن رو کنار بزنه. برای این کار از کولمان و لیفرت که خودشون ریاضیدانهای برجستهای هم نبودن ولی به حزب کمونیست شوروی وفاداری داشتن استفاده کرد و اساتید قدیمی رو با متهم کردن به بورژوا بودن و ضدانقلاب بودن، تبعید یا زندانی کردن. چندتا از ریاضیدانهایی که اون دستگیر و تبعید شدن میشه به دیمیتری فوماویچ اِگوروف، نیکولای لوزین، سرگئی ناتانوویچ برنشتاین و هاینریش مونتس اشاره کرد.
نتیجه اون دوره هم جابجایی نیروها و اساتید بود، هم تلاش برای برنامهریزیِ متمرکز پژوهش بود. مثلاً کنفرانس برنامهریزی ریاضیات 1931 خواستار پیوند مستقیم مسائل فنی و صنعتی به پژوهشهای کاربردی و ریاضیات محض شد. در نتیجه هم این سیاستهاشون سبب شد دانشگاهها و موسسات پژوهشی بازسازی بشن، دورههای تحصیلی و مدارج جدیدی بیاد روی کار و رشتههایی که کاربردیتر بودن در صنعت ترجیح داده بشن. در عین حال هم حملات ایدئولوژیک به ریاضیات بورژوایی و فشار بر استادهای غیرهمسو با حزب کمونیست بیشتر شد.
در همین بین ماجرای لوزین (Luzin affair) تبدیل به یکی از نقاط عطف بین حزب کمونیست و جامعه ریاضی شد. محاکمهها و اتهامات سیاسی به لوزین و اطرافیانش نمونهای فشارهای حکومتی بود که نشون میداد چجوری درگیریهای علمی و رقابتهای داخلی میتونستن به ابزار سرکوب تبدیل بشن و چجوری برای حفظ کار علمی گاهی لازم بود فداکاریهای اخلاقی انجام بشه تا گروهی از ریاضیدانها بتونن از تعقیب نجات پیدا کنن.
توی دورانِ «ترور بزرگ» ۱۹۳۶–۱۹۳۷ هم جمعیت قابل توجهی از نخبههای علمی (مخصوصاً در حوزه فیزیک و نجوم) تبعید، دستگیر و اعدام شدن.
The Misgeneralization Mind
نویسنده مقاله G. G. Lorentz (ریاضیدان روس-آمریکایی) اومده تجربههای شخصیش در دانشگاه لنینگراد رو نوشته و میگه که تعامل بین سیاست و ریاضیات توی شوروی استالینی (1928-1953) داستان پیچیدهای داشته و از یک طرف درگیر سرکوب و ایدئولوژی حکومتی بودن، از طرفی هم حمایت…
لینک مقاله اگه بخواید کامل بخونید
https://www.emis.de/classics/HAT/fpapers/lorentzussr.pdf
https://www.emis.de/classics/HAT/fpapers/lorentzussr.pdf
The Misgeneralization Mind
لوزین
ایشونم نیکولای لوزین ریاضیدان اهل شورویه که بخاطر کارهاش در زمینه denoscriptive set theory شناخته شدهست. زندگی جالبی داشته بعداً در موردش مینویسم.
بطور کلی توی دوران جنگ سرد صرفاً رسیدن به یک تکنولوژی دستاورد محسوب نمیشد و اینکه کی تونسته زودتر به اون تکنولوژی دست پیدا کنه دستاورد بزرگتری بود. طبیعتاً بخاطر همین حکومت تمایل داشت ریاضیات به سمت کاربردی و صعنتی سوق پیدا کنه. به عنوان یکی از نمونهها میشه به توپولف Tu-144 اشاره کرد که شوروی سعی کرد زودتر از غرب اون رو بسازه تا خودش رو پیروز نشون بده. نمونه آمریکایی این هواپیما که همزمان با شوروی شروع به ساختش کردن بوئینگ 2707 هست (مدل اروپاییش هم با اسم کنکورد شناخته شدهس) که هیچوقت به مرحله تولید نرسید چون هزینه خیلی بالایی برای تولیدش نیاز داشت و از طرفی به پرواز دراوردنش عملاً غیرممکن بود بخاطر سرعت بسیار بالا.
شوروی این هواپیما رو توی نمایشگاه هوایی لو بورژه پاریس سال 1973 به پرواز دراورد و بخاطر اینکه صرفاً براشون مهم بود زودتر از آمریکا پروژه رو تموم کنن و خیلی براش وقت نذاشتن، توی اون نمایشگاه هواپیما سقوط کرد و رسوایی بزرگی برای شوروی به بار آورد.
شوروی این هواپیما رو توی نمایشگاه هوایی لو بورژه پاریس سال 1973 به پرواز دراورد و بخاطر اینکه صرفاً براشون مهم بود زودتر از آمریکا پروژه رو تموم کنن و خیلی براش وقت نذاشتن، توی اون نمایشگاه هواپیما سقوط کرد و رسوایی بزرگی برای شوروی به بار آورد.
The Misgeneralization Mind
هواپیما سقوط کرد
رسانههای شوروی هم برای اینکه تقصیر رو بندازن گردن بقیه، اومدن گفتن هواپیما مشکلی نداشته و ضدهوایی فرانسه بهش شلیک کرده و موجب سقوطش شده :)
Forwarded from Mathematical Musings
بازی tic-tac-toe رو با Lean نوشته و بعد گفته اجراش از لحاظ منطقی اکیه.
می گه formalized کردن بازی، باعث می شه بازی رو با
correctness guarantees
پیاده سازی کنی.
به شوخی می گه بی خاصیت ترین پروژه اش بوده، بیست ساعت زمان و هزار خط کد.
می گه قصه برای من ده سال پیش شروع شد، وقتی CS می خوندم.mentor خوبی داشتم.
خلاصه یه بازی ساختم که هیچ باگی نداره. می خواستم بازی ای بسازم که کامپیوتر غیر قابل شکست باشه(قسمت آسونش) و قسمت سختر اینکه از نظر ریاضی ثابت کنم که غیر قابل شکست هست.
https://ochagavia.nl/blog/tic-tac-toe-meets-lean-4/
می گه formalized کردن بازی، باعث می شه بازی رو با
correctness guarantees
پیاده سازی کنی.
به شوخی می گه بی خاصیت ترین پروژه اش بوده، بیست ساعت زمان و هزار خط کد.
می گه قصه برای من ده سال پیش شروع شد، وقتی CS می خوندم.mentor خوبی داشتم.
خلاصه یه بازی ساختم که هیچ باگی نداره. می خواستم بازی ای بسازم که کامپیوتر غیر قابل شکست باشه(قسمت آسونش) و قسمت سختر اینکه از نظر ریاضی ثابت کنم که غیر قابل شکست هست.
https://ochagavia.nl/blog/tic-tac-toe-meets-lean-4/
Adolfo Ochagavía
Tic-tac-toe meets Lean 4
This week I reached a milestone in my most useless side project so far. I finished writing a tic-tac-toe game in Lean 4, along with proofs to guarantee that the game behaves correctly! It “only” took me 20 hours, 1000 lines of code and endless suffering……
میگه که استاد ریاضی دانشگاه شفیلد انگلیس بوده ولی سال ۲۰۱۶ استعفا داده و رفته موسسه هنر شیکاگو شروع به تدریس کرده. دلیلی هم که آورده این بوده که وقتی استاد دانشگاه بود به کسایی ریاضی درس میداده که از قبل توی ریاضی خوب بودن ولی دلش میخواسته به اونایی که سیستم آموزشی نا امیدشون کرده ریاضی درس بده. گویا تلاش هم کرده که توی دانشگاه برای گروه علوم انسانی کلاس ریاضی برگزار کنه که دانشگاه بهش اجازه نداده.
حالا هم توی مدرسه هنر داره ریاضی تدریس میکنه و معتقده ریاضی طبق تعاریفی که ازش هست، سیاه و سفید و خیلی خشک نیست و انتزاعیه و دوست داره به اونایی که بهشون بر چسب ضعف توی ریاضیات خورده، ثابت کنه که ریاضی اونقدرام که میگن سخت و خشک نیست.
توی باقی مصاحبهش هم در مورد کتاب جدیدی که نوشته توضیح میده و علاوه بر اون میگه که سعی داره ریاضی رو با کمک تعاریف غذا (مثل بسته کلوچه و...) به دانشجوها آموزش بده.
دیدگاه جالبیه ولی فکر نکنم خیلی جواب بده یا اصن نیاز باشه اثبات کرد که ریاضیات سخت و خشک نیست. طبیعتاً کسی که علاقه داشته باشه همون هم براش جذاب و شیرین بنظر میاد.
لینک کامل مقاله:
https://www.nytimes.com/2025/08/30/science/eugenia-cheng-math-unequal-book.html
حالا هم توی مدرسه هنر داره ریاضی تدریس میکنه و معتقده ریاضی طبق تعاریفی که ازش هست، سیاه و سفید و خیلی خشک نیست و انتزاعیه و دوست داره به اونایی که بهشون بر چسب ضعف توی ریاضیات خورده، ثابت کنه که ریاضی اونقدرام که میگن سخت و خشک نیست.
توی باقی مصاحبهش هم در مورد کتاب جدیدی که نوشته توضیح میده و علاوه بر اون میگه که سعی داره ریاضی رو با کمک تعاریف غذا (مثل بسته کلوچه و...) به دانشجوها آموزش بده.
دیدگاه جالبیه ولی فکر نکنم خیلی جواب بده یا اصن نیاز باشه اثبات کرد که ریاضیات سخت و خشک نیست. طبیعتاً کسی که علاقه داشته باشه همون هم براش جذاب و شیرین بنظر میاد.
لینک کامل مقاله:
https://www.nytimes.com/2025/08/30/science/eugenia-cheng-math-unequal-book.html
NY Times
You Don’t Need to Be Good at Math to Enjoy It
In her latest book, Eugenia Cheng, a mathematician, explores the choices we make to determine if two things — numbers, shapes, words and even people — are equal.
❤3
Forwarded from Mathematical Musings
جایی بحث کردند که این چه مسخره بازی هست تو مقالات راه انداختند که شبه کد می نویسند(اولین واکنش من به شبه کد تقریبا همین بود) مثل آدم کد رو بنویسند بفهمیم چی می گه؟ بعضی ها تیکه انداختند که اصلا کد واقعی وجود نداره و واسه همین اون رو نشون نمی دند!
بعضی ها گفتند: چرا همه چیز رو به ریاضی تبدیل می کنید، ما از ریاضی متنفریم.
دلایل مختلفی داره استفاده از شبه کد: یکی اش اینه که می خواند تمرکز روی منطق باشه نه ابزار. اینجوری جزئیات اضافه حذف می شه و تاکید روی زبان خاصی هم نمی شه. می گند الگوریتم مهمه، پیاده سازی خیلی سخت نیست.
بعضی ها گفتند: چرا همه چیز رو به ریاضی تبدیل می کنید، ما از ریاضی متنفریم.
دلایل مختلفی داره استفاده از شبه کد: یکی اش اینه که می خواند تمرکز روی منطق باشه نه ابزار. اینجوری جزئیات اضافه حذف می شه و تاکید روی زبان خاصی هم نمی شه. می گند الگوریتم مهمه، پیاده سازی خیلی سخت نیست.
👍5
Forwarded from CafeInfinity
اگر اهل پادکست / یا ریاضی باشید، احتمالا از پادکست ریاضی انتشارات اشپرینگر لذت خواهید برد. این پادکست را میتوانید از لینک زیر بشنوید. لینکهای مرتبط در پادگیرهایی مانند اسپاتیفای را هم میتوانید از همینجا بیابید.
https://springermathpodcast.buzzsprout.com/1833622
https://springermathpodcast.buzzsprout.com/1833622
Buzzsprout
The Springer Math Podcast
This is a podcast about mathematics and the people who develop it. The episodes combine recent developments and visions for the future of the field and aim at creating a virtual hub that highlights ideas, people and research topics in mathematics. ISSN 2731…
The Misgeneralization Mind
هندسه محاسباتی
نظر شخصی: احتمالاً هندسه محاسباتی جذابترین کورس گرایش الگوریتم محاسبات باشه :)
🔥3
این جالب بود. در مورد پرچم نپال نوشته و میگه که
بعد میگه که نسبت بین ضلعهای پرچم به همراه حاشیه آبی رنگاش عدد عجیبیه (حدود 1.219) و چون از نظر هندسی قابلیت ساختناش وجود داره، پس جبریه. عدد هم کمترین ریشه چندجملهای درجه 4 زیره:
243356742235044r^4 - 1325568548812608r^3 + 2700899847521244r^2 - 2439951444086880r + 824634725389225
بعد سوالاش رو مطرح میکنه و در اون میگه اگه یه عدد قابل ساختن (constructible) رو داشته باشی، روش استانداردی وجود داره که بشه چندجملهای با ضرایب صحیح پیدا کنی که اون عدد جزو ریشههاش باشه؟
جواب پذیرفته به سوالاش هم اینه که آره یه روش عقبگرد واسش وجود داره. اول از عددت یه توصیف جبری بنویس. عدد پایین رو مثال زده:
x = √(1+√7)
و بعدش هم داریم:
x^2 = 1 + √7 => x^2 - 1 = √7 => (x^2 - 1)^2 = 7 = > (x^2 - 1)^2 - 7 = 0 or x^4 -2x^2 - 6 = 0
https://math.stackexchange.com/questions/5095659/the-flag-of-nepal-number-is-algebraic
This is one of the craziest things I have ever read. The flag of Nepal is the only flag which is not a quadrilateral.
بعد میگه که نسبت بین ضلعهای پرچم به همراه حاشیه آبی رنگاش عدد عجیبیه (حدود 1.219) و چون از نظر هندسی قابلیت ساختناش وجود داره، پس جبریه. عدد هم کمترین ریشه چندجملهای درجه 4 زیره:
243356742235044r^4 - 1325568548812608r^3 + 2700899847521244r^2 - 2439951444086880r + 824634725389225
بعد سوالاش رو مطرح میکنه و در اون میگه اگه یه عدد قابل ساختن (constructible) رو داشته باشی، روش استانداردی وجود داره که بشه چندجملهای با ضرایب صحیح پیدا کنی که اون عدد جزو ریشههاش باشه؟
جواب پذیرفته به سوالاش هم اینه که آره یه روش عقبگرد واسش وجود داره. اول از عددت یه توصیف جبری بنویس. عدد پایین رو مثال زده:
x = √(1+√7)
و بعدش هم داریم:
x^2 = 1 + √7 => x^2 - 1 = √7 => (x^2 - 1)^2 = 7 = > (x^2 - 1)^2 - 7 = 0 or x^4 -2x^2 - 6 = 0
https://math.stackexchange.com/questions/5095659/the-flag-of-nepal-number-is-algebraic
Mathematics Stack Exchange
The Flag of Nepal number is algebraic
This is one of the craziest things I have ever read. The flag of Nepal is the only national flag which is not a quadrilateral.
The construction is explained carefully in the Nepalese Constitution ...
The construction is explained carefully in the Nepalese Constitution ...
Forwarded from Dutchman Daily
دیدید وقتی توی کرومتون میزنید مثلا g یهو سریع پر میکنه google.com؟ یا حالا مثلا میزنید p یه چیزی رو میاره؟ اینجوریه بنظر:
chrome://predictors/
اینو بزنید توی کرومتون.
chrome://predictors/
اینو بزنید توی کرومتون.
Forwarded from Dutchman Daily
آها و الگوریتمش اینشکلیه که رفتار شما رو پیشگویی میکنه که دفعات بعد بفهمه چی بگه. یعنی مثلا میزنید yputube و وارد سایت نمیشید منطقا و صرفا توی گوگل سرچ میشه و بعد کلیک میکنید روی یوتوب و میرید توش، این میاد توی predictorش میزنه که اگه سری بعد زد yp همچنان سریع براش یوتوب رو ساجست کن.
👌1
احتمالاً حداقل یک بار رو از کدهای ussd استفاده کرده باشین حالا چه برای خدمات بانکی چه خدمات مربوط به سیمکارت و... . اول از همه یه نکته جالب اینه که کدهای ussd بیشتر توی خاورمیانه و آفریقا کاربرد داره و توی اروپا و آمریکای شمالی تقریباً میشه گفت یچیز منسوخ شدهست.
سیستمشون اینطوریه که وقتی کدی رو وارد میکنید، یه real-time session میسازه بین گوشی کاربر و هستهی شبکه. ولی خب مثلاً سیستم SMS بصورت store and forward کار میکنه. حالا وقتی یه کد مثل #123* رو میگیرید، گوشیتون اون رو بصورت یه پیام signaling میفرسته بسمت شبکه. پیام هم از همون کانالهای signaling عبور میکنن که برای تماس و ارسال پیامک استفاده میشن. بخاطر همینه که بدون نیاز به اینترنت میشه یه ارتباط real-time برقرار کرد چون وابسته به IP نیست و به سیستم سیگنالینگ تلفنی تکیه داره.
فرایند ارسال پیام هم به این صورته که درخواست از گوشی وارد ایستگاه پایه میشه و بعدش کنترلر و بعدش هم به مرکز سوئیچینگ موبایل (MSC) هدایت میشه. اونجا درخواست بسمت USSD gateway فرستاده میشه. گیتوی درخواست رو از پروتکل MAP میگیره و اون رو برای اپلیکیشن مقصد ترجمه میکنه. البته اتصال بین گیتوی و اپلیکیشنها دیگه از طریق IP انجام میشه. بعدش هم درخواست مورد نیاز از دیتابیس خونده میشه و به کاربر بر میگرده. بدون اینکه توی مسیر ذخیرهسازی انجام بشه.
سیستمشون اینطوریه که وقتی کدی رو وارد میکنید، یه real-time session میسازه بین گوشی کاربر و هستهی شبکه. ولی خب مثلاً سیستم SMS بصورت store and forward کار میکنه. حالا وقتی یه کد مثل #123* رو میگیرید، گوشیتون اون رو بصورت یه پیام signaling میفرسته بسمت شبکه. پیام هم از همون کانالهای signaling عبور میکنن که برای تماس و ارسال پیامک استفاده میشن. بخاطر همینه که بدون نیاز به اینترنت میشه یه ارتباط real-time برقرار کرد چون وابسته به IP نیست و به سیستم سیگنالینگ تلفنی تکیه داره.
فرایند ارسال پیام هم به این صورته که درخواست از گوشی وارد ایستگاه پایه میشه و بعدش کنترلر و بعدش هم به مرکز سوئیچینگ موبایل (MSC) هدایت میشه. اونجا درخواست بسمت USSD gateway فرستاده میشه. گیتوی درخواست رو از پروتکل MAP میگیره و اون رو برای اپلیکیشن مقصد ترجمه میکنه. البته اتصال بین گیتوی و اپلیکیشنها دیگه از طریق IP انجام میشه. بعدش هم درخواست مورد نیاز از دیتابیس خونده میشه و به کاربر بر میگرده. بدون اینکه توی مسیر ذخیرهسازی انجام بشه.