با یک نابینا میشود آهنگ گوش کرد
با یک کر و لال میشود شطرنج بازی کرد
با یک معلول ذهنی میشود رقصید
با یک بیمار سرطانی میشود از زندگی گفت .
با یک آدم نشسته روی ویلچر میشود قدم زد ..
ولی با یک آدم بی احساس
نه میشود حرف زدنه بازی کرد
نه قدم زد و نه شاد زندگی کرد
یک ضرب المثل چینی میگوید
برنج سرد را میتوان خورد
چای سرد را میتوان نوشید
اما نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد ..
با یک کر و لال میشود شطرنج بازی کرد
با یک معلول ذهنی میشود رقصید
با یک بیمار سرطانی میشود از زندگی گفت .
با یک آدم نشسته روی ویلچر میشود قدم زد ..
ولی با یک آدم بی احساس
نه میشود حرف زدنه بازی کرد
نه قدم زد و نه شاد زندگی کرد
یک ضرب المثل چینی میگوید
برنج سرد را میتوان خورد
چای سرد را میتوان نوشید
اما نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد ..
دستانت را
اندکی به من امانت بده ؛
میخواهم با آنها ،
گره از بافتههای اندوهم بگشایم .
اندکی به من امانت بده ؛
میخواهم با آنها ،
گره از بافتههای اندوهم بگشایم .
آشفتگی من از این نیست
که به من دروغ گفتهای ،
من از این آشفتهام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم .
که به من دروغ گفتهای ،
من از این آشفتهام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم .