✅ سفر به سرزمین زخم و زیتون
🖌 گزارشی از مشاهدات میدانی در جنوب لبنان
روزنامه ایران، پنجشنبه ۴ آبانماه ۱۴۰۲.
❇️ بخش دوم
5️⃣ حزب الله از روزهای ابتدای مواجهه اقدام به از بین بردن دوربینها و سایتهای نظارتی ارتش رژیم کرده است. همین، چشم دشمن را در روی زمین کور کرده است. چرخش مستمر پهپادیهای اسرائیلی در آسمان جنوب، تلاشی برای جبران این نقیصه از طریق آسمان است. نه در طول شب و نه در سراسر روز صدای ملخ پهپادهای دشمن برای یک لحظه هم قطع نمی شود. نیروهای مقاومت در چنین نبرد نامتوازنی و زیر چشمان پهپادهای مسلح، تاکنون بیش از پنجاه سرباز و افسر دشمن را هدف قرار داده اند. جنگ، جنگ تکنولوژی و ایمان است. صهیونیستها از اجدادشان به ارث برده اند که جز از پشت دژهای محکم و دیوارهای بلند با اهل ایمان نجنگند. لا يقاتلونكم جميعا إلا في قرى محصنة أو من وراء جدر. این را همین دیوارهای بلند چندمتری مجهز به خوبی گواهی میدهد و هم آن تانکهای پیشرفته مرکاوا و هم آن جنگندههای حامل بمبهای مرگبارِ JDAM که امروزه حکم برج و باروهای مستحکم و دیوارهای بلند را برای ایشان دارند. وگرنه در هفتم اکتوبر روشن شد اگر این دو را از صهیونیستها بگیری، دیگر روح و اراده جنگیدن ندارند. کما آن که وقتی قلعه خیبر توسط شیر بیشه خداوند فتح شد، تمام مقاومت شان دود شد و به آسمان رفت.
در مقابل، مقاومت اسلامی اگر تکنولوژی متوازن و همسان با دشمن ندارد، به جایش روح و روحیه هماوردطلبی دارد. حال و هوای معنوی جوانان حزب الله قبل از اعزام به خطوط نبرد دیدنی است. قرآن خواندن هایشان. شوخی کردن هایشان. حتی قلیان کشیدنهای از سر بیخیالی شان. در یک بازی بزرگ و طولانی، لاجرم پیروزی از آن کسی است که روح نبرد دارد. آن کس که مرگ را به بازی گرفته است. به ویژه اگر مالک زمین هم باشد. زمین، ناموس یک ملت است. غاصب و خاکدزد هرچه قدر هم از پشت دژ تکنولوژی برای بقا بجنگد، دستآخر رفتنی است. همین دیروز تصویری از چند جوان خونسرد غزاوی منتشر شد که بر ویرانه منزلشان بر روی مبل هایی نشسته و گپ میزنند و در مقابل تصویری از صدها یهودی مهاجر که در فرودگاه بن گوریون در انتظار ترک فلسطین هستند. تنها آن کس روح دارد که ریشه در خاک و دل در آسمان داشته باشد. غاصبِ خاک دزد، دل در زمین دارد و ریشه در هوا. پس به باد ملایمی بند است. طوفان اقصی که جای خود.
6️⃣ برای ساعتی سری به زندان معروف و البته بسیار بدنام خیام میزنم. زندانی که در دهه سی میلادی به عنوان پادگان ارتش اشغالگر فرانسه در جنوب لبنان پایه گذاری شده و از سال 1982 و با اشغال جنوب لبنان توسط ارتش رژیم اسرائیل، به مهم ترین بازداشتگاه و شکنجه گاه این رژیم در داخل قلمروی لبنان مبدل گردید. در حدود هجده سال، بیش از سه هزار نفر بخش یا تمام عمرشان را در این زندان تجربه کردند. تنها چندصدنفر از آنها زن و کودک و پیرمرد بودند. تعدادی از ایشان زیرشکنجه جان دادند. ابومحمد مسئول مقری که مدتی در آن به سر میبردم، حکایتهای دردناکی از 18 ماه شکنجه مستمرش در این زندان در سالهای میانی دهه نود نقل میکرد.
باید لبنانی و جنوبی باشی و سروکار خودت یا دوستان و آشنایانت به زندان خیام افتاده باشد، تا بدانی چرا علیرغم هزینههای سنگینی که این مردم در مسیر مقاومت داده اند و علیرغم مشکلات اقتصادی شدید این چندساله، هنوز بر گزینه مقاومت پایفشاری میکنند. ابوعلی از اهالی خیام که سالهای جوانی اش را در همین زندان گذرانده، میگوید آدمی در این دنیا مجبور به هزینه دادن است. حالا یا از با خفت و خواری و از روی ذلت و یا با سری بلند و از روی عزت. هزینه مقاومت هر چه قدر هم که سنگین باشد، نتیجه اش شرافتمندانه و عزتمندانه است. هزینه سکوت و قعود، خواری و خفت است. بیشتر از هزینه مقاومت نباشد، معلوم نیست کمتر باشد. این برای ما ایرانیها که دهههاست دولت مرکزی قدرتمندی داریم، شاید چندان ملموس نباشد.
7️⃣ در تشییع شهید وسام حیدر در روستای دِبّین از جوانان حزباللهی تا مردان چپهتراش و امروزی و از زنان چادری تا دختران بیحجاب، اشک میریزند و کل میکشند. پدر و مادر شهید اما نه قطره ای اشک میریزند و نه ذره ای بی تابی میکنند. این بیشتر دوستان و همرزمان شهیدند که میگریند و ذره ذره آب میشوند.
این چند روزه، همه از بذل خون و عطای جان سخن میگویند. سالها پیش از رهبران حزب میشنیدم که پس از آزادسازی جنوب لبنان، همچون تجربه ایرانِ پس از جنگ، رفته رفته جوانان و مبارزان ما از فضای جهاد فاصله گرفته و میل به تکاثر دنیوی در ایشان در حال بالا گرفتن بود. چیزی که رهبران مقاومت را سخت نگران ساخته بود. تا آن که خداوند دروازه جنگ سی و سه روزه و بعد بحران سوریه را باز کرد تا خونی تازه در شریان مقاومت دمیده شود.
https://irannewspaper.ir/8312/1/72063
🖌 کانال تلگرامی منبثات
@Monbathat
🖌 گزارشی از مشاهدات میدانی در جنوب لبنان
روزنامه ایران، پنجشنبه ۴ آبانماه ۱۴۰۲.
❇️ بخش دوم
5️⃣ حزب الله از روزهای ابتدای مواجهه اقدام به از بین بردن دوربینها و سایتهای نظارتی ارتش رژیم کرده است. همین، چشم دشمن را در روی زمین کور کرده است. چرخش مستمر پهپادیهای اسرائیلی در آسمان جنوب، تلاشی برای جبران این نقیصه از طریق آسمان است. نه در طول شب و نه در سراسر روز صدای ملخ پهپادهای دشمن برای یک لحظه هم قطع نمی شود. نیروهای مقاومت در چنین نبرد نامتوازنی و زیر چشمان پهپادهای مسلح، تاکنون بیش از پنجاه سرباز و افسر دشمن را هدف قرار داده اند. جنگ، جنگ تکنولوژی و ایمان است. صهیونیستها از اجدادشان به ارث برده اند که جز از پشت دژهای محکم و دیوارهای بلند با اهل ایمان نجنگند. لا يقاتلونكم جميعا إلا في قرى محصنة أو من وراء جدر. این را همین دیوارهای بلند چندمتری مجهز به خوبی گواهی میدهد و هم آن تانکهای پیشرفته مرکاوا و هم آن جنگندههای حامل بمبهای مرگبارِ JDAM که امروزه حکم برج و باروهای مستحکم و دیوارهای بلند را برای ایشان دارند. وگرنه در هفتم اکتوبر روشن شد اگر این دو را از صهیونیستها بگیری، دیگر روح و اراده جنگیدن ندارند. کما آن که وقتی قلعه خیبر توسط شیر بیشه خداوند فتح شد، تمام مقاومت شان دود شد و به آسمان رفت.
در مقابل، مقاومت اسلامی اگر تکنولوژی متوازن و همسان با دشمن ندارد، به جایش روح و روحیه هماوردطلبی دارد. حال و هوای معنوی جوانان حزب الله قبل از اعزام به خطوط نبرد دیدنی است. قرآن خواندن هایشان. شوخی کردن هایشان. حتی قلیان کشیدنهای از سر بیخیالی شان. در یک بازی بزرگ و طولانی، لاجرم پیروزی از آن کسی است که روح نبرد دارد. آن کس که مرگ را به بازی گرفته است. به ویژه اگر مالک زمین هم باشد. زمین، ناموس یک ملت است. غاصب و خاکدزد هرچه قدر هم از پشت دژ تکنولوژی برای بقا بجنگد، دستآخر رفتنی است. همین دیروز تصویری از چند جوان خونسرد غزاوی منتشر شد که بر ویرانه منزلشان بر روی مبل هایی نشسته و گپ میزنند و در مقابل تصویری از صدها یهودی مهاجر که در فرودگاه بن گوریون در انتظار ترک فلسطین هستند. تنها آن کس روح دارد که ریشه در خاک و دل در آسمان داشته باشد. غاصبِ خاک دزد، دل در زمین دارد و ریشه در هوا. پس به باد ملایمی بند است. طوفان اقصی که جای خود.
6️⃣ برای ساعتی سری به زندان معروف و البته بسیار بدنام خیام میزنم. زندانی که در دهه سی میلادی به عنوان پادگان ارتش اشغالگر فرانسه در جنوب لبنان پایه گذاری شده و از سال 1982 و با اشغال جنوب لبنان توسط ارتش رژیم اسرائیل، به مهم ترین بازداشتگاه و شکنجه گاه این رژیم در داخل قلمروی لبنان مبدل گردید. در حدود هجده سال، بیش از سه هزار نفر بخش یا تمام عمرشان را در این زندان تجربه کردند. تنها چندصدنفر از آنها زن و کودک و پیرمرد بودند. تعدادی از ایشان زیرشکنجه جان دادند. ابومحمد مسئول مقری که مدتی در آن به سر میبردم، حکایتهای دردناکی از 18 ماه شکنجه مستمرش در این زندان در سالهای میانی دهه نود نقل میکرد.
باید لبنانی و جنوبی باشی و سروکار خودت یا دوستان و آشنایانت به زندان خیام افتاده باشد، تا بدانی چرا علیرغم هزینههای سنگینی که این مردم در مسیر مقاومت داده اند و علیرغم مشکلات اقتصادی شدید این چندساله، هنوز بر گزینه مقاومت پایفشاری میکنند. ابوعلی از اهالی خیام که سالهای جوانی اش را در همین زندان گذرانده، میگوید آدمی در این دنیا مجبور به هزینه دادن است. حالا یا از با خفت و خواری و از روی ذلت و یا با سری بلند و از روی عزت. هزینه مقاومت هر چه قدر هم که سنگین باشد، نتیجه اش شرافتمندانه و عزتمندانه است. هزینه سکوت و قعود، خواری و خفت است. بیشتر از هزینه مقاومت نباشد، معلوم نیست کمتر باشد. این برای ما ایرانیها که دهههاست دولت مرکزی قدرتمندی داریم، شاید چندان ملموس نباشد.
7️⃣ در تشییع شهید وسام حیدر در روستای دِبّین از جوانان حزباللهی تا مردان چپهتراش و امروزی و از زنان چادری تا دختران بیحجاب، اشک میریزند و کل میکشند. پدر و مادر شهید اما نه قطره ای اشک میریزند و نه ذره ای بی تابی میکنند. این بیشتر دوستان و همرزمان شهیدند که میگریند و ذره ذره آب میشوند.
این چند روزه، همه از بذل خون و عطای جان سخن میگویند. سالها پیش از رهبران حزب میشنیدم که پس از آزادسازی جنوب لبنان، همچون تجربه ایرانِ پس از جنگ، رفته رفته جوانان و مبارزان ما از فضای جهاد فاصله گرفته و میل به تکاثر دنیوی در ایشان در حال بالا گرفتن بود. چیزی که رهبران مقاومت را سخت نگران ساخته بود. تا آن که خداوند دروازه جنگ سی و سه روزه و بعد بحران سوریه را باز کرد تا خونی تازه در شریان مقاومت دمیده شود.
https://irannewspaper.ir/8312/1/72063
🖌 کانال تلگرامی منبثات
@Monbathat
irannewspaper.ir
سفر به سرزمین زخم و زیتون
این روزها اصلیترین پرسش بسیاری از مردم در لبنان این است که «چه خواهد شد؟» در این سؤال میتوان رگههایی از نگرانی را نیز مشاهده کرد. اما نکته قابل توجه آن است که بسیاریشان بیتوجه به تهدیدات رژیم اسرائیل و احتمال درگرفتن یک جنگ همهجانبه به زندگی روزمرهشان…
👍2
✅ سفر به سرزمین زخم و زیتون
🖌 گزارشی از مشاهدات میدانی در جنوب لبنان
روزنامه ایران، پنجشنبه ۴ آبانماه ۱۴۰۲.
❇️ بخش سوم
1⃣.7⃣ نگرانیشان بهجاست. بازیگری که در تکنولوژی و سختافزار دست بالا را ندارد، اگر در ساحت روحیه و ایمان نیز عرصه را ببازد، دیگر به چهکار میآید؟ جهاد، رگ عصبیت یک جامعه را خونرسانی میکند. جامعه بدون عصبیت، محکوم به شکست است. و از قضا، همین خطرهای پیاپی، عصبیت ساز است. این روزها در جنوب هر کس هر چه دارد وسط آورده است. روح فداکاری ، از خودگذشتگی و نوع دوستی در جامعه تشدید شده است. این را دستهای چروکیده امسلما گواهی میدهد که هر روز صبح با کاسه ای لبنه و زیتون یا ظرف تخممرغی به پذیرایی از جوانانی میآید که میروند تا رقص و جولان بر سر میدان کنند.
8⃣ دست آخر باید از تنشهای این روزها در جنوب لبنان گفت. آن چه در روی زمین میبینیم هم جنگ است و هم ناجنگ. بازی جنگ است. مشق جنگ است. چیزی میان مانور و جنگ حقیقی. جنگی کنترل شده است برای پیغام و پسغام دادن. برای همین است که هر چندساعت یک بار، صدای انفجاری در دوردستها یا کاملا نزدیک به ما، زمین و زمان را به لرزه درمی آورد.
بازی از این قرار است. اسرائیل که هنوز در شوک طوفانالاقصی است و دارد بی عرضهگیاش در ساحت اطلاعاتی و نظامی را با کودککشی جبران میکند، نمی خواهد جبهه جدیدی باز کند که بارها و بارها دشوارتر از جبهه جنوبی و غزه است. اسرائیلیها نخست میخواهند کار غزه را یکسره کنند و برای این کار بیش از هر چیز نیازمند تمرکز و یکپارچهسازی جبهههای نبرد هستند. برای همین است که برای نخستین بار در تاریخ دولت جعلیشان، طرف مقابل که حزب الله باشد، هر کاری که دلش میخواهد با روح و روان اسرئیل میکند. اسرائیلی که در سال 2006 به بهانه چهارکشته و دو اسیر، خاک لبنان را به توبره کشید، حالا در واکنش به کشته شدن و مجروح شدن قریب به پنجاه افسر و سرباز خود، جز از سطح معینی از پاسخ متقابل آن هم در نواحی مرزی عبور نمی کند.
حزب الله حکیمانه از این نقطه ضعف اسرائیل به خوبی بهره برداری کرده و تلاش میکند تا بدون آن که وارد یک جنگ تمام عیار ویرانگر با اسرائیل شود، با راه انداختن یک جنگ فرسایشی در طول بیش از صد کیلومتر مرز در جنوب، معادلات این رژیم و حامیان غربی اش را عوض کند. بی آن که متحمل تلفات انسانی یا زیرساختی نامتوازنی شود.
پرسش اساسی اما این است که این وضعیت کنونی تا چه وقت ادامه خواهد داشت؟
وضعیت رژیم که آشکار است. میلی به گسترش جنگ به دیگر جبهههای ندارد. در نتیجه هر تغییر و تحولی در مختصات نبرد، به ادراک حزب الله از ماهیت صحنه و آینده نبرد بستگی دارد.
حزب الله از جهتی با مشکلاتی در داخل دست و پنجه نرم میکند. از جمله بی میلی برخی متحدان سنتی اش برای ورود لبنان به یک جنگ تمام عیار، مشکلات اقتصادی چندساله اخیر، آسیب دیدگی جدی سوریه به عنوان پشتوانه اساسی مقاومت در بحران دوازده سال گذشته، مساله اکتشاف میادین گازی و الخ. در مقابل این ادراک در حزب الله نیز پدید آمده است که اگر سیر تحولات به پایان حماس و غزه منتهی شود، مقصد بعدی ماشین جنگی رژیم اسرائیل، لبنان و مقاومت اسلامی خواهد بود. در نتیجه اگر معادلات به سمت اشغال زمینی غزه برود، حزب الله گزینه دیگری جز ورود تمامعیار (ولو تدریجی) به یک نبرد همه جانبه (با هر میزان هزینه) نخواهد داشت. چیزی که در واقع باید آن را بیشتر اضطرار حزب الله خواند تا گزینه آن.
از همین روست که این روزها شاهد بالاترین سطح آمادهباش در حزب الله از زمان جنگ سی و سه روزه تاکنون هستیم. تمام یگانهای پیاده و تخصصی حزب از سوریه تا مرز فلسطین اشغالی آرایش جنگی گرفتهاند.
با این سیاست، حزب الله به صراحت این پیام را به سران رژیم اسرائیل مخابره میکند که توپ در زمین شماست. اگر از بازشدن جبهه شمالی در هراسید، فکر و خیال اشغال زمینی غزه را از سرتان بیرون کنید.
9⃣ روزهای پیشرو، آبستن تحولاتی بزرگتر خواهد بود.
هادی معصومی زارع
2 آبان ماه 1402
کفرکلا
مرز لبنان و فلسطین اشغالی
https://irannewspaper.ir/8312/1/72063
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
🖌 گزارشی از مشاهدات میدانی در جنوب لبنان
روزنامه ایران، پنجشنبه ۴ آبانماه ۱۴۰۲.
❇️ بخش سوم
1⃣.7⃣ نگرانیشان بهجاست. بازیگری که در تکنولوژی و سختافزار دست بالا را ندارد، اگر در ساحت روحیه و ایمان نیز عرصه را ببازد، دیگر به چهکار میآید؟ جهاد، رگ عصبیت یک جامعه را خونرسانی میکند. جامعه بدون عصبیت، محکوم به شکست است. و از قضا، همین خطرهای پیاپی، عصبیت ساز است. این روزها در جنوب هر کس هر چه دارد وسط آورده است. روح فداکاری ، از خودگذشتگی و نوع دوستی در جامعه تشدید شده است. این را دستهای چروکیده امسلما گواهی میدهد که هر روز صبح با کاسه ای لبنه و زیتون یا ظرف تخممرغی به پذیرایی از جوانانی میآید که میروند تا رقص و جولان بر سر میدان کنند.
8⃣ دست آخر باید از تنشهای این روزها در جنوب لبنان گفت. آن چه در روی زمین میبینیم هم جنگ است و هم ناجنگ. بازی جنگ است. مشق جنگ است. چیزی میان مانور و جنگ حقیقی. جنگی کنترل شده است برای پیغام و پسغام دادن. برای همین است که هر چندساعت یک بار، صدای انفجاری در دوردستها یا کاملا نزدیک به ما، زمین و زمان را به لرزه درمی آورد.
بازی از این قرار است. اسرائیل که هنوز در شوک طوفانالاقصی است و دارد بی عرضهگیاش در ساحت اطلاعاتی و نظامی را با کودککشی جبران میکند، نمی خواهد جبهه جدیدی باز کند که بارها و بارها دشوارتر از جبهه جنوبی و غزه است. اسرائیلیها نخست میخواهند کار غزه را یکسره کنند و برای این کار بیش از هر چیز نیازمند تمرکز و یکپارچهسازی جبهههای نبرد هستند. برای همین است که برای نخستین بار در تاریخ دولت جعلیشان، طرف مقابل که حزب الله باشد، هر کاری که دلش میخواهد با روح و روان اسرئیل میکند. اسرائیلی که در سال 2006 به بهانه چهارکشته و دو اسیر، خاک لبنان را به توبره کشید، حالا در واکنش به کشته شدن و مجروح شدن قریب به پنجاه افسر و سرباز خود، جز از سطح معینی از پاسخ متقابل آن هم در نواحی مرزی عبور نمی کند.
حزب الله حکیمانه از این نقطه ضعف اسرائیل به خوبی بهره برداری کرده و تلاش میکند تا بدون آن که وارد یک جنگ تمام عیار ویرانگر با اسرائیل شود، با راه انداختن یک جنگ فرسایشی در طول بیش از صد کیلومتر مرز در جنوب، معادلات این رژیم و حامیان غربی اش را عوض کند. بی آن که متحمل تلفات انسانی یا زیرساختی نامتوازنی شود.
پرسش اساسی اما این است که این وضعیت کنونی تا چه وقت ادامه خواهد داشت؟
وضعیت رژیم که آشکار است. میلی به گسترش جنگ به دیگر جبهههای ندارد. در نتیجه هر تغییر و تحولی در مختصات نبرد، به ادراک حزب الله از ماهیت صحنه و آینده نبرد بستگی دارد.
حزب الله از جهتی با مشکلاتی در داخل دست و پنجه نرم میکند. از جمله بی میلی برخی متحدان سنتی اش برای ورود لبنان به یک جنگ تمام عیار، مشکلات اقتصادی چندساله اخیر، آسیب دیدگی جدی سوریه به عنوان پشتوانه اساسی مقاومت در بحران دوازده سال گذشته، مساله اکتشاف میادین گازی و الخ. در مقابل این ادراک در حزب الله نیز پدید آمده است که اگر سیر تحولات به پایان حماس و غزه منتهی شود، مقصد بعدی ماشین جنگی رژیم اسرائیل، لبنان و مقاومت اسلامی خواهد بود. در نتیجه اگر معادلات به سمت اشغال زمینی غزه برود، حزب الله گزینه دیگری جز ورود تمامعیار (ولو تدریجی) به یک نبرد همه جانبه (با هر میزان هزینه) نخواهد داشت. چیزی که در واقع باید آن را بیشتر اضطرار حزب الله خواند تا گزینه آن.
از همین روست که این روزها شاهد بالاترین سطح آمادهباش در حزب الله از زمان جنگ سی و سه روزه تاکنون هستیم. تمام یگانهای پیاده و تخصصی حزب از سوریه تا مرز فلسطین اشغالی آرایش جنگی گرفتهاند.
با این سیاست، حزب الله به صراحت این پیام را به سران رژیم اسرائیل مخابره میکند که توپ در زمین شماست. اگر از بازشدن جبهه شمالی در هراسید، فکر و خیال اشغال زمینی غزه را از سرتان بیرون کنید.
9⃣ روزهای پیشرو، آبستن تحولاتی بزرگتر خواهد بود.
هادی معصومی زارع
2 آبان ماه 1402
کفرکلا
مرز لبنان و فلسطین اشغالی
https://irannewspaper.ir/8312/1/72063
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
irannewspaper.ir
سفر به سرزمین زخم و زیتون
این روزها اصلیترین پرسش بسیاری از مردم در لبنان این است که «چه خواهد شد؟» در این سؤال میتوان رگههایی از نگرانی را نیز مشاهده کرد. اما نکته قابل توجه آن است که بسیاریشان بیتوجه به تهدیدات رژیم اسرائیل و احتمال درگرفتن یک جنگ همهجانبه به زندگی روزمرهشان…
👍3
Forwarded from SNN.ir|خبرگزاری دانشجو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥بررسی نبرد طوفان الاقصی در خط مقدم / حزب الله در صورت ورود زمینی رژیم صهیونیستی به غزه چه خواهد کرد؟
خبرنگار بحران و تحلیلگر مسائل منطقه در گفتگو با خبرگزاری دانشجو در نقطه صفر مرزی لبنان با فلسطین اشغالی:
🔸سوال باید این باشد اگر رژیم قصد نابودی حماس یا سناریو بدتر یعنی بیرون راندن مردم از غزه باشد، حزب الله چه میکند
🔸توپ در زمین رژیم است و سیاست اسرائیل گام بعدی مقاومت را تعیین میکند
🔸آماده باش حزب الله برای نبر طوفان الاقصی سابقه نداشته است
♨️تلویزیون اینترنتی خبرگزاری دانشجو 👇
اینستاگـــرام|ایتــا|بلـــه
🆔 @snntv
خبرنگار بحران و تحلیلگر مسائل منطقه در گفتگو با خبرگزاری دانشجو در نقطه صفر مرزی لبنان با فلسطین اشغالی:
🔸سوال باید این باشد اگر رژیم قصد نابودی حماس یا سناریو بدتر یعنی بیرون راندن مردم از غزه باشد، حزب الله چه میکند
🔸توپ در زمین رژیم است و سیاست اسرائیل گام بعدی مقاومت را تعیین میکند
🔸آماده باش حزب الله برای نبر طوفان الاقصی سابقه نداشته است
♨️تلویزیون اینترنتی خبرگزاری دانشجو 👇
اینستاگـــرام|ایتــا|بلـــه
🆔 @snntv
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با خبرگزاری دانشجو در شهرک عیتاالشعب لبنان در مرز فلسطین اشغالی 2 آبان 1402
1- گزارشی از وضعیت میدانی نبرد در دو هفته گذشته
2- متغیرهای موثر بر آینده نبرد
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
1- گزارشی از وضعیت میدانی نبرد در دو هفته گذشته
2- متغیرهای موثر بر آینده نبرد
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍3
مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
✅ فایل صوتی درنگی بر عملیات طوفان الاقصی هادی معصومی زارع جلسه دوم محورهای بحث: ۱. ادامه بحث دینامیکهای داخلی حماس ۲. حماس یا مردم فلسطین؟ از کدامیک حمایت کنیم؟ ۳. نقش ایران و حزبالله در تجهیز، طراحی و اطلاع از طوفانالاقصی ۴. اسباب و عوامل تفاوت شور…
چون دوستان مکرر در پی وی در خصوص وضعیت پیش رو می پرسند
اجمالا همان ها که در فایل های صوتی ۲۲ مهرماه اشاره کردم:
1️⃣ اسراییل چاره ای جز ورود زمینی به غزه ندارد. حمله ۷ اکتوبر حماس شوک بزرگی برای جامعه سیاسی و امنیتی رژیم بود. اسراییل یا در مقابل مساله حماس را یکسره میکند یا به رژیمی توسری خور و پوشالی مبدل خواهد شد. اسراییل ناچار به بازیابی تصویر بازدارنده خود است.
2️⃣ اصلی ترین متغیر در آینده غزه، مقاومت و تدبیر خود حماس و جهاد و... و تا اندازه ای وضعیت کرانه باختری است.
کمک سایر متحدان در لبنان و ایران و یمن و عراق وقتی #موثر است که حماس روی زمین موفق جلوه کند. باید چند روزی صبر کرد و دید حماس و جهاد چه میکنند.
اگر در روزهای ابتدایی موفق ظاهر شوند یا اساسا از کمک اضلاع خارجی مقاومت بی نیاز می شوند یا حسب شرایط ایشان نیز تشویق به حضور پررنگ تر و موثرتری در معادلات نظامی خواهند شد.
و گرنه با توجه به محذورات موجود وضعیت مبهم خواهد بود.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
اجمالا همان ها که در فایل های صوتی ۲۲ مهرماه اشاره کردم:
1️⃣ اسراییل چاره ای جز ورود زمینی به غزه ندارد. حمله ۷ اکتوبر حماس شوک بزرگی برای جامعه سیاسی و امنیتی رژیم بود. اسراییل یا در مقابل مساله حماس را یکسره میکند یا به رژیمی توسری خور و پوشالی مبدل خواهد شد. اسراییل ناچار به بازیابی تصویر بازدارنده خود است.
2️⃣ اصلی ترین متغیر در آینده غزه، مقاومت و تدبیر خود حماس و جهاد و... و تا اندازه ای وضعیت کرانه باختری است.
کمک سایر متحدان در لبنان و ایران و یمن و عراق وقتی #موثر است که حماس روی زمین موفق جلوه کند. باید چند روزی صبر کرد و دید حماس و جهاد چه میکنند.
اگر در روزهای ابتدایی موفق ظاهر شوند یا اساسا از کمک اضلاع خارجی مقاومت بی نیاز می شوند یا حسب شرایط ایشان نیز تشویق به حضور پررنگ تر و موثرتری در معادلات نظامی خواهند شد.
و گرنه با توجه به محذورات موجود وضعیت مبهم خواهد بود.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍2
گاه شرایط آرامش قبل طوفان است و گاه طوفان قبل از آرامش!
خدایش بیامرزد ابومهدی را که هماره تاکید داشت که در کشاکش بحران، عنان تصمیمات بزرگ را باید به دست #عقل_سرد داد و نه #قلب_گرم.
همین.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
خدایش بیامرزد ابومهدی را که هماره تاکید داشت که در کشاکش بحران، عنان تصمیمات بزرگ را باید به دست #عقل_سرد داد و نه #قلب_گرم.
همین.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍4
Forwarded from جدال- علی عليزاده
فوری: افزایش درگیریها در مرز لبنان پس از سخنرانی رهبر مقاومت، گفتگوی زنده با هادی معصومی زارع و حسین پاک در مرز رژیم اشغالی
هم اکنون در یوتیوب جدال
https://youtube.com/live/btCKd0I2v-A?feature=share
هم اکنون در یوتیوب جدال
https://youtube.com/live/btCKd0I2v-A?feature=share
👍3
افزایش درگیریها در مرز لبنان پس از سخنرانی رهبر مقاومت
هادی معصومی زارع و حسین پاک
🎙فایل صوتی سیصد و هفتاد و چهارمین اپیزود رادیو جدال منتشر شد.
📣 #اپیزود ۳۷۴: افزایش درگیریها در مرز لبنان پس از سخنرانی رهبر مقاومت.
🔹 گفتگو با هادی #معصومی_زارع و حسین #پاک
📆 ۱۳ آبان ماه ۱۴۰۲
⏱ مدت زمان: ۱۰۵ دقیقه
📍 این فایل را در کستباکس رادیو جدال بشنوید.
📻 castbox.fm/vb/646110280
📌 مصاحبه این گفتگو را در کانال یوتیوب جدال ببینید.
📺 youtube.com/live/btCKd0I2v-A
🚩 دیگر برنامهها را در سایت جدال دنبال کنید.
🌐 jedaal.tv/radio
📣 #اپیزود ۳۷۴: افزایش درگیریها در مرز لبنان پس از سخنرانی رهبر مقاومت.
🔹 گفتگو با هادی #معصومی_زارع و حسین #پاک
📆 ۱۳ آبان ماه ۱۴۰۲
⏱ مدت زمان: ۱۰۵ دقیقه
📍 این فایل را در کستباکس رادیو جدال بشنوید.
📻 castbox.fm/vb/646110280
📌 مصاحبه این گفتگو را در کانال یوتیوب جدال ببینید.
📺 youtube.com/live/btCKd0I2v-A
🚩 دیگر برنامهها را در سایت جدال دنبال کنید.
🌐 jedaal.tv/radio
👍5
Forwarded from جدال- علی عليزاده
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵چرا «سید حسن» اعلام حمله همه جانبه به اسرائیل نکرد؟
◀در گفتگو با هادی معصومی زارع
🎥 youtu.be/2PRxx5w_bbY
◀در گفتگو با هادی معصومی زارع
🎥 youtu.be/2PRxx5w_bbY
👍4
چرا «سید حسن» اعلام حمله همه جانبه به اسرائیل نکرد؟
هادی معصومی زارع
🔵چرا «سید حسن» اعلام حمله همه جانبه به اسرائیل نکرد؟
◀در گفتگو با هادی معصومی زارع (صوتی)
◀در گفتگو با هادی معصومی زارع (صوتی)
👍5
Forwarded from جدال- علی عليزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر رهبران حماس و جهاد اسلامی برای ورود حزب الله به غزه چیست؟
در گفتگو با هادی معصومی زارع
لینک کامل برنامه :
https://www.youtube.com/live/btCKd0I2v-A?si=hUTqxOfCW80oz7Qf
در گفتگو با هادی معصومی زارع
لینک کامل برنامه :
https://www.youtube.com/live/btCKd0I2v-A?si=hUTqxOfCW80oz7Qf
👍6
بسمه
آن چه در برنامه جدال در خصوص عدم نیاز حماس به ورود حزب الله به جنگی همه جانبه گفته شد، به طور مستقیم از زبان برخی رهبران حماس و جهاد و بر اساس صحبت هایی بود که چند روز پیشتر از آن یعنی در روزهای ابتدایی حمله زمینی رژیم اسرائیل به غزه از برخی رهبران حماس و جهاد اسلامی شنیده بودم. در گفتگو هم به آن تصریح کردم. و البته تاکید کردم که من قلبا و منطقا در خصوص توانایی نهایی مقاومت فلسطین در نگهداشت غزه اقناع نشده ام و آن را بدون فشارهای بیرونی بر رژیم بسی دشوار می دانم.
در این میان، صحبت های روز گذشته صالح العاروری و درخواست علنی از حزب الله برای ورود به جنگ همه جانبه در حمایت از حماس اما قرینه ای است بر وخیم شدن معادلات نظامی و نبردهای زمینی در غزه خلال یک هفته گذشته. نکته این جاست که برخلاف مشعل و ابومرزوق که پس از جنگ سوریه رابطه شان با حزب الله به سردی گرایید، عاروری رابطه بسیار گرمی با حزب الله دارد. از همان زمان تاکنون. لذا درخواست علنی وی، حامل معانی متفاوتی است. برخلاف مشعل و ابومرزوق که می شد درخواست هایشان را حمل بر معانی دیگری کرد.
باید دید حزب الله با لحاظ تمام مشکلات موجود و نیز ظرفیت ها و امکانات در دسترس، ریسک ورود به نبردی همه جانبه را تقبل خواهد کرد یا خیر؟
انتخاب آسانی نیست. طی روزهای آینده در خصوص آن صحبت خواهم کرد. والله المستعان.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
آن چه در برنامه جدال در خصوص عدم نیاز حماس به ورود حزب الله به جنگی همه جانبه گفته شد، به طور مستقیم از زبان برخی رهبران حماس و جهاد و بر اساس صحبت هایی بود که چند روز پیشتر از آن یعنی در روزهای ابتدایی حمله زمینی رژیم اسرائیل به غزه از برخی رهبران حماس و جهاد اسلامی شنیده بودم. در گفتگو هم به آن تصریح کردم. و البته تاکید کردم که من قلبا و منطقا در خصوص توانایی نهایی مقاومت فلسطین در نگهداشت غزه اقناع نشده ام و آن را بدون فشارهای بیرونی بر رژیم بسی دشوار می دانم.
در این میان، صحبت های روز گذشته صالح العاروری و درخواست علنی از حزب الله برای ورود به جنگ همه جانبه در حمایت از حماس اما قرینه ای است بر وخیم شدن معادلات نظامی و نبردهای زمینی در غزه خلال یک هفته گذشته. نکته این جاست که برخلاف مشعل و ابومرزوق که پس از جنگ سوریه رابطه شان با حزب الله به سردی گرایید، عاروری رابطه بسیار گرمی با حزب الله دارد. از همان زمان تاکنون. لذا درخواست علنی وی، حامل معانی متفاوتی است. برخلاف مشعل و ابومرزوق که می شد درخواست هایشان را حمل بر معانی دیگری کرد.
باید دید حزب الله با لحاظ تمام مشکلات موجود و نیز ظرفیت ها و امکانات در دسترس، ریسک ورود به نبردی همه جانبه را تقبل خواهد کرد یا خیر؟
انتخاب آسانی نیست. طی روزهای آینده در خصوص آن صحبت خواهم کرد. والله المستعان.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
Telegram
مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
🎙فایل صوتی سیصد و هفتاد و چهارمین اپیزود رادیو جدال منتشر شد.
📣 #اپیزود ۳۷۴: افزایش درگیریها در مرز لبنان پس از سخنرانی رهبر مقاومت.
🔹 گفتگو با هادی #معصومی_زارع و حسین #پاک
📆 ۱۳ آبان ماه ۱۴۰۲
⏱ مدت زمان: ۱۰۵ دقیقه
📍 این فایل را در کستباکس رادیو جدال…
📣 #اپیزود ۳۷۴: افزایش درگیریها در مرز لبنان پس از سخنرانی رهبر مقاومت.
🔹 گفتگو با هادی #معصومی_زارع و حسین #پاک
📆 ۱۳ آبان ماه ۱۴۰۲
⏱ مدت زمان: ۱۰۵ دقیقه
📍 این فایل را در کستباکس رادیو جدال…
👍4❤1
💢 توضیح
پس از لایو برنامه جدال برخی از دوستان گلایه داشتند که از تو بعید بود. حرفهایت بوی توجیه میدهد و فلان و بهمان.
خب بگذارید با هم راحتتر صحبت کنیم. آنها که پیش از این با نوشتهها و تحلیلهای من آشنا هستند میدانند که تا چه اندازه از حرفهای شعاری فراریام.
درست است که بسیاری از آنچه میدانم را علنی نمیگویم و منتشر نمیکنم اما در آن بخشی که گفته و منتشر میشود سعی کردهام صداقت و واقعبینی را نصبالعین داشته باشم.
روز نهم اکتوبر یعنی تنها دو روز پس از حمله حماس به شهرکهای وطنگیران اسراییلی نوشتم که من جای حماس بودم به گونه دیگری رفتار میکردم. نوشتم که اسراییل توان مادی لازم برای نابودی غزه و اشغال مجدد آن و حتی نابودی کامل حماس و جهاد (در بعد سختافزای) را دارد. نوشتم که نتانیاهو نیازمند اعمال خونبارترین و مخوفترین سطح از توحش و انتقام است.
چند روز بعد در فایلهای صوتی دوگانه در کانال منبثات بیشتر این موضوع رو باز کرده و توضیح دادم. چند روز پیش از حمله زمینی به غزه. باز نوشتم که رژیم چارهای جز اشغال و نابودی حماس و جهاد ندارد. یا این دو را ریشهکن میکند یا به رژیمی توسری خور مبدل خواهد شد. باز نوشتم که در ذیل چنین شرایطی موثرترین مولفه در شکست ماشین جنگی رژیم، میزان موفقیت خود گروههای فلسطینی است.
پس دوستان نباید صرفا به صحبتهای من در جدال اکتفا کنند. میبایست به آن یکی دو متن و آن سه ساعت صوت هم مراجعه کنند.
جدای از تمام اینها من در گروههای خاص یا در مکالمههای خصوصی حرفهای دیگری هم دارم که برخی دوستان شنیدهاند یا خواندهاند. بازگو کردن یا انتشار علنیشان را به مصلحت جنگ نمیدانم.
اما در خصوص ادبیاتم در برنامه #جدال دو نکته را میبایست توضیح دهم:
۱. ما در شرایط دردناکترین و وحشیانهترین نسلکشی معاصر هستیم. این روزها منی که دستم از میدان نبرد یا پشتپردههای تصمیمگیری کوتاه است، کمابیش در میدان رسانه در حال فعالیت هستم. چونان یک سرباز! آنهم با کمال افتخار. طبیعتا در بستر همهگیری همچون #جدال حرف سبک و سطحی نمیزنم اما کمترین سخنی نیز نمیگویم که در کشاکش این نبرد نابرابر، کمترین خدشهای به اراده و باور عمومی یا دلسردی آن منتهی شود. جنگ افکار و قلوب، بخش مهمی از نبرد ماست.
۲. در تمام این جهان، منِ مغرور سختپسند، تنها به سخنان یک نفر سراپا اعتماد و اطمینانم. نصرالله! نه از سر هیجان و احساسات. که از سر تجربه و با مبانی علمی. به عنوان یک دانشجوی علم سیاست.
نصرالله برای من نماد صداقت، شجاعت و وفای به عهد و تصمیم در شرایط سخت و نهراسیدن از نتایج آن است. نه وقتی تصمیم به جنگ میگیرد از ملامت دیگران میهراسد و نه آن وقت که مانند دو سخنرانی اخیر برخلاف توقع عمومی و فشار رسانهای برخی، دکمه #جنگ_تمام_عیار را فشار نمیدهد.
در هر صورت در برنامه جدال هم تاکید کردم که من اقناع نشدهام، اما وقتی نصرالله مسیری را نشان میدهد، چشمبسته اعتماد میکنم. به تجربه اعتمادهای قبلی و نتایج روشن آن. و الا اگر فلان فرمانده یا دیپلمات ایرانی بود عمرا اعتبارم را اینچنین خرج میکردم.
بگذارید در کشاکش این بلای بزرگ، کمی عوام باشیم. وسط نالههای کودکان معصوم غزه دنبال این روشنفکربازی ها و بازی دیدید گفتمهای رایج نیستم.
بگذار اگر اعتباری هم هست خرج کودکان غزه شود. این آبروی اندک را که نمیخواهم با خودم به قبر ببرم.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
پس از لایو برنامه جدال برخی از دوستان گلایه داشتند که از تو بعید بود. حرفهایت بوی توجیه میدهد و فلان و بهمان.
خب بگذارید با هم راحتتر صحبت کنیم. آنها که پیش از این با نوشتهها و تحلیلهای من آشنا هستند میدانند که تا چه اندازه از حرفهای شعاری فراریام.
درست است که بسیاری از آنچه میدانم را علنی نمیگویم و منتشر نمیکنم اما در آن بخشی که گفته و منتشر میشود سعی کردهام صداقت و واقعبینی را نصبالعین داشته باشم.
روز نهم اکتوبر یعنی تنها دو روز پس از حمله حماس به شهرکهای وطنگیران اسراییلی نوشتم که من جای حماس بودم به گونه دیگری رفتار میکردم. نوشتم که اسراییل توان مادی لازم برای نابودی غزه و اشغال مجدد آن و حتی نابودی کامل حماس و جهاد (در بعد سختافزای) را دارد. نوشتم که نتانیاهو نیازمند اعمال خونبارترین و مخوفترین سطح از توحش و انتقام است.
چند روز بعد در فایلهای صوتی دوگانه در کانال منبثات بیشتر این موضوع رو باز کرده و توضیح دادم. چند روز پیش از حمله زمینی به غزه. باز نوشتم که رژیم چارهای جز اشغال و نابودی حماس و جهاد ندارد. یا این دو را ریشهکن میکند یا به رژیمی توسری خور مبدل خواهد شد. باز نوشتم که در ذیل چنین شرایطی موثرترین مولفه در شکست ماشین جنگی رژیم، میزان موفقیت خود گروههای فلسطینی است.
پس دوستان نباید صرفا به صحبتهای من در جدال اکتفا کنند. میبایست به آن یکی دو متن و آن سه ساعت صوت هم مراجعه کنند.
جدای از تمام اینها من در گروههای خاص یا در مکالمههای خصوصی حرفهای دیگری هم دارم که برخی دوستان شنیدهاند یا خواندهاند. بازگو کردن یا انتشار علنیشان را به مصلحت جنگ نمیدانم.
اما در خصوص ادبیاتم در برنامه #جدال دو نکته را میبایست توضیح دهم:
۱. ما در شرایط دردناکترین و وحشیانهترین نسلکشی معاصر هستیم. این روزها منی که دستم از میدان نبرد یا پشتپردههای تصمیمگیری کوتاه است، کمابیش در میدان رسانه در حال فعالیت هستم. چونان یک سرباز! آنهم با کمال افتخار. طبیعتا در بستر همهگیری همچون #جدال حرف سبک و سطحی نمیزنم اما کمترین سخنی نیز نمیگویم که در کشاکش این نبرد نابرابر، کمترین خدشهای به اراده و باور عمومی یا دلسردی آن منتهی شود. جنگ افکار و قلوب، بخش مهمی از نبرد ماست.
۲. در تمام این جهان، منِ مغرور سختپسند، تنها به سخنان یک نفر سراپا اعتماد و اطمینانم. نصرالله! نه از سر هیجان و احساسات. که از سر تجربه و با مبانی علمی. به عنوان یک دانشجوی علم سیاست.
نصرالله برای من نماد صداقت، شجاعت و وفای به عهد و تصمیم در شرایط سخت و نهراسیدن از نتایج آن است. نه وقتی تصمیم به جنگ میگیرد از ملامت دیگران میهراسد و نه آن وقت که مانند دو سخنرانی اخیر برخلاف توقع عمومی و فشار رسانهای برخی، دکمه #جنگ_تمام_عیار را فشار نمیدهد.
در هر صورت در برنامه جدال هم تاکید کردم که من اقناع نشدهام، اما وقتی نصرالله مسیری را نشان میدهد، چشمبسته اعتماد میکنم. به تجربه اعتمادهای قبلی و نتایج روشن آن. و الا اگر فلان فرمانده یا دیپلمات ایرانی بود عمرا اعتبارم را اینچنین خرج میکردم.
بگذارید در کشاکش این بلای بزرگ، کمی عوام باشیم. وسط نالههای کودکان معصوم غزه دنبال این روشنفکربازی ها و بازی دیدید گفتمهای رایج نیستم.
بگذار اگر اعتباری هم هست خرج کودکان غزه شود. این آبروی اندک را که نمیخواهم با خودم به قبر ببرم.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍9❤2😢1
❇️ مصاحبه با اسامه حمدان؛ مسئول روابط بین الملل حماس
هفته گذشته در بیروت فرصتی دست داد تا ساعتی با اسامه حمدان گپ و گفتی صریح و انتقادی در خصوص طوفان اقصی داشته باشم. بخش عمده این گفتگو در نسخه شنبه 20 آبان روزنامه ایران انتشار یافته است که در لینک زیر قابل مطالعه است.
بخش هایی از مصاحبه:
برآورد ما این بود که این عملیات لااقل به 24 ساعت زمان نیاز دارد. برای مثال شش ساعت برای تصرف پایگاههای نظامی. اما این پایگاهها تنها در نیم ساعت سقوط کردند. در واقع ما با یک فروپاشی غیرمنتظره مواجه شدیم. این منافاتی با طراحی دقیق و هوشمندانه برادرانمان در شاخه نظامی ندارد. ولی به هر حال تصور میشد که مقاومت بیشتری از سوی ارتش رژیم صهیونیستی را شاهد باشیم. وقتی این فروپاشی اتفاق افتاد، سرعت پیشرویها زیاد شد و دیگر گروههای مقاومت نیز به کمک فراخوانده شدند. در این میان مردم عادی نیز وارد معرکه شدند. تنها چهار ساعت پس از شروع درگیریها، نیروهای مقاومت با اولین گروه از اسرای اسرائیلی به غزه بازگشتند.
این پیروزی برق آسا منجر به افزایش شور و شوق نه تنها در میان گروههای مقاومت که حتی مردم عادی شد. خب این مردم هر روز زمینهای خود در غلاف غزه را میدیدند که روزگاری در اختیار خودشان یا اجدادشان بوده و دهه هاست که توسط اسرائیلیها اشغال شده است. میدیدند که چه طور اینها از زمینهایشان بهره میبرند ولی خودشان از سکونت یا کشت و زراعت روی آنها محروم شدهاند. برای همین بود که هزاران نفر از مردم عادی نیز به شهرکهای غلاف غزه با دست خالی یا سلاحهای شخصی شان حمله ور شدند و تعدادی از غیرنظامیان و حتی کارگرهای خارجی غیراسرائیلی را با خود به غزه آوردند. البته ما تصریح کردیم با وجود شرایط جنگی، این افراد را به عنوان اسیر به رسمیت نمیشناسیم.
https://news.1rj.ru/str/irannewspaper/368810
https://irannewspaper.ir/8325/1/73604
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
هفته گذشته در بیروت فرصتی دست داد تا ساعتی با اسامه حمدان گپ و گفتی صریح و انتقادی در خصوص طوفان اقصی داشته باشم. بخش عمده این گفتگو در نسخه شنبه 20 آبان روزنامه ایران انتشار یافته است که در لینک زیر قابل مطالعه است.
بخش هایی از مصاحبه:
برآورد ما این بود که این عملیات لااقل به 24 ساعت زمان نیاز دارد. برای مثال شش ساعت برای تصرف پایگاههای نظامی. اما این پایگاهها تنها در نیم ساعت سقوط کردند. در واقع ما با یک فروپاشی غیرمنتظره مواجه شدیم. این منافاتی با طراحی دقیق و هوشمندانه برادرانمان در شاخه نظامی ندارد. ولی به هر حال تصور میشد که مقاومت بیشتری از سوی ارتش رژیم صهیونیستی را شاهد باشیم. وقتی این فروپاشی اتفاق افتاد، سرعت پیشرویها زیاد شد و دیگر گروههای مقاومت نیز به کمک فراخوانده شدند. در این میان مردم عادی نیز وارد معرکه شدند. تنها چهار ساعت پس از شروع درگیریها، نیروهای مقاومت با اولین گروه از اسرای اسرائیلی به غزه بازگشتند.
این پیروزی برق آسا منجر به افزایش شور و شوق نه تنها در میان گروههای مقاومت که حتی مردم عادی شد. خب این مردم هر روز زمینهای خود در غلاف غزه را میدیدند که روزگاری در اختیار خودشان یا اجدادشان بوده و دهه هاست که توسط اسرائیلیها اشغال شده است. میدیدند که چه طور اینها از زمینهایشان بهره میبرند ولی خودشان از سکونت یا کشت و زراعت روی آنها محروم شدهاند. برای همین بود که هزاران نفر از مردم عادی نیز به شهرکهای غلاف غزه با دست خالی یا سلاحهای شخصی شان حمله ور شدند و تعدادی از غیرنظامیان و حتی کارگرهای خارجی غیراسرائیلی را با خود به غزه آوردند. البته ما تصریح کردیم با وجود شرایط جنگی، این افراد را به عنوان اسیر به رسمیت نمیشناسیم.
https://news.1rj.ru/str/irannewspaper/368810
https://irannewspaper.ir/8325/1/73604
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
irannewspaper.ir
اندیشه تکفیری در جامعه فلسطین جایگاهی ندارد
نقاط ضعف رژیم غاصب را شناسایی کردهایم
۶۰ درصد جامعه اسرائیل همواره مسلح هستند
و مابقی سربازان دوره احتیاط
۶۰ درصد جامعه اسرائیل همواره مسلح هستند
و مابقی سربازان دوره احتیاط
👍27❤5👎2👏1😢1👌1
❇️ عماد، سازمان و نهضت
✍ هادی معصومی زارع
1⃣ گهگداری که از مرزهای جنوبی به بیروت میآیم و شبها فرصتی دست میدهد، سری از مزار #عماد و #مصطفی و #سمیر میزنم و دلی صفا دهم.
این روزها اما بیشتر از هر چیزی مینشینم و به این میاندیشم که به راستی در غیاب #سازمان، امثال این سه را چه چیز تربیت کرد و پروراند؟
آن روز که عماد و دوستانش کارشان را از آن شب جشن باشکوه در مسجد معروفی در منطقه غبیری بیروت در دهه هفتاد میلادی آغاز کردند هنوز خبری از سازمان و نهاد در حدوقواره امروزیاش نبود. هرچه بود جنبش بود و نهضت. پس مانعی فراروی این سه نوجوان نبود. چرا که جنبش و نهضت محدودیت نمیشناسد. نه در سن و نه در مذهب و نه در زبان و ملیت.
آن روزها نه نظام کارمندی و سلسله مراتبی در کار بود و نه حقوق و مزایا و درجه و حق ماموریت و نه هیچ چیز دیگر. تنها و تنها آوردهی محتوم مقاومت برای این سه جوانمرد، زندگی مخفی و فشار و اسارت و زندان بود و در نهایت مرگ بود و مرگ.
در چنین شرایطی، پیشران امر نهضت در درون این سه، تنها و تنها انگیزه بود و ایمان. برای همین بود که غلبه بر ترس و شجاعت در اقدام و تصمیمگیری برایشان امری بس سهل بود. با قید فوریت.
2⃣ با توسعهی نهضت به طور طبیعی نیاز به ساختارها و نهادهای هماهنگکننده و حمایتگر بیشتر از پیش ضروری مینمود. نهادها خلق شده و رفتهرفته تغییر و تطور یافتند و به سازمانهایی عریض و طویل تحول یافتند.
از همینجا بود که سروکلهی قواعد و قوانین و استانداردسازیهای روتین سازمانی پیدا شد. در پیشانی کار، خط قرمزی به نام انتساب سازمانی و کد پرسنلی کارمندی. و کیست که نداند جمع میان کارمندی و امر نهضت تا چه اندازه دشوار است. که آدمِ نهضت، جسور و مبدع است و کارمندجماعت کسل و محافظهکار. اگرنه لزوما که عموما. به ویژه در ذیل غلبه #پیرسالاری مفرط بر مقدرات امر سازمان.
3⃣ هرچه هست در گام نخست، سازمان متصدی تمام امر نهضت شد و به طور طبیعی #ظرفیت_داوطلبی تا اندازه زیادی از دایره #محرمیت خارج شد. #قرارداد جای انگیزه نشست و #مزد_وَری (نه مزدوری) پیششرط رایج #همکاری شد.
به جز مواردی در قدوقوارهی پیادهنظام و در شرایطی بسیار خاص و معین مانند بحران سوریه (آن هم با هزار اما و اگر) ظرفیت هستههای خودجوش و کنشگران مدنی نهضت به حاشیه رانده شده و بعضا با اسم رمز خودسری و ناشیگری با آن مقابله شد.
امتگرایی که دالِّ مرکزی امر نهضت بود حسب صلاحدیدهای مصلحتمحورانه به سود تقدم اقتضائات ملّی نحیفتر و نحیفتر شد.
بروکراسی بر پیکره نهضت چنبره زده و رفتهرفته تحرک و پویایی نهضت را محدود و محدودتر ساخت.
در پارهای از موارد #الزامات_قدرت بر #بنمایههای_هویت غالب شد و از همین جا گاه تناقضهایی سربرآورد.
دو دهه پیش از این، اتکای نهضت بر هستههای چالاک و خودجوش از قضا مانع از کشف بسیاری از اقدامات و افزایش ضریب موفقیت حداکثری ایدهها و طرحها میشد. اما کیست که نداند قواعد و روش بازی سازمانها روتین و مشابه است و در نتیجه پس از برههای، قابل کشف و مهار و خنثی شدن؟ ظرفیتها و منابع آن معین و سقف توان کنشگریاش محدود و محدودتر.
اینها همه پیامدهای نهادمند شدن و سازمانی شدن حداکثری امر نهضت و تلاش برای محصور ساختن آن در چفت و بستهای پیچکگونهی سازمان است.
کمینهی تبعات آن است که در شرایط بحران و ضرورت از حد معینی از پاسخ و واکنش نمیتواند فراتر برود.
4⃣ این سه جوانمرد نه فرماندهانِ نظامیِ صرف که بیش از آن نماد کارآمدی #نهضتاند.
سازمان ضروری است. اما برای پیشبرد امر نهضت کافی نیست. کمینهی ضمانت توفیق نهضت، امکان کنشگری لایههای غیرکارمندی در آن است.
تلخ است اگر گفته شود که از دهه نود میلادی بدین سو بسیاری از ظرفیتهای مدنی نهضت توسط سازمان طرد شده یا لااقل مورد تغافل قرار گرفته است. فرصتهای بسیاری از دست رفته است. عمادهای متعددی در جای خود قرار نگرفتهاند و توانشان هدر رفته است.
بر سر مزارش میاندیشم اگر عمادِ جوان با همان روحیه و توان فکری-عملیاتی شناخته شده تنها و تنها ده سال دیرتر پای به عرصه وجود میگذاشت در شرایط امروزی نهضت میخواست فعالیت کند، اصلا میتوانست عماد نهضت شود؟ آیندگان اسمی از او میشنیدند؟ کافی است به وضعیت جوانان دهه شصت نگاهی بیاندازیم که گرفتار چنبره سازمان شدند.
باید پای درددل آن دسته از آدمهای نهضت که پرسنل سازمان شدهاند نشست تا فهمید که سازمانگرایی افراطی چهگونه مانع شکوفایی خلاقیت نسلی شده است که ضرورتا چیزی از عماد و عمادها کم ندارند. تنها مجالی نمییابند.
✍ هادی معصومی زارع
1⃣ گهگداری که از مرزهای جنوبی به بیروت میآیم و شبها فرصتی دست میدهد، سری از مزار #عماد و #مصطفی و #سمیر میزنم و دلی صفا دهم.
این روزها اما بیشتر از هر چیزی مینشینم و به این میاندیشم که به راستی در غیاب #سازمان، امثال این سه را چه چیز تربیت کرد و پروراند؟
آن روز که عماد و دوستانش کارشان را از آن شب جشن باشکوه در مسجد معروفی در منطقه غبیری بیروت در دهه هفتاد میلادی آغاز کردند هنوز خبری از سازمان و نهاد در حدوقواره امروزیاش نبود. هرچه بود جنبش بود و نهضت. پس مانعی فراروی این سه نوجوان نبود. چرا که جنبش و نهضت محدودیت نمیشناسد. نه در سن و نه در مذهب و نه در زبان و ملیت.
آن روزها نه نظام کارمندی و سلسله مراتبی در کار بود و نه حقوق و مزایا و درجه و حق ماموریت و نه هیچ چیز دیگر. تنها و تنها آوردهی محتوم مقاومت برای این سه جوانمرد، زندگی مخفی و فشار و اسارت و زندان بود و در نهایت مرگ بود و مرگ.
در چنین شرایطی، پیشران امر نهضت در درون این سه، تنها و تنها انگیزه بود و ایمان. برای همین بود که غلبه بر ترس و شجاعت در اقدام و تصمیمگیری برایشان امری بس سهل بود. با قید فوریت.
2⃣ با توسعهی نهضت به طور طبیعی نیاز به ساختارها و نهادهای هماهنگکننده و حمایتگر بیشتر از پیش ضروری مینمود. نهادها خلق شده و رفتهرفته تغییر و تطور یافتند و به سازمانهایی عریض و طویل تحول یافتند.
از همینجا بود که سروکلهی قواعد و قوانین و استانداردسازیهای روتین سازمانی پیدا شد. در پیشانی کار، خط قرمزی به نام انتساب سازمانی و کد پرسنلی کارمندی. و کیست که نداند جمع میان کارمندی و امر نهضت تا چه اندازه دشوار است. که آدمِ نهضت، جسور و مبدع است و کارمندجماعت کسل و محافظهکار. اگرنه لزوما که عموما. به ویژه در ذیل غلبه #پیرسالاری مفرط بر مقدرات امر سازمان.
3⃣ هرچه هست در گام نخست، سازمان متصدی تمام امر نهضت شد و به طور طبیعی #ظرفیت_داوطلبی تا اندازه زیادی از دایره #محرمیت خارج شد. #قرارداد جای انگیزه نشست و #مزد_وَری (نه مزدوری) پیششرط رایج #همکاری شد.
به جز مواردی در قدوقوارهی پیادهنظام و در شرایطی بسیار خاص و معین مانند بحران سوریه (آن هم با هزار اما و اگر) ظرفیت هستههای خودجوش و کنشگران مدنی نهضت به حاشیه رانده شده و بعضا با اسم رمز خودسری و ناشیگری با آن مقابله شد.
امتگرایی که دالِّ مرکزی امر نهضت بود حسب صلاحدیدهای مصلحتمحورانه به سود تقدم اقتضائات ملّی نحیفتر و نحیفتر شد.
بروکراسی بر پیکره نهضت چنبره زده و رفتهرفته تحرک و پویایی نهضت را محدود و محدودتر ساخت.
در پارهای از موارد #الزامات_قدرت بر #بنمایههای_هویت غالب شد و از همین جا گاه تناقضهایی سربرآورد.
دو دهه پیش از این، اتکای نهضت بر هستههای چالاک و خودجوش از قضا مانع از کشف بسیاری از اقدامات و افزایش ضریب موفقیت حداکثری ایدهها و طرحها میشد. اما کیست که نداند قواعد و روش بازی سازمانها روتین و مشابه است و در نتیجه پس از برههای، قابل کشف و مهار و خنثی شدن؟ ظرفیتها و منابع آن معین و سقف توان کنشگریاش محدود و محدودتر.
اینها همه پیامدهای نهادمند شدن و سازمانی شدن حداکثری امر نهضت و تلاش برای محصور ساختن آن در چفت و بستهای پیچکگونهی سازمان است.
کمینهی تبعات آن است که در شرایط بحران و ضرورت از حد معینی از پاسخ و واکنش نمیتواند فراتر برود.
4⃣ این سه جوانمرد نه فرماندهانِ نظامیِ صرف که بیش از آن نماد کارآمدی #نهضتاند.
سازمان ضروری است. اما برای پیشبرد امر نهضت کافی نیست. کمینهی ضمانت توفیق نهضت، امکان کنشگری لایههای غیرکارمندی در آن است.
تلخ است اگر گفته شود که از دهه نود میلادی بدین سو بسیاری از ظرفیتهای مدنی نهضت توسط سازمان طرد شده یا لااقل مورد تغافل قرار گرفته است. فرصتهای بسیاری از دست رفته است. عمادهای متعددی در جای خود قرار نگرفتهاند و توانشان هدر رفته است.
بر سر مزارش میاندیشم اگر عمادِ جوان با همان روحیه و توان فکری-عملیاتی شناخته شده تنها و تنها ده سال دیرتر پای به عرصه وجود میگذاشت در شرایط امروزی نهضت میخواست فعالیت کند، اصلا میتوانست عماد نهضت شود؟ آیندگان اسمی از او میشنیدند؟ کافی است به وضعیت جوانان دهه شصت نگاهی بیاندازیم که گرفتار چنبره سازمان شدند.
باید پای درددل آن دسته از آدمهای نهضت که پرسنل سازمان شدهاند نشست تا فهمید که سازمانگرایی افراطی چهگونه مانع شکوفایی خلاقیت نسلی شده است که ضرورتا چیزی از عماد و عمادها کم ندارند. تنها مجالی نمییابند.
👍29❤14👏4👎1
5⃣ تجربه ناکامی اخوانالمسلمین فراروی ماست. شکستی که بیش از هر چیز نتیجه فروکاستن نهضت به سازمان بود. آن هم در متصلبترین و هرمیترین شکل ممکن آن.
سربسته نوشتم و گفتم تا بماند برای تاریخ. اگر برای مهار هرج و مرج و همافزایی اضلاع نهضت، سازمان امری لابدمنه است که هست، لااقل میبایست دریچهای برای تنفس و بستری برای کنشگری لایههای مدنی نهضت فراهم کرد. سازمان، ذاتا انحصارگراست و اقتدارطلب. محافظهکار است و خنثیگر.
6⃣ سازمان اگر عمادسوز نباشد، عمادساز نیست.
🔗 مطالعه در سایت خبری-تحلیلی #سیاق
http://syaaq.com/30272
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
سربسته نوشتم و گفتم تا بماند برای تاریخ. اگر برای مهار هرج و مرج و همافزایی اضلاع نهضت، سازمان امری لابدمنه است که هست، لااقل میبایست دریچهای برای تنفس و بستری برای کنشگری لایههای مدنی نهضت فراهم کرد. سازمان، ذاتا انحصارگراست و اقتدارطلب. محافظهکار است و خنثیگر.
6⃣ سازمان اگر عمادسوز نباشد، عمادساز نیست.
🔗 مطالعه در سایت خبری-تحلیلی #سیاق
http://syaaq.com/30272
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
خبری تحلیلی سیاق
عماد، سازمان و نهضت
هادی معصومی زارع | این روزها بیشتر از هر چیزی مینشینم و به این میاندیشم که به راستی در غیاب سازمان، امثال عماد و مصطفی و سمیر را چه چیز تربیت کرد و پروراند؟ این سه جوانمرد نه فرماندهانِ نظامیِ صرف که بیش از آن نماد کارآمدی نهضتاند. سازمان ضروری است.…
👍25👏5❤4👎1👌1
🎙مصاحبه با احسان عطایا؛ نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در لبنان
🖌 منتشره در روزنامه ایران ؛ 11 آبان 1402
💢 بخش هایی از مصاحبه
واقعیت آن است که نه جنبش جهاد اسلامی و نه برادران ما در دفتر سیاسی جنبش حماس هیچ اطلاعی از انجام این عملیات نداشتند. نه ما، که بیشتر رهبران حماس نیز از وقوع چنین عملیاتی بیاطلاع بودند. تا جایی که میدانم این عملیات حتی بدون اطلاع قبلی رهبران سیاسی محور مقاومت طرحریزی و اجرا شده است. دوستان ما در جنبش حماس این عملیات را با احتیاط بسیار برنامهریزی کردند تا با انجام این عملیات بتوانند دشمن صهیونیستی را غافلگیر کنند.
این عملیاتی نظامی بود که توسط گردانهای قسام برنامهریزی شده بود. هدف اصلی آن نیز یورش به یک پایگاه نظامی در مجاورت مرزهای غزه و به اسارت گرفتن نظامیان رژیم با هدف تبادل با اسرای فلسطینی بود اما با غافلگیر شدن دشمن و تسریع فروپاشی آن، نیروهای قسام به استمرار عملیات و توسعه آن به دیگر پایگاههای نظامی و نیز شهرکهای اسرائیلی تشویق و ترغیب شدند.
از این مرحله بود که جهاد اسلامی و حتی مردم عادی غزه نیز وارد نبرد شدند و به شهرکها هجوم بردند تا از سربازان صهیونیست اسیر بگیرند.
🔗 مطالعه در سایت روزنامه ایران
https://irannewspaper.ir/8318/10/72809
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
🖌 منتشره در روزنامه ایران ؛ 11 آبان 1402
💢 بخش هایی از مصاحبه
واقعیت آن است که نه جنبش جهاد اسلامی و نه برادران ما در دفتر سیاسی جنبش حماس هیچ اطلاعی از انجام این عملیات نداشتند. نه ما، که بیشتر رهبران حماس نیز از وقوع چنین عملیاتی بیاطلاع بودند. تا جایی که میدانم این عملیات حتی بدون اطلاع قبلی رهبران سیاسی محور مقاومت طرحریزی و اجرا شده است. دوستان ما در جنبش حماس این عملیات را با احتیاط بسیار برنامهریزی کردند تا با انجام این عملیات بتوانند دشمن صهیونیستی را غافلگیر کنند.
این عملیاتی نظامی بود که توسط گردانهای قسام برنامهریزی شده بود. هدف اصلی آن نیز یورش به یک پایگاه نظامی در مجاورت مرزهای غزه و به اسارت گرفتن نظامیان رژیم با هدف تبادل با اسرای فلسطینی بود اما با غافلگیر شدن دشمن و تسریع فروپاشی آن، نیروهای قسام به استمرار عملیات و توسعه آن به دیگر پایگاههای نظامی و نیز شهرکهای اسرائیلی تشویق و ترغیب شدند.
از این مرحله بود که جهاد اسلامی و حتی مردم عادی غزه نیز وارد نبرد شدند و به شهرکها هجوم بردند تا از سربازان صهیونیست اسیر بگیرند.
🔗 مطالعه در سایت روزنامه ایران
https://irannewspaper.ir/8318/10/72809
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
irannewspaper.ir
مقاومت غزه اشغالگران را سردرگم کرده است
احسان عطایا عضو دفتر سیاسی جنبش جهاد اسلامی و نماینده این گروه در لبنان است. وی از چهرههای بسیار نزدیک به رهبری جهاد اسلامی است که بسیاری از مواضع این گروه از زبان وی شنیده میشود. جهاد اسلامی یکی از مشهورترین گروههای نظامی فلسطینی است که از اواخر دهه هشتاد…
👍38❤7
❇️ خبرنگاری بحران یا خبرنگاری در بحران
1⃣ از ورود اصطلاح #خبرنگار_بحران به ادبیات ژورنالیسم ایرانی سالها میگذرد و دیگر کمتر کسی است که لااقل یک بار این واژه به گوشش نخورده باشد.
با این حال گویا این واژه و حرفه نیز به سرنوشت بسیاری از واژهها و پدیدههای وارداتی دیگر مبتلا شده است: اخذ مفهوم و ترتیبات و لوازم ظاهری آن و تغافل از منطق و کارکرد اصلی آن. چونان دانشگاه و صنعت و الخ.
بالطبع من اگرچه گهگداری (و آن هم به ندرت) خروجی مکتوب یا تصویری برخی سفرهای بحرانم را در اختیار رسانهها قرار دادهام اما هیچگاه خبرنگار حرفهای نبودهام. چیز زیادی هم از آن نمیدانم و لذا صلاحیت صحبت کردن در خصوص این حرفه را ندارم.
اما وقتی صحبت از خبرنگاری بحران باشد کمی جسارت سخن گفتن پیدا میکنم. از جنبهی ارتباط آن با بحران. چهآنکه بحران منتزع از جغرافیا نیست و جغرافیا بستر و ظرف مطالعات منطقهای است.
2⃣ در بیش از یک دههی اخیر که در متن برخی بحرانهای منطقهای حاضر بودهام، خبرنگاران زیادی از ایران و غیرایران دیدهام که جان در کف گرفته و در کشاکش خطر مشغول فعالیت بودهاند. از این حیث، شجاعت و جسارت لازم برای چنین حرفهای را داشتهاند. اما این دو، پیششرط و شرطِ لازم و نه کافیِ فعالیت در بحران است.
3⃣ نگاهی به مقایسه چرایی توفیق خبرنگاران خارجی نسبت به همکاران ایرانیشان در همین شرط لازم و کافی است.
درست است که دسته نخست در مقایسه با ما ایرانیها از پشتیبانی سیاسی و امنیتی تمامعیار، لجستیک پایانناپذیر و آزادیعمل غیرقابلِمقایسهای برای روایتگری برخوردارند اما اینها به تنهایی کافی نیست. اینها در بهترین حالت #فرم را میسازند. بله! در کیفیتر شدن محتوا نیز موثرند اما هستهی مرکزی محتوا را چیز دیگری میسازد: #اشراف و #تخصص_محتوایی.
4⃣ در عرف جهانی، خبرنگار بحران کسی نیست که صرفا اصول و قواعد عام ژورنالیسم و کار کردن با تجهیزات خبرنگاری را میداند. کسی نیست که صرفا هیجان و جسارت و روحیهی ریسکپذیری در مواجهه با خطرات را دارد.
خبرنگاری بحران نوعی #سبک_زندگی است. پیوند زندگی روزانه و روح و روان خبرنگار با مسائل و موضوعات منطقهی بحرانزده است. زیستن با آن است. ارتباط مستمر با نخبگان و تودهی جامعهی هدف است. مطالعه و پیجویی مستمر پویاییها و تحولات منطقه در پیش و حین و پس از بحران است. چه در قالب منابع دستِ اولِ کتابخانهای و اسنادی و چه در شکل مشاهدهی مستقیم یا غیرمستقیم میدانی.
و کیست که نداند تمام اینها لااقل در گروی دو چیز است: #زباندانی و #تخصصگرایی.
آن روز در بیروت خبرنگار واشنگتنپست میگفت که بیست سال است تنها در حوزهی عراق و سوریه و لبنان کار میکند. یعنی مقید بوده که صرفا بحرانهای منطقه خاصی را پوشش دهد. خب حالا پس از دو دهه عجیب نیست اگر به زبان و مبانی فهم و #روایت این منطقه مسلط باشد.
5⃣ این روزها که تنشها در جنوب لبنان بالا گرفته، شاهد گسیل موجی از خبرنگاران ایرانی به منطقه هستیم که اجمالا پدیدهی مبارکی است. (البته اگر لبنانیتِ ماجرا، عامل اصلی کشش و انگیزه نباشد.)
با این حال حساب دو سه نفر را که جدا کنیم، چیزی که این یک ماهه دیدهام بیشتر به #کنشگری_خبری و یا #تور_خبری میماند تا خبرنگاری بحران.
به این فکر میکنم که لبنان چهلواندی سال پیشانی جبههی مقاومت بوده است. با چنین اهمیتی، دهها نهاد و خبرگزاری کوچک و بزرگ کشور، چند خبرنگار در ایران تربیت کردهاند که در عین حال که جسور و شجاع و باانگیزه اند، زباندان باشند. لبنانشناس و رژیمشناس باشند. بخش مهمی از زندگیشان را کف خیابانهای بیروت و صور و صیدا گذرانده باشند. لااقل به طور روتین در رفتوآمد به این کشور باشند. تاریخ خوانده باشند. درک راهبردی و امنیتی از این کشور و بحرانهای آن داشته باشند و الخ. چند نفر؟!
زبانندانی و فقدانتخصص، وضعیت عام خبرنگاری بحران ماست. منحصر به لبنان هم نیست. از افغانستان گرفته تا سوریه و عراق و لبنان و... با طیفی از افراد مواجهیم که خود را بینیاز از هر دو میدانند. پس در همه جا شاهد و حاضرند. صدای تیروگلوله که بلند شود، ساعتی بعد با خلوص نیتِ تمام خودشان را بر ترک موتور رساندهاند. فارغ از زبان و مکان.
این در حالی است که در بحرانها آنچه پراهمیتتر است نه پیجویی و تمرکز بر مشابهتها و یکسانیها که التفات به #مایزه هاست. و فهم مایزهها نیازمند سالها حضور و مطالعه است. که هر بحران و هر منطقهای تشخصات و ویژگیهای خودش را دارد.
هزاران فرسنگ فاصله است میان #خبرنگاری_بحران و #خبرنگاری_در_بحران.
1⃣ از ورود اصطلاح #خبرنگار_بحران به ادبیات ژورنالیسم ایرانی سالها میگذرد و دیگر کمتر کسی است که لااقل یک بار این واژه به گوشش نخورده باشد.
با این حال گویا این واژه و حرفه نیز به سرنوشت بسیاری از واژهها و پدیدههای وارداتی دیگر مبتلا شده است: اخذ مفهوم و ترتیبات و لوازم ظاهری آن و تغافل از منطق و کارکرد اصلی آن. چونان دانشگاه و صنعت و الخ.
بالطبع من اگرچه گهگداری (و آن هم به ندرت) خروجی مکتوب یا تصویری برخی سفرهای بحرانم را در اختیار رسانهها قرار دادهام اما هیچگاه خبرنگار حرفهای نبودهام. چیز زیادی هم از آن نمیدانم و لذا صلاحیت صحبت کردن در خصوص این حرفه را ندارم.
اما وقتی صحبت از خبرنگاری بحران باشد کمی جسارت سخن گفتن پیدا میکنم. از جنبهی ارتباط آن با بحران. چهآنکه بحران منتزع از جغرافیا نیست و جغرافیا بستر و ظرف مطالعات منطقهای است.
2⃣ در بیش از یک دههی اخیر که در متن برخی بحرانهای منطقهای حاضر بودهام، خبرنگاران زیادی از ایران و غیرایران دیدهام که جان در کف گرفته و در کشاکش خطر مشغول فعالیت بودهاند. از این حیث، شجاعت و جسارت لازم برای چنین حرفهای را داشتهاند. اما این دو، پیششرط و شرطِ لازم و نه کافیِ فعالیت در بحران است.
3⃣ نگاهی به مقایسه چرایی توفیق خبرنگاران خارجی نسبت به همکاران ایرانیشان در همین شرط لازم و کافی است.
درست است که دسته نخست در مقایسه با ما ایرانیها از پشتیبانی سیاسی و امنیتی تمامعیار، لجستیک پایانناپذیر و آزادیعمل غیرقابلِمقایسهای برای روایتگری برخوردارند اما اینها به تنهایی کافی نیست. اینها در بهترین حالت #فرم را میسازند. بله! در کیفیتر شدن محتوا نیز موثرند اما هستهی مرکزی محتوا را چیز دیگری میسازد: #اشراف و #تخصص_محتوایی.
4⃣ در عرف جهانی، خبرنگار بحران کسی نیست که صرفا اصول و قواعد عام ژورنالیسم و کار کردن با تجهیزات خبرنگاری را میداند. کسی نیست که صرفا هیجان و جسارت و روحیهی ریسکپذیری در مواجهه با خطرات را دارد.
خبرنگاری بحران نوعی #سبک_زندگی است. پیوند زندگی روزانه و روح و روان خبرنگار با مسائل و موضوعات منطقهی بحرانزده است. زیستن با آن است. ارتباط مستمر با نخبگان و تودهی جامعهی هدف است. مطالعه و پیجویی مستمر پویاییها و تحولات منطقه در پیش و حین و پس از بحران است. چه در قالب منابع دستِ اولِ کتابخانهای و اسنادی و چه در شکل مشاهدهی مستقیم یا غیرمستقیم میدانی.
و کیست که نداند تمام اینها لااقل در گروی دو چیز است: #زباندانی و #تخصصگرایی.
آن روز در بیروت خبرنگار واشنگتنپست میگفت که بیست سال است تنها در حوزهی عراق و سوریه و لبنان کار میکند. یعنی مقید بوده که صرفا بحرانهای منطقه خاصی را پوشش دهد. خب حالا پس از دو دهه عجیب نیست اگر به زبان و مبانی فهم و #روایت این منطقه مسلط باشد.
5⃣ این روزها که تنشها در جنوب لبنان بالا گرفته، شاهد گسیل موجی از خبرنگاران ایرانی به منطقه هستیم که اجمالا پدیدهی مبارکی است. (البته اگر لبنانیتِ ماجرا، عامل اصلی کشش و انگیزه نباشد.)
با این حال حساب دو سه نفر را که جدا کنیم، چیزی که این یک ماهه دیدهام بیشتر به #کنشگری_خبری و یا #تور_خبری میماند تا خبرنگاری بحران.
به این فکر میکنم که لبنان چهلواندی سال پیشانی جبههی مقاومت بوده است. با چنین اهمیتی، دهها نهاد و خبرگزاری کوچک و بزرگ کشور، چند خبرنگار در ایران تربیت کردهاند که در عین حال که جسور و شجاع و باانگیزه اند، زباندان باشند. لبنانشناس و رژیمشناس باشند. بخش مهمی از زندگیشان را کف خیابانهای بیروت و صور و صیدا گذرانده باشند. لااقل به طور روتین در رفتوآمد به این کشور باشند. تاریخ خوانده باشند. درک راهبردی و امنیتی از این کشور و بحرانهای آن داشته باشند و الخ. چند نفر؟!
زبانندانی و فقدانتخصص، وضعیت عام خبرنگاری بحران ماست. منحصر به لبنان هم نیست. از افغانستان گرفته تا سوریه و عراق و لبنان و... با طیفی از افراد مواجهیم که خود را بینیاز از هر دو میدانند. پس در همه جا شاهد و حاضرند. صدای تیروگلوله که بلند شود، ساعتی بعد با خلوص نیتِ تمام خودشان را بر ترک موتور رساندهاند. فارغ از زبان و مکان.
این در حالی است که در بحرانها آنچه پراهمیتتر است نه پیجویی و تمرکز بر مشابهتها و یکسانیها که التفات به #مایزه هاست. و فهم مایزهها نیازمند سالها حضور و مطالعه است. که هر بحران و هر منطقهای تشخصات و ویژگیهای خودش را دارد.
هزاران فرسنگ فاصله است میان #خبرنگاری_بحران و #خبرنگاری_در_بحران.
👍32❤1
6⃣ باور کنیم که برای #روایت_بحران تنها جسارت و شور و هیجان و انگيزه کفایت نمیکند. کارت خبرنگاری و سواد کارکردن با تجهیزات سمعی و بصری از کسی خبرنگار بحران نمیسازد. ارتباطات و رانتهای سازمانی، نعمت است اما نمیتواند جای خالی فضلیت و تخصص را پر کند.
همهی اینها لازم است اما کافی نیست. توشهی بیشتری میبایست.
🔗 لینک مطالعه یادداشت در روزنامه ایران
https://www.magiran.com/article/4464505
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
همهی اینها لازم است اما کافی نیست. توشهی بیشتری میبایست.
🔗 لینک مطالعه یادداشت در روزنامه ایران
https://www.magiran.com/article/4464505
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍29👏3❤2
❇️ انصارالله و بازی بیبازگشت
شاید حمل بر خامی و هیجان شود اما عیبی ندارد. من جای انصارالله باشم، همین فردا کشتی مصادرهشدهی اسرائیلی را به آتش میکشم.
متوجه محذورات هستم. اما متوجه این هم هستم که در فردای غزه، انصارالله هم چیز چندانی برای از دست دادن نخواهد داشت. انصار همین الان وارد بازی حطرناکی شده است که راه بازگشت ندارد. شلیک دهها موشک و پهپاد به سمت رژیم به معنی اعلان جنگ رسمی است. اسرائیل حتما پاسخ خواهد داد. شاید نه امروز. اما در فردای جنگ غزه حتما. پس میبایست مردانه جلو برود.
خروج این کشتی از سواحل یمن با تفاهم و... بعدها این شائبه را ایجاد خواهد کرد که انصارالله، هدفی غیر از کمک به غزه داشته است. و این تبعاتش به مراتب بدتر از پاسخ اسرائیلیها خواهد بود.
ور سوی میدان مردان میروی مردانه باش
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
شاید حمل بر خامی و هیجان شود اما عیبی ندارد. من جای انصارالله باشم، همین فردا کشتی مصادرهشدهی اسرائیلی را به آتش میکشم.
متوجه محذورات هستم. اما متوجه این هم هستم که در فردای غزه، انصارالله هم چیز چندانی برای از دست دادن نخواهد داشت. انصار همین الان وارد بازی حطرناکی شده است که راه بازگشت ندارد. شلیک دهها موشک و پهپاد به سمت رژیم به معنی اعلان جنگ رسمی است. اسرائیل حتما پاسخ خواهد داد. شاید نه امروز. اما در فردای جنگ غزه حتما. پس میبایست مردانه جلو برود.
خروج این کشتی از سواحل یمن با تفاهم و... بعدها این شائبه را ایجاد خواهد کرد که انصارالله، هدفی غیر از کمک به غزه داشته است. و این تبعاتش به مراتب بدتر از پاسخ اسرائیلیها خواهد بود.
ور سوی میدان مردان میروی مردانه باش
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
❤31👍26👎3😢3👏1👌1