مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر – Telegram
مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
5.89K subscribers
521 photos
80 videos
31 files
392 links
✔️ مُنبثّات ( انْبَثّ : تفرَّق وانتشر ، فهو مُنْبَثٌّ)
🖌 پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
هادی معصومی زارع

@Mhmasoumi84
Download Telegram
بسمه

آن چه در برنامه جدال در خصوص عدم نیاز حماس به ورود حزب الله به جنگی همه جانبه گفته شد، به طور مستقیم از زبان برخی رهبران حماس و جهاد و بر اساس صحبت هایی بود که چند روز پیش‌تر از آن یعنی در روزهای ابتدایی حمله زمینی رژیم اسرائیل به غزه از برخی رهبران حماس و جهاد اسلامی شنیده بودم. در گفتگو هم به آن تصریح کردم. و البته تاکید کردم که من قلبا و منطقا در خصوص توانایی نهایی مقاومت فلسطین در نگهداشت غزه اقناع نشده ام و آن را بدون فشارهای بیرونی بر رژیم بسی دشوار می دانم.

در این میان، صحبت های روز گذشته صالح العاروری و درخواست علنی از حزب الله برای ورود به جنگ همه جانبه در حمایت از حماس اما قرینه ای است بر وخیم شدن معادلات نظامی و نبردهای زمینی در غزه خلال یک هفته گذشته. نکته این جاست که برخلاف مشعل و ابومرزوق که پس از جنگ سوریه رابطه شان با حزب الله به سردی گرایید، عاروری رابطه بسیار گرمی با حزب الله دارد. از همان زمان تاکنون. لذا درخواست علنی وی، حامل معانی متفاوتی است. برخلاف مشعل و ابومرزوق که می شد درخواست هایشان را حمل بر معانی دیگری کرد.

باید دید حزب الله با لحاظ تمام مشکلات موجود و نیز ظرفیت ها و امکانات در دسترس، ریسک ورود به نبردی همه جانبه را تقبل خواهد کرد یا خیر؟
انتخاب آسانی نیست. طی روزهای آینده در خصوص آن صحبت خواهم کرد. والله المستعان.


🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍41
💢 توضیح

پس از لایو برنامه جدال برخی از دوستان گلایه داشتند که از تو بعید بود. حرف‌هایت بوی توجیه می‌دهد و فلان و بهمان.

خب بگذارید با هم راحت‌تر صحبت کنیم. آن‌ها که پیش از این با نوشته‌ها و تحلیل‌های من آشنا هستند می‌دانند که تا چه اندازه از حرف‌های شعاری فراری‌ام.
درست است که بسیاری از آن‌چه می‌دانم را علنی نمی‌گویم و منتشر نمی‌کنم اما در آن بخشی که گفته و منتشر می‌شود سعی کرده‌ام صداقت و واقع‌بینی را نصب‌العین داشته باشم.

روز نهم اکتوبر یعنی تنها دو روز پس از حمله حماس به شهرک‌های وطن‌گیران اسراییلی نوشتم که من جای حماس بودم به گونه دیگری رفتار می‌کردم. نوشتم که اسراییل توان مادی لازم برای نابودی غزه و اشغال مجدد آن و حتی نابودی کامل حماس و جهاد (در بعد سخت‌افزای) را دارد. نوشتم که نتانیاهو نیازمند اعمال خون‌بارترین و مخوف‌ترین سطح از توحش و انتقام است.
چند روز بعد در فایل‌های صوتی دوگانه در کانال منبثات بیشتر این موضوع رو باز کرده و توضیح دادم. چند روز پیش از حمله زمینی به غزه. باز نوشتم که رژیم چاره‌ای جز اشغال و نابودی حماس و جهاد ندارد. یا این دو را ریشه‌کن می‌کند یا به رژیمی توسری خور مبدل خواهد شد. باز نوشتم که در ذیل چنین شرایطی موثرترین مولفه در شکست ماشین جنگی رژیم، میزان موفقیت خود گروه‌های فلسطینی است.
پس دوستان نباید صرفا به صحبت‌های من در جدال اکتفا کنند. می‌بایست به آن یکی دو متن و آن سه ساعت صوت هم مراجعه کنند.
جدای از تمام این‌ها من در گروه‌های خاص یا در مکالمه‌های خصوصی حرف‌های دیگری هم دارم که برخی دوستان شنیده‌اند یا خوانده‌اند. بازگو کردن یا انتشار علنی‌شان را به مصلحت جنگ نمی‌دانم.

اما در خصوص ادبیاتم در برنامه #جدال دو نکته را می‌بایست توضیح دهم:

۱. ما در شرایط دردناک‌ترین و وحشیانه‌ترین نسل‌کشی معاصر هستیم. این روزها منی که دستم از میدان نبرد یا پشت‌پرده‌های تصمیم‌گیری کوتاه است، کمابیش در میدان رسانه در حال فعالیت هستم. چونان یک سرباز! آن‌هم با کمال افتخار. طبیعتا در بستر همه‌گیری همچون #جدال حرف سبک و سطحی نمی‌زنم اما کمترین سخنی نیز نمی‌گویم که در کشاکش این نبرد نابرابر، کم‌ترین خدشه‌ای به اراده و باور عمومی یا دل‌سردی آن منتهی شود. جنگ افکار و قلوب، بخش مهمی از نبرد ماست.

۲. در تمام این جهان، منِ مغرور سخت‌پسند، تنها به سخنان یک نفر سراپا اعتماد و اطمینانم. نصرالله! نه از سر هیجان و احساسات. که از سر تجربه و با مبانی علمی. به عنوان یک دانشجوی علم سیاست.
نصرالله برای من نماد صداقت، شجاعت و وفای به عهد و تصمیم در شرایط سخت و نهراسیدن از نتایج آن است. نه وقتی تصمیم به جنگ می‌گیرد از ملامت دیگران می‌هراسد و نه آن وقت که مانند دو سخنرانی اخیر برخلاف توقع عمومی و فشار رسانه‌ای برخی، دکمه #جنگ_تمام_عیار را فشار نمی‌دهد.

در هر صورت در برنامه جدال هم تاکید کردم که من اقناع نشده‌ام، اما وقتی نصرالله مسیری را نشان می‌دهد، چشم‌بسته اعتماد می‌کنم‌. به تجربه اعتمادهای قبلی و نتایج روشن آن. و الا اگر فلان فرمانده یا دیپلمات ایرانی بود عمرا اعتبارم را این‌چنین خرج می‌کردم.

بگذارید در کشاکش این بلای بزرگ، کمی عوام باشیم. وسط ناله‌های کودکان معصوم غزه دنبال این روشنفکربازی ها و بازی دیدید گفتم‌های رایج نیستم.
بگذار اگر اعتباری هم هست خرج کودکان غزه شود. این آبروی اندک را که نمی‌خواهم با خودم به قبر ببرم.

🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍92😢1
❇️ مصاحبه با اسامه حمدان؛ مسئول روابط بین الملل حماس

هفته گذشته در بیروت فرصتی دست داد تا ساعتی با اسامه حمدان گپ و گفتی صریح و انتقادی در خصوص طوفان اقصی داشته باشم. بخش عمده این گفتگو در نسخه شنبه 20 آبان روزنامه ایران انتشار یافته است که در لینک زیر قابل مطالعه است.

بخش هایی از مصاحبه:
برآورد ما این بود که این عملیات لااقل به 24 ساعت زمان نیاز دارد. برای مثال شش ساعت برای تصرف پایگاه‌های نظامی. اما این پایگاه‌ها تنها در نیم ساعت سقوط کردند. در واقع ما با یک فروپاشی غیرمنتظره مواجه شدیم. این منافاتی با طراحی دقیق و هوشمندانه برادران‌مان در شاخه نظامی ندارد. ولی به هر حال تصور می‌شد که مقاومت بیشتری از سوی ارتش رژیم صهیونیستی را شاهد باشیم. وقتی این فروپاشی اتفاق افتاد، سرعت پیشروی‌ها زیاد شد و دیگر گروه‌های مقاومت نیز به کمک فراخوانده شدند. در این میان مردم عادی نیز وارد معرکه شدند. تنها چهار ساعت پس از شروع درگیری‌ها، نیروهای مقاومت با اولین گروه از اسرای اسرائیلی به غزه بازگشتند.
این پیروزی برق آسا منجر به افزایش شور و شوق نه تنها در میان گروه‌های مقاومت که حتی مردم عادی شد. خب این مردم هر روز زمین‌های خود در غلاف غزه را می‌دیدند که روزگاری در اختیار خودشان یا اجدادشان بوده و دهه هاست که توسط اسرائیلی‌ها اشغال شده است. می‌دیدند که چه طور اینها از زمین‌هایشان بهره می‌برند ولی خودشان از سکونت یا کشت و زراعت روی آنها محروم شده‌اند. برای همین بود که هزاران نفر از مردم عادی نیز به شهرک‌های غلاف غزه با دست خالی یا سلاح‌های شخصی شان حمله ور شدند و تعدادی از غیرنظامیان و حتی کارگرهای خارجی غیراسرائیلی را با خود به غزه آوردند. البته ما تصریح کردیم با وجود شرایط جنگی، این افراد را به عنوان اسیر به رسمیت نمی‌شناسیم.
https://news.1rj.ru/str/irannewspaper/368810

https://irannewspaper.ir/8325/1/73604

🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍275👎2👏1😢1👌1
❇️ عماد، سازمان و نهضت
58👍14😢1
❇️ عماد، سازمان و نهضت
هادی معصومی زارع

1⃣ گه‌گداری که از مرزهای جنوبی به بیروت می‌آیم و شب‌ها فرصتی دست می‌دهد، سری از مزار #عماد و #مصطفی و #سمیر می‌زنم و دلی صفا دهم.
این روزها اما بیش‌تر از هر چیزی می‌نشینم و به این می‌اندیشم که به راستی در غیاب #سازمان، امثال این سه را چه چیز تربیت کرد و پروراند؟
آن روز که عماد و دوستانش کارشان را از آن شب جشن باشکوه در مسجد معروفی در منطقه غبیری بیروت در دهه هفتاد میلادی آغاز کردند هنوز خبری از سازمان و نهاد در حدوقواره امروزی‌اش نبود. هرچه بود جنبش بود و نهضت. پس مانعی فراروی این سه نوجوان نبود. چرا که جنبش و نهضت محدودیت نمی‌شناسد. نه در سن و نه در مذهب و نه در زبان و ملیت.
آن روزها نه نظام کارمندی و سلسله مراتبی در کار بود و نه حقوق و مزایا و درجه و حق ماموریت و نه هیچ چیز دیگر. تنها و تنها آورده‌ی محتوم مقاومت برای این سه جوان‌مرد، زندگی مخفی و فشار و اسارت و زندان بود و در نهایت مرگ بود و مرگ.
در چنین شرایطی، پیش‌ران امر نهضت در درون این سه، تنها و تنها انگیزه بود و ایمان. برای همین بود که غلبه بر ترس و شجاعت در اقدام و تصمیم‌گیری برایشان امری بس سهل بود. با قید فوریت.

2⃣ با توسعه‌ی نهضت به طور طبیعی نیاز به ساختارها و نهادهای هماهنگ‌کننده و حمایت‌گر بیش‌تر از پیش ضروری می‌نمود. نهادها خلق شده و رفته‌رفته تغییر و تطور یافتند و به سازمان‌هایی عریض و طویل تحول یافتند.
از همین‌جا بود که سروکله‌ی قواعد و قوانین و استانداردسازی‌های روتین سازمانی پیدا شد. در پیشانی کار، خط قرمزی به نام انتساب سازمانی و کد پرسنلی کارمندی. و کیست که نداند جمع میان کارمندی و امر نهضت تا چه اندازه دشوار است. که آدمِ نهضت، جسور و مبدع است و کارمندجماعت کسل و محافظه‌کار. اگرنه لزوما که عموما. به ویژه در ذیل غلبه #پیرسالاری مفرط بر مقدرات امر سازمان.

3⃣ هرچه هست در گام نخست، سازمان متصدی تمام امر نهضت شد و به طور طبیعی #ظرفیت_داوطلبی تا اندازه زیادی از دایره #محرمیت خارج شد. #قرارداد جای انگیزه نشست و #مزد_وَری (نه مزدوری) پیش‌شرط رایج #هم‌کاری شد.
به جز مواردی در قدوقواره‌ی پیاده‌نظام و در شرایطی بسیار خاص و معین مانند بحران سوریه (آن هم با هزار اما و اگر) ظرفیت هسته‌های خودجوش و کنش‌گران مدنی‌ نهضت به حاشیه رانده شده و بعضا با اسم رمز خودسری و ناشی‌گری با آن‌ مقابله شد.

امت‌گرایی که دال‌ِّ مرکزی امر نهضت بود حسب صلاحدیدهای مصلحت‌محورانه به سود تقدم اقتضائات ملّی نحیف‌تر و نحیف‌تر شد.
بروکراسی بر پیکره نهضت چنبره زده و رفته‌رفته تحرک و پویایی نهضت را محدود و محدودتر ساخت.
در پاره‌ای از موارد #الزامات_قدرت بر  #بن‌مایه‌های_هویت غالب شد و از همین جا گاه تناقض‌هایی سربرآورد.
دو دهه پیش از این، اتکای نهضت بر هسته‌های  چالاک و خودجوش از قضا مانع از کشف بسیاری از اقدامات ‌و افزایش ضریب موفقیت حداکثری ایده‌ها و طرح‌ها می‌شد. اما کیست که نداند  قواعد و روش بازی سازمان‌ها روتین و مشابه است و در نتیجه پس از برهه‌ای، قابل کشف و مهار و خنثی‌ شدن؟ ظرفیت‌ها و منابع آن معین و سقف توان کنش‌گری‌اش محدود و محدودتر.

این‌ها همه پیامدهای نهادمند شدن و سازمانی شدن حداکثری امر نهضت و تلاش برای محصور ساختن آن در چفت و بست‌های پیچک‌گونه‌ی سازمان است.
کمینه‌ی تبعات آن است که در شرایط بحران و ضرورت از حد معینی از پاسخ و واکنش نمی‌تواند فراتر برود.

4⃣ این سه جوان‌مرد نه فرماندهانِ نظامیِ صرف که بیش از آن نماد کارآمدی #نهضت‌اند.
سازمان ضروری است. اما برای پیش‌برد امر نهضت کافی نیست. کمینه‌ی ضمانت توفیق نهضت، امکان کنش‌گری لایه‌های غیرکارمندی در آن است.
تلخ است اگر گفته شود که از دهه نود میلادی بدین سو بسیاری از ظرفیت‌های مدنی نهضت توسط سازمان طرد شده یا لااقل مورد تغافل قرار گرفته است. فرصت‌های بسیاری از دست رفته است. عمادهای متعددی در جای خود قرار نگرفته‌اند و توانشان هدر رفته است.
بر سر مزارش می‌اندیشم اگر عمادِ جوان با همان روحیه و توان فکری-عملیاتی شناخته شده تنها و تنها ده سال دیرتر پای به عرصه وجود می‌گذاشت در شرایط امروزی نهضت می‌خواست فعالیت کند، اصلا می‌توانست عماد نهضت شود؟ آیندگان اسمی از او می‌شنیدند؟ کافی است به وضعیت جوانان دهه شصت نگاهی بیاندازیم که گرفتار چنبره سازمان شدند.
باید پای درددل آن دسته از آدم‌های نهضت که پرسنل سازمان شده‌اند نشست تا فهمید که سازمان‌گرایی افراطی چه‌گونه مانع شکوفایی خلاقیت نسلی شده است که ضرورتا چیزی از عماد و عمادها کم‌ ندارند. تنها مجالی نمی‌یابند.
👍2914👏4👎1
5⃣ تجربه ناکامی اخوان‌المسلمین فراروی ماست. شکستی که بیش از هر چیز نتیجه فروکاستن نهضت به سازمان بود. آن هم در متصلب‌ترین و هرمی‌ترین شکل ممکن آن.
سربسته نوشتم و گفتم تا بماند برای تاریخ.  اگر برای مهار هرج و مرج و هم‌افزایی اضلاع نهضت، سازمان امری لابدمنه است که هست، لااقل می‌بایست دریچه‌ای برای تنفس و بستری برای کنش‌گری لایه‌های مدنی نهضت فراهم کرد. سازمان، ذاتا انحصارگراست و اقتدارطلب. محافظه‌کار است و خنثی‌گر.

6⃣ سازمان اگر عمادسوز نباشد، عمادساز نیست.

🔗 مطالعه در سایت خبری-تحلیلی #سیاق
http://syaaq.com/30272

🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍25👏54👎1👌1
🎙مصاحبه با احسان عطایا؛ نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در لبنان
🖌 منتشره در روزنامه ایران ؛ 11 آبان 1402


💢 بخش هایی از مصاحبه

واقعیت آن است که نه جنبش جهاد اسلامی و نه برادران ما در دفتر سیاسی جنبش حماس هیچ اطلاعی از انجام این عملیات نداشتند. نه ما، که بیشتر رهبران حماس نیز از وقوع چنین عملیاتی بی‌اطلاع بودند. تا جایی که می‌دانم این عملیات حتی بدون اطلاع قبلی رهبران سیاسی محور مقاومت طرح‌ریزی و اجرا شده است. دوستان ما در جنبش حماس این عملیات را با احتیاط بسیار برنامه‌ریزی کردند تا با انجام این عملیات بتوانند دشمن صهیونیستی را غافلگیر کنند.
این عملیاتی نظامی بود که توسط گردان‌های قسام برنامه‌ریزی شده بود. هدف اصلی آن نیز یورش به یک پایگاه نظامی در مجاورت مرزهای غزه و به اسارت گرفتن نظامیان رژیم با هدف تبادل با اسرای فلسطینی بود اما با غافلگیر شدن دشمن و تسریع فروپاشی آن، نیروهای قسام به استمرار عملیات و توسعه آن به دیگر پایگاه‌های نظامی و نیز شهرک‌های اسرائیلی تشویق و ترغیب شدند.
از این مرحله بود که جهاد اسلامی و حتی مردم عادی غزه نیز وارد نبرد شدند و به شهرک‌ها هجوم بردند تا از سربازان صهیونیست‌ اسیر بگیرند.


🔗 مطالعه در سایت روزنامه ایران
https://irannewspaper.ir/8318/10/72809

🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍387
❇️ خبرنگاری بحران یا خبرنگاری در بحران

1⃣ از  ورود اصطلاح #خبرنگار_بحران به ادبیات ژورنالیسم ایرانی  سال‌ها می‌گذرد و دیگر کم‌تر کسی است که لااقل یک بار این واژه به گوشش نخورده باشد.
با این حال گویا این واژه و حرفه نیز به سرنوشت بسیاری از  واژه‌ها و پدیده‌های وارداتی دیگر مبتلا شده است: اخذ مفهوم و ترتیبات و لوازم ظاهری آن و تغافل از منطق و کارکرد اصلی آن. چونان دانش‌گاه و صنعت و الخ.
بالطبع من اگرچه گه‌گداری (و آن هم به ندرت) خروجی مکتوب یا تصویری برخی سفرهای بحرانم را در اختیار رسانه‌ها قرار داده‌ام اما هیچ‌گاه خبرنگار حرفه‌ای نبوده‌ام. چیز زیادی هم از آن نمی‌دانم و لذا صلاحیت صحبت کردن در خصوص این حرفه را ندارم.
اما وقتی صحبت از خبرنگاری بحران باشد کمی جسارت سخن گفتن پیدا می‌کنم.  از جنبه‌ی ارتباط آن با بحران. چه‌آن‌که بحران منتزع از جغرافیا نیست و جغرافیا بستر و ظرف مطالعات منطقه‌ای است.

2⃣ در بیش از یک دهه‌ی اخیر که در متن برخی بحران‌های منطقه‌ای حاضر بوده‌ام، خبرنگاران زیادی از ایران و غیرایران دیده‌ام که جان در کف گرفته و در کشاکش خطر مشغول فعالیت بوده‌اند. از این حیث، شجاعت و جسارت لازم برای چنین حرفه‌ای را داشته‌اند. اما این دو، پیش‌شرط و شرطِ لازم و نه کافیِ فعالیت در بحران است.

3⃣ نگاهی به مقایسه چرایی توفیق خبرنگاران خارجی نسبت به هم‌کاران ایرانی‌شان در همین شرط لازم و کافی است.
درست است که دسته نخست در مقایسه با ما ایرانی‌ها از پشتی‌بانی سیاسی و امنیتی تمام‌عیار،  لجستیک پایان‌ناپذیر و آزادی‌عمل غیرقابلِ‌مقایسه‌ای برای روایت‌گری برخوردارند اما این‌ها به تنهایی کافی نیست. این‌ها در به‌ترین حالت #فرم را می‌سازند. بله! در کیفی‌تر شدن محتوا نیز موثرند اما هسته‌ی مرکزی محتوا را چیز دیگری می‌سازد: #اشراف و #تخصص_محتوایی.

4⃣ در عرف جهانی، خبرنگار بحران کسی نیست که صرفا اصول و قواعد عام ژورنالیسم و کار کردن با تجهیزات خبرنگاری را می‌داند. کسی نیست که صرفا هیجان و جسارت و روحیه‌ی ریسک‌پذیری در مواجهه با خطرات را دارد.
خبرنگاری بحران نوعی #سبک_زندگی است. پیوند زندگی روزانه و روح و روان خبرنگار با مسائل و موضوعات منطقه‌ی بحران‌زده است.  زیستن با آن است. ارتباط مستمر با نخبگان و توده‌ی جامعه‌ی هدف است. مطالعه‌ و پی‌جویی مستمر پویایی‌ها و تحولات منطقه در پیش و حین و پس از بحران است. چه در قالب منابع دستِ اولِ کتابخانه‌ای و اسنادی و چه در شکل مشاهده‌ی مستقیم یا غیرمستقیم میدانی.
و کیست که نداند تمام این‌ها لااقل در گروی دو چیز است: #زبان‌دانی و #تخصص‌گرایی.
آن روز در بیروت خبرنگار واشنگتن‌پست می‌گفت که بیست سال است تنها در حوزه‌ی عراق و سوریه و لبنان کار می‌کند. یعنی مقید بوده که صرفا بحران‌های منطقه خاصی را پوشش دهد.  خب حالا پس از دو دهه عجیب نیست اگر به زبان و مبانی فهم و #روایت این منطقه مسلط باشد.

5⃣ این روزها که تنش‌ها در جنوب لبنان بالا گرفته، شاهد گسیل موجی از خبرنگاران ایرانی به منطقه هستیم که اجمالا پدیده‌ی مبارکی است. (البته اگر لبنانیتِ ماجرا، عامل اصلی کشش و انگیزه نباشد.)
با این حال حساب دو سه نفر را که جدا کنیم، چیزی که این یک ماهه دیده‌ام بیش‌تر به #کنش‌گری_خبری و یا #تور_خبری می‌ماند تا خبرنگاری بحران.
به این فکر می‌کنم که لبنان چهل‌واندی سال  پیشانی جبهه‌ی مقاومت بوده است. با چنین اهمیتی، ده‌ها نهاد و خبرگزاری کوچک و بزرگ کشور، چند خبرنگار در ایران تربیت کرده‌اند که در عین حال که جسور و شجاع و باانگیزه اند، زبان‌دان باشند. لبنان‌شناس و رژیم‌شناس باشند. بخش مهمی از زندگی‌شان را کف خیابان‌های بیروت و صور و صیدا گذرانده باشند. لااقل به طور روتین در رفت‌وآمد به این کشور باشند. تاریخ خوانده باشند. درک راهبردی و امنیتی از این کشور و بحران‌های آن داشته باشند و الخ. چند نفر؟!

زبان‌ندانی و فقدان‌تخصص، وضعیت عام خبرنگاری بحران ماست. منحصر به لبنان هم نیست. از افغانستان گرفته تا سوریه و عراق و لبنان و... با طیفی از افراد مواجهیم که خود را بی‌نیاز از هر دو می‌دانند. پس در همه جا شاهد و حاضرند. صدای تیروگلوله که بلند شود، ساعتی بعد با خلوص نیتِ تمام خودشان را بر ترک موتور رسانده‌اند. فارغ از زبان و مکان.
این در حالی است که در بحران‌ها آن‌چه پراهمیت‌تر است نه پی‌جویی و تمرکز بر مشابهت‌ها و یکسانی‌ها که التفات به #مایزه‌ هاست. و فهم مایزه‌ها نیازمند سال‌ها حضور و مطالعه است. که هر بحران و هر منطقه‌ای تشخصات و ویژگی‌های خودش را دارد.
هزاران فرسنگ فاصله است میان #خبرنگاری_بحران و #خبرنگاری_در_بحران.
👍321
6⃣ باور کنیم که برای #روایت_بحران تنها جسارت و شور و هیجان و انگيزه کفایت نمی‌کند. کارت خبرنگاری و سواد کارکردن با تجهیزات سمعی و بصری از کسی خبرنگار بحران نمی‌سازد. ارتباطات و رانت‌های سازمانی، نعمت است اما نمی‌تواند جای خالی فضلیت و تخصص را پر کند.
همه‌ی این‌ها لازم است اما کافی نیست. توشه‌ی بیشتری می‌بایست.

🔗 لینک‌ مطالعه یادداشت در روزنامه ایران
https://www.magiran.com/article/4464505

🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍29👏32
❇️ انصارالله و بازی بی‌بازگشت

شاید حمل بر خامی و هیجان شود اما عیبی ندارد. من جای انصارالله باشم، همین فردا کشتی مصادره‌شده‌ی اسرائیلی را به آتش می‌کشم.
متوجه محذورات هستم. اما متوجه این هم هستم که در فردای غزه، انصارالله هم چیز چندانی برای از دست دادن نخواهد داشت. انصار همین الان وارد بازی حطرناکی شده است که راه بازگشت ندارد. شلیک ده‌ها موشک و پهپاد به سمت رژیم به معنی اعلان جنگ رسمی است. اسرائیل حتما پاسخ خواهد داد. شاید نه امروز. اما در فردای جنگ غزه حتما. پس می‌بایست مردانه جلو برود.
خروج این کشتی از سواحل یمن با تفاهم و... بعدها این شائبه را ایجاد خواهد کرد که انصارالله، هدفی غیر از کمک به غزه داشته است. و این تبعاتش به مراتب بدتر از پاسخ اسرائیلی‌ها خواهد بود.

ور سوی میدان مردان می‌روی مردانه باش


🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
31👍26👎3😢3👏1👌1
🎙مصاحبه با حسن حب‌الله مسئول پرونده‌ی فلسطین در جنبش حزب الله
🖌 منتشره در روزنامه ایران ؛ 23 آبان

💢 بخش هایی از مصاحبه:

عجیب است که برخی تصور می کنند که حزب‌الله وارد جنگ می شود یا نمی شود. من می گویم حزب‌الله از روز اولی که جنگ شروع شد حماس و غزه را تنها نگذاشت و در روز دوم رسما وارد جنگ با رژیم شد. لحظه ای هم تردید و درنگ نکردیم. به هرحال چهل سال است که ما جزئی از مقاومت و فرهنگ مقاومت هستیم. دقت کنید که ما نه دولت هستیم و نه ارتش که تصمیم به ورود به جنگ داشته باشیم یا نداشته باشیم. ما نیروی مقاومت در برابر اشغالگر و متجاوز هستیم. لذا دائما در وضعیت جنگی هستیم. ولی این بدان معنا نیست که جنگ ضرورتا باید گسترده و همه‌جانبه باشد.
در گام اول برای زائل کردن اسرائیل، ما می بایست دربرابر آن بازدارندگی ایجاد کنیم. آن را به طور مستمر رصد کرده و زیرنظر داشته باشیم. قدرت خود را تا آن اندازه افزایش دهیم که فکر تجاوز را از سر بیرون کند. اگر هم او تجاوز را آغاز کرد حتما پاسخش را بدهیم. نمونه اتفاقی که در موضوع نفت و گاز لبنان اتفاق افتاد.

در هر صورت تا زمانی که اسرائیل هست، ما با آن درحال جنگ هستیم، منتها همیشه جنگ به شکل منظم و کلاسیک نیست. بله امروز ما در وضعیت جنگی هستیم اما اعلام جنگ و حمله همه جانبه هم نمی کنیم. اگر بخواهیم کاری را انجام دهیم، انجام می دهیم. اعمال می کنیم و نه اعلان. ما در حالت دفاع از سرزمین خود هستیم، ما علنا در کنار مردم فلسطین و مقاومت فلسطین ایستاده ایم و از آن حمایت می کنیم تا زمانی که تمام سرزمین آنها آزاد شود و دولت مستقل آنها به پایتختی قدس شریف تشکیل شود.

🔗 مطالعه متن کامل مصاحبه
https://www.magiran.com/article/4463330

🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍252
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥#اختصاصی|چرا خبرنگاران هدف حملات رژیم صهیونیستی در میدان جنگ هستند؟

معصومی زارع:
🔸 این برای اولین بار نیست که رژیم صهیونیستی خبرنگاران را مورد هدف قرار می‌دهند.

🔸از زمان شروع جنگ تقریبا به ازای هر روز، یک خبرنگار توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده است.

🔸رژیم صهیونیستی بیشتر از گلوله، از کلمه و تصویر جعلی خود می‌ترسد.

🆔 @snntv
👍301👎1
❇️ بسمه الشهید

#آقازاده‌ها این‌جا از رانت‌هایشان به خوبی بهره می‌برند...

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ

#بیت_یاحون
36😢8👍2👎1👌1
پدر، پسر، عشق❤️
.
82🔥4👎3👏2
💢 آقاموسی و جامعه‌ی مقاوم

1️⃣ تصویری که بیش از هر چیز در جنوب لبنان به چشم می‌آید همانا چهره‌ی زیبا و چشمان نافذ سیدموسی صدر است. بیست و هفت سال پیش‌تر از این نام او را برای اولین بار شنیدم. شروع به خواندنش کردم و هر چه پیش‌تر رفتم، بیش‌تر از قبل، شیفته‌اش شدم.
آقاموسی، بی‌آن‌که پیام‌بر باشد، رسالتی پیام‌برگونه بر دوش کشید. در کالبد امتی مرده روحی تازه دمیده و زنده‌اش کرد. امتی که برای قرن‌ها، محکومیت و فقر و فرودستی و در نهایت مردن برای اهداف دیگران را به مثابه سرنوشت محتوم خود پذیرفته و از قضا هیچ اعتراضی به حال پریشان خود نداشت. صدر این‌چنین مردم تسلیم و منفعلی را بیدار کرد. یادشان داد که آدمی عزیز و آزاده به‌دنیا آمده و می‌بایست همین‌طور نیز بمیرد. در دوره‌ی مرگ معنویت و دیانت، متذکر شد که بشر فراتر از ماده و سخت‌افزارست. دین، نرم‌افزار زندگیِ بهینه‌ی اوست. معنویت و اخلاق، رکن حیات اوست. و نه چیزی تزیینی و ویترینی برای برهه‌هایی معین یا اماکنی مشخص. یادشان داد که مومنین نیز سهمی از عیش کریمانه در این جهان دارند و می‌بایست برخوردار باشند. یادشان داد که خداوند مومن قوی را دوست می دارد. آموخت که فقر، دام شیطان برای شکار ایمان آدمی است. پس مرگ بر فقر و محرومیت. جنبش محرومان را به راه انداخت تا به مردمش بفهماند که محرومیت، امری عرضی و تحمیل‌شده و اکتسابی است. از سوی ساختار سیاسی و اجتماعی غیرعادلانه‌ی حاکم بر لبنانِ آن روز. یادشان داد که پس از آگاهی باید حرکت کرد. به جنبش در آمد. به خیزش علیه چنین ساختاری. ساختار فئودالی زالوصفتِ استمثارگر و ساختارِ طائفه‌گرای مارونی. و در نهایت صدر به مردمش آموخت که قدرت یک جامعه به ایستادگی در برابر دشمنان است و سلاح، زینت مردان. السلاح زينة الرجال.

2️⃣ آقاموسی، پویا بود و زنده و هویت‌بخش. برای همین بود که دوستانی داشت جان‌فدا و دشمنانی قسم‌خورده و سرسخت. در حضورش و در غیابش. محرومینی که با او تازه طعم شیرین عزت و هویت را می‌چشیدند، برای او جان می‌دادند و رقیبان و دشمنانی که بیدار شدن این مردمِ خفته‌ی تاریخ، منافع دنیوی‌شان را به خطر می‌انداخت، هر چه توانستند کردند تا سنگ راهش شوند. از فئودال‌های شیعه تا برخی از روحانیون معین تا رهبران برخی گروه‌های چپ و چریکی تا دستگاه دولتی و برخی حکام منطقه. با انواع و اقسام تهمت‌های رنگارنگ و جورواجور.
البته وضع هنوز تغییر چندانی نکرده است. حالا که او از میان ما غایب است نیز چرخ بر همین منوال می‌چرخد. از دشمنانی که هنوز نیز بر همان منهج‌اند و دست از شتم صدر نمی‌کشند تا دوستانی که بیش از هر چیز با صدر متاجره می‌کنند. برای مقاصد سیاسی‌شان او را گزینشی معرفی می‌کنند. در سطح یک کنش‌گر عرفیِ متساهلِ مبناگریز. چیزهایی را از مکتب فکری و رفتاری وی برش می‌زنند و عرضه می‌کنند که نه سیخ بسوزد و نه کباب. هزاران و هزاران بار داستان بستنی خریدن امام از آن بستنی فروش مسیحی یا دیدارهایش با زنان بی‌حجاب را برای ما تکرار می‌کنند اما به ندرت چیزی از اسراییل‌ستیزی او می‌گویند‌. به ما نمی‌گویند که صدر همان کسی است که گفت اسراییل شر مطلق است و تعامل با آن حرام. فراموش کرده‌اند که می‌گفت بدتر از اسرائیل در جهان وجود ندارد. اگر اسرائیل و شیطان با یکدیگر بجنگند، ما در کنار شیطان می ایستیم. اگر اسرائیل با چپ بجنگد، ما درکنار چپ خواهیم ایستاد. اگر اسرائیل با راست بجنگد، در کنار راست خواهیم ایستاد. این است معنای «اسرائیل شرّ مطلق است». من شخصا در حد مطالعاتم هیچ نهادی را خطرناکتر از اسرائیل نمی شناسم به یاد نمی‌آورند که صدر فریاد می‌زد که اگر اسراییل جنوب لبنان را اشغال کند، عبایم را درآورده و سلاح به دست می‌گیرم.
گویا خجالت می‌کشند بگویند صدر برای نگه‌داشت امتش از خطر اسراییل و تهدیدات داخلی، نخستین گروه مسلح شیعی را در لبنان پایه‌گذاری کرد: افواج المقاومة اللبنانية. جنبش امل.
آقاموسی هنوز هم مظلومِ تاریخ است. ظلمی که دیروز دشمنانش به او روا داشتند امروز مدعیان دوستی‌اش به او می‌کنند. با مصادره‌ی فکر و مکتب او. آن هم به گزینشی‌ترین شکل ممکن. از نسخه‌ی شفابخش او سمی برای کشتن رقیبانشان در منازعات جناحی می‌سازند. و کیست که نداند به چنین سرمایه‌هایی در چنان منازعاتی چه‌گونه ستم می‌رود.
https://media.irannewspaper.ir/newspaper/1402/09/07/newspaper-05491b836ef9908c790e12d1f40111c2.pdf


🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍198👏3
3️⃣ما امروز به اندیشه‌ی واقعی صدر بیش از هر وقت نیاز داریم. صدر، رحم جامعه‌ی لبنان را مستعد پذیرش جنین معنویت و دین‌گرایی و از دل آن مقاومت کرد. برای همین است که با جرات می‌توان مدعی بود که اگر آقاموسی نبود، خاک جامعه‌ی شیعی لبنان این‌گونه مستعد بذر نهضت نبود. پس از پیروزی انقلاب، این بذر در اراضی مختلفی پاشانده شد اما هیچ‌یک هم‌چون تجربه‌ی لبنان به درختی این‌گونه تناور، ریشه‌دار و البته مثمر مبدل نشد. چرا؟ چون از فاعلیتِ فاعل به تنهایی کاری برنمی‌آید. قابلیتِ قابل، لازم و البته مقدم است. و صدر جامعه‌ی شیعه لبنان را از حضیض ناقابلی خارج کرده و قابل ساخت. حزب‌اللهِ امروز، آرزوی دیرینه‌ی آقاموسی بود. و کیست که نداند خودش نیز سهمی در غرس این شجره‌ی طیبه دارد. ولو سال‌ها پس از غیابش.

4️⃣ آن‌چه گفته شد به معنای عدم وجود نقص و اشکال در حرکت آقاموسی نیست که هیچ حرکت اصلاحی نیست که پرده‌‌نشین حریم عصمت باشد. به معنی نادیده گرفتن تاثیر ژرف انقلاب اسلامی بر جامعه‌ی شیعی لبنان و اثر آشکار و بزرگ آن بر سازماندهی مقاومت نیز نیست. به معنی نادیده گرفتن زحمات دیگر چهره‌های مقاوم در دهه هفتاد میلادی هم نیست. کسانی که از قضا با صدر در سازوکار مبارزه و کیفیت تعامل با فلسطینی‌های موجود در لبنان اختلاف ریشه‌ای داشتند. به حق باید اعتراف داشت که این‌ها نیز با تمام اختلافاتشان، سهم مهمی در تعالی فرهنگ مقاومت در لبنان داشتند.

5️⃣ آن چه آمد، اشاره به زمینه‌سازی اقاموسی است. به ارتقای جایگاه جامعه‌ی شیعه‌ی لبنان است. به مردم‌پایه دیدن امر مقاومت و نهضت در ادراک اوست. آقاموسی بیش از سازمانِ مقاوم در برساختن جامعه‌ی مقاوم توفیق داشت. برخلاف برخی گرایش‌های چریکی در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی که نخبه‌محور، سازمانی و هرمی تاسیس و اداره می‌شدند و امروز از بسیاری‌شان جز نامی باقی نمانده است.

6️⃣ شاید پدیدآمدن موجودیتی چون حزب‌الله به #روحی_ناآرام‌تر از صدر نیاز داشت که داشت. اما باید اعتراف کرد که بی‌صدر نیز چنین رویای شیرینی محال می‌نمود.

https://media.irannewspaper.ir/newspaper/1402/09/07/newspaper-05491b836ef9908c790e12d1f40111c2.pdf


🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍1410👌2👎1
💢 قمحانه و جنگ طائفه‌ای در سوریه

این چند روزه‌ی آتش‌بس میان حماس و ارتش رژیم اسراییل که از کاسبی در مرزهای جنوبی لبنان افتاده‌ام، راهی  سوریه شده‌ام. به دمشق و حلب.
در مسیر رفت به حلب و درست در ابتدای اتوبان حماه-حلب ارتفاع مشهوری است به نام جبل زین‌العابدین. منقول است که منزل‌گه اسیران کربلا در مسیر انتقال به شام بوده و حضرتش آن بالا نمازی خوانده‌اند و نیایشی کرده‌اند. حالیه در بلندای جبل، مسجدی به همین نام و به میمنت قدوم زینت عابدان ساخته‌اند.
پایین پای جبل و در سمت چپ اتوبان اما  شهرکی به نام قمحانه است که اسفند ۱۳۹۳ و فروردین ۱۳۹۴ نقطه‌ی عطفی از جوانی‌ام در آن سپری شد. روزهای سخت و البته سخت شیرینی بود. جدای از کمین‌خوردن‌های مرگ‌بار روزانه و حملات خونین مستمر داعش و جبهه‌النصره در محوری به طول دوصد کیلومتر از سلمیه تا شیخ‌هلال و اثریا و از محرده تا قمحانه که خواب و خوراک از ما گرفته بود، ادلب سقوط کرد و بصری‌الشام در پی آن. رفته‌رفته زمزمه‌های سقوط قریب‌الوقوع تدمر نیز شنیده می‌شد. هرچه از دشواری آن روزها بگویم کم است.

در ویترین رسانه‌ایِ آن روزهای رسانه‌های مخالف اما جنگ سوریه، جنگی طائفه‌ای و مذهبی قلمداد و ترویج می‌شد. در ظاهر هم درست می‌نمود. به جبهه‌ی مقابل که نگاه می‌کردی همه اهل‌سنت بودند. نظام سوریه هم اگرچه سکولار مسلک اما در واقع علوی تبار و بیش از هر چیز حافظِ منافع این طائفه به شمار می‌آمد.
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که من خودم نیز تا پیش از آمدن به قمحانه، ماهیت جنگ را سخت مذهبی می‌دیدم. تا آن‌که دست تقدیر پایم را به حماه و قمحانه باز کرد. شهرکی کاملا سنی‌نشین (به استثنای یک خانواده‌ی شیعه) در استراتژیک‌ترین موقعیت، در حاشیه شهر بسیارحساس و مهم حماه.
در اهمیت ژئوپولیتیک قمحانه به اختصار همین‌قدر می‌توانم بگویم که اگر قمحانه می‌رفت، جبل زین‌العابدین می‌رفت و اگر جبل می‌رفت، حماه می‌رفت و اگر حماه می‌رفت، شمال سوریه می‌رفت و اگر شمال می‌رفت، نظام مهمان یکی دو روزه‌ی این دنیای فانی می‌بود.
با این حال قمحانه‌ی سنی‌مذهب، ماندن در کنار نظام علوی را انتخاب کرد. نیروهای شجاعی تقدیم ارتش سوریه و دفاع وطنی کرد که مانندشان به ندرت پیدا می‌شد. یکی‌شان محمد مکاوی. که خدایش بیامرزد. از تنها چیزی که بهره نداشت، ترس بود. و من اولین بار شجاعت بی‌مثالش را در پیش‌روی پنج‌نفره برای شکست شبیخون داعش در واپسین روز زمستانی سال 1393 دیدم. زیر باران گلوله‌ی قناصه‌ی داعش و در شرایطی که ده‌ها نفر سر از ترس بالا نمی‌آوردند و هر یک گوشه‌ای پناه گرفته و برای نجات نیروهای محاصره‌شده در ایست‌گاه برق شیخ‌هلال قدم از قدم برنمی‌داشتند.

قمحانه جوانان سرسختی داشت که سه بار تا پای جان ایستادند و مانع سقوط شهرکشان و در نتیجه جبل و شهر حماه توسط گروه‌های مسلح هم‌مذهب‌شان شدند. خارج از قمحانه نیز در درگیری‌های متعدد شرق سوریه و حلب حضور یافتند و پیروزی پشت ییروزی ساختند. گواهش شهادت محمد در حوالی رقّه.
شاید کمی اغراق‌امیز باشد اما اگر کمی جسارت به خرج دهم می‌توان ادعا کرد قمحانه‌ی سنی‌مذهب نقشی اساسی در ممانعت از  سقوط سوریه داشت.

مثل عمده‌ی جنگ‌های دیگرِ تاریخ، بحران سوریه نیز در واقع جنگ بر سر قدرت بود.  مذهب در آن پوششی برای توجیهِ اقدام و عاملی برای بسیج اجتماعی و یارکشی شد. بله! ظاهرِ جنگ را رسانه و سیاست می‌سازد. اما در جنگِ قدرت میان جبهه‌ی مخالفین مسلح سنی‌مذهب با نظام سیاسیِ حاکم علوی‌تبار، برای من، قمحانه نماد غیرطایفی بودن باطنِ جنگ سوریه بود.

https://irannewspaper.ir/8343/1/75752

🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
34👍18
❇️ از حولا تا غزه؛ اسرائیل و جامعه‌زدایی از امر مقاومت
🖌 هادی معصومی زارع -لبنان


کمتر کسی است که در این پنجاه و چند روز، بمباران غزه را ندیده باشد و از شدت سبعیت و توحش رژیم اسرائیل متحیر نشده باشد. واقعیت اما آن است که این درندگی و توحش قصه امروز و دیروز نیست. سابقه‌ای دارد به قدمت ورود نخستین قافله‌های صهیونیست به سرزمین موعود. تنها فرقش در نبود شبکه‌های ارتباط جمعی و اجتماعیِ این سالها در سالهای دهه‌های سی تاکنون بوده است.
کشتار دیریاسین، کشتار بلد الشیخ، کشتار عین الزیتون، کشتار دوایمه، کشتار طنطوره، کشتار صفصاف، کشتار عیلبون، کشتار قبیه،
کشتار کفرقاسم، کشتار مسجد الخلیل و... تنها نمونه‌هایی اندک از این رویه رژیم اسرائیل در فلسطین است که هر کجا در فاز نظامی شکست خورده اند دِق‌ّدلی بی‌عرضگی‌شان شان را بر سر غیرنظامیان و زنان و کودکان درآورده‌اند.

مشکل اما آن بود که موبایل‌ها و دوربین‌های امروزی و رسانه‌های اجتماعی نوین در دسترس نبودند تا مانند امروزِ غزه طینت واقعی و ماهیت حقیقی این رژیم را برملا سازد. این رسانه‌ها اگر چه نتوانسته اند خوی متوحشانه‌ی رژیم را اصلاح کنند و مانع از تکرار جنایت‌های آن شوند، اما به خوبی موفق شده‌اند ادراک دروغینی که اسرائیل از خود به عنوان یک جامعه‌ی مظلوم، ستمدیده و متمدن برساخته بود را برهم بزنند.

✳️ سری به حنوب لبنان بزنیم. این روزها و در تحرکات مستمرمان از قطاع غربی تا شرقی بارها و بارها از روستای حولا در چندده متری مرز فلسطین اشغالی عبور کرده ایم. روستایی که خود سند زنده‌ی جنایات فرامرزی اسرائیل است.  حولا یادآور کشتار تلخی از سوی صهیونیست‌ها در ۱۹۴۸م  است که نشان می‌دهد، درندگی و سبعیت در خون این رژیم جعلی است. ذاتیِ آن است. آن ها که از حجم جنایات اسرائیل انگشت به دهان مانده اند خوب است بدانند که صنعت ساخت گورهای دسته جمعی در اسرائیل قدمتی به مراتب طولانی تر از غزه‌ی امروزین دارد. این را گورستان شهدای حولا گواهی می دهد.
به هفتادوپنج سال قبل بازگردیم. درآخرین روز از اکتوبر ۱۹۴۸ و تنها چندماه پس از اعلان دولت جعلی اسراییل و در شرایطی که نه حزب‌الله‌ی وجود داشت و نه انقلابی در ایران به پیروزی رسیده بود، نیروهای گروه تروریستی هاگان با ورود به خاک لبنان از پایگاه عبّاد و منطقه مرکبا، اقدام به کشتار بیش از هشتاد تن از اهالی این روستای مرزی و در نهایت نابودی روستا کردند.

به گفته ایلان پاپه تاریخدان  اسرائیلی، نیروهای گروه تروریستی هاگانا که با لباس و چفیه‌ی عربی به روستا وارد شده بودند، بیش از هشتاد تن از اعضای روستا را در سه خانه جمع کرده و پس از کشتن ایشان، خانه‌ها را بر روی اجساد شهدا منفجر ساختند.  مردم حولا و روستاهای مجاور از ترس از منطقه گریخته و تنها شش ماه بعد جرات کردند به روستاهایشان بازگردند و جنازه‌ی شهدایشان را از زیر آوار خانه‌ها درآورده و دفن کنند. فاطمه طاهر یکی از آن ها بود که اگرچه برخلاف پدرش محمود موفق به فرار از ولا به روستای شقراء شد اما در میانه راه کودک شیرخوارش ایوب را نیز هم‌چون پدرش از دست داد. کودکی که اگر زنده می بود امروز می‌بایست 75 سال عمر داشته باشد.

❇️ این کشتار در انتقام از شکست نظامی اسرائیلی ها از ارتش نجات‌بخش عربی در دو نبرد العقده و العباد طراحی شد که از قضا چند روز پیش در یک بی‌مسئولیتی تمام از این منطقه را ترک کرده و مردم غیرنظامی حولا را به حال خود رها ساخته بود. درست مانند آن چه این روزها در غزه می گذرد. شکست در عرصه نظامی و امنیتی و تلافی آن بر سر غیرنظامیان. هدف؟ جامعه‌زدایی از مقاومت و قرار دادن جامعه در برابر راهبران امر مقاومت. با علم به عدم توازن قدرت میان دو طرف و توانایی رژیم بر نابودی حرث و نسل.
✳️ حالا اما مقاومتی مسئول در زمین ریشه داونیده است. شجاع است اما احساسی رفتار نمی‌کند. قوی است اما از قدرتش به اندازه استفاده می‌کند. مقاومتی که نه تنها مردمش را در برابر دشمن جرار تنها رها نمیکند که با حملات مستمر، مانع پایین آمدن آن ها از پایگاه العبّاد نیز شده است. و این چیزی است که این دوماهه ما به کرات دیده‌ایم.  مقاومتی که می داند کجا و چگونه بجنگد تا با کمترین هزینه، اراده اش را به حداکثری‌ترین شکل ممکن بر قدرتمندترین ارتش منطقه تحمیل کند. حالا ارتش نجات‌بخش عربی رفته و مقاومت اسلامی جایش نشسته است. نه هر کسی که سر بتراشد قلندری داند.

https://irannewspaper.ir/8344/1/75863
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
34👍10👏5👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥لبنان جنگ نمی‌خواهد!

🔸روایتی از زیست جامعه لبنان در گذر تاریخی از کشتار تا مقاومت توسط دکتر هادی معصومی زارع

🆔 @snntv
👍125
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آتش‌باری متقابل میان حزب الله و ارتش رژیم اسرائیل در منطقه عیتاالشعب
🆔 @Monbathat
🆔 @snntv
👍243
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢 برای دوستانی که مشتاق به حضور در جبهه‌ی نبرد در جنوب لبنان هستند...
🆔 @Monbathat
🆔 @snntv
👍27👌4👎2