MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


💎 نحو | ضمیر مستتر

◄(۱). می‌توانم بیایم.

☆در سنت دستور زایشی، به فاعل بند پیرو در جملهٔ مرکب بالا PRO (بخوانید: big PRO) می‌گویند و در فارسی آن را ضمیر مستتر می‌نامند.

◄(۲). [می‌توانم [(که) ـPROـ بیایم]].

☆ضمیر مستتر در ساخت‌هایی همچون جملات کنترلی یافت می‌شود و در چنین ساختاری نمی‌تواند با یک اسم یا ضمیر آشکار جایگزین شود. در نمونه‌های زیر، حضور ضمیر آشکار در بند پیرو، سبب نادستوری شدن ساخت نحوی می‌شود.

◄(۳). *من می‌توانم من بیایم.
◄(۴). *سینا می‌تواند او بیاید.

☆در زبان جای‌گردان فارسی گاهی به‌نظر می‌رسد که در بند پیرو ساخت کنترلی، ضمیر مستتر می‌تواند جای خود را به ضمیر یا اسم آشکار بسپارد.

◄(۵). می‌توانم من بیایم.
◄(۶). می‌تواند سینا بیاید.

☆در چنین نمونه‌هایی، فاعل بند پیرو همچنان ضمیر مستتر است و «من/سینا» فاعل بند پایه‌اند. اما فعل «توانستن» برای تأکید، دستخوش پیش‌گذاری شده و در جایگاهی مقدم بر فاعل بند پایه نشسته است.

◄(۷). می‌توانم [من ـــ [ ـPROـ بیایم]].

@MorphoSyntax
👍12


بهتـــر از ماهـــی نبـــود اســـتاره‌ام
چون خسوف آمد چه باشد چاره‌ام

نوبتـم گر رب و سلطان می‌زنند
مه گرفت و خلق پنگان می‌زنند

✍🏿 مولانا، مثنوی معنوی

🌒 شانزدهم شهریور ۱۴۰۴

@MorphoSyntax
15😍3


🧊 ساختواژه | دانشکدگان

🎓 «دانشکدگان» بخشی از ساختار دانشگاه است که از به هم پیوستن چند دانشکدهٔ مرتبط تشکیل می‌شود. وند مجموعه‌ساز «ــ‌گان» در این واژه پسوند اشتقاقی واژه‌ساز است و بنابراین، صورت آوایی /g/ را نباید واج میانجی تلقی کرد.

🎓 بدین ترتیب، «دانشکدگان» ساختاری مانند «ناوگان» و «واژگان» (دربرابر lexicon) دارد و با واژهٔ «دانشکده‌ها» متفاوت است. به‌همین دلیل، «دانشکدگان» را می‌توان جمع بست و در چنین جمله‌ای آورد: «رؤسای دانشکدگان‌های فنی و هنر تغییر کردند.»

🎓 در دانشگاه تهران پیش از این به «دانشکدگان»، «پردیس» می‌گفتند؛ اما از آنجا که اصطلاح «پردیس» برای مجموعه‌های آموزشی خودگردان نیز به‌کار می‌رود (نمونه‌های تصویر پیوست)، و این تشابه اسمی گاه مشکلاتی در انتخاب رشتهٔ متقاضیان ایجاد می‌کرد، واژهٔ «پردیس» جای خود را به «دانشکدگان» سپرد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝فرهیختگان: روایتی از رشد صندلی‌فروشی در دانشگاه‌های بزرگ دولتی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍11
MorphoSyntax
📝 ویرایش | راهنمای پایان‌نامه 🖊 در متن‌های علمی و از جمله در پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های دانشگاهی بهتر است از نشانۀ سه‌نقطه (. . .)، به‌جای «غیره، مانند آنها، جز اینها» بپرهیزیم. ◄فاعل ساختاری در نامفعولی‌ها در جایگاه موضوع درونی قرار دارد که می‌تواند…


📝 ویرایش | راهنمای پایان‌نامه

🖊 پرده‌نگار یا پاورپوینتی که برای دفاع از پایان‌نامه/ رساله تهیه می‌شود، باید داده‌بنیاد باشد و بر طرح مسئله، پرسش‌های پژوهش، تحلیل‌های زبانی، و یافته‌های تحقیق تمرکز کند.

🖊 خطابهٔ دفاع و پرده‌نگار پایان‌نامه/ رساله، جای مناسبی برای آموزش و تبیین چارچوب نظری یا توصیف تفصیلی پیشینهٔ پژوهش نیست و هیئت داوران و مشاوران علاقه‌مندند که از پرسش‌های پژوهش و پاسخ‌هایی که پژوهشگر به آنها دست یافته است، آگاه شوند.

@MorphoSyntax
👍65👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | انگلیسی یک‌سوم فارسی

● علی‌رضا قزوه: رستوران‌ها و فروشگاه‌هایی که از حروف انگلیسی بزرگ‌تر از فارسی استفاده می‌کنند، باید جریمه شوند.

@MorphoSyntax
👍13👎51🔥1🤔1
MorphoSyntax


📝 ویرایش | «زیست‌شناسان به‌منظور مطالعه و استفاده از جانداران، آنها را در گروه‌های متفاوتی قرار می‌دهند» (علوم پایهٔ نهم ۱۴۰۳: ۱۲۱). سازهٔ «مطالعه و استفاده از جانداران» را از نظر قواعد نگارش:


📝 ویرایش | همپایگی سازه‌های ناهمسان


(۱). دو سازۀ همپایه از رهگذر کسرۀ اضافه وابستۀ پسین پذیرفته‌اند:
◄مطالعۀ جانداران + بررسی جانداران
= [مطالعه + بررسی] ــِ جانداران

(۲). دو سازۀ همپایه از رهگذر حرف‌اضافۀ همسان وابستهٔ پسین پذیرفته‌اند:
◄استفاده از جانداران + محافظت از جانداران
= [استفاده + محافظت] از جانداران

(۳). دو سازۀ همپایه از رهگذر حرف‌اضافه و کسرۀ اضافه وابسته پذیرفته‌اند.
◄استفاده از جانداران + مطالعۀ جانداران
= *[استفاده + مطالعۀ] ــِ جانداران

(۴). دو سازۀ همپایه از رهگذر کسرۀ اضافه و حرف‌اضافه وابسته پذیرفته‌اند.
◄مطالعۀ جانداران + استفاده از جانداران
= *[مطالعه + استفاده] از جانداران


● در دو الگوی «۳» و «۴»، به ترتیب، یک حرف‌اضافه و یک کسرۀ اضافه، بدون قرینه، حذف شده‌اند. به گفتۀ دیگر، «جانداران» در نمونۀ «۳» بدون وجود حرف‌اضافۀ اجباری «از» و در نمونۀ «۴» بدون کسرۀ اضافۀ اجباری «ــِ» وابستۀ یک هسته شده است.

● با آن گروه از دوستان که عبارت «مطالعه و استفاده از جانداران» را نیازمند ویرایش دانسته‌اند، هم‌نظرم و بهتر است نمونه‌هایی مانند «۳» و «۴» را این‌گونه بنویسیم (و نیز نک: وابسته‌های همسان و ناهمسان):

◄(۵). استفاده از جانداران و مطالعۀ آنها
◄(۶). مطالعۀ جانداران و استفاده از آنها

@MorphoSyntax
👌81


💎 نحو | گاه خَلط می‌شوند


🅐 Grammatical Category/Word Class

(۱). مقولۀ دستوری، نوع یا اصطلاحاً طبقۀ کلمه را که ویژگی‌های مشخصی دارد، تعیین می‌کند؛ مانند فعل، اسم، صفت، حرف.


🅑 Grammatical Function/Relation

(۲). نقش دستوری، به کارکرد و نقش یک واژه یا سازه در ساختار نحوی اشاره می‌کند؛ مانند فاعل، مفعول، فعل، صفت.


🅒 Semantic/Thematic/Theta Role

(۳). نقش معنایی، از هویت معنایی موضوع‌ها و سازه‌های وابسته به محمول سخن می‌گوید؛ مانند کنشگر، کنش‌پذیر، هدف، تجربه‌گر.


● گاهی مقوله و نقش دستوری همپوشانی دارند؛ مثلاً صفت بودن می‌تواند هم مقولۀ دستوری یک واژه باشد، هم نقش آن. سه مؤلفۀ بالا را برای «غذا» و «گرم» در جمله‌های زیر ملاحظه بفرمایید.

(الف). او غذا را گرم کرد.
● غذا: ۱. اسم؛ ۲. مفعول مستقیم؛ ۳. کنش‌پذیر
● گرم: ۱. صفت؛ ۲. محمول (فعل‌یار)؛ ۳. ـــ

(ب). غذای گرم توزیع شد.
● غذا: ۱. اسم؛ ۲. فاعل (نهاد)؛ ۳. کنش‌پذیر
● گرم: ۱. صفت؛ ۲. صفت؛ ۳. ـــ

● «غذا» در هر دو جملهٔ بالا اسم و کنش‌پذیر است، اما نقش دستوری آن در این دو جمله متفاوت است. نقش معنایی برای صفت «گرم» موضوعیت ندارد.

@MorphoSyntax
👌51👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | اثر رژ لب


□ اثر رژ لب فرضیه‌ای است که برپایهٔ آن، مصرف‌کنندگان جامعه که در بحران‌های اقتصادی و معیشتی از عهدهٔ بسیاری از هزینه‌های ضروری زندگی برنمی‌آیند، به خرید کالاهای تجملی کوچک و ارزان روی می‌آورند. گویا در جوامع غربی، فروش برخی لوازم آرایشی، از جمله رژ لب، در چنین دوره‌هایی برخلاف انتظار افزایش یافته و به‌همین دلیل، این شاخص اقتصادی به اثر رژ لب معروف شده است.

□ شاید اثر رژ لب به همان مَثَل آشنای «سرخ نگاه داشتن صورت با سیلی» (با شَنل؟) نزدیک باشد. اما از آنجا که این شاخصِ تک‌جنسیتی، چندان بومی فرهنگ فارسی‌زبانان نیست، بهتر است برابر مفهومی برای آن انتخاب شود. این روزها که جناب استاد بیژن عبدالکریمی با توجه به پیچیدن بوی کباب در بوستان‌ها، معیشت ایرانیان را روبه‌راه دانسته‌اند، «lipstick effect» را می‌توان به «اثر بوی کباب»، «اثر جوجه‌کباب»، «اثر سیلی»، یا حتی به «شاخص بیژن» برگرداند. پیشنهاد شما برای این اصطلاح حوزهٔ اقتصاد چیست؟

@MorphoSyntax
👍21😁18👌4🆒3😢21


شهریارا بی حبیب خود نمی‌کردی سفر
این ســفر راه قیامت می‌روی تنها چرا

● سیّد محمدحسین بهجت تبریزی
● یازدهم دی ۱۲۸۵ ــ بیست‌وهفتم شهریور ۱۳۶۷
● متخلص به شــــــهریار

@MorphoSyntax
14🥰2🤔1🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | سیاست عامدانهٔ تخریب همگان

دکتر منصوره اتحادیه (هشتم اسفند ۱۳۱۲) استاد بازنشستهٔ تاریخ دانشگاه تهران، پژوهشگر تاریخ، نویسنده، ناشر، و از بانوان اندیشمند و فرهیختهٔ ایران‌زمین است.

@MorphoSyntax
14
🙏1


💎 نحو | واژگانی در برابر دستوری


○ آیا نحو این جمله درست است؟

◄(۱). ممنونم از اینکه صبورانه هستید.

○ جملهٔ بالا در یکی از کانال‌های نظامی‌سیاسی آمده و نویسنده در پایان یادداشتی، این‌گونه از مخاطبان خود سپاس‌گزاری کرده است. شاید در نگاه نخست به‌نظر برسد که نحو جمله نادرست است و مراد نویسنده چنین جمله‌ای بوده است:

◄(۲). ممنونم از اینکه صبور/شکیبا هستید.

○ بااین‌همه، با دقتی دوباره می‌توان دریافت که در نحو فارسی، هر دو جمله، با دو خوانش متفاوت، درست‌اند.

○ در جملهٔ «۱»، «هستید» فعل وجودی است و معنای «حضور داشتن» از آن برمی‌آید. در این خوانش، فعل واژگانی «هستید» محمول جمله به‌شمار می‌رود و «صبورانه» فروقیدی اختیاری است که می‌تواند حذف شود.

◄(۳). ممنونم از اینکه (صبورانه) هستید/حضور دارید.

○ در جملهٔ «۲»، «هستید» فعل دستوری است و معنای واژگانی ندارد. در این خوانش، «صبور» صفتی است که در نقش محمول جمله به‌کار رفته و فعل دستوری «هستید» این صفت را به ضمیر ناملفوظ «شما» نسبت داده است.

◄(۴). ممنونم از اینکه (شما) صبورید/ صبور هستید.

@MorphoSyntax
👍9👌21


💎 نحو | «باز هم داری درس نمی‌خونی؟»/ «یعنی تو داشتی جیبم رو نمی‌زدی؟!»/ «چند روزه دارم جلوی خودم رو نمی‌گیرم و همه‌چی می‌خورم.»/ «مدتیه که به گفتهٔ خودش داره هیچ چیزی رو از ما پنهون نمی‌کنه.» ارزیابی‌تان از این ساخت‌های منفی (و نمونه‌های مشابه) چیست؟
Final Results
59%
۱. ساخت مستمر منفی بخشی از نحو گونهٔ گفتاری فارسی شده و ممکن است آن را در گفتگو به‌کار ببرم.
29%
۲. ساخت مستمر منفی را در گفتار دیگران شنیده‌ام، اما خودم هرگز این نوع جملات را به‌کار نمی‌برم.
12%
۳. ساخت مستمر منفی را هرگز نشنیده‌ام و/یا این جمله‌ها را بخشی از نحو گونهٔ گفتاری فارسی نمی‌دانم.
👍2😁1😢1
2009 Syntax within the Word.pdf
2.5 MB


📘 کتاب | نحو درون واژه

▫️Syntax within the Word
Economy, allomorphy, and argument selection in Distributed Morphology (2009)

▫️Daniel Siddiqi, Carleton University

@MorphoSyntax
🙏31


🧾 واژه‌گزینی | زیرتخصیصی


● مفهوم «زیرتخصیصی» که در حوزه‌های مختلف زبان‌شناسی و از جمله در صرف توزیعی در برابر اصطلاح «underspecification» به‌کار می‌رود، این‌گونه تعریف می‌شود: حذف برخی اطلاعات، مانند مشخصه‌های تمایزدهنده از بازنمایی‌های زیرساختی و تخصیص حداقلِ مشخصه‌های مورد نیاز به واحدهای زبانی.

● نمونۀ زیر به نقل از صدیقی (۲۰۰۹) می‌تواند مفهوم یادشده را روشن کند. فعل «be» در انگلیسی سه صورت در زمان حال دارد که با مشخصه‌هایشان در پی آمده‌اند:

►am: [Be, 1st, Sg, Pres]
►is: [Be, 3rd, Sg, Pres]
►are: [Be, Pres]

● فعل «am» در جایگاهی حاضر می‌شود که در زمان حال، برای اول شخص مفرد، به فعل «be» نیاز داشته باشیم. فعل «is» نیز با مشخصه‌های مشابه، نامزد درج در جایگاه سوم شخص مفرد است. اما چرا به فعل «are» فقط مشخصۀ «Pres» تخصیص یافته است؟

● می‌دانیم که فعل «are» برای چهار شخص و شمار متفاوت به‌کار می‌رود: دو «You» (مفرد و جمع)، «We» و «They». به ادعای نظریۀ صرف توزیعی، اهل زبان فقط یک‌بار «are» را در مجموعۀ واژگان ذهنی خود ذخیره می‌کنند و در عوض، با تخصیص کمترین مشخصۀ مورد نیاز به آن، «are» را مهیای حضور در هر جایگاهی می‌کنند که «am» و «is» امکان درج نداشته باشند؛ مثلاً:

►We [Be, 1st, Pl, Pres] teachers.

● عنصری که باید در درون قلاب بیاید، از جنس فعل «be» است. «am» و «is» نمی‌توانند این جایگاه را پر کنند، زیرا هر کدام مشخصه یا مشخصه‌هایی دارند که با مجموعۀ مشخصه‌های درون قلاب در تعارض است. اما فعل «are» به تبعیت از اصل «زیرمجموعه» این امکان را دارد تا به مشخصه‌های درون قلاب جامۀ آوایی بپوشاند. تخصیص کمترین مشخصه‌های مورد نیاز به یک واحد زبانی مانند فعل «are»، و تبعیت از اصل زیرمجموعه در انطباق مشخصه‌های تخصیص‌یافته با مشخصه‌های گره هدف، «underspecification» خوانده می‌شود که عجالتاً در فارسی آن را «زیرتخصیصی» خوانده‌ایم.

● در انتخاب معادل این اصطلاح (و چند اصطلاح وابسته)، از راهنمایی و کمک‌های دوست فاضلم، دکتر رضا عطاریان، از متخصصان برجستۀ گروه واژه‌گزینی فرهنگستان بسیار بهره بردم. اصطلاحات وابسته به زیرتخصیصی و برابرنهادهایشان که از شرح‌شان می‌گذرم، عبارت‌اند از:

►less specification = کم‌تخصیصی
►over specification = بیش‌تخصیصی
►conflicting specification = پادتخصیصی

● چنانچه برای اصطلاح «underspecification» که از مفاهیم بنیادین در نظریۀ صرف توزیعی است، پیشنهادهای دیگری دارید، بسیار سپاس‌گزار می‌شوم ارسال بفرمایید.

@MorphoSyntax
3👍1



🔡 آزفا | زیرتخصیصی مشخصه‌ها در وند نفی فعل


○ در آموزش فارسی به غیر فارسی‌زبانان باید از سطح خط فراتر رفت و یادآور شد که فارسی سه پیشوند نفی فعل دارد. یکی /ni/ که منحصراً در کنار «است» و صورت‌های تصریفی آن می‌نشیند و فعل‌هایی چون «نیستم»، «نیست» و «نیستند» را می‌سازد.

○ دو وند دیگر نفی فعل عبارت‌اند از /ne/ و /na/. از این دو، /ne/ به پیشوند استمراری «می‌ــ» ملحق می‌شود و در فعل‌هایی مانند «نمی‌رود» و «نمی‌رفت» می‌آید. اما /na/ در محیط‌های متنوع‌تری ظاهر می‌شود؛ از جمله این وند با فعل گذشتۀ ساده (نرفت)، حال و گذشتۀ کامل (نرفته است/ بود)، ساخت آینده (نخواهد رفت)، و حال التزامی (نرود) همراه می‌شود. مجموعۀ مشخصه‌های سه پیشوند نفی فعل را می‌توان این‌گونه نمایش داد:

►ni-: [Verbal Neg, # Ɂast]
►ne-: [Verbal Neg, + mi-]
►na-: [Verbal Neg]

○ وضعیتی که برای مشخصهٔ وند /na/ مشاهده می‌شود، همان مفهوم زیرتخصیصی مشخصه‌هاست؛ یعنی کمترین مشخصۀ مورد نیاز به این واحد زبانی تخصیص یافته است. طبق مفهوم تقدم اصل خاص بر عام، هرجا که محیط فعل برای درج پیشوندهای خاص /ni/ و /ne/ مناسب باشد، یکی از این دو تکواژ دستوری ظاهر می‌شود. در غیر این صورت، پیشوند عام /na/ به فعل می‌پیوندد.

○ در روند آموزش فارسی می‌توان به‌جای تعیین محیط‌های متنوع تظاهر پیشوند /na/، تصریح کرد که این تکواژ منفی‌ساز فعل در هر جای دیگری که دو پیشوند دیگر امکان اتصال نداشته باشند، درج می‌شود و فعل منفی می‌سازد (در بازنمایی‌های بالا، «#» نشانگر مرز واژه است و «+» بر مرز تکواژ دلالت می‌کند؛ مجموعهٔ مشخصه‌ها معمولاً در درون قلاب می‌آید).

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ آیا تظاهر /ne/ در کنار پیشوند استمراری /mi/ دلیل آوایی دارد؟ هر پاسخی که به این پرسش می‌دهیم، باید توجه کنیم که در کنار فعل «میر» که با زنجیرۀ آوایی /mi/ آغاز می‌شود، پیشوند /na/ آشکار می‌شود و نه /ne/، مانند «نَمیرد».
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍54🥰2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


💎 نحو | دست من نبود!

● مازندرانی، برخلاف فارسی و انگلیسی و بسیاری از زبان‌های دیگر، میان «بودن» واژگانی (وجود داشتن) و دستوری (فعل ربطی) تمایز می‌گذارد و یک فعل را با دو صورت ساختواژی متفاوت به‌کار می‌گیرد:

►(1).
ve sere daybiye.
s/he home was
= S/he was home.

►(2).
ve mariz biye.
s/he sick was
= S/he was sick.

● بر همین اساس، جمله‌ای مانند «دست من نبود» که در فارسی با توجه به هویت دوگانهٔ «بودن»، می‌تواند خوانش ترکیبی یا اصطلاحی داشته باشد، در مازندرانی با دو صورت ساختواژی متفاوت از «بودن» تولید می‌شود. شواهد ۳ و ۴ فارسی را به‌ترتیب با نمونه‌های 5 و 6 مازندرانی مقایسه کنید:

◄(۳). کلید کجا بود؟ دست من نبود.
◄(۴). چرا کُشتی‌اش؟ دست من نبود.

►(5).
me dast danibiye.
my hand not-was
= It wasn't with me.

►(6).
me dast nayye.
my hand not-was
= It wasn't me.

● نکتهٔ اصلی: این موضوع جای بررسی دارد که در کدام زبان‌های ایرانی، تمایز ساختواژی میان «بودن» واژگانی در برابر دستوری مشاهده شود و آیا مازندرانی این تمایز را در همهٔ بافت‌های زبانی حفظ می‌کند.

@MorphoSyntax
👍124


🔝دیدار یاران دبستانی: متخصص «گوش و حلق و بینی»، گرایش راینولوژی، با متخصص «زبان»، گرایش مورفولوژی!

@MorphoSyntax
😁19👌4😢2
MorphoSyntax


💎 نحو | در کدام جمله، «پنج‌طبقه» هم به مقولۀ دستوری صفت تعلق دارد، هم نقش دستوری آن صفت است؟


💎 نحو | مقوله و نقش


◄۱. ساختمان جدید شهرداری در این خیابان، پنج‌طبقه است.
● پنج‌طبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول اصلی (مسند)

◄۲. شهرداری ساختمان جدیدش را پنج‌طبقه ساخته است.
● پنج‌طبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول ثانویه (محمول پیامدی)

◄۳. ساختمان جدید پنج‌طبقهٔ شهرداری ساخته شده است.
● پنج‌طبقه: مقولهٔ صفت، نقش صفت (وابستهٔ پسین اسم)

◄۴. ساختمان جدید شهرداری پنج‌طبقه ساخته شده است.
● پنج‌طبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول ثانویه (محمول پیامدی)

@MorphoSyntax
4👌3👍2