MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


👁‍🗨 دیدگاه | دلیل انقراض

▪️اگر قرار بود تعداد هجاهای یک واژه معیار مهمی در بقا یا انقراض آن باشد، همهٔ «misunderstanding»ها باید ریشه‌کن می‌شدند و انگلیسی‌زبانان تا حالا باید به‌جای «water» می‌گفتند «auw»! مهم‌ترین دلیل انقراض، در عالم زبان و جز آن، همیشه ناسازگاری است؛ ناسازگاری با جهان و تغییراتش.

@MorphoSyntax
💯5👌3
2010 The Oxford Handbook of Linguistic Analysis.pdf
6.9 MB


📔 کتاب | دستینهٔ تحلیل زبانی

▫️The Oxford Handbook of Linguistic Analysis (2010)

▫️Edited by: Bernd Heine and Heiko Narrog

@MorphoSyntax
🙏3
MorphoSyntax
📝 ویرایش | نابودی دو تنْ ماهی! ـ🅐ـ تُن (فرانسوی: Thon؛ انگلیسی: Tuna) نام چند گونه از ماهیان اقیانوسی است که به تیرۀ تُن‌ماهیان تعلق دارند. «ماهیِ تن» که در صنعت کنسروسازی کاربرد فراوانی دارد، در بازار ایران معمولاً با نام «تنِ ماهی» شناخته می‌شود که…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📝 ویرایش | الگوهای زبانی


🔻«سگ گله» یا «گلهٔ سگ»؟ قطعاً هر دو؛ از هرکدام از این ساخت‌ها، یک معنا برمی‌آید و نمی‌توانیم به دل‌خواه، جای مضاف و مضاف‌الیه را عوض کنیم و مثلاً به‌جای «سگ گله»، بگوییم «گلهٔ سگ» و بعد ادعا کنیم این، همان است. حکایت «ماهی تن/ تن ماهی» نیز همین است. در ساخت اضافی «ماهی تن»، اولی هستهٔ گروه است که مضاف خوانده می‌شود، و دومی وابسته‌اش به‌شمار می‌رود که مضاف‌الیه نام دارد. جابه‌جایی بی‌منطق اجزای گروه، الگو و شاهدی برای تحولات بی‌دروپیکر زبانی در آینده فراهم می‌آورد.

🔻برخی از دوستان یادآور شده‌اند که اهل زبان «تن» را به «کنسرو» تعبیر کرده‌اند و «تن ماهی» را «کنسرو ماهی» پنداشته‌اند. اگر واقعاً چنین باشد، عذر بدتر از گناه است و مجوزی نمی‌دهد که عبارت نادرست یادشده را بپذیریم. وانگهی، مگر در یک جامعهٔ زبانی چند ده‌میلیون نفری، چند گویشور این تلقی نادرست را داشته‌اند که سبب رواج عبارت وارونه شده‌اند و چرا «تن» در معنای کنسرو برای دیگر محصولات غذایی به‌کار نرفته و مثلاً به‌جای «کنسرو لوبیا»، اصطلاح «تن لوبیا» رواج نیافته است؟


🔝نقش رسانه و تبلیغات در رواج الگوهای زبانی

@MorphoSyntax
👍92
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۶) ⚽️ در یکی از فینال‌های جام جهانی فوتبال در سدهٔ ۲۱، مهاجم تیم بازنده در پایان مسابقه، با ناراحتی و انگلیسی دست‌وپاشکسته، به داور گفت: ► Seems to be a penalty. Didn't see that? ⚽️ تیم این بازیکن با چه نتیجه‌ای دیدار نهایی را واگذار کرده…


🗝 پاسخ مسئله (۳۶)

⚽️ بازیکن تیم بازنده در دو بند، فاعل دستوری را نیاورده (پوچ‌واژهٔ it و ضمیر you) و احتمالاً زبان مادری او ضمیرانداز است. صورت دستوری جملهٔ او این‌گونه است:

► It seems to be a penalty. Didn't you see that?

⚽️ با توجه به نتایجی که در چهار گزینه آمده است، در میان بازنده‌ها در سدهٔ بیست‌ویکم، تنها آرژانتین است که اولاً زبانش (اسپانیایی) ضمیرانداز است و ثانیاً پوچ‌واژۀ ناملفوظ دارد.

◄(۲۰۰۲) برزیل ۲ ــ آلمان ۰
◄(۲۰۰۶) ایتالیا ۵ ــ فرانسه ۳ (ضربات پنالتی)
◄(۲۰۱۰) اسپانیا ۱ ــ هلند ۰ (وقت اضافه)
◄(۲۰۱۴) آلمان ۱ ــ آرژانتین ۰ (وقت اضافه)
◄(۲۰۲۲) آرژانتین ۴ ــ فرانسه ۲ (ضربات پنالتی)

⚽️ پاسخ صحیح گزینهٔ «۳» است و آرژانتین در جام جهانی برزیل (۲۰۱۴) رقابت پایانی را با نتیجهٔ یک بر صفر به آلمان واگذار کرد. در جام جهانی افریقای جنوبی (۲۰۱۰) نیز هلند با نتیجهٔ مشابه به اسپانیا باخت؛ اما هلندی ضمیرانداز نیست.

@MorphoSyntax
👍2😁2👌2


🧾واژه‌گزینی | ایونت

○ از نشانه‌های ورود به سال‌خوردگی یکی این‌که مدتی با «ایونت» سروکله زدم و آن را «iyunet» و «Eve net» و «EU-Net» (اینترنت اتحادیهٔ اروپا؟!) خواندم تا بالأخره فهمیدم همان «event» خودمان است که عوام الناس به آن «رخداد» و «رویداد» می‌گویند!

@MorphoSyntax
😁32👍3


💎 نحو | ضمیرک مستتر

◄(۱). می‌توانم بیایم.

☆در سنت دستور زایشی، به فاعل بند پایه در جملهٔ مرکب بالا pro (بخوانید: little pro) می‌گویند و در فارسی آن را ضمیرک مستتر می‌نامند.

◄(۲). [ـproـ می‌توانم [(که) بیایم]].

☆ضمیرک مستتر عموماً در زبان‌های ضمیراندازی همچون فارسی و ایتالیایی و اسپانیایی یافت می‌شود و می‌تواند جای خود را به اسم یا ضمیر آشکار بدهد.

◄(۳). من می‌توانم بیایم.
◄(۴). سینا می‌تواند بیاید.

☆معمولاً در ساخت‌هایی که فاعل مؤکد است یا قرار است خوانش تقابلی ایجاد کند، ضمیرک مستتر جای خود را به اسم و ضمیر آشکار می‌دهد. بنابراین، اگر جملهٔ «۶» خوانش تأکیدی یا تقابلی نداشته باشد، «سینا» مرجع ضمیر تعبیر نمی‌شود.

◄(۵). سینا گفت ـproـ می‌آید.
◄(۶). سینا گفت او هم می‌آید.

@MorphoSyntax
👍8


💎 نحو | ضمیر مستتر

◄(۱). می‌توانم بیایم.

☆در سنت دستور زایشی، به فاعل بند پیرو در جملهٔ مرکب بالا PRO (بخوانید: big PRO) می‌گویند و در فارسی آن را ضمیر مستتر می‌نامند.

◄(۲). [می‌توانم [(که) ـPROـ بیایم]].

☆ضمیر مستتر در ساخت‌هایی همچون جملات کنترلی یافت می‌شود و در چنین ساختاری نمی‌تواند با یک اسم یا ضمیر آشکار جایگزین شود. در نمونه‌های زیر، حضور ضمیر آشکار در بند پیرو، سبب نادستوری شدن ساخت نحوی می‌شود.

◄(۳). *من می‌توانم من بیایم.
◄(۴). *سینا می‌تواند او بیاید.

☆در زبان جای‌گردان فارسی گاهی به‌نظر می‌رسد که در بند پیرو ساخت کنترلی، ضمیر مستتر می‌تواند جای خود را به ضمیر یا اسم آشکار بسپارد.

◄(۵). می‌توانم من بیایم.
◄(۶). می‌تواند سینا بیاید.

☆در چنین نمونه‌هایی، فاعل بند پیرو همچنان ضمیر مستتر است و «من/سینا» فاعل بند پایه‌اند. اما فعل «توانستن» برای تأکید، دستخوش پیش‌گذاری شده و در جایگاهی مقدم بر فاعل بند پایه نشسته است.

◄(۷). می‌توانم [من ـــ [ ـPROـ بیایم]].

@MorphoSyntax
👍12


بهتـــر از ماهـــی نبـــود اســـتاره‌ام
چون خسوف آمد چه باشد چاره‌ام

نوبتـم گر رب و سلطان می‌زنند
مه گرفت و خلق پنگان می‌زنند

✍🏿 مولانا، مثنوی معنوی

🌒 شانزدهم شهریور ۱۴۰۴

@MorphoSyntax
15😍3


🧊 ساختواژه | دانشکدگان

🎓 «دانشکدگان» بخشی از ساختار دانشگاه است که از به هم پیوستن چند دانشکدهٔ مرتبط تشکیل می‌شود. وند مجموعه‌ساز «ــ‌گان» در این واژه پسوند اشتقاقی واژه‌ساز است و بنابراین، صورت آوایی /g/ را نباید واج میانجی تلقی کرد.

🎓 بدین ترتیب، «دانشکدگان» ساختاری مانند «ناوگان» و «واژگان» (دربرابر lexicon) دارد و با واژهٔ «دانشکده‌ها» متفاوت است. به‌همین دلیل، «دانشکدگان» را می‌توان جمع بست و در چنین جمله‌ای آورد: «رؤسای دانشکدگان‌های فنی و هنر تغییر کردند.»

🎓 در دانشگاه تهران پیش از این به «دانشکدگان»، «پردیس» می‌گفتند؛ اما از آنجا که اصطلاح «پردیس» برای مجموعه‌های آموزشی خودگردان نیز به‌کار می‌رود (نمونه‌های تصویر پیوست)، و این تشابه اسمی گاه مشکلاتی در انتخاب رشتهٔ متقاضیان ایجاد می‌کرد، واژهٔ «پردیس» جای خود را به «دانشکدگان» سپرد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝فرهیختگان: روایتی از رشد صندلی‌فروشی در دانشگاه‌های بزرگ دولتی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍11
MorphoSyntax
📝 ویرایش | راهنمای پایان‌نامه 🖊 در متن‌های علمی و از جمله در پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های دانشگاهی بهتر است از نشانۀ سه‌نقطه (. . .)، به‌جای «غیره، مانند آنها، جز اینها» بپرهیزیم. ◄فاعل ساختاری در نامفعولی‌ها در جایگاه موضوع درونی قرار دارد که می‌تواند…


📝 ویرایش | راهنمای پایان‌نامه

🖊 پرده‌نگار یا پاورپوینتی که برای دفاع از پایان‌نامه/ رساله تهیه می‌شود، باید داده‌بنیاد باشد و بر طرح مسئله، پرسش‌های پژوهش، تحلیل‌های زبانی، و یافته‌های تحقیق تمرکز کند.

🖊 خطابهٔ دفاع و پرده‌نگار پایان‌نامه/ رساله، جای مناسبی برای آموزش و تبیین چارچوب نظری یا توصیف تفصیلی پیشینهٔ پژوهش نیست و هیئت داوران و مشاوران علاقه‌مندند که از پرسش‌های پژوهش و پاسخ‌هایی که پژوهشگر به آنها دست یافته است، آگاه شوند.

@MorphoSyntax
👍65👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | انگلیسی یک‌سوم فارسی

● علی‌رضا قزوه: رستوران‌ها و فروشگاه‌هایی که از حروف انگلیسی بزرگ‌تر از فارسی استفاده می‌کنند، باید جریمه شوند.

@MorphoSyntax
👍13👎51🔥1🤔1
MorphoSyntax


📝 ویرایش | «زیست‌شناسان به‌منظور مطالعه و استفاده از جانداران، آنها را در گروه‌های متفاوتی قرار می‌دهند» (علوم پایهٔ نهم ۱۴۰۳: ۱۲۱). سازهٔ «مطالعه و استفاده از جانداران» را از نظر قواعد نگارش:


📝 ویرایش | همپایگی سازه‌های ناهمسان


(۱). دو سازۀ همپایه از رهگذر کسرۀ اضافه وابستۀ پسین پذیرفته‌اند:
◄مطالعۀ جانداران + بررسی جانداران
= [مطالعه + بررسی] ــِ جانداران

(۲). دو سازۀ همپایه از رهگذر حرف‌اضافۀ همسان وابستهٔ پسین پذیرفته‌اند:
◄استفاده از جانداران + محافظت از جانداران
= [استفاده + محافظت] از جانداران

(۳). دو سازۀ همپایه از رهگذر حرف‌اضافه و کسرۀ اضافه وابسته پذیرفته‌اند.
◄استفاده از جانداران + مطالعۀ جانداران
= *[استفاده + مطالعۀ] ــِ جانداران

(۴). دو سازۀ همپایه از رهگذر کسرۀ اضافه و حرف‌اضافه وابسته پذیرفته‌اند.
◄مطالعۀ جانداران + استفاده از جانداران
= *[مطالعه + استفاده] از جانداران


● در دو الگوی «۳» و «۴»، به ترتیب، یک حرف‌اضافه و یک کسرۀ اضافه، بدون قرینه، حذف شده‌اند. به گفتۀ دیگر، «جانداران» در نمونۀ «۳» بدون وجود حرف‌اضافۀ اجباری «از» و در نمونۀ «۴» بدون کسرۀ اضافۀ اجباری «ــِ» وابستۀ یک هسته شده است.

● با آن گروه از دوستان که عبارت «مطالعه و استفاده از جانداران» را نیازمند ویرایش دانسته‌اند، هم‌نظرم و بهتر است نمونه‌هایی مانند «۳» و «۴» را این‌گونه بنویسیم (و نیز نک: وابسته‌های همسان و ناهمسان):

◄(۵). استفاده از جانداران و مطالعۀ آنها
◄(۶). مطالعۀ جانداران و استفاده از آنها

@MorphoSyntax
👌81


💎 نحو | گاه خَلط می‌شوند


🅐 Grammatical Category/Word Class

(۱). مقولۀ دستوری، نوع یا اصطلاحاً طبقۀ کلمه را که ویژگی‌های مشخصی دارد، تعیین می‌کند؛ مانند فعل، اسم، صفت، حرف.


🅑 Grammatical Function/Relation

(۲). نقش دستوری، به کارکرد و نقش یک واژه یا سازه در ساختار نحوی اشاره می‌کند؛ مانند فاعل، مفعول، فعل، صفت.


🅒 Semantic/Thematic/Theta Role

(۳). نقش معنایی، از هویت معنایی موضوع‌ها و سازه‌های وابسته به محمول سخن می‌گوید؛ مانند کنشگر، کنش‌پذیر، هدف، تجربه‌گر.


● گاهی مقوله و نقش دستوری همپوشانی دارند؛ مثلاً صفت بودن می‌تواند هم مقولۀ دستوری یک واژه باشد، هم نقش آن. سه مؤلفۀ بالا را برای «غذا» و «گرم» در جمله‌های زیر ملاحظه بفرمایید.

(الف). او غذا را گرم کرد.
● غذا: ۱. اسم؛ ۲. مفعول مستقیم؛ ۳. کنش‌پذیر
● گرم: ۱. صفت؛ ۲. محمول (فعل‌یار)؛ ۳. ـــ

(ب). غذای گرم توزیع شد.
● غذا: ۱. اسم؛ ۲. فاعل (نهاد)؛ ۳. کنش‌پذیر
● گرم: ۱. صفت؛ ۲. صفت؛ ۳. ـــ

● «غذا» در هر دو جملهٔ بالا اسم و کنش‌پذیر است، اما نقش دستوری آن در این دو جمله متفاوت است. نقش معنایی برای صفت «گرم» موضوعیت ندارد.

@MorphoSyntax
👌51👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | اثر رژ لب


□ اثر رژ لب فرضیه‌ای است که برپایهٔ آن، مصرف‌کنندگان جامعه که در بحران‌های اقتصادی و معیشتی از عهدهٔ بسیاری از هزینه‌های ضروری زندگی برنمی‌آیند، به خرید کالاهای تجملی کوچک و ارزان روی می‌آورند. گویا در جوامع غربی، فروش برخی لوازم آرایشی، از جمله رژ لب، در چنین دوره‌هایی برخلاف انتظار افزایش یافته و به‌همین دلیل، این شاخص اقتصادی به اثر رژ لب معروف شده است.

□ شاید اثر رژ لب به همان مَثَل آشنای «سرخ نگاه داشتن صورت با سیلی» (با شَنل؟) نزدیک باشد. اما از آنجا که این شاخصِ تک‌جنسیتی، چندان بومی فرهنگ فارسی‌زبانان نیست، بهتر است برابر مفهومی برای آن انتخاب شود. این روزها که جناب استاد بیژن عبدالکریمی با توجه به پیچیدن بوی کباب در بوستان‌ها، معیشت ایرانیان را روبه‌راه دانسته‌اند، «lipstick effect» را می‌توان به «اثر بوی کباب»، «اثر جوجه‌کباب»، «اثر سیلی»، یا حتی به «شاخص بیژن» برگرداند. پیشنهاد شما برای این اصطلاح حوزهٔ اقتصاد چیست؟

@MorphoSyntax
👍21😁18👌4🆒3😢21


شهریارا بی حبیب خود نمی‌کردی سفر
این ســفر راه قیامت می‌روی تنها چرا

● سیّد محمدحسین بهجت تبریزی
● یازدهم دی ۱۲۸۵ ــ بیست‌وهفتم شهریور ۱۳۶۷
● متخلص به شــــــهریار

@MorphoSyntax
14🥰2🤔1🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | سیاست عامدانهٔ تخریب همگان

دکتر منصوره اتحادیه (هشتم اسفند ۱۳۱۲) استاد بازنشستهٔ تاریخ دانشگاه تهران، پژوهشگر تاریخ، نویسنده، ناشر، و از بانوان اندیشمند و فرهیختهٔ ایران‌زمین است.

@MorphoSyntax
14
🙏1


💎 نحو | واژگانی در برابر دستوری


○ آیا نحو این جمله درست است؟

◄(۱). ممنونم از اینکه صبورانه هستید.

○ جملهٔ بالا در یکی از کانال‌های نظامی‌سیاسی آمده و نویسنده در پایان یادداشتی، این‌گونه از مخاطبان خود سپاس‌گزاری کرده است. شاید در نگاه نخست به‌نظر برسد که نحو جمله نادرست است و مراد نویسنده چنین جمله‌ای بوده است:

◄(۲). ممنونم از اینکه صبور/شکیبا هستید.

○ بااین‌همه، با دقتی دوباره می‌توان دریافت که در نحو فارسی، هر دو جمله، با دو خوانش متفاوت، درست‌اند.

○ در جملهٔ «۱»، «هستید» فعل وجودی است و معنای «حضور داشتن» از آن برمی‌آید. در این خوانش، فعل واژگانی «هستید» محمول جمله به‌شمار می‌رود و «صبورانه» فروقیدی اختیاری است که می‌تواند حذف شود.

◄(۳). ممنونم از اینکه (صبورانه) هستید/حضور دارید.

○ در جملهٔ «۲»، «هستید» فعل دستوری است و معنای واژگانی ندارد. در این خوانش، «صبور» صفتی است که در نقش محمول جمله به‌کار رفته و فعل دستوری «هستید» این صفت را به ضمیر ناملفوظ «شما» نسبت داده است.

◄(۴). ممنونم از اینکه (شما) صبورید/ صبور هستید.

@MorphoSyntax
👍9👌21


💎 نحو | «باز هم داری درس نمی‌خونی؟»/ «یعنی تو داشتی جیبم رو نمی‌زدی؟!»/ «چند روزه دارم جلوی خودم رو نمی‌گیرم و همه‌چی می‌خورم.»/ «مدتیه که به گفتهٔ خودش داره هیچ چیزی رو از ما پنهون نمی‌کنه.» ارزیابی‌تان از این ساخت‌های منفی (و نمونه‌های مشابه) چیست؟
Final Results
59%
۱. ساخت مستمر منفی بخشی از نحو گونهٔ گفتاری فارسی شده و ممکن است آن را در گفتگو به‌کار ببرم.
29%
۲. ساخت مستمر منفی را در گفتار دیگران شنیده‌ام، اما خودم هرگز این نوع جملات را به‌کار نمی‌برم.
12%
۳. ساخت مستمر منفی را هرگز نشنیده‌ام و/یا این جمله‌ها را بخشی از نحو گونهٔ گفتاری فارسی نمی‌دانم.
👍2😁1😢1
2009 Syntax within the Word.pdf
2.5 MB


📘 کتاب | نحو درون واژه

▫️Syntax within the Word
Economy, allomorphy, and argument selection in Distributed Morphology (2009)

▫️Daniel Siddiqi, Carleton University

@MorphoSyntax
🙏31