MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


📖 ده حماسهٔ بزرگ ادبیات جهان (۱/۲)


(۱۰). حماسهٔ گیلگَمِش
▫️سراینده: گمنام
▫️تاریخ سرایش: حدود ۲۰۰۰ پیش از میلاد

🗞 گیلگَمِش شعری حماسی است که در میان‌رودان (بین‌النهرین) باستان شکل گرفت و قدیم‌ترین اثر ادبی برجستهٔ بازمانده است. گیلگمش با دوستی به نام انکیدو به سفرها و نبردهای زیادی می‌رود. پس از مرگ انکیدو، بر اثر بیماری‌ای که خدایان برای مجازات دچارش کرده بودند، ترس از مرگ در جان گیلگمش می‌افتد و برای جاودانه شدن به جستجوی اوتَنَپیشتی، دانای بازمانده از طوفان بزرگ، می‌رود. اما سرانجام درمی‌یابد که جاودانگی از دسترس او بیرون است.


(۹). کمدی الهی
▫️شاعر: دانته آلیگیری
▫️تاریخ سرایش: ۱۳۲۰ میلادی

🗞 کمدی الهی سه‌گانه‌ای ا‌ست به شعر که دانته، شاعر و نویسندهٔ ایتالیایی، نوشتن آن را تا زمان مرگش در سال ۱۳۲۱ میلادی کامل کرد. این کتاب از زبان اول شخص است و دانته در این کتاب، سفر خیالی خود را به دوزخ، برزخ و بهشت تعریف می‌کند. این اثر کمک کرد تا زبان توسکانی و شیوهٔ نوشتاری آن به معیاری برای زبان ایتالیایی تبدیل شود.


(۸). پان تادِئوش
▫️سراینده: آدام میتسکیه‌ویچ
▫️تاریخ سرایش: ۱۸۳۴ میلادی

🗞 پان تادِئوش از برجسته‌ترین سروده‌های حماسی و ملی لهستان، نوشتهٔ آدام میتسکیه‌ویچ است که خواندن آن در مدارس لهستان الزامی است. این اثر که یکی از آخرین اشعار حماسی بزرگ ادبیات اروپا محسوب می‌شود، رمانی منظوم از دنیای اشراف لیتوانیایی در آستانهٔ ورود ارتش ناپلئون است و با بهره‌گیری از شعر غنایی، ترانه، کنایه و واقع‌گرایی نگاشته شده ‌است.


(۷). بـِیُوولف
▫️سراینده: گمنام
▫️تاریخ سرایش: بین ۷۰۰۰ تا ۱۰۰۰ میلادی

🗞 بـِیُوولف نخستین حماسهٔ شناخته‌شدهٔ اروپایی است و به زبان انگلیسی کهن نوشته شده است. این رزم‌نامه به داستان نبردهای پهلوانی به نام بیوولف می‌پردازد که قبیله‌ای دانمارکی را از دست جانور خون‌خواری به نام گرندل می‌رهاند و سپس در دریا فرومی‌رود تا مادر آن جانور را هم بکشد. وی پس از آن پادشاه قبیلهٔ خود می‌شود، ولی سرانجام در جنگ با اژدها جان می‌بازد.


(۶). بهشت گمشده
▫️سراینده: جان میلتون
▫️تاریخ سرایش: ۱۶۶۷ میلادی

🗞 بهشت گمشده اثری‌ است حماسی که به قلم شاعر انگلیسی سدهٔ هفدهم، جان میلتون نوشته شده است. شاعر در نیمه‌های نگاشتن این اثر بینایی خود را درپی مطالعهٔ فراوان از دست داد و از آن پس، آنچه را در ذهن داشت، برای دخترانش بازگو کرد و آنان به نگاشتن آن همت گماردند. این حماسه، روایتی مسیحی ا‌ست از سقوط انسان: وسوسهٔ آدم و حوا به دست ابلیس و بیرون رانده شدن‌شان از باغ عدن بهشت.

@MorphoSyntax
7


📖 ده حماسهٔ بزرگ ادبیات جهان (۲/۲)


(۵). اُدیسه
▫️سراینده: هومر
▫️تاریخ سرایش: اواخر سدهٔ هشتم پیش از میلاد

🗞 ادیسه که از تأثیرگذارترین آثار ادبیات مغرب‌زمین به‌شمار می‌آید، یکی از دو کتاب کهن اشعار حماسی یونان اثر هومر، ادامهٔ ایلیاد است. ادیسه سرگذشت بازگشت یکی از سران جنگ تروآ، به نام ادیسیوس است. در این سفر که ده سال به درازا می‌کشد، ماجراهای مختلف و خطیری برای وی و همراهانش پیش می‌آید. در نهایت ادیسیوس که همگان گمان می‌بردند کشته شده است، به وطن بازمی‌گردد و دست متجاوزان را از سرزمین خود کوتاه می‌کند.


(۴). ایلیاد
▫️سراینده: هومر
▫️تاریخ سرایش: اواخر سدهٔ هشتم پیش از میلاد

🗞 ایلیاد به همراه ادیسه در زمرهٔ کهن‌ترین آثار ادبیات غرب برشمرده می‌شود. در این حماسه از جنگ تروا و محاصرهٔ ده‌سالهٔ آن که به دلیل دزدیدن هلن، همسر منلائوس به دست پاریس اتفاق افتاد، سخن به میان آمده‌ است. داستان به جنگ‌ها و درگیری‌های میانِ سپاه آخاییان، به فرماندهی آگاممنون، و سپاه ترواییان، به فرماندهی هکتور می‌پردازد. شمار زیادی از اساطیر یونان مانند زئوس، آتنا، آپولون، آشیل، پاریس، و آژاکس نقش مهمی در این داستان دارند.


(۳). رامایانا
▫️سراینده: والمیکی؟
▫️تاریخ سرایش: ۴۰۰ پیش از میلاد تا ۲۰۰ میلادی

🗞 رامایانا حماسهٔ باستانی هندوستان است که در کنار مهاباراتا، دو منظومهٔ بزرگ حماسی هند را پدید می‌آورند. رامایانا تنها به داستان‌های رزمی نمی‌پردازد، بلکه در میان داستان‌ها، به آموزه‌های دانشمندان و حکیمان هندی و دیدگاه‌های فلسفی و دینی اشاره می‌کند. نظم رامایانا را به والمیکی نسبت داده‌اند که در حدود سدهٔ سوم پیش از میلاد مسیح می‌زیست و تجربهٔ شاعری نداشت. تلسی داس، شاعر نامدار و صاحب سبک هندی نیز در حدود سال‌های ۱۵۳۲ تا ۱۶۲۳ میلادی این منظومه را از زبان بی‌مانند فارسی به نظم هندی درآورده ‌است.


(۲). مَهابَهاراتا
▫️سراینده: ویاسَ
▫️تاریخ سرایش: سدهٔ پنجم پیش از میلاد

🗞 مَهابَهاراتا سروده‌ای حماسی به زبانِ سانسکریت است که به‌همراهِ رامایانا یکی از دو حماسهٔ تاریخِ هند به‌شمار می‌رود. مهاباراتا نوشتهٔ ویاسَ و گروهی از مؤلفان، با بیش از یک‌صدهزار بیت، بلندترین حماسهٔ منظوم جهان و به‌گونه‌ای شاهنامهٔ هندیان است. برخی از تاریخ‌دانان، موضوعِ این سروده‌ها را الهام‌گرفته از نبرد میانِ مردمان آریایی و دراویدی در هزارهٔ دوم پیش از میلاد می‌دانند. مهاباراتا در قدیم به‌دستور اکبر شاه با نام رزم‌نامه به فارسی ترجمه شده ‌است.


(۱). شاهنامهٔ فردوسی
▫️سراینده: حکیم ابوالقاسم فردوسی
▫️تاریخ سرایش: بین ۹۷۷ تا ۱۰۱۰ میلادی

🗞 و سرانجام در فهرست دهگانهٔ حماسه‌های منظوم بشری، شاهنامه فردوسی، با نزدیک به ۵۰٬۰۰۰ تا ۶۱٬۰۰۰ بیت، برترین و برجسته‌ترین سرودهٔ حماسی جهان به‌شمار می‌رود که سرایش آن دست‌آوردِ دست‌کم سی سال کارِ پیوستهٔ این سخن‌سرای حکیم است. اهمیت شاهنامه چنان است که همچنان تأثیر خود را بر زبان و فرهنگ ایرانیان حفظ کرده است. گویند حکیم توس با سرودن شاهنامه زبان پارسی را پایدار کرد. او هنگامی این منظومهٔ سترگ را سرود که زبان پارسی دچار آشفتگی بود. فردوسی در سرودن شاهنامه که سرشار از حماسه و حکمت است، بیشتر از واژه‌های فارسی بهره برده و شمار واژه‌های عربی در شاهنامه را حدود ۸۶۵ واژه برآورد کرده‌اند.

@MorphoSyntax
8


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاح صرفی‌نحوی

▫️برای دو اصطلاح زیر در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی معادل‌گزینی شده است:

▪️syncretism: هم‌تصریفی
▪️contextual syncretism: هم‌تصریفی بافتی


▫️هم‌تصریفی که نوعی هم‌نامی نظام‌مند است، به تصریف‌های متفاوت یک تکواژه اطلاق می‌شود که در مجموعهٔ صیغگان آن، صورت همسان یافته‌اند.

▫️مثلاً در دو وجه امری و التزامی، فعل‌های دوم شخص جمع پدیدهٔ هم‌تصریفی را نشان می‌دهند، اما صیغه‌های دوم شخص مفرد تمایز خود را حفظ کرده‌اند.

✔️ امـــــری: این دارو را حتماً بخور/ بخورید!
✔️ التزامی: این دارو را باید بخوری/ بخورید.

@MorphoSyntax
👍61
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🔍 مسئله (۷):


▫️در بیت زیر، نقش دستوری مصراع دوم چیست و به کدام فرافکن جمله متصل می‌شود؟

در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کاین شاهدِ بازاری وان پرده‌نشین باشد


🖊حافظ، به اهتمام محمد قزوینی و قاسم غنی


در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کان شاهدِ بازاری وین پرده‌نشین باشد


🖊حافظ، به سعی سایه (امیرهوشنگ ابتهاج)

@MorphoSyntax
🔥2👍1


🍂 چو روز تو آمد جهاندار باش
خردمـــند باش و بیازار باش 🍂


▫️روز پاسداشت زبان فارسی/ ۲۵ اردی‌بهشت
▫️در بزرگداشت ابوالقاسم فردوسی (۳۱۹ ــ ۴۰۳ خورشیدی)

@MorphoSyntax
4


📝 ویرایش | عطف و فصل


ــ جام جهانی بعدی در هلند و یا بلژیک برگزار می‌شود.

□ از جملهٔ بالا چه می‌فهمیم؟ قرار است جام جهانی به اشتراک در هلند و بلژیک برگزار شود، یا فقط یکی از دو کشور نامزد میزبانی از این رویداد ورزشی است؟

□ در منطق صوری گزاره‌ها، دو گزاره نمی‌توانند هم‌زمان از طریق عطف (∧) و فصل (∨) پیوند یابند، به‌ویژه آنکه ارزش صدق و کذب چنین گزاره‌هایی به‌کل متفاوت است:

P ∧ Q
P ∨ Q

*P ∧ ∨ Q

□ در نوشتار فصیح و از جمله در متون علمی که دقت در بیان مفاهیم اهمیت دوچندانی دارد، باید از به‌کار بردن صورت «و یا» بپرهیزیم.

ــ جام جهانی بعدی در هلند و بلژیک برگزار می‌شود. (میزبانی مشترک)

ــ جام جهانی بعدی در هلند یا بلژیک برگزار می‌شود. (فقط یک میزبان)


□ تعبیر جملهٔ زیر با درج خط مورب میان دو حرف عطف و فصل روشن است؛ به این معنا که هنوز تعیین نشده این دو کشور به اشتراک از جام جهانی میزبانی خواهند کرد یا فقط یکی از آن دو، محل برگزاری مسابقات خواهد بود.

ــ جام جهانی بعدی در هلند و/ یا بلژیک برگزار می‌شود.

@MorphoSyntax
👍8


☑️ عناصر وابسته | تصریف در برابر واژه‌بست

□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبان‌شناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ ساختواژه و نحو پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۵۲ ـ در جملۀ «من دیشب زود خوابم برد» کدام مورد دربارۀ «ـَم» درست است؟
۱. تکواژ وابستۀ تصریفی
۲. تکواژ آزاد دستوری
۳. تکواژ وابستۀ اشتقاقی
۴. تکواژ آزاد واژگانی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

□ وندهای مطابقه یا اصطلاحاً شناسه از عناصر تصریفی فعل‌اند. تنها شناسۀ جملۀ بالا، وند صفر است که با فعل گذشتۀ سوم شخص مفرد «برد» همراه شده است.

□ این نوع جملات که فعل‌شان همواره سوم شخص مفرد است (از جمله: بدم می‌آید/ تشنه‌شان شد/ خوشش آمد/ خنده‌ات می‌گیرد)، چه سازه‌ای را در جایگاه فاعل خود می‌پذیرند؟ در پژوهش‌های دستوری دو پاسخ متفاوت به این پرسش داده‌اند:

الف. «خواب» جایگاه فاعل ساختاری جمله را اشغال کرده و بنابراین، «بردن» فعل واژگانی یا محمول بسیط است.

ب. پوچ‌واژۀ ضمیری ناملفوظ جایگاه فاعل ساختاری جمله را اشغال کرده و در نتیجه، «خواب بردن» محمول مرکب است.

□ به‌هرروی، ضمیر «من» در هیچ‌کدام از این دو تحلیل فاعل جمله نیست و از قضا فعل را هم به مطابقه وانداشته است. زیرساخت جملۀ یادشده، این است:
ــ خوابِ من برد.

□ «من» طبق تحلیل «الف»، مضاف‌الیه گروه اسمی فاعل است و برپایۀ تحلیل «ب»، در جایگاه وابستۀ جزء غیرفعلی محمول مرکب قرار گرفته است. سپس، این ضمیر دستخوش مبتداسازی شده و در جایگاه اولیۀ خود یک واژه‌بست (موسوم به واژه‌بست مضاعف) به‌جای گذاشته است:
ــ من خوابم برد.

□ بدین ترتیب، «ـَ‌م» در جملۀ «من دیشب زود خوابم برد»، واژه‌بست است که در گزینه‌های بالا نیامده است. گفتنی است دو جملۀ زیر نیز با همین تحلیل، زیرساخت مشترکی دارند:
ــ خدا را خوش نمی‌آید.
ــ خدا خوشش نمی‌آید.
با ساخت زیربنایی:
ــ خوشِ خدا نمی‌آید.

□ عنصر «را» در «خدا را» نشانگر مبتداسازی است و «ـ‌ش» در «خوشش» واژه‌بست مضاعفی است که درپی این حرکت آشکار شده است. همان‌گونه که ضمیر متصل «ـ‌ش» واژه‌بست است و حالت دستوری اضافی (genitive) دارد، ضمیر متصل «ـ‌م» در «خوابم» نیز واژه‌بست است و تکواژ وابستۀ دستوری به‌شمار می‌رود، نه تکواژ وابستۀ تصریفی.

@MorphoSyntax
👍3👏1🤔1


🔍 مسئله (۸):

🌐 یک متخصص صرف به بهانۀ فرصت مطالعاتی و تکمیل پژوهش خود دربارۀ فرایندهای ساختواژی تصریف و اشتقاق در زبان‌های مختلف، و نیز بررسی اصل آینهٔ بیکر (۱۹۸۵) در پیوند میان صرف و نحو در این زبان‌ها، تلاش کرد تا با هزینۀ دانشگاه به دور دنیا سفر کند و در پنج قاره قدری بیاساید.

🌐 بااین‌همه، در طرح پژوهشی وی، نام شهری آمده بود که سبب شد نیت واقعی‌اش افشا شود و شورای پژوهشی دانشگاه، به ریاست یک جغرازبان‌شناس (geolinguist)، با درخواست‌اش مخالفت کند. شهری که نیت این زبان‌شناس ناکام را افشا کرد، احتمالاً کدام است؟

۱ ـ مونت‌کارلو در اروپا
۲ ـ هانوی در آسیا
۳ ـ کازابلانکا در افریقا
۴ ـ آدلاید در اقیانوسیه
۵ ـ لیما در امریکا

@MorphoSyntax
😁4🆒3🤔1
2007 Etymological Dictionary of the Iranian Verb.pdf
5.1 MB


📗 کتاب | فرهنگ ریشه‌شناسی فعل در زبان‌های ایرانی

▫️Etymological Dictionary of the Iranian Verb (2007)
▫️By: Alexander Lubotsky

@MorphoSyntax
🔥31
‎2008_On_the_vP_Analysis_of_Persian_Finite_Control_Constructions.pdf
138.6 KB


📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی

▪️On the vP Analysis of Persian Finite Control Constructions (2008)

▪️By: Ali Darzi

🕦 سه‌شنبه، یکم خرداد ۱۴۰۳

@MorphoSyntax
👍3


📝 ویرایش | جایگاه رای مفعولی


🔻نشانهٔ «رای» مفعولی باید در مجاورت بلافصل گروه اسمی باشد؟ نه لزوماً:

۱. چند داوطلب آمدند و کمک‌های مردم برای سیل‌زدگان را فهرست کردند.

۲. *چند داوطلب آمدند و کمک‌های مردم را برای سیل‌زدگان فهرست کردند.

سازۀ «برای سیل‌زدگان» وابستۀ گروه اسمی «کمک‌های مردم» است، نه فعل. در جملۀ نادستوری (۲)، نشانۀ «را» به‌خطا به گروه اسمی مفعول مستقیم نزدیک شده است. در این ساختار نحوی، سازۀ «برای سیل‌زدگان» وابستۀ فعل مرکب «فهرست کردند» شده و معنای نادرستی به‌دست آمده است.


🔻در برخی از ساخت‌های نحوی، تغییر جایگاه نشانۀ «را» به تغییر معنای جمله می‌انجامد:

۳. همهٔ دانشجويان انتقاد نمايندگان مجلس را از راديو شنيدند.
= نمایندگان مجلس از چیزی انتقاد کردند و همۀ دانشجویان آن را از طریق رسانۀ رادیو شنیدند.

۴. همهٔ دانشجويان انتقاد نمايندگان مجلس از راديو را شنيدند.
= نمایندگان مجلس از رادیو انتقاد کردند و همۀ دانشجویان این خبر را از جایی شنیدند.

سازۀ «از رادیو» در جملۀ (۳)، وابستۀ فعل «شنیدن» و در جملۀ (۴) وابستۀ گروه اسمی «انتقاد نمایندگان مجلس» است.


🔻بنابراین، در تعیین جایگاه «را»، باید به ساختار نحوی و مفهوم جمله توجه کرد؛ در غیر این صورت، معنای مد نظر گوینده/ نویسنده آسیب می‌بیند:

۵. كشورهایی كه به اين قطع‌نامه رأی دادند، اصل حق دفاع را در برابر زور ناديده گرفتند.
= این کشورها در برابر زور و فشار ابرقدرت‌ها، حق دفاع را نادیده گرفتند و به قطع‌نامه رأی دادند.

۶. كشورهایی كه به اين قطع‌نامه رأی دادند، اصل حق دفاع در برابر زور را ناديده گرفتند.
= این کشورها با رأی خود، این حق را نادیده گرفتند که هرکسی باید در برابر زور از خود دفاع کند.


🔻با توجه به جایگاه نحوی متفاوت بند موصولی در مقایسه با دیگر وابسته‌های گروه اسمی، درج نشانهٔ مفعولی پس از بند موصولی که با نام «رای» پس از فعل شناخته می‌شود، نادرست است:

۷. کسانی را که به جلسهٔ دفاع دعوت کردی، نمی‌شناختم.

۸. *کسانی که به جلسهٔ دفاع دعوت کردی را نمی‌شناختم.

@MorphoSyntax
🔥31👌1


🔍 مسئله (۹):

▪️دو شکارچی بومی هنگام فرار از حملهٔ یک حیوان درنده، از صخره‌ای به ارتفاع ۲۰ متر به درون رودخانه پریدند و پس از دو ثانیه به سطح آب برخورد کردند. زبان این بومیان که هنگام دست‌وپا زدن در رودخانهٔ خروشان با آن کمک می‌خواستند، به چه ردهٔ ساختواژی تعلق دارد؟

۱. گسسته (isolating)
۲. تحلیلی (analytic)
۳. ترکیبی (synthetic)
۴. بس‌ترکیبی (polysynthetic)

@MorphoSyntax
🔥2😐2🆒2
‎2007 Language Typology and Syntactic Denoscription III.pdf
3 MB


📚 کتاب | رده‌شناسی زبان و توصیف نحوی

▫️Language Typology and Syntactic Denoscription
▫️Second edition (2007)
▫️Edited by: Timothy Shopen

@MorphoSyntax
🔥3


ـ🍂 🍂 🍂ـ

اجرام که ساکنان این ایوان‌اند
اسباب تردد خردمندان‌اند

هان تا سر رشتهٔ خرد گم نکنی
کآنان که مدبرند، سرگردان‌اند

ـ🍂 🍂 🍂ـ

این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم

خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او گردانیم

ـ🍂 🍂 🍂ـ

💫 بیست‌وهشتم اردی‌بهشت ماه، روز حکیم عمر خیام نیشابوری (۴۴۰ ــ ۵۱۷ هجری مهی)، فیلسوف، عارف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، موسیقی‌دان، و ادیب نام‌دار ایرانی، گرامی.

@MorphoSyntax
🔥21


📖 نسخه خطی از کتاب معادله مکعب و تقاطع کره‌های مخروطی اثر حکیم خیام


🗞 هم‌روزگاران خیام او را به عنوان شاعر نمی‌شناختند و احتمالاً مگر برخی از نزدیکانش، کسی تا مدت‌ها پس از مرگش از رباعیات کم‌نظیر او آگاه نبود؛ از جمله، نظامی عروضی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکرده‌اند. شهرت خیام در حیاتش به‌واسطهٔ دانشش در ریاضی و ستاره‌شناسی و فلسفه بود.

🗞 حکیم نخستین کسی بود که به تحقیق منظم در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخت و نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک پاسخ باشد یا اصلاً جوابی نداشته باشد. «آنچه در هر حالت پنداشته شده رخ می‌دهد بستگی به این دارد که آن مقاطع مخروطی که وی از آن‌ها استفاده می‌کند، در هیچ نقطه یکدیگر را برش ندهند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را برش ندهند.»

🗞 بسیاری از پژوهندگان برآنند که خیام سال‌ها پیش از گالیله و کوپرنیک می‌دانسته که سیارات در گردش به دور خورشیدند. یکی از برجسته‌ترین کارهای خیام را می‌توان سروسامان دادن گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک دانست. گویند وی مدار گردش کرهٔ زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه کرد.

@MorphoSyntax
3👏1


نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است

با «چرخ» مکن حواله کاندر ره عقل
«چرخ» از تو هزار بار بیچاره‌تر است!

✍🏻 حکیم عمر خیام

@MorphoSyntax
6


ـ🌟 🌟 🌟ـ

آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

✍🏻 حکیم عمر خیام

ـ🌟 🌟 🌟ـ

👉 بشقابی از سدهٔ پنجم میلادی؛ نقشی از بهرام پنجم و آزاده در شکار گور.

👈 آهوان و گوران ایرانی، بوستان ملی بهرام‌گورِ استان فارس (عکس از فرزاد ونکی).

ـ🌟 🌟 🌟ـ

✍🏻 بهرام پنجم مشهور به بهرام گور، پانزدهمین شاهنشاه ایران و انیران از دودمان ساسانی بود که در ۴۲۱ میلادی به‌جای پدرش، یزدگرد یکم، بر تخت شاهنشاهی نشست و تا ۴۳۸ میلادی فرمان راند.

@MorphoSyntax
🔥3
جلسه دفاع.pdf
25.3 KB


📕 جلسه دفاع پایان‌نامه

⚪️ جایگاه و توزیع بندهای قیدی خودایستا و محدودیت‌های حرکت آنها در زبان فارسی

🕗 شنبه، ۲۹ اردی‌بهشت، ساعت ۸ تا ۱۰

@MorphoSyntax
👍3


💎 نحو | حالت دستوری ضمیر واژه‌بستی


دل رفت و ندانمش کجا رفت
ره بستم و سو به سو سپردم
(شاه نعمت‌الله ولی)

▪️ضمایر پیوستۀ «ـ‌م، ـ‌ت، ـ‌ش، ـ‌مان، ـ‌تان، ـ‌شان» یا اصطلاحاً ضمایر واژه‌بستی، عموماً یکی از دو حالت دستوری مفعولی (accusative) یا اضافی (genitive) می‌پذیرند:

گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس

سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت
شب به پایان رود و شرح به پایان نرود

▪️ضمیر «ـ‌ش» در «گفتمش»، چه وابستۀ حرف اضافه تعبیر شود (به او گفتم) و چه موضوع درونی فعل باشد (او را گفتم) حالت مفعولی دارد، و در «غمش» که وابستۀ اسم است، حالت اضافی پذیرفته است.

▪️اما همین ضمیر در «ندانمش کجا رفت» در بیت نخست چه حالتی دارد؟ فعل «دانستن» دوظرفیتی است؛ یکی از ظرفیت‌های آن را ضمیر پنهان «من» و دیگری را بند متممی «کجا رفت» برآورده کرده است. بنابراین، «ـ‌ش» در «ندانمش» را نمی‌توان مفعول فعل گذرای «دانستن» تلقی کرد:

ــ [من] ندانمش [که دل کجا رفت].

▪️به نظر می‌رسد که در بیت پیش‌گفته، ضمیر «ـ‌ش» وابستۀ فاعل بند درونه است و قاعدتاً نمی‌تواند حالت مفعولی داشته باشد. در زبان فارسی گاهی فاعل بند درونه به بیرون از آن مبتداسازی می‌شود و با صورت مفعولی نمود می‌یابد:

ــ برادرم رو خبر دارم که امروز برمی‌گرده، اما سینا رو نمی‌دونم کی میاد.

▪️ازآنجاکه یک اسم نمی‌تواند دو حالت دستوری مختلف داشته باشد، یا دو بار حالت بپذیرد، اسم‌های «برادرم» و «سینا» در جملۀ اخیر و «ـ‌ش» در «ندانمش کجا رفت» حالت فاعلی دارند؛ حتی اگر حال ظاهری‌شان حکایت دیگری کند.

@MorphoSyntax
🔥6🆒1