☰
🍂 چو روز تو آمد جهاندار باش
خردمـــند باش و بیازار باش 🍂
▫️روز پاسداشت زبان فارسی/ ۲۵ اردیبهشت
▫️در بزرگداشت ابوالقاسم فردوسی (۳۱۹ ــ ۴۰۳ خورشیدی)
@MorphoSyntax
🍂 چو روز تو آمد جهاندار باش
خردمـــند باش و بیازار باش 🍂
▫️روز پاسداشت زبان فارسی/ ۲۵ اردیبهشت
▫️در بزرگداشت ابوالقاسم فردوسی (۳۱۹ ــ ۴۰۳ خورشیدی)
@MorphoSyntax
❤4
☰
📝 ویرایش | عطف و فصل
ــ جام جهانی بعدی در هلند و یا بلژیک برگزار میشود.
□ از جملهٔ بالا چه میفهمیم؟ قرار است جام جهانی به اشتراک در هلند و بلژیک برگزار شود، یا فقط یکی از دو کشور نامزد میزبانی از این رویداد ورزشی است؟
□ در منطق صوری گزارهها، دو گزاره نمیتوانند همزمان از طریق عطف (∧) و فصل (∨) پیوند یابند، بهویژه آنکه ارزش صدق و کذب چنین گزارههایی بهکل متفاوت است:
P ∧ Q
P ∨ Q
*P ∧ ∨ Q
□ در نوشتار فصیح و از جمله در متون علمی که دقت در بیان مفاهیم اهمیت دوچندانی دارد، باید از بهکار بردن صورت «و یا» بپرهیزیم.
ــ جام جهانی بعدی در هلند و بلژیک برگزار میشود. (میزبانی مشترک)
ــ جام جهانی بعدی در هلند یا بلژیک برگزار میشود. (فقط یک میزبان)
□ تعبیر جملهٔ زیر با درج خط مورب میان دو حرف عطف و فصل روشن است؛ به این معنا که هنوز تعیین نشده این دو کشور به اشتراک از جام جهانی میزبانی خواهند کرد یا فقط یکی از آن دو، محل برگزاری مسابقات خواهد بود.
ــ جام جهانی بعدی در هلند و/ یا بلژیک برگزار میشود.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | عطف و فصل
ــ جام جهانی بعدی در هلند و یا بلژیک برگزار میشود.
□ از جملهٔ بالا چه میفهمیم؟ قرار است جام جهانی به اشتراک در هلند و بلژیک برگزار شود، یا فقط یکی از دو کشور نامزد میزبانی از این رویداد ورزشی است؟
□ در منطق صوری گزارهها، دو گزاره نمیتوانند همزمان از طریق عطف (∧) و فصل (∨) پیوند یابند، بهویژه آنکه ارزش صدق و کذب چنین گزارههایی بهکل متفاوت است:
P ∧ Q
P ∨ Q
*P ∧ ∨ Q
□ در نوشتار فصیح و از جمله در متون علمی که دقت در بیان مفاهیم اهمیت دوچندانی دارد، باید از بهکار بردن صورت «و یا» بپرهیزیم.
ــ جام جهانی بعدی در هلند و بلژیک برگزار میشود. (میزبانی مشترک)
ــ جام جهانی بعدی در هلند یا بلژیک برگزار میشود. (فقط یک میزبان)
□ تعبیر جملهٔ زیر با درج خط مورب میان دو حرف عطف و فصل روشن است؛ به این معنا که هنوز تعیین نشده این دو کشور به اشتراک از جام جهانی میزبانی خواهند کرد یا فقط یکی از آن دو، محل برگزاری مسابقات خواهد بود.
ــ جام جهانی بعدی در هلند و/ یا بلژیک برگزار میشود.
@MorphoSyntax
👍8
☰
☑️ عناصر وابسته | تصریف در برابر واژهبست
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ ساختواژه و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۵۲ ـ در جملۀ «من دیشب زود خوابم برد» کدام مورد دربارۀ «ـَم» درست است؟
۱. تکواژ وابستۀ تصریفی
۲. تکواژ آزاد دستوری
۳. تکواژ وابستۀ اشتقاقی
۴. تکواژ آزاد واژگانی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ وندهای مطابقه یا اصطلاحاً شناسه از عناصر تصریفی فعلاند. تنها شناسۀ جملۀ بالا، وند صفر است که با فعل گذشتۀ سوم شخص مفرد «برد» همراه شده است.
□ این نوع جملات که فعلشان همواره سوم شخص مفرد است (از جمله: بدم میآید/ تشنهشان شد/ خوشش آمد/ خندهات میگیرد)، چه سازهای را در جایگاه فاعل خود میپذیرند؟ در پژوهشهای دستوری دو پاسخ متفاوت به این پرسش دادهاند:
الف. «خواب» جایگاه فاعل ساختاری جمله را اشغال کرده و بنابراین، «بردن» فعل واژگانی یا محمول بسیط است.
ب. پوچواژۀ ضمیری ناملفوظ جایگاه فاعل ساختاری جمله را اشغال کرده و در نتیجه، «خواب بردن» محمول مرکب است.
□ بههرروی، ضمیر «من» در هیچکدام از این دو تحلیل فاعل جمله نیست و از قضا فعل را هم به مطابقه وانداشته است. زیرساخت جملۀ یادشده، این است:
ــ خوابِ من برد.
□ «من» طبق تحلیل «الف»، مضافالیه گروه اسمی فاعل است و برپایۀ تحلیل «ب»، در جایگاه وابستۀ جزء غیرفعلی محمول مرکب قرار گرفته است. سپس، این ضمیر دستخوش مبتداسازی شده و در جایگاه اولیۀ خود یک واژهبست (موسوم به واژهبست مضاعف) بهجای گذاشته است:
ــ من خوابم برد.
□ بدین ترتیب، «ـَم» در جملۀ «من دیشب زود خوابم برد»، واژهبست است که در گزینههای بالا نیامده است. گفتنی است دو جملۀ زیر نیز با همین تحلیل، زیرساخت مشترکی دارند:
ــ خدا را خوش نمیآید.
ــ خدا خوشش نمیآید.
با ساخت زیربنایی:
ــ خوشِ خدا نمیآید.
□ عنصر «را» در «خدا را» نشانگر مبتداسازی است و «ـش» در «خوشش» واژهبست مضاعفی است که درپی این حرکت آشکار شده است. همانگونه که ضمیر متصل «ـش» واژهبست است و حالت دستوری اضافی (genitive) دارد، ضمیر متصل «ـم» در «خوابم» نیز واژهبست است و تکواژ وابستۀ دستوری بهشمار میرود، نه تکواژ وابستۀ تصریفی.
@MorphoSyntax
☑️ عناصر وابسته | تصریف در برابر واژهبست
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ ساختواژه و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۵۲ ـ در جملۀ «من دیشب زود خوابم برد» کدام مورد دربارۀ «ـَم» درست است؟
۱. تکواژ وابستۀ تصریفی
۲. تکواژ آزاد دستوری
۳. تکواژ وابستۀ اشتقاقی
۴. تکواژ آزاد واژگانی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ وندهای مطابقه یا اصطلاحاً شناسه از عناصر تصریفی فعلاند. تنها شناسۀ جملۀ بالا، وند صفر است که با فعل گذشتۀ سوم شخص مفرد «برد» همراه شده است.
□ این نوع جملات که فعلشان همواره سوم شخص مفرد است (از جمله: بدم میآید/ تشنهشان شد/ خوشش آمد/ خندهات میگیرد)، چه سازهای را در جایگاه فاعل خود میپذیرند؟ در پژوهشهای دستوری دو پاسخ متفاوت به این پرسش دادهاند:
الف. «خواب» جایگاه فاعل ساختاری جمله را اشغال کرده و بنابراین، «بردن» فعل واژگانی یا محمول بسیط است.
ب. پوچواژۀ ضمیری ناملفوظ جایگاه فاعل ساختاری جمله را اشغال کرده و در نتیجه، «خواب بردن» محمول مرکب است.
□ بههرروی، ضمیر «من» در هیچکدام از این دو تحلیل فاعل جمله نیست و از قضا فعل را هم به مطابقه وانداشته است. زیرساخت جملۀ یادشده، این است:
ــ خوابِ من برد.
□ «من» طبق تحلیل «الف»، مضافالیه گروه اسمی فاعل است و برپایۀ تحلیل «ب»، در جایگاه وابستۀ جزء غیرفعلی محمول مرکب قرار گرفته است. سپس، این ضمیر دستخوش مبتداسازی شده و در جایگاه اولیۀ خود یک واژهبست (موسوم به واژهبست مضاعف) بهجای گذاشته است:
ــ من خوابم برد.
□ بدین ترتیب، «ـَم» در جملۀ «من دیشب زود خوابم برد»، واژهبست است که در گزینههای بالا نیامده است. گفتنی است دو جملۀ زیر نیز با همین تحلیل، زیرساخت مشترکی دارند:
ــ خدا را خوش نمیآید.
ــ خدا خوشش نمیآید.
با ساخت زیربنایی:
ــ خوشِ خدا نمیآید.
□ عنصر «را» در «خدا را» نشانگر مبتداسازی است و «ـش» در «خوشش» واژهبست مضاعفی است که درپی این حرکت آشکار شده است. همانگونه که ضمیر متصل «ـش» واژهبست است و حالت دستوری اضافی (genitive) دارد، ضمیر متصل «ـم» در «خوابم» نیز واژهبست است و تکواژ وابستۀ دستوری بهشمار میرود، نه تکواژ وابستۀ تصریفی.
@MorphoSyntax
👍3👏1🤔1
☰
🔍 مسئله (۸):
🌐 یک متخصص صرف به بهانۀ فرصت مطالعاتی و تکمیل پژوهش خود دربارۀ فرایندهای ساختواژی تصریف و اشتقاق در زبانهای مختلف، و نیز بررسی اصل آینهٔ بیکر (۱۹۸۵) در پیوند میان صرف و نحو در این زبانها، تلاش کرد تا با هزینۀ دانشگاه به دور دنیا سفر کند و در پنج قاره قدری بیاساید.
🌐 بااینهمه، در طرح پژوهشی وی، نام شهری آمده بود که سبب شد نیت واقعیاش افشا شود و شورای پژوهشی دانشگاه، به ریاست یک جغرازبانشناس (geolinguist)، با درخواستاش مخالفت کند. شهری که نیت این زبانشناس ناکام را افشا کرد، احتمالاً کدام است؟
۱ ـ مونتکارلو در اروپا
۲ ـ هانوی در آسیا
۳ ـ کازابلانکا در افریقا
۴ ـ آدلاید در اقیانوسیه
۵ ـ لیما در امریکا
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۸):
🌐 یک متخصص صرف به بهانۀ فرصت مطالعاتی و تکمیل پژوهش خود دربارۀ فرایندهای ساختواژی تصریف و اشتقاق در زبانهای مختلف، و نیز بررسی اصل آینهٔ بیکر (۱۹۸۵) در پیوند میان صرف و نحو در این زبانها، تلاش کرد تا با هزینۀ دانشگاه به دور دنیا سفر کند و در پنج قاره قدری بیاساید.
🌐 بااینهمه، در طرح پژوهشی وی، نام شهری آمده بود که سبب شد نیت واقعیاش افشا شود و شورای پژوهشی دانشگاه، به ریاست یک جغرازبانشناس (geolinguist)، با درخواستاش مخالفت کند. شهری که نیت این زبانشناس ناکام را افشا کرد، احتمالاً کدام است؟
۱ ـ مونتکارلو در اروپا
۲ ـ هانوی در آسیا
۳ ـ کازابلانکا در افریقا
۴ ـ آدلاید در اقیانوسیه
۵ ـ لیما در امریکا
@MorphoSyntax
😁4🆒3🤔1
2007 Etymological Dictionary of the Iranian Verb.pdf
5.1 MB
☰
📗 کتاب | فرهنگ ریشهشناسی فعل در زبانهای ایرانی
▫️Etymological Dictionary of the Iranian Verb (2007)
▫️By: Alexander Lubotsky
@MorphoSyntax
📗 کتاب | فرهنگ ریشهشناسی فعل در زبانهای ایرانی
▫️Etymological Dictionary of the Iranian Verb (2007)
▫️By: Alexander Lubotsky
@MorphoSyntax
🔥3⚡1
2008_On_the_vP_Analysis_of_Persian_Finite_Control_Constructions.pdf
138.6 KB
☰
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️On the vP Analysis of Persian Finite Control Constructions (2008)
▪️By: Ali Darzi
🕦 سهشنبه، یکم خرداد ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️On the vP Analysis of Persian Finite Control Constructions (2008)
▪️By: Ali Darzi
🕦 سهشنبه، یکم خرداد ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
👍3
☰
📝 ویرایش | جایگاه رای مفعولی
🔻نشانهٔ «رای» مفعولی باید در مجاورت بلافصل گروه اسمی باشد؟ نه لزوماً:
۱. چند داوطلب آمدند و کمکهای مردم برای سیلزدگان را فهرست کردند.
۲. *چند داوطلب آمدند و کمکهای مردم را برای سیلزدگان فهرست کردند.
سازۀ «برای سیلزدگان» وابستۀ گروه اسمی «کمکهای مردم» است، نه فعل. در جملۀ نادستوری (۲)، نشانۀ «را» بهخطا به گروه اسمی مفعول مستقیم نزدیک شده است. در این ساختار نحوی، سازۀ «برای سیلزدگان» وابستۀ فعل مرکب «فهرست کردند» شده و معنای نادرستی بهدست آمده است.
🔻در برخی از ساختهای نحوی، تغییر جایگاه نشانۀ «را» به تغییر معنای جمله میانجامد:
۳. همهٔ دانشجويان انتقاد نمايندگان مجلس را از راديو شنيدند.
= نمایندگان مجلس از چیزی انتقاد کردند و همۀ دانشجویان آن را از طریق رسانۀ رادیو شنیدند.
۴. همهٔ دانشجويان انتقاد نمايندگان مجلس از راديو را شنيدند.
= نمایندگان مجلس از رادیو انتقاد کردند و همۀ دانشجویان این خبر را از جایی شنیدند.
سازۀ «از رادیو» در جملۀ (۳)، وابستۀ فعل «شنیدن» و در جملۀ (۴) وابستۀ گروه اسمی «انتقاد نمایندگان مجلس» است.
🔻بنابراین، در تعیین جایگاه «را»، باید به ساختار نحوی و مفهوم جمله توجه کرد؛ در غیر این صورت، معنای مد نظر گوینده/ نویسنده آسیب میبیند:
۵. كشورهایی كه به اين قطعنامه رأی دادند، اصل حق دفاع را در برابر زور ناديده گرفتند.
= این کشورها در برابر زور و فشار ابرقدرتها، حق دفاع را نادیده گرفتند و به قطعنامه رأی دادند.
۶. كشورهایی كه به اين قطعنامه رأی دادند، اصل حق دفاع در برابر زور را ناديده گرفتند.
= این کشورها با رأی خود، این حق را نادیده گرفتند که هرکسی باید در برابر زور از خود دفاع کند.
🔻با توجه به جایگاه نحوی متفاوت بند موصولی در مقایسه با دیگر وابستههای گروه اسمی، درج نشانهٔ مفعولی پس از بند موصولی که با نام «رای» پس از فعل شناخته میشود، نادرست است:
۷. کسانی را که به جلسهٔ دفاع دعوت کردی، نمیشناختم.
۸. *کسانی که به جلسهٔ دفاع دعوت کردی را نمیشناختم.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | جایگاه رای مفعولی
🔻نشانهٔ «رای» مفعولی باید در مجاورت بلافصل گروه اسمی باشد؟ نه لزوماً:
۱. چند داوطلب آمدند و کمکهای مردم برای سیلزدگان را فهرست کردند.
۲. *چند داوطلب آمدند و کمکهای مردم را برای سیلزدگان فهرست کردند.
سازۀ «برای سیلزدگان» وابستۀ گروه اسمی «کمکهای مردم» است، نه فعل. در جملۀ نادستوری (۲)، نشانۀ «را» بهخطا به گروه اسمی مفعول مستقیم نزدیک شده است. در این ساختار نحوی، سازۀ «برای سیلزدگان» وابستۀ فعل مرکب «فهرست کردند» شده و معنای نادرستی بهدست آمده است.
🔻در برخی از ساختهای نحوی، تغییر جایگاه نشانۀ «را» به تغییر معنای جمله میانجامد:
۳. همهٔ دانشجويان انتقاد نمايندگان مجلس را از راديو شنيدند.
= نمایندگان مجلس از چیزی انتقاد کردند و همۀ دانشجویان آن را از طریق رسانۀ رادیو شنیدند.
۴. همهٔ دانشجويان انتقاد نمايندگان مجلس از راديو را شنيدند.
= نمایندگان مجلس از رادیو انتقاد کردند و همۀ دانشجویان این خبر را از جایی شنیدند.
سازۀ «از رادیو» در جملۀ (۳)، وابستۀ فعل «شنیدن» و در جملۀ (۴) وابستۀ گروه اسمی «انتقاد نمایندگان مجلس» است.
🔻بنابراین، در تعیین جایگاه «را»، باید به ساختار نحوی و مفهوم جمله توجه کرد؛ در غیر این صورت، معنای مد نظر گوینده/ نویسنده آسیب میبیند:
۵. كشورهایی كه به اين قطعنامه رأی دادند، اصل حق دفاع را در برابر زور ناديده گرفتند.
= این کشورها در برابر زور و فشار ابرقدرتها، حق دفاع را نادیده گرفتند و به قطعنامه رأی دادند.
۶. كشورهایی كه به اين قطعنامه رأی دادند، اصل حق دفاع در برابر زور را ناديده گرفتند.
= این کشورها با رأی خود، این حق را نادیده گرفتند که هرکسی باید در برابر زور از خود دفاع کند.
🔻با توجه به جایگاه نحوی متفاوت بند موصولی در مقایسه با دیگر وابستههای گروه اسمی، درج نشانهٔ مفعولی پس از بند موصولی که با نام «رای» پس از فعل شناخته میشود، نادرست است:
۷. کسانی را که به جلسهٔ دفاع دعوت کردی، نمیشناختم.
۸. *کسانی که به جلسهٔ دفاع دعوت کردی را نمیشناختم.
@MorphoSyntax
🔥3❤1👌1
☰
🔍 مسئله (۹):
▪️دو شکارچی بومی هنگام فرار از حملهٔ یک حیوان درنده، از صخرهای به ارتفاع ۲۰ متر به درون رودخانه پریدند و پس از دو ثانیه به سطح آب برخورد کردند. زبان این بومیان که هنگام دستوپا زدن در رودخانهٔ خروشان با آن کمک میخواستند، به چه ردهٔ ساختواژی تعلق دارد؟
۱. گسسته (isolating)
۲. تحلیلی (analytic)
۳. ترکیبی (synthetic)
۴. بسترکیبی (polysynthetic)
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۹):
▪️دو شکارچی بومی هنگام فرار از حملهٔ یک حیوان درنده، از صخرهای به ارتفاع ۲۰ متر به درون رودخانه پریدند و پس از دو ثانیه به سطح آب برخورد کردند. زبان این بومیان که هنگام دستوپا زدن در رودخانهٔ خروشان با آن کمک میخواستند، به چه ردهٔ ساختواژی تعلق دارد؟
۱. گسسته (isolating)
۲. تحلیلی (analytic)
۳. ترکیبی (synthetic)
۴. بسترکیبی (polysynthetic)
@MorphoSyntax
🔥2😐2🆒2
2007 Language Typology and Syntactic Denoscription III.pdf
3 MB
☰
📚 کتاب | ردهشناسی زبان و توصیف نحوی
▫️Language Typology and Syntactic Denoscription
▫️Second edition (2007)
▫️Edited by: Timothy Shopen
@MorphoSyntax
📚 کتاب | ردهشناسی زبان و توصیف نحوی
▫️Language Typology and Syntactic Denoscription
▫️Second edition (2007)
▫️Edited by: Timothy Shopen
@MorphoSyntax
🔥3
☰
ـ🍂 🍂 🍂ـ
اجرام که ساکنان این ایواناند
اسباب تردد خردمنداناند
هان تا سر رشتهٔ خرد گم نکنی
کآنان که مدبرند، سرگرداناند
ـ🍂 🍂 🍂ـ
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او گردانیم
ـ🍂 🍂 🍂ـ
💫 بیستوهشتم اردیبهشت ماه، روز حکیم عمر خیام نیشابوری (۴۴۰ ــ ۵۱۷ هجری مهی)، فیلسوف، عارف، ریاضیدان، ستارهشناس، موسیقیدان، و ادیب نامدار ایرانی، گرامی.
@MorphoSyntax
ـ🍂 🍂 🍂ـ
اجرام که ساکنان این ایواناند
اسباب تردد خردمنداناند
هان تا سر رشتهٔ خرد گم نکنی
کآنان که مدبرند، سرگرداناند
ـ🍂 🍂 🍂ـ
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او گردانیم
ـ🍂 🍂 🍂ـ
💫 بیستوهشتم اردیبهشت ماه، روز حکیم عمر خیام نیشابوری (۴۴۰ ــ ۵۱۷ هجری مهی)، فیلسوف، عارف، ریاضیدان، ستارهشناس، موسیقیدان، و ادیب نامدار ایرانی، گرامی.
@MorphoSyntax
🔥2❤1
☰
📖 نسخه خطی از کتاب معادله مکعب و تقاطع کرههای مخروطی اثر حکیم خیام
🗞 همروزگاران خیام او را به عنوان شاعر نمیشناختند و احتمالاً مگر برخی از نزدیکانش، کسی تا مدتها پس از مرگش از رباعیات کمنظیر او آگاه نبود؛ از جمله، نظامی عروضی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکردهاند. شهرت خیام در حیاتش بهواسطهٔ دانشش در ریاضی و ستارهشناسی و فلسفه بود.
🗞 حکیم نخستین کسی بود که به تحقیق منظم در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخت و نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک پاسخ باشد یا اصلاً جوابی نداشته باشد. «آنچه در هر حالت پنداشته شده رخ میدهد بستگی به این دارد که آن مقاطع مخروطی که وی از آنها استفاده میکند، در هیچ نقطه یکدیگر را برش ندهند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را برش ندهند.»
🗞 بسیاری از پژوهندگان برآنند که خیام سالها پیش از گالیله و کوپرنیک میدانسته که سیارات در گردش به دور خورشیدند. یکی از برجستهترین کارهای خیام را میتوان سروسامان دادن گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک دانست. گویند وی مدار گردش کرهٔ زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه کرد.
@MorphoSyntax
📖 نسخه خطی از کتاب معادله مکعب و تقاطع کرههای مخروطی اثر حکیم خیام
🗞 همروزگاران خیام او را به عنوان شاعر نمیشناختند و احتمالاً مگر برخی از نزدیکانش، کسی تا مدتها پس از مرگش از رباعیات کمنظیر او آگاه نبود؛ از جمله، نظامی عروضی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکردهاند. شهرت خیام در حیاتش بهواسطهٔ دانشش در ریاضی و ستارهشناسی و فلسفه بود.
🗞 حکیم نخستین کسی بود که به تحقیق منظم در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخت و نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک پاسخ باشد یا اصلاً جوابی نداشته باشد. «آنچه در هر حالت پنداشته شده رخ میدهد بستگی به این دارد که آن مقاطع مخروطی که وی از آنها استفاده میکند، در هیچ نقطه یکدیگر را برش ندهند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را برش ندهند.»
🗞 بسیاری از پژوهندگان برآنند که خیام سالها پیش از گالیله و کوپرنیک میدانسته که سیارات در گردش به دور خورشیدند. یکی از برجستهترین کارهای خیام را میتوان سروسامان دادن گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک دانست. گویند وی مدار گردش کرهٔ زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه کرد.
@MorphoSyntax
❤3👏1
☰
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با «چرخ» مکن حواله کاندر ره عقل
«چرخ» از تو هزار بار بیچارهتر است!
✍🏻 حکیم عمر خیام
@MorphoSyntax
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با «چرخ» مکن حواله کاندر ره عقل
«چرخ» از تو هزار بار بیچارهتر است!
✍🏻 حکیم عمر خیام
@MorphoSyntax
❤6
☰
ـ🌟 🌟 🌟ـ
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
✍🏻 حکیم عمر خیام
ـ🌟 🌟 🌟ـ
👉 بشقابی از سدهٔ پنجم میلادی؛ نقشی از بهرام پنجم و آزاده در شکار گور.
👈 آهوان و گوران ایرانی، بوستان ملی بهرامگورِ استان فارس (عکس از فرزاد ونکی).
ـ🌟 🌟 🌟ـ
✍🏻 بهرام پنجم مشهور به بهرام گور، پانزدهمین شاهنشاه ایران و انیران از دودمان ساسانی بود که در ۴۲۱ میلادی بهجای پدرش، یزدگرد یکم، بر تخت شاهنشاهی نشست و تا ۴۳۸ میلادی فرمان راند.
@MorphoSyntax
ـ🌟 🌟 🌟ـ
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
✍🏻 حکیم عمر خیام
ـ🌟 🌟 🌟ـ
👉 بشقابی از سدهٔ پنجم میلادی؛ نقشی از بهرام پنجم و آزاده در شکار گور.
👈 آهوان و گوران ایرانی، بوستان ملی بهرامگورِ استان فارس (عکس از فرزاد ونکی).
ـ🌟 🌟 🌟ـ
✍🏻 بهرام پنجم مشهور به بهرام گور، پانزدهمین شاهنشاه ایران و انیران از دودمان ساسانی بود که در ۴۲۱ میلادی بهجای پدرش، یزدگرد یکم، بر تخت شاهنشاهی نشست و تا ۴۳۸ میلادی فرمان راند.
@MorphoSyntax
🔥3
جلسه دفاع.pdf
25.3 KB
☰
📕 جلسه دفاع پایاننامه
⚪️ جایگاه و توزیع بندهای قیدی خودایستا و محدودیتهای حرکت آنها در زبان فارسی
🕗 شنبه، ۲۹ اردیبهشت، ساعت ۸ تا ۱۰
@MorphoSyntax
📕 جلسه دفاع پایاننامه
⚪️ جایگاه و توزیع بندهای قیدی خودایستا و محدودیتهای حرکت آنها در زبان فارسی
🕗 شنبه، ۲۹ اردیبهشت، ساعت ۸ تا ۱۰
@MorphoSyntax
👍3
☰
💎 نحو | حالت دستوری ضمیر واژهبستی
دل رفت و ندانمش کجا رفت
ره بستم و سو به سو سپردم
(شاه نعمتالله ولی)
▪️ضمایر پیوستۀ «ـم، ـت، ـش، ـمان، ـتان، ـشان» یا اصطلاحاً ضمایر واژهبستی، عموماً یکی از دو حالت دستوری مفعولی (accusative) یا اضافی (genitive) میپذیرند:
گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس
سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت
شب به پایان رود و شرح به پایان نرود
▪️ضمیر «ـش» در «گفتمش»، چه وابستۀ حرف اضافه تعبیر شود (به او گفتم) و چه موضوع درونی فعل باشد (او را گفتم) حالت مفعولی دارد، و در «غمش» که وابستۀ اسم است، حالت اضافی پذیرفته است.
▪️اما همین ضمیر در «ندانمش کجا رفت» در بیت نخست چه حالتی دارد؟ فعل «دانستن» دوظرفیتی است؛ یکی از ظرفیتهای آن را ضمیر پنهان «من» و دیگری را بند متممی «کجا رفت» برآورده کرده است. بنابراین، «ـش» در «ندانمش» را نمیتوان مفعول فعل گذرای «دانستن» تلقی کرد:
ــ [من] ندانمش [که دل کجا رفت].
▪️به نظر میرسد که در بیت پیشگفته، ضمیر «ـش» وابستۀ فاعل بند درونه است و قاعدتاً نمیتواند حالت مفعولی داشته باشد. در زبان فارسی گاهی فاعل بند درونه به بیرون از آن مبتداسازی میشود و با صورت مفعولی نمود مییابد:
ــ برادرم رو خبر دارم که امروز برمیگرده، اما سینا رو نمیدونم کی میاد.
▪️ازآنجاکه یک اسم نمیتواند دو حالت دستوری مختلف داشته باشد، یا دو بار حالت بپذیرد، اسمهای «برادرم» و «سینا» در جملۀ اخیر و «ـش» در «ندانمش کجا رفت» حالت فاعلی دارند؛ حتی اگر حال ظاهریشان حکایت دیگری کند.
@MorphoSyntax
💎 نحو | حالت دستوری ضمیر واژهبستی
دل رفت و ندانمش کجا رفت
ره بستم و سو به سو سپردم
(شاه نعمتالله ولی)
▪️ضمایر پیوستۀ «ـم، ـت، ـش، ـمان، ـتان، ـشان» یا اصطلاحاً ضمایر واژهبستی، عموماً یکی از دو حالت دستوری مفعولی (accusative) یا اضافی (genitive) میپذیرند:
گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس
سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت
شب به پایان رود و شرح به پایان نرود
▪️ضمیر «ـش» در «گفتمش»، چه وابستۀ حرف اضافه تعبیر شود (به او گفتم) و چه موضوع درونی فعل باشد (او را گفتم) حالت مفعولی دارد، و در «غمش» که وابستۀ اسم است، حالت اضافی پذیرفته است.
▪️اما همین ضمیر در «ندانمش کجا رفت» در بیت نخست چه حالتی دارد؟ فعل «دانستن» دوظرفیتی است؛ یکی از ظرفیتهای آن را ضمیر پنهان «من» و دیگری را بند متممی «کجا رفت» برآورده کرده است. بنابراین، «ـش» در «ندانمش» را نمیتوان مفعول فعل گذرای «دانستن» تلقی کرد:
ــ [من] ندانمش [که دل کجا رفت].
▪️به نظر میرسد که در بیت پیشگفته، ضمیر «ـش» وابستۀ فاعل بند درونه است و قاعدتاً نمیتواند حالت مفعولی داشته باشد. در زبان فارسی گاهی فاعل بند درونه به بیرون از آن مبتداسازی میشود و با صورت مفعولی نمود مییابد:
ــ برادرم رو خبر دارم که امروز برمیگرده، اما سینا رو نمیدونم کی میاد.
▪️ازآنجاکه یک اسم نمیتواند دو حالت دستوری مختلف داشته باشد، یا دو بار حالت بپذیرد، اسمهای «برادرم» و «سینا» در جملۀ اخیر و «ـش» در «ندانمش کجا رفت» حالت فاعلی دارند؛ حتی اگر حال ظاهریشان حکایت دیگری کند.
@MorphoSyntax
🔥6🆒1
☰
🔍 مسئله (۱۰):
▪️گویشور بومی در حالی که به پرسشهای زبانشناس سازمان میراث فرهنگی دربارۀ چگونگی تولید ساخت مجهول پاسخ میداد، ظرف آبی را روی آتش گذاشت و چند تخممرغ و سیبزمینی بدان افزود تا آبپز شوند. بااینهمه، فرایند آبپز شدن بیش از حد انتظار زبانشناسِ بیتاب از گرسنگی که مشغول آوانویسی دادههای زبانی بود، به درازا کشید. این گویشور بومی احتمالاً به چه زبانی سخن میگوید؟
۱. سریقلی (Sarikoli)
۲. کمزاری (Kumzari)
۳. مندایی (Mandaic)
۴. کرشی (Koroshi)
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۰):
▪️گویشور بومی در حالی که به پرسشهای زبانشناس سازمان میراث فرهنگی دربارۀ چگونگی تولید ساخت مجهول پاسخ میداد، ظرف آبی را روی آتش گذاشت و چند تخممرغ و سیبزمینی بدان افزود تا آبپز شوند. بااینهمه، فرایند آبپز شدن بیش از حد انتظار زبانشناسِ بیتاب از گرسنگی که مشغول آوانویسی دادههای زبانی بود، به درازا کشید. این گویشور بومی احتمالاً به چه زبانی سخن میگوید؟
۱. سریقلی (Sarikoli)
۲. کمزاری (Kumzari)
۳. مندایی (Mandaic)
۴. کرشی (Koroshi)
@MorphoSyntax
🆒3
2011 The Cambridge Handbook of Endangered Languages.pdf
4.4 MB
☰
📘 کتاب | زبانهای درخطر
▫️The Cambridge Handbook of Endangered Languages
▫️By: Peter K. Austin & Julia Sallabank (eds.)
@MorphoSyntax
📘 کتاب | زبانهای درخطر
▫️The Cambridge Handbook of Endangered Languages
▫️By: Peter K. Austin & Julia Sallabank (eds.)
@MorphoSyntax
👍3
☰
☑️ تصریف فعل | مشخصههای صرفینحوی
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۹ ــ اگر در سازۀ فعلی «غلتانده بودند» فقط ارزش مشخصههای صرفینحوی زمان (tense) و جهت (voice) تغییر کند، کدام فعل تولید میشود؟
۱. بغلتند
۲. غلتیدهاند
۳. غلتانده شده باشند
۴. غلتانده شدهاند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ ساختار فعلی «غلتانده بودند» افزونبر عنصر سببی ساختواژی، دارای مشخصههای تصریفی زیر است:
ــ زمان: گذشته
ــ نمود: کامل
ــ وجه: اخباری
ــ جهت: معلوم
ــ مطابقه: سوم شخص جمع
□ تغییر دو مشخصۀ یادشده، بدین معناست که زمان فعل از گذشته به حال، و جهت آن از معلوم به مجهول تبدیل شود و فعل حال کامل مجهول بهدست آید؛ یعنی گزینهٔ ۴: «غلتانده شدهاند».
□ بدیهی است که در این تبدیل، مشخصههای نمود و وجه و مطابقه نباید دستخوش تغییر شوند. در سازهٔ «غلتانده شده باشند» علاوهبر زمان و جهت، وجه فعل نیز تغییر کرده است.
@MorphoSyntax
☑️ تصریف فعل | مشخصههای صرفینحوی
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۹ ــ اگر در سازۀ فعلی «غلتانده بودند» فقط ارزش مشخصههای صرفینحوی زمان (tense) و جهت (voice) تغییر کند، کدام فعل تولید میشود؟
۱. بغلتند
۲. غلتیدهاند
۳. غلتانده شده باشند
۴. غلتانده شدهاند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ ساختار فعلی «غلتانده بودند» افزونبر عنصر سببی ساختواژی، دارای مشخصههای تصریفی زیر است:
ــ زمان: گذشته
ــ نمود: کامل
ــ وجه: اخباری
ــ جهت: معلوم
ــ مطابقه: سوم شخص جمع
□ تغییر دو مشخصۀ یادشده، بدین معناست که زمان فعل از گذشته به حال، و جهت آن از معلوم به مجهول تبدیل شود و فعل حال کامل مجهول بهدست آید؛ یعنی گزینهٔ ۴: «غلتانده شدهاند».
□ بدیهی است که در این تبدیل، مشخصههای نمود و وجه و مطابقه نباید دستخوش تغییر شوند. در سازهٔ «غلتانده شده باشند» علاوهبر زمان و جهت، وجه فعل نیز تغییر کرده است.
@MorphoSyntax
⚡3❤2
Animacy and Agreement Restriction in Persian (2022).pdf
147.4 KB
☰
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️Animacy and Agreement Restriction in Persian (2022)
▪️By: Anousha Sedighi
🕦 سهشنبه، هشتم خرداد ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️Animacy and Agreement Restriction in Persian (2022)
▪️By: Anousha Sedighi
🕦 سهشنبه، هشتم خرداد ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
❤3