MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۱۳): ◄ یکی از حاکمان محلی ایران به دربار فرمانروای وقت نامهای نوشت و به دلیل وقوع خشکسالی، خواستار کاهش خراج سالانه شد. او در بخشی از عریضهٔ خود تصریح کرد: « . . . باران از آسمان هیچ نبارید و گندم و جو از زمین نرویید و نیمی از گله از دست بشد.»…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۱۳):
« . . . باران از آسمان هیچ نبارید و گندم و جو از زمین نرویید و نیمی از گله از دست بشد.»
◄اصطلاح بیشگونگی (overabundance) به معنای وجود دو یا چند صورت مختلف برای یک محتوای تصریفی یا اشتقاقی است. ریشۀ «burn» در انگلیسی دو صورت «burnt» و «burned» برای ساخت صفت مفعولی دارد یا ریشۀ «کوب» در فارسی با دو مصدر «کوفتن» و «کوبیدن» آشکار میشود.
◄به همین ترتیب، ریشۀ «رو(ی)» دو صورت مصدری «رُستن» و «روییدن» دارد و از هر دو، فعل گذشته، صفت مفعولی، اسم مشتق و مانند آنها ساخته میشود. اما نکتۀ قابل توجه اینکه تا سدۀ چهارم هجری فقط گونۀ «رُستن» در فارسی رواج داشت و مصدر «روییدن» (و فعل گذشتهٔ رویید) در متون نظم و نثر بهکار نمیرفت.
بیابان چو دریای خون شد درست
تو گفتی که روی زمین لاله رست (حکیم فردوسی)
◄از سدۀ ششم و هفتم هجری گونۀ «روییدن» که طبق الگوی قاعدهمند ساخته میشود، به تدریج راه خود را به زبان گشود و در کنار «رستن» در نظم و نثر فارسی بهکار رفت.
هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر
رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار (مولانا)
◄متن فرضی بالا که در آن فعل «نرویید» آمده است، نمیتواند در دورۀ فرمانروایانی نوشته شده باشد که پیش از سدۀ پنجم هجری درگذشتهاند. از آن میان، سلطان محمد خوارزمشاه در روزگاری میزیست که صورت صرفی «رویید» جای خود را در زبان باز کرده بود.
۱. امیرنصر سامانی (درگذشت ۳۳۱ هجری)
۲. ابومنصور سَبُکتَگین (درگذشت ۳۸۷ هجری)
۳. یعقوب لیث صفاری (درگذشت ۲۶۵ هجری)
۴. محمد خوارزمشاه (درگذشت ۶۱۷ هجری)
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۱۳):
« . . . باران از آسمان هیچ نبارید و گندم و جو از زمین نرویید و نیمی از گله از دست بشد.»
◄اصطلاح بیشگونگی (overabundance) به معنای وجود دو یا چند صورت مختلف برای یک محتوای تصریفی یا اشتقاقی است. ریشۀ «burn» در انگلیسی دو صورت «burnt» و «burned» برای ساخت صفت مفعولی دارد یا ریشۀ «کوب» در فارسی با دو مصدر «کوفتن» و «کوبیدن» آشکار میشود.
◄به همین ترتیب، ریشۀ «رو(ی)» دو صورت مصدری «رُستن» و «روییدن» دارد و از هر دو، فعل گذشته، صفت مفعولی، اسم مشتق و مانند آنها ساخته میشود. اما نکتۀ قابل توجه اینکه تا سدۀ چهارم هجری فقط گونۀ «رُستن» در فارسی رواج داشت و مصدر «روییدن» (و فعل گذشتهٔ رویید) در متون نظم و نثر بهکار نمیرفت.
بیابان چو دریای خون شد درست
تو گفتی که روی زمین لاله رست (حکیم فردوسی)
◄از سدۀ ششم و هفتم هجری گونۀ «روییدن» که طبق الگوی قاعدهمند ساخته میشود، به تدریج راه خود را به زبان گشود و در کنار «رستن» در نظم و نثر فارسی بهکار رفت.
هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر
رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار (مولانا)
◄متن فرضی بالا که در آن فعل «نرویید» آمده است، نمیتواند در دورۀ فرمانروایانی نوشته شده باشد که پیش از سدۀ پنجم هجری درگذشتهاند. از آن میان، سلطان محمد خوارزمشاه در روزگاری میزیست که صورت صرفی «رویید» جای خود را در زبان باز کرده بود.
۱. امیرنصر سامانی (درگذشت ۳۳۱ هجری)
۲. ابومنصور سَبُکتَگین (درگذشت ۳۸۷ هجری)
۳. یعقوب لیث صفاری (درگذشت ۲۶۵ هجری)
۴. محمد خوارزمشاه (درگذشت ۶۱۷ هجری)
@MorphoSyntax
❤4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
👁🗨 دیدگاه | استاد میرجلالالدین کزازی
○ فزونی گرایش به آوردن واژههای فارسی در گفتار و نوشتار . . .
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | استاد میرجلالالدین کزازی
○ فزونی گرایش به آوردن واژههای فارسی در گفتار و نوشتار . . .
@MorphoSyntax
👍5👎3
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۱۴): 🍴نیام، در حال بازبینی فهرست دوستانی که به شام دعوت کرده بود، گفت: «امین برای کمک به من مجبوره بیاد؛ مینا بعد از پایان کلاس زبانش میتونه بیاد؛ مانی بدون دعوت هم احتمال داره بیاد؛ نیما بهرغم اون مشاجرۀ تندمون تصمیم داره بیاد.» 🍴اگر از…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۱۴):
🔘 صورتهای سادهشدهٔ چهار جملهٔ مورد نظر اینگونهاند:
● امین مجبور است [(که) بیاید].
● مینا میتواند [(که) بیاید].
● مانی احتمال دارد [(که) بیاید].
● نیما تصمیم دارد [(که) بیاید].
🔘 از میان چهار جملهٔ بالا، فقط «مانی» با فعل بند اصلی (پایه) رابطهٔ معنایی ندارد و در جایگاه فاعل ساختاری آن حضور نیافته است. در سه جملهٔ دیگر، فاعلها با دو فعل پایه و پیرو رابطهٔ معنایی دارند. مثلاً، «مینا» با هر دو فعل «توانستن» و «آمدن» پیوند معنایی برقرار کرده است.
🔘 «مانی» حتی با فعل «احتمال داشتن» مطابقهٔ صوری ندارد. اگر به جای این چهار نام، از اسم یا ضمیری با شخصوشمار متفاوت استفاده کنیم، عدم مطابقهٔ فعل پایه، در جملهٔ سوم، خود را آشکارا نشان میدهد.
● من مجبورم بیایم.
● من میتوانم بیایم.
● من احتمال دارد بیایم.
● من تصمیم دارم بیایم.
● دوستانم مجبورند بیایند.
● دوستانم میتوانند بیایند.
● دوستانم احتمال دارد بیایند.
● دوستانم تصمیم دارند بیایند.
🔘 بدین ترتیب، «مانی» در جایگاه فاعل ساختاری فعل «احتمال داشتن» قرار ندارد، بلکه به انگیزهای کلامی، مانند مبتداسازی، از بند درونه به بند اصلی جابهجا شده است.
🔘 بازنمایی زیربنایی جملهٔ مورد بحث در پی آمده است. «مانی» فاعل ساختاری بند درونه است و جایگاه فاعل بند اصلی، با پوچواژهٔ ضمیری ناملفوظی اشغال شده که مشخصهٔ صرفینحوی آن همواره سوم شخص مفرد است.
● مانی احتمال دارد [(که) بیاید].
● ـExplـ احتمال دارد [(که) مانی بیاید].
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۱۴):
🔘 صورتهای سادهشدهٔ چهار جملهٔ مورد نظر اینگونهاند:
● امین مجبور است [(که) بیاید].
● مینا میتواند [(که) بیاید].
● مانی احتمال دارد [(که) بیاید].
● نیما تصمیم دارد [(که) بیاید].
🔘 از میان چهار جملهٔ بالا، فقط «مانی» با فعل بند اصلی (پایه) رابطهٔ معنایی ندارد و در جایگاه فاعل ساختاری آن حضور نیافته است. در سه جملهٔ دیگر، فاعلها با دو فعل پایه و پیرو رابطهٔ معنایی دارند. مثلاً، «مینا» با هر دو فعل «توانستن» و «آمدن» پیوند معنایی برقرار کرده است.
🔘 «مانی» حتی با فعل «احتمال داشتن» مطابقهٔ صوری ندارد. اگر به جای این چهار نام، از اسم یا ضمیری با شخصوشمار متفاوت استفاده کنیم، عدم مطابقهٔ فعل پایه، در جملهٔ سوم، خود را آشکارا نشان میدهد.
● من مجبورم بیایم.
● من میتوانم بیایم.
● من احتمال دارد بیایم.
● من تصمیم دارم بیایم.
● دوستانم مجبورند بیایند.
● دوستانم میتوانند بیایند.
● دوستانم احتمال دارد بیایند.
● دوستانم تصمیم دارند بیایند.
🔘 بدین ترتیب، «مانی» در جایگاه فاعل ساختاری فعل «احتمال داشتن» قرار ندارد، بلکه به انگیزهای کلامی، مانند مبتداسازی، از بند درونه به بند اصلی جابهجا شده است.
🔘 بازنمایی زیربنایی جملهٔ مورد بحث در پی آمده است. «مانی» فاعل ساختاری بند درونه است و جایگاه فاعل بند اصلی، با پوچواژهٔ ضمیری ناملفوظی اشغال شده که مشخصهٔ صرفینحوی آن همواره سوم شخص مفرد است.
● مانی احتمال دارد [(که) بیاید].
● ـExplـ احتمال دارد [(که) مانی بیاید].
@MorphoSyntax
👍9
☰
📝 ویرایش | وجه فعل
🟣 متن زیر را ملاحظه کنید:
🔹*سازمانهای دولتی پذیرفتهاند که به پیروی از مصوبهٔ هیئت دولت، حقوق و مزایای نیروهای پیمانی و رسمی خود را با آهنگ تورم متناسب کنند، اما به گفتهٔ نمایندهٔ وزارت کار، شركتهای کوچک تا این لحظه امتناع کردهاند که پس از فروردین ماه سال آینده، دستمزد کارکنان قراردادی خود را افزایش خواهند داد.
🟣 پس از فعلهای تحذیری یا بازدارنده (مانند: منع کردن، ممنوع کردن، بازداشتن، مانع شدن، جلوگیری کردن)، وجه فعل جملۀ درونه (پیرو) باید التزامی باشد. آخرین فعل متن بالا باید اینگونه اصلاح شود:
🔹سازمانهای دولتی پذیرفتهاند که به پیروی از مصوبهٔ هیئت دولت، حقوق و مزایای نیروهای پیمانی و رسمی خود را با آهنگ تورم متناسب کنند، اما به گفتهٔ نمایندهٔ وزارت کار، شركتهای کوچک تا این لحظه امتناع کردهاند که پس از فروردین ماه سال آینده، دستمزد کارکنان قراردادی خود را افزایش دهند.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | وجه فعل
🟣 متن زیر را ملاحظه کنید:
🔹*سازمانهای دولتی پذیرفتهاند که به پیروی از مصوبهٔ هیئت دولت، حقوق و مزایای نیروهای پیمانی و رسمی خود را با آهنگ تورم متناسب کنند، اما به گفتهٔ نمایندهٔ وزارت کار، شركتهای کوچک تا این لحظه امتناع کردهاند که پس از فروردین ماه سال آینده، دستمزد کارکنان قراردادی خود را افزایش خواهند داد.
🟣 پس از فعلهای تحذیری یا بازدارنده (مانند: منع کردن، ممنوع کردن، بازداشتن، مانع شدن، جلوگیری کردن)، وجه فعل جملۀ درونه (پیرو) باید التزامی باشد. آخرین فعل متن بالا باید اینگونه اصلاح شود:
🔹سازمانهای دولتی پذیرفتهاند که به پیروی از مصوبهٔ هیئت دولت، حقوق و مزایای نیروهای پیمانی و رسمی خود را با آهنگ تورم متناسب کنند، اما به گفتهٔ نمایندهٔ وزارت کار، شركتهای کوچک تا این لحظه امتناع کردهاند که پس از فروردین ماه سال آینده، دستمزد کارکنان قراردادی خود را افزایش دهند.
@MorphoSyntax
👍5
☰
💎 نحو | آزمون مرغابی
□ Taleghani (2008: 11):
In Persian modal concepts are expressed by Verbal modals, classified into two categories:
(A) Auxiliary modals such as: tavânsetan, . . .
(B) Complex verbal modals such as: ehtiyâj dâštan, . . .
□ اگرچه از «توانستن» معنای وجهی «امکان، توانایی، احتمال» برمیآید، اما این فعل برخلاف افعال وجهی همتای خود در انگلیسی (can, may) فعل کمکی نیست. رفتار صرفینحوی «توانستن» متفاوت با افعال کمکی در فارسی و انگلیسی است:
(الف). فعل بعد از «توانستن» مطابقه میگیرد.
(ب). «توانستن» بند متممی (جملهٔ پیرو) میپذیرد.
(پ). «توانستن» و فعل پیرو همزمان منفی میشوند.
(ت). فعل پیرو، وابستههای مستقل میگیرد.
◄ برادرت نمیتواند [(که) کتابهایش را بعد از امتحانش به تو امانت ندهد].
□ آزمون مرغابی
○ اگر چیزی شبیه به مرغابی باشد، مثل مرغابی شنا کند، و صدایی همچون مرغابی دربیاورد، احتمالاً مرغابی است. «توانستن» هیچ شباهتی به بقیۀ مرغابیها ندارد!
○ اما آیا «توانستن» در ساختهای غیرشخصی ممکن است فعل کمکی باشد؟
◄ از یک رودخانه نمیتوان دوبار رد شد.
@MorphoSyntax
💎 نحو | آزمون مرغابی
□ Taleghani (2008: 11):
In Persian modal concepts are expressed by Verbal modals, classified into two categories:
(A) Auxiliary modals such as: tavânsetan, . . .
(B) Complex verbal modals such as: ehtiyâj dâštan, . . .
□ اگرچه از «توانستن» معنای وجهی «امکان، توانایی، احتمال» برمیآید، اما این فعل برخلاف افعال وجهی همتای خود در انگلیسی (can, may) فعل کمکی نیست. رفتار صرفینحوی «توانستن» متفاوت با افعال کمکی در فارسی و انگلیسی است:
(الف). فعل بعد از «توانستن» مطابقه میگیرد.
(ب). «توانستن» بند متممی (جملهٔ پیرو) میپذیرد.
(پ). «توانستن» و فعل پیرو همزمان منفی میشوند.
(ت). فعل پیرو، وابستههای مستقل میگیرد.
◄ برادرت نمیتواند [(که) کتابهایش را بعد از امتحانش به تو امانت ندهد].
□ آزمون مرغابی
○ اگر چیزی شبیه به مرغابی باشد، مثل مرغابی شنا کند، و صدایی همچون مرغابی دربیاورد، احتمالاً مرغابی است. «توانستن» هیچ شباهتی به بقیۀ مرغابیها ندارد!
○ اما آیا «توانستن» در ساختهای غیرشخصی ممکن است فعل کمکی باشد؟
◄ از یک رودخانه نمیتوان دوبار رد شد.
@MorphoSyntax
👍7
2008 Modality, Aspect and Negation in Persian.pdf
2.8 MB
☰
📘 کتاب | وجهیت، نمود و نفی در فارسی
▫️Modality, Aspect and Negation
in Persian (2008)
▫️By: Azita H. Taleghani (University of Toronto)
@MorphoSyntax
📘 کتاب | وجهیت، نمود و نفی در فارسی
▫️Modality, Aspect and Negation
in Persian (2008)
▫️By: Azita H. Taleghani (University of Toronto)
@MorphoSyntax
🙏6
☰
👁🗨 دیدگاه | نظام یکپارچهٔ صرف و نحو
▪️در رویکرد صرف توزیعی (DM)، ساختهای صرفی و نحوی در یک سطح تولید میشوند و میان دو پیمانهٔ صرف و نحو افتراقی نیست. بهسخن دیگر، توانش ذهنی اهل زبان دو دستگاه مولد متمایز برای آفرینش سازههای نحوی و ساختهای صرفی ندارد و بنابراین، صرف و نحو ذیل یک شاخه از علم مطالعه میشوند.
▪️طبق این رهیافت نظری، گروه «کاغذِ دیواری» در حوزهٔ پساواژگانی که بنا به سنت نحو خوانده میشود، شکل میگیرد. زبان فارسی این ویژگی را دارد که سازهٔ یادشده را به همان شکل گروه نحوی و با صورت جمع «کاغذهای دیواری» به سطح آوایی برساند، یا آن را در قالب واژهٔ مرکب «کاغذدیواری» و با صورت جمع «کاغذدیواریها» بازنمون کند. این ویژگی در زبان گسستهای چون چینی غالباً یافت نمیشود.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | نظام یکپارچهٔ صرف و نحو
▪️در رویکرد صرف توزیعی (DM)، ساختهای صرفی و نحوی در یک سطح تولید میشوند و میان دو پیمانهٔ صرف و نحو افتراقی نیست. بهسخن دیگر، توانش ذهنی اهل زبان دو دستگاه مولد متمایز برای آفرینش سازههای نحوی و ساختهای صرفی ندارد و بنابراین، صرف و نحو ذیل یک شاخه از علم مطالعه میشوند.
▪️طبق این رهیافت نظری، گروه «کاغذِ دیواری» در حوزهٔ پساواژگانی که بنا به سنت نحو خوانده میشود، شکل میگیرد. زبان فارسی این ویژگی را دارد که سازهٔ یادشده را به همان شکل گروه نحوی و با صورت جمع «کاغذهای دیواری» به سطح آوایی برساند، یا آن را در قالب واژهٔ مرکب «کاغذدیواری» و با صورت جمع «کاغذدیواریها» بازنمون کند. این ویژگی در زبان گسستهای چون چینی غالباً یافت نمیشود.
@MorphoSyntax
❤4✍1👍1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۱۵): □ مدیر مدرسۀ غیرانتفاعی یغما در سال تحصیلی گذشته، آموزش زبان فرانسوی را نیز به برنامۀ درسی مدرسه افزود و از یک آموزگار تازهکار برای تدریس زبان دعوت به کار کرد. اما وقتی برای ادامۀ این برنامه در سال جدید، با اعتراض والدین یکی از دانشآموزان…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۱۵):
«آیا روش آموزشش رو نمیپسندید؟»
□ سازهٔ «روش آموزشش» میتواند دو خوانش داشته باشد:
الف. روش آموزش او (= معلم فرانسوی)
ب. روش آموزش آن (= زبان فرانسوی)
چون واژهبست «ــش» حالت اضافی (GEN) دارد، و نه مفعولی (ACC)، تعبیر الف مد نظر است؛ یعنی واژهبست در جایگاه موضوع درونی گروه اسمی قرار ندارد.
□ اما از فعل «نمیپسندید» دو خوانش زیر برمیآید:
الف. او (= فرزندتان) نمیپسندید (گذشته).
ب. شما (= والدین) نمیپسندید (حال).
□ بنا به سنت، تقطیع تکواژی فعل یادشده در دو خوانش الف و ب اینگونه است:
الف. نـ + می + پسند + ید (وند زمان) + ۰ (شناسه)
ب. نـ + می + پسند + ید (شناسه)
□ براین اساس، مراد گویندهٔ جملهٔ بالا، این بوده است:
«آیا فرزندتان روش آموزش معلم زبان فرانسوی را نمیپسندید؟»
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۱۵):
«آیا روش آموزشش رو نمیپسندید؟»
□ سازهٔ «روش آموزشش» میتواند دو خوانش داشته باشد:
الف. روش آموزش او (= معلم فرانسوی)
ب. روش آموزش آن (= زبان فرانسوی)
چون واژهبست «ــش» حالت اضافی (GEN) دارد، و نه مفعولی (ACC)، تعبیر الف مد نظر است؛ یعنی واژهبست در جایگاه موضوع درونی گروه اسمی قرار ندارد.
□ اما از فعل «نمیپسندید» دو خوانش زیر برمیآید:
الف. او (= فرزندتان) نمیپسندید (گذشته).
ب. شما (= والدین) نمیپسندید (حال).
□ بنا به سنت، تقطیع تکواژی فعل یادشده در دو خوانش الف و ب اینگونه است:
الف. نـ + می + پسند + ید (وند زمان) + ۰ (شناسه)
ب. نـ + می + پسند + ید (شناسه)
□ براین اساس، مراد گویندهٔ جملهٔ بالا، این بوده است:
«آیا فرزندتان روش آموزش معلم زبان فرانسوی را نمیپسندید؟»
@MorphoSyntax
👍8❤1
☰
👁🗨 دیدگاه | رسن: رابط ساختواژهــنحو
● کائنات، از ریزترین ذرات گرفته تا بزرگترین کهکشانها، برپایۀ مجموعهای از قوانین استوار است. بااینهمه، علم فیزیک از دریچۀ دو نظریۀ مختلف به عالم مادّی مینگرد. از یکسو، نسبیت عام اینشتین نظریهای هندسی برای گرانش است که میکوشد توضیح یکپارچهای از کیهان و مفهوم فضازمان بهدست دهد. در سوی دیگر، مکانیک کوانتومی که با پدیدههای بسیار ریز سروکار دارد، به تحلیل جنبههایی از ماده و انرژی میپردازد که فیزیک کلاسیک از تبیین آنها درمیماند. اما آیا آنگونه که دو رهیافت یادشده کائنات را میان خود تقسیم کردهاند، واقعاً جهان پیرامونمان نیز دوپاره است و بر هر پارۀ آن، مجموعۀ قوانین مستقل حاکم است؟
● دانشمندانی که با تردید به این انشقاق نظری مینگرند، جهدشان را در رفع جهل خود بهکار بستهاند تا با درآمیختن دو رویکرد بهظاهر ناسازگار نسبیت عام و فیزیک کوانتومی، نظریۀ همهچیز را صورتبندی کنند. از آن میان، نظریۀ ریسمان که توضیح همگونی از پدیدۀ گرانش و فیزیک ریزذرات فراهم میآورد، از مهمترین تلاشهای عالِمان برای گره زدن دو سر عالَم است.
● زبانشناسان در تبیین جهان ذهن و زبان آدمی با چالشی مشابه مواجه بودهاند. دیرزمانی بود که برای به نظریه درآوردن ساختار صوری زبان، نظریههای ساختواژی، با تمرکز بر ریزترین واحدهای معنایی و دستوری، در پی توضیح ساخت واژه بودند و رویکردهای نحوی، بیآنکه به درون واژه طمع کنند، در اندیشۀ توصیف ساختار گروه بهسر میبردند. پس از انتشار کتاب ساختهای نحوی چامسکی، توصیفات زبانویژه جای خود را به تلاش برای ارائۀ تحلیلهای جهانشمول دادند و شارحان آرای چامسکی کوشیدند تا اصول ذهنی مشترکی میان زبانهای مختلف بیابند و دستوری جهانی برای زبان تدوین کنند؛ گو اینکه اغلب نظریهپردازان دستور زایشی همچنان با دو رهیافت مختلف به سراغ سطوح کوچکتر و بزرگتر از واژه میرفتند.
● در میانهراه دهۀ ۷۰ میلادی، بیشتر صورتگرایانی که پدیدۀ صرف و روندهای واژهسازی را میدان کندوکاو خود قرار میدادند، ساختواژه را بخش مستقل نظام زبانی میانگاشتند و واژهها را اتمهای رسوخناپذیر نحوی میدانستند. نزد آنها، واژهها در سطح نحو و معنا، تفکیکناپذیر یا اتمیاند. هر واژهای مشخصههایی دارد، اما این مشخصهها فاقد ساختارند و رابطۀ میان آنها با تجزیۀ درونی واژه در نحو معنادار نیست.
● چندان نپایید که در کشاکش نزاعهای زبانشناختی، فرض تفکیکناپذیری واژه سست شد و در برابر دیدگاه واژهگرایان و دیدگان جداییطلبان، اندیشۀ یکسانسازی حوزههای صرف و نحو ظهور کرد. این رویکرد، سادهترین انگارۀ دستوری ممکن را نظریهای میداند که در آن نظام صرفی بخشی از قلمرو نحو باشد. در چنین منظری به زبان، نیازی نیست که برای تبیین ساختار واژهها، تحلیلهای نحوی را دستخوش تغییر کنیم یا چیزی به آنها بیفزاییم. این پندارۀ نظری که صرف و نحو را درمیآمیزد و با اصول یکپارچه، ریزترین اتمهای معنادار (تکواژ) را برای ساخت بزرگترین سازههای صوری زبان (جمله) بهکار میگیرد، در اصل آینۀ بیکر بازتاب یافته است. بهگفتۀ بیکر، اشتقاقهای صرفی و نحوی باید بازتابی از ساختار یکدیگر باشند.
● از روزگاری که آینهپارۀ بیکر تصویری از ساختار صوری زبان را بازتاباند، تا زمانی که هله و مرنتز شالودۀ نظریۀ صرف توزیعی را پی ریختند تا از این رهگذر، جهان دوپارۀ صرف و نحو را به یک پیمانه کنند، کوششهای متعددی برای تبیین رابط ساختواژهـنحو (رسن) صورت گرفت. صرف توزیعی که نام خود را وامدار مناقشۀ جایگاه ساختواژه در دستور زایشی است، در دامن نظریۀ اصول و پارامترها پرورش یافته و از چشمۀ کمینهگرایی مایه گرفته است. بنابراین، این رهیافت نظری از آموزههای دستور زایشی ارتزاق میکند، اما با رد نگاه نیاکان واژهگرایش تأکید میورزد که واژه و همۀ سازههای بزرگتر از واژه را میتوان برپایۀ اصولی واحد توصیف و تبیین کرد.
● تردیدی نیست که صرف توزیعی برای پیریزی نظریهای فراگیر که صرف و نحو را یکسان کند، در آغاز راه است و حتی برای تقرب به این هدف، مسیری بلند پیش روی دارد. بههرروی، نه آن «ریسمان» فیزیکدانان عجالتاً آنچنان استوار است که بتواند پیوندی بیعیب و نقص میان جهان خُرد و کلان پدید آورد و نظریۀ همهچیز را بنا نهد، نه این «رسن» زبانشناسان هنوز آن حبلالمتینی است که گرهی ناگسستنی به صرف و نحو بزند، یا واجشناسی و معناشناسی را هم به قلمرو خود بکشاند. باری، ما نمیدانیم که نحویون آینده چه در سر دارند، یا خبر نداریم که در لژهای پنهان معماران دستور زایشی چه میگذرد. اما اگر به گذشته بنگریم و سرنوشت صرف را بهیاد بیاوریم، باید اقرار کنیم که نعمت یا نقمت سیطرۀ نحو بر همۀ ارکان دستور، از آنچه در آینۀ «مارک بیکر» میبینید، به شما نزدیکتر است!
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | رسن: رابط ساختواژهــنحو
● کائنات، از ریزترین ذرات گرفته تا بزرگترین کهکشانها، برپایۀ مجموعهای از قوانین استوار است. بااینهمه، علم فیزیک از دریچۀ دو نظریۀ مختلف به عالم مادّی مینگرد. از یکسو، نسبیت عام اینشتین نظریهای هندسی برای گرانش است که میکوشد توضیح یکپارچهای از کیهان و مفهوم فضازمان بهدست دهد. در سوی دیگر، مکانیک کوانتومی که با پدیدههای بسیار ریز سروکار دارد، به تحلیل جنبههایی از ماده و انرژی میپردازد که فیزیک کلاسیک از تبیین آنها درمیماند. اما آیا آنگونه که دو رهیافت یادشده کائنات را میان خود تقسیم کردهاند، واقعاً جهان پیرامونمان نیز دوپاره است و بر هر پارۀ آن، مجموعۀ قوانین مستقل حاکم است؟
● دانشمندانی که با تردید به این انشقاق نظری مینگرند، جهدشان را در رفع جهل خود بهکار بستهاند تا با درآمیختن دو رویکرد بهظاهر ناسازگار نسبیت عام و فیزیک کوانتومی، نظریۀ همهچیز را صورتبندی کنند. از آن میان، نظریۀ ریسمان که توضیح همگونی از پدیدۀ گرانش و فیزیک ریزذرات فراهم میآورد، از مهمترین تلاشهای عالِمان برای گره زدن دو سر عالَم است.
● زبانشناسان در تبیین جهان ذهن و زبان آدمی با چالشی مشابه مواجه بودهاند. دیرزمانی بود که برای به نظریه درآوردن ساختار صوری زبان، نظریههای ساختواژی، با تمرکز بر ریزترین واحدهای معنایی و دستوری، در پی توضیح ساخت واژه بودند و رویکردهای نحوی، بیآنکه به درون واژه طمع کنند، در اندیشۀ توصیف ساختار گروه بهسر میبردند. پس از انتشار کتاب ساختهای نحوی چامسکی، توصیفات زبانویژه جای خود را به تلاش برای ارائۀ تحلیلهای جهانشمول دادند و شارحان آرای چامسکی کوشیدند تا اصول ذهنی مشترکی میان زبانهای مختلف بیابند و دستوری جهانی برای زبان تدوین کنند؛ گو اینکه اغلب نظریهپردازان دستور زایشی همچنان با دو رهیافت مختلف به سراغ سطوح کوچکتر و بزرگتر از واژه میرفتند.
● در میانهراه دهۀ ۷۰ میلادی، بیشتر صورتگرایانی که پدیدۀ صرف و روندهای واژهسازی را میدان کندوکاو خود قرار میدادند، ساختواژه را بخش مستقل نظام زبانی میانگاشتند و واژهها را اتمهای رسوخناپذیر نحوی میدانستند. نزد آنها، واژهها در سطح نحو و معنا، تفکیکناپذیر یا اتمیاند. هر واژهای مشخصههایی دارد، اما این مشخصهها فاقد ساختارند و رابطۀ میان آنها با تجزیۀ درونی واژه در نحو معنادار نیست.
● چندان نپایید که در کشاکش نزاعهای زبانشناختی، فرض تفکیکناپذیری واژه سست شد و در برابر دیدگاه واژهگرایان و دیدگان جداییطلبان، اندیشۀ یکسانسازی حوزههای صرف و نحو ظهور کرد. این رویکرد، سادهترین انگارۀ دستوری ممکن را نظریهای میداند که در آن نظام صرفی بخشی از قلمرو نحو باشد. در چنین منظری به زبان، نیازی نیست که برای تبیین ساختار واژهها، تحلیلهای نحوی را دستخوش تغییر کنیم یا چیزی به آنها بیفزاییم. این پندارۀ نظری که صرف و نحو را درمیآمیزد و با اصول یکپارچه، ریزترین اتمهای معنادار (تکواژ) را برای ساخت بزرگترین سازههای صوری زبان (جمله) بهکار میگیرد، در اصل آینۀ بیکر بازتاب یافته است. بهگفتۀ بیکر، اشتقاقهای صرفی و نحوی باید بازتابی از ساختار یکدیگر باشند.
● از روزگاری که آینهپارۀ بیکر تصویری از ساختار صوری زبان را بازتاباند، تا زمانی که هله و مرنتز شالودۀ نظریۀ صرف توزیعی را پی ریختند تا از این رهگذر، جهان دوپارۀ صرف و نحو را به یک پیمانه کنند، کوششهای متعددی برای تبیین رابط ساختواژهـنحو (رسن) صورت گرفت. صرف توزیعی که نام خود را وامدار مناقشۀ جایگاه ساختواژه در دستور زایشی است، در دامن نظریۀ اصول و پارامترها پرورش یافته و از چشمۀ کمینهگرایی مایه گرفته است. بنابراین، این رهیافت نظری از آموزههای دستور زایشی ارتزاق میکند، اما با رد نگاه نیاکان واژهگرایش تأکید میورزد که واژه و همۀ سازههای بزرگتر از واژه را میتوان برپایۀ اصولی واحد توصیف و تبیین کرد.
● تردیدی نیست که صرف توزیعی برای پیریزی نظریهای فراگیر که صرف و نحو را یکسان کند، در آغاز راه است و حتی برای تقرب به این هدف، مسیری بلند پیش روی دارد. بههرروی، نه آن «ریسمان» فیزیکدانان عجالتاً آنچنان استوار است که بتواند پیوندی بیعیب و نقص میان جهان خُرد و کلان پدید آورد و نظریۀ همهچیز را بنا نهد، نه این «رسن» زبانشناسان هنوز آن حبلالمتینی است که گرهی ناگسستنی به صرف و نحو بزند، یا واجشناسی و معناشناسی را هم به قلمرو خود بکشاند. باری، ما نمیدانیم که نحویون آینده چه در سر دارند، یا خبر نداریم که در لژهای پنهان معماران دستور زایشی چه میگذرد. اما اگر به گذشته بنگریم و سرنوشت صرف را بهیاد بیاوریم، باید اقرار کنیم که نعمت یا نقمت سیطرۀ نحو بر همۀ ارکان دستور، از آنچه در آینۀ «مارک بیکر» میبینید، به شما نزدیکتر است!
@MorphoSyntax
🥰7💯2⚡1😁1
☰
☑️ نحو | ساخت افعال پیاپی
👈🏿 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۱) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۹ ـ تعداد بندهای کدام جملۀ مرکب زیر کمتر است؟
۱ ـ آمده بود بگیرد بخوابد که مهمان آمد.
۲ ـ میگفت میخواست بخوابد که مهمان آمد.
۳ ـ داشت میگرفت میخوابید که مهمان آمد.
۴ ـ پا شده بود رفته بود بخوابد که مهمان آمد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
👈🏿 ساخت افعال پیاپی، از جمله اشتقاقهای نحوی است که در فارسی و برخی از زبانهای دیگر، مانند چینی، یافت میشود. در این ساختها، یک یا چند فعل دستوری که معنای واژگانیشان تهی یا تضعیف شده است، همراه با یک فعل اصلی به کار میروند و معنای نمودی (آغازی، استمراری، آستانهای، تکراری) به ساختار نحوی اعطا میکنند.
👈🏿 فعلهای «داشتن، گرفتن، برگشتن، گذاشتن» از پربسامدترین افعالیاند که در چنین ساختاری حاضر میشوند. مانند نمونۀ زیر:
◄ وسط جلسه داشت میگرفت میخوابید. وقتی بهش تذکر دادند، به تندی برگشت گفت به کسی ربطی ندارد و بعد بدون خداحافظی، گذاشت رفت.
👈🏿 فعل پیاپی و فعل اصلی در کنار هم یک بند را میسازند و به همین دلیل، میان این دو فعل نمیتوان حروف عطف همپایه و ناهمپایه آورد. بدین ترتیب، «گرفتن» در جملۀ نخست در زیر فعل دستوری است و معنای واژگانی ندارد. اما همین فعل در جملۀ دوم، فعل واژگانی است و با دو بند مستقل مواجهایم:
◄ یک بند: نامه رو گرفت پاره کرد.
◄ دو بند: نامه رو گرفت و پاره کرد.
👈🏿 براین اساس، تعداد بندهای هریک از گزینههای یادشده را میتوانیم با قلابگذاری زیر نشان دهیم:
◄ سه بند:
۱ ـ [آمده بود] [بگیرد بخوابد] [که مهمان آمد].
◄ چهار بند:
۲ ـ [میگفت] [میخواست] [بخوابد] [که مهمان آمد].
◄ دو بند:
۳ ـ [داشت میگرفت میخوابید] [که مهمان آمد].
◄ چهار بند:
۴ ـ [پا شده بود] [رفته بود] [بخوابد] [که مهمان آمد].
✔️Serial Verb Construction (SVC)
@MorphoSyntax
☑️ نحو | ساخت افعال پیاپی
👈🏿 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۱) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۹ ـ تعداد بندهای کدام جملۀ مرکب زیر کمتر است؟
۱ ـ آمده بود بگیرد بخوابد که مهمان آمد.
۲ ـ میگفت میخواست بخوابد که مهمان آمد.
۳ ـ داشت میگرفت میخوابید که مهمان آمد.
۴ ـ پا شده بود رفته بود بخوابد که مهمان آمد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
👈🏿 ساخت افعال پیاپی، از جمله اشتقاقهای نحوی است که در فارسی و برخی از زبانهای دیگر، مانند چینی، یافت میشود. در این ساختها، یک یا چند فعل دستوری که معنای واژگانیشان تهی یا تضعیف شده است، همراه با یک فعل اصلی به کار میروند و معنای نمودی (آغازی، استمراری، آستانهای، تکراری) به ساختار نحوی اعطا میکنند.
👈🏿 فعلهای «داشتن، گرفتن، برگشتن، گذاشتن» از پربسامدترین افعالیاند که در چنین ساختاری حاضر میشوند. مانند نمونۀ زیر:
◄ وسط جلسه داشت میگرفت میخوابید. وقتی بهش تذکر دادند، به تندی برگشت گفت به کسی ربطی ندارد و بعد بدون خداحافظی، گذاشت رفت.
👈🏿 فعل پیاپی و فعل اصلی در کنار هم یک بند را میسازند و به همین دلیل، میان این دو فعل نمیتوان حروف عطف همپایه و ناهمپایه آورد. بدین ترتیب، «گرفتن» در جملۀ نخست در زیر فعل دستوری است و معنای واژگانی ندارد. اما همین فعل در جملۀ دوم، فعل واژگانی است و با دو بند مستقل مواجهایم:
◄ یک بند: نامه رو گرفت پاره کرد.
◄ دو بند: نامه رو گرفت و پاره کرد.
👈🏿 براین اساس، تعداد بندهای هریک از گزینههای یادشده را میتوانیم با قلابگذاری زیر نشان دهیم:
◄ سه بند:
۱ ـ [آمده بود] [بگیرد بخوابد] [که مهمان آمد].
◄ چهار بند:
۲ ـ [میگفت] [میخواست] [بخوابد] [که مهمان آمد].
◄ دو بند:
۳ ـ [داشت میگرفت میخوابید] [که مهمان آمد].
◄ چهار بند:
۴ ـ [پا شده بود] [رفته بود] [بخوابد] [که مهمان آمد].
✔️Serial Verb Construction (SVC)
@MorphoSyntax
❤5👍5
2006 Serial Verb Constructions.pdf
2.7 MB
☰
📘 کتاب | ساخت افعال پیاپی
▫️Serial Verb Constructions,
A Cross-Linguistic Typology (2006)
▫️Edited by:
Alexandra Y. Aikhenvald
R. M. W. Dixon
ـ››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››
📑 مقاله | نمود دستوری در ساخت فعلهای پیاپی
https://jrl.ui.ac.ir/article_23364.html
ـ››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››
@MorphoSyntax
📘 کتاب | ساخت افعال پیاپی
▫️Serial Verb Constructions,
A Cross-Linguistic Typology (2006)
▫️Edited by:
Alexandra Y. Aikhenvald
R. M. W. Dixon
ـ››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››
📑 مقاله | نمود دستوری در ساخت فعلهای پیاپی
https://jrl.ui.ac.ir/article_23364.html
ـ››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››
@MorphoSyntax
🙏7
☰
🪩 تفکر انتقادی | علیت و همبستگی
▫️پژوهشها نشان میدهند:
(۱). کاهش مصرف مرکبات، تا سقف ۳۰ درصد سبب بیشتر شدن سرقت خودرو میشود.
(۲). حرکت فعل اصلی و انضمام آن به فعل کمکی سبب ناممکن شدن ساخت شبهکافت میشود.
▫️علت شمردن همبستگی که از خطاهای رایج در فهم رابطۀ علیت بهشمار میرود، از مغالطههایی است که غالباً هنگام مشاهدۀ دو رویداد همزمان رخ میدهد و گاهی حتی شکلگیری باورهای خرافی را زمینهچینی میکند. نادیده انگاشتن متغیر سوم که بر دو متغیر دیگر اثر میگذارد، سبب میشود که یکی از این دو، علت دیگری انگاشته شود.
▫️کاهش مصرف مرکبات و افزایش سرقت خودرو، دو پدیدهایاند که در فصل گرما و بهویژه تابستان رخ میدهند. مرکبات عموماً میوههای فصل پاییز و زمستاناند و تولید و مصرف آنها در تابستان کاهش مییابد. روشن نگاه داشتن خودرو برای استفاده از کولر و باز گذاشتن پنجرهها هنگام ترک موقت خودرو در ماههای گرم سال، به افزایش سی درصدی سرقت اتومبیل منجر میشود.
▫️اگر نتایج دو پژوهش آماری دربارۀ مصرف مرکبات و سرقت خودرو را در کنار هم بگذاریم و همبستگی این دو پدیده را به خطا از نوع رابطۀ علّی بدانیم، گرفتار همان مغالطۀ علت شمردن همبستگی یا اصطلاحاً تسبیب مایقارن شدهایم و چهبسا برای جلوگیری از سرقت خودرویمان، به خوردن پرتقال و نارنگی روی بیاوریم.
▫️اما پیوند میان دو پدیدهٔ انضمام فعل اصلی به فعل کمکی و ناممکن بودن ساخت شبهکافت چگونه است؟ در شبهکافت، فعل اصلی از اشتقاق نحوی زدوده میشود و فعل کمکی باقی میماند. در زبان فارسی که ارتقای فعل اصلی به کمکی رخ میدهد، شبهکافت امکانپذیر نیست، اما در انگلیسی این پدیده مجاز است:
◄ اگر تو دوچرخهات را به دوستت قرض ندهی، من خواهم داد.
◄ *اگر تو دوچرخهات را به دوستت قرض ندهی، من خواهم ــــ.
◄ سینا قبل از امتحان کتابها را از من گرفته بود، مینا جزوهها را گرفته بود.
◄ *سینا قبل از امتحان کتابها را از من گرفته بود، مینا جزوهها را ــــ بود.
► She’ll read something to Sam, but she won’t ــــ to Bill.
► I rolled up a newspaper, and Lynn did ــــ a magazine.
▫️در نمونههای فارسی، بر خلاف انگلیسی، فعل اصلی (دادن/ گرفتن) به سوی فعل کمکی (خواستن/ بودن) حرکت کرده و به آن منضم شده است. این انضمام علت ناممکن شدن شکلگیری ساختاری است که شبهکافت خوانده میشود (در انگلیسی فعل اصلی به کمکی منضم نمیشود). بنابراین، در این نمونه صرفاً با رابطهٔ همبستگی مواجه نیستیم، بلکه یک پدیده به درستی علت پدیدهٔ دیگر شمرده میشود؛ دستکم تا روزی که بتوان این گزاره را رد کرد.
✔️Causation = علیت
✔️Correlation = همبستگی
✔️Pseudogapping = شبهکافت
✔️Incorporation = انضمام
@MorphoSyntax
🪩 تفکر انتقادی | علیت و همبستگی
▫️پژوهشها نشان میدهند:
(۱). کاهش مصرف مرکبات، تا سقف ۳۰ درصد سبب بیشتر شدن سرقت خودرو میشود.
(۲). حرکت فعل اصلی و انضمام آن به فعل کمکی سبب ناممکن شدن ساخت شبهکافت میشود.
▫️علت شمردن همبستگی که از خطاهای رایج در فهم رابطۀ علیت بهشمار میرود، از مغالطههایی است که غالباً هنگام مشاهدۀ دو رویداد همزمان رخ میدهد و گاهی حتی شکلگیری باورهای خرافی را زمینهچینی میکند. نادیده انگاشتن متغیر سوم که بر دو متغیر دیگر اثر میگذارد، سبب میشود که یکی از این دو، علت دیگری انگاشته شود.
▫️کاهش مصرف مرکبات و افزایش سرقت خودرو، دو پدیدهایاند که در فصل گرما و بهویژه تابستان رخ میدهند. مرکبات عموماً میوههای فصل پاییز و زمستاناند و تولید و مصرف آنها در تابستان کاهش مییابد. روشن نگاه داشتن خودرو برای استفاده از کولر و باز گذاشتن پنجرهها هنگام ترک موقت خودرو در ماههای گرم سال، به افزایش سی درصدی سرقت اتومبیل منجر میشود.
▫️اگر نتایج دو پژوهش آماری دربارۀ مصرف مرکبات و سرقت خودرو را در کنار هم بگذاریم و همبستگی این دو پدیده را به خطا از نوع رابطۀ علّی بدانیم، گرفتار همان مغالطۀ علت شمردن همبستگی یا اصطلاحاً تسبیب مایقارن شدهایم و چهبسا برای جلوگیری از سرقت خودرویمان، به خوردن پرتقال و نارنگی روی بیاوریم.
▫️اما پیوند میان دو پدیدهٔ انضمام فعل اصلی به فعل کمکی و ناممکن بودن ساخت شبهکافت چگونه است؟ در شبهکافت، فعل اصلی از اشتقاق نحوی زدوده میشود و فعل کمکی باقی میماند. در زبان فارسی که ارتقای فعل اصلی به کمکی رخ میدهد، شبهکافت امکانپذیر نیست، اما در انگلیسی این پدیده مجاز است:
◄ اگر تو دوچرخهات را به دوستت قرض ندهی، من خواهم داد.
◄ *اگر تو دوچرخهات را به دوستت قرض ندهی، من خواهم ــــ.
◄ سینا قبل از امتحان کتابها را از من گرفته بود، مینا جزوهها را گرفته بود.
◄ *سینا قبل از امتحان کتابها را از من گرفته بود، مینا جزوهها را ــــ بود.
► She’ll read something to Sam, but she won’t ــــ to Bill.
► I rolled up a newspaper, and Lynn did ــــ a magazine.
▫️در نمونههای فارسی، بر خلاف انگلیسی، فعل اصلی (دادن/ گرفتن) به سوی فعل کمکی (خواستن/ بودن) حرکت کرده و به آن منضم شده است. این انضمام علت ناممکن شدن شکلگیری ساختاری است که شبهکافت خوانده میشود (در انگلیسی فعل اصلی به کمکی منضم نمیشود). بنابراین، در این نمونه صرفاً با رابطهٔ همبستگی مواجه نیستیم، بلکه یک پدیده به درستی علت پدیدهٔ دیگر شمرده میشود؛ دستکم تا روزی که بتوان این گزاره را رد کرد.
✔️Causation = علیت
✔️Correlation = همبستگی
✔️Pseudogapping = شبهکافت
✔️Incorporation = انضمام
@MorphoSyntax
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧾 واژهگزینی | خوشسوگنامه
● برابرنهادهٔ «خوشسوگنامه» واژهٔ مصوب برای اصطلاح بیگانهٔ «tragicomedy» است.
✔️ تعریف: سوگنامهای که پایان خوش داشته باشد/ گونهای ادبی که آمیخته از عناصر تراژدی و کمدی است.
✔️ مثال: طرف با نمرهٔ منفی فیزیک، دبیری فیزیک قبول شده؛ خوشسوگنامهای است!
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | خوشسوگنامه
● برابرنهادهٔ «خوشسوگنامه» واژهٔ مصوب برای اصطلاح بیگانهٔ «tragicomedy» است.
✔️ تعریف: سوگنامهای که پایان خوش داشته باشد/ گونهای ادبی که آمیخته از عناصر تراژدی و کمدی است.
✔️ مثال: طرف با نمرهٔ منفی فیزیک، دبیری فیزیک قبول شده؛ خوشسوگنامهای است!
@MorphoSyntax
👍5⚡2😁2
چخوف ـ دلتنگی.pdf
402.4 KB
☰
📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف
▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستان: دلتنگی
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]
▫️«دلتنگی» از داستانهای کوتاه مشهور چخوف است که زندهیاد دکتر حقشناس در جلسهای آن را به عنوان نمونۀ برجستهای از آثار این نویسندۀ روس معرفی کرده بود.
@MorphoSyntax
📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف
▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستان: دلتنگی
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]
▫️«دلتنگی» از داستانهای کوتاه مشهور چخوف است که زندهیاد دکتر حقشناس در جلسهای آن را به عنوان نمونۀ برجستهای از آثار این نویسندۀ روس معرفی کرده بود.
@MorphoSyntax
❤8👍3
☰
👁🗨 دیدگاه | دو چهرۀ چامسکی: کارمند پنتاگون یا بزرگترین منتقد آن؟
▪️بسیاری، چامسکی را بزرگترین روشنفکر دهههای ابتدایی سدهٔ بیست و یکم میدانند. کنشگری سیاسی خستگیناپذیر او برضد جنگطلبی و نظامیگری ایالات متحده و بحرانهای بشری روزگار ما، الهامبخش نسلهای متعددی از دانشجویان و نویسندگان بوده است. بااینحال، در کنار همۀ تلاشهای ضدجنگ چامسکی، حقیقتی ناساز وجود داشته است: تحقیقات او مورد حمایت ژنرالهای ارتش آمریکا بوده است و او در دانشگاهی کار میکرده که جزء نظامیترین دانشگاههای آمریکا به شمار میرود. چطور این دو چامسکیِ متفاوت با هم کنار آمدهاند؟
● به قلم: کریس نایت
● مترجم: محمدابراهیم باسط
● منبع فارسی: فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی
@MorphoSyntax
ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ
https://tarjomaan.com/%D8%AF%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%B1%DB%80-%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF/
ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ
👁🗨 دیدگاه | دو چهرۀ چامسکی: کارمند پنتاگون یا بزرگترین منتقد آن؟
▪️بسیاری، چامسکی را بزرگترین روشنفکر دهههای ابتدایی سدهٔ بیست و یکم میدانند. کنشگری سیاسی خستگیناپذیر او برضد جنگطلبی و نظامیگری ایالات متحده و بحرانهای بشری روزگار ما، الهامبخش نسلهای متعددی از دانشجویان و نویسندگان بوده است. بااینحال، در کنار همۀ تلاشهای ضدجنگ چامسکی، حقیقتی ناساز وجود داشته است: تحقیقات او مورد حمایت ژنرالهای ارتش آمریکا بوده است و او در دانشگاهی کار میکرده که جزء نظامیترین دانشگاههای آمریکا به شمار میرود. چطور این دو چامسکیِ متفاوت با هم کنار آمدهاند؟
● به قلم: کریس نایت
● مترجم: محمدابراهیم باسط
● منبع فارسی: فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی
@MorphoSyntax
ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ
https://tarjomaan.com/%D8%AF%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%B1%DB%80-%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF/
ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ
ترجمان
دو چهرۀ چامسکی: کارمند پنتاگون یا بزرگترین منتقد آن؟
کریس نایت، ایان— نوام چامسکی در دهۀ ۱۹۶۰ به شهرت رسید و حتی امروز نیز، در قرن بیستویکم، هنوز یکی از بزرگترین روشنفکرانِ همۀ دورانها تلقی میشود. او، از یک سو، تحلیلگر سیاسی برجسته و، از سوی دیگر، زبانشناسی نظری است و این بینظیر است. آنچه ابهام دارد…
☰
💎 نحو | مولانا و تمایز موضوع درونی و بیرونی
مات زید، زید اگر فاعل بُوَد
لیک فاعل نیست، کو عاطل بُوَد
او ز رویِ لفظِ نحوی فاعلست
ورنه او مفعول و موتش قاتلست
فاعلِ چه؟ کو چنان مقهور شد
فاعلیها جمله از وی دور شد
🔹در جملهٔ «زید مُرد»، گروه اسمی «زید» فاعل نحوی/ ساختاری است، اما کنندهٔ کار یا اصطلاحاً کنشگر (= موضوع بیرونی) نیست.
🔹جلالالدین محمد بلخی، ۷۵۰ سال پیش از زبانشناسان مدعی معاصر، به درستی تصریح میکند که «زید» برای فعل «مردن» مفعول (= موضوع درونی) است.
🔹در نبود کنشگر یا موضوع بیرونی، موضوع درونی به ناچار در جایگاه فاعل ساختاری نشسته و فعل را به مطابقه واداشته است.
@MorphoSyntax
💎 نحو | مولانا و تمایز موضوع درونی و بیرونی
مات زید، زید اگر فاعل بُوَد
لیک فاعل نیست، کو عاطل بُوَد
او ز رویِ لفظِ نحوی فاعلست
ورنه او مفعول و موتش قاتلست
فاعلِ چه؟ کو چنان مقهور شد
فاعلیها جمله از وی دور شد
🔹در جملهٔ «زید مُرد»، گروه اسمی «زید» فاعل نحوی/ ساختاری است، اما کنندهٔ کار یا اصطلاحاً کنشگر (= موضوع بیرونی) نیست.
🔹جلالالدین محمد بلخی، ۷۵۰ سال پیش از زبانشناسان مدعی معاصر، به درستی تصریح میکند که «زید» برای فعل «مردن» مفعول (= موضوع درونی) است.
🔹در نبود کنشگر یا موضوع بیرونی، موضوع درونی به ناچار در جایگاه فاعل ساختاری نشسته و فعل را به مطابقه واداشته است.
@MorphoSyntax
👌5❤4🥰3🔥2👍1👎1
2023 The Study of Words An Introduction.pdf
11.9 MB
☰
📕 کتاب | ساختواژه
🔻منابع انگلیسی برای درس ساختواژه؛ گرایش زبانشناسی رایانشی، نیمسال نخست ۱۴۰۳.
▫️Morphology
▫️J. T. Jensen (1944)
▪️Word-Formation in English
▪️I. Plag (2003)
▫️Understanding Morphology
▫️M. Haspelmath & A. Sims (2010)
▪️What is Morphology?
▪️M. Aronoff & K. Fudeman (2011)
▫️The Study of Words
▫️L. Gebhardt (2023)
@MorphoSyntax
📕 کتاب | ساختواژه
🔻منابع انگلیسی برای درس ساختواژه؛ گرایش زبانشناسی رایانشی، نیمسال نخست ۱۴۰۳.
▫️Morphology
▫️J. T. Jensen (1944)
▪️Word-Formation in English
▪️I. Plag (2003)
▫️Understanding Morphology
▫️M. Haspelmath & A. Sims (2010)
▪️What is Morphology?
▪️M. Aronoff & K. Fudeman (2011)
▫️The Study of Words
▫️L. Gebhardt (2023)
@MorphoSyntax
🙏2👍1