MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


👁‍🗨 دیدگاه | رسن: رابط ساختواژه‌ــ‌نحو


● کائنات، از ریزترین ذرات گرفته تا بزرگ‌ترین کهکشان‌ها، برپایۀ مجموعه‌ای از قوانین استوار است. بااین‌همه، علم فیزیک از دریچۀ دو نظریۀ مختلف به عالم مادّی می‌نگرد. از یک‌سو، نسبیت عام اینشتین نظریه‌ای هندسی برای گرانش است که می‌کوشد توضیح یکپارچه‌ای از کیهان و مفهوم فضازمان به‌دست دهد. در سوی دیگر، مکانیک کوانتومی که با پدیده‌های بسیار ریز سروکار دارد، به تحلیل جنبه‌هایی از ماده و انرژی می‌پردازد که فیزیک کلاسیک از تبیین آنها درمی‌ماند. اما آیا آن‌گونه که دو رهیافت یادشده کائنات را میان خود تقسیم کرده‌اند، واقعاً جهان پیرامون‌مان نیز دوپاره است و بر هر پارۀ آن، مجموعۀ قوانین مستقل حاکم است؟

● دانشمندانی که با تردید به این انشقاق نظری می‌نگرند، جهدشان را در رفع جهل خود به‌کار بسته‌اند تا با درآمیختن دو رویکرد به‌ظاهر ناسازگار نسبیت عام و فیزیک کوانتومی، نظریۀ همه‌چیز را صورت‌بندی کنند. از آن میان، نظریۀ ریسمان که توضیح همگونی از پدیدۀ گرانش و فیزیک ریزذرات فراهم می‌آورد، از مهم‌ترین تلاش‌های عالِمان برای گره زدن دو سر عالَم است.

● زبان‌شناسان در تبیین جهان ذهن و زبان آدمی با چالشی مشابه مواجه بوده‌اند. دیرزمانی بود که برای به نظریه درآوردن ساختار صوری زبان، نظریه‌های ساختواژی، با تمرکز بر ریزترین واحدهای معنایی و دستوری، در پی توضیح ساخت واژه بودند و رویکردهای نحوی، بی‌آن‌که به درون واژه طمع کنند، در اندیشۀ توصیف ساختار گروه به‌سر می‌بردند. پس از انتشار کتاب ساخت‌های نحوی چامسکی، توصیفات زبان‌ویژه جای خود را به تلاش برای ارائۀ تحلیل‌های جهان‌شمول دادند و شارحان آرای چامسکی کوشیدند تا اصول ذهنی مشترکی میان زبان‌های مختلف بیابند و دستوری جهانی برای زبان تدوین کنند؛ گو این‌که اغلب نظریه‌پردازان دستور زایشی همچنان با دو رهیافت مختلف به سراغ سطوح کوچک‌تر و بزرگ‌تر از واژه می‌رفتند.

● در میانه‌راه دهۀ ۷۰ میلادی، بیشتر صورت‌گرایانی که پدیدۀ صرف و روندهای واژه‌سازی را میدان کندوکاو خود قرار می‌دادند، ساختواژه را بخش مستقل نظام زبانی می‌انگاشتند و واژه‌ها را اتم‌های رسوخ‌ناپذیر نحوی می‌دانستند. نزد آنها، واژه‌ها در سطح نحو و معنا، تفکیک‌ناپذیر یا اتمی‌اند. هر واژه‌ای مشخصه‌هایی دارد، اما این مشخصه‌ها فاقد ساختارند و رابطۀ میان آنها با تجزیۀ درونی واژه در نحو معنادار نیست.

● چندان نپایید که در کشاکش نزاع‌های زبان‌شناختی، فرض تفکیک‌ناپذیری واژه سست شد و در برابر دیدگاه واژه‌گرایان و دیدگان جدایی‌طلبان، اندیشۀ یکسان‌سازی حوزه‌های صرف و نحو ظهور کرد. این رویکرد، ساده‌ترین انگارۀ دستوری ممکن را نظریه‌ای می‌داند که در آن نظام صرفی بخشی از قلمرو نحو باشد. در چنین منظری به زبان، نیازی نیست که برای تبیین ساختار واژه‌ها، تحلیل‌های نحوی را دستخوش تغییر کنیم یا چیزی به آنها بیفزاییم. این پندارۀ نظری که صرف و نحو را درمی‌آمیزد و با اصول یکپارچه، ریزترین اتم‌های معنادار (تکواژ) را برای ساخت بزرگ‌ترین سازه‌های صوری زبان (جمله) به‌کار می‌گیرد، در اصل آینۀ بیکر بازتاب یافته است. به‌گفتۀ بیکر، اشتقاق‌های صرفی و نحوی باید بازتابی از ساختار یکدیگر باشند.

● از روزگاری که آینه‌پارۀ بیکر تصویری از ساختار صوری زبان را بازتاباند، تا زمانی که هله و مرنتز شالودۀ نظریۀ صرف توزیعی را پی ریختند تا از این رهگذر، جهان دوپارۀ صرف و نحو را به یک پیمانه کنند، کوشش‌های متعددی برای تبیین رابط ساختواژه‌ـ‌نحو (رسن) صورت گرفت. صرف توزیعی که نام خود را وام‌دار مناقشۀ جایگاه ساختواژه در دستور زایشی است، در دامن نظریۀ اصول و پارامترها پرورش یافته و از چشمۀ کمینه‌گرایی مایه گرفته است. بنابراین، این رهیافت نظری از آموزه‌های دستور زایشی ارتزاق می‌کند، اما با رد نگاه نیاکان واژه‌گرایش تأکید می‌ورزد که واژه و همۀ سازه‌های بزرگ‌تر از واژه را می‌توان برپایۀ اصولی واحد توصیف و تبیین کرد.

● تردیدی نیست که صرف توزیعی برای پی‌ریزی نظریه‌ای فراگیر که صرف و نحو را یکسان کند، در آغاز راه است و حتی برای تقرب به این هدف، مسیری بلند پیش روی دارد. به‌هرروی، نه آن «ریسمان» فیزیک‌دانان عجالتاً آن‌چنان استوار است که بتواند پیوندی بی‌عیب و نقص میان جهان خُرد و کلان پدید آورد و نظریۀ همه‌چیز را بنا نهد، نه این «رسن» زبان‌شناسان هنوز آن حبل‌المتینی است که گرهی ناگسستنی به صرف و نحو بزند، یا واج‌شناسی و معناشناسی را هم به قلمرو خود بکشاند. باری، ما نمی‌دانیم که نحویون آینده چه در سر دارند، یا خبر نداریم که در لژهای پنهان معماران دستور زایشی چه می‌گذرد. اما اگر به گذشته بنگریم و سرنوشت صرف را به‌یاد بیاوریم، باید اقرار کنیم که نعمت یا نقمت سیطرۀ نحو بر همۀ ارکان دستور، از آنچه در آینۀ «مارک بیکر» می‌بینید، به شما نزدیک‌تر است!

@MorphoSyntax
🥰7💯21😁1


☑️ نحو | ساخت افعال پیاپی

👈🏿 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبان‌شناسی (۱۴۰۱) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۹ ـ تعداد بندهای کدام جملۀ مرکب زیر کمتر است؟
۱ ـ آمده بود بگیرد بخوابد که مهمان آمد.
۲ ـ می‌گفت می‌خواست بخوابد که مهمان آمد.
۳ ـ داشت می‌گرفت می‌خوابید که مهمان آمد.
۴ ـ پا شده بود رفته بود بخوابد که مهمان آمد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

👈🏿 ساخت افعال پیاپی، از جمله اشتقاق‌های نحوی است که در فارسی و برخی از زبان‌های دیگر، مانند چینی، یافت می‌شود. در این ساخت‌ها، یک یا چند فعل دستوری که معنای واژگانی‌شان تهی یا تضعیف شده است، همراه با یک فعل اصلی به کار می‌روند و معنای نمودی (آغازی، استمراری، آستانه‌ای، تکراری) به ساختار نحوی اعطا می‌کنند.


👈🏿 فعل‌های «داشتن، گرفتن، برگشتن، گذاشتن» از پربسامدترین افعالی‌اند که در چنین ساختاری حاضر می‌شوند. مانند نمونۀ زیر:

◄ وسط جلسه داشت می‌گرفت می‌خوابید. وقتی بهش تذکر دادند، به تندی برگشت گفت به کسی ربطی ندارد و بعد بدون خداحافظی، گذاشت رفت.


👈🏿 فعل پیاپی و فعل اصلی در کنار هم یک بند را می‌سازند و به همین دلیل، میان این دو فعل نمی‌توان حروف عطف همپایه و ناهمپایه آورد. بدین ترتیب، «گرفتن» در جملۀ نخست در زیر فعل دستوری است و معنای واژگانی ندارد. اما همین فعل در جملۀ دوم، فعل واژگانی است و با دو بند مستقل مواجه‌ایم:

یک بند: نامه رو گرفت پاره کرد.
دو بند: نامه رو گرفت و پاره کرد.


👈🏿 براین اساس، تعداد بندهای هریک از گزینه‌های یادشده را می‌توانیم با قلاب‌گذاری زیر نشان دهیم:

سه بند:
۱ ـ [آمده بود] [بگیرد بخوابد] [که مهمان آمد].

چهار بند:
۲ ـ [می‌گفت] [می‌خواست] [بخوابد] [که مهمان آمد].

دو بند:
۳ ـ [داشت می‌گرفت می‌خوابید] [که مهمان آمد].

چهار بند:
۴ ـ [پا شده بود] [رفته بود] [بخوابد] [که مهمان آمد].


✔️Serial Verb Construction (SVC)


@MorphoSyntax
5👍5
2006 Serial Verb Constructions.pdf
2.7 MB


📘 کتاب | ساخت افعال پیاپی

▫️Serial Verb Constructions,
A Cross-Linguistic Typology (2006)

▫️Edited by:
Alexandra Y. Aikhenvald
R. M. W. Dixon

ـ››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››
📑 مقاله | نمود دستوری در ساخت فعل‌های پیاپی

https://jrl.ui.ac.ir/article_23364.html
ـ››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››››

@MorphoSyntax
🙏7


🪩 تفکر انتقادی | علیت و همبستگی

▫️پژوهش‌ها نشان می‌دهند:

(۱). کاهش مصرف مرکبات، تا سقف ۳۰ درصد سبب بیشتر شدن سرقت خودرو می‌شود.

(۲). حرکت فعل اصلی و انضمام آن به فعل کمکی سبب ناممکن شدن ساخت شبه‌کافت می‌شود.


▫️علت شمردن همبستگی که از خطاهای رایج در فهم رابطۀ علیت به‌شمار می‌رود، از مغالطه‌هایی است که غالباً هنگام مشاهدۀ دو رویداد هم‌زمان رخ می‌دهد و گاهی حتی شکل‌گیری باورهای خرافی را زمینه‌چینی می‌کند. نادیده انگاشتن متغیر سوم که بر دو متغیر دیگر اثر می‌گذارد، سبب می‌شود که یکی از این دو، علت دیگری انگاشته شود.

▫️کاهش مصرف مرکبات و افزایش سرقت خودرو، دو پدیده‌ای‌اند که در فصل گرما و به‌ویژه تابستان رخ می‌دهند. مرکبات عموماً میوه‌های فصل پاییز و زمستان‌اند و تولید و مصرف آنها در تابستان کاهش می‌یابد. روشن نگاه داشتن خودرو برای استفاده از کولر و باز گذاشتن پنجره‌ها هنگام ترک موقت خودرو در ماه‌های گرم سال، به افزایش سی درصدی سرقت اتومبیل منجر می‌شود.

▫️اگر نتایج دو پژوهش آماری دربارۀ مصرف مرکبات و سرقت خودرو را در کنار هم بگذاریم و همبستگی این دو پدیده را به خطا از نوع رابطۀ علّی بدانیم، گرفتار همان مغالطۀ علت شمردن همبستگی یا اصطلاحاً تسبیب مایقارن شده‌ایم و چه‌بسا برای جلوگیری از سرقت خودرویمان، به خوردن پرتقال و نارنگی روی بیاوریم.

▫️اما پیوند میان دو پدیدهٔ انضمام فعل اصلی به فعل کمکی و ناممکن بودن ساخت شبه‌کافت چگونه است؟ در شبه‌کافت، فعل اصلی از اشتقاق نحوی زدوده می‌شود و فعل کمکی باقی می‌ماند. در زبان فارسی که ارتقای فعل اصلی به کمکی رخ می‌دهد، شبه‌کافت امکان‌پذیر نیست، اما در انگلیسی این پدیده مجاز است:

◄ اگر تو دوچرخه‌ات را به دوستت قرض ندهی، من خواهم داد.
◄ *اگر تو دوچرخه‌ات را به دوستت قرض ندهی، من خواهم ــــ.

◄ سینا قبل از امتحان کتاب‌ها را از من گرفته بود، مینا جزوه‌ها را گرفته بود.
◄ *سینا قبل از امتحان کتاب‌ها را از من گرفته بود، مینا جزوه‌ها را ــــ بود.


► She’ll read something to Sam, but she won’t ــــ to Bill.
► I rolled up a newspaper, and Lynn did ــــ a magazine.


▫️در نمونه‌های فارسی، بر خلاف انگلیسی، فعل اصلی (دادن/ گرفتن) به سوی فعل کمکی (خواستن/ بودن) حرکت کرده و به آن منضم شده است. این انضمام علت ناممکن شدن شکل‌گیری ساختاری است که شبه‌کافت خوانده می‌شود (در انگلیسی فعل اصلی به کمکی منضم نمی‌شود). بنابراین، در این نمونه صرفاً با رابطهٔ همبستگی مواجه نیستیم، بلکه یک پدیده به درستی علت پدیدهٔ دیگر شمرده می‌شود؛ دست‌کم تا روزی که بتوان این گزاره را رد کرد.

✔️Causation = علیت
✔️Correlation = همبستگی
✔️Pseudogapping = شبه‌کافت
✔️Incorporation = انضمام

@MorphoSyntax
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | خوش‌سوگ‌نامه


● برابرنهادهٔ «خوش‌سوگ‌نامه» واژهٔ مصوب برای اصطلاح بیگانهٔ «tragicomedy» است.

✔️ تعریف: سوگنامه‏ای که پایان خوش داشته باشد/ گونه‌ای ادبی که آمیخته از عناصر تراژدی و کمدی است.

✔️ مثال: طرف با نمرهٔ منفی فیزیک، دبیری فیزیک قبول شده؛ خوش‌سوگ‌نامه‌ای است!

@MorphoSyntax
👍52😁2
چخوف ـ دلتنگی.pdf
402.4 KB


📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف


▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستان: دلتنگی
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]

▫️«دل‌تنگی» از داستان‌های کوتاه مشهور چخوف است که زنده‌یاد دکتر حق‌شناس در جلسه‌ای آن را به عنوان نمونۀ برجسته‌ای از آثار این نویسندۀ روس معرفی کرده بود.

@MorphoSyntax
8👍3


👁‍🗨 دیدگاه | دو چهرۀ چامسکی: کارمند پنتاگون یا بزرگ‌ترین منتقد آن؟

▪️بسیاری، چامسکی را بزرگ‌ترین روشنفکر دهه‌های ابتدایی سدهٔ بیست و یکم می‌دانند. کنشگری سیاسی خستگی‌ناپذیر او برضد جنگ‌طلبی و نظامی‌گری ایالات متحده و بحران‌های بشری روزگار ما، الهام‌بخش نسل‌های متعددی از دانشجویان و نویسندگان بوده است. بااین‌حال، در کنار همۀ تلاش‌های ضدجنگ چامسکی، حقیقتی ناساز وجود داشته است: تحقیقات او مورد حمایت ژنرال‌های ارتش آمریکا بوده است و او در دانشگاهی کار می‌کرده که جزء نظامی‌ترین دانشگاه‌های آمریکا به شمار می‌رود. چطور این دو چامسکیِ متفاوت با هم کنار آمده‌اند؟

● به قلم: کریس نایت
● مترجم: محمدابراهیم باسط
● منبع فارسی: فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی

@MorphoSyntax

ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ
https://tarjomaan.com/%D8%AF%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%B1%DB%80-%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF/
ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ


💎 نحو | مولانا و تمایز موضوع درونی و بیرونی


مات زید، زید اگر فاعل بُوَد
لیک فاعل نیست، کو عاطل بُوَد

او ز رویِ لفظِ نحوی فاعلست
ورنه او مفعول و موتش قاتلست

فاعلِ چه؟ کو چنان مقهور شد
فاعلی‌ها جمله از وی دور شد


🔹در جملهٔ «زید مُرد»، گروه اسمی «زید» فاعل نحوی/ ساختاری است، اما کنندهٔ کار یا اصطلاحاً کنشگر (= موضوع بیرونی) نیست.

🔹جلال‌الدین محمد بلخی، ۷۵۰ سال پیش از زبان‌شناسان مدعی معاصر، به درستی تصریح می‌کند که «زید» برای فعل «مردن» مفعول (= موضوع درونی) است.

🔹در نبود کنشگر یا موضوع بیرونی، موضوع درونی به ناچار در جایگاه فاعل ساختاری نشسته و فعل را به مطابقه واداشته است.

@MorphoSyntax
👌54🥰3🔥2👍1👎1
2023 The Study of Words An Introduction.pdf
11.9 MB


📕 کتاب | ساختواژه

🔻منابع انگلیسی برای درس ساختواژه؛ گرایش زبان‌شناسی رایانشی، نیم‌سال نخست ۱۴۰۳.

▫️Morphology
▫️J. T. Jensen (1944)

▪️Word-Formation in English
▪️I. Plag (2003)

▫️Understanding Morphology
▫️M. Haspelmath & A. Sims (2010)

▪️What is Morphology?
▪️M. Aronoff & K. Fudeman (2011)

▫️The Study of Words
▫️L. Gebhardt (2023)

@MorphoSyntax
🙏2👍1
‎2002_Longman_Dictionary_of_Language_Teaching_and_Applied_Linguistics.pdf
2.3 MB


📒 کتاب | فرهنگ‌نامهٔ آموزش زبان و زبان‌شناسی کاربردی

▫️Longman Dictionary of Language Teaching and Applied Linguistics, Third Edition (2002)

▫️Jack C. Richards and Richard Schmidt

@MorphoSyntax
🙏2


💎 نحو | برهم‌کنش وقت و زمان


□ زمان (tense) مفهومی دستوری است و به تصریف فعل برای اشاره به گذشته، حال و آینده اشاره می‌کند. برخی از زبان‌های جهان مثل فرانسوی، دارای هر سه زمان یادشده‌اند، گویا شمار کمتری مانند ویتنامی هیچ‌کدام را ندارند، و زبان‌هایی همچون فارسی و انگلیسی فقط دارای دو زمان دستوری حال و گذشته‌اند.

□ اما وقت (time) مفهومی برون‌زبانی است و به پدیده‌ای در جهان پیرامون‌مان دلالت می‌کند. رایشنباخ (۱۸۹۱ ــ ۱۹۵۳)، فیلسوف آلمانی، در تبیین مفهوم وقت و تمایز آن با زمان، سه اصطلاح وقت گفتار، وقت رویداد و وقت مرجع را به‌ترتیب زیر از هم بازمی‌شناسد (رایشنباخ ۱۹۴۷):

الف. وقت گفتار ← لحظه‌ای یا بازه‌ای در وقت که گوینده گزاره‌ای را بیان می‌کند.

ب. وقت رویداد ← برشی در وقت که در آن وضعیتی یا رویدادی حادث می‌شود.

پ. وقت مرجع ← نقطه‌ای برای ارجاع زمان که می‌تواند با وقت گفتار مقارن باشد.

□ وقت مرجع که نقطه‌ای برای شناسایی زمان دستوری گزاره است، ممکن است با وقت گفتار تلاقی داشته باشد یا با آن متفاوت باشد؛ و مراد از وقت گفتار، زمانی است که یک گزاره بیان می‌شود.

□ به‌گفتۀ زیمرمان و اِسترنفِلد (۲۰۱۳: ۲۰۳)، وقت مرجع با محدودیت‌هایی بر روی خط زمانی مواجه است، چنان‌که در زمان آینده، وقت مرجع صرفاً می‌تواند پس از وقت گفتار قرار گیرد؛ اما در زمان گذشته وقت مرجع منحصراً مقدم بر وقت گفتار است. برای تبیین سه مفهوم یادشده، مثال‌های زیر را درنظر بگیرید:

الف. حال ← سرمربی تیم ملی الآن در فرودگاه است.

ب. گذشته ← سرمربی تیم ملی از فرودگاه به هتل رفت.

پ. گذشتۀ کامل ← در آن ترافیک، وقتی به فرودگاه رسیدیم، سرمربی تیم ملی به هتل رفته بود.

ت. آیندۀ کامل ← در این ترافیک، وقتی به فرودگاه برسیم، سرمربی تیم ملی به هتل رفته است.

□ وضعیتی که گویندۀ جملۀ (الف) توصیف می‌کند، با وقت گفتار تقارن دارد و لذا، وقت مرجع شامل وقت گفتار است. در جملۀ (ب)، وقت رویداد پیش از وقت گفتار است؛ هنگامی که گوینده وضعیت (ب) را گزارش می‌دهد، عمل «رفتن» پیشتر رخ داده و بنابراین، وقت مرجع بر وقت گفتار مقدم است. در دو جملۀ (پ) و (ت)، فعل «رسیدن» وقت مرجع برای فعل اصلی جمله، یعنی «رفتن» است؛ با این تفاوت که در اولی، گوینده رویدادی را که در گذشته رخ داده، توصیف کرده و وقت رویداد مقدم بر وقت گفتار است؛ اما در دومی، گوینده وضعیتی را پیش‌بینی کرده که در آیندۀ نزدیک رخ می‌دهد و در نتیجه، وقت گفتار بر وقت رویداد تقدم دارد.


▪️زبان‌شناسان متعددی نظام مبتکرانه‌ای را که رایشنباخ برای تبیین برهم‌کنش وقت و زمان به‌دست داده است، با تغییراتی از نو به‌کار بسته‌اند (از جمله: کُمری ۱۹۸۵، ویکنر ۱۹۸۵، هورنشتین ۱۹۹۰، جیورجی و پیانِزی ۱۹۹۷؛ و نیز نک: پیانِزی ۲۰۰۶، برای مقایسۀ رویکردهای مختلف).

✔️utterance time = وقت گفتار
✔️event time = وقت رویداد
✔️reference time = وقت مرجع

@MorphoSyntax
👍6🙏4🤓3


🔍 مسئله (۱۶):

🚨 حوادث ــ در خردادماه سال ۱۴۰۱، سارقانی که به صندوق امانات بانک ملی در مقابل دانشگاه تهران دستبرد زده بودند، پس از ماه‌ها تلاش پلیس دستگیر شدند. علت تأخیر در دستگیری سارقان چه بود؟

۱. سارقان از ترس اینکه هویت‌شان آشکار شده باشد، مدتی به یکی از شهرهای جنوبی کشور گریختند.

۲. سارقان از ترس اینکه شناخته نشوند، چند بار پیاپی مکان سکونت استیجاری خود را تغییر دادند.

۳. سارقان از ترس اینکه ردی در بانک به‌جای گذاشته‌اند، از طریق مرز زمینی از کشور خارج شدند.

۴. سارقان از ترس اینکه پلیس شناسایی‌شان خواهد کرد، با هویت جعلی در یک کارگاه مشغول به کار شدند.

@MorphoSyntax
🤔3👌1


☑️ صرف | گونه‌های آوایی ریشه

🔖 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبان‌شناسی (۱۴۰۱) است که با حوزۀ صرف و واج‌شناسی پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۱۵ ــ کدام‌یک از تکواژهای زیر دارای تکواژگونه‌هایی است که به لحاظ آوایی جفت کمینۀ هم به شمار نمی‌روند؟
۱. فریب
۲. پرهیز
۳. انگار
۴. آفرین
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔖 جفت کمینه (minimal pair):
واژه‌هایی با معنای متفاوت که تنها در یک واج، در جایگاه مشابه، با هم فرق دارند؛ مانند عرض (Ɂarz) و مرز (marz) در فارسی.


🔖 طبق تقطیع سنتی تکواژها:

◄ تکواژگونه‌های فریب: farib/farif
◄ تکواژگونه‌های پرهیز: parhiz/parhix
◄ تکواژگونه‌های انگار: Ɂengār/Ɂengāš
◄ تکواژگونه‌های آفرین: Ɂāfarin/Ɂāfar

دو تکواژگونۀ «آفرین» جفت کمینه نیستند و تفاوت آنها در بیش از یک واج است.

◄ نمونه‌های /Ɂāfarin/: می‌آفریند، آفریننده، آفرینش
◄ نمونه‌های /Ɂāfar/: می‌آفرید، آفریدگار، آفریده

@MorphoSyntax
👍5💯3🤔1
جلسه دفاع.pdf
37.8 KB


📕 جلسهٔ دفاع پایان‌نامه

⚪️ ساختار موضوعی اسم در زبان فارسی

🕛 دوشنبه، ۲۶ شهریور، ساعت ۱۲ تا ۱۴

@MorphoSyntax
5👍1
جلسۀ دفاع.pdf
34.6 KB


📘 جلسهٔ دفاع رساله

⚪️ رده‌شناسی ترتیب واژه‌ها در گیلکی گیلان و مازندران

🕥 سه‌شنبه، ۲۷ شهریور، ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰

@MorphoSyntax
👍5👎2😐1


💎 نحو | دستوری‌شدگی فعل «گرفتن»

● فعل «گرفتن» در فارسی با پیمودن روند دستوری‌شدگی، در ساخت افعال پیاپی به کار می‌رود. در نمونه‌های زیر، «گرفتن» در معنای واژگانی خود به کار نرفته است، بلکه مفهوم نمودی دارد و بر آغاز کنش یا تغییر وضعیت دلالت می‌کند:

◄ این‌قدر راه نرو؛ لطفاً بگیر بنشین.
◄ تا از محل کارش برگشت، گرفت خوابید.
◄ مرد گنده، بچۀ به این کوچکی را گرفت زد.
◄ وسط خواندن، از خشم نامه را گرفت پاره کرد.

● ساخت افعال پیاپی به‌ویژه در زبان‌های کریول و برخی از زبان‌های غرب افریقا، جنوب شرقی آسیا و اقیانوسیه دیده می‌شود. در بسیاری از این زبان‌ها، «گرفتن» یکی از فعل‌هایی است که چنین کارکردی یافته است؛ مانند نمونۀ زیر از زبان کوا:

A téi dí fáka kóti dí beée.
3SG take DET knife cut DET bread
“= He cut the bread with the knife.”

● زبان‌های کوا (Kwa languages) عضو خانوادۀ زبانی نیجر ـ کنگو هستند و در جنوب شرقی ساحل عاج، جنوب غنا و مرکز توگو رواج دارند. این شاخه قریب به پنجاه زبان را شامل می‌شود و شمار گویشورانش نزدیک به بیست‌وپنج میلیون نفر برآورد شده است.

@MorphoSyntax
👌5👍3🆒31
2024_Everyday_Linguistics_An_Introduction_to_the_Study_of_Language.pdf
9.5 MB


📚 کتاب | درآمدی بر زبان‌شناسی


▫️Linguistics, An Introduction (2009)
▫️A. Radford, M. Atkinson, D. Britain, H. Clahsen and A.
Spencer

▪️An Introduction to Language (2015)
▪️Kirk Hazen

▫️The Handbook of Linguistics (2017)
▫️M. Aronoff and J. Rees-Miller

▪️The study of language (2017)
▪️George Yule

▫️Everyday Linguistics, An Introduction to the Study of Language
▫️Joanne Cavallaro

@MorphoSyntax
5🙏5