MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


👁‍🗨 دیدگاه | دو چهرۀ چامسکی: کارمند پنتاگون یا بزرگ‌ترین منتقد آن؟

▪️بسیاری، چامسکی را بزرگ‌ترین روشنفکر دهه‌های ابتدایی سدهٔ بیست و یکم می‌دانند. کنشگری سیاسی خستگی‌ناپذیر او برضد جنگ‌طلبی و نظامی‌گری ایالات متحده و بحران‌های بشری روزگار ما، الهام‌بخش نسل‌های متعددی از دانشجویان و نویسندگان بوده است. بااین‌حال، در کنار همۀ تلاش‌های ضدجنگ چامسکی، حقیقتی ناساز وجود داشته است: تحقیقات او مورد حمایت ژنرال‌های ارتش آمریکا بوده است و او در دانشگاهی کار می‌کرده که جزء نظامی‌ترین دانشگاه‌های آمریکا به شمار می‌رود. چطور این دو چامسکیِ متفاوت با هم کنار آمده‌اند؟

● به قلم: کریس نایت
● مترجم: محمدابراهیم باسط
● منبع فارسی: فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی

@MorphoSyntax

ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ
https://tarjomaan.com/%D8%AF%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%B1%DB%80-%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF/
ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ


💎 نحو | مولانا و تمایز موضوع درونی و بیرونی


مات زید، زید اگر فاعل بُوَد
لیک فاعل نیست، کو عاطل بُوَد

او ز رویِ لفظِ نحوی فاعلست
ورنه او مفعول و موتش قاتلست

فاعلِ چه؟ کو چنان مقهور شد
فاعلی‌ها جمله از وی دور شد


🔹در جملهٔ «زید مُرد»، گروه اسمی «زید» فاعل نحوی/ ساختاری است، اما کنندهٔ کار یا اصطلاحاً کنشگر (= موضوع بیرونی) نیست.

🔹جلال‌الدین محمد بلخی، ۷۵۰ سال پیش از زبان‌شناسان مدعی معاصر، به درستی تصریح می‌کند که «زید» برای فعل «مردن» مفعول (= موضوع درونی) است.

🔹در نبود کنشگر یا موضوع بیرونی، موضوع درونی به ناچار در جایگاه فاعل ساختاری نشسته و فعل را به مطابقه واداشته است.

@MorphoSyntax
👌54🥰3🔥2👍1👎1
2023 The Study of Words An Introduction.pdf
11.9 MB


📕 کتاب | ساختواژه

🔻منابع انگلیسی برای درس ساختواژه؛ گرایش زبان‌شناسی رایانشی، نیم‌سال نخست ۱۴۰۳.

▫️Morphology
▫️J. T. Jensen (1944)

▪️Word-Formation in English
▪️I. Plag (2003)

▫️Understanding Morphology
▫️M. Haspelmath & A. Sims (2010)

▪️What is Morphology?
▪️M. Aronoff & K. Fudeman (2011)

▫️The Study of Words
▫️L. Gebhardt (2023)

@MorphoSyntax
🙏2👍1
‎2002_Longman_Dictionary_of_Language_Teaching_and_Applied_Linguistics.pdf
2.3 MB


📒 کتاب | فرهنگ‌نامهٔ آموزش زبان و زبان‌شناسی کاربردی

▫️Longman Dictionary of Language Teaching and Applied Linguistics, Third Edition (2002)

▫️Jack C. Richards and Richard Schmidt

@MorphoSyntax
🙏2


💎 نحو | برهم‌کنش وقت و زمان


□ زمان (tense) مفهومی دستوری است و به تصریف فعل برای اشاره به گذشته، حال و آینده اشاره می‌کند. برخی از زبان‌های جهان مثل فرانسوی، دارای هر سه زمان یادشده‌اند، گویا شمار کمتری مانند ویتنامی هیچ‌کدام را ندارند، و زبان‌هایی همچون فارسی و انگلیسی فقط دارای دو زمان دستوری حال و گذشته‌اند.

□ اما وقت (time) مفهومی برون‌زبانی است و به پدیده‌ای در جهان پیرامون‌مان دلالت می‌کند. رایشنباخ (۱۸۹۱ ــ ۱۹۵۳)، فیلسوف آلمانی، در تبیین مفهوم وقت و تمایز آن با زمان، سه اصطلاح وقت گفتار، وقت رویداد و وقت مرجع را به‌ترتیب زیر از هم بازمی‌شناسد (رایشنباخ ۱۹۴۷):

الف. وقت گفتار ← لحظه‌ای یا بازه‌ای در وقت که گوینده گزاره‌ای را بیان می‌کند.

ب. وقت رویداد ← برشی در وقت که در آن وضعیتی یا رویدادی حادث می‌شود.

پ. وقت مرجع ← نقطه‌ای برای ارجاع زمان که می‌تواند با وقت گفتار مقارن باشد.

□ وقت مرجع که نقطه‌ای برای شناسایی زمان دستوری گزاره است، ممکن است با وقت گفتار تلاقی داشته باشد یا با آن متفاوت باشد؛ و مراد از وقت گفتار، زمانی است که یک گزاره بیان می‌شود.

□ به‌گفتۀ زیمرمان و اِسترنفِلد (۲۰۱۳: ۲۰۳)، وقت مرجع با محدودیت‌هایی بر روی خط زمانی مواجه است، چنان‌که در زمان آینده، وقت مرجع صرفاً می‌تواند پس از وقت گفتار قرار گیرد؛ اما در زمان گذشته وقت مرجع منحصراً مقدم بر وقت گفتار است. برای تبیین سه مفهوم یادشده، مثال‌های زیر را درنظر بگیرید:

الف. حال ← سرمربی تیم ملی الآن در فرودگاه است.

ب. گذشته ← سرمربی تیم ملی از فرودگاه به هتل رفت.

پ. گذشتۀ کامل ← در آن ترافیک، وقتی به فرودگاه رسیدیم، سرمربی تیم ملی به هتل رفته بود.

ت. آیندۀ کامل ← در این ترافیک، وقتی به فرودگاه برسیم، سرمربی تیم ملی به هتل رفته است.

□ وضعیتی که گویندۀ جملۀ (الف) توصیف می‌کند، با وقت گفتار تقارن دارد و لذا، وقت مرجع شامل وقت گفتار است. در جملۀ (ب)، وقت رویداد پیش از وقت گفتار است؛ هنگامی که گوینده وضعیت (ب) را گزارش می‌دهد، عمل «رفتن» پیشتر رخ داده و بنابراین، وقت مرجع بر وقت گفتار مقدم است. در دو جملۀ (پ) و (ت)، فعل «رسیدن» وقت مرجع برای فعل اصلی جمله، یعنی «رفتن» است؛ با این تفاوت که در اولی، گوینده رویدادی را که در گذشته رخ داده، توصیف کرده و وقت رویداد مقدم بر وقت گفتار است؛ اما در دومی، گوینده وضعیتی را پیش‌بینی کرده که در آیندۀ نزدیک رخ می‌دهد و در نتیجه، وقت گفتار بر وقت رویداد تقدم دارد.


▪️زبان‌شناسان متعددی نظام مبتکرانه‌ای را که رایشنباخ برای تبیین برهم‌کنش وقت و زمان به‌دست داده است، با تغییراتی از نو به‌کار بسته‌اند (از جمله: کُمری ۱۹۸۵، ویکنر ۱۹۸۵، هورنشتین ۱۹۹۰، جیورجی و پیانِزی ۱۹۹۷؛ و نیز نک: پیانِزی ۲۰۰۶، برای مقایسۀ رویکردهای مختلف).

✔️utterance time = وقت گفتار
✔️event time = وقت رویداد
✔️reference time = وقت مرجع

@MorphoSyntax
👍6🙏4🤓3


🔍 مسئله (۱۶):

🚨 حوادث ــ در خردادماه سال ۱۴۰۱، سارقانی که به صندوق امانات بانک ملی در مقابل دانشگاه تهران دستبرد زده بودند، پس از ماه‌ها تلاش پلیس دستگیر شدند. علت تأخیر در دستگیری سارقان چه بود؟

۱. سارقان از ترس اینکه هویت‌شان آشکار شده باشد، مدتی به یکی از شهرهای جنوبی کشور گریختند.

۲. سارقان از ترس اینکه شناخته نشوند، چند بار پیاپی مکان سکونت استیجاری خود را تغییر دادند.

۳. سارقان از ترس اینکه ردی در بانک به‌جای گذاشته‌اند، از طریق مرز زمینی از کشور خارج شدند.

۴. سارقان از ترس اینکه پلیس شناسایی‌شان خواهد کرد، با هویت جعلی در یک کارگاه مشغول به کار شدند.

@MorphoSyntax
🤔3👌1


☑️ صرف | گونه‌های آوایی ریشه

🔖 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبان‌شناسی (۱۴۰۱) است که با حوزۀ صرف و واج‌شناسی پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۱۵ ــ کدام‌یک از تکواژهای زیر دارای تکواژگونه‌هایی است که به لحاظ آوایی جفت کمینۀ هم به شمار نمی‌روند؟
۱. فریب
۲. پرهیز
۳. انگار
۴. آفرین
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔖 جفت کمینه (minimal pair):
واژه‌هایی با معنای متفاوت که تنها در یک واج، در جایگاه مشابه، با هم فرق دارند؛ مانند عرض (Ɂarz) و مرز (marz) در فارسی.


🔖 طبق تقطیع سنتی تکواژها:

◄ تکواژگونه‌های فریب: farib/farif
◄ تکواژگونه‌های پرهیز: parhiz/parhix
◄ تکواژگونه‌های انگار: Ɂengār/Ɂengāš
◄ تکواژگونه‌های آفرین: Ɂāfarin/Ɂāfar

دو تکواژگونۀ «آفرین» جفت کمینه نیستند و تفاوت آنها در بیش از یک واج است.

◄ نمونه‌های /Ɂāfarin/: می‌آفریند، آفریننده، آفرینش
◄ نمونه‌های /Ɂāfar/: می‌آفرید، آفریدگار، آفریده

@MorphoSyntax
👍5💯3🤔1
جلسه دفاع.pdf
37.8 KB


📕 جلسهٔ دفاع پایان‌نامه

⚪️ ساختار موضوعی اسم در زبان فارسی

🕛 دوشنبه، ۲۶ شهریور، ساعت ۱۲ تا ۱۴

@MorphoSyntax
5👍1
جلسۀ دفاع.pdf
34.6 KB


📘 جلسهٔ دفاع رساله

⚪️ رده‌شناسی ترتیب واژه‌ها در گیلکی گیلان و مازندران

🕥 سه‌شنبه، ۲۷ شهریور، ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰

@MorphoSyntax
👍5👎2😐1


💎 نحو | دستوری‌شدگی فعل «گرفتن»

● فعل «گرفتن» در فارسی با پیمودن روند دستوری‌شدگی، در ساخت افعال پیاپی به کار می‌رود. در نمونه‌های زیر، «گرفتن» در معنای واژگانی خود به کار نرفته است، بلکه مفهوم نمودی دارد و بر آغاز کنش یا تغییر وضعیت دلالت می‌کند:

◄ این‌قدر راه نرو؛ لطفاً بگیر بنشین.
◄ تا از محل کارش برگشت، گرفت خوابید.
◄ مرد گنده، بچۀ به این کوچکی را گرفت زد.
◄ وسط خواندن، از خشم نامه را گرفت پاره کرد.

● ساخت افعال پیاپی به‌ویژه در زبان‌های کریول و برخی از زبان‌های غرب افریقا، جنوب شرقی آسیا و اقیانوسیه دیده می‌شود. در بسیاری از این زبان‌ها، «گرفتن» یکی از فعل‌هایی است که چنین کارکردی یافته است؛ مانند نمونۀ زیر از زبان کوا:

A téi dí fáka kóti dí beée.
3SG take DET knife cut DET bread
“= He cut the bread with the knife.”

● زبان‌های کوا (Kwa languages) عضو خانوادۀ زبانی نیجر ـ کنگو هستند و در جنوب شرقی ساحل عاج، جنوب غنا و مرکز توگو رواج دارند. این شاخه قریب به پنجاه زبان را شامل می‌شود و شمار گویشورانش نزدیک به بیست‌وپنج میلیون نفر برآورد شده است.

@MorphoSyntax
👌5👍3🆒31
2024_Everyday_Linguistics_An_Introduction_to_the_Study_of_Language.pdf
9.5 MB


📚 کتاب | درآمدی بر زبان‌شناسی


▫️Linguistics, An Introduction (2009)
▫️A. Radford, M. Atkinson, D. Britain, H. Clahsen and A.
Spencer

▪️An Introduction to Language (2015)
▪️Kirk Hazen

▫️The Handbook of Linguistics (2017)
▫️M. Aronoff and J. Rees-Miller

▪️The study of language (2017)
▪️George Yule

▫️Everyday Linguistics, An Introduction to the Study of Language
▫️Joanne Cavallaro

@MorphoSyntax
5🙏5


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاح نحوی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاح «scrambling» و صورت‌های وابسته به آن، معادل‌گزینی شده است:


▪️scrambling: جای‌گردانی
▪️scrambled element: عنصر جای‌گشته
▪️scrambled constituent: سازهٔ جای‌گشته
▪️scrambling language: زبان جای‌گردان


▫️از معادل‌های رایج برای اصطلاح «scrambling»، عبارت «قلب نحوی» است که هم چندان دقیق نیست، هم برپایهٔ آن نمی‌توان واژه‌های مشتق و مرکب مناسبی تولید کرد. فارسی و ژاپنی از زبان‌های جای‌گردان (= زبان‌های دارای فرایند قلب نحوی) هستند.

▫️مثال: در جملهٔ «این فیلم را دوستم هنوز ندیده است»، سازهٔ مفعول مستقیم دستخوش جای‌گردانی شده است. مبتداسازی و کانونی‌سازی از گونه‌های جای‌گردانی به‌شمار می‌روند.

@MorphoSyntax
👍84👎1
2005 A Minimalist Approach to Scrambling.pdf
905.1 KB


📙 کتاب | رویکردی کمینه‌گرا به جای‌گردانی


▫️A Minimalist Approach to Scrambling
▫️Simin Karimi (2005)

@MorphoSyntax
2👍2🙏1