☰
🧾 واژهگزینی | تصویب اصطلاح ساختواژی
▫️در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات ساختواژی زیر معادلگزینی شده است:
▪️concatenation: زنجیرهبندی
▪️concatenative: زنجیرهای
▪️non-concatenative: غیرزنجیرهای
▪️Root-and-Pattern: ریشه و الگو
▪️templatic morphology: ساختواژهٔ قالبی
▫️مثال: زبانهای فارسی و عربی به ترتیب دارای ساختواژهٔ زنجیرهای و غیرزنجیرهای هستند. نظام ساختواژی عربی از نوع ریشه و الگوست که به آن ساختواژهٔ قالبی نیز میگویند.
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | تصویب اصطلاح ساختواژی
▫️در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات ساختواژی زیر معادلگزینی شده است:
▪️concatenation: زنجیرهبندی
▪️concatenative: زنجیرهای
▪️non-concatenative: غیرزنجیرهای
▪️Root-and-Pattern: ریشه و الگو
▪️templatic morphology: ساختواژهٔ قالبی
▫️مثال: زبانهای فارسی و عربی به ترتیب دارای ساختواژهٔ زنجیرهای و غیرزنجیرهای هستند. نظام ساختواژی عربی از نوع ریشه و الگوست که به آن ساختواژهٔ قالبی نیز میگویند.
@MorphoSyntax
👌8👍2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧊 ساختواژه | زیباجو
⛓💥 مراکزی که جراحیهای موسوم به زیبایی انجام میدهند، برای آنکه مراجعهکنندگانِ خود را «بیمار» خطاب نکنند، واژهای ابداع کردهاند به نام «زیباجو»! اما اگر پیکرسازی این مراکز هم مثل واژهسازیشان باشد، باید با احتیاط به آنها نزدیک شد.
⛓💥 با توجه به ساختواژهٔ این صفت فاعلی مرکب، «زیباجو» کسی است که بهدنبال «زیبارو» میگردد، مانند «سودجو» که دلبستهٔ سود است یا «پناهجو» که درپی پناه میرود. تا آنجا که میدانیم، گمشدهٔ پناهجویان این مراکز، «زیبایی» است و اگر بخواهیم اصطلاحی برایشان وضع کنیم، «زیباییجو» به مقصود نزدیکتر است.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | زیباجو
⛓💥 مراکزی که جراحیهای موسوم به زیبایی انجام میدهند، برای آنکه مراجعهکنندگانِ خود را «بیمار» خطاب نکنند، واژهای ابداع کردهاند به نام «زیباجو»! اما اگر پیکرسازی این مراکز هم مثل واژهسازیشان باشد، باید با احتیاط به آنها نزدیک شد.
⛓💥 با توجه به ساختواژهٔ این صفت فاعلی مرکب، «زیباجو» کسی است که بهدنبال «زیبارو» میگردد، مانند «سودجو» که دلبستهٔ سود است یا «پناهجو» که درپی پناه میرود. تا آنجا که میدانیم، گمشدهٔ پناهجویان این مراکز، «زیبایی» است و اگر بخواهیم اصطلاحی برایشان وضع کنیم، «زیباییجو» به مقصود نزدیکتر است.
@MorphoSyntax
👍8😁5⚡1👎1
☰
☑️ واژهٔ مشتق | صفت فاعلی مشبهه
🔗 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۱) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۵۱ ــ ساختار کدامیک از واژههای زیر متفاوت است؟
۱. فرما
۲. گویا
۳. رها
۴. زیبا
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️بهجز گزینهٔ یک که ریشهٔ واژگانی است، بقیهٔ گزینهها واژهٔ مشتقاند و از همراهی ریشه و وند صفت فاعلی «ــا» بهدست آمدهاند:
○ گویا: گوی + --ا
○ رهـا: ره + --ا
○ زیبا: زیب + --ا
▫️در سنت دستورنویسی، این صفتهای فاعلی را که اصطلاحاً از بن مضارع و پسوند «ــا» ساخته میشوند، صفت مشبهه میخوانند. در مقابل، اشتقاق بن مضارع و پسوند «ــان» را صفت حالیه مینامند (احمدی گیوی و انوری ۱۳۹۰/۲: ۱۴۶):
○ خندان: خند + --ان
○ روان: رو + --ان
○ نگران: نگر + --ان
@MorphoSyntax
☑️ واژهٔ مشتق | صفت فاعلی مشبهه
🔗 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۱) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۵۱ ــ ساختار کدامیک از واژههای زیر متفاوت است؟
۱. فرما
۲. گویا
۳. رها
۴. زیبا
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️بهجز گزینهٔ یک که ریشهٔ واژگانی است، بقیهٔ گزینهها واژهٔ مشتقاند و از همراهی ریشه و وند صفت فاعلی «ــا» بهدست آمدهاند:
○ گویا: گوی + --ا
○ رهـا: ره + --ا
○ زیبا: زیب + --ا
▫️در سنت دستورنویسی، این صفتهای فاعلی را که اصطلاحاً از بن مضارع و پسوند «ــا» ساخته میشوند، صفت مشبهه میخوانند. در مقابل، اشتقاق بن مضارع و پسوند «ــان» را صفت حالیه مینامند (احمدی گیوی و انوری ۱۳۹۰/۲: ۱۴۶):
○ خندان: خند + --ان
○ روان: رو + --ان
○ نگران: نگر + --ان
@MorphoSyntax
👍8
☰
📖 هسپلماث و سیمز (۲۰۱۰: ۲۶) برای تبیین مفهوم واژگونگی مشروط به محیط واژگانی به نمونهای از زبان فارسی اشاره میکنند. بااینهمه، تحلیل آنها به دلیلی که در پی آمده است، دقیق نمینماید.
@MorphoSyntax
📖 هسپلماث و سیمز (۲۰۱۰: ۲۶) برای تبیین مفهوم واژگونگی مشروط به محیط واژگانی به نمونهای از زبان فارسی اشاره میکنند. بااینهمه، تحلیل آنها به دلیلی که در پی آمده است، دقیق نمینماید.
@MorphoSyntax
🙏4❤2
☰
🧊 ساختواژه | واژگونگی وابسته به محیط واژگانی
🟢 هسپلماث و سیمز (۲۰۱۰: ۲۶) برای معرفی مفهوم واژگونگیِ مشروط به محیط واژگانی، به تقابل وندهای جمع «ـها/ ـان» در فارسی اشاره میکنند و آنها را واژگونههای یک تکواژ میدانند (تصویر بالا). بااینهمه، مؤلفان پیشتر شرایطی برای واژگونگی برشمردهاند که با وضعیت دو تکواژ جمع پیشگفته سازگار نیست: واژگونهها یک معنای واژگانی/ دستوری دارند، در محیطهای متفاوت تظاهر مییابند، و در توزیع تکمیلیاند (همان: ۲۳).
🟢 در توزیع تکمیلی بودن که ویژگی مهم و شرط لازم برای واژگونگی است، در مورد دو پسوند «ـها» و «ـان» مشاهده نمیشود. در واقع، این وندها، عناصر مستقلیاند که کارکرد دستوری مشابهی دارند؛ همانگونه که دو پسوند صفت فاعلی «ـان/ ـنده» نقش دستوری مشابه دارند (درخشان/ درخشنده؛ روان/ رونده)، اما قطعاً آنها را واژگونههای یک تکواژ نمیدانیم.
🟢 پسوندهای جمع «ـها/ ـان» محیطهای واژگانی مشترک فراوانی دارند و در توزیع تکمیلی نیستند (چشمها/ چشمان؛ درختها/ درختان؛ مردها/ مردان؛ مدافعها/ مدافعان). اگر در میان وندهای فارسی در پی واژگونههایی میگردیم که وابسته به شرایط واژگانی باشند، چهار پسوند زیر که مفهوم دارندگی و نسبت از آنها برمیآید، نمونههای مناسبیاند:
ــ /var/: سخنور، هنرور، جانور
ــ /vɑr/: امیدوار، سوگوار، عیالوار
ــ /ɑvar/: تناور، فناور، دلاور
ــ /ur/: مزدور، گنجور، رنجور
🟢 نکتهٔ فرعی آنکه اصطلاح واژگونگی (allomorphy) گاهی به تکواژگونگی ترجمه شده که از دو جنبهٔ نظری و لغوی دقیق نیست. تکواژ (morpheme) مفهومی انتزاعی است که صورت عینی آن، واژ (morph) خوانده میشود. گاهی یک تکواژ، چند صورت عینی و در واقع، چند گونهٔ واژی دارد که طبیعتاً واژگونههای مختلف یک تکواژند. معادل انگلیسی این اصطلاح ساختواژی نیز «allomorph» است، نه «allomorpheme».
🟢 وقتی قرابت آوایی در واژگونههای یک تکواژ اندک است، آنها را صورت مکمل/ تکمیلی (suppletive form) مینامند. بههمین دلیل، هسپلماث و سیمز گمان بردهاند که وندهای «ـها/ ـان» صورتهای مکملاند. نمونهٔ مناسب برای صورتهای مکمل، تکواژ انتزاعی «بین» (مفهوم دیدن) است که دو واژگـــونهٔ مکــــمل دارد: /bin/ و /di/. این دو گونه، مانند همهٔ واژگونهها، در توزیع تکمیلیاند و هرگز در بافت همسان بهکار نمیروند؛ از جمله:
ــ /bin/: میبینم، بینش، بیننده، بینا
ــ /di/: میدیدم، دیدار، دیده، دیدن
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | واژگونگی وابسته به محیط واژگانی
🟢 هسپلماث و سیمز (۲۰۱۰: ۲۶) برای معرفی مفهوم واژگونگیِ مشروط به محیط واژگانی، به تقابل وندهای جمع «ـها/ ـان» در فارسی اشاره میکنند و آنها را واژگونههای یک تکواژ میدانند (تصویر بالا). بااینهمه، مؤلفان پیشتر شرایطی برای واژگونگی برشمردهاند که با وضعیت دو تکواژ جمع پیشگفته سازگار نیست: واژگونهها یک معنای واژگانی/ دستوری دارند، در محیطهای متفاوت تظاهر مییابند، و در توزیع تکمیلیاند (همان: ۲۳).
🟢 در توزیع تکمیلی بودن که ویژگی مهم و شرط لازم برای واژگونگی است، در مورد دو پسوند «ـها» و «ـان» مشاهده نمیشود. در واقع، این وندها، عناصر مستقلیاند که کارکرد دستوری مشابهی دارند؛ همانگونه که دو پسوند صفت فاعلی «ـان/ ـنده» نقش دستوری مشابه دارند (درخشان/ درخشنده؛ روان/ رونده)، اما قطعاً آنها را واژگونههای یک تکواژ نمیدانیم.
🟢 پسوندهای جمع «ـها/ ـان» محیطهای واژگانی مشترک فراوانی دارند و در توزیع تکمیلی نیستند (چشمها/ چشمان؛ درختها/ درختان؛ مردها/ مردان؛ مدافعها/ مدافعان). اگر در میان وندهای فارسی در پی واژگونههایی میگردیم که وابسته به شرایط واژگانی باشند، چهار پسوند زیر که مفهوم دارندگی و نسبت از آنها برمیآید، نمونههای مناسبیاند:
ــ /var/: سخنور، هنرور، جانور
ــ /vɑr/: امیدوار، سوگوار، عیالوار
ــ /ɑvar/: تناور، فناور، دلاور
ــ /ur/: مزدور، گنجور، رنجور
🟢 نکتهٔ فرعی آنکه اصطلاح واژگونگی (allomorphy) گاهی به تکواژگونگی ترجمه شده که از دو جنبهٔ نظری و لغوی دقیق نیست. تکواژ (morpheme) مفهومی انتزاعی است که صورت عینی آن، واژ (morph) خوانده میشود. گاهی یک تکواژ، چند صورت عینی و در واقع، چند گونهٔ واژی دارد که طبیعتاً واژگونههای مختلف یک تکواژند. معادل انگلیسی این اصطلاح ساختواژی نیز «allomorph» است، نه «allomorpheme».
🟢 وقتی قرابت آوایی در واژگونههای یک تکواژ اندک است، آنها را صورت مکمل/ تکمیلی (suppletive form) مینامند. بههمین دلیل، هسپلماث و سیمز گمان بردهاند که وندهای «ـها/ ـان» صورتهای مکملاند. نمونهٔ مناسب برای صورتهای مکمل، تکواژ انتزاعی «بین» (مفهوم دیدن) است که دو واژگـــونهٔ مکــــمل دارد: /bin/ و /di/. این دو گونه، مانند همهٔ واژگونهها، در توزیع تکمیلیاند و هرگز در بافت همسان بهکار نمیروند؛ از جمله:
ــ /bin/: میبینم، بینش، بیننده، بینا
ــ /di/: میدیدم، دیدار، دیده، دیدن
@MorphoSyntax
👍5❤1🙏1👌1💯1
☰
🔍 مسئله (۱۹)
⚓️ جملهٔ زیر متشکل از چند تکواژ است؟
«قبلاً پهناورترین شناورها در این بندر پهلو گرفتهاند.»
۱. چهارده
۲. شانزده
۳. هجده
۴. بیست
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۹)
⚓️ جملهٔ زیر متشکل از چند تکواژ است؟
«قبلاً پهناورترین شناورها در این بندر پهلو گرفتهاند.»
۱. چهارده
۲. شانزده
۳. هجده
۴. بیست
@MorphoSyntax
❤6👍1👌1
☰
🌐 ریشهشناسی | کوشک و کیوسک
✨ کوشک (به عربی: قصر) بنای بلند و زیبا را گویند که غالباً در میان باغ میسازند. واژۀ «kauška» در ایرانی باستان از ریشۀ «kauš»، به معنای «پوشاندن، حفظ کردن و دربرگرفتن» است.
✨ این ریشه مشتق از صورت «s)kews)» در زبان هندواروپایی مادر است که به مفهوم «پوشاندن، پنهان کردن» بهکار میرفت و در آلمانی و انگلیسی، به ترتیب، به شکل «haus» و «house» درآمده است. واژهٔ «hose» آلمانی (= شلوار) نیز از همین ریشه است.
✨ واژۀ «کوشک» در عصر عثمانی به زبانهای اروپایی راه یافت و از جمله به صورت «kiosque» (در فرانسوی)، «kiosk» (در انگلیسی)، «quiosque» (در پرتغالی)، «chiosco» (در ایتالیایی)، درآمد و البته دوباره به شکل واژهٔ «کیوسک» به فارسی بازگشت.
✨ بدین ترتیب «کیوسک» فرنگی، برگرفته از واژۀ «کوشک» فارسی است که خود ریشه در نیای هندواروپاییاش دارد.
ای که بر قصر کوشک سازی تو
پیه بر دنبه میگدازی تو
گرچه این قصرها طربناکست
چون به گردون نمیرسد خاکست
اوحدی مراغهای (درگذشت: ۷۳۸ هجری)
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | کوشک و کیوسک
✨ کوشک (به عربی: قصر) بنای بلند و زیبا را گویند که غالباً در میان باغ میسازند. واژۀ «kauška» در ایرانی باستان از ریشۀ «kauš»، به معنای «پوشاندن، حفظ کردن و دربرگرفتن» است.
✨ این ریشه مشتق از صورت «s)kews)» در زبان هندواروپایی مادر است که به مفهوم «پوشاندن، پنهان کردن» بهکار میرفت و در آلمانی و انگلیسی، به ترتیب، به شکل «haus» و «house» درآمده است. واژهٔ «hose» آلمانی (= شلوار) نیز از همین ریشه است.
✨ واژۀ «کوشک» در عصر عثمانی به زبانهای اروپایی راه یافت و از جمله به صورت «kiosque» (در فرانسوی)، «kiosk» (در انگلیسی)، «quiosque» (در پرتغالی)، «chiosco» (در ایتالیایی)، درآمد و البته دوباره به شکل واژهٔ «کیوسک» به فارسی بازگشت.
✨ بدین ترتیب «کیوسک» فرنگی، برگرفته از واژۀ «کوشک» فارسی است که خود ریشه در نیای هندواروپاییاش دارد.
ای که بر قصر کوشک سازی تو
پیه بر دنبه میگدازی تو
گرچه این قصرها طربناکست
چون به گردون نمیرسد خاکست
اوحدی مراغهای (درگذشت: ۷۳۸ هجری)
@MorphoSyntax
❤6👍6
گی دو موپاسان.pdf
296.1 KB
☰
📖 داستان کوتاه | گی دو موپاسان
▫️گی دو موپاسان ( ۱۸۵۰ ــ ۱۸۹۳) نویسندهٔ فرانسوی
▫️از مجموعهٔ: هورلا
▫️داستانها: (۱) ابلیس ــ (۲) چتر
▫️مترجم: شیرین دخت دقیقیان
▫️ناشر: نشر چشمه، تهران ۱۳۷۳
@MorphoSyntax
📖 داستان کوتاه | گی دو موپاسان
▫️گی دو موپاسان ( ۱۸۵۰ ــ ۱۸۹۳) نویسندهٔ فرانسوی
▫️از مجموعهٔ: هورلا
▫️داستانها: (۱) ابلیس ــ (۲) چتر
▫️مترجم: شیرین دخت دقیقیان
▫️ناشر: نشر چشمه، تهران ۱۳۷۳
@MorphoSyntax
❤5👍3
☰
💎 نحو | در دل افتادن
یکی را از بزرگان در طهارت جای در دل افتاد که پیرهن به درویش دهد. مریدی را آواز داد و پیراهن برکشید و به وی داد. گفت: «چرا صبر نکردی تا بیرون آمدی؟» گفت: «ترسیدم خاطری دیگر درآید که مرا از این بازدارد.»
✍🏻 غزالی، کیمیای سعادت، آداب و دقایق زکات دادن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔖 «به/در دل افتادن» ساخت نامفعولی است که دو ساختار موضوعی مختلف دارد:
(۱). یک گروه اسمی در مقام موضوع درونی ادغام میشود و سپس به جایگاه فاعل ساختاری ارتقا مییابد.
◄ این حس به دلم افتاد.
(۲). یک بند متممی در جایگاه موضوع درونی ادغام میشود و پوچواژۀ ضمیری ناملفوظ در جای فاعل مینشیند.
◄ به دلم افتاد که به من نیاز دارد.
🔖 در ساختار موضوعی نخست، گروه اسمی میتواند یک بند موصولی بپذیرد که «درجا» بماند یا به پایان جمله «پسگذاری» شود:
◄ این حس که به من نیاز دارد به دلم افتاد.
◄ این حس به دلم افتاد که به من نیاز دارد.
✔️ unaccusative = نامفعولی
✔️ argument structure = ساختار موضوعی
✔️ expletive = پوچواژه
✔️ in situ = درجا
✔️ extraposition = پسگذاری
@MorphoSyntax
💎 نحو | در دل افتادن
یکی را از بزرگان در طهارت جای در دل افتاد که پیرهن به درویش دهد. مریدی را آواز داد و پیراهن برکشید و به وی داد. گفت: «چرا صبر نکردی تا بیرون آمدی؟» گفت: «ترسیدم خاطری دیگر درآید که مرا از این بازدارد.»
✍🏻 غزالی، کیمیای سعادت، آداب و دقایق زکات دادن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔖 «به/در دل افتادن» ساخت نامفعولی است که دو ساختار موضوعی مختلف دارد:
(۱). یک گروه اسمی در مقام موضوع درونی ادغام میشود و سپس به جایگاه فاعل ساختاری ارتقا مییابد.
◄ این حس به دلم افتاد.
(۲). یک بند متممی در جایگاه موضوع درونی ادغام میشود و پوچواژۀ ضمیری ناملفوظ در جای فاعل مینشیند.
◄ به دلم افتاد که به من نیاز دارد.
🔖 در ساختار موضوعی نخست، گروه اسمی میتواند یک بند موصولی بپذیرد که «درجا» بماند یا به پایان جمله «پسگذاری» شود:
◄ این حس که به من نیاز دارد به دلم افتاد.
◄ این حس به دلم افتاد که به من نیاز دارد.
✔️ unaccusative = نامفعولی
✔️ argument structure = ساختار موضوعی
✔️ expletive = پوچواژه
✔️ in situ = درجا
✔️ extraposition = پسگذاری
@MorphoSyntax
👍10
☰
🧾 واژهگزینی | زبان جایگردان چیست؟
..............................................................
▪️Scrambling Language
In a scrambling language like German, Japanese, and Persian, scrambling produces the complete permutation set of argument order variants for a given clause.
..............................................................
🖊 برابرنهادۀ مناسب در برابر واژهٔ بیگانه، اصطلاحی است که نهتنها از همۀ ضوابط واژگزینی و اصول دستور زبان پیروی میکند، بلکه میتواند با توجه به اوزان شعر فارسی، در سخن منظوم هم بهکار رود:
حالِ ما در غُربتِ ایران و فقدانِ رفیق
جمله میگوید زبانِ جایگردان غم مخور
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | زبان جایگردان چیست؟
..............................................................
▪️Scrambling Language
In a scrambling language like German, Japanese, and Persian, scrambling produces the complete permutation set of argument order variants for a given clause.
..............................................................
🖊 برابرنهادۀ مناسب در برابر واژهٔ بیگانه، اصطلاحی است که نهتنها از همۀ ضوابط واژگزینی و اصول دستور زبان پیروی میکند، بلکه میتواند با توجه به اوزان شعر فارسی، در سخن منظوم هم بهکار رود:
حالِ ما در غُربتِ ایران و فقدانِ رفیق
جمله میگوید زبانِ جایگردان غم مخور
@MorphoSyntax
👍7❤2👎2🤔1
☰
💎 نحو | ناکنایی و نامفعولی
🟣 محمول ناکنایی: فعل لازمی که فاعل آن کنشگر است.
◄ پرنده پرید.
◄ بچه خندید.
◄ مهمانم آمد.
🟣 محمول نامفعولی: فعل لازمی که فاعل آن کنشگر نیست.
◄ پرنده مرد.
◄ بچه ترسید.
◄ عینکم شکست.
🟣 در تصویر پیوست، معیارهایی برای شناسایی محمولهای ناکنایی و نامفعولی آمده است. اما همهٔ معیارهای بالا، نمونهٔ نقض دارند و برای تشخیص این محمولها بیشتر باید بر ویژگیهای معنایی تکیه کرد. مصادیق نقض برای هر معیار را میتوانید خودتان بیابید.
✔️ unergative = ناکنایی
✔️ unaccusative = نامفعولی
@MorphoSyntax
💎 نحو | ناکنایی و نامفعولی
🟣 محمول ناکنایی: فعل لازمی که فاعل آن کنشگر است.
◄ پرنده پرید.
◄ بچه خندید.
◄ مهمانم آمد.
🟣 محمول نامفعولی: فعل لازمی که فاعل آن کنشگر نیست.
◄ پرنده مرد.
◄ بچه ترسید.
◄ عینکم شکست.
🟣 در تصویر پیوست، معیارهایی برای شناسایی محمولهای ناکنایی و نامفعولی آمده است. اما همهٔ معیارهای بالا، نمونهٔ نقض دارند و برای تشخیص این محمولها بیشتر باید بر ویژگیهای معنایی تکیه کرد. مصادیق نقض برای هر معیار را میتوانید خودتان بیابید.
✔️ unergative = ناکنایی
✔️ unaccusative = نامفعولی
@MorphoSyntax
👍10🔥2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
👁🗨 دیدگاه | کسبوکار در هند!
🔅این شیوهٔ کسبوکار لابد برایمان هم مضحک است، هم عجیب. جایی که دستگاه مسئول باید برای آمدوشد شهروندان تسهیلات فراهم کند، وظیفهٔ خود را به بخش خصوصی سپرده است. اما اگر نامش را بگذاریم «نردبان غیرانتفاعی» یا «پلکان رفاهی هیئت امنایی»، شاید دیگر نه طنزآمیز بنماید، نه دور از ذهن. شهروندانی هم که نمیخواهند برای این خدمات «اضافه» هزینه بپردازند، میتوانند با چند صد متر پیادهروی، از مسیر دولتی آمدوشد کنند.
🔅چنین تجارتی البته همانقدر عجیب است که دولت وظیفهٔ خود را در خدماتی چون بهداشت و درمان، تأمین سرپناه، برقراری نظم و امنیت و جز آنها به بخش خصوصی، یا بدتر از آن، به بخش خصولتی، وانهد و هزینهاش را بر دوش مردم تحمیل کند. پرداخت هزینه برای تحصیل در دورهٔ متوسطه و عالی نیز تفاوت چندانی با این نردبان هندوان ندارد و همین قدر بیمعناست؛ حتی اگر چنین هزینهای برای دورهٔ تحصیلات تکمیلی در رشتهٔ زبانشناسی پرداخت شود!
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | کسبوکار در هند!
🔅این شیوهٔ کسبوکار لابد برایمان هم مضحک است، هم عجیب. جایی که دستگاه مسئول باید برای آمدوشد شهروندان تسهیلات فراهم کند، وظیفهٔ خود را به بخش خصوصی سپرده است. اما اگر نامش را بگذاریم «نردبان غیرانتفاعی» یا «پلکان رفاهی هیئت امنایی»، شاید دیگر نه طنزآمیز بنماید، نه دور از ذهن. شهروندانی هم که نمیخواهند برای این خدمات «اضافه» هزینه بپردازند، میتوانند با چند صد متر پیادهروی، از مسیر دولتی آمدوشد کنند.
🔅چنین تجارتی البته همانقدر عجیب است که دولت وظیفهٔ خود را در خدماتی چون بهداشت و درمان، تأمین سرپناه، برقراری نظم و امنیت و جز آنها به بخش خصوصی، یا بدتر از آن، به بخش خصولتی، وانهد و هزینهاش را بر دوش مردم تحمیل کند. پرداخت هزینه برای تحصیل در دورهٔ متوسطه و عالی نیز تفاوت چندانی با این نردبان هندوان ندارد و همین قدر بیمعناست؛ حتی اگر چنین هزینهای برای دورهٔ تحصیلات تکمیلی در رشتهٔ زبانشناسی پرداخت شود!
@MorphoSyntax
👍7👎1
☰
💎 نحو | ساخت دومفعولی
🔘 ساخت دومفعولی، ساختاری نحوی است که در آن، هر دو موضوع درونیِ محمول دومتعدی، به مقولۀ اسم تعلق دارند. فعل جملۀ (a) دو موضوع درونی با مقولۀ گروهی اسم و حرف اضافه دارد. اما همین فعل در جملۀ (b) دو موضوع درونی با مقولۀ اسم پذیرفته و بنابراین ساخت دومفعولی است:
► (a). Mary sent a present to each family member.
► (b). Mary sent each family member a present.
► (a). Carolyn baked that cake for my children.
► (b). Carolyn baked my children that cake.
🔘 همۀ زبانهای جهان دارای تناوبی که میان جملات (a) و (b) مشاهده میشود، نیستند و ضمناً، در زبانهایی مثل انگلیسی که چنین تناوبی یافت میشود، همۀ محمولهای سهظرفیتی (دومتعدی) نمیتوانند ساخت دومفعولی تولید کنند. فارسی از زبانهایی است که برخی از محمولهای سهظرفیتی آن میتوانند در ساخت دومفعولی مشارکت کنند:
◄ (الف). سینا کرم سوختگی را به دستش مالید.
◄ (ب). سینا دستش را کرم سوختگی مالید.
◄ (الف). مادر داروی خوابآور را به بچه خوراند.
◄ (ب). مادر بچه را داروی خوابآور خوراند.
🔘 محمول برخی از خردهبندهای متممی و اداتی به مقولۀ اسم تعلق دارد. این نوع جملات را نباید با ساخت دومفعولی خَلط کرد. مثلاً دو سازۀ «شاعر» و «رئیس بانک» در زیر محمول خردهبند هستند (در دستور سنتی: تمیز)، نه مفعول جمله. طبیعتاً تناوبی که در نمونههای بالا مشاهده کردیم، برای این جملات وجود ندارد:
◄ (الف). گویا برادرتان شما را شاعر میداند.
◄ (ب). آقای خاوری خود را رئیس بانک جا زد.
✔️ double object = دومفعولی
✔️ ditransitive = دومتعدی
✔️ small clause = خردهبند
@MorphoSyntax
💎 نحو | ساخت دومفعولی
🔘 ساخت دومفعولی، ساختاری نحوی است که در آن، هر دو موضوع درونیِ محمول دومتعدی، به مقولۀ اسم تعلق دارند. فعل جملۀ (a) دو موضوع درونی با مقولۀ گروهی اسم و حرف اضافه دارد. اما همین فعل در جملۀ (b) دو موضوع درونی با مقولۀ اسم پذیرفته و بنابراین ساخت دومفعولی است:
► (a). Mary sent a present to each family member.
► (b). Mary sent each family member a present.
► (a). Carolyn baked that cake for my children.
► (b). Carolyn baked my children that cake.
🔘 همۀ زبانهای جهان دارای تناوبی که میان جملات (a) و (b) مشاهده میشود، نیستند و ضمناً، در زبانهایی مثل انگلیسی که چنین تناوبی یافت میشود، همۀ محمولهای سهظرفیتی (دومتعدی) نمیتوانند ساخت دومفعولی تولید کنند. فارسی از زبانهایی است که برخی از محمولهای سهظرفیتی آن میتوانند در ساخت دومفعولی مشارکت کنند:
◄ (الف). سینا کرم سوختگی را به دستش مالید.
◄ (ب). سینا دستش را کرم سوختگی مالید.
◄ (الف). مادر داروی خوابآور را به بچه خوراند.
◄ (ب). مادر بچه را داروی خوابآور خوراند.
🔘 محمول برخی از خردهبندهای متممی و اداتی به مقولۀ اسم تعلق دارد. این نوع جملات را نباید با ساخت دومفعولی خَلط کرد. مثلاً دو سازۀ «شاعر» و «رئیس بانک» در زیر محمول خردهبند هستند (در دستور سنتی: تمیز)، نه مفعول جمله. طبیعتاً تناوبی که در نمونههای بالا مشاهده کردیم، برای این جملات وجود ندارد:
◄ (الف). گویا برادرتان شما را شاعر میداند.
◄ (ب). آقای خاوری خود را رئیس بانک جا زد.
✔️ double object = دومفعولی
✔️ ditransitive = دومتعدی
✔️ small clause = خردهبند
@MorphoSyntax
👍11
☰
🔍 مسئله (۲۰)
🎒 معاون اجرایی مدرسه که در حال برنامهریزی برای برگزاری اردوی دانشآموزی است، در پاسخ به پرسش مدیر گفت:
«این کاری که گفتید، قبلاً انجام شده.»
🎒 اگر مدیر مدرسه در سؤال خود از فعل واژگانی «شدن» استفاده کرده باشد، او چه چیزی از معاونش پرسیده بود؟
۱. آیا اعلام کردهاید که دانشآموزان پایهٔ هفتم نمیشود به این اردو بیایند؟
۲. آیا به والدین دانشآموزان اطلاع داده شد که باید موافقت خود را مکتوب کنند؟
۳. آیا هنوز بررسی نشده که چند نفر از دانشآموزان متقاضی شرکت در اردو هستند؟
۴. آیا همهٔ خانوادهها در جریان قرار گرفتهاند که چنین اردویی دارد برگزار میشود؟
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۰)
🎒 معاون اجرایی مدرسه که در حال برنامهریزی برای برگزاری اردوی دانشآموزی است، در پاسخ به پرسش مدیر گفت:
«این کاری که گفتید، قبلاً انجام شده.»
🎒 اگر مدیر مدرسه در سؤال خود از فعل واژگانی «شدن» استفاده کرده باشد، او چه چیزی از معاونش پرسیده بود؟
۱. آیا اعلام کردهاید که دانشآموزان پایهٔ هفتم نمیشود به این اردو بیایند؟
۲. آیا به والدین دانشآموزان اطلاع داده شد که باید موافقت خود را مکتوب کنند؟
۳. آیا هنوز بررسی نشده که چند نفر از دانشآموزان متقاضی شرکت در اردو هستند؟
۴. آیا همهٔ خانوادهها در جریان قرار گرفتهاند که چنین اردویی دارد برگزار میشود؟
@MorphoSyntax
👍8❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 یکم آبان | روز ملی نثر پارسی
در نکوداشت ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۳۸۵ ــ ۴۷۰ هجری)
. . . چون ازین فارغ شدند، بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنانکه تنها آمده بود از شکم مادر . . . و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پایهایش همه فروتراشید و خشک شد، چنانکه اثری نماند تا بهدستور فرو گرفتند و دفن کردند، چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند. چون بشنید، جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند؛ بلکه بگریست بهدرد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند. پس گفت:
بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان.
و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید، بپسندید. و جای آن بود. و یکی از شعرای نیشابور این مرثیه بگفت اندر مرگ وی:
ببرید سرش را که سران را سر بود
آرایش دهر و ملک را افسر بود
گر قرمطی و جهود و گر کافر بود
از تخت به دار برشدن منکر بود
📙 تاریخ بیهقی، جلد ششم، ذکر بر دار کردن حسنک وزیر
@MorphoSyntax
🗓 یکم آبان | روز ملی نثر پارسی
در نکوداشت ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۳۸۵ ــ ۴۷۰ هجری)
. . . چون ازین فارغ شدند، بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنانکه تنها آمده بود از شکم مادر . . . و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پایهایش همه فروتراشید و خشک شد، چنانکه اثری نماند تا بهدستور فرو گرفتند و دفن کردند، چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند. چون بشنید، جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند؛ بلکه بگریست بهدرد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند. پس گفت:
بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان.
و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید، بپسندید. و جای آن بود. و یکی از شعرای نیشابور این مرثیه بگفت اندر مرگ وی:
ببرید سرش را که سران را سر بود
آرایش دهر و ملک را افسر بود
گر قرمطی و جهود و گر کافر بود
از تخت به دار برشدن منکر بود
📙 تاریخ بیهقی، جلد ششم، ذکر بر دار کردن حسنک وزیر
@MorphoSyntax
❤9👍3😢1
☰
کدام توصیف دستوری دربارهٔ دوبیتی زیر درست است: ببرید سرش را که سران را سر بود/ آرایش دهر و ملک را افسر بود/ گر قرمطی و جهود و گر کافر بود/ از تخت به دار برشدن منکر بود
کدام توصیف دستوری دربارهٔ دوبیتی زیر درست است: ببرید سرش را که سران را سر بود/ آرایش دهر و ملک را افسر بود/ گر قرمطی و جهود و گر کافر بود/ از تخت به دار برشدن منکر بود
Anonymous Quiz
53%
سومین «سر» در مصراع اول، محمول است.
10%
«ملک» دارای حالت دستوری مفعولی است.
8%
«کافر» در سومین مصراع، فاعل ساختاری است.
29%
«از تخت به دار برشدن» گروه حرف اضافه است.
2001 The Handbook of Contemporary Syntactic Theory.pdf
4.7 MB
☰
📓 کتاب | دستینۀ نظریهٔ نحوی
☆ مجموعۀ مقالات پیوست از معتبرترین آثاری است که در حوزۀ نحو زایشی به قلم شماری از نظریهپردازان برجسته تألیف شده است؛ از جمله:
☆ مارک بالتین
☆ کریس کالینز
☆ هُوارد لزنیک
☆ لویجی ریتزی
☆ ایان رابرتس
☆ مارک بیکر
☆ و بسیاری دیگر
▫️The Handbook of Contemporary Syntactic Theory
▫️Edited by:
Mark Baltin and Chris Collins (2001)
@MorphoSyntax
📓 کتاب | دستینۀ نظریهٔ نحوی
☆ مجموعۀ مقالات پیوست از معتبرترین آثاری است که در حوزۀ نحو زایشی به قلم شماری از نظریهپردازان برجسته تألیف شده است؛ از جمله:
☆ مارک بالتین
☆ کریس کالینز
☆ هُوارد لزنیک
☆ لویجی ریتزی
☆ ایان رابرتس
☆ مارک بیکر
☆ و بسیاری دیگر
▫️The Handbook of Contemporary Syntactic Theory
▫️Edited by:
Mark Baltin and Chris Collins (2001)
@MorphoSyntax
❤6
MorphoSyntax
☰ ✴️ سببی ساختواژی | آموختن 🔸در زبان فارسی دو نوع پسوند سببی ساختواژی وجود دارد. یکی وند آشکار «ـان» (ـانی/ ـون) و دیگری گونۀ پنهان یا صفر. هر دو وند یک موضوع بیرونی/ کنشگر به ساخت نحوی میافزایند. «خوردن» فقط با وند آشکار افزایش ظرفیت مییابد (بچه غذا…
☰
💎 نحو | تحول تاریخی ظرفیت ساختواژی
(۱). شبانروزی خفته بماند و آن درد سر او برفت (نظامی، چهارمقاله)
(۲). مصلحت آن بینم که مر او را خفته بمانیم و برانیم (سعدی، گلستان)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✿ در زبان فارسی برخی از فعلها با پسوند سببی آشکار «ــان»، برخی با پسوند سببی نهان «صفر»، و برخی با هر دو پسوند آشکار و نهان افزایش ظرفیت مییابند:
◄ غذا سوخت.
◄ آشپز غذا را سوزاند.
◄ غذا پخت.
◄ آشپز غذا را پخت.
◄ ظرف غذا شکست.
◄ آشپز ظرف غذا را شکاند.
◄ آشپز ظرف غذا را شکست.
✿ در متون کهن، فعل یکظرفیتی «ماندن» میتوانست با وند صفر سببی، به فعل متعدی تبدیل شود. در نمونۀ (۱) از نظامی، صورت لازم این فعل را میبینیم (= در وضعی باقی ماندن) و در نمونۀ (۲) از سعدی، کاربرد متعدی آن را مشاهده میکنیم (= در وضعی باقی گذاشتن). حکیم فردوسی نیز در ابیات مختلف، «ماندن» را با الحاق وند صفر، به فعل دوظرفیتی بدل کرده است:
مرا با سپاهم بدان سو رسان
از اینها کسی را بدین سو ممان
🔝 تصویر پیوست: بخشی از مدخل «ماندن» در فرهنگ بزرگ سخن/ برای نمونهٔ مشابه، نک: «سوختن»
@MorphoSyntax
💎 نحو | تحول تاریخی ظرفیت ساختواژی
(۱). شبانروزی خفته بماند و آن درد سر او برفت (نظامی، چهارمقاله)
(۲). مصلحت آن بینم که مر او را خفته بمانیم و برانیم (سعدی، گلستان)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✿ در زبان فارسی برخی از فعلها با پسوند سببی آشکار «ــان»، برخی با پسوند سببی نهان «صفر»، و برخی با هر دو پسوند آشکار و نهان افزایش ظرفیت مییابند:
◄ غذا سوخت.
◄ آشپز غذا را سوزاند.
◄ غذا پخت.
◄ آشپز غذا را پخت.
◄ ظرف غذا شکست.
◄ آشپز ظرف غذا را شکاند.
◄ آشپز ظرف غذا را شکست.
✿ در متون کهن، فعل یکظرفیتی «ماندن» میتوانست با وند صفر سببی، به فعل متعدی تبدیل شود. در نمونۀ (۱) از نظامی، صورت لازم این فعل را میبینیم (= در وضعی باقی ماندن) و در نمونۀ (۲) از سعدی، کاربرد متعدی آن را مشاهده میکنیم (= در وضعی باقی گذاشتن). حکیم فردوسی نیز در ابیات مختلف، «ماندن» را با الحاق وند صفر، به فعل دوظرفیتی بدل کرده است:
مرا با سپاهم بدان سو رسان
از اینها کسی را بدین سو ممان
🔝 تصویر پیوست: بخشی از مدخل «ماندن» در فرهنگ بزرگ سخن/ برای نمونهٔ مشابه، نک: «سوختن»
@MorphoSyntax
❤5👍2👌1
☰
ـ✿ ☆ ✿ـ
گاه
آنچه ما را به حقيقت میرساند
خود از آن عاری است.
زيرا
تنها حقيقت است
که رهايی میبخشد.
ـ✿ ☆ ✿ـ
مارگوت بیکل (۱۹۵۸)، شاعر آلمانی
مترجم احمد شاملو (۱۳۰۴ ــ ۱۳۷۹)
@MorphoSyntax
ـ✿ ☆ ✿ـ
گاه
آنچه ما را به حقيقت میرساند
خود از آن عاری است.
زيرا
تنها حقيقت است
که رهايی میبخشد.
ـ✿ ☆ ✿ـ
مارگوت بیکل (۱۹۵۸)، شاعر آلمانی
مترجم احمد شاملو (۱۳۰۴ ــ ۱۳۷۹)
@MorphoSyntax
👍5
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۱۶): 🚨 حوادث ــ در خردادماه سال ۱۴۰۱، سارقانی که به صندوق امانات بانک ملی در مقابل دانشگاه تهران دستبرد زده بودند، پس از ماهها تلاش پلیس دستگیر شدند. علت تأخیر در دستگیری سارقان چه بود؟ ۱. سارقان از ترس اینکه هویتشان آشکار شده باشد، مدتی به…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۱۶):
🚨 پس از عبارتهایی همچون «از ترس اینکه/ از بیم آنکه» که بند اداتی تولید میکنند، وجه فعل باید التزامی باشد. در این بند اداتی، ارزش قطبی فعل (مثبت یا منفی) با توجه به کل معنای گزاره تعیین میشود.
۱. سارقان از ترس اینکه هویتشان آشکار شده باشد . . .
وجه فعل التزامی است؛ صورت مثبت آن هم درست است.
◄◄◄ پاسخ صحیح
۲. سارقان از ترس اینکه شناخته نشوند . . .
وجه فعل التزامی است؛ اما صورت منفی آن نادرست است.
◄◄◄ شناخته بشوند
۳. سارقان از ترس اینکه ردی در بانک بهجای گذاشتهاند . . .
وجه فعل باید التزامی شود؛ صورت مثبت آن درست است.
◄◄◄ بهجای گذاشته باشند
۴. سارقان از ترس اینکه پلیس شناساییشان خواهد کرد . . .
وجه فعل باید التزامی شود؛ صورت مثبت آن درست است.
◄◄◄ شناساییشان بکند
🚨 همانگونه که گفتیم، مثبت یا منفی بودن فعل در بند «از ترس اینکه/ از بیم آنکه» متأثر معنای گزاره است:
◄ سینا از ترس اینکه در امتحان قبول نشود، شبها خوابش نمیبرد (ترس قبول نشدن).
◄ سینا از ترس اینکه در امتحان مردود بشود، شبها خوابش نمیبرد (ترس مردود شدن).
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۱۶):
🚨 پس از عبارتهایی همچون «از ترس اینکه/ از بیم آنکه» که بند اداتی تولید میکنند، وجه فعل باید التزامی باشد. در این بند اداتی، ارزش قطبی فعل (مثبت یا منفی) با توجه به کل معنای گزاره تعیین میشود.
۱. سارقان از ترس اینکه هویتشان آشکار شده باشد . . .
وجه فعل التزامی است؛ صورت مثبت آن هم درست است.
◄◄◄ پاسخ صحیح
۲. سارقان از ترس اینکه شناخته نشوند . . .
وجه فعل التزامی است؛ اما صورت منفی آن نادرست است.
◄◄◄ شناخته بشوند
۳. سارقان از ترس اینکه ردی در بانک بهجای گذاشتهاند . . .
وجه فعل باید التزامی شود؛ صورت مثبت آن درست است.
◄◄◄ بهجای گذاشته باشند
۴. سارقان از ترس اینکه پلیس شناساییشان خواهد کرد . . .
وجه فعل باید التزامی شود؛ صورت مثبت آن درست است.
◄◄◄ شناساییشان بکند
🚨 همانگونه که گفتیم، مثبت یا منفی بودن فعل در بند «از ترس اینکه/ از بیم آنکه» متأثر معنای گزاره است:
◄ سینا از ترس اینکه در امتحان قبول نشود، شبها خوابش نمیبرد (ترس قبول نشدن).
◄ سینا از ترس اینکه در امتحان مردود بشود، شبها خوابش نمیبرد (ترس مردود شدن).
@MorphoSyntax
👍9👎5
☰
🔠 آزفا | توزیع پیشوند نفی فعل
◀️ شرط دگرجای:
اگر دو یا چند تکواژ بتوانند به صورت سومی متصل شوند، تکواژی که چارچوب زیرمقولهبندی خاصتری دارد، در رقابت با تکواژهای رقیب پیشی میجوید و مانع از اتصال آنها میشود. چارچوب زیرمقولهبندی عنصر (الف) از (ب) خاصتر است، اگر (الف) علاوهبر مشخصههای (ب)، شامل مشخصه یا مشخصههای بیشتری نیز باشد.
◀️ فارسی دارای سه پیشوند تصریفی نفی فعل است که در تصویر پیوست آمدهاند. در آموزش توزیع گونههای نفی فعل به غیرفارسیزبانان، میتوان اینگونه توضیح داد که:
۱. گونۀ /ni/ منحصراً در کنار «(ا)ست» میآید:
نیست، نیستم، نیستند
۲. گونۀ /ne/ پیش از وند «میـ» میآید:
نمیرود، نمیرفت، درنمیرفت
۳. گونۀ /na/ در هر جای دیگر میآید:
نرود، نرفت، نخواهد رفت، نرفته بود، درنرفت
◀️ بهگفتۀ دیگر، پیشوند /na/ تابع شرط دگرجای است. منظور از شرط دگرجای، یا شرط «تقدم اصل خاص بر عام» (نخستینبار پانینی، زبانشناس هندی سدۀ چهارم پیش از میلاد)، همۀ مواضع عامی است که عنصر بینشان، در تقابل با همتایان نشاندار خود، در آنها حاضر میشود.
✔️ Elsewhere Condition = شرط دگرجای
@MorphoSyntax
🔠 آزفا | توزیع پیشوند نفی فعل
◀️ شرط دگرجای:
اگر دو یا چند تکواژ بتوانند به صورت سومی متصل شوند، تکواژی که چارچوب زیرمقولهبندی خاصتری دارد، در رقابت با تکواژهای رقیب پیشی میجوید و مانع از اتصال آنها میشود. چارچوب زیرمقولهبندی عنصر (الف) از (ب) خاصتر است، اگر (الف) علاوهبر مشخصههای (ب)، شامل مشخصه یا مشخصههای بیشتری نیز باشد.
◀️ فارسی دارای سه پیشوند تصریفی نفی فعل است که در تصویر پیوست آمدهاند. در آموزش توزیع گونههای نفی فعل به غیرفارسیزبانان، میتوان اینگونه توضیح داد که:
۱. گونۀ /ni/ منحصراً در کنار «(ا)ست» میآید:
نیست، نیستم، نیستند
۲. گونۀ /ne/ پیش از وند «میـ» میآید:
نمیرود، نمیرفت، درنمیرفت
۳. گونۀ /na/ در هر جای دیگر میآید:
نرود، نرفت، نخواهد رفت، نرفته بود، درنرفت
◀️ بهگفتۀ دیگر، پیشوند /na/ تابع شرط دگرجای است. منظور از شرط دگرجای، یا شرط «تقدم اصل خاص بر عام» (نخستینبار پانینی، زبانشناس هندی سدۀ چهارم پیش از میلاد)، همۀ مواضع عامی است که عنصر بینشان، در تقابل با همتایان نشاندار خود، در آنها حاضر میشود.
✔️ Elsewhere Condition = شرط دگرجای
@MorphoSyntax
👍11