MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🧊 ساختواژه | تکواژگونه و گونهٔ آزاد در ریشه‌های فعلی


🔘 ریشه‌های واژگانی گاهی چند تکواژگونهٔ رسمی و گونهٔ آزاد گفتاری دارند. مثلاً ریشهٔ «گو(ی)» دو تکواژگونه دارد:

● یک. /gu/ در:
◄ می‌گویم، گوینده، گویش

● دو. /gof/ در:
◄ می‌گفتم، گفتن، گفتار


🔘 تکواژگونهٔ نخست این ریشه، یعنی /gu/، دارای گونهٔ آزاد زیر است که در زبان گفتاری و غیررسمی آشکار می‌شود:

● سه. /g/ در:
◄ می‌گم، می‌گه، می‌گن


🔘 تولید /g/ از /gu/ یا /guy/ پیامد نوعی حذف تاریخی است که بر واج‌های /y/ و /v/ و /u/ در برخی از جایگاه‌ها اعمال می‌شد (و نیز: می‌آورم/ می‌آرم). امروزه، این حذفِ ناخودکار/ پیش‌بینی‌ناپذیر، فرایند واژواجی (و نه واجی) به‌شمار می‌رود.


🔘 هنگامی که در گفتاری‌نویسی از گونهٔ آزاد /g/ به‌جای /gu/ استفاده می‌کنیم، باید همهٔ اصول دستور خط را در مورد آن رعایت کنیم، از جمله درج نیم‌فاصله میان پیشوند «می‌ــ» و پایهٔ فعلی:

◄ می‌گویم ~ می‌گم
◄ بگوییـم ~ بگیم
◄ نگوید ~ نگه


🔘 بعد از ریشهٔ «باش» که بیشترین تکواژگونه‌ها و گونه‌‌های آزاد را دارد، کدام ریشهٔ فعلی در فارسی بیشترین تعداد این عناصر را از خود نشان می‌دهد؟

@MorphoSyntax
👍9


🔍 مسئله (۲۳)


👈🏿 به نمایندگان دانشجویان که برای حل مشکل خوابگاه‌شان به دفتر رئیس دانشکده مراجعه کرده‌اند، هشدار داده بودند که از به‌کار بردن هرگونه ضمیر و صفت اشاره، مانند «این، آن» و اشاره کردن با انگشت خودداری کنند، زیرا رئیس به این مقوله حساسیت دارد!

👈🏿 بااین‌همه، هنگامی که نوبت صحبت به یکی از دانشجویان رشتهٔ زبان‌شناسی حقوقی رسید، ناخواسته جمله‌ای گفت که سبب خشم رئیس دانشکده شد و همهٔ آنها را از دفتر خود بیرون کرد. این دانشجو گفته بود:


۱. از رئیس دانشکده بعید است که در برابر مشکل خوابگاه دانشجویانش بی‌تفاوت باشد.

۲. ما دانشجویان ورودی جدید از مسئولان دانشگاه انتظار داریم مشکل خوابگاه‌مان را حل کنند.

۳. شما که رئیس دانشکده هستید، قطعاً مسئول‌اید که مشکل خوابگاه ما را به‌سرعت حل کنید.

۴. اگر شما نتوانید مشکل خوابگاه‌مان را حل کنید، به چه کسی باید مراجعه کنیم؟

@MorphoSyntax
🤔6👍3


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاح ساختواژی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاح زیر معادل‌گزینی شده است:

▪️affixoid: وندواره

▫️تعریف: واژه‌ای مستقل که در ساختِ واژه، از معنای واژگانی خود دور شده و به وند تبدیل شده است.

▫️مثال: واژه‌های «شاه» و «خانه» در صورت‌های غیربسیطی همچون «شاهکار، شاهرگ، زورخانه، دفترخانه» وندواره به‌شمار می‌روند.

@MorphoSyntax
👍9


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاح نحوی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاح زیر معادل‌گزینی شده است:

▪️pro-drop: ضمیرانداز

▫️تعریف: ویژگی زبانی که در آن فاعل بند اصلی می‌تواند تظاهر آوایی نیابد.

▫️مثال: زبان شیرین فارسی در گروه زبان‌های ضمیرانداز قرار دارد؛ ایتالیایی هم.

@MorphoSyntax
👌8👍2😢1
😁3


📢 میان‌رشته | آی‌ام‌پی‌اس!


اول صبح که هنوز موتور ذهنم روشن نشده بود، آمد توی اتاق و یک سربرگ آـ‌چهار گذاشت روی میزم. بی‌مقدمه گفت:
● زحمت می‌کشید این صورت‌جلسه رو امضا کنید؟
تعجب کردم:
○ ما که اخیراً جلسه‌ای نداشتیم خانم دکتر! صورت‌جلسۀ چی هست؟
شانه بالا انداخت که:
● چیز مهمی نیست. مصوبۀ راه‌اندازی رشتۀ جدیده. حالا طول می‌کشه تا بره تصویب نهایی بشه.
○ چه رشته‌ای؟
بدون آنکه تعارف کرده باشم، نشست:
● راستش میان‌رشته است که این روزها بازارش خیلی گرمه. رشتۀ «مهملات».
گیرۀ کاغذی را که در موقعیت‌های مشابه، در جلسات کاری در زانویم فرومی‌کنم، دم دست نداشتم و از عهدۀ مهار نیش‌خندم برنیامدم:
○ چی هست این مهملات؟
معلوم بود که دلخور شده است. جویده جویده و به‌سرعت، در حالی که مدام پلک می‌زد، گفت:
● مدیریت هوشمند مارهای لوله‌ای. هر دو رشتۀ مدیریت و هوش مصنوعی رویش دست گذاشتند. تا از دست‌مون در نرفته، باید بجنبیم و تصویبش کنیم.
○ اون «ات» پس کجای رشته است؟
● از شما بعیده! «اتِ» جَمع محسوب می‌شه دیگه.
نفهمیدم چرا از من بعید بود، اما زبان به پوزش باز کردم که:
○ بله عذرخواهی می‌کنم، متوجه نشدم. فقط این‌که، رشتهٔ مدیریت هوشمند مارهای لوله‌ای به چه کار می‌آد؟
خطابۀ مفصلی دربارۀ مخاطرات ازدیاد جمعیت لوله‌ماران درپی افزایش گرمای کرۀ زمین ارائه داد که اگر برای یک همایش ملی کنارش می‌گذاشت، لااقل دو امتیاز در ترفیع سالانه دشت می‌کرد. مجبور شدم سخنرانی‌اش را با سؤالی که مورد علاقه‌اش بود، کوتاه کنم:
○ با اون پی‌گیری و دقتی که در شما سراغ دارم، حتماً دانشگاه‌های خارجی هم این رشته رو راه انداخته‌اند؟
گل از گلش شکفت و لحنش تغییر کرد:
● بــــعله. بنگلور هند الآن دو ساله که دپارتمانش رو راه انداخته. دانشگاه شهر نانگولی‌جات هم از سال آینده دانشجوی آی.ام.پی.اس می‌گیره.
○ چه خوب.
گویا به اندازۀ کافی خود را مشعوف نشان ندادم که تأکید کرد:
● اینتلیجنت منیجمنت آو پایپ اسنیکس!
اسم رشته را دو‌سه بار در ذهنم بالا و پایین کردم و پرسیدم:
○ قراره در سال چند تا دانشجوی آی.ام.پی.اس بگیرید؟
● فعلاً فقط هر سال ده تا کارشناسی ارشد می‌گیریم. از دو سال دیگه هم دورۀ پی‌اچ‌دی رو راه می‌ندازیم. می‌تونیم هر سال کلی دانشجوی هندی پذیرش کنیم.
نگاهی به ساعت دیواری انداختم. چیزی به ساعت هشت نمانده بود. بااین‌همه، دل به دریا زدم و پرسیدم:
○ لابد واحدها و طرح درس رشته رو هم نوشته‌اید دیگه؟
همان چیزی که از آن می‌ترسیدم، اتفاق افتاد. یک دسته‌کاغذ از کیفش بیرون کشید و سرفرازانه گفت:
● همه چی آماده است؛ ببینید.
نگاهی اجمالی به «برنامۀ مصوب مهملات» انداختم و زیر لب عنوان واحدها را مرور کردم:
○ آشنایی با مارهای سمی، خزندگان ۱، مار در ادب فارسی، گونه‌های مار کبری، . . .
در آمد که:
● اینها واحدهای پیش‌نیازند. جدول واحدهای اصلی صفحۀ بعد اومده.
○ عجیبه، دو واحد «مارچوبه» هم گذاشتید؟!
برافروخته شد و ابرو در هم کشید. برنامه را از دستم گرفت:
● گفتم که . . . یک خرده با عجله نوشتیم تا قبل از بقیه بفرستیم بالا. حالا ممکنه دو تا اشکال تایپی هم داشته باشه. اینها رو بعداً درست می‌کنیم.
با احتیاط اعتراض کردم که:
○ بدون طرح توجیهی که نمی‌شه یک رشتهٔ جدید ایجاد کرد. اصلاً به بازار کار فارغ‌التحصیل‌هاش فکر شده؟ بعد از گرفتن ارشد مارگیری قراره چی‌کار کنند؟
با چهرهٔ حق‌به‌جانب و کلمات شمرده شمرده گفت:
● اولاً مارگیری نیست؛ مدیریت هوشمند جمعیت مارهای لوله‌ایه. شما ظاهراً کنترل زنجیرهٔ غذایی رو دست‌کم گرفتید. ثانیاً می‌فرمایید دانشگاه بنگلور با اون سابقه، عقلش نمی‌رسید که این میان‌رشته رو تأسیس کرده؟
○ نه، همچین چیزی عرض نکردم. شاید توی هند لازم باشه. چه می‌دونم! ممکنه مشکل ازدیاد جمعیت این چیزمارها . . .
● لوله‌مارها! فروراستۀ ناکورماریان هستند.
○ بله، درسته! ممکنه لوله‌مارها این‌قدر در اقلیم هند زیاد شده باشند که لازم باشه برای مهارشون رشتۀ دانشگاهی تأسیس کنند. اما اینجا چی؟
● ما دانشگاه بین‌المللی هستیم‌ها.
○ همین‌طوره، ولی آخه . . .
● زهر مار! می‌دونید تولید پادزهر از زهر مار چند میلیارد دلار در سال گردش مالی داره؟
○ این قضیه که اصلاً مربوط به این رشته نمی‌شه. اون زیرمجموعهٔ دانشکدهٔ . . .
● می‌دونم؛ میان‌رشته است دیگه. بالأخره صورت‌جلسه رو امضا می‌فرمایید یا نه؟
○ نمی‌دونم چی بگم. شما آدم رو در معذوریت می‌ذارید.
● هر سال ده تا راهنمایی و مشاورهٔ پایان‌نامه داریم.
○ چند تا؟
● ده تا.
○ بدید اون صورت‌جلسه رو ببینم . . . بفرمایید! این هم امضا.
● ممنونم.
○ خواهش می‌کنم؛ فقط واحد «مار در اساطیر باستان» رو برای من کنار بذارید.
● این درس، اختیاریه‌ها!
○ توی بازنگری اجباریش کنید!

@MorphoSyntax
😁6👌42👍2🆒2👎1🥰1🤔1


☑️ تکواژ واژگانی | آزاد و مقید

❄️ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۳) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۱۷ ــ در کدام مورد یک تکواژ واژگانی مقید (bound) به‌کار رفته است؟
۱. امیدواری درستکاران
۲. آرزومندی روشندلال
۳. خنکای بامدادان
۴. سرمای شبانگاهان
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❄️ در «سرمای شبانگاهان» تکواژ واژگانی مقید به‌کار رفته است: «سرمــ» تکواژگونه‌ای از «سرد» است که در کنار پسوند اسم‌ساز «ــ‌ا» ظاهر می‌شود و به قیاس «گرما» ساخته شده است.

❄️ صورت واژگانی «سرمــ» مقید است و هرگز مستقلاً تظاهر نمی‌یابد. تکواژهای واژگانی در دیگر گزینه‌ها تکواژ آزادند و می‌توانند به تنهایی به‌کار روند (از جمله: امید، درست، آرزو، روشن، دل، خنک، و . . . ).

@MorphoSyntax
👍18🙏1
فرهنگستان ایران تا سال 1318 ش.pdf
13.8 MB


🧾 واژه‌گزینی | فرهنگستان ایران، واژه‌های نو (تا ۱۳۱۸)

@MorphoSyntax
🙏3👍2🔥1


🧊 ساختواژه | جَریده رو که گذرگاهِ عافیت تنگ است/ پیاله گیر که عُمرِ عزیز بی‌بَدَل است


🔗 ریشه‌های فعل، موسوم به بن مضارع، نمونه‌ای از تکواژهای واژگانی مقید به‌شمار نمی‌روند:

(۱). همهٔ این ریشه‌ها، بالفعل یا بالقوه، به‌تنهایی در مقام فعل امر ظاهر می‌شوند:
◄ کلید بمب را آهسته لمس کن و سریع دور شو!

(۲). همهٔ این ریشه‌ها، بالفعل یا بالقوه، به‌تنهایی در مقام اسم (و صفت) ظاهر می‌شوند:
◄ در این سوز و سرما، توان کار در انبار را ندارد.


🔗 اگر ‌می‌خواهیم درپی تکواژهای واژگانی مقید فارسی بگردیم: برخی از ریشه‌های واژگانی دارای تکواژگونه‌های خاص‌اند که همواره مقیدند و هرگز به‌تنهایی به‌کار نمی‌روند:

◄ شکسـ/ شکـ (از شکن): شکسته/ شکاند
◄ پانز/ پانـ (از پنج): پانزده/ پانصد
◄ فلسفـ (از فلسفه): فلسفی
◄ سوخـ (از سوز): سوختن
◄ آزمو (از آزما): کارآزموده
◄ کوفـ (از کوب): کوفته
◄ سرمـ (از سرد): سرما

@MorphoSyntax
👍81


🔍 مسئله (۲۴)


🌳 یکی از باغداران بومی منطقه که باغدار نمونهٔ کشور شده است، در گفتگو با خبرنگار صداوسیما توضیحاتی دربارهٔ کار خود داد که این‌گونه در شبکهٔ خبر زیرنویس شد:

«بهترین زمان برای چیدن محصول هنگامی است که نمونهٔ ارسالی به آزمایشگاهی که در صد کیلومتری همین‌جاست، کاغذ پی‌اچ را به رنگ آب دریا کند.»

🌳 این باغدار نمونه به کدام گونه از زبان‌های ایرانی با خبرنگار واحد مرکزی خبر گفتگو کرده است؟

۱. مازنـدرانی رودبارک
۲. کرمانجی قوچان
۳. هـورامـی پاوه
۴. لری پلدختر

@MorphoSyntax
🤔9🆒3


🧊 ساختواژه | مشورت با رای نزدیکان دوراندیش کن


✿ وندهای تصریفی بنا به تعریف، معنای واژگانی و/یا مقولۀ دستوری پایۀ خود را تغییر نمی‌دهند. اما در برخی از نمونه‌ها، این وندها برخلاف ماهیت خود رفتار می‌کنند و معنایی می‌آفرینند که در پایۀ واژگانی وجود ندارد؛ از جمله پسوند تصریفی «ــ‌ان» جمع در نمونه‌های زیر:

سر + ــ‌ان = سران
◄ همهٔ *سرهای/ سران کشورهای عربی در این نشست شرکت می‌کنند.

بسته + ــ‌ان = بستگان
◄ رئیس سازمان سمت‌های مهم را به *بسته‌های/ بستگان خود سپرد.

نزدیک + ــ‌ان = نزدیکان
◄ فقط *نزدیک‌های/ نزدیکان او از قصدش برای مهاجرت خبر داشتند.


🔝نادستوری بودن صورت «سرها، بسته‌ها، نزدیک‌ها» در نمونه‌های بالا، نشان می‌دهد که پس از الحاق وند «ــ‌ان»، معنایی به‌دست می‌آید که در پایهٔ مفرد وجود ندارد. این صورت‌های خاص باید در فرهنگ‌های فارسی مدخل شوند (فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱، مدخل "نزدیکان").

@MorphoSyntax
👍10👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🍃صوفی و کنج خلوت سعدی و طرف صحرا
صاحب هنر نگیرد بر بی‌هنر بهانه🍃

@MorphoSyntax
9👍2


💎 نحو | فعل بسیط یا فعل مرکب؟


◄ مادرشوهرش در '۱۲:۲۷ ظهر امروز روی تخت نشست و تا غروب بلند نشد.
◄ ناصرالدین شاه در ۱۲۲۷ خورشیدی بر تخت نشست و تا ۱۲۷۵ بلند نشد.


🫧 اگر از فعل واژگانی و وابسته‌هایش (مفعول و متمم و جز آنها) معنای مجازی برآید، آیا آن زنجیرهٔ ساختاری را باید فعل مرکب تلقی کنیم؟

◄ پسر کوچک آقاسعید توی نهر سنگ انداخت.
◄ پسر بزرگ آقاسعید توی کار ما سنگ انداخت.


🫧 برخی به این پرسش پاسخ مثبت داده‌اند و «سنگ انداختنِ» پسر کوچک آقاسعید را توالی مفعول و فعل بسیط دانسته‌اند و «سنگ انداختن» پسر بزرگ ایشان را فعل مرکب تلقی کرده‌اند.


🫧 بااین‌همه، به‌نظر نمی‌رسد که ترکیبی یا ناترکیبی بودن معنا، تأثیری بر ساختار نحوی داشته باشد و احتمالاً در شواهد بالا، «بر تخت نشستن» و «سنگ انداختن» ــ فارغ از این‌که چه معنایی از آنها استنباط می‌کنیم ــ متشکل از یک فعل بسیط و وابسته‌اش هستند. وَٱللَّهُ أَعۡلَم.

@MorphoSyntax
👍13


📢 دورهٔ آموزشی | برای علاقه‌مندان به عصب‌شناسی زبان

🧠 آزمایشگاه ملی نقشه‌برداری مغز برگزار می‌کند:
دورهٔ جامع الکترومایوگرافی کینزیولوژیکال، از منشأ فیزیولوژیکی تا ثبت و پردازش/ نهم و دهم دی‌ماه

🖊 نام‌نویسی:

https://nbml.ir/fa/events/--Comprehensive-Course-on-the-Kinesiological-Electromyography--from-Physiological-Origin-to-Record-and-Processing

@MorphoSyntax
👍7🤩1🙏1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | واج میانجی غیرمجاز ▪️ریشهٔ «ده» (از مصدر «دادن») چهار واژگونه (allomorph) دارد که هریک در بافت ساختواژی ویژهٔ خود آشکار می‌شود: (۱). واژگونهٔ «dah» در: بدهید، دهش، سازمان‌دهنده (۲). واژگونهٔ «de» در: بده، بده‌بستان، پول‌بده (۳). واژگونهٔ…


☑️ تکواژ واژگانی | تکواژگونه (= واژگونه)

🔺 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۳۹۸) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۸ ــ کدام صورت تکواژگونۀ ریشۀ فعلی «ده» نیست؟
۱. صورت d
۲. صورت de
۳. صورت dād
۴. صورت dā
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔺 ریشهٔ «ده» (از مصدر «دادن») چهار تکواژگونه (allomorph) دارد که هریک در بافت ساختواژی ویژهٔ خود آشکار می‌شود:

(۱). تکواژگونهٔ «dah» در: بدهید، سازمان‌دهنده

(۲). تکواژگونهٔ «de» در: بده، بده‌بستان

(۳). تکواژگونهٔ «dā» در: دادند، دل‌داده

(۴). تکواژگونهٔ «deh» در: سازمان‌دهی، باردهی

🔺 تکواژگونهٔ «dah» دارای یک گونهٔ آزاد «d» است که در گفتار و گونهٔ غیررسمی زبان به‌کار می‌رود:

► Formal: mi-dah-ad
► Informal: mi-d-e

⚠️ بنابراین، پرسش بالا دو پاسخ دارد:

◄ گزینهٔ (۱) تکواژگونهٔ این ریشه نیست و گونهٔ آزاد یکی از تکواژگونه‌هاست.
◄ گزینهٔ (۳) تکواژگونهٔ این ریشه نیست و تلفیق یک تکواژگونه و وند گذشته است.

@MorphoSyntax
👍9
MorphoSyntax
🔡 آزفا | تحولات آوایی خودکار و ناخودکار در تکواژها 🔻سه مدخل «جوشان»، «جوشانده» و «دوشنبه» را همراه با صورت آوایی‌شان در تصویر پیوست ملاحظه می‌فرمایید (فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱). دو مدخل نخست به‌رغم شباهت صوری‌شان، ساختواژهٔ متفاوتی دارند. پسوند «ــ‌ان» در…


🚦دستور خط | حذف خودکار همخوان


گفتاری‌نویسی نادرست:
◄ *کیا می‌تونند با حرفاشون دلارُ صید کنند؟

گفتاری‌نویسی درست:
◄ کی‌ها می‌تونند با حرف‌هاشون دل‌ها رو صید کنند؟


❂ در گفتار، حذف همخوان سایشی /h/ از تکواژ جمع «ــ‌ها» فرایند واجی خودکار است. زدودن نشانهٔ «هــ» در گفتاری‌نویسی نه‌تنها ضرورتی ندارد و خود خواننده آن را بدون همخوان /h/ ادا می‌کند، بلکه گاهی این حذف سبب بدخوانی یا سخت‌خوانی متن می‌شود.

صورت نادرست:

◄ *اولا بهش اعتماد داشتم، حالا دیگه نه.
◄ *خرامون توی دشت و صحرا می‌چرخند.
◄ *این فریبا باعث شد که زندگی‌شون بپاشه.
◄ *لگد زدن به رقیب همیشه بخشی از کاراته.
◄ *گویا در پنج شیش رنگ مختلف تولید شدند.
◄ *می‌گن این سرما بیشتر از سمت ترکیه می‌آد.
◄ *امروز فردا نمی‌تونند وارد محدودهٔ طرح بشن.
◄ *اقتصاد کوپنی اون صفای دههٔ ۶۰ رو برمی‌گردونه.

صورت ویراسته:

◄ اول‌ها
◄ خرهامون
◄ فریب‌ها
◄ کارهاته
◄ گوی‌ها
◄ سِرُم‌ها
◄ فردها
◄ صف‌های


❂ ویژگی خط فارسی چنان است که گاه سبب بدخوانی می‌شود. وجداناً بگذاریم این «هــ» ناقابل در «هـا» بماند و به مشکلات خط دامن نزنیم.

@MorphoSyntax
👍11🆒3👌2💯1


🔡 آزفا | فعل باقاعده


◀️ بر اساسِ فرهنگِ بزرگِ سخن، پُرمعنی‌ترین واژه‌های زبانِ فارسی به‌ ترتیب عبارت‌اند از:

۱. گرفتن (۸۲ معنی)
۲. زدن (۷۱ معنی)
۳. کشیدن (۴۸ معنی)
۴. نهادن (۴۴ معنی)
۵. افتادن (۳۴ معنی)
۶. خوردن (۳۲ معنی)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال گزین‌گویه‌ها:
https://news.1rj.ru/str/gozinguye
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

◀️ از آن میان، فقط یک فعل، باقاعده است و صورت‌های گذشته و مصدر خود را قاعده‌مند می‌سازد. این فعل باقاعده که صورت‌های تصریفی‌اش برای غیرفارسی‌زبانان نیز پیش‌بینی‌پذیر است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد، کدام است؟

@MorphoSyntax
👍41


در آموزش صورت‌های تصریفی فعل به غیر فارسی‌زبانان، کدام فعل زیر باقاعده است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد؟
Anonymous Quiz
12%
گرفتن
6%
زدن
34%
کشیدن
11%
نهادن
9%
افتادن
28%
خوردن
👍31


📢 کارگاه | مبانی ویرایش و درست‌نویسی

▪️استاد مهدی قنواتی
▪️پژوهشگر ارشد فرهنگستان زبان و ادب فارسی

@MorphoSyntax
🤓21


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاحات نحوی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات زیر معادل‌گزینی شده است:

▪️secondary predicate: محمول ثانویه
▪️resultative predicate: محمول پیامدی
▪️depictive predicate: محمول همامدی

▫️تعاریف:

○ محمول ثانویه: محمول فرعی گزاره که با ارجاع به فاعل یا مفعول ساختاری، در کنار محمول اصلی حضور می‌یابد.

○ محمول پیامدی: محمول ثانویه‌ای که در نتیجهٔ وقوع محمول اصلی رخ می‌دهد.

○ محمول همامدی: محمول ثانویه‌ای که هم‌زمان با وقوع محمول اصلی رخ می‌دهد.

▫️مثال: صفت «پوست‌کنده» در دو جملهٔ زیر، به ترتیب، محمول پیامدی و محمول همامدی است:

◄ این کارخانهٔ روغن‌کشی، دانه‌های آفتاب‌گردان را پوست‌کنده تولید می‌کند.
(= چنان تولید می‌کند که دانه‌ها پوست‌کنده می‌شوند)

◄ این کارخانهٔ روغن‌کشی، دانه‌های آفتاب‌گردان را پوست‌کنده بسته‌بندی می‌کند.
(= در حالی بسته‌بندی می‌کند که دانه‌ها پوست‌کنده‌اند)

@MorphoSyntax
👍1111🆒1