MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
MorphoSyntax
💎 نحو | واژه‌بست مضاعف ● شنیدی می‌گن دولت مصر از امارات دو میلیارد دلار دستی گرفته؟ ○ برای توسعهٔ زیرساخت‌هاش؟ ● تو هم دلت خوشه. زیرساختش کجا بود! می‌خواد گندم بخره، یک لقمه نون بخورند. ○ از کی بخره؟ ● از خود امارات دیگه. ○ امارات گندمش کجا بود؟ ● خب،…


💎 نحو | دوگان‌سازی واژه‌بست


🔹 دوگان‌سازی واژه‌بست پدیده‌ای نحوی است که در آن یک گروه اسمی، به انگیزه‌های مختلف، از جمله مبتداسازی و کانونی‌سازی، دستخوش جابه‌جایی می‌شود و در جایگاه اولیهٔ خود یک واژه‌بست ضمیری (ضمیر متصل) به‌جای می‌گذارد.

🔹 این پدیده در برخی از زبان‌های جهان، از جمله فارسی، اسپانیایی و شماری از زبان‌های هندواروپایی حوزهٔ بالکان مشاهده می‌شود و با پدیدهٔ چپ‌گذاری که مثلاً در انگلیسی وجود دارد، متفاوت است.

(۱)ـ
◄ گندم امارات کجا بود؟
◄ امارات [گندمش کجا بود]؟

(۲)ـ
◄ خوشبختانه همهٔ مهمانان رسیدند.
◄ مهمانان [خوشبختانه همه‌ٔشان رسیدند].

(۳)ـ
◄ خبر دارم پدر سینا معلمه.
◄ سینا رو [خبر دارم [پدرش معلمه]].

(۴)ـ
◄ از این فیلم خوش سینا نمی‌آید.
◄ سینا [از این فیلم خوشش نمی‌آید].

✔️Topicalization = مبتداسازی
✔️Focalization = کانونی‌سازی
✔️Left-dislocation = چپ‌گذاری

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 فاعل جملهٔ چهارم کدام عنصر است؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👌42👍2


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاح نحوی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاح زیر معادل‌گزینی شده است:

▪️stripping = روت‌سازی

▫️تعریف:

روت‌سازی فرایندی است که در آن همهٔ سازه‌های نحوی از بند زدوده می‌شوند و تنها یک سازه (گاهی به‌همراه یک قید یا عنصر قطبی) به‌جای می‌ماند.

پیش از روت‌سازی:

◄ سینا کتاب‌هایش را به دوستانش قرض می‌دهد، اما او جزوه‌هایش را هرگز به دوستانش قرض نمی‌دهد.

◄ محتسب داند که حافظ عاشق است/ وآصف ملک سلیمان نیز هم داند که حافظ عاشق است

پس از روت‌سازی:

◄ سینا کتاب‌هایش را به دوستانش قرض می‌دهد، اما ـــــ جزوه‌هایش را هرگز ـــــ .

◄ محتسب داند که حافظ عاشق است/ وآصف ملک سلیمان نیز هم ـــــ .

@MorphoSyntax
👍9👏2🤔1
MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۱۲): 💠 در برخی از زبان‌ها، مانند انگلیسی، یک پرسش‌واژه (WH) باید به اجبار به آغاز جمله حرکت کند. در شماری از زبان‌ها، همچون چینی و فارسی، فرایند حرکت اجباری پرسش‌واژه به آغاز جمله وجود ندارد و اگر هم چنین حرکتی رخ دهد، پیامد نوعی قلب نحوی…


📝 ویرایش | جایگاه پرسش‌واژه

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
1⃣ در بلغاری همهٔ پرسش‌واژه‌های جمله، هر تعداد که باشند، به اجبار به آغاز جمله حرکت می‌کنند و مقدم بر دیگر سازه‌های نحوی می‌نشینند.

2⃣ در انگلیسی فقط یک پرسش‌واژه ناگزیر است به آغاز جمله حرکت کند و اگر پرسش‌واژهٔ دیگری هم در جمله حاضر باشد، در جای خود می‌ماند.

3⃣ در فارسی هیچ پرسش‌واژه‌ای به اجبار به آغاز جمله حرکت نمی‌کند. گاهی می‌توانیم به ضرورت بافت زبانی، پرسش‌واژه‌ای را به اختیار به آغاز جمله جای‌گردانی کنیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

► How do you think that our boss can solve the problem?

◄ (الف). *چطور فکر می‌کنی که رئیس‌مان می‌تواند این مشکل را حل کند؟

◄ (ب). فکر می‌کنی که رئیس‌مان چطور می‌تواند این مشکل را حل کند؟


◀️ در جملهٔ انگلیسی، پرسش‌واژهٔ «how» متعلق به بند پیرو است، اما به اجبار به آغاز بند پایه حرکت کرده است. اگر این جابه‌جایی نحوی رخ ندهد، ساخت حاصل نادستوری خواهد بود.

◀️ در فارسی، وقوع چنین حرکتی اجباری نیست و بنابراین، بهتر است پرسش‌واژهٔ «چطور» را در همان بند پیرو نگاه داریم. پرسشِ گوینده دربارهٔ چگونه حل کردن مشکل است، نه چگونه فکر کردن مخاطب.

◀️ تغییرات دیگری هم می‌توان بر ترجمهٔ فارسی «ب» اعمال کرد که در این یادداشت مورد نظر نیستند؛ از جمله تبدیل بند پایهٔ «فکر می‌کنی (که)» به گروه حرف‌اضافهٔ «به نظرت».

@MorphoSyntax
👏5👍4
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۵) 🍚 سعید، پسر دوم کبلایی هاشم که تابستان‌ها در یک برنج‌فروشی در خیابان کوچکسرای قائم‌شهر کار می‌کند، پس از آن‌که مشتری قیمت نوع خاصی از برنج دودی طارم را پرسید و تخفیف خواست، گفت: «قیمت خرید طارم دودی رو ندارم. صبر کن زنگ بزنم از زن‌برارم بپرسم،…


🗝 پاسخ مسئله (۲۵)

🍚 گونۀ مازندرانی ـ در شاخۀ شمال غربی از زبان‌های ایرانی ـ نمونه‌ای از زبان‌های نوع سوم گرینبرگ است. در مازندرانی، مانند فارسی، توالی SOV، ترتیب زیربنایی به‌شمار می‌رود؛ اما صفت و مضاف‌الیه پیش از هستۀ گروه اسمی می‌آیند.

🍚 با توجه به توالی «مضاف‌الیه + مضاف» در مازندرانی که به‌ویژه در اصطلاحات خویشاوندی نیز دیده می‌شود، «زن‌برار» به معنای «برادرِ زن» است و مردی که همسر داشته باشد، طبق قانون نمی‌تواند از ۱۵ سال تمام کمتر باشد.

@MorphoSyntax
👏5👍4😁3
MorphoSyntax


فاعل (نهاد) جملهٔ «سینا از این فیلم خوشش نمی‌آید» کدام عنصر است؟


💎نحو | فاعل پلاستیکی!


🔖 شیخ اجل رحمه الله علیه در باب نخست گلستان می‌فرمایند:

یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود و در پایان مستی همی‌گفت:

ما را به جهان خوش‌تر از این یک‌دم نیست
کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست

درویشی به سرما برون خفته بود و گفت:

ای آنکه به اقبالِ تو در عالم نیست
گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست؟

ملک را خوش آمد. صُرَّه‌ای هزار دینار از روزن برون داشت که دامن بدار ای درویش. گفت: دامن از کجا آرم که جامه ندارم؟ ملک را بر حالِ ضعیفِ او رِقّت زیادت شد و خِلعتی بر آن مَزید کرد و پیشش فرستاد. درویش مر آن نقد و جنس را به اندک زمان بخورد و پریشان کرد و باز آمد . . .

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 باقی حکایت:
https://ganjoor.net/saadi/golestan/gbab1/sh13
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔖 در حکایت بالا، نقش «ملک» در «ملک را خوش آمد» چیست؟ فاعل ساختاری یا همان نهاد؟ قطعاً خیر؛ مفعول مستقیم؟ آن هم نه! «ملک» در این جملۀ کوتاه، مضاف‌الیه «خوش» است که دستخوش مبتداسازی شده و به آغاز جمله حرکت کرده است. تکواژ «را» در کنار «ملک» نشانۀ فرایند مبتداسازی است که در سنت دستورنویسی آن را «رای فک اضافه» می‌خوانند. بنابراین، ساخت زیربنایی جملۀ بالا، به‌صورت «الف» در زیر است و جملۀ «ب» گونۀ امروزی آن به‌شمار می‌رود:

◄ (الف). خوشِ ملک آمد.
◄ (ب). ملک خوشش آمد.

🔖 در جملۀ «سینا از این فیلم خوشش نمی‌آید» با همین ساختار مواجهیم. «سینا» وابستۀ «خوش» یا همان مضاف‌الیه «خوش» است که دستخوش مبتداسازی شده و خود را به آغاز جمله برکشیده است. این حرکت، واژه‌بست مضاعف «ــ‌ش» را در جایگاه اولیۀ «سینا» به‌جای گذاشته است. بنابراین، نه «سینا» فاعل جمله است، نه آن واژه‌بستی که از خود به یادگار گذاشته. وانگهی، «سینا» هیچ تسلطی بر فعل ندارد؛ اگر «سینا» فاعل این جمله باشد، باید فعل را به مطابقه با خود وادارد. در این الگوی ساختاری، فعل «نمی‌آید» با «سینا» مطابقت نمی‌کند و همواره سوم شخص مفرد است:

◄ (پ). دوستانم از این فیلم خوش‌شان نمی‌آید.
◄ (ت). ما از کلاس مجازی بدمان می‌آید.
◄ (ث). تو هم زورت می‌آید کار کنی؟
◄ (ج). نکن بچه، دردم می‌آید.

🔖 «خوش آمدن، بد آمدن، درد آمدن، زور آمدن» و نمونه‌های مشابه، محمول‌های مرکبی‌اند که یک ضمیر مستتر غیرارجاعی را در جایگاه فاعل ساختاری خود می‌پذیرند. این ضمیر غیرارجاعی که در بسیاری از زبان‌های دیگر هم یافت می‌شود (مثلاً «it» در انگلیسی)، اصطلاحاً «پوچ‌واژه» نام دارد و همواره سوم شخص مفرد است. پوچ‌واژه، جاپرکن فاعل است و به‌همین دلیل، به آن فاعل بدلی (پیشنهاد گروه واژه‌گزینی فرهنگستان) نیز می‌گویند. در جملۀ «سینا از این فیلم خوشش نمی‌آید» و همۀ جملات «الف» تا «ج»، این فاعل بدلی که در زبان ضمیرانداز فارسی مستتر است، در جایگاه فاعل ساختاری (نهاد) می‌نشیند و فعل را به مطابقه با خود ملزم می‌کند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏻 ارسطو: هر جمله‌ای باید متشکل از یک نهاد و یک گزاره باشد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️expletive = پوچ‌واژه
✔️dummy subject = فاعل بدلی
✔️pro-drop = ضمیرانداز

@MorphoSyntax
👍10👏9
🤓3🔥1😢1


🪩 تفکر انتقادی | مغالطۀ وضع تالی


◄ اگر زبانی تمایز جنس دستوری در شمار مفرد نداشته باشد، در شمار جمع هم تمایز جنس دستوری ندارد.

◄ زبان «الف» در ضمایر فاعلی جمع خود میان مذکر و مؤنث تمایز نمی‌گذارد؛ بنابراین در ضمایر فاعلی مفرد این زبان هم چنین تمایزی یافت نمی‌شود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔺نتیجه‌ای که دربارۀ ضمایر فاعلی مفرد زبان «الف» بیان شده، نادرست است و مغالطۀ وضع تالی یا خطای عکس خوانده می‌شود. مغالطۀ وضع تالی خطایی در منطق صوری است و هنگامی رخ می‌دهد که از صدق تالی، درستی مقدم را نتیجه بگیریم:

ــ اگر P، آنگاه Q.
ــ Q،
ــ پس P.

🔺مغالطۀ وضع تالی از خطاهای پربسامدی است که در بسیاری از جنبه‌های زندگی روزمره با آن مواجه می‌شویم، مانند:

ــ اگر در تابستان به اندازۀ کافی سوخت نیروگاهی ذخیره نشود، در فصل سرما ناترازی برق خواهیم داشت.
ــ ناترازی برق داریم.
ــ پس در تابستان به اندازۀ کافی سوخت نیروگاهی ذخیره نشده است.

✔️antecedent = مقدم
✔️consequent = تالی
✔️Affirming the Consequent = وضع تالی
✔️converse error = خطای عکس

@MorphoSyntax
👍51


💎 نحو | تعمیم هولمبری

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🪧 گروه اسمی مفعول تنها در صورتی می‌تواند دستخوش فراگشت شود که فعل از درون گروه فعلی بیرون رود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🪧 در برخی از زبان‌های جهان، از جمله فارسی، ایسلندی و هلندی، فعل از درون گروه فعلی بیرون می‌رود و خود را به گره بالاتر (مثلاً به یک فعل کمکی) می‌رساند. در چنین زبان‌هایی، مفعول مستقیم مستعد آن است که دستخوش فراگشت شود و از مجاورت فعل، به جایگاه بالاتری انتقال یابد. فراگشت مفعول در هر دو زبان فارسی و ایسلندی رخ می‌دهد. البته، در فارسی فقط «مفعول مستقیم رایی» برای تولید جملۀ بی‌نشان متحمل فراگشت می‌شود:

🪧 ساخت زیربنایی:

◄ (الف). مادرشان قبل از خواب برای بچه‌ها کتاب می‌خواند.
◄ (ب). مادرشان قبل از خواب برای بچه‌ها این کتاب را می‌خواند.

🪧 ساخت ظاهری:

◄ (پ). مادرشان قبل از خواب برای بچه‌ها کتاب می‌خواند.
◄ (ت). مادرشان قبل از خواب این کتاب را برای بچه‌ها می‌خواند.

🪧 گروه اسمی غیرارجاعی «کتاب» در هر دو ساخت زیربنایی و ظاهری درجا می‌ماند، اما «این کتاب را» در ساخت ظاهری دچار فراگشت می‌شود و پیش از گروه حرف اضافۀ «برای بچه‌ها» می‌نشیند.

🪧 پژوهش‌های روان‌شناسی زبان نشان می‌دهند که فارسی‌زبانان «مفعول مستقیم رایی» را پس از فراگشت و با آن توالی که در جملۀ «ت» مشاهده می‌کنیم، آسان‌تر و سریع‌تر پردازش می‌کنند. رعایت این توالی به‌ویژه در تألیف کتاب برای کودکان اهمیت دوچندانی دارد.

✔️Holmberg’s Generalization = تعمیم هولمبری
✔️object shift = فراگشت مفعول

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 تبیین حرکت مفعول مستقیم بر پایهٔ شواهد روان‌زبان‌شناختی
https://jlkd.um.ac.ir/article_42712.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax

https://andersholmberg92428242.wordpress.com/about-me/
👍7🤩2
MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | اصل بندش بندش (closure): تصریف باقاعده راه را بر واژه‌سازی می‌بندد. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🟣 اصل بندش به این معناست که: (۱). پس از الحاق وند تصریفی به پایه، نمی‌توان برون‌داد آن را دستخوش…


☑️ صرفِ صرف | فرضیۀ ترتیب سطوح

❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۲) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۴۰ ــ طبق فرضیۀ ترتیب سطوح کیپارسکی (۱۹۸۲)، در تولید کدام واژه فرایندهای هر سه سطح واژگان مشاهده می‌شود؟
۱. ستایشگرانۀشان
۲. جهان‌دیدگان
۳. اصول‌گرایی‌اش
۴. ناجوانمردانگی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ سه سطح فرضیۀ ترتیب سطوح به اجمال عبارت‌اند از:
◄ سطح یک: تصریف بی‌قاعده، اشتقاق‌های نوع ۱
◄ سطح دو: ترکیب، اشتقاق‌های نوع ۲
◄ سطح سه: تصریف باقاعده

❂ در واژۀ «جهان‌دیدگان» رخدادهای هر سه سطح را مشاهده می‌کنیم:
◄ دیده (وند صفت مفعولی، اشتقاق نوع ۱ است)
◄ جهان‌دیده (ترکیب در سطح ۲ رخ داده است)
◄ جهان‌دیدگان (وند تصریفی جمع در سطح ۳ افزوده شده است)

@MorphoSyntax
👍3👏2🤓1


🔰 حکایت نویافته

🗞 معرکه‌گیری با پسر خود ماجرا می‌کرد که تو هیچ کاری نمی‌کنی و عمر در بطالت به سر می‌بری. چند با تو بگویم که معلق زدن بیاموز، سگ ز چنبر جهانیدن و رسن‌بازی تعلّم کن تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نمی‌شنوی، به خدا تو را در مدرسهٔ زبان‌شناسی اندازم تا آن علم مرده‌ریگ ایشان بیاموزی و زایشی شوی و تا زنده باشی، در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد.

✍🏻 زبید عاکانی

@MorphoSyntax
😁241😢1🤩1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🗓 پنجم دی | یادروز زمین‌لرزهٔ بم (۱۳۸۲)

🎼 زنده‌یاد ایرج بسطامی

@MorphoSyntax
6😢6
MorphoSyntax
💎 ‌نحو | فاعل پلاستیکی! 🔖 شیخ اجل رحمه الله علیه در باب نخست گلستان می‌فرمایند: یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود و در پایان مستی همی‌گفت: ما را به جهان خوش‌تر از این یک‌دم نیست کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست درویشی به سرما برون…


💎نحو | باز هم مبتداسازی!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود . . . (گلستان سعدی، باب نخست، حکایت سیزدهم)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔵 در جملهٔ بالا، «یکی از ملوک» فاعل بند درونه است و در همان‌جا حالت فاعلی خود را گرفته است. در جهانی که در آن به‌سر می‌بریم، هیچ اسمی نمی‌تواند دو بار حالت دریافت کند، حتی اگر «یکی از ملوک» باشد.

🔵 بنابراین، نشانهٔ «را» در کنار «یکی از ملوک» حالت‌نمای مفعولی نیست؛ بلکه نشانگر مبتداسازی است و از جای‌گردانی فاعل بند درونه حکایت می‌کند. این ساختار نحوی در فارسی معاصر همچنان زنده و زایاست؛ از جمله در نمونهٔ گفتاری زیر:

◄ سینا رو خبر دارم که امروز هم نمی‌آد.


✔️case = حالت
✔️nominative case = حالت فاعلی
✔️scrambling = جای‌گردانی

@MorphoSyntax
👍14👏3


🔡 آزفا | نمادپردازی آوایی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● مدرس: انار و انگور و انجیر از میوه‌هایی‌اند که در ایران هم کشت می‌شن.
○ زبان‌آموز: یعنی پیشوند /an/ در فارسی میوه‌ساز است؟
● مدرس: نه چینگ‌لینگ جان؛ تصادفیه.
○ زبان‌آموز: پس انجبار چی؟
● مدرس: انجبار گیاه یک‌ساله‌ست؛ میوه نیست که.
○ زبان‌آموز: شاید /an/ پیشوند گیاهیه! آها، عَناب چطور؟ عناب که میوه‌ست؟
● مدرس: بله عناب میوه است؛ اما با «عین» شروع می‌شه.
○ زبان‌آموز: به‌هرحال من که /an/ می‌شنوم. انبه چطور؟ اون رو هم با «عین» می‌نویسید؟
● مدرس: نه چینگ‌لینگ! انبه با «الف» نوشته می‌شه. حالا بشین، وقت کلاس رو نگیر.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

1⃣ نمادپردازی آوایی یا به‌عبارتی واژوارگی، تکرار الله‌بختکی یک صورت واجی مشترک در واژه‌های مختلفی است که معنای مشابه یا مرتبط دارند. چنین واج‌هایی را نمی‌توانیم تقطیع کنیم و یک تکواژ وابسته به پایه بدانیم.

2⃣ مثلاً در انگلیسی، واژه‌های «flash, flare, flame, flicker, flimmer» که با توالی /fl/ آغاز می‌شوند، در معنای «نور، روشنی» مشترک‌اند. اما نه صورت /fl/ در این واژه‌ها پیشوند «نور و روشنایی» به‌شمار می‌رود، نه توالی آوایی /an/ در نمونه‌های فارسی تکواژی است که معنای «رُستنی» را به واژه می‌افزاید.

✔️Phonetic Symbolism = نمادپردازی آوایی

@MorphoSyntax
11👍9😁5


🔝روان‌شناسی زبان | اگر بخواهیم به دو شکل بالا نامی بدهیم، کدام با واژهٔ «bouba» و کدام با واژهٔ «kiki» همخوانی بیشتری دارد؟
Anonymous Poll
24%
راست: kiki ــ چپ: bouba
76%
راست: bouba ــ چپ: kiki


📝 ویرایش | می‌باشد و نمود واژگانی

🪄 رابطۀ شکراب «می‌باشد» و «ویراستار»، حکایت جن و بسم‌الله است، یعنی دومی که بیاید، اولی نیست و ناپیدا می‌شود؛ این را «همه» می‌دانند. چرایش را هم گفته‌اند: «می‌باشد» متن را ساختگی می‌کند، نچسب است، با گفتار فاصله دارد، همان «است» است و . . . که البته سخن درستی است (از جمله نک: غلط ننویسیم، ذیل مدخل «می‌باشد»). اما در کنار همۀ اینها و چه‌بسا مهم‌تر از همۀ آنها، نامناسب بودن صورت تصریفی «می‌باشد» یک دلیل دستوری دارد.

🪄 وندلر (درگذشت: ۲۰۰۴)، فیلسوف و زبان‌شناس امریکایی، در معرفی انواع نمودهای واژگانی، یعنی مفهوم ذاتی رویدادها، از محمول‌های پایا یاد می‌کند که بر وضعیتی ایستا دلالت می‌کنند. چنین محمولی در برابر پذیرش نشانگرهای دستوری نمود ناقص و استمرار، مانند پیشوند «می‌ـ» در فارسی، مقاومت می‌کند. مثلاً، فعل «داشتن» محمولی پایاست و به‌همین دلیل در فارسی معیار، «غالباً» (و نه همواره) از پذیرش وند «می‌ـ» که برای اشاره به رخدادی در جریان به‌کار می‌رود، سر باز می‌زند:

◄ صداوسیما چند شبکۀ برون‌مرزی برای ایرانیان دارد (*می‌دارد).

◄ همیشه تأکید می‌کرد/ تأکید داشت (*می‌داشت) که درس بخوانیم.

🪄 فعل «بودن» از پایاترین افعال زبان است و از ایستایی یک وضعیت یا حالت حکایت می‌کند. «بودن» آن‌چنان ایستاست که هراکلیتوس (درگذشت ۵۳۵ پ‌م)، فیلسوف یونانی، با تکیه بر نمود واژگانی این فعل، یکی از بنیادی‌ترین آرای فلسفی خود را بیان می‌کند: «جهان در شدن است، بودن وهم است.» بنابراین، دشوار بتوان به ریش و ریشۀ فعلی که ایستاست، نشانگری ببندیم که عموماً برای بیان پویایی به‌کار می‌رود. البته، ممکن است بپرسیم اگر پرهیز از «می‌باشد» و «می‌دارد» در نگارش حُسن است، چرا افصح المتکلمین هر دو صورت یادشده را در نظم و نثر به‌کار گرفته است:

◄ هزارم درد می‌باشد که می‌گویم نهان دارم/ لبم با هم نمی‌آید چو غنچه روز بشکفتن

◄ فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او/ آواز مطرب در سرا زحمت بُوَد بواب را

🪄 پاسخ این پرسش هم روشن است: حسنات الابرار، سیئات المقربین. پرهیز از این صورت نادستوری یا رعایت آن اصل دستوری، برای ما حسن است؛ اما هرکه توانست چون شیخ اجل قلم بر قرطاس براند، یا دستکم به او تقرب کند، می‌تواند قاعده و قانون و کتابچۀ آیین‌نامه را به کناری نهد و هر آنجا که لازم دانست، با دندۀ دو به راه بیفتد.

✔️stative = پایا
✔️lexical aspect = نمود واژگانی
✔️imperfective aspect = نمود ناقص

@MorphoSyntax
👍12👏5🔥2🤔1💯1


👁‍🗨 دیدگاه | بیچاره زبان فارسی


🖊 دنيای اقتصاد نوشت:

● «فوتبال ایران آن‌قدر گیر و گرفتاری زیاد دارد که حرف زدن در مورد مسائلی همچون ضرورت پاسداشت زبان فارسی در آن، خیلی غیرضروری و به تعبیر فرنگی‌ها «فانتزی» به نظر می‌رسد، اما حقیقت آن است که اهالی این رشته از شهرت بسیار زیادی برخوردارند و هر پیامی که به انتشار می‌رسانند، از سوی صدها هزار و بلکه میلیون‌ها بیننده دیده می‌شود. در چنین شرایطی مهم است که آنها چه می‌نویسند و چطور می‌نویسند. خدا شاهد است که انتظار رخ نمودن دوستان در قالب سعدی و فردوسی زمانه را نداریم، اما توقع اینکه چهار کلمهٔ بسیار معمولی به صورت درست نوشته شود، واقعاً زیاد نیست.»

🔗 متن کامل گزارش:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4137483

@MorphoSyntax
😢11👏7👍6😁3


📢 رشته | بازنگری

□ دستۀ سبزی را روی دستۀ دوچرخه انداخته بود و در حالی که رکاب می‌زد، زیرچشمی، از سر تردید، نگاهش می‌کرد. ظاهراً سبزی خوردنِ نهارِ تابستان عیب و علتی نداشت، اما به آقارحمان، میوه‌فروش سرِ سه‌راه، نمی‌شد اطمینان کرد و اگر مجالی می‌یافت، میوه و سبزی تازه و پلاسیده را در هم می‌آمیخت و به دست مشتری می‌داد. دوچرخه را گوشۀ حیاط رها کرد و شتابان به آشپزخانه رفت. هنوز چند قدمی دور نشده بود که به نهیبی از رفتن بازایستاد:

ــ این چیه بهت داده؟! اینها که نصفش زرد و زارند؛ ببر بهش پس بده. یک‌بار هم که شده، یاد بگیر توی خریدت بازنگری کنی!

□ جای گفت‌وگو نبود. با سری افکنده و گام‌هایی که به سنگینی از زمین کنده می‌شدند، دستۀ سبزی را زیر بغل زد و پای پیاده از حیاط بیرون رفت. سروکله زدن با میوه‌فروش چغر و بددهن سر سه‌راه و پس دادن یک مشت ریحان و جعفری فراتر از توان بچۀ سیزده ــ چهارده‌ساله بود. اما حتماً هر مسئله‌ای، یک راه حل آسان‌تر هم دارد.

□ چند دقیقه‌ای طول و عرض خیابان را بالا و پایین کرد و به اندازۀ یک رفت و برگشت به دکان رحمان، وقت گذراند. در بازگشت، بی‌سروصدا خود را به شیر آب گوشۀ حیاط رساند؛ سبزی‌ها را روی موزاییک‌های خزه‌بسته پهن کرد و با سر انگشتانش چند قطره آب به سر و روی‌شان پاشید. دو سه رشتهٔ زردرنگ را بیرون کشید و شاخه‌ها را زیر و رو کرد . . . دیگر به اندازۀ کافی بازنگری کرده بود.

این‌بار وقتی دستهٔ سبزی را تحویل داد، هنوز از آستانهٔ در بیرون نرفته بود که شنید:
ــ حالا درست شد. از اول همین رو می‌گرفتی!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ گروه‌های آموزشی در بازه‌های زمانی پنج‌ساله و ده‌ساله، در برنامۀ مصوب رشته‌ها و طرح درس واحدها بازنگری می‌کنند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍6😁4👏2