MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژهٔ «هفتک» را در برابر «تیک» تصویب کرده است.
Anonymous Poll
68%
بسیار عالی‌ست. از این پس، همین واژه را به‌کار می‌برم.
32%
از این پس، همین واژه را به‌کار می‌برم. بسیار عالی‌ست.
😁33🤔9😢5👍2🔥2🆒2🤓1


👁‍🗨 دیدگاه | شیب لغزنده

▪️چرا زبان‌شناسان جنت‌مکان هرگز نمی‌پذیرند که فلان زبان، کامل‌ترین زبان دنیاست؟ به دلایل زبان‌شناختی؟ بله، این هست؛ اما مهم‌تر از آن این‌که انتهای این انگاره به فاجعه می‌انجامد. کامل‌ترین زبان آدمی‌زاد متعلق به پیچیده‌ترین مغز است، پیچیده‌ترین مغز از آنِ نخبه‌ترین مردمان است، و نخبه‌ترین مردمان در گروه برترین نژاد بشر قرار می‌گیرند. بنابراین، کنار گذاشتن مفهوم نادرست زبان کامل یا کامل‌ترین زبان، نه‌فقط مسئلهٔ «علمی»، که موضوعی «اخلاقی» است و این شیب لغزنده به تنازع نژادی می‌انجامد.

▪️ممکن است استدلال شیب لغزنده گاه مغالطه‌آمیز بنماید، اما این عرصه‌ای است که در برخی از جنبه‌های زندگی بر آن گام می‌گذاریم و خواسته و ناخواسته می‌لغزیم. مقاومت در برابر ترویج و گسترش زبان فارسی، زبان‌بسته خواندن فارسی، شوخی‌های بی‌نمک با واژه‌سازی‌های علمی و عمومی، چسبیدن به سازه‌های نحوی و واژگانی بیگانه و دست انداختن نهاد مسئول در واژه‌سازی، شیب لغزندهٔ طراحی‌شده‌ای است که در انتهای آن، نه فقط گسست اجتماعی، که تجزیهٔ سرزمینی در انتظارمان است. مراحل میانی این شیب را خودتان محاسبه کنید!

@MorphoSyntax
👍11🔥32👏2😁2👌1
MorphoSyntax
4_5970023967577084522.pdf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝 دکتر ژاله آموزگار (۱۲ آذر ۱۳۱۸، خوی)، بزرگ‌بانوی ایران‌زمین

@MorphoSyntax
12💯3


🔍 مسئله (۲۷)

📂 مالک یک شرکت تولیدکنندهٔ نرم‌افزار، برای ثبت شرکت نوپای خود، با چهار نام پیشنهادی به ادارهٔ کل ثبت شرکت‌ها مراجعه کرد. هر چهار نام، صفت فاعلی و صورت مشتقی از یک ریشهٔ واژگانی بودند.

📂 مسئول میز بررسی نام‌ها که دانش‌آموختهٔ زبان‌شناسی و از دل‌بستگان آرُنُف (Aronoff) بود، با استناد به اصل بازداری (blocking) با سه نام از چهار نام پیشنهادی مخالفت کرد و فقط به یکی از نام‌ها مجوز داد.

۱. پژوهان
۲. تواننده
۳. بینشمند
۴. اندیشور

@MorphoSyntax
👏3🤔2👌2🆒21👍1


🧾 واژه‌گزینی | قید وارداتی

🫧 بیمار که دههٔ هفتاد عمرش را به نیمه رسانده بود، از پزشک معالجش پرسید: «آقای دکتر، با این بیماری، می‌تونم عمر طبیعی کنم؟» پزشک نیم‌نگاهی به مشخصات بیمار در پرونده انداخت و گفت: «شما "آلرِدی" عمر طبیعی‌ات رو کردی!»

🫧 واژهٔ بیگانهٔ «آلرِدی» چند سالی است که از طریق گفتار راهش را به زبان فارسی باز کرده و هیچ بعید نیست که جا خوش کند و همین‌جا بماند؛ در حالی که تا پیش از ورود این واژه به فارسی نیز امورمان را گذرانده بودیم و لااقل ناترازی قید نداشتیم، از جمله در نمونه‌های گفتاری زیر:

◄ حقوقم آلرِدی/ همین جوری کفاف زندگی‌ام رو نمی‌ده، شما می‌خواید اضافه‌کارم رو هم قطع کنید؟

◄ من آلرِدی/ تا همین حالاش کلی وقت برای این کار بی‌نتیجه هدر داده‌م؛ دیگه بیشتر از این نمی‌تونم.

◄ بی‌خود داری اصرار می‌کنی. آلرِدی/ تا الآن/ قبلاً تصمیمش رو گرفته و بعیده نظرش عوض بشه.

@MorphoSyntax
👍16👌73🆒3
MorphoSyntax
🔠 آزفا | گسترش معنایی ــ چرا ریاضی ۲ رو با استاد فلانی برنداشتی؟ ــ از این استادهای پلاستیکیه. تو هم حذف کن، ترم بعد با استاد بهمانی بردار! ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🖇 صفت «پلاستیکی» در سال‌های اخیر دستخوش گسترش…


🧊 ساختواژه | گسترش معنایی «سِری»

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«اون سری که ازم پول قرض گرفتی، یک سال طول کشید پس بدی. بیا این پول رو بگیر، ولی سری بعد سراغ من نیا.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

واژهٔ «سِری» که از فرانسوی وارد فارسی شده و دو بار در نمونهٔ گفتاری بالا به‌کار رفته، ظاهراً معنای تازه‌ای در میان اهل زبان یافته که هنوز در واژه‌نامه‌های فارسی ضبط نشده است. این پدیده که در همهٔ زبان‌های زندهٔ دنیا رخ می‌دهد، گسترش معنایی خوانده می‌شود.

گسترش معنایی فرایندی است که در آن معنای تازه‌ای به واژهٔ موجود اعطا می‌شود. به‌کار بردن واژهٔ «مجلس» در برابر «پارلمان» نمونهٔ معروف این رخداد است. «سِری» نیز به همین ترتیب، با حفظ معانی پیشین خود، دامنهٔ کاربردش را در زبان بسط داده و امروزه به مفاهیمی چون «بار، دفعه، مرتبه» هم دلالت می‌کند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱)، مدخل «سری»

@MorphoSyntax
👍14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝اوکـــــــــــــی!

@MorphoSyntax
😁22🥰4😢1
MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | فعل باقاعده در زبان فارسی 🕐 قاعده‌مند بودن صورت‌های تصریفی، به‌معنای پیش‌بینی‌پذیر بودن آنهاست و در راستۀ افعال زبان فارسی، تنها صورت‌های آن ریشه‌هایی پیش‌بینی‌پذیرند که به توالی «ــ‌یدن» ختم شوند. امروزه اگر بخواهیم از «ماه» مصدر و فعل بسازیم،…


💎 نحو | بار محاسباتی، بار حافظه


□ نحو، تنها موتور مولد پیمانهٔ زبان در ذهن، همواره تمایل دارد که از بار حافظه بکاهد و پردازش را به بخش محاسباتی بسپارد. قاعده‌مند شدن فعل‌های بی‌قاعده در گذر زمان نیز حرکت در همین مسیر است.

□ تنها صورت قاعده‌مند فعل در فارسی که بر بار محاسباتی تکیه دارد، مبتنی بر الگویی است که به ریشهٔ X، سازند «-i-» را می‌افزاید و واژگونهٔ Xi را در ساخت گذشته، مصدر، صفت مفعولی و مانند آنها به‌کار می‌برد:

► Xi-dan
► Xi-de
► Xi-d

□ هر الگوی دیگری برای زبان‌آموز پیش‌بینی‌ناپذیر است و بر بار حافظهٔ او می‌افزاید. در میان جفت‌های زیر، تبدیل ریشهٔ نخست به صورت تصریفی گذشته، بخشی از بار محاسباتی ذهن‌مان را به خود مشغول می‌کند، اما دومی بار حافظه را درگیر می‌سازد:

◄ گـز/ گزید ◄ پز/ پخت
◄ دوش/ دوشید ◄ فروش/ فروخت
◄ خـند/ خندید ◄ بند/ بست
◄ ساب/سابید ◄ شتاب/ شتافت
◄ کـوب/ کوبید ◄ کوب/ کوفت
◄ جـه/ جهید ◄ جه/ جَست

✔️Computational load = بار محاسباتی
✔️Memory load = بار حافظه

@MorphoSyntax
👍113💯1


🔡 آزفا | "بودنِ" دستوری و قاموسی


🔖 دو جملهٔ زیر در ظاهر ساختار نحوی یکسانی دارند، اما ماهیت فعل «بودن» در آنها متفاوت است، معنای واژگانی «باز هم» در دو جمله فرق دارد، و در نتیجه با دو گزارهٔ متفاوت مواجهیم:

◄ (الف). باز هم بطری خالی توی یخچاله.
◄ (ب). باز هم بطری خالی توی یخچال هست.

🔖 در جملهٔ «الف»، واژه‌بست «ــه» فعل اسنادی/ ربطی است و این گزاره از موقعیت مکانی «بطری خالی» خبر می‌دهد. قید «باز هم» در این جمله به معنای «دوباره» است.

🔖 در جملهٔ «ب»، «هست» فعل وجودی/ واژگانی است و این گزاره از وجود داشتن «بطری خالی» خبر می‌دهد. قید «باز هم» در این جمله به معنای «بیشتر، هنوز» است.

🔖 آموزش کاربرد صحیح صورت‌های مختلف فعل «بودن» و از جمله واژه‌بست‌های این فعل، از مباحث مهم در آموزش زبان فارسی است و گویشوران غیربومی گاهی در به‌کارگیری این فعل‌ها دچار خطا می‌شوند.

🔖 مترجم گوگل و همچنین چت هوش مصنوعی (دست‌کم دو نسخه‌ای که نگارنده محک زد)، در تمایز گذاشتن میان معنای دو گزارهٔ بالا و برگرداندن آنها به انگلیسی چندان موفق نبودند.

@MorphoSyntax
👍9🔥3👌2🤔1


🔻جملهٔ مرکب زیر را ملاحظه بفرمایید که بخشی از یک پژوهش زبان‌شناختی دربارهٔ ساخت فعل‌های پیاپی است: «آقای همدانی به قدری از پسرش عصبانی بود که قبل از رسیدن وکیلش، برگشته بود گفته بود از ارث محرومش می‌کند.»
Final Results
82%
زنجیرهٔ «برگشته بود گفته بود» برایم عادی است و به‌کار می‌برم یا شنیده‌ام.
18%
زنجیرهٔ «برگشته بود گفته بود» برایم عادی نیست و نه به‌کار می‌برم، نه شنیده‌ام.
🆒3🔥2👌2🤓1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | آنگاه که آموختیم سخن بگوییم . . .

▪️این ویدئو با مدلی از هوش مصنوعی و تنها برپایهٔ متن تولید و تدوین شده است.

@MorphoSyntax
👏53💯2🆒21


💎 نحو | دوگانهْ نمود دستوری


🧬 هر انسان سالم ۲۳ جفت کروموزوم (در مجموع ۴۶ کروموزوم) دارد که از آن میان، یک جفت کروموزوم تعیین‌کنندۀ جنسیت‌اند. آدمیزاد از منظر کروموزوم‌های جنسی به دو گونۀ XX (زنان) و XY (مردان) تقسیم می‌شود. حال اگر کسی ادعا کند که «خیر، انسان‌ها تنوعات بیشتری دارند، ممکن است چاق و لاغر، قدبلند و قدکوتاه، چپ‌دست و راست‌دست، متکبر و متواضع، زرد و سفید و سیاه و غیره باشند»، مبنای تقسیم‌بندی را در حوزه‌های کاملاً متفاوت و البته بی‌ربط خلط کرده است.

🧬 هر فعل سالم در زبان فارسی بالقوه می‌تواند ۹ نوع وند تصریفی متفاوت بپذیرد که از آن میان، یک جفت وند تعیین‌کنندۀ نمود دستوری فعل‌اند: پیشوند /mi/ و پسوند /De/. اولی را اصطلاحاً وند تصریفی نمود ناقص (غیرکامل) و دومی را وند نمود کامل می‌خوانند. فارسی معاصر به‌جز این دو وند، هیچ عنصر تصریفی دیگری برای نشان دادن نمود دستوری ندارد، گو این‌که دوگانۀ «کامل/ ناقص» می‌تواند پیامدهای معنایی مختلفی داشته باشد و بر نوع رویدادی که محمول بیان می‌کند، اثر بگذارد.

🧬 حال اگر کسی در برابر این تقسیم‌بندی دوگانه، مدعی شود که «نمود در فارسی بیش از دو تاست و می‌تواند تقریبی، اجتنابی، تکراری، لحظه‌ای و جز آنها باشد»، چند حوزۀ متفاوت را درهم آمیخته و تمایز نمود دستوری، نمود واژگانی و نوع رویداد را درک نکرده است؛ در حالی که اولی تقسیم‌بندی صوری است، و دومی و سومی که پیوند بسیار نزدیک‌تری دارند، طبقه‌بندی معنایی به‌شمار می‌روند. همان‌گونه که تقابل جفت کروموزومی XX و XY بر دیگر ویژگی‌های انسانی اثر می‌گذارد، قطعاً دوگانۀ کامل و ناقص در نمود دستوری نیز می‌تواند نوع رویداد را تحت تأثیر قرار دهد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✿ وند نمود ناقص در سه جملۀ زیر، سه نوع رویداد متفاوت را در پی آورده است. به‌گفتۀ دیگر، یک ابزار تصریفی، برون‌دادهای متفاوتی در بیان نوع رویداد دارد:
◄ در شیراز زندگی می‌کرد. (استمراری)
◄ هر روز ناهار برنج می‌خوردند. (عادتی)
◄ جمعه‌ها به دانشگاه می‌رفتیم. (تکراری)

✿ ساخت مستمر که از همراهی فعل «داشتن» با فعل اصلی ساخته می‌شود و نمود دستوری آن ناقص است، نوع رویدادهای مختلفی را بازتاب می‌دهد، از جمله:
◄ دارد با پسرعمویش ازدواج می‌کند. (تقریب)
◄ از اول زمستان، دارد به کلاس زبان می‌رود. (تکرار)
◄ پیش از آمدن شما داشتیم با هم فیلم می‌دیدیم. (استمرار)

✿ در پسوند /De/، صورت /D/ واج شامل خوانده می‌شود؛ یعنی همخوان انسدادیِ دندانی که می‌تواند واکدار (/d/) یا بی‌واک (/t/) باشد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️Imperfective aspect = نمود ناقص (غیرکامل)
✔️Perfective aspect = نمود کامل
✔️Grammatical aspect = نمود دستوری
✔️Lexical aspect = نمود واژگانی
✔️Event type = نوع رویداد

@MorphoSyntax
👍5🔥4👌41👏1💯1


🔡 آزفا | یای موصولی


🟡 اسم ممکن الوجود (یعنی وجود برایش محال نباشد) اگر مشخص باشد (یعنی اسم جنس نباشد)، می‌تواند نکره یا معرفه باشد. اسم نامشخص (یعنی فاقد ارجاع)، نه معرفه است، نه نکره.

مشخص، نکره:
◄ یک سگ/ سگی گازش گرفت.

مشخص، معرفه:
◄ این سگ/ سگه گازش گرفت.

نامشخص، بدون ارجاع:
◄ سگ گاز می‌گیرد.


🟡 اگر اسمِ نامشخص، نه نکره است نه معرفه، چگونه اسم جنس «سگ» یا «کتاب» در جملات زیر یای نکره پذیرفته است؟ این پرسشی است که گاهی فارسی‌آموزان در مواجهه با این نمونه‌ها مطرح می‌کنند:

◄ سگی که گاز می‌گیرد، خیلی خطرناک است.
◄ کتابی که ارزشمند باشد، خوب فروش می‌رود.


🟡 عنصر وابستهٔ «ــ‌ی» در دو جملهٔ اخیر، یای نکره نیست. این تکواژ نشانهٔ وابستگی میان گروه اسمی و بند موصولی تحدیدی است و از آنجا که حضورش به دلیل نحوی ضرورت می‌یابد، در شمار عناصر تصریفی اسم در فارسی قرار می‌گیرد. بند موصولی غیرتحدیدی یای موصولی نمی‌پذیرد:

◄ دماوند که بلندترین قلهٔ ایران است، بیش از ۵۶۰۰ متر ارتفاع دارد.
◄ این کتاب که ارزشمند است، امسال خوب فروش می‌رود.

✔️(non-)specific = نا)مشخص)
✔️generic noun = اسم جنس

@MorphoSyntax
👍5🙏4👏3🤔1👌1


👁‍🗨 دیدگاه | العلوم أربعة

📜 وَ قَالَ: اَلْعُلُومُ أَرْبَعَةٌ: اَلْفِقْهُ لِلْأَدْيَانِ وَ اَلطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ وَ اَلنَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ اَلنُّجُومُ لِمَعْرِفَةِ اَلْأَزْمَانِ.

📚 معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، ٤٠

@MorphoSyntax
4😁41👍1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | ابهام ناخواسته «پیش از آمدن سخنران، صاحبان مجلس فرصت کوتاهی یافتند تا مهمانان ویژه را به همدیگر معرفی کنند.» ـ✿ ☆ ✿ـ 🖍 ضمایر دوسویۀ «همدیگر، یکدیگر» و مانند آنها، گاه در فرایند مرجع‌گزینی، ابهام ساختاری تولید…


📝 ویرایش | ابهام در جایگاه بند موصولی

● سگ همسایه‌مون که آلمانیه نمی‌ذاره شب‌ها بخوابیم.
○ در عوض می‌تونی کم‌کم ازش آلمانی یاد بگیری.
● همسایه‌مون بچۀ ملارده. سگش آلمانیه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖊 بند موصولی از سازه‌های وابسته به گروه اسمی است که توضیحی دربارۀ آن به‌دست می‌دهد. گاهی حضور این بند در جمله به ابهام ساختاری می‌انجامد و مخاطب نمی‌تواند اسمی را که بند موصولی وابستهٔ آن است، تعیین کند. جمله‌های «الف» و «ب» در زیر دو خوانش دارند.


🖊 بند موصولی درجا مانده است:

(الف). تجمع فعالان محیط زیست در اعتراض به روند سریع تخریب باغ‌ها که گزارش آن در برنامۀ «در شهر» پخش شد، واکنش اعضای شورا را هم برانگیخت.
~ گزارش تجمع فعالان محیط زیست پخش شد . . .
~ گزارش روند سریع تخریب باغ‌ها پخش شد . . .


🖊 بند موصولی پس‌گذاری شده است:

(ب). تعویض‌های عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود که خبرنگاران خارجی را هم شگفت‌زده کرد.
~ تعویض‌های عجیب خبرنگاران را شگفت‌زده کرد . . .
~ شکست تیم ملی خبرنگاران را شگفت‌زده کرد . . .

@MorphoSyntax
👍7👏1


💎 نحو | پس‌گذاری بند موصولی


🔵 بند موصولی از افزوده‌ها یا ادات‌هایی است که به گروه اسمی ملحق می‌شود و توضیحی دربارۀ آن به‌دست می‌دهد. سازۀ درون قلاب در دو جملۀ زیر بند موصولی است:

◄ تعویض‌های عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی [که خبرنگاران خارجی را هم شگفت‌زده کرد] از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود.

◄ تعویض‌های عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی [که خبرنگاران خارجی را هم شگفت‌زده کرد] بود.


🔵 بند موصولی که سازۀ سنگین به‌شمار می‌آید، گاهی می‌تواند به انتهای جمله پس‌گذاری شود تا پردازش ذهنی آن آسان‌تر شود. در دو جملهٔ بالا، پس‌گذاری بند موصولی، به تولید ساخت ظاهری همسان می‌انجامد:

◄ تعویض‌های عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی ــــ از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود [که خبرنگاران خارجی را هم شگفت‌زده کرد].

◄ تعویض‌های عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی ــــ بود [که خبرنگاران خارجی را هم شگفت‌زده کرد].

✔️Adjunct = افزوده، ادات
✔️Extraposition = پس‌گذاری

@MorphoSyntax
👍43👏2😢1
MorphoSyntax


🔻جملهٔ مرکب زیر را ملاحظه بفرمایید که بخشی از یک پژوهش زبان‌شناختی دربارهٔ ساخت فعل‌های پیاپی است: «آقای همدانی به قدری از پسرش عصبانی بود که قبل از رسیدن وکیلش، برگشته بود گفته بود از ارث محرومش می‌کند.»


💎 نحو | ادات‌های فعلی


💥 افزوده‌ها یا ادات‌ها سازه‌هایی‌اند که حضور آنها در ساختار جمله، الزام نحوی ندارد؛ مثلاً صفت «بی‌گناه» که در جمله‌های زیر سه نقش دستوری متفاوت پذیرفته، فقط در ساخت سوم ادات است:

◄ (۱). قاضی متهم را بی‌گناه می‌داند.
◄ (۲). قاضی می‌داند متهم بی‌گناه است.
◄ (۳). قاضی متهمِ بی‌گناه را آزاد کرد.

💥 «بی‌گناه» در جملهٔ اول محمول خرده‌بند (تمیز)، در جملهٔ دوم محمول بند پیرو (مسند) و در جملهٔ سوم وابستهٔ پسین (صفت) اسم است. در این نقش سوم، «بی‌گناه» ادات قلمداد می‌شود و می‌توان آن را از ساختار نحوی کنار گذاشت.

💥 اما آیا در زبان فارسی، فعل‌ها هم می‌توانند ادات شوند؟ اگر این پرسش را با میرزا حبیب اصفهانی (درگذشت ۱۲۷۲ خورشیدی)، ادیب، پژوهشگر و دستورنویس نامدار ایرانی در میان می‌گذاشتید، احتمالاً می‌گفت خیر؛ فعل در فارسی ادات نمی‌شود.

💥 شاید کمتر از صدوبیست سی سال است که ادات‌های فعلی ــ که آنها را با نام ساخت افعال پیاپی می‌شناسیم ــ به نوشتار راه یافته‌اند و جای خود را در زبان فارسی گشوده‌اند. بیکر و استوارت (۲۰۰۲) این نوع ساختار را اداتی می‌دانند که به گروه فعلی اصلی ملحق می‌شود و نمود واژگانی تازه‌ای به جمله می‌افزاید.

💥 زنجیرهٔ «برگشتن گفتن» یکی از این فعل‌های پیاپی است که در آن، «گفتن» در جایگاه فعل اصلی قرار دارد و «برگشتن» نقش ادات را ایفا می‌کند. این زنجیره می‌تواند بدون نمود دستوری (جملهٔ ۴)، با نمود دستوری ناقص (جملهٔ ۵)، یا نمود دستوری کامل همراه شود (جمله‌های ۶ و ۷).

◄ (۴). برگشت گفت از ارث محرومش می‌کند.
◄ (۵). برمی‌گردد می‌گوید از ارث محرومش می‌کند.
◄ (۶). برگشته گفته از ارث محرومش می‌کند.
◄ (۷). برگشته بود گفته بود از ارث محرومش می‌کند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 با سپاس بی‌کران از همهٔ دوستانی که با شرکت در نظرسنجی بالا، به پایان‌نامه‌ای که در این زمینه در دست تدوین است، کمک کردند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍112🙏2
2024 Beyond Sentence Grammar.pdf
3.2 MB


📑 مقاله | فراسوی دستور جمله

▪️Beyond sentence grammar: Persian directives in interaction (2024)

▪️Reza Kazemian
▪️Mohammad Amouzadeh
▪️Bernd Heine
▪️Hadaegh Rezaei

@MorphoSyntax
🙏4👍3


🔍 مسئله (۲۸)

💨 گزارش بخش هواشناسی به گردشگرانی که قصد دارند به سواحل سفر کنند، دربارهٔ وقوع طوفان هشدار داده است. اگر این هشدار شامل جمله‌ای با فاعل آشکار باشد، کدام منطقه درگیر طوفان شده است؟

۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه.
۲. سواحل جنوبی خلیج فارس طوفان شده.
۳. دریای مازندران سواحل جنوبی‌اش طوفانه.
۴. خلیج فارس سواحل شمالی‌اش طوفان شده.

@MorphoSyntax
🆒31👍1🤔1🤓1


🚦دستور خط | گونه‌های زبانی

▫️در شهرهای زیبای تبریز و سنندج کدام گونه‌های زبانی سرزمین‌مان رواج دارند؟
▫️برای پاسخ درست بنگرید به: کانال «ساده‌نویسی و درست‌نویسی» در:
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi

@MorphoSyntax
3🙏1
2009 A Theory of Syntax.pdf
1.3 MB


📔 کتاب | نظریۀ نحو

▪️A Theory of Syntax (2009)
▪️Norbert Hornstein, University of Maryland

▫️در پژوهش‌های نحوی، نام مؤلف اثر پیوست را چگونه باید به فارسی ضبط کنیم؟ هورنشتین، هورنشتاین، هورنستین، یا هورنستاین؟

▫️راستش، چندان مهم نیست. هر وقت آنها آموختند که به شیخ الرئیس «پورسینا»، نگویند «Avicenna»، وقت آن است که تلفظ دقیق نام خانوادگی «نوربرت» به دل‌مشغولی‌هایمان افزوده شود.

@MorphoSyntax
😁15👍9