MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
MorphoSyntax
💎 نحو | دستوری‌شدگی فعل «گرفتن» ● فعل «گرفتن» در فارسی با پیمودن روند دستوری‌شدگی، در ساخت افعال پیاپی به کار می‌رود. در نمونه‌های زیر، «گرفتن» در معنای واژگانی خود به کار نرفته است، بلکه مفهوم نمودی دارد و بر آغاز کنش یا تغییر وضعیت دلالت می‌کند: ◄ این‌قدر…


💎 نحو | دستوری‌شدگی فعل‌های واژگانی


فارسی هر روز پرشتاب‌تر به سوی تحلیلی شدن می‌تازد؛ فعل‌های واژگانی این زبان با خالی شدن از معنا، تبدیل به فعل دستوری می‌شوند و در ساخت افعال پیاپی به‌کار می‌روند؛ زنجیره‌ای از فعل‌هایی که در زمان، نمود، وجه مشترک‌اند و در میان‌شان نمی‌توان حروف عطف درج کرد:

داشت می‌خوابید.
(بی‌آن‌که "داشتنی" در کار باشد)
داشت می‌گرفت می‌خوابید.
(بی‌آن‌که "گرفتنی" در کار باشد)
زد رفت.
(بی‌آن‌که "زدنی" در کار باشد)
گذاشت رفت.
(بی‌آن‌که "گذاشتنی" در کار باشد)
برگشت گفت.
(بی‌آن‌که "برگشتنی" در کار باشد)


در زنجیره‌ای که فعل‌های پیاپی را می‌سازند، فقط یک فعل هویت واژگانی دارد و معنای فعل‌های دیگر رنگ باخته است. اما آیا واقعاً نوبت به «برداشتن» رسیده و این فعل هم دستوی شده: «برمی‌داره می‌گه»؟! چطور می‌شود گفتن را برداشت؟ شاید هم می‌شود . . . همان‌طور که پذیرفتیم رفتن را می‌شود گذاشت!

✔️Tense, Aspect, Mood (TAM)
✔️Serial Verb Construction (SVC)

@MorphoSyntax
👍173


🔝 ایرانیان باستان مردمانی مشفق، حکیم، و همه‌چیزدان بودند که پسوندی به شکل «ــ‌و» را به هر مفعولی می‌چسباندند.

✍🏿 کتیبه‌خوان ایکس ( ۳۴۰۳ خورشیدی)

@MorphoSyntax
😁25🆒3


🆕 منتشر شد | انگلیسی برای دانشجویان زبان‌شناسی

▫️دکتر معصومه محرابی
▫️دکتر بهروز محمودی بختیاری

@MorphoSyntsx
8👍3


🔺 فرهنگ بزرگ سخن، «کمک کردن»
🔻 امــــریکن هریتیــج، «help»

@MorphoSyntax
👍61
MorphoSyntax
🔺 فرهنگ بزرگ سخن، «کمک کردن» 🔻 امــــریکن هریتیــج، «help» @MorphoSyntax


💎 نحو | ظرفیت محمول‌ها (۱)


🔻ظرفیت هر عنصر شیمیایی عدد ثابتی است که نشان می‌دهد هر اتم آن حداکثر با چند اتم دیگر می‌تواند پیوند برقرار کند. آهن در هر جایی از سیارۀ زمین که یافت شود، عنصری دوظرفیتی است و کربن در سراسر جهان (احتمالاً در کل کائنات) حداکثر چهار ظرفیت دارد. آنچه تغییر می‌کند، نوع اتم‌هایی است که ظرفیت‌های اتم پیوندپذیر را برآورده می‌کنند.

🔻ظرفیت محمول‌ها نیز پدیدۀ زبان‌ویژه‌ای نیست که عدد موضوعی آن از این زبان به آن زبان تغییر کند. ظرفیت هر محمول با توجه به شمار موضوع‌هایی که می‌توانند به آن بپیوندند، یا به‌گفتۀ دیگر، برپایۀ تعداد نقش‌های معنایی‌ای که آن محمول اعطا می‌کند، تعیین می‌شود. مفهوم «کشتن» در هر زبانی که یافت شود ــ خواه «kill» در انگلیسی، «قتل» در عربی، یا «殺す» در ژاپنی (خدا پدر مترجم گوگل را بیامرزد) ــ دوظرفیتی است و به یک «کشنده» و یک «کشته‌شونده» نیاز دارد.

🔻آنچه از زبانی به زبان دیگر، یا حتی در درون یک زبان تغییر می‌کند، نوع موضوع‌هایی است که با هر محمول ترکیب می‌شوند. محمول «دادن» به «دهنده»، «گیرنده» و «آنچه داده می‌شود» نیاز دارد و بنابراین سه‌ظرفیتی است. تفاوت زبان‌ها در اینجاست که این سه عنصر با چه مقوله‌هایی می‌توانند برآورده شوند. در فارسی معیار مقولۀ «گیرنده» باید گروه حرف اضافه باشد (من به او کتاب دادم)، در انگلیسی همین سازه می‌تواند گروه حرف اضافه یا گروه اسمی باشد:

► I gave the book [PP to him].
► I gave [NP him] the book.

🔻به همین ترتیب، «کمک کردن» محمول دوظرفیتی است و با یک «کمک‌کننده» و یک «کمک‌شونده» ترکیب می‌شود. نمی‌توان تصور کرد که این مفهوم در فارسی ناگذر/ لازم (مصـ . لـ .) باشد و در انگلیسی گذرا/ متعدی (.v.tr). تفاوت این دو فعل نه در ظرفیت، که در نوع یا همان مقولۀ موضوع درونی‌شان است: «کمک کردن» در فارسی معیار به یک «کمک‌شونده» با مقولۀ گروه حرف اضافه نیاز دارد (من به سینا کمک کردم) و در انگلیسی همین ظرفیت خود را با یک گروه اسمی/ ضمیر برآورده می‌کند (I helped him).

✔️Valency = ظرفیت
✔️Predicate = محمول
✔️Argument = موضوع

@MorphoSyntax
👍62🆒21👏1


🧊 ساختواژه | خلأ در واژگان


🔖 رانندهٔ خوش‌سخنی بود. توضیح داد که: «بعد از تونل رسالت، قنبرزاده رو هم رد می‌کنیم و بعد وارد اون رمپی می‌شیم که دیوارهٔ کاشی‌ای . . . ». به سرفه افتاد و نتوانست از «کاشی» صفت بسازد. یار زبان‌شناسی که همسفرمان بود، گفت: «نحوت رو عوض کن، درست می‌شه.»

🔖 اشتقاق این‌گونه است و محدودیت‌های مختلفی سبب می‌شوند که برخی از صورت‌های مشتق ساخته نشوند و به واژگان زبان راه نیابند؛ یکی از این محدودیت‌ها، آوایی است. اگر دیوارهٔ مسیری که قرار بود از آن بگذریم، از «سنگ»، «آجر» یا «سیمان» بود، راننده جمله‌اش را به‌سادگی با «. . . که دیوارهٔ سنگی/ آجری/ سیمانی دارد» به‌پایان می‌برد.

🔖 صفت‌های «سنگی» و «آجری» و «سیمانی» در فارسی ساخته و مدخل شده‌اند، اما «کاشی‌ای» گرفتار محدودیت آوایی شده است. می‌توانستیم از «کاشی» که منسوب به «کاشان» است و حالا خود در میان مصالح ساختمانی به اسم تبدیل شده، صفت «کاشیایی» یا چه می‌دانم، «کاشَوی» بسازیم؛ اما به‌هرتقدیر نساختیم و از دامنهٔ واژگان‌مان یکی کاستیم.

🔖 فقط «کاشی‌ای» نیست که نتوانسته به واژگان زبان فارسی راه یابد. در کنار «مطربی» و «حمومی» و «رقاصی»، جای «قاضی‌ای» خالی‌ست، گو این‌که «قضاوت» این خلأ واژگانی را برای‌مان پر کرده است و حالا می‌توانیم بگوییم «قضاوت شغل دشواری است». اما هرجا که زبان از وام‌گیری یا تولید یک صورت واژگانی ــ به هر دلیل ــ طفره رفته، نحو قابل و بی‌مانند زبان فارسی به دادمان رسیده است:
« . . . عرض می‌کردم؛ وارد اون رمپی می‌شیم که دیواره‌اش رو با کاشی روکش کرده‌ند.»

✔️Gap = خلأ
✔️Derivation = اشتقاق
✔️Lexicon = واژگان

@MorphoSyntax
👍11🔥2💯2🆒2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | «هفتک» در برابر «تیک»

▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژهٔ خوش‌ساخت «هفتک» (مشتق از «هفت» و پسوند شباهت) را در برابر واژهٔ بیگانه، مزور، و روی اعصاب «تیک» به‌تصویب رساند.

✔️Tick = هفتک

@MorphoSyntax
😁15👍102😢2


🧾 واژه‌گزینی | پدافند غیرعامل

▫️در جلسهٔ دفاع رساله، داور محترمی که در زمان تصویب طرح‌نامه (پیشنهاده) نیز حضور داشت، از دانشجو پرسید که چرا در برابر اصطلاح «small constituent» از معادل فارسی «خرده‌سازه» استفاده کرده است و بهتر بود می‌نوشت «سازهٔ کوچک». بعد هم گفتگو را به فرهنگستان کشاند که یک عده دور هم نشسته‌اند و برای خودشان واژه تصویب می‌کنند.

▫️اینکه «خرده‌سازه» از مصوبات فرهنگستان نیست به کنار، ظاهراً داور گران‌مایه فراموش کرده بود که دو سال پیش در جلسهٔ تصویب طرح‌نامه، همین معادل را خودش پیشنهاد داده بود. در این مواقع بهترین راهبرد دفاعی همان است که وقتی رانندهٔ خطی ونک ــ آزادی در تحلیل وقوع زمین‌لرزهٔ فلان‌جا، تأکید می‌کند «کار خودشونه»، نشان می‌دهید: سرتان را به نشانهٔ تأیید تکان بدهید، کرایه را حساب کنید، و در مقصد پیاده شوید.

@MorphoSyntax
😁9👍5👌2👏1


📝 ویرایش | معلوم و مجهول

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● بخون ببین چطور نوشتم.
«عارف قزوینی، موسیقی‌دان، سخن‌سرا و تصنیف‌ساز اهل ایران در سال ۱۲۵۹ خورشیدی از مادر زاده شد. صرف و نحو عربی و فارسی توسط پدر بزرگوارش به او آموزش داده شد. عارف خوش‌نویس هم بود و خط شکسته و نستعلیق توسط او خوب نوشته می‌شد. در هفده‌سالگی، توسط دختری به‌نام خانم‌بالا مورد علاقه قرار گرفت و پنهانی با او ازدواج کرد. اما وقتی خانوادۀ دختر از این اتفاق مطلع شدند، عارف یک‌چند توسط یکی از دوستانش به رشت برده شد و پس از بازگشت . . . »
○ چرا این طوری نوشتی؟ بذار برات درست کنم.
● نه، دست نزن. همین‌طوری خوبه.
○ آخه چرا؟! برای چی در متن‌ات از این همه جملۀ مجهول استفاده کردی؟
● دایرةالمعارفی که دارم براش مدخل می‌نویسم، کلمه‌شمار پول می‌ده. اگه فعل‌ها رو به معلوم تبدیل کنی، جمله‌ها کوتاه می‌شن.
○ لااقل عبارت «از مادر» رو حذف کن. آخه کی از پدر زاده می‌شه؟!
● دست به متن من نزن!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖊 به‌کارگیری فعل مجهول در زبان، دلایل مختلفی دارد که در کتاب‌های دستور زبان و نگارش به آنها اشاره شده است (از قضا همین فعلی که الآن خواندید)؛ از جمله نامشخص بودن کنشگر یا کم‌اهمیت بودن آن در برابر مفعول و کنشی که رخ داده است.

🖊 البته به‌نظر می‌رسد که استفادۀ افراطی از ساخت مجهول و تبدیل بی‌رویهٔ جهت معلوم به مجهول در گزارش‌های خبری، متن‌های علمی و به‌ویژه چکیدهٔ رساله‌ها و مقالات، تا اندازۀ زیادی تحت تأثیر زبان انگلیسی رخ داده است.

🖊 در انگلیسی، یکی از انگیزه‌های مجهول کردن فعل، مبتداسازی مفعول است تا از این رهگذر، گروه اسمی مفعول به آغاز جمله انتقال یابد و کنشگر، در درون عبارت کُنادی، جایگاه پایین‌تری در ساختار نحوی بیابد:

Active:
► The postman is delivering the mail.
Passive:
► The mail is being delivered by the postman.

🖊 نحو توانمند زبان فارسی به‌جز مجهول‌سازی، راه‌های دیگری نیز پیش پایمان گذاشته است و اگر می‌خواهیم از اشاره به کنشگر بپرهیزیم، یا مفعول را با انتقال به آغاز جمله برجسته کنیم، امکانات دیگری هم در اختیار داریم. آوردن فعل سوم شخص جمع و جای‌گردانی مفعول در جملۀ معلوم، از ابزارهایی‌اند که به کمک آنها می‌توانیم از ساخت مجهول غیرضروری اجتناب کنیم، مانند نمونه‌های آشنای زیر:

فعل سوم شخص جمع:
◄ کیف پولم در مترو دزدیده شد.
◄ کیف پولم را در مترو دزدیدند.

مبتداسازی مفعول:
◄ کیف پولم توسط پلیس مترو پیدا شد.
◄ کیف پولم را پلیس مترو پیدا کرد.

✔️Voice = جهت
✔️Active = معلوم
✔️Passive = مجهول
✔️By phrase = عبارت کنادی
✔️Scrambling = جای‌گردانی
✔️Topicalization = مبتداسازی

@MorphoSyntax
👍12👏2💯2


فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژهٔ «هفتک» را در برابر «تیک» تصویب کرده است.
Anonymous Poll
68%
بسیار عالی‌ست. از این پس، همین واژه را به‌کار می‌برم.
32%
از این پس، همین واژه را به‌کار می‌برم. بسیار عالی‌ست.
😁33🤔9😢5👍2🔥2🆒2🤓1


👁‍🗨 دیدگاه | شیب لغزنده

▪️چرا زبان‌شناسان جنت‌مکان هرگز نمی‌پذیرند که فلان زبان، کامل‌ترین زبان دنیاست؟ به دلایل زبان‌شناختی؟ بله، این هست؛ اما مهم‌تر از آن این‌که انتهای این انگاره به فاجعه می‌انجامد. کامل‌ترین زبان آدمی‌زاد متعلق به پیچیده‌ترین مغز است، پیچیده‌ترین مغز از آنِ نخبه‌ترین مردمان است، و نخبه‌ترین مردمان در گروه برترین نژاد بشر قرار می‌گیرند. بنابراین، کنار گذاشتن مفهوم نادرست زبان کامل یا کامل‌ترین زبان، نه‌فقط مسئلهٔ «علمی»، که موضوعی «اخلاقی» است و این شیب لغزنده به تنازع نژادی می‌انجامد.

▪️ممکن است استدلال شیب لغزنده گاه مغالطه‌آمیز بنماید، اما این عرصه‌ای است که در برخی از جنبه‌های زندگی بر آن گام می‌گذاریم و خواسته و ناخواسته می‌لغزیم. مقاومت در برابر ترویج و گسترش زبان فارسی، زبان‌بسته خواندن فارسی، شوخی‌های بی‌نمک با واژه‌سازی‌های علمی و عمومی، چسبیدن به سازه‌های نحوی و واژگانی بیگانه و دست انداختن نهاد مسئول در واژه‌سازی، شیب لغزندهٔ طراحی‌شده‌ای است که در انتهای آن، نه فقط گسست اجتماعی، که تجزیهٔ سرزمینی در انتظارمان است. مراحل میانی این شیب را خودتان محاسبه کنید!

@MorphoSyntax
👍11🔥32👏2😁2👌1
MorphoSyntax
4_5970023967577084522.pdf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝 دکتر ژاله آموزگار (۱۲ آذر ۱۳۱۸، خوی)، بزرگ‌بانوی ایران‌زمین

@MorphoSyntax
12💯3


🔍 مسئله (۲۷)

📂 مالک یک شرکت تولیدکنندهٔ نرم‌افزار، برای ثبت شرکت نوپای خود، با چهار نام پیشنهادی به ادارهٔ کل ثبت شرکت‌ها مراجعه کرد. هر چهار نام، صفت فاعلی و صورت مشتقی از یک ریشهٔ واژگانی بودند.

📂 مسئول میز بررسی نام‌ها که دانش‌آموختهٔ زبان‌شناسی و از دل‌بستگان آرُنُف (Aronoff) بود، با استناد به اصل بازداری (blocking) با سه نام از چهار نام پیشنهادی مخالفت کرد و فقط به یکی از نام‌ها مجوز داد.

۱. پژوهان
۲. تواننده
۳. بینشمند
۴. اندیشور

@MorphoSyntax
👏3🤔2👌2🆒21👍1


🧾 واژه‌گزینی | قید وارداتی

🫧 بیمار که دههٔ هفتاد عمرش را به نیمه رسانده بود، از پزشک معالجش پرسید: «آقای دکتر، با این بیماری، می‌تونم عمر طبیعی کنم؟» پزشک نیم‌نگاهی به مشخصات بیمار در پرونده انداخت و گفت: «شما "آلرِدی" عمر طبیعی‌ات رو کردی!»

🫧 واژهٔ بیگانهٔ «آلرِدی» چند سالی است که از طریق گفتار راهش را به زبان فارسی باز کرده و هیچ بعید نیست که جا خوش کند و همین‌جا بماند؛ در حالی که تا پیش از ورود این واژه به فارسی نیز امورمان را گذرانده بودیم و لااقل ناترازی قید نداشتیم، از جمله در نمونه‌های گفتاری زیر:

◄ حقوقم آلرِدی/ همین جوری کفاف زندگی‌ام رو نمی‌ده، شما می‌خواید اضافه‌کارم رو هم قطع کنید؟

◄ من آلرِدی/ تا همین حالاش کلی وقت برای این کار بی‌نتیجه هدر داده‌م؛ دیگه بیشتر از این نمی‌تونم.

◄ بی‌خود داری اصرار می‌کنی. آلرِدی/ تا الآن/ قبلاً تصمیمش رو گرفته و بعیده نظرش عوض بشه.

@MorphoSyntax
👍16👌73🆒3
MorphoSyntax
🔠 آزفا | گسترش معنایی ــ چرا ریاضی ۲ رو با استاد فلانی برنداشتی؟ ــ از این استادهای پلاستیکیه. تو هم حذف کن، ترم بعد با استاد بهمانی بردار! ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🖇 صفت «پلاستیکی» در سال‌های اخیر دستخوش گسترش…


🧊 ساختواژه | گسترش معنایی «سِری»

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«اون سری که ازم پول قرض گرفتی، یک سال طول کشید پس بدی. بیا این پول رو بگیر، ولی سری بعد سراغ من نیا.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

واژهٔ «سِری» که از فرانسوی وارد فارسی شده و دو بار در نمونهٔ گفتاری بالا به‌کار رفته، ظاهراً معنای تازه‌ای در میان اهل زبان یافته که هنوز در واژه‌نامه‌های فارسی ضبط نشده است. این پدیده که در همهٔ زبان‌های زندهٔ دنیا رخ می‌دهد، گسترش معنایی خوانده می‌شود.

گسترش معنایی فرایندی است که در آن معنای تازه‌ای به واژهٔ موجود اعطا می‌شود. به‌کار بردن واژهٔ «مجلس» در برابر «پارلمان» نمونهٔ معروف این رخداد است. «سِری» نیز به همین ترتیب، با حفظ معانی پیشین خود، دامنهٔ کاربردش را در زبان بسط داده و امروزه به مفاهیمی چون «بار، دفعه، مرتبه» هم دلالت می‌کند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱)، مدخل «سری»

@MorphoSyntax
👍14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝اوکـــــــــــــی!

@MorphoSyntax
😁22🥰4😢1
MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | فعل باقاعده در زبان فارسی 🕐 قاعده‌مند بودن صورت‌های تصریفی، به‌معنای پیش‌بینی‌پذیر بودن آنهاست و در راستۀ افعال زبان فارسی، تنها صورت‌های آن ریشه‌هایی پیش‌بینی‌پذیرند که به توالی «ــ‌یدن» ختم شوند. امروزه اگر بخواهیم از «ماه» مصدر و فعل بسازیم،…


💎 نحو | بار محاسباتی، بار حافظه


□ نحو، تنها موتور مولد پیمانهٔ زبان در ذهن، همواره تمایل دارد که از بار حافظه بکاهد و پردازش را به بخش محاسباتی بسپارد. قاعده‌مند شدن فعل‌های بی‌قاعده در گذر زمان نیز حرکت در همین مسیر است.

□ تنها صورت قاعده‌مند فعل در فارسی که بر بار محاسباتی تکیه دارد، مبتنی بر الگویی است که به ریشهٔ X، سازند «-i-» را می‌افزاید و واژگونهٔ Xi را در ساخت گذشته، مصدر، صفت مفعولی و مانند آنها به‌کار می‌برد:

► Xi-dan
► Xi-de
► Xi-d

□ هر الگوی دیگری برای زبان‌آموز پیش‌بینی‌ناپذیر است و بر بار حافظهٔ او می‌افزاید. در میان جفت‌های زیر، تبدیل ریشهٔ نخست به صورت تصریفی گذشته، بخشی از بار محاسباتی ذهن‌مان را به خود مشغول می‌کند، اما دومی بار حافظه را درگیر می‌سازد:

◄ گـز/ گزید ◄ پز/ پخت
◄ دوش/ دوشید ◄ فروش/ فروخت
◄ خـند/ خندید ◄ بند/ بست
◄ ساب/سابید ◄ شتاب/ شتافت
◄ کـوب/ کوبید ◄ کوب/ کوفت
◄ جـه/ جهید ◄ جه/ جَست

✔️Computational load = بار محاسباتی
✔️Memory load = بار حافظه

@MorphoSyntax
👍113💯1


🔡 آزفا | "بودنِ" دستوری و قاموسی


🔖 دو جملهٔ زیر در ظاهر ساختار نحوی یکسانی دارند، اما ماهیت فعل «بودن» در آنها متفاوت است، معنای واژگانی «باز هم» در دو جمله فرق دارد، و در نتیجه با دو گزارهٔ متفاوت مواجهیم:

◄ (الف). باز هم بطری خالی توی یخچاله.
◄ (ب). باز هم بطری خالی توی یخچال هست.

🔖 در جملهٔ «الف»، واژه‌بست «ــه» فعل اسنادی/ ربطی است و این گزاره از موقعیت مکانی «بطری خالی» خبر می‌دهد. قید «باز هم» در این جمله به معنای «دوباره» است.

🔖 در جملهٔ «ب»، «هست» فعل وجودی/ واژگانی است و این گزاره از وجود داشتن «بطری خالی» خبر می‌دهد. قید «باز هم» در این جمله به معنای «بیشتر، هنوز» است.

🔖 آموزش کاربرد صحیح صورت‌های مختلف فعل «بودن» و از جمله واژه‌بست‌های این فعل، از مباحث مهم در آموزش زبان فارسی است و گویشوران غیربومی گاهی در به‌کارگیری این فعل‌ها دچار خطا می‌شوند.

🔖 مترجم گوگل و همچنین چت هوش مصنوعی (دست‌کم دو نسخه‌ای که نگارنده محک زد)، در تمایز گذاشتن میان معنای دو گزارهٔ بالا و برگرداندن آنها به انگلیسی چندان موفق نبودند.

@MorphoSyntax
👍9🔥3👌2🤔1


🔻جملهٔ مرکب زیر را ملاحظه بفرمایید که بخشی از یک پژوهش زبان‌شناختی دربارهٔ ساخت فعل‌های پیاپی است: «آقای همدانی به قدری از پسرش عصبانی بود که قبل از رسیدن وکیلش، برگشته بود گفته بود از ارث محرومش می‌کند.»
Final Results
82%
زنجیرهٔ «برگشته بود گفته بود» برایم عادی است و به‌کار می‌برم یا شنیده‌ام.
18%
زنجیرهٔ «برگشته بود گفته بود» برایم عادی نیست و نه به‌کار می‌برم، نه شنیده‌ام.
🆒3🔥2👌2🤓1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | آنگاه که آموختیم سخن بگوییم . . .

▪️این ویدئو با مدلی از هوش مصنوعی و تنها برپایهٔ متن تولید و تدوین شده است.

@MorphoSyntax
👏53💯2🆒21


💎 نحو | دوگانهْ نمود دستوری


🧬 هر انسان سالم ۲۳ جفت کروموزوم (در مجموع ۴۶ کروموزوم) دارد که از آن میان، یک جفت کروموزوم تعیین‌کنندۀ جنسیت‌اند. آدمیزاد از منظر کروموزوم‌های جنسی به دو گونۀ XX (زنان) و XY (مردان) تقسیم می‌شود. حال اگر کسی ادعا کند که «خیر، انسان‌ها تنوعات بیشتری دارند، ممکن است چاق و لاغر، قدبلند و قدکوتاه، چپ‌دست و راست‌دست، متکبر و متواضع، زرد و سفید و سیاه و غیره باشند»، مبنای تقسیم‌بندی را در حوزه‌های کاملاً متفاوت و البته بی‌ربط خلط کرده است.

🧬 هر فعل سالم در زبان فارسی بالقوه می‌تواند ۹ نوع وند تصریفی متفاوت بپذیرد که از آن میان، یک جفت وند تعیین‌کنندۀ نمود دستوری فعل‌اند: پیشوند /mi/ و پسوند /De/. اولی را اصطلاحاً وند تصریفی نمود ناقص (غیرکامل) و دومی را وند نمود کامل می‌خوانند. فارسی معاصر به‌جز این دو وند، هیچ عنصر تصریفی دیگری برای نشان دادن نمود دستوری ندارد، گو این‌که دوگانۀ «کامل/ ناقص» می‌تواند پیامدهای معنایی مختلفی داشته باشد و بر نوع رویدادی که محمول بیان می‌کند، اثر بگذارد.

🧬 حال اگر کسی در برابر این تقسیم‌بندی دوگانه، مدعی شود که «نمود در فارسی بیش از دو تاست و می‌تواند تقریبی، اجتنابی، تکراری، لحظه‌ای و جز آنها باشد»، چند حوزۀ متفاوت را درهم آمیخته و تمایز نمود دستوری، نمود واژگانی و نوع رویداد را درک نکرده است؛ در حالی که اولی تقسیم‌بندی صوری است، و دومی و سومی که پیوند بسیار نزدیک‌تری دارند، طبقه‌بندی معنایی به‌شمار می‌روند. همان‌گونه که تقابل جفت کروموزومی XX و XY بر دیگر ویژگی‌های انسانی اثر می‌گذارد، قطعاً دوگانۀ کامل و ناقص در نمود دستوری نیز می‌تواند نوع رویداد را تحت تأثیر قرار دهد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✿ وند نمود ناقص در سه جملۀ زیر، سه نوع رویداد متفاوت را در پی آورده است. به‌گفتۀ دیگر، یک ابزار تصریفی، برون‌دادهای متفاوتی در بیان نوع رویداد دارد:
◄ در شیراز زندگی می‌کرد. (استمراری)
◄ هر روز ناهار برنج می‌خوردند. (عادتی)
◄ جمعه‌ها به دانشگاه می‌رفتیم. (تکراری)

✿ ساخت مستمر که از همراهی فعل «داشتن» با فعل اصلی ساخته می‌شود و نمود دستوری آن ناقص است، نوع رویدادهای مختلفی را بازتاب می‌دهد، از جمله:
◄ دارد با پسرعمویش ازدواج می‌کند. (تقریب)
◄ از اول زمستان، دارد به کلاس زبان می‌رود. (تکرار)
◄ پیش از آمدن شما داشتیم با هم فیلم می‌دیدیم. (استمرار)

✿ در پسوند /De/، صورت /D/ واج شامل خوانده می‌شود؛ یعنی همخوان انسدادیِ دندانی که می‌تواند واکدار (/d/) یا بی‌واک (/t/) باشد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️Imperfective aspect = نمود ناقص (غیرکامل)
✔️Perfective aspect = نمود کامل
✔️Grammatical aspect = نمود دستوری
✔️Lexical aspect = نمود واژگانی
✔️Event type = نوع رویداد

@MorphoSyntax
👍5🔥4👌41👏1💯1