☰
💎 نحو | مقوله در برابر نقش
◄ (۱). قطعی به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
◄ (۲). این قضیه قطعی به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 صفت و قید بودن هم مقولهٔ دستوری است، هم نقش دستوری. در سنت دستورنویسی، «قطعی» به مقولهٔ صفت تعلق دارد؛ بااینهمه، این واژه میتواند نقشهای دستوری متفاوتی در ساخت نحوی بیابد.
🔖 در جملهٔ «۱»، صفت «قطعی» برای فعل مرکب «بهنظر رسیدن»، قید است و چون قید غالباً ماهیت اداتی دارد، میتوانیم آن را از جمله حذف کنیم:
◄ (۳). ∅ به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 در جملهٔ «۲»، صفت «قطعی» برای گروه اسمی «این قضیه»، محمول است و نمیتوانیم آن را از جمله حذف کنیم. حذف آن جمله را نادستوری میکند:
◄ (۴). *این قضیه ∅ به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 سازهٔ [این قضیه = قطعی] که اصطلاحاً خردهبند خوانده میشود، نوعی رابطهٔ فاعلی ــ محمولی بیزمان است؛ همان که در عبارتهایی چون «توقف ممنوع» و «چاردیواری اختیاری» مشاهده میکنیم.
✔️Small clause = خردهبند
@MorphoSyntax
💎 نحو | مقوله در برابر نقش
◄ (۱). قطعی به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
◄ (۲). این قضیه قطعی به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 صفت و قید بودن هم مقولهٔ دستوری است، هم نقش دستوری. در سنت دستورنویسی، «قطعی» به مقولهٔ صفت تعلق دارد؛ بااینهمه، این واژه میتواند نقشهای دستوری متفاوتی در ساخت نحوی بیابد.
🔖 در جملهٔ «۱»، صفت «قطعی» برای فعل مرکب «بهنظر رسیدن»، قید است و چون قید غالباً ماهیت اداتی دارد، میتوانیم آن را از جمله حذف کنیم:
◄ (۳). ∅ به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 در جملهٔ «۲»، صفت «قطعی» برای گروه اسمی «این قضیه»، محمول است و نمیتوانیم آن را از جمله حذف کنیم. حذف آن جمله را نادستوری میکند:
◄ (۴). *این قضیه ∅ به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 سازهٔ [این قضیه = قطعی] که اصطلاحاً خردهبند خوانده میشود، نوعی رابطهٔ فاعلی ــ محمولی بیزمان است؛ همان که در عبارتهایی چون «توقف ممنوع» و «چاردیواری اختیاری» مشاهده میکنیم.
✔️Small clause = خردهبند
@MorphoSyntax
👍4👌3🔥1
☰
👁🗨 دیدگاه | پرسش بنیادین در دستور زایشی (۱)
🔘 دستور زایشی از سرآغاز حیات خود در پی یافتن پاسخ این پرسش بوده که چگونه فرزند آدمی در زمانی کوتاه و با توجه به اندکدادههایی که در معرضشان قرار میگیرد ــ یا اصطلاحاً بهرغم فقر محرک ــ میتواند نظام بهظاهر پیچیدۀ زبان مادری خود را بیاموزد و آن را خلاقانه بهکار گیرد. فقر محرک زبانی یعنی دادههایی که در روند زبانآموزی کودک در دسترس او قرار میگیرند، اندکاند؛ بااینهمه، دانش زبانی وی برپایۀ همین تجربۀ زبانی ناقص، بهخوبی شکل میگیرد و هر کودکی بهطور طبیعی میتواند بیشمار جملۀ تازه درک و تولید کند.
🔘 این پرسش بنیادی که از آن به مسئلۀ افلاطون یاد میشود، از میانۀ دهۀ پنجاه میلادی بدین سو، محور پژوهشهای زبانشناسی زایشی بوده است.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | پرسش بنیادین در دستور زایشی (۱)
🔘 دستور زایشی از سرآغاز حیات خود در پی یافتن پاسخ این پرسش بوده که چگونه فرزند آدمی در زمانی کوتاه و با توجه به اندکدادههایی که در معرضشان قرار میگیرد ــ یا اصطلاحاً بهرغم فقر محرک ــ میتواند نظام بهظاهر پیچیدۀ زبان مادری خود را بیاموزد و آن را خلاقانه بهکار گیرد. فقر محرک زبانی یعنی دادههایی که در روند زبانآموزی کودک در دسترس او قرار میگیرند، اندکاند؛ بااینهمه، دانش زبانی وی برپایۀ همین تجربۀ زبانی ناقص، بهخوبی شکل میگیرد و هر کودکی بهطور طبیعی میتواند بیشمار جملۀ تازه درک و تولید کند.
🔘 این پرسش بنیادی که از آن به مسئلۀ افلاطون یاد میشود، از میانۀ دهۀ پنجاه میلادی بدین سو، محور پژوهشهای زبانشناسی زایشی بوده است.
@MorphoSyntax
👍3❤2
☰
👁🗨 دیدگاه | پرسش بنیادین در دستور زایشی (۲)
🔘 شکلگیری پیچیدگی زیستی پیامد فرایند انتخاب طبیعی است و انتخاب طبیعی برای آنکه جادوی شگفتانگیز خود را بهکار بیندازد و بهبار بنشاند، به زمانی بسیار طولانی نیاز دارد که عمر پنجاههزارساله و صدهزارسالۀ زبان در برابر آن به چشم بر هم زدنی میماند. تکامل نخستیسانان از حدود هشتادوپنج میلیون سال پیش و از اواخر دورۀ کرتاسه آغاز شده و از رهگذر انتخاب طبیعی، گام به گام و با حوصله پیش رفته تا به ظهور گونۀ انسان هوشمند رسیده است. پیدایی و رشد شتابزدۀ زبان آدمیزاد چنین مجال بلندی برای بهره بردن از فرایند انتخاب طبیعی در اختیار نداشته است.
🔘 این موضوع که از آن به مسئلۀ داروین یاد میشود، چالش تازهای پیش روی پژوهندگانی میگشاید که زبان را نظام پیچیدهای از نشانهها میدانند.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | پرسش بنیادین در دستور زایشی (۲)
🔘 شکلگیری پیچیدگی زیستی پیامد فرایند انتخاب طبیعی است و انتخاب طبیعی برای آنکه جادوی شگفتانگیز خود را بهکار بیندازد و بهبار بنشاند، به زمانی بسیار طولانی نیاز دارد که عمر پنجاههزارساله و صدهزارسالۀ زبان در برابر آن به چشم بر هم زدنی میماند. تکامل نخستیسانان از حدود هشتادوپنج میلیون سال پیش و از اواخر دورۀ کرتاسه آغاز شده و از رهگذر انتخاب طبیعی، گام به گام و با حوصله پیش رفته تا به ظهور گونۀ انسان هوشمند رسیده است. پیدایی و رشد شتابزدۀ زبان آدمیزاد چنین مجال بلندی برای بهره بردن از فرایند انتخاب طبیعی در اختیار نداشته است.
🔘 این موضوع که از آن به مسئلۀ داروین یاد میشود، چالش تازهای پیش روی پژوهندگانی میگشاید که زبان را نظام پیچیدهای از نشانهها میدانند.
@MorphoSyntax
🔥3👍2❤1😁1👌1
☰
🧾 واژهگزینی | دستگاه فروش خودکار
✿ دستگاه سمت راست را میشناسیم؛ «خودپرداز» است. به سمت چپی هم «دستگاه فروش خودکار» یا «خودبردار» گفتهاند که از قضا آن هم «خودپرداز» است، اما به مشتریانش خوراک و نوشاک میدهد. علیالقاعده، «خودبردار» آن کاربری است که اقلام مورد نظرش را از آن تهیه میکند. شاید بهتر بود برای نامگذاری این دستگاه، ضمیر مشترک «خود» را با ریشهٔ «فروش» درمیآمیختیم؛ اما برونداد این ترکیب پیشتر مدخل شده است.
✿ در واژهگزینی باید به بافتی که قرار است نوواژهٔمان در آن بهکار رود هم توجه کنیم. در جایی که از چیپس فلفلی و آدامس نعنایی صحبت میشود، استفاده از عبارت «دستگاه فروش خودکار» یا مثلاً «خودآمادگاه» کمی زیادی بهنظر میرسد! برای نامگذاری این ابزار دم دستی که عامهٔ مردم در کوچه و بازار با آن سروکار دارند، نیازی نیست در پی اصطلاح عالمانهای بگردیم که در عمل بهکار نخواهد رفت. فروشگاه خودگردان کوچکی که برای خرید اندکی توشه و نوشیدنی بهکار میآید، «توشنوشک» است. مثلاً: «یک بسته شکلات نود درصد و دو تا چیپس از اون توشنوشک بگیر بیار!»
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | دستگاه فروش خودکار
✿ دستگاه سمت راست را میشناسیم؛ «خودپرداز» است. به سمت چپی هم «دستگاه فروش خودکار» یا «خودبردار» گفتهاند که از قضا آن هم «خودپرداز» است، اما به مشتریانش خوراک و نوشاک میدهد. علیالقاعده، «خودبردار» آن کاربری است که اقلام مورد نظرش را از آن تهیه میکند. شاید بهتر بود برای نامگذاری این دستگاه، ضمیر مشترک «خود» را با ریشهٔ «فروش» درمیآمیختیم؛ اما برونداد این ترکیب پیشتر مدخل شده است.
✿ در واژهگزینی باید به بافتی که قرار است نوواژهٔمان در آن بهکار رود هم توجه کنیم. در جایی که از چیپس فلفلی و آدامس نعنایی صحبت میشود، استفاده از عبارت «دستگاه فروش خودکار» یا مثلاً «خودآمادگاه» کمی زیادی بهنظر میرسد! برای نامگذاری این ابزار دم دستی که عامهٔ مردم در کوچه و بازار با آن سروکار دارند، نیازی نیست در پی اصطلاح عالمانهای بگردیم که در عمل بهکار نخواهد رفت. فروشگاه خودگردان کوچکی که برای خرید اندکی توشه و نوشیدنی بهکار میآید، «توشنوشک» است. مثلاً: «یک بسته شکلات نود درصد و دو تا چیپس از اون توشنوشک بگیر بیار!»
@MorphoSyntax
👍13😁5🤔3❤2👏2💯2
☰
🧊 ساختواژه | کوجمات جولا!
🕐 برخلاف آنچه گاه گمان میرود، زبان فارسی پیراوند/ وند پیرامونی ندارد. پیراوندها، وندهاییاند که گسسته میشوند و در دو جزء، به آغاز و پایان پایه میپیوندند. در برخی از تحلیلها، واژههایی مانند «نارضایتی» و «بازشناسی» را دارای پیراوند دانستهاند. مثلاً دربارۀ «نارضایتی» گفتهاند که چون صورتهای «نارضایت» و «رضایتی» در فارسی ساخته نشدهاند، اجزای توالی گسستۀ «ناــ . . . ــی» را باید پیراوندی دانست که همزمان به پایۀ «رضایت» ملحق شدهاند.
🕑 نکتۀ مهم درباب پیراوندها اینکه اجزایشان باید در مجموع یک نقش دستوری را بازتاب دهند؛ مثلاً با همدیگر اسم بسازند یا همزمان پایه را منفی کنند. در کوجَمات که از زبانهای خانوادۀ جولاست، وند پیرامونی «u- . . . -al» بر اول شخص جمعِ شامل دلالت میکند (آرُنُف و فودمن ۲۰۱۱: ۱۴۸). در مقابل، پیشوند «ناـ» و پسوند «ــی» در «نارضایتی» نقشهای دستوری متفاوتی ایفا میکنند؛ چنانکه مثلاً در «ناپاکی» هم این دو وند هویت مستقلی دارند و کارکردشان متفاوت است.
🕒 پدیدهای که در واژههای «نارضایتی»، «بازشناسی» و مانند آنها دیده میشود، خلأ پایه نام دارد. واژۀ «ناخرسندی» خلأ پایه ندارد و هر دو صورت «ناخرسند» و «خرسندی» مستقلاً بهکار میروند. ممکن است روزی «نارضایتی» هم خلأ پایۀ خود را جبران کند و دستکم یکی از دو صورت «نارضایت» یا «رضایتی» به فهرست واژگانیمان افزوده شود.
🕓 این پدیده مختص فرایند وندافزایی نیست و در دیگر سازههای ساختواژی هم دیده میشود. واژۀ مشتقمرکب «خانهنشینی» خلأ پایه ندارد و این حاصل مصدر بر صفت فاعلی «خانهنشین» تکیه کرده است. اما «خانهتکانی» اینگونه نیست و عجالتاً صفت فاعلی «خانهتکان» نداریم. شاید بعدها «خانهتکانی» دستخوش پسسازی شود و به کسی که این فرایند را انجام میدهد، «خانهتکان» بگوییم. بههرروی، تا آن روز نمیتوانیم ادعا کنیم «خانه . . . ــی» در واژۀ مورد نظر پیراوند است!
✔️Circumfix = پیراوند
✔️Base gap = خلأ پایه
✔️Affixation = وندافزایی
✔️Backformation = پسسازی
✔️Kujamaat Jola = کوجَمات جولا
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | کوجمات جولا!
🕐 برخلاف آنچه گاه گمان میرود، زبان فارسی پیراوند/ وند پیرامونی ندارد. پیراوندها، وندهاییاند که گسسته میشوند و در دو جزء، به آغاز و پایان پایه میپیوندند. در برخی از تحلیلها، واژههایی مانند «نارضایتی» و «بازشناسی» را دارای پیراوند دانستهاند. مثلاً دربارۀ «نارضایتی» گفتهاند که چون صورتهای «نارضایت» و «رضایتی» در فارسی ساخته نشدهاند، اجزای توالی گسستۀ «ناــ . . . ــی» را باید پیراوندی دانست که همزمان به پایۀ «رضایت» ملحق شدهاند.
🕑 نکتۀ مهم درباب پیراوندها اینکه اجزایشان باید در مجموع یک نقش دستوری را بازتاب دهند؛ مثلاً با همدیگر اسم بسازند یا همزمان پایه را منفی کنند. در کوجَمات که از زبانهای خانوادۀ جولاست، وند پیرامونی «u- . . . -al» بر اول شخص جمعِ شامل دلالت میکند (آرُنُف و فودمن ۲۰۱۱: ۱۴۸). در مقابل، پیشوند «ناـ» و پسوند «ــی» در «نارضایتی» نقشهای دستوری متفاوتی ایفا میکنند؛ چنانکه مثلاً در «ناپاکی» هم این دو وند هویت مستقلی دارند و کارکردشان متفاوت است.
🕒 پدیدهای که در واژههای «نارضایتی»، «بازشناسی» و مانند آنها دیده میشود، خلأ پایه نام دارد. واژۀ «ناخرسندی» خلأ پایه ندارد و هر دو صورت «ناخرسند» و «خرسندی» مستقلاً بهکار میروند. ممکن است روزی «نارضایتی» هم خلأ پایۀ خود را جبران کند و دستکم یکی از دو صورت «نارضایت» یا «رضایتی» به فهرست واژگانیمان افزوده شود.
🕓 این پدیده مختص فرایند وندافزایی نیست و در دیگر سازههای ساختواژی هم دیده میشود. واژۀ مشتقمرکب «خانهنشینی» خلأ پایه ندارد و این حاصل مصدر بر صفت فاعلی «خانهنشین» تکیه کرده است. اما «خانهتکانی» اینگونه نیست و عجالتاً صفت فاعلی «خانهتکان» نداریم. شاید بعدها «خانهتکانی» دستخوش پسسازی شود و به کسی که این فرایند را انجام میدهد، «خانهتکان» بگوییم. بههرروی، تا آن روز نمیتوانیم ادعا کنیم «خانه . . . ــی» در واژۀ مورد نظر پیراوند است!
✔️Circumfix = پیراوند
✔️Base gap = خلأ پایه
✔️Affixation = وندافزایی
✔️Backformation = پسسازی
✔️Kujamaat Jola = کوجَمات جولا
@MorphoSyntax
❤6👍6😢1
2015 Syntax and semantics of subjunctive clauses in Persian.pdf
642.6 KB
☰
📑 مقاله | بند التزامی در فارسی
▪️Syntax and semantics of subjunctive clauses in Persian (2015)
▪️Ali Darzi, University of Tehran
▪️Saera Kwak, Hankuk University of Foreign Studies
@MorphoSyntax
📑 مقاله | بند التزامی در فارسی
▪️Syntax and semantics of subjunctive clauses in Persian (2015)
▪️Ali Darzi, University of Tehran
▪️Saera Kwak, Hankuk University of Foreign Studies
@MorphoSyntax
👍4🙏3❤2
☰
🧾 واژهگزینی | نایبداوطلب گرامی!
▪️Proxy Test Taker
▪️Syn: Exam Proxy
✅ اصطلاح بالا و مترادفش به کسی اطلاق میشود که بهجای شخص دیگری در یک آزمون شرکت میکند. این آزمون ممکن است امتحان کانون وکلای دادگستری، آزمون نظام مهندسی، آزمونهای مختلف تعیین سطح زبان خارجی، یا حتی کنکور سراسری باشد. کسی که در آزمون شرکت میکند، دانش بیشتری از آزموندهندۀ اصلی دارد و غالباً در ازای دریافت پول، کسب نمرۀ قبولی را ضمانت میکند.
✅ اما معادل فارسی این اصطلاح چیست؟ آزمودهنما؟ شبهآزموندهنده؟ نایب ممتَحَن؟ سنجشکار؟ پیش از آنکه ذهنمان را مشغول گزینههای دیگر کنیم، بد نیست یادآور شویم که کوشندگان این حرفۀ پرسود که در زمرۀ مشاغل خدماتی قرار میگیرد، پیشتر نامی برای خود برگزیدهاند و از قضا متولیان سازمان سنجش نیز همان را پذیرفتهاند و بهکار میبرند: «کلیدزن»! مثلاً در این جمله: «هر کلیدزن حرفهای باید یک چهرهپرداز حاذق هم در کنار دستش داشته باشد.» یا «امسال یک کلیدزن خوب استخدام کردم، به فضل خدا برق شریف قبولم.»
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | نایبداوطلب گرامی!
▪️Proxy Test Taker
▪️Syn: Exam Proxy
✅ اصطلاح بالا و مترادفش به کسی اطلاق میشود که بهجای شخص دیگری در یک آزمون شرکت میکند. این آزمون ممکن است امتحان کانون وکلای دادگستری، آزمون نظام مهندسی، آزمونهای مختلف تعیین سطح زبان خارجی، یا حتی کنکور سراسری باشد. کسی که در آزمون شرکت میکند، دانش بیشتری از آزموندهندۀ اصلی دارد و غالباً در ازای دریافت پول، کسب نمرۀ قبولی را ضمانت میکند.
✅ اما معادل فارسی این اصطلاح چیست؟ آزمودهنما؟ شبهآزموندهنده؟ نایب ممتَحَن؟ سنجشکار؟ پیش از آنکه ذهنمان را مشغول گزینههای دیگر کنیم، بد نیست یادآور شویم که کوشندگان این حرفۀ پرسود که در زمرۀ مشاغل خدماتی قرار میگیرد، پیشتر نامی برای خود برگزیدهاند و از قضا متولیان سازمان سنجش نیز همان را پذیرفتهاند و بهکار میبرند: «کلیدزن»! مثلاً در این جمله: «هر کلیدزن حرفهای باید یک چهرهپرداز حاذق هم در کنار دستش داشته باشد.» یا «امسال یک کلیدزن خوب استخدام کردم، به فضل خدا برق شریف قبولم.»
@MorphoSyntax
😁9🤔2👍1
MorphoSyntax
☰
✂️ به نظرتان تقطیع تکواژی واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» چگونه است؟
✂️ به نظرتان تقطیع تکواژی واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» چگونه است؟
☰
🧊 ساختواژه | تقطیع تکواژی
🔘 واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» از تکواژهای زیر تشکیل شده است:
◄ دل + سوخـ + ــته + ــگی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ🅐ـ دل: موضوع درونی ریشهٔ «سوز» است و پس از تشکیل صورت «سوختگی»، با آن ترکیب شده است.
ـ🅑ـ سوخـ: واژگونهٔ وابستهٔ ریشهٔ «سوز» (مفهوم «سوختن») است که در برخی از محیطهای ساختواژی، مانند فعل گذشته (سوخـ + ــت)، مصدر (سوخـ + ــتن) و صفت مفعولی (سوخـ + ــته) حاضر میشود.
ـ🅒ـ ــته: پسوند صفت مفعولی یا در واقع وند نمود کامل است. در هیچیک از زبانهای هندواروپایی وندی با صورت آوایی /e/ (در خط فارسی: «ــه») که صفت مفعولی بسازد، وجود ندارد. همانگونه که «eaten» در انگلیسی از دو تکواژ (پایه + پسوند صفت مفعولی) تشکیل شده، «خورده» و «کشته» و «سوخته» نیز در فارسی دارای دو تکواژند. «ــده/ ــته» واژگونههای پسوند موسوم به «en-» در فارسیاند که از زبان هندواروپایی مادر به یادگار ماندهاند.
ـ🅓ـ ــگی: وند حاصل مصدر در زبان فارسی دو واژگونهٔ /gi-/ و /i-/ دارد؛ اولی پس از پایهٔ مختوم به واکهٔ /e/ میآید (شیفتگی، خبرگی، بیریشگی) و دومی تابع شرط دگرجای است (خلبانی، خوبی، خوشنامی). حضور صورت آوایی /gi-/ در مجاورت پایه، ارزش و کارکرد ساختواژی پیدا کرده و این واژگونه بر ساخت حاصل مصدر دلالت میکند. بهجز در واژههای اندکی مانند «خانگی، هفتگی، ساختگی، همیشگی»، فارسیزبانان از سازهٖٔ «XE-gi» مفهوم حاصل مصدر درک میکنند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔘 امروزه در الحاق وند /i/ تعجبی، وحدت، نکره، صفت نسبی و جز آنها، به پایهٔ مختوم به «های ناملفوظ»، از واج میانجی /g/ استفاده نمیکنیم و مثلاً واژهٔ «ریشهای» (در: ریشهای از مشکلات/ مشکل ریشهای/ عجب ریشهای) را با همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ تولید میکنیم، نه با درج /g/ و به صورت «ریشگی». بههمین ترتیب، بهرغم داشتن الگوی دیرسال «خانگی»، وقتی واژهٔ «گلخانه» را ساختیم، صفت آن را به شکل «گلخانهای» درآوردیم، نه «گلخانگی». فارسیزبانان از واژهٔ مندرآوردی «چینکوئگی» در جملهٔ «برای چینکوئگی باید بیشتر تلاش کنید» مفهوم «برای چینکوئه بودن/ شدن» را استنباط میکنند، زیرا /gi-/ بر مقولهٔ دستوری خاصی دلالت میکند.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | تقطیع تکواژی
🔘 واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» از تکواژهای زیر تشکیل شده است:
◄ دل + سوخـ + ــته + ــگی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ🅐ـ دل: موضوع درونی ریشهٔ «سوز» است و پس از تشکیل صورت «سوختگی»، با آن ترکیب شده است.
ـ🅑ـ سوخـ: واژگونهٔ وابستهٔ ریشهٔ «سوز» (مفهوم «سوختن») است که در برخی از محیطهای ساختواژی، مانند فعل گذشته (سوخـ + ــت)، مصدر (سوخـ + ــتن) و صفت مفعولی (سوخـ + ــته) حاضر میشود.
ـ🅒ـ ــته: پسوند صفت مفعولی یا در واقع وند نمود کامل است. در هیچیک از زبانهای هندواروپایی وندی با صورت آوایی /e/ (در خط فارسی: «ــه») که صفت مفعولی بسازد، وجود ندارد. همانگونه که «eaten» در انگلیسی از دو تکواژ (پایه + پسوند صفت مفعولی) تشکیل شده، «خورده» و «کشته» و «سوخته» نیز در فارسی دارای دو تکواژند. «ــده/ ــته» واژگونههای پسوند موسوم به «en-» در فارسیاند که از زبان هندواروپایی مادر به یادگار ماندهاند.
ـ🅓ـ ــگی: وند حاصل مصدر در زبان فارسی دو واژگونهٔ /gi-/ و /i-/ دارد؛ اولی پس از پایهٔ مختوم به واکهٔ /e/ میآید (شیفتگی، خبرگی، بیریشگی) و دومی تابع شرط دگرجای است (خلبانی، خوبی، خوشنامی). حضور صورت آوایی /gi-/ در مجاورت پایه، ارزش و کارکرد ساختواژی پیدا کرده و این واژگونه بر ساخت حاصل مصدر دلالت میکند. بهجز در واژههای اندکی مانند «خانگی، هفتگی، ساختگی، همیشگی»، فارسیزبانان از سازهٖٔ «XE-gi» مفهوم حاصل مصدر درک میکنند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔘 امروزه در الحاق وند /i/ تعجبی، وحدت، نکره، صفت نسبی و جز آنها، به پایهٔ مختوم به «های ناملفوظ»، از واج میانجی /g/ استفاده نمیکنیم و مثلاً واژهٔ «ریشهای» (در: ریشهای از مشکلات/ مشکل ریشهای/ عجب ریشهای) را با همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ تولید میکنیم، نه با درج /g/ و به صورت «ریشگی». بههمین ترتیب، بهرغم داشتن الگوی دیرسال «خانگی»، وقتی واژهٔ «گلخانه» را ساختیم، صفت آن را به شکل «گلخانهای» درآوردیم، نه «گلخانگی». فارسیزبانان از واژهٔ مندرآوردی «چینکوئگی» در جملهٔ «برای چینکوئگی باید بیشتر تلاش کنید» مفهوم «برای چینکوئه بودن/ شدن» را استنباط میکنند، زیرا /gi-/ بر مقولهٔ دستوری خاصی دلالت میکند.
@MorphoSyntax
👍6🤔3🥰2👏2😍2❤1
☰
🗓 سیام دی | درگذشت شاه عباس یکم
▫️شاه عباس کبیر (۷ بهمن ۹۴۹ ــ ۳۰ دی ۱۰۰۷) در حالی پس از ۴۱ سال سلطنت دیده بر جهان فروبست که دولتی قدرتمند، کشوری یکپارچه، و شهرهایی آباد از خود به یادگار گذاشته بود. هنگامی که او بندر گمبرون را از چنگال استعمار پرتغال رهانید و آن را با نام بندرعباس به ایران بازگرداند، ۵۱ ساله بود.
🔝 بندرعباس، ۲۶ دیماه ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
🗓 سیام دی | درگذشت شاه عباس یکم
▫️شاه عباس کبیر (۷ بهمن ۹۴۹ ــ ۳۰ دی ۱۰۰۷) در حالی پس از ۴۱ سال سلطنت دیده بر جهان فروبست که دولتی قدرتمند، کشوری یکپارچه، و شهرهایی آباد از خود به یادگار گذاشته بود. هنگامی که او بندر گمبرون را از چنگال استعمار پرتغال رهانید و آن را با نام بندرعباس به ایران بازگرداند، ۵۱ ساله بود.
🔝 بندرعباس، ۲۶ دیماه ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
❤10🔥2
MorphoSyntax
☰ 🔡 آزفا | واج میانجی؟ میان ســـخنها میانجی بوید نخواهند چیزی کرانجی بوید حکیم فردوسی @MorphoSyntax
☰
🔡 آزفا | توزیع پسوند حاصل مصدر
◄ «میمیره از سختگی و از مشکلات.»
● تصویر بالا بخشی از رسالهای است که به بررسی و تحلیل خطاهای واژگانی فارسیآموزان عربزبان پرداخته است (تاریخ دفاع: ۱۴۰۳.۱۰.۲۹).
● بهنظر میرسد برخی از زبانآموزان خارجی نیز تشخیص دادهاند که /gi-/ یکی از واژگونههای پسوند حاصل مصدر در فارسی است؛ گو اینکه آن را در محیط واژواجی نادرست بهکار بردهاند.
✔️Morphophonemic = واژواجی
@MorphoSyntax
🔡 آزفا | توزیع پسوند حاصل مصدر
◄ «میمیره از سختگی و از مشکلات.»
● تصویر بالا بخشی از رسالهای است که به بررسی و تحلیل خطاهای واژگانی فارسیآموزان عربزبان پرداخته است (تاریخ دفاع: ۱۴۰۳.۱۰.۲۹).
● بهنظر میرسد برخی از زبانآموزان خارجی نیز تشخیص دادهاند که /gi-/ یکی از واژگونههای پسوند حاصل مصدر در فارسی است؛ گو اینکه آن را در محیط واژواجی نادرست بهکار بردهاند.
✔️Morphophonemic = واژواجی
@MorphoSyntax
👍8
☰
🧊 ساختواژه | هیچوقت خالیگی خالی نمیماند
□ امامعلی رحمان، رئیسجمهوری تاجیکستان، در گفتگوی مشترک با دکتر مسعود پزشکیان، به نکات جالبی اشاره کرده (🔻پایین) که از منظر زبانی نیز قابل توجهاند. یکی از آنها ساخت اسم/ حاصل مصدر «خالیگی» برپایهٔ صفت «خالی» و پسوند «ــگی» است (🔺بالا)؛ به همان ترتیب که مثلاً صورت «بیمایگی» از صفت «بیمایه» ساخته میشود.
□ اگر گوینده بهجای تولید واژهٔ مشتق «خالیگی»، از واژگونهٔ /i/ و درج همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ استفاده میکرد و یکی از دو صورت /χɑlɪ-ji/ یا /χɑlɪ-ʔi/ را میساخت، مفهوم «خالی بودن» از آن درک نمیشد. «ــگی» در فارسی رایج در ایران بزرگ کارکرد ساختواژی دارد و هویت همخوان سختکامی /g/ (در آیپیاِی: /ɟ/) در آن، فراتر از واج میانجی است!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم نژادبهرام گرامی برای توجه به این نکته و یادآوری آن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | هیچوقت خالیگی خالی نمیماند
□ امامعلی رحمان، رئیسجمهوری تاجیکستان، در گفتگوی مشترک با دکتر مسعود پزشکیان، به نکات جالبی اشاره کرده (🔻پایین) که از منظر زبانی نیز قابل توجهاند. یکی از آنها ساخت اسم/ حاصل مصدر «خالیگی» برپایهٔ صفت «خالی» و پسوند «ــگی» است (🔺بالا)؛ به همان ترتیب که مثلاً صورت «بیمایگی» از صفت «بیمایه» ساخته میشود.
□ اگر گوینده بهجای تولید واژهٔ مشتق «خالیگی»، از واژگونهٔ /i/ و درج همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ استفاده میکرد و یکی از دو صورت /χɑlɪ-ji/ یا /χɑlɪ-ʔi/ را میساخت، مفهوم «خالی بودن» از آن درک نمیشد. «ــگی» در فارسی رایج در ایران بزرگ کارکرد ساختواژی دارد و هویت همخوان سختکامی /g/ (در آیپیاِی: /ɟ/) در آن، فراتر از واج میانجی است!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم نژادبهرام گرامی برای توجه به این نکته و یادآوری آن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍7👏1
☰
⚠️ «این پسره قبلاً اینجا کار میکرد.» احتمالاً همه موافقیم که در این جمله، «پسره» اسمِ معرفه بهشمار میرود و نشانهٔ معرفهٔ «ــه» پذیرفته است. مسئله چیز دیگری است: مقولهٔ دستوری واژهٔ «معرفه» در عبارت «اسمِ معرفه» و «نشانهٔ معرفه»، به ترتیب، چیست؟
⚠️ «این پسره قبلاً اینجا کار میکرد.» احتمالاً همه موافقیم که در این جمله، «پسره» اسمِ معرفه بهشمار میرود و نشانهٔ معرفهٔ «ــه» پذیرفته است. مسئله چیز دیگری است: مقولهٔ دستوری واژهٔ «معرفه» در عبارت «اسمِ معرفه» و «نشانهٔ معرفه»، به ترتیب، چیست؟
Anonymous Quiz
22%
۱. اسم ــ اسم
7%
۲. صفت ــ صفت
28%
۳. اسم ــ صفت
42%
۴. صفت ــ اسم
👍2
☰
📝 ویرایش | سه غلط، هفده!
◄ متهمان دختربچه که در حال بازی بوده را . . .
● از شنیعترین نمونههای رای پس از فعلِ بند موصولی است؛ آنچنان که باید جمله را دو سه بار خواند تا مقصود نویسنده را دریافت.
◄ در حال بازی بوده/ فریب داده
● هر دو فعل که با صورت تصریفی نمود کامل (صفت مفعولی/ وجه وصفی) آمدهاند، نادرستاند و باید به گذشتهٔ ساده تبدیل شوند.
◄ ۱۶۰ میلیون تومان فروخته بودند
● از کاربردهای نادرست ساخت گذشتهٔ کامل است؛ مگر آنکه متهمان پیش از آنکه دختربچه را بربایند، فروخته باشند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ماجرای گروگانگیری کودک سهساله در تهران:
متهمان دختربچه را که در حال بازی بود، به بهانهای فریفتند و با خود بردند. این دو زن جوان، کودک سهساله را ۱۶۰ میلیون تومان فروختند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | سه غلط، هفده!
◄ متهمان دختربچه که در حال بازی بوده را . . .
● از شنیعترین نمونههای رای پس از فعلِ بند موصولی است؛ آنچنان که باید جمله را دو سه بار خواند تا مقصود نویسنده را دریافت.
◄ در حال بازی بوده/ فریب داده
● هر دو فعل که با صورت تصریفی نمود کامل (صفت مفعولی/ وجه وصفی) آمدهاند، نادرستاند و باید به گذشتهٔ ساده تبدیل شوند.
◄ ۱۶۰ میلیون تومان فروخته بودند
● از کاربردهای نادرست ساخت گذشتهٔ کامل است؛ مگر آنکه متهمان پیش از آنکه دختربچه را بربایند، فروخته باشند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ماجرای گروگانگیری کودک سهساله در تهران:
متهمان دختربچه را که در حال بازی بود، به بهانهای فریفتند و با خود بردند. این دو زن جوان، کودک سهساله را ۱۶۰ میلیون تومان فروختند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍9❤6✍2😢1
☰
🔰 حکایت
واعظی بر منبر سخن میگفت. شخصی از مجلسیان سخت گریه میکرد. واعظ گفت:
«ای مجلسیان! صدق از این مرد بیاموزید که این همه گریهی بسوز میکند.»
مرد برخاست و گفت:
«مولانا! من نمیدانم که تو چه میگویی، اما من بُزَکی سرخ داشتم، ریشش به ریش تو میمانست. در این دو روز سقط شد؛ هر گاه که تو ریش میجنبانی، مرا از آن بُزَک یاد میآید و گریه بر من غالب میشود.» 😢
✍🏻 عبید زاکانی
@MorphoSyntax
🔰 حکایت
واعظی بر منبر سخن میگفت. شخصی از مجلسیان سخت گریه میکرد. واعظ گفت:
«ای مجلسیان! صدق از این مرد بیاموزید که این همه گریهی بسوز میکند.»
مرد برخاست و گفت:
«مولانا! من نمیدانم که تو چه میگویی، اما من بُزَکی سرخ داشتم، ریشش به ریش تو میمانست. در این دو روز سقط شد؛ هر گاه که تو ریش میجنبانی، مرا از آن بُزَک یاد میآید و گریه بر من غالب میشود.» 😢
✍🏻 عبید زاکانی
@MorphoSyntax
😁14🔥4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 یکم بهمن | در نکوداشت عارف قزوینی
○ ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹ ــ ۱ بهمن ۱۳۱۲) شاعر، موسیقیدان و تصنیفساز ایرانی روزگار قاجار و پهلوی.
▫️مجری:
○ منوچهر انور (زادهٔ ۱۳۰۷) کارگردان، گوینده، مؤلف، مترجم و ویراستار
▫️مهمانان:
○ استاد باستانی پاریزی (۱۳۰۴ ــ ۱۳۹۳) پژوهشگر تاریخ، شاعر، استاد دانشگاه تهران
○ امیر هوشنگ ابتهاج (۱۳۰۶ ــ ۱۴۰۱) متخلص به ه. ا. سایه، شاعر، تصنیفساز و پژوهشگر
○ بیژن ترقی (۱۳۰۸ ــ ۱۳۸۸) شاعر و ترانهسرا
@MorphoSyntax
🗓 یکم بهمن | در نکوداشت عارف قزوینی
○ ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹ ــ ۱ بهمن ۱۳۱۲) شاعر، موسیقیدان و تصنیفساز ایرانی روزگار قاجار و پهلوی.
▫️مجری:
○ منوچهر انور (زادهٔ ۱۳۰۷) کارگردان، گوینده، مؤلف، مترجم و ویراستار
▫️مهمانان:
○ استاد باستانی پاریزی (۱۳۰۴ ــ ۱۳۹۳) پژوهشگر تاریخ، شاعر، استاد دانشگاه تهران
○ امیر هوشنگ ابتهاج (۱۳۰۶ ــ ۱۴۰۱) متخلص به ه. ا. سایه، شاعر، تصنیفساز و پژوهشگر
○ بیژن ترقی (۱۳۰۸ ــ ۱۳۸۸) شاعر و ترانهسرا
@MorphoSyntax
❤9
☰
💎 نحو | فرضیهٔ مقولهسازی
◄ «اسم معرفه در فارسی گاهی نشانهٔ معرفه دارد.»
★ «اسم معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» صفت «اسم» است و ویژگی آن را توضیح میدهد؛ بههمان ترتیب که نکره بودن نیز میتواند ویژگی اسم باشد. آزمونهای مختلف تجربی صفت بودن این واژه را تأیید میکنند (از جمله: این اسم، معرفه است).
★ «نشانهٔ معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» مضافالیه/ اسم وابسته برای «نشانه» است و ویژگی آن را توضیح نمیدهد، بلکه از وجود نشانهای برای معرفگی حکایت میکند. اینبار نیز آزمونهای تجربی بر اسم بودن این واژه دلالت میکنند (از جمله: معرفه، نشانه دارد).
★ فرضیهٔ مقولهسازی تصریح میکند که عناصر واژگانی در واژگان ذهنیمان بهصورت مفاهیم بیمقوله ذخیره میشوند و هنگامی که به نحو راه مییابند، مقولهٔ دستوری خود را بهدست میآورند. «معرفگی» مفهومی است که آن را در واژگان ذهنیمان مدخل کردهایم؛ هنگامی که این مفهوم را در قالب واژه وارد ساختار نحوی میکنیم، بر آن جامهٔ اسم یا صفت میپوشانیم.
★ در فرهنگنویسی باید مقولههای بالفعل هر مدخل همراه با شاهد مناسب ثبت شوند. بهنظر میرسد در نمونهای که در تصویر بالا آمده است، ابتدا باید بر صفت بودن مدخل «معرفه» که پربسامدترین مقوله یا دستکم نقش دستوری آن است، تصریح کنیم و تعریف مقابلش را نیز اینگونه تغییر دهیم:
◄ معرفه (صـ .) در دستورزبان، ویژگی اسمی که ارجاع آن در عالم مقال معلوم و مشخص باشد . . .
★ در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) که اثری سترگ، ماندگار و کمنظیر در فرهنگنویسی فارسی است، در برابر مدخل «نکره» (که البته معانی دیگری هم دارد) صورتبندی یادشده رعایت شده، اما گویا در مقابل مدخل «معرفه» این نکته از نظر دور مانده است.
◄ نکره (صـ .) ۱. (گفتگو) (مجاز) زمخت و بدقواره . . . ۴. (ادبی) در دستورزبان، ویژگی اسمی که بر شنونده ناشناس و نامعلوم باشد؛ مقـِ معرفه . . .
✔️Categorization = مقولهسازی
@MorphoSyntax
💎 نحو | فرضیهٔ مقولهسازی
◄ «اسم معرفه در فارسی گاهی نشانهٔ معرفه دارد.»
★ «اسم معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» صفت «اسم» است و ویژگی آن را توضیح میدهد؛ بههمان ترتیب که نکره بودن نیز میتواند ویژگی اسم باشد. آزمونهای مختلف تجربی صفت بودن این واژه را تأیید میکنند (از جمله: این اسم، معرفه است).
★ «نشانهٔ معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» مضافالیه/ اسم وابسته برای «نشانه» است و ویژگی آن را توضیح نمیدهد، بلکه از وجود نشانهای برای معرفگی حکایت میکند. اینبار نیز آزمونهای تجربی بر اسم بودن این واژه دلالت میکنند (از جمله: معرفه، نشانه دارد).
★ فرضیهٔ مقولهسازی تصریح میکند که عناصر واژگانی در واژگان ذهنیمان بهصورت مفاهیم بیمقوله ذخیره میشوند و هنگامی که به نحو راه مییابند، مقولهٔ دستوری خود را بهدست میآورند. «معرفگی» مفهومی است که آن را در واژگان ذهنیمان مدخل کردهایم؛ هنگامی که این مفهوم را در قالب واژه وارد ساختار نحوی میکنیم، بر آن جامهٔ اسم یا صفت میپوشانیم.
★ در فرهنگنویسی باید مقولههای بالفعل هر مدخل همراه با شاهد مناسب ثبت شوند. بهنظر میرسد در نمونهای که در تصویر بالا آمده است، ابتدا باید بر صفت بودن مدخل «معرفه» که پربسامدترین مقوله یا دستکم نقش دستوری آن است، تصریح کنیم و تعریف مقابلش را نیز اینگونه تغییر دهیم:
◄ معرفه (صـ .) در دستورزبان، ویژگی اسمی که ارجاع آن در عالم مقال معلوم و مشخص باشد . . .
★ در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) که اثری سترگ، ماندگار و کمنظیر در فرهنگنویسی فارسی است، در برابر مدخل «نکره» (که البته معانی دیگری هم دارد) صورتبندی یادشده رعایت شده، اما گویا در مقابل مدخل «معرفه» این نکته از نظر دور مانده است.
◄ نکره (صـ .) ۱. (گفتگو) (مجاز) زمخت و بدقواره . . . ۴. (ادبی) در دستورزبان، ویژگی اسمی که بر شنونده ناشناس و نامعلوم باشد؛ مقـِ معرفه . . .
✔️Categorization = مقولهسازی
@MorphoSyntax
👍6⚡2👏1
☰
🧾 واژهگزینی | سازِ واژهساز
● دیروز توی مجمع عمومی سالانهٔ هیئتمدیره نبودی؟
○ نه، نبودم. رفته بودم با صاحبخونهمون صحبت کنم؛ جلسه چه خبر بود؟
● بینتیجه! اعضای هیئتمدیره هرچی انتقاد میکردند و از مشکلات شرکت و سوءمدیریتها و هدررفت منابع میگفتند، مدیرعامل و معاونهاش زیر بار نمیرفتند؛ مدام انکارسازی میکردند.
○ انکار . . . باید بگی انکار میکردند، نه انکارسازی!
● نخیر، همون انکارسازی درسته. بهقدری این کار رو هماهنگشده و سازمانیافته انجام میدادند که اسمش انکارسازیه، نه انکار!
○ آخه آمار و ارقام نشون میده اوضاع شرکت داغونه. مگه میشه حقایق رو انکار کرد؟
● چرا نشه؟! همهٔ حقایق رو وارونهسازی کرده بودند!
○ یعنی چی وارونه کرده بودند؟ آخه چطوری؟
● کاری نداره که؛ شاخصهای ارزیابی رو دستکاری کرده بودند و داشتند جلوی چشم همه، آمارسازی میکردند. حالا اینها رو ولش کن؛ با صاحبخونهت چی کار داشتی؟ اگه باز هم اجاره رو برده بالا، مثل پارسال هماهنگسازی کن، بیام باهاش صحبت کنم؛ بلکه یک کم مراعات کنه.
○ فایده نداره. آخر قراردادمونه؛ برای اینکه ما رو بلند کنه، چند وقته داره بهانهسازی میکنه!
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | سازِ واژهساز
● دیروز توی مجمع عمومی سالانهٔ هیئتمدیره نبودی؟
○ نه، نبودم. رفته بودم با صاحبخونهمون صحبت کنم؛ جلسه چه خبر بود؟
● بینتیجه! اعضای هیئتمدیره هرچی انتقاد میکردند و از مشکلات شرکت و سوءمدیریتها و هدررفت منابع میگفتند، مدیرعامل و معاونهاش زیر بار نمیرفتند؛ مدام انکارسازی میکردند.
○ انکار . . . باید بگی انکار میکردند، نه انکارسازی!
● نخیر، همون انکارسازی درسته. بهقدری این کار رو هماهنگشده و سازمانیافته انجام میدادند که اسمش انکارسازیه، نه انکار!
○ آخه آمار و ارقام نشون میده اوضاع شرکت داغونه. مگه میشه حقایق رو انکار کرد؟
● چرا نشه؟! همهٔ حقایق رو وارونهسازی کرده بودند!
○ یعنی چی وارونه کرده بودند؟ آخه چطوری؟
● کاری نداره که؛ شاخصهای ارزیابی رو دستکاری کرده بودند و داشتند جلوی چشم همه، آمارسازی میکردند. حالا اینها رو ولش کن؛ با صاحبخونهت چی کار داشتی؟ اگه باز هم اجاره رو برده بالا، مثل پارسال هماهنگسازی کن، بیام باهاش صحبت کنم؛ بلکه یک کم مراعات کنه.
○ فایده نداره. آخر قراردادمونه؛ برای اینکه ما رو بلند کنه، چند وقته داره بهانهسازی میکنه!
@MorphoSyntax
😁6🤩2🤓1🆒1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 دوم بهمن | در نکوداشت استاد نجفی
□ زندهیاد ابوالحسن نجفی (۷ تیر ۱۳۰۸ ــ ۲ بهمن ۱۳۹۴)، زبانشناس، مترجم و ویراستار برجستهٔ ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. فرهنگ فارسی عامیانه و غلط ننویسیم دو اثر ماندگار او در میان آثار پرشمارش هستند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در:
https://telegram.me/theapll
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🗓 دوم بهمن | در نکوداشت استاد نجفی
□ زندهیاد ابوالحسن نجفی (۷ تیر ۱۳۰۸ ــ ۲ بهمن ۱۳۹۴)، زبانشناس، مترجم و ویراستار برجستهٔ ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. فرهنگ فارسی عامیانه و غلط ننویسیم دو اثر ماندگار او در میان آثار پرشمارش هستند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در:
https://telegram.me/theapll
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤8
☰
🚦دستور خط | نشانههای اجباری
🪄 تنوین، همزه و یای ناتمام (کوتاه) از نشانههای دلبخواهی خط فارسی نیستند. نمیتوانیم پایاننامه و رساله بنویسیم و هرجا که اراده کردیم، از درج این نشانهها صرف نظر کنیم.
● نادرست:
احتمالا اداره پژوهش رساله او را تایید نمیکند.
○ درست:
حالا حتماً ادارهٔ پژوهش رسالهٔ او را تأیید میکند.
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | نشانههای اجباری
🪄 تنوین، همزه و یای ناتمام (کوتاه) از نشانههای دلبخواهی خط فارسی نیستند. نمیتوانیم پایاننامه و رساله بنویسیم و هرجا که اراده کردیم، از درج این نشانهها صرف نظر کنیم.
● نادرست:
احتمالا اداره پژوهش رساله او را تایید نمیکند.
○ درست:
حالا حتماً ادارهٔ پژوهش رسالهٔ او را تأیید میکند.
@MorphoSyntax
👍14👏2🙏1😍1