MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🗓 سی‌ام دی | درگذشت شاه عباس یکم

▫️شاه عباس کبیر (۷ بهمن ۹۴۹ ــ ۳۰ دی ۱۰۰۷) در حالی پس از ۴۱ سال سلطنت دیده بر جهان فروبست که دولتی قدرتمند، کشوری یکپارچه، و شهرهایی آباد از خود به یادگار گذاشته بود. هنگامی که او بندر گمبرون را از چنگال استعمار پرتغال رهانید و آن را با نام بندرعباس به ایران بازگرداند، ۵۱ ساله بود.

🔝 بندرعباس، ۲۶ دی‌ماه ۱۴۰۳

@MorphoSyntax
10🔥2
MorphoSyntax
🔡 آزفا | واج میانجی؟ میان ســـخن‌ها میانجی بوید نخواهند چیزی کرانجی بوید حکیم فردوسی @MorphoSyntax


🔡 آزفا | توزیع پسوند حاصل مصدر

◄ «می‌میره از سختگی و از مشکلات.»

● تصویر بالا بخشی از رساله‌ای است که به بررسی و تحلیل خطاهای واژگانی فارسی‌آموزان عرب‌زبان پرداخته است (تاریخ دفاع: ۱۴۰۳.۱۰.۲۹).

● به‌نظر می‌رسد برخی از زبان‌آموزان خارجی نیز تشخیص داده‌اند که /gi-/ یکی از واژگونه‌های پسوند حاصل مصدر در فارسی است؛ گو این‌که آن را در محیط واژواجی نادرست به‌کار برده‌اند.

✔️Morphophonemic = واژواجی

@MorphoSyntax
👍8


🧊 ساختواژه | هیچ‌وقت خالی‌گی خالی نمی‌ماند

□ امام‌علی رحمان، رئیس‌جمهوری تاجیکستان، در گفتگوی مشترک با دکتر مسعود پزشکیان، به نکات جالبی اشاره کرده (🔻پایین) که از منظر زبانی نیز قابل توجه‌اند. یکی از آنها ساخت اسم/ حاصل مصدر «خالی‌گی» برپایهٔ صفت «خالی» و پسوند «ــ‌گی» است (🔺بالا)؛ به همان ترتیب که مثلاً صورت «بی‌مایگی» از صفت «بی‌مایه» ساخته می‌شود.

□ اگر گوینده به‌جای تولید واژهٔ مشتق «خالی‌گی»، از واژگونهٔ /i/ و درج همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ استفاده می‌کرد و یکی از دو صورت /χɑlɪ-ji/ یا /χɑlɪ-ʔi/ را می‌ساخت، مفهوم «خالی بودن» از آن درک نمی‌شد. «ــ‌گی» در فارسی رایج در ایران بزرگ کارکرد ساختواژی دارد و هویت همخوان سخت‌کامی /g/ (در آی‌پی‌اِی: /ɟ/) در آن، فراتر از واج میانجی است!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سپاس فراوان از سرکار خانم نژادبهرام گرامی برای توجه به این نکته و یادآوری آن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7👏1


⚠️ «این پسره قبلاً اینجا کار می‌کرد.» احتمالاً همه موافقیم که در این جمله، «پسره» اسمِ معرفه به‌شمار می‌رود و نشانهٔ معرفهٔ «ــ‌ه» پذیرفته است. مسئله چیز دیگری است: مقولهٔ دستوری واژهٔ «معرفه» در عبارت «اسمِ معرفه» و «نشانهٔ معرفه»، به ترتیب، چیست؟
Anonymous Quiz
22%
۱. اسم ــ اسم
7%
۲. صفت ــ صفت
28%
۳. اسم ــ صفت
42%
۴. صفت ــ اسم
👍2


📝 ویرایش | سه غلط، هفده‌!


متهمان دختربچه که در حال بازی بوده را . . .
● از شنیع‌ترین نمونه‌های رای پس از فعلِ بند موصولی است؛ آن‌چنان که باید جمله را دو سه بار خواند تا مقصود نویسنده را دریافت.

در حال بازی بوده/ فریب داده
● هر دو فعل که با صورت تصریفی نمود کامل (صفت مفعولی/ وجه وصفی) آمده‌اند، نادرست‌اند و باید به گذشتهٔ ساده تبدیل شوند.

۱۶۰ میلیون تومان فروخته بودند
● از کاربردهای نادرست ساخت گذشتهٔ کامل است؛ مگر آن‌که متهمان پیش از آن‌که دختربچه را بربایند، فروخته باشند!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ماجرای گروگان‌گیری کودک سه‌ساله در تهران:
متهمان دختربچه را که در حال بازی بود، به بهانه‌ای فریفتند و با خود بردند. این دو زن جوان، کودک سه‌ساله را ۱۶۰ میلیون تومان فروختند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍962😢1


🔰 حکایت

واعظی بر منبر سخن می‌گفت. شخصی از مجلسیان سخت گریه می‌کرد. واعظ گفت:
«ای مجلسیان! صدق از این مرد بیاموزید که این همه گریه‌ی بسوز می‌کند.»
مرد برخاست و گفت:
«مولانا! من نمی‌دانم که تو چه می‌گویی، اما من بُزَکی سرخ داشتم، ریشش به ریش تو می‌مانست. در این دو روز سقط شد؛ هر گاه که تو ریش می‌جنبانی، مرا از آن بُزَک یاد می‌آید و گریه بر من غالب می‌شود.» 😢

✍🏻 عبید زاکانی

@MorphoSyntax
😁14🔥4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🗓 یکم بهمن | در نکوداشت عارف قزوینی

○ ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹ ــ ۱ بهمن ۱۳۱۲) شاعر، موسیقی‌دان و تصنیف‌ساز ایرانی روزگار قاجار و پهلوی.

▫️مجری:
○ منوچهر انور (زادهٔ ۱۳۰۷) کارگردان، گوینده، مؤلف، مترجم و ویراستار

▫️مهمانان:
○ استاد باستانی پاریزی (۱۳۰۴ ــ ۱۳۹۳) پژوهشگر تاریخ، شاعر، استاد دانشگاه تهران
○ امیر هوشنگ ابتهاج (۱۳۰۶ ــ ۱۴۰۱) متخلص به ه‍. ا. سایه، شاعر، تصنیف‌ساز و پژوهشگر
○ بیژن ترقی (۱۳۰۸ ــ ۱۳۸۸) شاعر و ترانه‌سرا

@MorphoSyntax
9


💎 نحو | فرضیهٔ مقوله‌سازی


◄ «اسم معرفه در فارسی گاهی نشانهٔ معرفه دارد.»

«اسم معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» صفت «اسم» است و ویژگی آن را توضیح می‌دهد؛ به‌همان ترتیب که نکره بودن نیز می‌تواند ویژگی اسم باشد. آزمون‌های مختلف تجربی صفت بودن این واژه را تأیید می‌کنند (از جمله: این اسم، معرفه است).

«نشانهٔ معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» مضاف‌الیه/ اسم وابسته برای «نشانه» است و ویژگی آن را توضیح نمی‌دهد، بلکه از وجود نشانه‌ای برای معرفگی حکایت می‌کند. این‌بار نیز آزمون‌های تجربی بر اسم بودن این واژه دلالت می‌کنند (از جمله: معرفه، نشانه دارد).

★ فرضیهٔ مقوله‌سازی تصریح می‌کند که عناصر واژگانی در واژگان ذهنی‌مان به‌صورت مفاهیم بی‌مقوله ذخیره می‌شوند و هنگامی که به نحو راه می‌یابند، مقولهٔ دستوری خود را به‌دست می‌آورند. «معرفگی» مفهومی است که آن را در واژگان ذهنی‌مان مدخل کرده‌ایم؛ هنگامی که این مفهوم را در قالب واژه وارد ساختار نحوی می‌کنیم، بر آن جامهٔ اسم یا صفت می‌پوشانیم.

★ در فرهنگ‌نویسی باید مقوله‌های بالفعل هر مدخل همراه با شاهد مناسب ثبت شوند. به‌نظر می‌رسد در نمونه‌ای که در تصویر بالا آمده است، ابتدا باید بر صفت بودن مدخل «معرفه» که پربسامدترین مقوله یا دست‌کم نقش دستوری آن است، تصریح کنیم و تعریف مقابلش را نیز این‌گونه تغییر دهیم:

◄ معرفه (صـ .) در دستورزبان، ویژگی اسمی که ارجاع آن در عالم مقال معلوم و مشخص باشد . . .

★ در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) که اثری سترگ، ماندگار و کم‌نظیر در فرهنگ‌نویسی فارسی است، در برابر مدخل «نکره» (که البته معانی دیگری هم دارد) صورت‌بندی یادشده رعایت شده، اما گویا در مقابل مدخل «معرفه» این نکته از نظر دور مانده است.

◄ نکره (صـ .) ۱. (گفتگو) (مجاز) زمخت و بدقواره . . . ۴. (ادبی) در دستورزبان، ویژگی اسمی که بر شنونده ناشناس و نامعلوم باشد؛ مقـِ معرفه . . .


✔️Categorization = مقوله‌سازی

@MorphoSyntax
👍62👏1


🧾 واژه‌گزینی | سازِ واژه‌ساز

● دیروز توی مجمع عمومی سالانهٔ هیئت‌مدیره نبودی؟
○ نه، نبودم. رفته بودم با صاحب‌خونه‌مون صحبت کنم؛ جلسه چه خبر بود؟
● بی‌نتیجه! اعضای هیئت‌مدیره هرچی انتقاد می‌کردند و از مشکلات شرکت و سوءمدیریت‌ها و هدررفت منابع می‌گفتند، مدیرعامل و معاون‌هاش زیر بار نمی‌رفتند؛ مدام انکارسازی می‌کردند.
○ انکار . . . باید بگی انکار می‌کردند، نه انکارسازی!
● نخیر، همون انکارسازی درسته. به‌قدری این کار رو هماهنگ‌شده و سازمان‌یافته انجام می‌دادند که اسمش انکار‌سازیه، نه انکار!
○ آخه آمار و ارقام نشون می‌ده اوضاع شرکت داغونه. مگه می‌شه حقایق رو انکار کرد؟
● چرا نشه؟! همهٔ حقایق رو وارونه‌سازی کرده بودند!
○ یعنی چی وارونه کرده بودند؟ آخه چطوری؟
● کاری نداره که؛ شاخص‌های ارزیابی رو دست‌کاری کرده بودند و داشتند جلوی چشم همه، آمارسازی می‌کردند. حالا اینها رو ولش کن؛ با صاحب‌خونه‌ت چی کار داشتی؟ اگه باز هم اجاره رو برده بالا، مثل پارسال هماهنگ‌سازی کن، بیام باهاش صحبت کنم؛ بلکه یک کم مراعات کنه.
○ فایده نداره. آخر قراردادمونه؛ برای این‌که ما رو بلند کنه، چند وقته داره بهانه‌سازی می‌کنه!

@MorphoSyntax
😁6🤩2🤓1🆒1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🗓 دوم بهمن | در نکوداشت استاد نجفی

□ زنده‌یاد ابوالحسن نجفی (۷ تیر ۱۳۰۸ ــ ۲ بهمن ۱۳۹۴)، زبان‌شناس، مترجم و ویراستار برجستهٔ ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. فرهنگ فارسی عامیانه و غلط ننویسیم دو اثر ماندگار او در میان آثار پرشمارش هستند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در:
https://telegram.me/theapll
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
8


🚦دستور خط | نشانه‌های اجباری

🪄 تنوین، همزه و یای ناتمام (کوتاه) از نشانه‌های دل‌بخواهی خط فارسی نیستند. نمی‌توانیم پایان‌نامه و رساله بنویسیم و هرجا که اراده کردیم، از درج این نشانه‌ها صرف نظر کنیم.

نادرست:
احتمالا اداره پژوهش رساله او را تایید نمی‌کند.

درست:
حالا حتماً ادارهٔ پژوهش رسالهٔ او را تأیید می‌کند.

@MorphoSyntax
👍14👏2🙏1😍1


💎 نحو | ساخت مستمر (۱)


🟢 ساخت نوپای مستمر در فارسی که نشانگر نمود دستوری ناقص است و رویدادهای مختلفی چون استمرار، تکرار و نزدیک بودن وقوع عمل را بیان می‌کند، با فعل «داشتن» ساخته می‌شود:

◄ (۱). داشت فیلم می‌دید.
◄ (۲). دارد ازدواج می‌کند.

🟢 در فارسی معیار این ساخت‌های نحوی منفی نمی‌شوند؛ اما نگارنده در طی چند سال، نمونه‌های گفتاری فراوانی از فارسی‌زبانان (دانشجویان، همکاران، گویندگان رادیو و تلویزیون و دیگران) گردآوری کرده که صورت منفی این ساختار را به‌کار برده‌اند و اگر مقاومت بیهوده در برابر آن صورت نگیرد، سریع‌تر به گونۀ رسمی زبان راه می‌یابد و این خلأ تصریفی پر خواهد شد، مانند:

◄ (۳). باز هم طبق معمول داری درس نمی‌خونی.
◄ (۴). تو جیب من رو داشتی خالی نمی‌کردی؟!

🟢 تا آنجا که نگارنده جست‌وجو کرده است، در هیچ‌یک از زبان‌های هندواروپایی از فعل «داشتن» برای بیان نمود ناقص (استمرار) استفاده نمی‌شود. وانگهی، زبان فارسی در دوره‌ای از تاریخ خود این فعل را برای بیان نمود کامل به‌کار گرفته است (مانند «have» در انگلیسی) که البته این پدیده در برخی دیگر از زبان‌های ایرانی هم مشاهده می‌شود (مانند سغدی و خوارزمی):

◄ (۵). قرب سی مجلس که دارو خورده داشت/ جمله در یک طشت بر هم کرده داشت (عطار)
◄ (۶). دیبای رخت راست خریدار که افسر/ کالای دل و جان همه بفروخته دارد (افسر کرمانی)

🟢 بنابراین، پرسش این است که چرا فارسی‌زبانان فعل «داشتن» را برای بیان نمود ناقص به‌کار کشیده‌اند و این امکان دستوری چگونه به فارسی راه یافته است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: تحلیلی ناواژه‌گرا از ساخت نمود ناقص و تعامل آن با نمود کامل (۱۴۰۳)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
7👍1


💎 نحو | ساخت مستمر (۲)


⚪️ دربارۀ چگونگی به‌کار رفتن فعل «داشتن» در ساخت مستمر حدس‌هایی زده‌اند که احتمالاً هیچ‌کدام دقیق نیستند؛ گو این‌که ارتباط آن با گونۀ زبانی مازندرانی درست است. برای تبیین این موضوع، اجازه دهید از زبان انگلیسی آغاز کنیم. در شماری از زبان‌های هندواروپایی، فعل «بودن» کارکردهای واژگانی ــ نحوی گوناگونی دارد؛ از جمله انگلیسی از فعل «be» در چهار نقش و جایگاه متفاوت بهره می‌گیرد:

◄ الف. فعل وجودی
◄ ب. فعل ربطی/ اسنادی
◄ پ. فعل کمکی استمراری
◄ ت. فعل کمکی مجهول

⚪️ در مازندرانی صورتی از فعل «بودن» به شکل «dar» یافت می‌شود که ارتباطی با حرف اضافۀ «در» ندارد. فعل یادشده دو کارکرد اصلی در این گونۀ زبانی دارد: فعل واژگانی وجودی (مثال ۱) و فعل دستوری استمراری (مثال ۲):

► (1).
vačun inje dar-ene.
kids here be-3rd Pl
= The kids are here.

► (2).
vačun dar-ene e-ne.
kids be-3rd Pl come-3rd Pl
= The Kids are coming.

⚪️ چنان‌که ملاحظه می‌فرمایید، همان فعلی که در جملۀ «۱» بر «بودن» وجودی دلالت می‌کند، در جملۀ «۲» به شکل فعل دستوری درآمده و برای بیان نمود ناقص و در جریان بودن رخداد به‌کار رفته است.

⚪️ اما نکتۀ قابل توجه این‌که اگر از اهالی مازندران بپرسید که «dar-ene» در جملۀ «۲» به چه معناست، بسیاری از آنها به‌جای آن‌که این فعل را «بودن/ to be» بدانند، آن را به خطا «داشتن/ to have» تلقی می‌کنند.

⚪️ از کمتر از دو سدۀ پیش، مازندرانی‌های ساکن تهران و شمیران یا آنها که به پایتخت آمدوشد داشتند، وقتی گونۀ زبانی خود را به فارسی برمی‌گرداندند، جملۀ استمراری «۲» را که مانند بسیاری از زبان‌های هندواروپایی دارای فعل دستوری «بودن/ to be» است، به «داشتن/ to have» ترجمه می‌کردند.

⚪️ این الگوی نحوی رفته‌رفته در فارسیِ گونۀ تهرانی نیز رواج یافت و سپس در فارسی معیار تثبیت شد. بنابراین، فارسی امروز ساخت سودمند و کارامد مستمر را وامدار مازندرانی است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: دوازده گفتار در نحو جمله (در دست تکمیل)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍71


💎 نحو | ساخت مستمر (۳)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● می‌دونستی جیوه فلزه؟
○ شوخی می‌کنی!
● نه به خاک امواتم.
○ آخه جیوه که مایع‌ست.
● خب باشه؛ رفتار و ویژگی‌های فلزات رو از خودش نشون می‌ده.
○ مثلاً چه رفتاری؟!
● رسانای گرما و الکتریسته‌ست، چگالی زیادی داره، عدد اتمی‌اش بالاست، الکترون‌های آزاد داره . . . باز هم بگم؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔴 در سنت دستورنویسی فارسی و اغلب پژوهش‌های زبان‌شناختی، «داشتن» در ساخت مستمر را فعل کمکی تلقی کرده‌اند. یعنی به آن هویتی همچون فعل «خواستن» در ساخت آینده بخشیده‌اند:

◄ (۱). بچه‌ها دارند می‌آیند.
◄ (۲). بچه‌ها خواهند آمد.

🔴 اگر فعل «داشتن» مانند «خواستن» آینده‌ساز (و همچنین «بودن» در نمود کامل) فعل کمکی باشد، باید رفتار نحوی آن نیز مانند «خواستن» باشد. شواهد زبانی این ادعا را تأیید نمی‌کنند.

الف. تصریف فعل
فعل «داشتن» مانع از جذب تصریف زمان و شناسه از سوی فعل اصلی نمی‌شود؛ اما فعل کمکی «خواستن» اجازه نمی‌دهد که فعل اصلی زمان و شناسه بگیرد. در واقع فعل اصلی در فارسی معاصر به‌صورت مصدر مرخم درمی‌آید (خواهند آمد = خواهند آمدن).

ب. تفکیک‌پذیری
فعل «خواستن» آینده‌ساز و فعل اصلی یک خوشه‌فعل تفکیک‌ناپذیر می‌سازند و هیچ سازه‌ای نمی‌تواند میان‌شان درج شود (اینجا خواهند آمد/ *خواهند اینجا آمد). اما «داشتن» و فعل اصلی چنین خوشه‌ای نمی‌سازند (داشتند اینجا می‌آمدند/ داریم غذا می‌خوریم).

پ. نفی فعل
در فارسی معیار، ساخت مستمر برخلاف ساخت آینده، صورت منفی رسمی ندارد. وانگهی، در فارسی غیررسمی که ساخت مستمر منفی می‌شود، فعل اصلی نشانۀ نفی می‌گیرد (داشت کار نمی‌کرد)، اما در ساخت آینده فعل کمکی منفی می‌شود (کار نخواهد کرد).

🔴 فارغ از نگاه این یا آن نظریۀ زبان‌شناختی، رفتار نحوی فعل دستوری «داشتن» با فعل‌های کمکی فارسی و از جمله فعل «خواستن» آینده‌ساز متفاوت است و ازاین‌رو، در هیچ نظریه‌ای نمی‌توان آنها را در یک طبقه قرار داد؛ به همان ترتیب که فلز بودن جیوه یا نافلز بودن کربن متأثر از دیدگاه‌های علمی یا باورهای مذهبی و اعتقادات قلبی‌مان نیست.

🔴 این‌که پس «داشتن» چه نوع فعل دستوری است، ممکن است از نظریه‌ای به نظریۀ دیگر فرق کند. در دستور زایشی و نیز در برخی از مطالعات رده‌شناختی، به چنین ساختاری، ساخت فعل‌های پیاپی می‌گویند؛ یعنی ساخت‌هایی متشکل از یک بند نحوی که همهٔ فعل‌های حاضر در آن، در زمان و نمود و وجه همسان‌اند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: صرف در نحو، از کمینه‌گرایی تا صرف توزیعی (۱۴۰۰)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍8


🚦دستور خط | خلأ کاملی که این دستگاه ایجاد می‌کند . . .

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● اگه کلمهٔ «خلأ» به یکی از انواع یای نکره و موصولی و غیره ختم بشه، چه جوری می‌نویسی‌ش؟
○ نمی‌دونم، سعی می‌کنم ختم نشه.
● نمی‌شه که! بالأخره پیش می‌آد.
○ یک صفت یا مضاف‌الیه تهش اضافه می‌کنم، یای نکره و وحدت رو می‌ندازم روی اونها، قال قضیه رو می‌کَنم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در الحاق وند صفت‌ساز «ــ‌ی» به واژهٔ «خلأ» و برابرگزینی برای فرایند «vacuum packaging»، اصطلاح «بسته‌بندی خلئی» را پذیرفته و صفت منسوب به «خلأ» را به همین صورت «خلئی» در فهرست مصوبات خود ضبط کرده است (و نیز: مبدأ/ مبدئی).

@MorphoSyntax
👍92🤔2🙏1🎄1


📘 دکتر علی درزی، شیوۀ استدلال نحوی، ویراست سوم (۱۴۰۲)، تهران: انتشارات سمت.

@MorphoSyntax
6🙏2😁1
MorphoSyntax


🔬 کدام‌یک از گزاره‌های زیر، فرضیهٔ علمی است؟


📢 معرفی | شیوۀ استدلال نحوی


▫️انگارۀ دستور زایشی که از نیمۀ دوم سدۀ بیستم میلادی بدین‌سو، به کوشش چامسکی و شارحان آثار وی پی‌ریزی شده، رویکردی علمی به زبان است که برپایۀ روش‌ها و آموزه‌های علم تجربی، به تبیین توانش زبانی اهل زبان و چندوچون فرایند یادگیری زبان در ذهن آدمی می‌پردازد. روش مطالعۀ علم تجربی شامل مشاهدۀ داده‌ها و گردآوری شواهد مناسب، ارائۀ تعمیم دربارۀ الگوهای حاکم بر داده‌ها، تدوین فرضیه، و سرانجام محک زدن فرضیه با داده‌های بیشتر است. در این میان، کتاب سترگ شیوۀ استدلال نحوی، به قلم استاد دانشمند دانشگاه تهران، دکتر علی درزی که ویراست سوم آن نیز به همت انتشارات سمت منتشر شده است (۱۴۰۲)، می‌کوشد تا با چنین رویکردی به پدیدۀ زبان، دانش‌پژوهان و زبان‌شناسان را با مبانی نظری و شیوۀ عملی تدوین استدلال‌های نحوی آشنا کند.

▫️مؤلف گران‌مایۀ اثر در مقدمۀ کتاب یادآور می‌شود که بخشی از تحلیل‌ها و تبیین‌های زبانی لزوماً بر نظریۀ نحوی خاصی تکیه نمی‌کنند و بیشتر بر دانش کلی زبان‌شناختی و مفاهیم بنیادین دستوری استوارند؛ گو این‌که نگاه غالب در این تحلیل‌ها به سوی دستور گشتاری ــ زایشی است که در آثار چامسکی و دیگر نظریه‌پردازان این حوزه معرفی شده است. به‌همین دلیل، در پاره‌ای از بخش‌هایی که خواننده از نظر می‌گذراند، در کنار تحلیل‌های زبانی، دربارۀ بنیادهای دستور زایشی و به‌ویژه مفاهیم نظریۀ کارامد حاکمیت و مرجع‌گزینی هم بحث شده است. نکتۀ درخور یادآوری آن‌که دکتر درزی تصریح می‌کند فرضیه‌ها و تعمیم‌هایی که برپایۀ شواهد تجربی و از رهگذر استدلال منطقی به‌دست آمده‌اند، گزاره‌هایی ابطال‌پذیرند و تنها تا هنگامی می‌توان از آنها حمایت کرد که شواهد نقض در بطلان‌شان یافت نشود.

▫️شاید آنچه کمتر دربارۀ آن سخن گفته‌اند، این است که گرچه کتاب کم‌مانند شیوۀ استدلال نحوی، نمونه‌های نحوی را دست‌مایۀ آموزش چگونگی برخورد با داده‌های تجربی و توصیف و تحلیل آنها، استدلال و خردورزی، و نهایتاً فرضیه‌پردازی و محک زدن فرضیه‌ها قرار داده است، دامنۀ اثرگذاری آن از دامن نحو و حتی علم زبان‌شناسی فراتر می‌رود و بر روش اندیشیدن مخاطب اثری ماندگار می‌گذارد و رویکرد او را در فرایند ذهنی حل مسئله دیگرگونه می‌کند. ازاین‌رو، نگارندۀ این سطور به جد معتقد است دانشجویان زبان‌شناسی و علاقه‌مندان به زبان فارسی که به پژوهش در مسائل زبانی می‌پردازند، به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ و گروه دوم زبان‌پژوهانی‌اند که هنوز مجال خواندن شیوۀ استدلال نحوی را نیافته‌اند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 برای تحلیل پاسخ آزمونک بالا، بنگرید به: شیوۀ استدلال نحوی (۱۴۰۲)، فصل اول، مبحث ویژگی مطالعات علمی، صفحات ۱۵ تا ۲۰.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
10🔥21👍1😁1🙏1


🧾 واژه‌گزینی | چه تایمی؟!


🔻احتمالاً هیچ نظریه‌ای نتواند توضیح دهد که چرا و برای برآوردن چه نیازی واژهٔ سفیهانهٔ «تایم» به گفتار و نوشتار برخی از فارسی‌زبان راه یافته است:

◄ یک تایمی/ وقتی رو تعیین کنید که برای همه مناسب باشه.
◄ توی اون تایم/ ساعت سر کلاسم و اصلاً نمی‌تونم باهاتون بیام.
◄ هر وقت تایمش/ موعدش برسه، خودم خبرت می‌کنم؛ حالا زوده.
◄ اگه الآن تایم/ زمان مناسبیه، چند دقیقه با هم صحبت کنیم.
◄ می‌گفت برای تکمیل کارش، تایم/ فرصت کافی بهش ندادی.

🔺با داشتن چندین واژهٔ فارسی یا فارسی‌شده در گنجینهٔ غنی واژگانی‌مان، واقعاً اگر کسی در فارسی کلمهٔ مهاجم «تایم» را بر زبان بیاورد، مهدور اللسان است.

@MorphoSyntax
👍22😁921👏1🤓1