☰
🧊 ساختواژه | کوجمات جولا!
🕐 برخلاف آنچه گاه گمان میرود، زبان فارسی پیراوند/ وند پیرامونی ندارد. پیراوندها، وندهاییاند که گسسته میشوند و در دو جزء، به آغاز و پایان پایه میپیوندند. در برخی از تحلیلها، واژههایی مانند «نارضایتی» و «بازشناسی» را دارای پیراوند دانستهاند. مثلاً دربارۀ «نارضایتی» گفتهاند که چون صورتهای «نارضایت» و «رضایتی» در فارسی ساخته نشدهاند، اجزای توالی گسستۀ «ناــ . . . ــی» را باید پیراوندی دانست که همزمان به پایۀ «رضایت» ملحق شدهاند.
🕑 نکتۀ مهم درباب پیراوندها اینکه اجزایشان باید در مجموع یک نقش دستوری را بازتاب دهند؛ مثلاً با همدیگر اسم بسازند یا همزمان پایه را منفی کنند. در کوجَمات که از زبانهای خانوادۀ جولاست، وند پیرامونی «u- . . . -al» بر اول شخص جمعِ شامل دلالت میکند (آرُنُف و فودمن ۲۰۱۱: ۱۴۸). در مقابل، پیشوند «ناـ» و پسوند «ــی» در «نارضایتی» نقشهای دستوری متفاوتی ایفا میکنند؛ چنانکه مثلاً در «ناپاکی» هم این دو وند هویت مستقلی دارند و کارکردشان متفاوت است.
🕒 پدیدهای که در واژههای «نارضایتی»، «بازشناسی» و مانند آنها دیده میشود، خلأ پایه نام دارد. واژۀ «ناخرسندی» خلأ پایه ندارد و هر دو صورت «ناخرسند» و «خرسندی» مستقلاً بهکار میروند. ممکن است روزی «نارضایتی» هم خلأ پایۀ خود را جبران کند و دستکم یکی از دو صورت «نارضایت» یا «رضایتی» به فهرست واژگانیمان افزوده شود.
🕓 این پدیده مختص فرایند وندافزایی نیست و در دیگر سازههای ساختواژی هم دیده میشود. واژۀ مشتقمرکب «خانهنشینی» خلأ پایه ندارد و این حاصل مصدر بر صفت فاعلی «خانهنشین» تکیه کرده است. اما «خانهتکانی» اینگونه نیست و عجالتاً صفت فاعلی «خانهتکان» نداریم. شاید بعدها «خانهتکانی» دستخوش پسسازی شود و به کسی که این فرایند را انجام میدهد، «خانهتکان» بگوییم. بههرروی، تا آن روز نمیتوانیم ادعا کنیم «خانه . . . ــی» در واژۀ مورد نظر پیراوند است!
✔️Circumfix = پیراوند
✔️Base gap = خلأ پایه
✔️Affixation = وندافزایی
✔️Backformation = پسسازی
✔️Kujamaat Jola = کوجَمات جولا
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | کوجمات جولا!
🕐 برخلاف آنچه گاه گمان میرود، زبان فارسی پیراوند/ وند پیرامونی ندارد. پیراوندها، وندهاییاند که گسسته میشوند و در دو جزء، به آغاز و پایان پایه میپیوندند. در برخی از تحلیلها، واژههایی مانند «نارضایتی» و «بازشناسی» را دارای پیراوند دانستهاند. مثلاً دربارۀ «نارضایتی» گفتهاند که چون صورتهای «نارضایت» و «رضایتی» در فارسی ساخته نشدهاند، اجزای توالی گسستۀ «ناــ . . . ــی» را باید پیراوندی دانست که همزمان به پایۀ «رضایت» ملحق شدهاند.
🕑 نکتۀ مهم درباب پیراوندها اینکه اجزایشان باید در مجموع یک نقش دستوری را بازتاب دهند؛ مثلاً با همدیگر اسم بسازند یا همزمان پایه را منفی کنند. در کوجَمات که از زبانهای خانوادۀ جولاست، وند پیرامونی «u- . . . -al» بر اول شخص جمعِ شامل دلالت میکند (آرُنُف و فودمن ۲۰۱۱: ۱۴۸). در مقابل، پیشوند «ناـ» و پسوند «ــی» در «نارضایتی» نقشهای دستوری متفاوتی ایفا میکنند؛ چنانکه مثلاً در «ناپاکی» هم این دو وند هویت مستقلی دارند و کارکردشان متفاوت است.
🕒 پدیدهای که در واژههای «نارضایتی»، «بازشناسی» و مانند آنها دیده میشود، خلأ پایه نام دارد. واژۀ «ناخرسندی» خلأ پایه ندارد و هر دو صورت «ناخرسند» و «خرسندی» مستقلاً بهکار میروند. ممکن است روزی «نارضایتی» هم خلأ پایۀ خود را جبران کند و دستکم یکی از دو صورت «نارضایت» یا «رضایتی» به فهرست واژگانیمان افزوده شود.
🕓 این پدیده مختص فرایند وندافزایی نیست و در دیگر سازههای ساختواژی هم دیده میشود. واژۀ مشتقمرکب «خانهنشینی» خلأ پایه ندارد و این حاصل مصدر بر صفت فاعلی «خانهنشین» تکیه کرده است. اما «خانهتکانی» اینگونه نیست و عجالتاً صفت فاعلی «خانهتکان» نداریم. شاید بعدها «خانهتکانی» دستخوش پسسازی شود و به کسی که این فرایند را انجام میدهد، «خانهتکان» بگوییم. بههرروی، تا آن روز نمیتوانیم ادعا کنیم «خانه . . . ــی» در واژۀ مورد نظر پیراوند است!
✔️Circumfix = پیراوند
✔️Base gap = خلأ پایه
✔️Affixation = وندافزایی
✔️Backformation = پسسازی
✔️Kujamaat Jola = کوجَمات جولا
@MorphoSyntax
❤6👍6😢1
2015 Syntax and semantics of subjunctive clauses in Persian.pdf
642.6 KB
☰
📑 مقاله | بند التزامی در فارسی
▪️Syntax and semantics of subjunctive clauses in Persian (2015)
▪️Ali Darzi, University of Tehran
▪️Saera Kwak, Hankuk University of Foreign Studies
@MorphoSyntax
📑 مقاله | بند التزامی در فارسی
▪️Syntax and semantics of subjunctive clauses in Persian (2015)
▪️Ali Darzi, University of Tehran
▪️Saera Kwak, Hankuk University of Foreign Studies
@MorphoSyntax
👍4🙏3❤2
☰
🧾 واژهگزینی | نایبداوطلب گرامی!
▪️Proxy Test Taker
▪️Syn: Exam Proxy
✅ اصطلاح بالا و مترادفش به کسی اطلاق میشود که بهجای شخص دیگری در یک آزمون شرکت میکند. این آزمون ممکن است امتحان کانون وکلای دادگستری، آزمون نظام مهندسی، آزمونهای مختلف تعیین سطح زبان خارجی، یا حتی کنکور سراسری باشد. کسی که در آزمون شرکت میکند، دانش بیشتری از آزموندهندۀ اصلی دارد و غالباً در ازای دریافت پول، کسب نمرۀ قبولی را ضمانت میکند.
✅ اما معادل فارسی این اصطلاح چیست؟ آزمودهنما؟ شبهآزموندهنده؟ نایب ممتَحَن؟ سنجشکار؟ پیش از آنکه ذهنمان را مشغول گزینههای دیگر کنیم، بد نیست یادآور شویم که کوشندگان این حرفۀ پرسود که در زمرۀ مشاغل خدماتی قرار میگیرد، پیشتر نامی برای خود برگزیدهاند و از قضا متولیان سازمان سنجش نیز همان را پذیرفتهاند و بهکار میبرند: «کلیدزن»! مثلاً در این جمله: «هر کلیدزن حرفهای باید یک چهرهپرداز حاذق هم در کنار دستش داشته باشد.» یا «امسال یک کلیدزن خوب استخدام کردم، به فضل خدا برق شریف قبولم.»
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | نایبداوطلب گرامی!
▪️Proxy Test Taker
▪️Syn: Exam Proxy
✅ اصطلاح بالا و مترادفش به کسی اطلاق میشود که بهجای شخص دیگری در یک آزمون شرکت میکند. این آزمون ممکن است امتحان کانون وکلای دادگستری، آزمون نظام مهندسی، آزمونهای مختلف تعیین سطح زبان خارجی، یا حتی کنکور سراسری باشد. کسی که در آزمون شرکت میکند، دانش بیشتری از آزموندهندۀ اصلی دارد و غالباً در ازای دریافت پول، کسب نمرۀ قبولی را ضمانت میکند.
✅ اما معادل فارسی این اصطلاح چیست؟ آزمودهنما؟ شبهآزموندهنده؟ نایب ممتَحَن؟ سنجشکار؟ پیش از آنکه ذهنمان را مشغول گزینههای دیگر کنیم، بد نیست یادآور شویم که کوشندگان این حرفۀ پرسود که در زمرۀ مشاغل خدماتی قرار میگیرد، پیشتر نامی برای خود برگزیدهاند و از قضا متولیان سازمان سنجش نیز همان را پذیرفتهاند و بهکار میبرند: «کلیدزن»! مثلاً در این جمله: «هر کلیدزن حرفهای باید یک چهرهپرداز حاذق هم در کنار دستش داشته باشد.» یا «امسال یک کلیدزن خوب استخدام کردم، به فضل خدا برق شریف قبولم.»
@MorphoSyntax
😁9🤔2👍1
MorphoSyntax
☰
✂️ به نظرتان تقطیع تکواژی واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» چگونه است؟
✂️ به نظرتان تقطیع تکواژی واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» چگونه است؟
☰
🧊 ساختواژه | تقطیع تکواژی
🔘 واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» از تکواژهای زیر تشکیل شده است:
◄ دل + سوخـ + ــته + ــگی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ🅐ـ دل: موضوع درونی ریشهٔ «سوز» است و پس از تشکیل صورت «سوختگی»، با آن ترکیب شده است.
ـ🅑ـ سوخـ: واژگونهٔ وابستهٔ ریشهٔ «سوز» (مفهوم «سوختن») است که در برخی از محیطهای ساختواژی، مانند فعل گذشته (سوخـ + ــت)، مصدر (سوخـ + ــتن) و صفت مفعولی (سوخـ + ــته) حاضر میشود.
ـ🅒ـ ــته: پسوند صفت مفعولی یا در واقع وند نمود کامل است. در هیچیک از زبانهای هندواروپایی وندی با صورت آوایی /e/ (در خط فارسی: «ــه») که صفت مفعولی بسازد، وجود ندارد. همانگونه که «eaten» در انگلیسی از دو تکواژ (پایه + پسوند صفت مفعولی) تشکیل شده، «خورده» و «کشته» و «سوخته» نیز در فارسی دارای دو تکواژند. «ــده/ ــته» واژگونههای پسوند موسوم به «en-» در فارسیاند که از زبان هندواروپایی مادر به یادگار ماندهاند.
ـ🅓ـ ــگی: وند حاصل مصدر در زبان فارسی دو واژگونهٔ /gi-/ و /i-/ دارد؛ اولی پس از پایهٔ مختوم به واکهٔ /e/ میآید (شیفتگی، خبرگی، بیریشگی) و دومی تابع شرط دگرجای است (خلبانی، خوبی، خوشنامی). حضور صورت آوایی /gi-/ در مجاورت پایه، ارزش و کارکرد ساختواژی پیدا کرده و این واژگونه بر ساخت حاصل مصدر دلالت میکند. بهجز در واژههای اندکی مانند «خانگی، هفتگی، ساختگی، همیشگی»، فارسیزبانان از سازهٖٔ «XE-gi» مفهوم حاصل مصدر درک میکنند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔘 امروزه در الحاق وند /i/ تعجبی، وحدت، نکره، صفت نسبی و جز آنها، به پایهٔ مختوم به «های ناملفوظ»، از واج میانجی /g/ استفاده نمیکنیم و مثلاً واژهٔ «ریشهای» (در: ریشهای از مشکلات/ مشکل ریشهای/ عجب ریشهای) را با همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ تولید میکنیم، نه با درج /g/ و به صورت «ریشگی». بههمین ترتیب، بهرغم داشتن الگوی دیرسال «خانگی»، وقتی واژهٔ «گلخانه» را ساختیم، صفت آن را به شکل «گلخانهای» درآوردیم، نه «گلخانگی». فارسیزبانان از واژهٔ مندرآوردی «چینکوئگی» در جملهٔ «برای چینکوئگی باید بیشتر تلاش کنید» مفهوم «برای چینکوئه بودن/ شدن» را استنباط میکنند، زیرا /gi-/ بر مقولهٔ دستوری خاصی دلالت میکند.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | تقطیع تکواژی
🔘 واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» از تکواژهای زیر تشکیل شده است:
◄ دل + سوخـ + ــته + ــگی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ🅐ـ دل: موضوع درونی ریشهٔ «سوز» است و پس از تشکیل صورت «سوختگی»، با آن ترکیب شده است.
ـ🅑ـ سوخـ: واژگونهٔ وابستهٔ ریشهٔ «سوز» (مفهوم «سوختن») است که در برخی از محیطهای ساختواژی، مانند فعل گذشته (سوخـ + ــت)، مصدر (سوخـ + ــتن) و صفت مفعولی (سوخـ + ــته) حاضر میشود.
ـ🅒ـ ــته: پسوند صفت مفعولی یا در واقع وند نمود کامل است. در هیچیک از زبانهای هندواروپایی وندی با صورت آوایی /e/ (در خط فارسی: «ــه») که صفت مفعولی بسازد، وجود ندارد. همانگونه که «eaten» در انگلیسی از دو تکواژ (پایه + پسوند صفت مفعولی) تشکیل شده، «خورده» و «کشته» و «سوخته» نیز در فارسی دارای دو تکواژند. «ــده/ ــته» واژگونههای پسوند موسوم به «en-» در فارسیاند که از زبان هندواروپایی مادر به یادگار ماندهاند.
ـ🅓ـ ــگی: وند حاصل مصدر در زبان فارسی دو واژگونهٔ /gi-/ و /i-/ دارد؛ اولی پس از پایهٔ مختوم به واکهٔ /e/ میآید (شیفتگی، خبرگی، بیریشگی) و دومی تابع شرط دگرجای است (خلبانی، خوبی، خوشنامی). حضور صورت آوایی /gi-/ در مجاورت پایه، ارزش و کارکرد ساختواژی پیدا کرده و این واژگونه بر ساخت حاصل مصدر دلالت میکند. بهجز در واژههای اندکی مانند «خانگی، هفتگی، ساختگی، همیشگی»، فارسیزبانان از سازهٖٔ «XE-gi» مفهوم حاصل مصدر درک میکنند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔘 امروزه در الحاق وند /i/ تعجبی، وحدت، نکره، صفت نسبی و جز آنها، به پایهٔ مختوم به «های ناملفوظ»، از واج میانجی /g/ استفاده نمیکنیم و مثلاً واژهٔ «ریشهای» (در: ریشهای از مشکلات/ مشکل ریشهای/ عجب ریشهای) را با همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ تولید میکنیم، نه با درج /g/ و به صورت «ریشگی». بههمین ترتیب، بهرغم داشتن الگوی دیرسال «خانگی»، وقتی واژهٔ «گلخانه» را ساختیم، صفت آن را به شکل «گلخانهای» درآوردیم، نه «گلخانگی». فارسیزبانان از واژهٔ مندرآوردی «چینکوئگی» در جملهٔ «برای چینکوئگی باید بیشتر تلاش کنید» مفهوم «برای چینکوئه بودن/ شدن» را استنباط میکنند، زیرا /gi-/ بر مقولهٔ دستوری خاصی دلالت میکند.
@MorphoSyntax
👍6🤔3🥰2👏2😍2❤1
☰
🗓 سیام دی | درگذشت شاه عباس یکم
▫️شاه عباس کبیر (۷ بهمن ۹۴۹ ــ ۳۰ دی ۱۰۰۷) در حالی پس از ۴۱ سال سلطنت دیده بر جهان فروبست که دولتی قدرتمند، کشوری یکپارچه، و شهرهایی آباد از خود به یادگار گذاشته بود. هنگامی که او بندر گمبرون را از چنگال استعمار پرتغال رهانید و آن را با نام بندرعباس به ایران بازگرداند، ۵۱ ساله بود.
🔝 بندرعباس، ۲۶ دیماه ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
🗓 سیام دی | درگذشت شاه عباس یکم
▫️شاه عباس کبیر (۷ بهمن ۹۴۹ ــ ۳۰ دی ۱۰۰۷) در حالی پس از ۴۱ سال سلطنت دیده بر جهان فروبست که دولتی قدرتمند، کشوری یکپارچه، و شهرهایی آباد از خود به یادگار گذاشته بود. هنگامی که او بندر گمبرون را از چنگال استعمار پرتغال رهانید و آن را با نام بندرعباس به ایران بازگرداند، ۵۱ ساله بود.
🔝 بندرعباس، ۲۶ دیماه ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
❤10🔥2
MorphoSyntax
☰ 🔡 آزفا | واج میانجی؟ میان ســـخنها میانجی بوید نخواهند چیزی کرانجی بوید حکیم فردوسی @MorphoSyntax
☰
🔡 آزفا | توزیع پسوند حاصل مصدر
◄ «میمیره از سختگی و از مشکلات.»
● تصویر بالا بخشی از رسالهای است که به بررسی و تحلیل خطاهای واژگانی فارسیآموزان عربزبان پرداخته است (تاریخ دفاع: ۱۴۰۳.۱۰.۲۹).
● بهنظر میرسد برخی از زبانآموزان خارجی نیز تشخیص دادهاند که /gi-/ یکی از واژگونههای پسوند حاصل مصدر در فارسی است؛ گو اینکه آن را در محیط واژواجی نادرست بهکار بردهاند.
✔️Morphophonemic = واژواجی
@MorphoSyntax
🔡 آزفا | توزیع پسوند حاصل مصدر
◄ «میمیره از سختگی و از مشکلات.»
● تصویر بالا بخشی از رسالهای است که به بررسی و تحلیل خطاهای واژگانی فارسیآموزان عربزبان پرداخته است (تاریخ دفاع: ۱۴۰۳.۱۰.۲۹).
● بهنظر میرسد برخی از زبانآموزان خارجی نیز تشخیص دادهاند که /gi-/ یکی از واژگونههای پسوند حاصل مصدر در فارسی است؛ گو اینکه آن را در محیط واژواجی نادرست بهکار بردهاند.
✔️Morphophonemic = واژواجی
@MorphoSyntax
👍8
☰
🧊 ساختواژه | هیچوقت خالیگی خالی نمیماند
□ امامعلی رحمان، رئیسجمهوری تاجیکستان، در گفتگوی مشترک با دکتر مسعود پزشکیان، به نکات جالبی اشاره کرده (🔻پایین) که از منظر زبانی نیز قابل توجهاند. یکی از آنها ساخت اسم/ حاصل مصدر «خالیگی» برپایهٔ صفت «خالی» و پسوند «ــگی» است (🔺بالا)؛ به همان ترتیب که مثلاً صورت «بیمایگی» از صفت «بیمایه» ساخته میشود.
□ اگر گوینده بهجای تولید واژهٔ مشتق «خالیگی»، از واژگونهٔ /i/ و درج همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ استفاده میکرد و یکی از دو صورت /χɑlɪ-ji/ یا /χɑlɪ-ʔi/ را میساخت، مفهوم «خالی بودن» از آن درک نمیشد. «ــگی» در فارسی رایج در ایران بزرگ کارکرد ساختواژی دارد و هویت همخوان سختکامی /g/ (در آیپیاِی: /ɟ/) در آن، فراتر از واج میانجی است!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم نژادبهرام گرامی برای توجه به این نکته و یادآوری آن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | هیچوقت خالیگی خالی نمیماند
□ امامعلی رحمان، رئیسجمهوری تاجیکستان، در گفتگوی مشترک با دکتر مسعود پزشکیان، به نکات جالبی اشاره کرده (🔻پایین) که از منظر زبانی نیز قابل توجهاند. یکی از آنها ساخت اسم/ حاصل مصدر «خالیگی» برپایهٔ صفت «خالی» و پسوند «ــگی» است (🔺بالا)؛ به همان ترتیب که مثلاً صورت «بیمایگی» از صفت «بیمایه» ساخته میشود.
□ اگر گوینده بهجای تولید واژهٔ مشتق «خالیگی»، از واژگونهٔ /i/ و درج همخوان میانجی /j/ یا /ʔ/ استفاده میکرد و یکی از دو صورت /χɑlɪ-ji/ یا /χɑlɪ-ʔi/ را میساخت، مفهوم «خالی بودن» از آن درک نمیشد. «ــگی» در فارسی رایج در ایران بزرگ کارکرد ساختواژی دارد و هویت همخوان سختکامی /g/ (در آیپیاِی: /ɟ/) در آن، فراتر از واج میانجی است!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم نژادبهرام گرامی برای توجه به این نکته و یادآوری آن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍7👏1
☰
⚠️ «این پسره قبلاً اینجا کار میکرد.» احتمالاً همه موافقیم که در این جمله، «پسره» اسمِ معرفه بهشمار میرود و نشانهٔ معرفهٔ «ــه» پذیرفته است. مسئله چیز دیگری است: مقولهٔ دستوری واژهٔ «معرفه» در عبارت «اسمِ معرفه» و «نشانهٔ معرفه»، به ترتیب، چیست؟
⚠️ «این پسره قبلاً اینجا کار میکرد.» احتمالاً همه موافقیم که در این جمله، «پسره» اسمِ معرفه بهشمار میرود و نشانهٔ معرفهٔ «ــه» پذیرفته است. مسئله چیز دیگری است: مقولهٔ دستوری واژهٔ «معرفه» در عبارت «اسمِ معرفه» و «نشانهٔ معرفه»، به ترتیب، چیست؟
Anonymous Quiz
22%
۱. اسم ــ اسم
7%
۲. صفت ــ صفت
28%
۳. اسم ــ صفت
42%
۴. صفت ــ اسم
👍2
☰
📝 ویرایش | سه غلط، هفده!
◄ متهمان دختربچه که در حال بازی بوده را . . .
● از شنیعترین نمونههای رای پس از فعلِ بند موصولی است؛ آنچنان که باید جمله را دو سه بار خواند تا مقصود نویسنده را دریافت.
◄ در حال بازی بوده/ فریب داده
● هر دو فعل که با صورت تصریفی نمود کامل (صفت مفعولی/ وجه وصفی) آمدهاند، نادرستاند و باید به گذشتهٔ ساده تبدیل شوند.
◄ ۱۶۰ میلیون تومان فروخته بودند
● از کاربردهای نادرست ساخت گذشتهٔ کامل است؛ مگر آنکه متهمان پیش از آنکه دختربچه را بربایند، فروخته باشند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ماجرای گروگانگیری کودک سهساله در تهران:
متهمان دختربچه را که در حال بازی بود، به بهانهای فریفتند و با خود بردند. این دو زن جوان، کودک سهساله را ۱۶۰ میلیون تومان فروختند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | سه غلط، هفده!
◄ متهمان دختربچه که در حال بازی بوده را . . .
● از شنیعترین نمونههای رای پس از فعلِ بند موصولی است؛ آنچنان که باید جمله را دو سه بار خواند تا مقصود نویسنده را دریافت.
◄ در حال بازی بوده/ فریب داده
● هر دو فعل که با صورت تصریفی نمود کامل (صفت مفعولی/ وجه وصفی) آمدهاند، نادرستاند و باید به گذشتهٔ ساده تبدیل شوند.
◄ ۱۶۰ میلیون تومان فروخته بودند
● از کاربردهای نادرست ساخت گذشتهٔ کامل است؛ مگر آنکه متهمان پیش از آنکه دختربچه را بربایند، فروخته باشند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ماجرای گروگانگیری کودک سهساله در تهران:
متهمان دختربچه را که در حال بازی بود، به بهانهای فریفتند و با خود بردند. این دو زن جوان، کودک سهساله را ۱۶۰ میلیون تومان فروختند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍9❤6✍2😢1
☰
🔰 حکایت
واعظی بر منبر سخن میگفت. شخصی از مجلسیان سخت گریه میکرد. واعظ گفت:
«ای مجلسیان! صدق از این مرد بیاموزید که این همه گریهی بسوز میکند.»
مرد برخاست و گفت:
«مولانا! من نمیدانم که تو چه میگویی، اما من بُزَکی سرخ داشتم، ریشش به ریش تو میمانست. در این دو روز سقط شد؛ هر گاه که تو ریش میجنبانی، مرا از آن بُزَک یاد میآید و گریه بر من غالب میشود.» 😢
✍🏻 عبید زاکانی
@MorphoSyntax
🔰 حکایت
واعظی بر منبر سخن میگفت. شخصی از مجلسیان سخت گریه میکرد. واعظ گفت:
«ای مجلسیان! صدق از این مرد بیاموزید که این همه گریهی بسوز میکند.»
مرد برخاست و گفت:
«مولانا! من نمیدانم که تو چه میگویی، اما من بُزَکی سرخ داشتم، ریشش به ریش تو میمانست. در این دو روز سقط شد؛ هر گاه که تو ریش میجنبانی، مرا از آن بُزَک یاد میآید و گریه بر من غالب میشود.» 😢
✍🏻 عبید زاکانی
@MorphoSyntax
😁14🔥4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 یکم بهمن | در نکوداشت عارف قزوینی
○ ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹ ــ ۱ بهمن ۱۳۱۲) شاعر، موسیقیدان و تصنیفساز ایرانی روزگار قاجار و پهلوی.
▫️مجری:
○ منوچهر انور (زادهٔ ۱۳۰۷) کارگردان، گوینده، مؤلف، مترجم و ویراستار
▫️مهمانان:
○ استاد باستانی پاریزی (۱۳۰۴ ــ ۱۳۹۳) پژوهشگر تاریخ، شاعر، استاد دانشگاه تهران
○ امیر هوشنگ ابتهاج (۱۳۰۶ ــ ۱۴۰۱) متخلص به ه. ا. سایه، شاعر، تصنیفساز و پژوهشگر
○ بیژن ترقی (۱۳۰۸ ــ ۱۳۸۸) شاعر و ترانهسرا
@MorphoSyntax
🗓 یکم بهمن | در نکوداشت عارف قزوینی
○ ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹ ــ ۱ بهمن ۱۳۱۲) شاعر، موسیقیدان و تصنیفساز ایرانی روزگار قاجار و پهلوی.
▫️مجری:
○ منوچهر انور (زادهٔ ۱۳۰۷) کارگردان، گوینده، مؤلف، مترجم و ویراستار
▫️مهمانان:
○ استاد باستانی پاریزی (۱۳۰۴ ــ ۱۳۹۳) پژوهشگر تاریخ، شاعر، استاد دانشگاه تهران
○ امیر هوشنگ ابتهاج (۱۳۰۶ ــ ۱۴۰۱) متخلص به ه. ا. سایه، شاعر، تصنیفساز و پژوهشگر
○ بیژن ترقی (۱۳۰۸ ــ ۱۳۸۸) شاعر و ترانهسرا
@MorphoSyntax
❤9
☰
💎 نحو | فرضیهٔ مقولهسازی
◄ «اسم معرفه در فارسی گاهی نشانهٔ معرفه دارد.»
★ «اسم معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» صفت «اسم» است و ویژگی آن را توضیح میدهد؛ بههمان ترتیب که نکره بودن نیز میتواند ویژگی اسم باشد. آزمونهای مختلف تجربی صفت بودن این واژه را تأیید میکنند (از جمله: این اسم، معرفه است).
★ «نشانهٔ معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» مضافالیه/ اسم وابسته برای «نشانه» است و ویژگی آن را توضیح نمیدهد، بلکه از وجود نشانهای برای معرفگی حکایت میکند. اینبار نیز آزمونهای تجربی بر اسم بودن این واژه دلالت میکنند (از جمله: معرفه، نشانه دارد).
★ فرضیهٔ مقولهسازی تصریح میکند که عناصر واژگانی در واژگان ذهنیمان بهصورت مفاهیم بیمقوله ذخیره میشوند و هنگامی که به نحو راه مییابند، مقولهٔ دستوری خود را بهدست میآورند. «معرفگی» مفهومی است که آن را در واژگان ذهنیمان مدخل کردهایم؛ هنگامی که این مفهوم را در قالب واژه وارد ساختار نحوی میکنیم، بر آن جامهٔ اسم یا صفت میپوشانیم.
★ در فرهنگنویسی باید مقولههای بالفعل هر مدخل همراه با شاهد مناسب ثبت شوند. بهنظر میرسد در نمونهای که در تصویر بالا آمده است، ابتدا باید بر صفت بودن مدخل «معرفه» که پربسامدترین مقوله یا دستکم نقش دستوری آن است، تصریح کنیم و تعریف مقابلش را نیز اینگونه تغییر دهیم:
◄ معرفه (صـ .) در دستورزبان، ویژگی اسمی که ارجاع آن در عالم مقال معلوم و مشخص باشد . . .
★ در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) که اثری سترگ، ماندگار و کمنظیر در فرهنگنویسی فارسی است، در برابر مدخل «نکره» (که البته معانی دیگری هم دارد) صورتبندی یادشده رعایت شده، اما گویا در مقابل مدخل «معرفه» این نکته از نظر دور مانده است.
◄ نکره (صـ .) ۱. (گفتگو) (مجاز) زمخت و بدقواره . . . ۴. (ادبی) در دستورزبان، ویژگی اسمی که بر شنونده ناشناس و نامعلوم باشد؛ مقـِ معرفه . . .
✔️Categorization = مقولهسازی
@MorphoSyntax
💎 نحو | فرضیهٔ مقولهسازی
◄ «اسم معرفه در فارسی گاهی نشانهٔ معرفه دارد.»
★ «اسم معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» صفت «اسم» است و ویژگی آن را توضیح میدهد؛ بههمان ترتیب که نکره بودن نیز میتواند ویژگی اسم باشد. آزمونهای مختلف تجربی صفت بودن این واژه را تأیید میکنند (از جمله: این اسم، معرفه است).
★ «نشانهٔ معرفه»
در این گروه اسمی، «معرفه» مضافالیه/ اسم وابسته برای «نشانه» است و ویژگی آن را توضیح نمیدهد، بلکه از وجود نشانهای برای معرفگی حکایت میکند. اینبار نیز آزمونهای تجربی بر اسم بودن این واژه دلالت میکنند (از جمله: معرفه، نشانه دارد).
★ فرضیهٔ مقولهسازی تصریح میکند که عناصر واژگانی در واژگان ذهنیمان بهصورت مفاهیم بیمقوله ذخیره میشوند و هنگامی که به نحو راه مییابند، مقولهٔ دستوری خود را بهدست میآورند. «معرفگی» مفهومی است که آن را در واژگان ذهنیمان مدخل کردهایم؛ هنگامی که این مفهوم را در قالب واژه وارد ساختار نحوی میکنیم، بر آن جامهٔ اسم یا صفت میپوشانیم.
★ در فرهنگنویسی باید مقولههای بالفعل هر مدخل همراه با شاهد مناسب ثبت شوند. بهنظر میرسد در نمونهای که در تصویر بالا آمده است، ابتدا باید بر صفت بودن مدخل «معرفه» که پربسامدترین مقوله یا دستکم نقش دستوری آن است، تصریح کنیم و تعریف مقابلش را نیز اینگونه تغییر دهیم:
◄ معرفه (صـ .) در دستورزبان، ویژگی اسمی که ارجاع آن در عالم مقال معلوم و مشخص باشد . . .
★ در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) که اثری سترگ، ماندگار و کمنظیر در فرهنگنویسی فارسی است، در برابر مدخل «نکره» (که البته معانی دیگری هم دارد) صورتبندی یادشده رعایت شده، اما گویا در مقابل مدخل «معرفه» این نکته از نظر دور مانده است.
◄ نکره (صـ .) ۱. (گفتگو) (مجاز) زمخت و بدقواره . . . ۴. (ادبی) در دستورزبان، ویژگی اسمی که بر شنونده ناشناس و نامعلوم باشد؛ مقـِ معرفه . . .
✔️Categorization = مقولهسازی
@MorphoSyntax
👍6⚡2👏1
☰
🧾 واژهگزینی | سازِ واژهساز
● دیروز توی مجمع عمومی سالانهٔ هیئتمدیره نبودی؟
○ نه، نبودم. رفته بودم با صاحبخونهمون صحبت کنم؛ جلسه چه خبر بود؟
● بینتیجه! اعضای هیئتمدیره هرچی انتقاد میکردند و از مشکلات شرکت و سوءمدیریتها و هدررفت منابع میگفتند، مدیرعامل و معاونهاش زیر بار نمیرفتند؛ مدام انکارسازی میکردند.
○ انکار . . . باید بگی انکار میکردند، نه انکارسازی!
● نخیر، همون انکارسازی درسته. بهقدری این کار رو هماهنگشده و سازمانیافته انجام میدادند که اسمش انکارسازیه، نه انکار!
○ آخه آمار و ارقام نشون میده اوضاع شرکت داغونه. مگه میشه حقایق رو انکار کرد؟
● چرا نشه؟! همهٔ حقایق رو وارونهسازی کرده بودند!
○ یعنی چی وارونه کرده بودند؟ آخه چطوری؟
● کاری نداره که؛ شاخصهای ارزیابی رو دستکاری کرده بودند و داشتند جلوی چشم همه، آمارسازی میکردند. حالا اینها رو ولش کن؛ با صاحبخونهت چی کار داشتی؟ اگه باز هم اجاره رو برده بالا، مثل پارسال هماهنگسازی کن، بیام باهاش صحبت کنم؛ بلکه یک کم مراعات کنه.
○ فایده نداره. آخر قراردادمونه؛ برای اینکه ما رو بلند کنه، چند وقته داره بهانهسازی میکنه!
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | سازِ واژهساز
● دیروز توی مجمع عمومی سالانهٔ هیئتمدیره نبودی؟
○ نه، نبودم. رفته بودم با صاحبخونهمون صحبت کنم؛ جلسه چه خبر بود؟
● بینتیجه! اعضای هیئتمدیره هرچی انتقاد میکردند و از مشکلات شرکت و سوءمدیریتها و هدررفت منابع میگفتند، مدیرعامل و معاونهاش زیر بار نمیرفتند؛ مدام انکارسازی میکردند.
○ انکار . . . باید بگی انکار میکردند، نه انکارسازی!
● نخیر، همون انکارسازی درسته. بهقدری این کار رو هماهنگشده و سازمانیافته انجام میدادند که اسمش انکارسازیه، نه انکار!
○ آخه آمار و ارقام نشون میده اوضاع شرکت داغونه. مگه میشه حقایق رو انکار کرد؟
● چرا نشه؟! همهٔ حقایق رو وارونهسازی کرده بودند!
○ یعنی چی وارونه کرده بودند؟ آخه چطوری؟
● کاری نداره که؛ شاخصهای ارزیابی رو دستکاری کرده بودند و داشتند جلوی چشم همه، آمارسازی میکردند. حالا اینها رو ولش کن؛ با صاحبخونهت چی کار داشتی؟ اگه باز هم اجاره رو برده بالا، مثل پارسال هماهنگسازی کن، بیام باهاش صحبت کنم؛ بلکه یک کم مراعات کنه.
○ فایده نداره. آخر قراردادمونه؛ برای اینکه ما رو بلند کنه، چند وقته داره بهانهسازی میکنه!
@MorphoSyntax
😁6🤩2🤓1🆒1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 دوم بهمن | در نکوداشت استاد نجفی
□ زندهیاد ابوالحسن نجفی (۷ تیر ۱۳۰۸ ــ ۲ بهمن ۱۳۹۴)، زبانشناس، مترجم و ویراستار برجستهٔ ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. فرهنگ فارسی عامیانه و غلط ننویسیم دو اثر ماندگار او در میان آثار پرشمارش هستند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در:
https://telegram.me/theapll
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🗓 دوم بهمن | در نکوداشت استاد نجفی
□ زندهیاد ابوالحسن نجفی (۷ تیر ۱۳۰۸ ــ ۲ بهمن ۱۳۹۴)، زبانشناس، مترجم و ویراستار برجستهٔ ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. فرهنگ فارسی عامیانه و غلط ننویسیم دو اثر ماندگار او در میان آثار پرشمارش هستند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در:
https://telegram.me/theapll
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤8
☰
🚦دستور خط | نشانههای اجباری
🪄 تنوین، همزه و یای ناتمام (کوتاه) از نشانههای دلبخواهی خط فارسی نیستند. نمیتوانیم پایاننامه و رساله بنویسیم و هرجا که اراده کردیم، از درج این نشانهها صرف نظر کنیم.
● نادرست:
احتمالا اداره پژوهش رساله او را تایید نمیکند.
○ درست:
حالا حتماً ادارهٔ پژوهش رسالهٔ او را تأیید میکند.
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | نشانههای اجباری
🪄 تنوین، همزه و یای ناتمام (کوتاه) از نشانههای دلبخواهی خط فارسی نیستند. نمیتوانیم پایاننامه و رساله بنویسیم و هرجا که اراده کردیم، از درج این نشانهها صرف نظر کنیم.
● نادرست:
احتمالا اداره پژوهش رساله او را تایید نمیکند.
○ درست:
حالا حتماً ادارهٔ پژوهش رسالهٔ او را تأیید میکند.
@MorphoSyntax
👍14👏2🙏1😍1
☰
💎 نحو | ساخت مستمر (۱)
🟢 ساخت نوپای مستمر در فارسی که نشانگر نمود دستوری ناقص است و رویدادهای مختلفی چون استمرار، تکرار و نزدیک بودن وقوع عمل را بیان میکند، با فعل «داشتن» ساخته میشود:
◄ (۱). داشت فیلم میدید.
◄ (۲). دارد ازدواج میکند.
🟢 در فارسی معیار این ساختهای نحوی منفی نمیشوند؛ اما نگارنده در طی چند سال، نمونههای گفتاری فراوانی از فارسیزبانان (دانشجویان، همکاران، گویندگان رادیو و تلویزیون و دیگران) گردآوری کرده که صورت منفی این ساختار را بهکار بردهاند و اگر مقاومت بیهوده در برابر آن صورت نگیرد، سریعتر به گونۀ رسمی زبان راه مییابد و این خلأ تصریفی پر خواهد شد، مانند:
◄ (۳). باز هم طبق معمول داری درس نمیخونی.
◄ (۴). تو جیب من رو داشتی خالی نمیکردی؟!
🟢 تا آنجا که نگارنده جستوجو کرده است، در هیچیک از زبانهای هندواروپایی از فعل «داشتن» برای بیان نمود ناقص (استمرار) استفاده نمیشود. وانگهی، زبان فارسی در دورهای از تاریخ خود این فعل را برای بیان نمود کامل بهکار گرفته است (مانند «have» در انگلیسی) که البته این پدیده در برخی دیگر از زبانهای ایرانی هم مشاهده میشود (مانند سغدی و خوارزمی):
◄ (۵). قرب سی مجلس که دارو خورده داشت/ جمله در یک طشت بر هم کرده داشت (عطار)
◄ (۶). دیبای رخت راست خریدار که افسر/ کالای دل و جان همه بفروخته دارد (افسر کرمانی)
🟢 بنابراین، پرسش این است که چرا فارسیزبانان فعل «داشتن» را برای بیان نمود ناقص بهکار کشیدهاند و این امکان دستوری چگونه به فارسی راه یافته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: تحلیلی ناواژهگرا از ساخت نمود ناقص و تعامل آن با نمود کامل (۱۴۰۳)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | ساخت مستمر (۱)
🟢 ساخت نوپای مستمر در فارسی که نشانگر نمود دستوری ناقص است و رویدادهای مختلفی چون استمرار، تکرار و نزدیک بودن وقوع عمل را بیان میکند، با فعل «داشتن» ساخته میشود:
◄ (۱). داشت فیلم میدید.
◄ (۲). دارد ازدواج میکند.
🟢 در فارسی معیار این ساختهای نحوی منفی نمیشوند؛ اما نگارنده در طی چند سال، نمونههای گفتاری فراوانی از فارسیزبانان (دانشجویان، همکاران، گویندگان رادیو و تلویزیون و دیگران) گردآوری کرده که صورت منفی این ساختار را بهکار بردهاند و اگر مقاومت بیهوده در برابر آن صورت نگیرد، سریعتر به گونۀ رسمی زبان راه مییابد و این خلأ تصریفی پر خواهد شد، مانند:
◄ (۳). باز هم طبق معمول داری درس نمیخونی.
◄ (۴). تو جیب من رو داشتی خالی نمیکردی؟!
🟢 تا آنجا که نگارنده جستوجو کرده است، در هیچیک از زبانهای هندواروپایی از فعل «داشتن» برای بیان نمود ناقص (استمرار) استفاده نمیشود. وانگهی، زبان فارسی در دورهای از تاریخ خود این فعل را برای بیان نمود کامل بهکار گرفته است (مانند «have» در انگلیسی) که البته این پدیده در برخی دیگر از زبانهای ایرانی هم مشاهده میشود (مانند سغدی و خوارزمی):
◄ (۵). قرب سی مجلس که دارو خورده داشت/ جمله در یک طشت بر هم کرده داشت (عطار)
◄ (۶). دیبای رخت راست خریدار که افسر/ کالای دل و جان همه بفروخته دارد (افسر کرمانی)
🟢 بنابراین، پرسش این است که چرا فارسیزبانان فعل «داشتن» را برای بیان نمود ناقص بهکار کشیدهاند و این امکان دستوری چگونه به فارسی راه یافته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: تحلیلی ناواژهگرا از ساخت نمود ناقص و تعامل آن با نمود کامل (۱۴۰۳)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤7👍1
☰
💎 نحو | ساخت مستمر (۲)
⚪️ دربارۀ چگونگی بهکار رفتن فعل «داشتن» در ساخت مستمر حدسهایی زدهاند که احتمالاً هیچکدام دقیق نیستند؛ گو اینکه ارتباط آن با گونۀ زبانی مازندرانی درست است. برای تبیین این موضوع، اجازه دهید از زبان انگلیسی آغاز کنیم. در شماری از زبانهای هندواروپایی، فعل «بودن» کارکردهای واژگانی ــ نحوی گوناگونی دارد؛ از جمله انگلیسی از فعل «be» در چهار نقش و جایگاه متفاوت بهره میگیرد:
◄ الف. فعل وجودی
◄ ب. فعل ربطی/ اسنادی
◄ پ. فعل کمکی استمراری
◄ ت. فعل کمکی مجهول
⚪️ در مازندرانی صورتی از فعل «بودن» به شکل «dar» یافت میشود که ارتباطی با حرف اضافۀ «در» ندارد. فعل یادشده دو کارکرد اصلی در این گونۀ زبانی دارد: فعل واژگانی وجودی (مثال ۱) و فعل دستوری استمراری (مثال ۲):
► (1).
vačun inje dar-ene.
kids here be-3rd Pl
= The kids are here.
► (2).
vačun dar-ene e-ne.
kids be-3rd Pl come-3rd Pl
= The Kids are coming.
⚪️ چنانکه ملاحظه میفرمایید، همان فعلی که در جملۀ «۱» بر «بودن» وجودی دلالت میکند، در جملۀ «۲» به شکل فعل دستوری درآمده و برای بیان نمود ناقص و در جریان بودن رخداد بهکار رفته است.
⚪️ اما نکتۀ قابل توجه اینکه اگر از اهالی مازندران بپرسید که «dar-ene» در جملۀ «۲» به چه معناست، بسیاری از آنها بهجای آنکه این فعل را «بودن/ to be» بدانند، آن را به خطا «داشتن/ to have» تلقی میکنند.
⚪️ از کمتر از دو سدۀ پیش، مازندرانیهای ساکن تهران و شمیران یا آنها که به پایتخت آمدوشد داشتند، وقتی گونۀ زبانی خود را به فارسی برمیگرداندند، جملۀ استمراری «۲» را که مانند بسیاری از زبانهای هندواروپایی دارای فعل دستوری «بودن/ to be» است، به «داشتن/ to have» ترجمه میکردند.
⚪️ این الگوی نحوی رفتهرفته در فارسیِ گونۀ تهرانی نیز رواج یافت و سپس در فارسی معیار تثبیت شد. بنابراین، فارسی امروز ساخت سودمند و کارامد مستمر را وامدار مازندرانی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: دوازده گفتار در نحو جمله (در دست تکمیل)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | ساخت مستمر (۲)
⚪️ دربارۀ چگونگی بهکار رفتن فعل «داشتن» در ساخت مستمر حدسهایی زدهاند که احتمالاً هیچکدام دقیق نیستند؛ گو اینکه ارتباط آن با گونۀ زبانی مازندرانی درست است. برای تبیین این موضوع، اجازه دهید از زبان انگلیسی آغاز کنیم. در شماری از زبانهای هندواروپایی، فعل «بودن» کارکردهای واژگانی ــ نحوی گوناگونی دارد؛ از جمله انگلیسی از فعل «be» در چهار نقش و جایگاه متفاوت بهره میگیرد:
◄ الف. فعل وجودی
◄ ب. فعل ربطی/ اسنادی
◄ پ. فعل کمکی استمراری
◄ ت. فعل کمکی مجهول
⚪️ در مازندرانی صورتی از فعل «بودن» به شکل «dar» یافت میشود که ارتباطی با حرف اضافۀ «در» ندارد. فعل یادشده دو کارکرد اصلی در این گونۀ زبانی دارد: فعل واژگانی وجودی (مثال ۱) و فعل دستوری استمراری (مثال ۲):
► (1).
vačun inje dar-ene.
kids here be-3rd Pl
= The kids are here.
► (2).
vačun dar-ene e-ne.
kids be-3rd Pl come-3rd Pl
= The Kids are coming.
⚪️ چنانکه ملاحظه میفرمایید، همان فعلی که در جملۀ «۱» بر «بودن» وجودی دلالت میکند، در جملۀ «۲» به شکل فعل دستوری درآمده و برای بیان نمود ناقص و در جریان بودن رخداد بهکار رفته است.
⚪️ اما نکتۀ قابل توجه اینکه اگر از اهالی مازندران بپرسید که «dar-ene» در جملۀ «۲» به چه معناست، بسیاری از آنها بهجای آنکه این فعل را «بودن/ to be» بدانند، آن را به خطا «داشتن/ to have» تلقی میکنند.
⚪️ از کمتر از دو سدۀ پیش، مازندرانیهای ساکن تهران و شمیران یا آنها که به پایتخت آمدوشد داشتند، وقتی گونۀ زبانی خود را به فارسی برمیگرداندند، جملۀ استمراری «۲» را که مانند بسیاری از زبانهای هندواروپایی دارای فعل دستوری «بودن/ to be» است، به «داشتن/ to have» ترجمه میکردند.
⚪️ این الگوی نحوی رفتهرفته در فارسیِ گونۀ تهرانی نیز رواج یافت و سپس در فارسی معیار تثبیت شد. بنابراین، فارسی امروز ساخت سودمند و کارامد مستمر را وامدار مازندرانی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: دوازده گفتار در نحو جمله (در دست تکمیل)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍7❤1
☰
💎 نحو | ساخت مستمر (۳)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● میدونستی جیوه فلزه؟
○ شوخی میکنی!
● نه به خاک امواتم.
○ آخه جیوه که مایعست.
● خب باشه؛ رفتار و ویژگیهای فلزات رو از خودش نشون میده.
○ مثلاً چه رفتاری؟!
● رسانای گرما و الکتریستهست، چگالی زیادی داره، عدد اتمیاش بالاست، الکترونهای آزاد داره . . . باز هم بگم؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔴 در سنت دستورنویسی فارسی و اغلب پژوهشهای زبانشناختی، «داشتن» در ساخت مستمر را فعل کمکی تلقی کردهاند. یعنی به آن هویتی همچون فعل «خواستن» در ساخت آینده بخشیدهاند:
◄ (۱). بچهها دارند میآیند.
◄ (۲). بچهها خواهند آمد.
🔴 اگر فعل «داشتن» مانند «خواستن» آیندهساز (و همچنین «بودن» در نمود کامل) فعل کمکی باشد، باید رفتار نحوی آن نیز مانند «خواستن» باشد. شواهد زبانی این ادعا را تأیید نمیکنند.
◄ الف. تصریف فعل
فعل «داشتن» مانع از جذب تصریف زمان و شناسه از سوی فعل اصلی نمیشود؛ اما فعل کمکی «خواستن» اجازه نمیدهد که فعل اصلی زمان و شناسه بگیرد. در واقع فعل اصلی در فارسی معاصر بهصورت مصدر مرخم درمیآید (خواهند آمد = خواهند آمدن).
◄ ب. تفکیکپذیری
فعل «خواستن» آیندهساز و فعل اصلی یک خوشهفعل تفکیکناپذیر میسازند و هیچ سازهای نمیتواند میانشان درج شود (اینجا خواهند آمد/ *خواهند اینجا آمد). اما «داشتن» و فعل اصلی چنین خوشهای نمیسازند (داشتند اینجا میآمدند/ داریم غذا میخوریم).
◄ پ. نفی فعل
در فارسی معیار، ساخت مستمر برخلاف ساخت آینده، صورت منفی رسمی ندارد. وانگهی، در فارسی غیررسمی که ساخت مستمر منفی میشود، فعل اصلی نشانۀ نفی میگیرد (داشت کار نمیکرد)، اما در ساخت آینده فعل کمکی منفی میشود (کار نخواهد کرد).
🔴 فارغ از نگاه این یا آن نظریۀ زبانشناختی، رفتار نحوی فعل دستوری «داشتن» با فعلهای کمکی فارسی و از جمله فعل «خواستن» آیندهساز متفاوت است و ازاینرو، در هیچ نظریهای نمیتوان آنها را در یک طبقه قرار داد؛ به همان ترتیب که فلز بودن جیوه یا نافلز بودن کربن متأثر از دیدگاههای علمی یا باورهای مذهبی و اعتقادات قلبیمان نیست.
🔴 اینکه پس «داشتن» چه نوع فعل دستوری است، ممکن است از نظریهای به نظریۀ دیگر فرق کند. در دستور زایشی و نیز در برخی از مطالعات ردهشناختی، به چنین ساختاری، ساخت فعلهای پیاپی میگویند؛ یعنی ساختهایی متشکل از یک بند نحوی که همهٔ فعلهای حاضر در آن، در زمان و نمود و وجه همساناند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: صرف در نحو، از کمینهگرایی تا صرف توزیعی (۱۴۰۰)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | ساخت مستمر (۳)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● میدونستی جیوه فلزه؟
○ شوخی میکنی!
● نه به خاک امواتم.
○ آخه جیوه که مایعست.
● خب باشه؛ رفتار و ویژگیهای فلزات رو از خودش نشون میده.
○ مثلاً چه رفتاری؟!
● رسانای گرما و الکتریستهست، چگالی زیادی داره، عدد اتمیاش بالاست، الکترونهای آزاد داره . . . باز هم بگم؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔴 در سنت دستورنویسی فارسی و اغلب پژوهشهای زبانشناختی، «داشتن» در ساخت مستمر را فعل کمکی تلقی کردهاند. یعنی به آن هویتی همچون فعل «خواستن» در ساخت آینده بخشیدهاند:
◄ (۱). بچهها دارند میآیند.
◄ (۲). بچهها خواهند آمد.
🔴 اگر فعل «داشتن» مانند «خواستن» آیندهساز (و همچنین «بودن» در نمود کامل) فعل کمکی باشد، باید رفتار نحوی آن نیز مانند «خواستن» باشد. شواهد زبانی این ادعا را تأیید نمیکنند.
◄ الف. تصریف فعل
فعل «داشتن» مانع از جذب تصریف زمان و شناسه از سوی فعل اصلی نمیشود؛ اما فعل کمکی «خواستن» اجازه نمیدهد که فعل اصلی زمان و شناسه بگیرد. در واقع فعل اصلی در فارسی معاصر بهصورت مصدر مرخم درمیآید (خواهند آمد = خواهند آمدن).
◄ ب. تفکیکپذیری
فعل «خواستن» آیندهساز و فعل اصلی یک خوشهفعل تفکیکناپذیر میسازند و هیچ سازهای نمیتواند میانشان درج شود (اینجا خواهند آمد/ *خواهند اینجا آمد). اما «داشتن» و فعل اصلی چنین خوشهای نمیسازند (داشتند اینجا میآمدند/ داریم غذا میخوریم).
◄ پ. نفی فعل
در فارسی معیار، ساخت مستمر برخلاف ساخت آینده، صورت منفی رسمی ندارد. وانگهی، در فارسی غیررسمی که ساخت مستمر منفی میشود، فعل اصلی نشانۀ نفی میگیرد (داشت کار نمیکرد)، اما در ساخت آینده فعل کمکی منفی میشود (کار نخواهد کرد).
🔴 فارغ از نگاه این یا آن نظریۀ زبانشناختی، رفتار نحوی فعل دستوری «داشتن» با فعلهای کمکی فارسی و از جمله فعل «خواستن» آیندهساز متفاوت است و ازاینرو، در هیچ نظریهای نمیتوان آنها را در یک طبقه قرار داد؛ به همان ترتیب که فلز بودن جیوه یا نافلز بودن کربن متأثر از دیدگاههای علمی یا باورهای مذهبی و اعتقادات قلبیمان نیست.
🔴 اینکه پس «داشتن» چه نوع فعل دستوری است، ممکن است از نظریهای به نظریۀ دیگر فرق کند. در دستور زایشی و نیز در برخی از مطالعات ردهشناختی، به چنین ساختاری، ساخت فعلهای پیاپی میگویند؛ یعنی ساختهایی متشکل از یک بند نحوی که همهٔ فعلهای حاضر در آن، در زمان و نمود و وجه همساناند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 منبع: صرف در نحو، از کمینهگرایی تا صرف توزیعی (۱۴۰۰)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍8
☰
🔬 کدامیک از گزارههای زیر، فرضیهٔ علمی است؟
🔬 کدامیک از گزارههای زیر، فرضیهٔ علمی است؟
Anonymous Quiz
41%
۱. خورشید در سال ۳۶۵ بار به دور خودش و یکبار به دور زمین میچرخد.
10%
۲. فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد، ولی هیچ ریاضیدانی فیزیکدان نیست.
22%
۳. برخی از محلولهای شیمیایی اسیدیاند، اما تعدای از آنها هم خنثی یا قلیاییاند.
27%
۴. دارونما وقتی اثر میگذارد که بیمار آن را با باور قلبی راسخ مصرف کند.