MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🚦دستور خط | خلأ کاملی که این دستگاه ایجاد می‌کند . . .

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● اگه کلمهٔ «خلأ» به یکی از انواع یای نکره و موصولی و غیره ختم بشه، چه جوری می‌نویسی‌ش؟
○ نمی‌دونم، سعی می‌کنم ختم نشه.
● نمی‌شه که! بالأخره پیش می‌آد.
○ یک صفت یا مضاف‌الیه تهش اضافه می‌کنم، یای نکره و وحدت رو می‌ندازم روی اونها، قال قضیه رو می‌کَنم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در الحاق وند صفت‌ساز «ــ‌ی» به واژهٔ «خلأ» و برابرگزینی برای فرایند «vacuum packaging»، اصطلاح «بسته‌بندی خلئی» را پذیرفته و صفت منسوب به «خلأ» را به همین صورت «خلئی» در فهرست مصوبات خود ضبط کرده است (و نیز: مبدأ/ مبدئی).

@MorphoSyntax
👍92🤔2🙏1🎄1


📘 دکتر علی درزی، شیوۀ استدلال نحوی، ویراست سوم (۱۴۰۲)، تهران: انتشارات سمت.

@MorphoSyntax
6🙏2😁1
MorphoSyntax


🔬 کدام‌یک از گزاره‌های زیر، فرضیهٔ علمی است؟


📢 معرفی | شیوۀ استدلال نحوی


▫️انگارۀ دستور زایشی که از نیمۀ دوم سدۀ بیستم میلادی بدین‌سو، به کوشش چامسکی و شارحان آثار وی پی‌ریزی شده، رویکردی علمی به زبان است که برپایۀ روش‌ها و آموزه‌های علم تجربی، به تبیین توانش زبانی اهل زبان و چندوچون فرایند یادگیری زبان در ذهن آدمی می‌پردازد. روش مطالعۀ علم تجربی شامل مشاهدۀ داده‌ها و گردآوری شواهد مناسب، ارائۀ تعمیم دربارۀ الگوهای حاکم بر داده‌ها، تدوین فرضیه، و سرانجام محک زدن فرضیه با داده‌های بیشتر است. در این میان، کتاب سترگ شیوۀ استدلال نحوی، به قلم استاد دانشمند دانشگاه تهران، دکتر علی درزی که ویراست سوم آن نیز به همت انتشارات سمت منتشر شده است (۱۴۰۲)، می‌کوشد تا با چنین رویکردی به پدیدۀ زبان، دانش‌پژوهان و زبان‌شناسان را با مبانی نظری و شیوۀ عملی تدوین استدلال‌های نحوی آشنا کند.

▫️مؤلف گران‌مایۀ اثر در مقدمۀ کتاب یادآور می‌شود که بخشی از تحلیل‌ها و تبیین‌های زبانی لزوماً بر نظریۀ نحوی خاصی تکیه نمی‌کنند و بیشتر بر دانش کلی زبان‌شناختی و مفاهیم بنیادین دستوری استوارند؛ گو این‌که نگاه غالب در این تحلیل‌ها به سوی دستور گشتاری ــ زایشی است که در آثار چامسکی و دیگر نظریه‌پردازان این حوزه معرفی شده است. به‌همین دلیل، در پاره‌ای از بخش‌هایی که خواننده از نظر می‌گذراند، در کنار تحلیل‌های زبانی، دربارۀ بنیادهای دستور زایشی و به‌ویژه مفاهیم نظریۀ کارامد حاکمیت و مرجع‌گزینی هم بحث شده است. نکتۀ درخور یادآوری آن‌که دکتر درزی تصریح می‌کند فرضیه‌ها و تعمیم‌هایی که برپایۀ شواهد تجربی و از رهگذر استدلال منطقی به‌دست آمده‌اند، گزاره‌هایی ابطال‌پذیرند و تنها تا هنگامی می‌توان از آنها حمایت کرد که شواهد نقض در بطلان‌شان یافت نشود.

▫️شاید آنچه کمتر دربارۀ آن سخن گفته‌اند، این است که گرچه کتاب کم‌مانند شیوۀ استدلال نحوی، نمونه‌های نحوی را دست‌مایۀ آموزش چگونگی برخورد با داده‌های تجربی و توصیف و تحلیل آنها، استدلال و خردورزی، و نهایتاً فرضیه‌پردازی و محک زدن فرضیه‌ها قرار داده است، دامنۀ اثرگذاری آن از دامن نحو و حتی علم زبان‌شناسی فراتر می‌رود و بر روش اندیشیدن مخاطب اثری ماندگار می‌گذارد و رویکرد او را در فرایند ذهنی حل مسئله دیگرگونه می‌کند. ازاین‌رو، نگارندۀ این سطور به جد معتقد است دانشجویان زبان‌شناسی و علاقه‌مندان به زبان فارسی که به پژوهش در مسائل زبانی می‌پردازند، به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ و گروه دوم زبان‌پژوهانی‌اند که هنوز مجال خواندن شیوۀ استدلال نحوی را نیافته‌اند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 برای تحلیل پاسخ آزمونک بالا، بنگرید به: شیوۀ استدلال نحوی (۱۴۰۲)، فصل اول، مبحث ویژگی مطالعات علمی، صفحات ۱۵ تا ۲۰.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
10🔥21👍1😁1🙏1


🧾 واژه‌گزینی | چه تایمی؟!


🔻احتمالاً هیچ نظریه‌ای نتواند توضیح دهد که چرا و برای برآوردن چه نیازی واژهٔ سفیهانهٔ «تایم» به گفتار و نوشتار برخی از فارسی‌زبان راه یافته است:

◄ یک تایمی/ وقتی رو تعیین کنید که برای همه مناسب باشه.
◄ توی اون تایم/ ساعت سر کلاسم و اصلاً نمی‌تونم باهاتون بیام.
◄ هر وقت تایمش/ موعدش برسه، خودم خبرت می‌کنم؛ حالا زوده.
◄ اگه الآن تایم/ زمان مناسبیه، چند دقیقه با هم صحبت کنیم.
◄ می‌گفت برای تکمیل کارش، تایم/ فرصت کافی بهش ندادی.

🔺با داشتن چندین واژهٔ فارسی یا فارسی‌شده در گنجینهٔ غنی واژگانی‌مان، واقعاً اگر کسی در فارسی کلمهٔ مهاجم «تایم» را بر زبان بیاورد، مهدور اللسان است.

@MorphoSyntax
👍22😁921👏1🤓1


🔍 مسئله (۲۹)

🗣 دو گویندهٔ «الف» و «ب» دربارهٔ مشکلات همسایهٔ جدیدشان گفتگو می‌کنند:

الف. همسرش می‌تونه با مشکلاتش بسازه؟
ب. آره، می‌تونه. همسرش خیلی بسازه.


🗣 ساختواژهٔ واژه‌های هم‌نام «بسازه» که در جمله‌های این دو نفر آمده‌اند، به ترتیب، چگونه است؟

(۱)ـ
الف. وند تصریفی + ساز + پی‌بست
ب. وند اشتقاقی + ساز + وند تصریفی

(۲)ـ
الف. وند اشتقاقی + ساز + وند تصریفی
ب. وند تصریفی + ساز + پی‌بست

(۳)ـ
الف. وند تصریفی + ساز + وند تصریفی
ب. وند اشتقاقی + ساز + پی‌بست

(۴)ـ
الف. وند اشتقاقی + ساز + پی‌بست
ب. وند تصریفی + ساز + وند تصریفی

@MorphoSyntax
👍9🤔21🤩1


📝 ویرایش | نه . . . نه . . .


🖊 جملهٔ خبری پیوست را ملاحظه بفرمایید که صورت کوتاه‌شدهٔ آن در زیر آمده است:

◄ (الف). قاضی نه در صحنهٔ ترور و نه در دیوان عالی کشور حضور نداشت.

🖊 جملهٔ منفی «الف»، برخلاف شم زبانی برخی از فارسی‌زبانان، کاملاً خوش‌ساخت است. بااین‌همه، فعل این جمله می‌تواند مثبت هم باشد؛ گو این‌که الگوی آهنگ و درنگ در دو جملهٔ «الف» و «ب» متفاوت است:

◄ (ب). قاضی نه در صحنهٔ ترور و نه در دیوان عالی کشور حضور داشت.

🖊 چگونه یک جمله، با دو فعل متضاد مثبت و منفی، خوش‌ساخت است و گزارهٔ یکسانی را بیان می‌کند؟ در منابع ویرایش و نگارش اشاره کرده‌اند که هر دو الگوی بالا در متون کهن یافت می‌شوند. این توصیف درست است، اما به مسئلهٔ ما پاسخ نمی‌دهد و دلیل این دوگانگی را تبیین نمی‌کند. دربارهٔ این ساختار بحث خواهیم کرد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ استفاده از همهٔ مطالب این کانالک بدون ذکر منبع آزاد است و اگر مطلبی را سودمند یافتید، نشر آن خدمت به زبان فارسی و هویت ایرانی‌مان است.

@MorphoSyntax
18👍5🤔2🙏2👏1


🌐 ریشه‌شناسی | ۵، ۱۵، ۵۰، ۵۰۰ (۱)


💠 عدد «five» در انگلیسی برآمده از صورت «fīf» در انگلیسی کهن است که در زبان ژرمنی غربی مادر «fimf» بود. واژۀ اخیر در صورت بازسازی‌شدهٔ «pénkʷe» در هندواروپایی مادر ریشه دارد. برپایۀ قوانین گریم (Grimm's law)، واج /p/ در هندواروپایی مادر غالباً به شکل همخوان سایشی بی‌واک /f/ به زبان‌های خانوادۀ ژرمنی رسیده است.

💠 عدد «fifteen» در انگلیسی متشکل از دو جزء «fif» و «teen» است. تکواژ دوم (= ten) دنبالۀ «tīen» در انگلیسی کهن است که در شاخۀ ژرمنی به شکل واژهٔ «tehun» بود و خود از صورت هندواروپایی «déḱm‌» ریشه گرفته است. برپایۀ قوانین گریم، همخوان انسدادی /k/ در هندواروپایی مادر، در برخی از جایگاه‌ها به شکل همخوان سایشی /h/ به خانوادۀ ژرمنی رسیده است.

@MorphoSyntax
👍92👏1


🌐 ریشه‌شناسی | ۵، ۱۵، ۵۰، ۵۰۰ (۲)


💠 عدد «پنج» در فارسی نو دارای دو واژگونۀ /pɑnz/ و /pɑn/ است که به ترتیب در «پانزده» و «پانصد» آشکار می‌شوند. خود «پنج» در ایرانی باستان به صورت «panča» بود که مانند «five»، برآمده از واژۀ هندواروپایی «pénkʷe» است. واکهٔ /ɑ/ در برخی از واژه‌ها، پیش از همخوان خیشومی، به واکهٔ افراشتهٔ /u/ دگرگون می‌شود و بدین ترتیب، گونه‌های آزاد /punz/ و /pun/ تولید می‌شوند.

💠 «پانزده» و «پانصد» دنبالۀ «panča-daθa» و «panǰ-sad» هستند؛ در هر دو واژه، واکۀ /a/ پیش از خیشومی /n/ به /ɑ/ تبدیل شده است. تحول /č/ به سایشی /z/ یا ان‌سایشی /ǰ/ نیز از تغییرات آوایی پربسامد از فارسی باستان به فارسی میانه و نو بوده است. حسن‌دوست (۱۳۹۳) در اثر بی‌مانند خود واژهٔ «پنجاه» را دنبالهٔ ایرانی باستان «pančɑsat» می‌داند که مشتق از «panč» (= پنج) و «sat» (= ده‌تایی) است.

@MorphoSyntax
👍92


🌐 ریشه‌شناسی | ۵، ۱۵، ۵۰، ۵۰۰ (۳)


💠 عدد «ده» در «پانزده»، در فارسی باستان /daθa/ بود که همچون «ten» در انگلیسی، برآمده از واژۀ هندواروپایی «déḱm‌» است. «صد» در «پانصد»، و «hundred» در «five hundred» نیز نیای مشترکی دارند. این دو واژه در هندواروپایی مادر به صورت «ḱm‌tóm» (= صد) بودند. «hundred» مشتق از دو جزء «hunda» (= صد) و «rada» (= شمار) است.

💠 زبان‌های هندواروپایی از منظر تحول برخی از همخوان‌ها به دو دستۀ «سَتِم» (Satem) و «کنتوم» (Centum) تقسیم می‌شوند؛ اولی عدد «صد» در اوستایی، و دومی همین عدد در لاتین است. فارسی به دستۀ «سَتِم» تعلق دارد و انگلیسی به دستۀ «کنتوم». آوای لبی‌کامی«kʷ» وقتی به انگلیسی رسید، به سایشی /h/ تبدیل شد. البته، احتمال دیگر آن است که «ḱm‌tóm» در هندواروپایی مادر با همخوان /h/ آغاز می‌شد: «hḱm‌tóm».

@MorphoSyntax
👍821
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


📽 مجموعهٔ طنز «دوستان»، فصل ۱۰، قسمت ۵

@MorphoSyntax
😁12


📝 ویرایش | ویراستار: هوموساپینسی با ماهیچۀ تلمبه‌ای فراخ


✏️ واژه‌ها گذشته از آن‌که دارای مفاهیم واژگانی‌اند که در واژه‌نامه‌ها فهرست می‌شوند، حامل معنای کاربردشناختی نیز هستند که آن نیز بخشی از دانش ذهنی اهل زبان را تشکیل می‌دهد. وانگهی، هر واژه‌ای با توجه به سیاق کلام و سبک صاحب قلم، برای یک بافت زبانی خاص مناسب است و ازاین‌رو، نمی‌توانیم کلمات زبان را تنها براساس هم‌معنایی واژگانی به‌جای یکدیگر بنشانیم، بیاوریم، یا قالب کنیم (هیچ‌یک از سه فعل اخیر مترادف نیستند، اما در این بافت به‌جای هم و در یک معنا آمده‌اند).

✏️ چه‌بسا شما هم در کتابچه‌های راهنمای ویرایش و نگارش با فهرست‌های مطولی از ترادف‌ها مواجه شده‌اید که در آنها حکم می‌کنند با آوردن این واژه یا عبارت به‌جای آن یکی، در نوشتهٔ‌تان تجدید نظر کنید؛ به‌جای «مطول» بگویید «دراز و بلند»، «تجدید نظر» را با «بازنگری» عوض کنید، و «مواجه شدن» را به سود «روبه‌رو شدن» کنار بگذارید. هرچند این فهرست‌ها به ذهن‌انگیزی کمک می‌کنند، اما ویراستاری که بخواهد با چنین احکامی دست به ویرایش متن بزند، نه‌تنها به‌تدریج خلاقیت خود را از دست می‌دهد، بلکه سبک و سیاق نویسندگان مختلف را با رخت همسان خود می‌پوشاند.

✏️ ویراستار، انسانی است با قلبی بزرگ که تلاش عالمانه‌اش ــ که کمتر دیده می‌شود ــ خطاهای زبانی و محتوایی نویسنده را می‌پوشاند و هنرش به پای قلم دیگری نوشته می‌شود؛ کار ویراستار فراتر از ماشینی است که این لغت را بردارد و آن دیگری را بنشاند و در این کوره‌راه، آفرینش زبانی را به پای الگوهای خشک تجویزی ذبح کند؛ چنین بده‌بستانی با متن، نیازمند دانش و مهارت ویژه‌ای نیست و حتی از دست و قلم «جویی» خوش‌قلب هم برمی‌آید.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 وقتی جویی تریبیانی با گنج‌واژهٔ مترادف ــ متضاد ویرایش می‌کند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍122👏21


🧊 ساختواژه | تصریف بی‌قاعده


● جملهٔ زیر را ملاحظه بفرمایید که به فعل آن پسوند تصریفی «ــ‌ان» پیوسته است:

◄ (۱). آشپز آب را جوشاند.

● با حذف وند سببی، ظرفیت فعل جملۀ «۱» را از دو به یک کاهش دهید:

◄ (۲). آب جوشید.

● اکنون فعل سببی جملۀ زیر را ملاحظه کنید که مانند «جوشاندن» دوظرفیتی است:

◄ (۳). شکارچی ماشه را چکاند.

● این بار نیز با حذف وند سببی، ظرفیت فعل جملۀ «۳» را از دو به یک کاهش دهید:

◄ (۴). *ماشه چکید.

● تقابل دو جملۀ «۳» و «۴» از مواردی است که یک عنصر تصریفی، برخلاف انتظار، بی‌قاعده رفتار می‌کند و معنای پایه را تغییر می‌دهد. «چکاندن» یک معنای پیش‌بینی‌پذیر دارد که بر مفهوم «چکیدن» مبتنی است: «ریختن قطره‌ای در جایی». اما از «چکاندن» نمی‌توان معنای «کشیدن ماشه» را حدس زد، زیرا «چکیدن» حامل معنای «کشیده شدن ماشه» نیست.

● البته «چکیدن» گذشته از مفهوم متداول خود، در متون کهن به معنای «ترکیدن» هم به‌کار رفته که به‌هرروی، این معنای مهجور را نمی‌توان براساس صورت سببی فعل یادشده و آن هم با نهادی مانند «ماشه» استنباط کرد (نک: فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱، ذیل دو مدخل «چکیدن» و «چکاندن»).

@MorphoSyntax
👍821


🌐 ریشه‌شناسی | سپاس‌گذاری یا سپاس‌گزاری؟

💠 واژهٔ «سپاس‌گذاری» که جزء نخست آن از زبان انگلیسی به فارسی راه یافته، باید به همین صورت نوشته شود و املای «*سپاس‌گزاری» نادرست است. اما شاید کمتر کسی بداند که «سِی‌پَس» در عصر فتحعلی‌شاه قاجار، از طریق بازرگانان بندر جیرفت وارد فارسی شده و متشکل از دو جزء «say» و «pass» است (تحت‌اللفظی: بگو تقدیم). این واژه پس از تحول آوایی در گذر زمان، به‌صورت /se-pɑs/ درآمده و به‌تدریج جای واژهٔ فارسی «تشکر» را گرفته است.

@MorphaSyntax
👎32😁17🤔9👍3🙏1😍1
MorphoSyntax
🌐 ریشه‌شناسی | سپاس‌گذاری یا سپاس‌گزاری؟ 💠 واژهٔ «سپاس‌گذاری» که جزء نخست آن از زبان انگلیسی به فارسی راه یافته، باید به همین صورت نوشته شود و املای «*سپاس‌گزاری» نادرست است. اما شاید کمتر کسی بداند که «سِی‌پَس» در عصر فتحعلی‌شاه قاجار، از طریق بازرگانان…


🔝دوستان از اتاق فرمان اشاره می‌کنند که خطای جزئی در ریشه‌شناسی «سپاس» اتفاق افتاده:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ واژهٔ «سپاس/ ناسپاس» در شاهنامه هم آمده و ربطی به فتحعلی شاه ندارد.
☆ طبیعتاً ریشهٔ این واژه انگلیسی نیست و از دو جزء یادشده تشکیل نشده است.
★ «سپاس‌گزار» را باید این‌گونه نوشت و صورت «*سپاس‌گذار» نادرست است.
☆ واژهٔ «تشکر» فارسی نیست و از ریشهٔ «شکر» زبان عربی آمده است.
★ شهر جیرفت، در استان کرمان، بندر نیست و به آب‌های آزاد راه ندارد.
☆ شناسهٔ کانال در انتهای مطلب خطای املایی دارد (MorphaSyntax@).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

▪️هفتهٔ گذشته یکی از یاران قدیم که سال‌هاست به دوستی با او مفتخرم، اندوهگین به نزدم آمد؛ گویا پس از سال‌ها تلاش در یک شرکت خصوصی، به خطایی ناخواسته، اعتبارش به مخاطره افتاده بود. اندوهش بیشتر، از به‌ظاهر یاران و همراهانی بود که به سهوی که از او سر زده بود، ضریب داده بودند و با نقل مکرر، آن را برجسته کرده بودند تا بر زمین گرمش بکوبند.

▪️گفتم تا بوده، همین بوده و طبع برخی از آدمی‌زادگان چنین است و لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ. حتی بوسهل‌ زوزنی هم که مردی امام‌زاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، به قول بیهقی از سر شرارت و زعارتی‌ که در طبع وی مؤکّد شده بود، همیشه چشم نهاده بودی تا در زمان مقتضی، از کرانه بجستی‌ و فرصتی جستی و تضریب‌ کردی . . . دیگر از اینان چه توقع می‌رود؟!

▪️باری، این دعوی، به ریشه‌شناسی مضحک «سپاس‌گزاری» محک زدیم و نتیجه آن شد که می‌بینید (مقایسه بفرمایید با اندک واکنش‌های مثبت به «ریشه‌شناسی ۵» در کمی بالاتر)؛ اما نکتهٔ اصلی و حیرت‌انگیز آن‌که تاکنون «هیچ» مطلبی از این صفحه، تا این اندازه بازفرست نشده و آگاهانه به خطای آن ضریب نداده‌اند (بیش از ۲۰ بار تا این لحظه، در مقابل فقط ۲ بار بازفرست مطلب پیش از آن)! واقعاً چرا برخی باید علاقه‌مند باشند بوسهل‌وار این لاطائلات را با دیگران شریک شوند و ــ گیریم ــ خطایی را پیش چشم خلق آورند؟!

شیــــخ را گفتا بگــــو ای پاک‌جان
تا جوان‌مردی چه باشد در جهان؟

شیخ گفتا شوخ پنهان کردن است
پیش چــشم خـــلق، ناآوردن است

✍🏿 شیخ عطار

@MorphoSyntax
👌26👏10👍5😁52🎄21


📢 نشست | روز ویراستار

با سخنرانی
○ دکتر ژاله آموزگار
○ دکتر حسن انوری

در نکوداشت
○ زنده‌نام کریم امامی
○ و پیشکسوتان ویرایش

@MorphoSyntax
7🙏3👍1


🔍 مسئله (۳۰)

پدر آقاسعید در جلسهٔ خواستگاری توضیح داد که پسرش پس از آن‌که از پایان‌نامه‌اش با عنوان «انواع ترکیب در فارسی» دفاع کرد، یک کارگاه تولیدی راه انداخته و خدا را شکر، الآن کسب‌وکارش رونق گرفته است.

او گفت که در خط تولید این کارگاه، ابتدا یک مرکب فعلی می‌سازند و سپس آن را دستخوش ترکیب ریشه‌ای می‌کنند. براساس این توضیحات، آقاسعید در کارگاهش چه چیزی تولید می‌کند؟

۱. چوب‌پنبه‌بازکن
۲. دستمال‌کاغذی
۳. آبگوشت‌خوری
۴. تخته‌پاک‌کن

@MorphoSyntax
😁21👍5🤔3😢2🤓2🎄1


👁‍🗨 دیدگاه | مطابقه

✿ در کتاب‌های دستور با هر چهار عبارت زیر روبه‌رو می‌شویم:

ـ🅐ـ مطابقهٔ فاعل با فعل
ـ🅑ـ مطابقهٔ فعل و فاعل
ـ🅒ـ مطابقهٔ فاعل و فعل
ـ🅓ـ مطابقهٔ فعل با فاعل

✿ از این چهار وضعیت، فقط چهارمی عبارت درستی است؛ فعل است که با پذیرش شناسهٔ مناسب، با فاعل هم‌داستان می‌شود.

✿ این شناسه که اصطلاحاً به آن مشخصهٔ فای می‌گویند، می‌تواند بر شخص، شمار، و در برخی از زبان‌ها، جنس دستوری، دلالت کند.

✔️Phi (ϕ) feature = مشخصهٔ فای

@MorphoSyntax
👍11👏31🙏1


📝 ویرایش | مطابقۀ فعل با فاعل


◄ *به‌گفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهش‌هایی که در سال گذشته به کوشش گویش‌پژوهان آن پژوهشکده انجام شده‌اند، نشان می‌دهند که تعداد گویش‌های درخطر کشور افزایش یافته‌اند.

🖊 می‌دانیم در فارسی گاهی فعل با فاعل مطابقت نمی‌کند که موضوع این یادداشت نیست. اما آنجا که قرار بر مطابقه است، شناسۀ فعل باید با هستۀ گروه اسمی سازگار باشد، نه با وابسته‌های آن. در جملۀ بالا:

★ اسم مفرد «نتیجه» هستۀ گروه اسمی است. فعل «نشان دادن» باید با این عنصر مطابقه کند.

★ اسم مفرد «تعداد» هستۀ گروه اسمی است. فعل «افزایش یافتن» باید با این عنصر مطابقه کند.

◄ به‌گفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهش‌هایی که در سال گذشته به کوشش گویش‌پژوهان آن پژوهشکده انجام شده‌اند، نشان می‌دهد که تعداد گویش‌های درخطر کشور افزایش یافته است.


🖊 می‌توانیم با حذف «نتیجه» و «تعداد»، اسم‌های جمع «پژوهش‌ها» و «گویش‌ها» را در هستۀ گروه اسمی قرار دهیم. در این صورت فعل‌های «نشان دادن» و «افزایش یافتن» با این هسته‌های اسمی مطابقه می‌کنند.

@MorphoSyntax
👍102🥰1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🔝 نام اعضای یک قبیله در تانزانیا؛ نچ‌آواها (clicks) و آواهایی که با هوای دَمی تولید می‌شوند، در تلفظ نام‌ها قابل توجه‌اند (به‌جز یکی دو نام غیربومی که پیامد خودباختگی فرهنگی‌اند).

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال دقایق زبانی در:
https://news.1rj.ru/str/language_niceties
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍6😁631