☰
🌐 ریشهشناسی | ۵، ۱۵، ۵۰، ۵۰۰ (۲)
💠 عدد «پنج» در فارسی نو دارای دو واژگونۀ /pɑnz/ و /pɑn/ است که به ترتیب در «پانزده» و «پانصد» آشکار میشوند. خود «پنج» در ایرانی باستان به صورت «panča» بود که مانند «five»، برآمده از واژۀ هندواروپایی «pénkʷe» است. واکهٔ /ɑ/ در برخی از واژهها، پیش از همخوان خیشومی، به واکهٔ افراشتهٔ /u/ دگرگون میشود و بدین ترتیب، گونههای آزاد /punz/ و /pun/ تولید میشوند.
💠 «پانزده» و «پانصد» دنبالۀ «panča-daθa» و «panǰ-sad» هستند؛ در هر دو واژه، واکۀ /a/ پیش از خیشومی /n/ به /ɑ/ تبدیل شده است. تحول /č/ به سایشی /z/ یا انسایشی /ǰ/ نیز از تغییرات آوایی پربسامد از فارسی باستان به فارسی میانه و نو بوده است. حسندوست (۱۳۹۳) در اثر بیمانند خود واژهٔ «پنجاه» را دنبالهٔ ایرانی باستان «pančɑsat» میداند که مشتق از «panč» (= پنج) و «sat» (= دهتایی) است.
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | ۵، ۱۵، ۵۰، ۵۰۰ (۲)
💠 عدد «پنج» در فارسی نو دارای دو واژگونۀ /pɑnz/ و /pɑn/ است که به ترتیب در «پانزده» و «پانصد» آشکار میشوند. خود «پنج» در ایرانی باستان به صورت «panča» بود که مانند «five»، برآمده از واژۀ هندواروپایی «pénkʷe» است. واکهٔ /ɑ/ در برخی از واژهها، پیش از همخوان خیشومی، به واکهٔ افراشتهٔ /u/ دگرگون میشود و بدین ترتیب، گونههای آزاد /punz/ و /pun/ تولید میشوند.
💠 «پانزده» و «پانصد» دنبالۀ «panča-daθa» و «panǰ-sad» هستند؛ در هر دو واژه، واکۀ /a/ پیش از خیشومی /n/ به /ɑ/ تبدیل شده است. تحول /č/ به سایشی /z/ یا انسایشی /ǰ/ نیز از تغییرات آوایی پربسامد از فارسی باستان به فارسی میانه و نو بوده است. حسندوست (۱۳۹۳) در اثر بیمانند خود واژهٔ «پنجاه» را دنبالهٔ ایرانی باستان «pančɑsat» میداند که مشتق از «panč» (= پنج) و «sat» (= دهتایی) است.
@MorphoSyntax
👍9❤2
☰
🌐 ریشهشناسی | ۵، ۱۵، ۵۰، ۵۰۰ (۳)
💠 عدد «ده» در «پانزده»، در فارسی باستان /daθa/ بود که همچون «ten» در انگلیسی، برآمده از واژۀ هندواروپایی «déḱm» است. «صد» در «پانصد»، و «hundred» در «five hundred» نیز نیای مشترکی دارند. این دو واژه در هندواروپایی مادر به صورت «ḱmtóm» (= صد) بودند. «hundred» مشتق از دو جزء «hunda» (= صد) و «rada» (= شمار) است.
💠 زبانهای هندواروپایی از منظر تحول برخی از همخوانها به دو دستۀ «سَتِم» (Satem) و «کنتوم» (Centum) تقسیم میشوند؛ اولی عدد «صد» در اوستایی، و دومی همین عدد در لاتین است. فارسی به دستۀ «سَتِم» تعلق دارد و انگلیسی به دستۀ «کنتوم». آوای لبیکامی«kʷ» وقتی به انگلیسی رسید، به سایشی /h/ تبدیل شد. البته، احتمال دیگر آن است که «ḱmtóm» در هندواروپایی مادر با همخوان /h/ آغاز میشد: «hḱmtóm».
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | ۵، ۱۵، ۵۰، ۵۰۰ (۳)
💠 عدد «ده» در «پانزده»، در فارسی باستان /daθa/ بود که همچون «ten» در انگلیسی، برآمده از واژۀ هندواروپایی «déḱm» است. «صد» در «پانصد»، و «hundred» در «five hundred» نیز نیای مشترکی دارند. این دو واژه در هندواروپایی مادر به صورت «ḱmtóm» (= صد) بودند. «hundred» مشتق از دو جزء «hunda» (= صد) و «rada» (= شمار) است.
💠 زبانهای هندواروپایی از منظر تحول برخی از همخوانها به دو دستۀ «سَتِم» (Satem) و «کنتوم» (Centum) تقسیم میشوند؛ اولی عدد «صد» در اوستایی، و دومی همین عدد در لاتین است. فارسی به دستۀ «سَتِم» تعلق دارد و انگلیسی به دستۀ «کنتوم». آوای لبیکامی«kʷ» وقتی به انگلیسی رسید، به سایشی /h/ تبدیل شد. البته، احتمال دیگر آن است که «ḱmtóm» در هندواروپایی مادر با همخوان /h/ آغاز میشد: «hḱmtóm».
@MorphoSyntax
👍8✍2❤1
☰
📝 ویرایش | ویراستار: هوموساپینسی با ماهیچۀ تلمبهای فراخ
✏️ واژهها گذشته از آنکه دارای مفاهیم واژگانیاند که در واژهنامهها فهرست میشوند، حامل معنای کاربردشناختی نیز هستند که آن نیز بخشی از دانش ذهنی اهل زبان را تشکیل میدهد. وانگهی، هر واژهای با توجه به سیاق کلام و سبک صاحب قلم، برای یک بافت زبانی خاص مناسب است و ازاینرو، نمیتوانیم کلمات زبان را تنها براساس هممعنایی واژگانی بهجای یکدیگر بنشانیم، بیاوریم، یا قالب کنیم (هیچیک از سه فعل اخیر مترادف نیستند، اما در این بافت بهجای هم و در یک معنا آمدهاند).
✏️ چهبسا شما هم در کتابچههای راهنمای ویرایش و نگارش با فهرستهای مطولی از ترادفها مواجه شدهاید که در آنها حکم میکنند با آوردن این واژه یا عبارت بهجای آن یکی، در نوشتهٔتان تجدید نظر کنید؛ بهجای «مطول» بگویید «دراز و بلند»، «تجدید نظر» را با «بازنگری» عوض کنید، و «مواجه شدن» را به سود «روبهرو شدن» کنار بگذارید. هرچند این فهرستها به ذهنانگیزی کمک میکنند، اما ویراستاری که بخواهد با چنین احکامی دست به ویرایش متن بزند، نهتنها بهتدریج خلاقیت خود را از دست میدهد، بلکه سبک و سیاق نویسندگان مختلف را با رخت همسان خود میپوشاند.
✏️ ویراستار، انسانی است با قلبی بزرگ که تلاش عالمانهاش ــ که کمتر دیده میشود ــ خطاهای زبانی و محتوایی نویسنده را میپوشاند و هنرش به پای قلم دیگری نوشته میشود؛ کار ویراستار فراتر از ماشینی است که این لغت را بردارد و آن دیگری را بنشاند و در این کورهراه، آفرینش زبانی را به پای الگوهای خشک تجویزی ذبح کند؛ چنین بدهبستانی با متن، نیازمند دانش و مهارت ویژهای نیست و حتی از دست و قلم «جویی» خوشقلب هم برمیآید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 وقتی جویی تریبیانی با گنجواژهٔ مترادف ــ متضاد ویرایش میکند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | ویراستار: هوموساپینسی با ماهیچۀ تلمبهای فراخ
✏️ واژهها گذشته از آنکه دارای مفاهیم واژگانیاند که در واژهنامهها فهرست میشوند، حامل معنای کاربردشناختی نیز هستند که آن نیز بخشی از دانش ذهنی اهل زبان را تشکیل میدهد. وانگهی، هر واژهای با توجه به سیاق کلام و سبک صاحب قلم، برای یک بافت زبانی خاص مناسب است و ازاینرو، نمیتوانیم کلمات زبان را تنها براساس هممعنایی واژگانی بهجای یکدیگر بنشانیم، بیاوریم، یا قالب کنیم (هیچیک از سه فعل اخیر مترادف نیستند، اما در این بافت بهجای هم و در یک معنا آمدهاند).
✏️ چهبسا شما هم در کتابچههای راهنمای ویرایش و نگارش با فهرستهای مطولی از ترادفها مواجه شدهاید که در آنها حکم میکنند با آوردن این واژه یا عبارت بهجای آن یکی، در نوشتهٔتان تجدید نظر کنید؛ بهجای «مطول» بگویید «دراز و بلند»، «تجدید نظر» را با «بازنگری» عوض کنید، و «مواجه شدن» را به سود «روبهرو شدن» کنار بگذارید. هرچند این فهرستها به ذهنانگیزی کمک میکنند، اما ویراستاری که بخواهد با چنین احکامی دست به ویرایش متن بزند، نهتنها بهتدریج خلاقیت خود را از دست میدهد، بلکه سبک و سیاق نویسندگان مختلف را با رخت همسان خود میپوشاند.
✏️ ویراستار، انسانی است با قلبی بزرگ که تلاش عالمانهاش ــ که کمتر دیده میشود ــ خطاهای زبانی و محتوایی نویسنده را میپوشاند و هنرش به پای قلم دیگری نوشته میشود؛ کار ویراستار فراتر از ماشینی است که این لغت را بردارد و آن دیگری را بنشاند و در این کورهراه، آفرینش زبانی را به پای الگوهای خشک تجویزی ذبح کند؛ چنین بدهبستانی با متن، نیازمند دانش و مهارت ویژهای نیست و حتی از دست و قلم «جویی» خوشقلب هم برمیآید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 وقتی جویی تریبیانی با گنجواژهٔ مترادف ــ متضاد ویرایش میکند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍12✍2👏2❤1
☰
🧊 ساختواژه | تصریف بیقاعده
● جملهٔ زیر را ملاحظه بفرمایید که به فعل آن پسوند تصریفی «ــان» پیوسته است:
◄ (۱). آشپز آب را جوشاند.
● با حذف وند سببی، ظرفیت فعل جملۀ «۱» را از دو به یک کاهش دهید:
◄ (۲). آب جوشید.
● اکنون فعل سببی جملۀ زیر را ملاحظه کنید که مانند «جوشاندن» دوظرفیتی است:
◄ (۳). شکارچی ماشه را چکاند.
● این بار نیز با حذف وند سببی، ظرفیت فعل جملۀ «۳» را از دو به یک کاهش دهید:
◄ (۴). *ماشه چکید.
● تقابل دو جملۀ «۳» و «۴» از مواردی است که یک عنصر تصریفی، برخلاف انتظار، بیقاعده رفتار میکند و معنای پایه را تغییر میدهد. «چکاندن» یک معنای پیشبینیپذیر دارد که بر مفهوم «چکیدن» مبتنی است: «ریختن قطرهای در جایی». اما از «چکاندن» نمیتوان معنای «کشیدن ماشه» را حدس زد، زیرا «چکیدن» حامل معنای «کشیده شدن ماشه» نیست.
● البته «چکیدن» گذشته از مفهوم متداول خود، در متون کهن به معنای «ترکیدن» هم بهکار رفته که بههرروی، این معنای مهجور را نمیتوان براساس صورت سببی فعل یادشده و آن هم با نهادی مانند «ماشه» استنباط کرد (نک: فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱، ذیل دو مدخل «چکیدن» و «چکاندن»).
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | تصریف بیقاعده
● جملهٔ زیر را ملاحظه بفرمایید که به فعل آن پسوند تصریفی «ــان» پیوسته است:
◄ (۱). آشپز آب را جوشاند.
● با حذف وند سببی، ظرفیت فعل جملۀ «۱» را از دو به یک کاهش دهید:
◄ (۲). آب جوشید.
● اکنون فعل سببی جملۀ زیر را ملاحظه کنید که مانند «جوشاندن» دوظرفیتی است:
◄ (۳). شکارچی ماشه را چکاند.
● این بار نیز با حذف وند سببی، ظرفیت فعل جملۀ «۳» را از دو به یک کاهش دهید:
◄ (۴). *ماشه چکید.
● تقابل دو جملۀ «۳» و «۴» از مواردی است که یک عنصر تصریفی، برخلاف انتظار، بیقاعده رفتار میکند و معنای پایه را تغییر میدهد. «چکاندن» یک معنای پیشبینیپذیر دارد که بر مفهوم «چکیدن» مبتنی است: «ریختن قطرهای در جایی». اما از «چکاندن» نمیتوان معنای «کشیدن ماشه» را حدس زد، زیرا «چکیدن» حامل معنای «کشیده شدن ماشه» نیست.
● البته «چکیدن» گذشته از مفهوم متداول خود، در متون کهن به معنای «ترکیدن» هم بهکار رفته که بههرروی، این معنای مهجور را نمیتوان براساس صورت سببی فعل یادشده و آن هم با نهادی مانند «ماشه» استنباط کرد (نک: فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱، ذیل دو مدخل «چکیدن» و «چکاندن»).
@MorphoSyntax
👍8❤2✍1
☰
🌐 ریشهشناسی | سپاسگذاری یا سپاسگزاری؟
💠 واژهٔ «سپاسگذاری» که جزء نخست آن از زبان انگلیسی به فارسی راه یافته، باید به همین صورت نوشته شود و املای «*سپاسگزاری» نادرست است. اما شاید کمتر کسی بداند که «سِیپَس» در عصر فتحعلیشاه قاجار، از طریق بازرگانان بندر جیرفت وارد فارسی شده و متشکل از دو جزء «say» و «pass» است (تحتاللفظی: بگو تقدیم). این واژه پس از تحول آوایی در گذر زمان، بهصورت /se-pɑs/ درآمده و بهتدریج جای واژهٔ فارسی «تشکر» را گرفته است.
@MorphaSyntax
🌐 ریشهشناسی | سپاسگذاری یا سپاسگزاری؟
💠 واژهٔ «سپاسگذاری» که جزء نخست آن از زبان انگلیسی به فارسی راه یافته، باید به همین صورت نوشته شود و املای «*سپاسگزاری» نادرست است. اما شاید کمتر کسی بداند که «سِیپَس» در عصر فتحعلیشاه قاجار، از طریق بازرگانان بندر جیرفت وارد فارسی شده و متشکل از دو جزء «say» و «pass» است (تحتاللفظی: بگو تقدیم). این واژه پس از تحول آوایی در گذر زمان، بهصورت /se-pɑs/ درآمده و بهتدریج جای واژهٔ فارسی «تشکر» را گرفته است.
@MorphaSyntax
👎32😁17🤔9👍3🙏1😍1
MorphoSyntax
☰ 🌐 ریشهشناسی | سپاسگذاری یا سپاسگزاری؟ 💠 واژهٔ «سپاسگذاری» که جزء نخست آن از زبان انگلیسی به فارسی راه یافته، باید به همین صورت نوشته شود و املای «*سپاسگزاری» نادرست است. اما شاید کمتر کسی بداند که «سِیپَس» در عصر فتحعلیشاه قاجار، از طریق بازرگانان…
☰
🔝دوستان از اتاق فرمان اشاره میکنند که خطای جزئی در ریشهشناسی «سپاس» اتفاق افتاده:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ واژهٔ «سپاس/ ناسپاس» در شاهنامه هم آمده و ربطی به فتحعلی شاه ندارد.
☆ طبیعتاً ریشهٔ این واژه انگلیسی نیست و از دو جزء یادشده تشکیل نشده است.
★ «سپاسگزار» را باید اینگونه نوشت و صورت «*سپاسگذار» نادرست است.
☆ واژهٔ «تشکر» فارسی نیست و از ریشهٔ «شکر» زبان عربی آمده است.
★ شهر جیرفت، در استان کرمان، بندر نیست و به آبهای آزاد راه ندارد.
☆ شناسهٔ کانال در انتهای مطلب خطای املایی دارد (MorphaSyntax@).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️هفتهٔ گذشته یکی از یاران قدیم که سالهاست به دوستی با او مفتخرم، اندوهگین به نزدم آمد؛ گویا پس از سالها تلاش در یک شرکت خصوصی، به خطایی ناخواسته، اعتبارش به مخاطره افتاده بود. اندوهش بیشتر، از بهظاهر یاران و همراهانی بود که به سهوی که از او سر زده بود، ضریب داده بودند و با نقل مکرر، آن را برجسته کرده بودند تا بر زمین گرمش بکوبند.
▪️گفتم تا بوده، همین بوده و طبع برخی از آدمیزادگان چنین است و لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ. حتی بوسهل زوزنی هم که مردی امامزاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، به قول بیهقی از سر شرارت و زعارتی که در طبع وی مؤکّد شده بود، همیشه چشم نهاده بودی تا در زمان مقتضی، از کرانه بجستی و فرصتی جستی و تضریب کردی . . . دیگر از اینان چه توقع میرود؟!
▪️باری، این دعوی، به ریشهشناسی مضحک «سپاسگزاری» محک زدیم و نتیجه آن شد که میبینید (مقایسه بفرمایید با اندک واکنشهای مثبت به «ریشهشناسی ۵» در کمی بالاتر)؛ اما نکتهٔ اصلی و حیرتانگیز آنکه تاکنون «هیچ» مطلبی از این صفحه، تا این اندازه بازفرست نشده و آگاهانه به خطای آن ضریب ندادهاند (بیش از ۲۰ بار تا این لحظه، در مقابل فقط ۲ بار بازفرست مطلب پیش از آن)! واقعاً چرا برخی باید علاقهمند باشند بوسهلوار این لاطائلات را با دیگران شریک شوند و ــ گیریم ــ خطایی را پیش چشم خلق آورند؟!
شیــــخ را گفتا بگــــو ای پاکجان
تا جوانمردی چه باشد در جهان؟
شیخ گفتا شوخ پنهان کردن است
پیش چــشم خـــلق، ناآوردن است
✍🏿 شیخ عطار
@MorphoSyntax
🔝دوستان از اتاق فرمان اشاره میکنند که خطای جزئی در ریشهشناسی «سپاس» اتفاق افتاده:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ واژهٔ «سپاس/ ناسپاس» در شاهنامه هم آمده و ربطی به فتحعلی شاه ندارد.
☆ طبیعتاً ریشهٔ این واژه انگلیسی نیست و از دو جزء یادشده تشکیل نشده است.
★ «سپاسگزار» را باید اینگونه نوشت و صورت «*سپاسگذار» نادرست است.
☆ واژهٔ «تشکر» فارسی نیست و از ریشهٔ «شکر» زبان عربی آمده است.
★ شهر جیرفت، در استان کرمان، بندر نیست و به آبهای آزاد راه ندارد.
☆ شناسهٔ کانال در انتهای مطلب خطای املایی دارد (MorphaSyntax@).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️هفتهٔ گذشته یکی از یاران قدیم که سالهاست به دوستی با او مفتخرم، اندوهگین به نزدم آمد؛ گویا پس از سالها تلاش در یک شرکت خصوصی، به خطایی ناخواسته، اعتبارش به مخاطره افتاده بود. اندوهش بیشتر، از بهظاهر یاران و همراهانی بود که به سهوی که از او سر زده بود، ضریب داده بودند و با نقل مکرر، آن را برجسته کرده بودند تا بر زمین گرمش بکوبند.
▪️گفتم تا بوده، همین بوده و طبع برخی از آدمیزادگان چنین است و لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ. حتی بوسهل زوزنی هم که مردی امامزاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، به قول بیهقی از سر شرارت و زعارتی که در طبع وی مؤکّد شده بود، همیشه چشم نهاده بودی تا در زمان مقتضی، از کرانه بجستی و فرصتی جستی و تضریب کردی . . . دیگر از اینان چه توقع میرود؟!
▪️باری، این دعوی، به ریشهشناسی مضحک «سپاسگزاری» محک زدیم و نتیجه آن شد که میبینید (مقایسه بفرمایید با اندک واکنشهای مثبت به «ریشهشناسی ۵» در کمی بالاتر)؛ اما نکتهٔ اصلی و حیرتانگیز آنکه تاکنون «هیچ» مطلبی از این صفحه، تا این اندازه بازفرست نشده و آگاهانه به خطای آن ضریب ندادهاند (بیش از ۲۰ بار تا این لحظه، در مقابل فقط ۲ بار بازفرست مطلب پیش از آن)! واقعاً چرا برخی باید علاقهمند باشند بوسهلوار این لاطائلات را با دیگران شریک شوند و ــ گیریم ــ خطایی را پیش چشم خلق آورند؟!
شیــــخ را گفتا بگــــو ای پاکجان
تا جوانمردی چه باشد در جهان؟
شیخ گفتا شوخ پنهان کردن است
پیش چــشم خـــلق، ناآوردن است
✍🏿 شیخ عطار
@MorphoSyntax
👌26👏10👍5😁5✍2🎄2⚡1
☰
📢 نشست | روز ویراستار
✨ با سخنرانی
○ دکتر ژاله آموزگار
○ دکتر حسن انوری
✨ در نکوداشت
○ زندهنام کریم امامی
○ و پیشکسوتان ویرایش
@MorphoSyntax
📢 نشست | روز ویراستار
✨ با سخنرانی
○ دکتر ژاله آموزگار
○ دکتر حسن انوری
✨ در نکوداشت
○ زندهنام کریم امامی
○ و پیشکسوتان ویرایش
@MorphoSyntax
❤7🙏3👍1
☰
🔍 مسئله (۳۰)
⚙ پدر آقاسعید در جلسهٔ خواستگاری توضیح داد که پسرش پس از آنکه از پایاننامهاش با عنوان «انواع ترکیب در فارسی» دفاع کرد، یک کارگاه تولیدی راه انداخته و خدا را شکر، الآن کسبوکارش رونق گرفته است.
⚙ او گفت که در خط تولید این کارگاه، ابتدا یک مرکب فعلی میسازند و سپس آن را دستخوش ترکیب ریشهای میکنند. براساس این توضیحات، آقاسعید در کارگاهش چه چیزی تولید میکند؟
۱. چوبپنبهبازکن
۲. دستمالکاغذی
۳. آبگوشتخوری
۴. تختهپاککن
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۰)
⚙ پدر آقاسعید در جلسهٔ خواستگاری توضیح داد که پسرش پس از آنکه از پایاننامهاش با عنوان «انواع ترکیب در فارسی» دفاع کرد، یک کارگاه تولیدی راه انداخته و خدا را شکر، الآن کسبوکارش رونق گرفته است.
⚙ او گفت که در خط تولید این کارگاه، ابتدا یک مرکب فعلی میسازند و سپس آن را دستخوش ترکیب ریشهای میکنند. براساس این توضیحات، آقاسعید در کارگاهش چه چیزی تولید میکند؟
۱. چوبپنبهبازکن
۲. دستمالکاغذی
۳. آبگوشتخوری
۴. تختهپاککن
@MorphoSyntax
😁21👍5🤔3😢2🤓2🎄1
☰
👁🗨 دیدگاه | مطابقه
✿ در کتابهای دستور با هر چهار عبارت زیر روبهرو میشویم:
ـ🅐ـ مطابقهٔ فاعل با فعل
ـ🅑ـ مطابقهٔ فعل و فاعل
ـ🅒ـ مطابقهٔ فاعل و فعل
ـ🅓ـ مطابقهٔ فعل با فاعل
✿ از این چهار وضعیت، فقط چهارمی عبارت درستی است؛ فعل است که با پذیرش شناسهٔ مناسب، با فاعل همداستان میشود.
✿ این شناسه که اصطلاحاً به آن مشخصهٔ فای میگویند، میتواند بر شخص، شمار، و در برخی از زبانها، جنس دستوری، دلالت کند.
✔️Phi (ϕ) feature = مشخصهٔ فای
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | مطابقه
✿ در کتابهای دستور با هر چهار عبارت زیر روبهرو میشویم:
ـ🅐ـ مطابقهٔ فاعل با فعل
ـ🅑ـ مطابقهٔ فعل و فاعل
ـ🅒ـ مطابقهٔ فاعل و فعل
ـ🅓ـ مطابقهٔ فعل با فاعل
✿ از این چهار وضعیت، فقط چهارمی عبارت درستی است؛ فعل است که با پذیرش شناسهٔ مناسب، با فاعل همداستان میشود.
✿ این شناسه که اصطلاحاً به آن مشخصهٔ فای میگویند، میتواند بر شخص، شمار، و در برخی از زبانها، جنس دستوری، دلالت کند.
✔️Phi (ϕ) feature = مشخصهٔ فای
@MorphoSyntax
👍11👏3❤1🙏1
☰
📝 ویرایش | مطابقۀ فعل با فاعل
◄ *بهگفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهشهایی که در سال گذشته به کوشش گویشپژوهان آن پژوهشکده انجام شدهاند، نشان میدهند که تعداد گویشهای درخطر کشور افزایش یافتهاند.
🖊 میدانیم در فارسی گاهی فعل با فاعل مطابقت نمیکند که موضوع این یادداشت نیست. اما آنجا که قرار بر مطابقه است، شناسۀ فعل باید با هستۀ گروه اسمی سازگار باشد، نه با وابستههای آن. در جملۀ بالا:
★ اسم مفرد «نتیجه» هستۀ گروه اسمی است. فعل «نشان دادن» باید با این عنصر مطابقه کند.
★ اسم مفرد «تعداد» هستۀ گروه اسمی است. فعل «افزایش یافتن» باید با این عنصر مطابقه کند.
◄ بهگفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهشهایی که در سال گذشته به کوشش گویشپژوهان آن پژوهشکده انجام شدهاند، نشان میدهد که تعداد گویشهای درخطر کشور افزایش یافته است.
🖊 میتوانیم با حذف «نتیجه» و «تعداد»، اسمهای جمع «پژوهشها» و «گویشها» را در هستۀ گروه اسمی قرار دهیم. در این صورت فعلهای «نشان دادن» و «افزایش یافتن» با این هستههای اسمی مطابقه میکنند.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | مطابقۀ فعل با فاعل
◄ *بهگفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهشهایی که در سال گذشته به کوشش گویشپژوهان آن پژوهشکده انجام شدهاند، نشان میدهند که تعداد گویشهای درخطر کشور افزایش یافتهاند.
🖊 میدانیم در فارسی گاهی فعل با فاعل مطابقت نمیکند که موضوع این یادداشت نیست. اما آنجا که قرار بر مطابقه است، شناسۀ فعل باید با هستۀ گروه اسمی سازگار باشد، نه با وابستههای آن. در جملۀ بالا:
★ اسم مفرد «نتیجه» هستۀ گروه اسمی است. فعل «نشان دادن» باید با این عنصر مطابقه کند.
★ اسم مفرد «تعداد» هستۀ گروه اسمی است. فعل «افزایش یافتن» باید با این عنصر مطابقه کند.
◄ بهگفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهشهایی که در سال گذشته به کوشش گویشپژوهان آن پژوهشکده انجام شدهاند، نشان میدهد که تعداد گویشهای درخطر کشور افزایش یافته است.
🖊 میتوانیم با حذف «نتیجه» و «تعداد»، اسمهای جمع «پژوهشها» و «گویشها» را در هستۀ گروه اسمی قرار دهیم. در این صورت فعلهای «نشان دادن» و «افزایش یافتن» با این هستههای اسمی مطابقه میکنند.
@MorphoSyntax
👍10✍2🥰1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🔝 نام اعضای یک قبیله در تانزانیا؛ نچآواها (clicks) و آواهایی که با هوای دَمی تولید میشوند، در تلفظ نامها قابل توجهاند (بهجز یکی دو نام غیربومی که پیامد خودباختگی فرهنگیاند).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال دقایق زبانی در:
https://news.1rj.ru/str/language_niceties
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔝 نام اعضای یک قبیله در تانزانیا؛ نچآواها (clicks) و آواهایی که با هوای دَمی تولید میشوند، در تلفظ نامها قابل توجهاند (بهجز یکی دو نام غیربومی که پیامد خودباختگی فرهنگیاند).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال دقایق زبانی در:
https://news.1rj.ru/str/language_niceties
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍6😁6❤3✍1
☰
🧾 واژهگزینی | پروتکل
❂ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حوزۀ رایانه و فناوری اطلاعات، در برابر اصطلاح «پروتکل» غالباً معادل «قرارداد» را بهکار برده است. صرفنظر از این حوزه، برای اصطلاح یادشده دو برابرنهادهٔ مختلف در علوم سیاسی و بهداشت و درمان به تصویب رسیده است:
❂ تشریفات (علوم سیاسی):
مجموعۀ آیین و رفتار دیپلماتی در روابط بین دولتها یا در درون دولت
❂ شیوهنامۀ ایمنی (کووید ۱۹):
دستورالعمل و توصیههای مکتوب برای اجرای معیارهای ایمنی ضروری
❂ در علوم سیاسی، روابط بینالملل و شاخههای وابسته، چند دهه از رواج اصطلاح «تشریفات» میگذرد، اما عبارت «شیوهنامۀ ایمنی» که بهنظر نمیرسد بخت و توان چندانی برای غلبه بر «پروتکل» داشته باشد، پس از همهگیری ویروس کرونا وضع شده است.
❂ نگارنده در پایان دههٔ نود خورشیدی و پس از همهگیری واژهٔ «پروتکل» در جامعهٔ فارسیزبان، معادل فارسی «بایستار» را در برابر آن پیشنهاد داد و در همۀ بافتهای زبانی (غیر از همان حوزۀ رایانه و فناوری اطلاعات) همین اصطلاح را بهکار برده است. نمونههای زیر از گوگل بهدست آمدهاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ پروتکلهای/ بایستارهای دیپلماتیک برای استفاده از پرچم چیست؟ مقصر وارونه بودن پرچم ایران در دیدار رسمی چه کسی بود؟
◄ گزارش وزارت بهداشت و درمان از رعایت مطلوب پروتکلهای/ بایستارهای بهداشتی در برگزاری مراسم سوگواری محرم
◄ پروتکلها/ بایستارها در سامانهٔ اعلام حریق؛ پروتکل/ بایستار ایمنی حریق در مناطق جنگلی و مرتعی منتشر شد.
◄ همهٔ پروتکلهای/ بایستارهای مورد نیاز در مجموعهٔ مدیریت شهری تهیه شده و ملاک عمل در شهرداری تهران قرار گرفته است.
◄ اسلامی: دیدار گروسی با رئیسجمهور براساس پروتکل/ بایستار خود در آیندهٔ نزدیک در تهران صورت خواهد گرفت.
◄ در بحبوحهٔ انتقادهای خارجی از بیتوجهی عربستان به پروتکل/ بایستار همایش صلح بغداد، وزارت امور خارجه بیانیه داد.
◄ در پروتکل/ بایستار اروپا، مراقبتهای قلبی شامل بررسی سابقهٔ بیماری در خانواده، آزمایشهای جسمی و استفاده از قلبنگار است.
◄ از آغاز شیوع ویروس کرونا تا به امروز، پیوسته پروتکلهای/ بایستارهای بهداشتی برای اماکن اقامتی روزآمدسازی و اجرا شدهاند.
◄ پروتکل/ بایستار حملونقل زمینی این دستورالعمل تأکید میکند که بهویژه در این ایام از سفرهای غیرضروری پرهیز شود.
◄ عبدالرحیم حسینزاده، معاون رئیسجمهور، یادآور شد: پروتکل/ بایستار اجازه نمیدهد که ما برقصیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | پروتکل
❂ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حوزۀ رایانه و فناوری اطلاعات، در برابر اصطلاح «پروتکل» غالباً معادل «قرارداد» را بهکار برده است. صرفنظر از این حوزه، برای اصطلاح یادشده دو برابرنهادهٔ مختلف در علوم سیاسی و بهداشت و درمان به تصویب رسیده است:
❂ تشریفات (علوم سیاسی):
مجموعۀ آیین و رفتار دیپلماتی در روابط بین دولتها یا در درون دولت
❂ شیوهنامۀ ایمنی (کووید ۱۹):
دستورالعمل و توصیههای مکتوب برای اجرای معیارهای ایمنی ضروری
❂ در علوم سیاسی، روابط بینالملل و شاخههای وابسته، چند دهه از رواج اصطلاح «تشریفات» میگذرد، اما عبارت «شیوهنامۀ ایمنی» که بهنظر نمیرسد بخت و توان چندانی برای غلبه بر «پروتکل» داشته باشد، پس از همهگیری ویروس کرونا وضع شده است.
❂ نگارنده در پایان دههٔ نود خورشیدی و پس از همهگیری واژهٔ «پروتکل» در جامعهٔ فارسیزبان، معادل فارسی «بایستار» را در برابر آن پیشنهاد داد و در همۀ بافتهای زبانی (غیر از همان حوزۀ رایانه و فناوری اطلاعات) همین اصطلاح را بهکار برده است. نمونههای زیر از گوگل بهدست آمدهاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ پروتکلهای/ بایستارهای دیپلماتیک برای استفاده از پرچم چیست؟ مقصر وارونه بودن پرچم ایران در دیدار رسمی چه کسی بود؟
◄ گزارش وزارت بهداشت و درمان از رعایت مطلوب پروتکلهای/ بایستارهای بهداشتی در برگزاری مراسم سوگواری محرم
◄ پروتکلها/ بایستارها در سامانهٔ اعلام حریق؛ پروتکل/ بایستار ایمنی حریق در مناطق جنگلی و مرتعی منتشر شد.
◄ همهٔ پروتکلهای/ بایستارهای مورد نیاز در مجموعهٔ مدیریت شهری تهیه شده و ملاک عمل در شهرداری تهران قرار گرفته است.
◄ اسلامی: دیدار گروسی با رئیسجمهور براساس پروتکل/ بایستار خود در آیندهٔ نزدیک در تهران صورت خواهد گرفت.
◄ در بحبوحهٔ انتقادهای خارجی از بیتوجهی عربستان به پروتکل/ بایستار همایش صلح بغداد، وزارت امور خارجه بیانیه داد.
◄ در پروتکل/ بایستار اروپا، مراقبتهای قلبی شامل بررسی سابقهٔ بیماری در خانواده، آزمایشهای جسمی و استفاده از قلبنگار است.
◄ از آغاز شیوع ویروس کرونا تا به امروز، پیوسته پروتکلهای/ بایستارهای بهداشتی برای اماکن اقامتی روزآمدسازی و اجرا شدهاند.
◄ پروتکل/ بایستار حملونقل زمینی این دستورالعمل تأکید میکند که بهویژه در این ایام از سفرهای غیرضروری پرهیز شود.
◄ عبدالرحیم حسینزاده، معاون رئیسجمهور، یادآور شد: پروتکل/ بایستار اجازه نمیدهد که ما برقصیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍12❤3🥰2👏2✍1😁1🤓1🎄1
☰
👁🗨 دیدگاه | عمل لغو
▪️عمل لغو به کار مباحی گفته میشود که صاحبش در دنیا و آخرت از آن سودی نَبَرد. مطالعهٔ ساختار صرفینحوی زبان، در چارچوبی غیر از رویکرد صوری دستور زایشی و نظریهٔ کلان اصول و پارامترها، عملی لغو بهشمار میرود.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | عمل لغو
▪️عمل لغو به کار مباحی گفته میشود که صاحبش در دنیا و آخرت از آن سودی نَبَرد. مطالعهٔ ساختار صرفینحوی زبان، در چارچوبی غیر از رویکرد صوری دستور زایشی و نظریهٔ کلان اصول و پارامترها، عملی لغو بهشمار میرود.
@MorphoSyntax
😁11🤔5👍4🎄3🔥2🆒2❤1🤩1🤓1
MorphoSyntax
☰
🔬 کدامیک از گزارههای زیر، فرضیهٔ علمی است؟
🔬 کدامیک از گزارههای زیر، فرضیهٔ علمی است؟
☰
🪩 تفکر انتقادی | فرضیهٔ علمی
◀️ فارغ از نقدهایی که به رهیافت ابطالپذیری (refutability) کارل پوپر وارد کردهاند، این نظریه همچنان پذیرفتهترین معیار برای تمایز علم از شبهعلم است. ابطالپذیری گزاره به معنای سازش نداشتن با همۀ وضعیتهای ممکن است و گزارۀ ابطالپذیر، گزارهای است که بتوان تصور کرد در صورت وقوع رویداد یا پدیدهای مشخص و معقول، باطل خواهد شد.
1⃣ گزارهٔ (۱): فرضیهٔ علمی است، زیرا با علم تجربی میتوان درستی/ نادرستی آن را محک زد و منطقاً ابطالپذیر است؛ یعنی وضعیتهای متعددی را میتوان تصور کرد که این گزاره نادرست از آب درآید. از قضا امروزه میدانیم که این فرضیه از نظر علمی مردود است و خورشید به دور زمین نمیچرخد.
2⃣ گزارهٔ (۲): فرضیهٔ علمی نیست؛ بخش اول آن میگوید: «فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد». این ادعا همواره درست است و بطلان آن را نمیتوان تصور کرد؛ فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد، میتواند هم نباشد (مانند اینکه بگوییم فردا ممکن است باران ببارد یا نبارد). بخش دوم این گزاره مغالطهآمیز است؛ اگر ریاضیدانی پیدا شود که فیزیکدان هم باشد، میتوان ادعا کرد که خیر؛ او فیزیکدانی است که ریاضیدان است و عملاً هیچگاه ابطال این گزاره میسر نیست.
3⃣ گزارهٔ (۳): با جمیع وضعیتهای ممکن سازگار است و ابطال منطقی آن امکانپذیر نیست. یک محلول یا اسیدی است، یا قلیایی، یا خنثی. بههمین دلیل، این گزاره که همواره صادق است و نمیتوان آن را باطل کرد، فرضیهٔ علمی قلمداد نمیشود. فرضیههای علمی معمولاً با سورهایی چون «همه، هیچ» و قیدهایی مانند «همواره، هرگز» بیان میشوند.
4⃣ گزارهٔ (۴): غیرعلمیترین گزاره در میان چهار گزارهٔ بالاست و هرگز نمیتوان آن را رد یا اثبات کرد. اساساً علم تجربی نمیتواند میزان باور قلبی افراد را اندازه بگیرد تا اثر دارونما را بر این پایه بسنجد. اگر بیمار با مصرف دارونما درمان شود، میتوان ادعا کرد که او باور راسخ به دارو داشته است، و اگر درمان نشود، لابد دارو را بدون باور قلبی مصرف کرده است. ممکن است گزارهٔ (۴) ادعای درستی باشد، اما قطعاً فرضیهٔ علمی نیست.
◀️ در مجموع، ابطالپذیری به این معنا نیست که هر فرضیهای لزوماً روزی رد خواهد شد، بلکه اگر اعتبار علمی فرضیهای تضمین شده باشد، باز هم ابطالپذیر خواهد بود. از این منظر، ابطالپذیر بودن را میتوان هممعنای تجربهپذیری دانست و لذا، فرضیهای علمی است که بتوان آن را به تجربه آزمود.
@MorphoSyntax
🪩 تفکر انتقادی | فرضیهٔ علمی
◀️ فارغ از نقدهایی که به رهیافت ابطالپذیری (refutability) کارل پوپر وارد کردهاند، این نظریه همچنان پذیرفتهترین معیار برای تمایز علم از شبهعلم است. ابطالپذیری گزاره به معنای سازش نداشتن با همۀ وضعیتهای ممکن است و گزارۀ ابطالپذیر، گزارهای است که بتوان تصور کرد در صورت وقوع رویداد یا پدیدهای مشخص و معقول، باطل خواهد شد.
1⃣ گزارهٔ (۱): فرضیهٔ علمی است، زیرا با علم تجربی میتوان درستی/ نادرستی آن را محک زد و منطقاً ابطالپذیر است؛ یعنی وضعیتهای متعددی را میتوان تصور کرد که این گزاره نادرست از آب درآید. از قضا امروزه میدانیم که این فرضیه از نظر علمی مردود است و خورشید به دور زمین نمیچرخد.
2⃣ گزارهٔ (۲): فرضیهٔ علمی نیست؛ بخش اول آن میگوید: «فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد». این ادعا همواره درست است و بطلان آن را نمیتوان تصور کرد؛ فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد، میتواند هم نباشد (مانند اینکه بگوییم فردا ممکن است باران ببارد یا نبارد). بخش دوم این گزاره مغالطهآمیز است؛ اگر ریاضیدانی پیدا شود که فیزیکدان هم باشد، میتوان ادعا کرد که خیر؛ او فیزیکدانی است که ریاضیدان است و عملاً هیچگاه ابطال این گزاره میسر نیست.
3⃣ گزارهٔ (۳): با جمیع وضعیتهای ممکن سازگار است و ابطال منطقی آن امکانپذیر نیست. یک محلول یا اسیدی است، یا قلیایی، یا خنثی. بههمین دلیل، این گزاره که همواره صادق است و نمیتوان آن را باطل کرد، فرضیهٔ علمی قلمداد نمیشود. فرضیههای علمی معمولاً با سورهایی چون «همه، هیچ» و قیدهایی مانند «همواره، هرگز» بیان میشوند.
4⃣ گزارهٔ (۴): غیرعلمیترین گزاره در میان چهار گزارهٔ بالاست و هرگز نمیتوان آن را رد یا اثبات کرد. اساساً علم تجربی نمیتواند میزان باور قلبی افراد را اندازه بگیرد تا اثر دارونما را بر این پایه بسنجد. اگر بیمار با مصرف دارونما درمان شود، میتوان ادعا کرد که او باور راسخ به دارو داشته است، و اگر درمان نشود، لابد دارو را بدون باور قلبی مصرف کرده است. ممکن است گزارهٔ (۴) ادعای درستی باشد، اما قطعاً فرضیهٔ علمی نیست.
◀️ در مجموع، ابطالپذیری به این معنا نیست که هر فرضیهای لزوماً روزی رد خواهد شد، بلکه اگر اعتبار علمی فرضیهای تضمین شده باشد، باز هم ابطالپذیر خواهد بود. از این منظر، ابطالپذیر بودن را میتوان هممعنای تجربهپذیری دانست و لذا، فرضیهای علمی است که بتوان آن را به تجربه آزمود.
@MorphoSyntax
👍8👏2🤔2
☰
💎 نحو | نفی جمله و نفی سازه
🔻دو نمونۀ سادۀ زیر تمایز نفی جمله و نفی سازه را در زبان انگلیسی نشان میدهند:
► a. I was not eating a peach.
► b. I was eating not a peach (but an apple).
🔻نمونۀ نخست از نوع نفی جمله است و در آن کل گزاره، یعنی فرایند «eating» منفی شده است.
🔻نمونۀ دوم صرفاً نفی سازه بهشمار میرود و در آن فرایند «eating» منفی نشده است.
🔻آیا میتوانیم تمایز این دو ساختار را در ترجمهٔ فارسی نشان دهیم (هوش مصنوعی این دو جمله را یکسان به فارسی برمیگرداند)؟
@MorphoSyntax
💎 نحو | نفی جمله و نفی سازه
🔻دو نمونۀ سادۀ زیر تمایز نفی جمله و نفی سازه را در زبان انگلیسی نشان میدهند:
► a. I was not eating a peach.
► b. I was eating not a peach (but an apple).
🔻نمونۀ نخست از نوع نفی جمله است و در آن کل گزاره، یعنی فرایند «eating» منفی شده است.
🔻نمونۀ دوم صرفاً نفی سازه بهشمار میرود و در آن فرایند «eating» منفی نشده است.
🔻آیا میتوانیم تمایز این دو ساختار را در ترجمهٔ فارسی نشان دهیم (هوش مصنوعی این دو جمله را یکسان به فارسی برمیگرداند)؟
@MorphoSyntax
👍11🤔5✍1
☰
📝 ویرایش | خلیج مکزیک!
📌 عزیزان مکزیکی . . . اگر میخواهید کارزار راه بیندازید یا ترانه بخوانید، یادتان باشد بگویید: «خلیج همیشه مکزیک»؛ عبارت «خلیج همیشگی مکزیک» غلط است. دومی وقتی درست است که ترامپ تهدید کرده باشد خلیجتان را به دریاچه تبدیل میکند!
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | خلیج مکزیک!
📌 عزیزان مکزیکی . . . اگر میخواهید کارزار راه بیندازید یا ترانه بخوانید، یادتان باشد بگویید: «خلیج همیشه مکزیک»؛ عبارت «خلیج همیشگی مکزیک» غلط است. دومی وقتی درست است که ترامپ تهدید کرده باشد خلیجتان را به دریاچه تبدیل میکند!
@MorphoSyntax
😁17🤓4👌3✍1🤔1🎄1
MorphoSyntax
☰
📝 کدامیک از جملههای زیر برایتان پذیرفتنی است؟
📝 کدامیک از جملههای زیر برایتان پذیرفتنی است؟
☰
📝 ویرایش | «نه ــ نه»: توصیف زبانی
🖊 حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» که سبب همپایگی دو سازه میشوند، بنا به شواهد همزمانی و درزمانی با هر دو فعل مثبت و منفی بهکار میروند و جالب آنکه در هر دو حالت، گزارۀ یکسانی را بیان میکنند:
◄ (۱). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۱ ـ الف). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست دارد.
= (۱ ـ ب). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست ندارد.
🖊 شواهد همزمانی:
○ نظرسنجی بالا شاید بهترین شاهدی است که تأیید میکند فارسیزبانان هر دو فعل مثبت و منفی را در این ساختار میپذیرند. همانگونه که ملاحظه میفرمایید، از میان ۱۲۰ همراه گرامی که بزرگمنشانه در این نظرسنجی شرکت فرمودند، ۳۶ درصد صورت منفی فعل را پذیرفتند، ۲۷ درصد فعل مثبت را خوشساخت دانستند، و ۳۸ درصد نیز معتقد بودند که هر دو گونۀ مثبت و منفی قابل قبولاند. با توجه به اینکه تفاوت معناداری میان این درصدها مشاهده نمیشود، میتوانیم نتیجه بگیریم که هر دو ساختار در فارسی پذیرفتنیاند و اهل زبان برپایۀ شم زبانی خود، این یا آن ساخت نحوی را بهکار میبرند.
🖊 شواهد درزمانی:
○ بررسی متون کهن نیز مشاهدۀ بالا را تأیید میکند و نشان میدهد که بزرگان نظم و نثر زبان فارسی، حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» را با هر دو فعل مثبت و منفی بهکار بردهاند؛ گو اینکه نگارنده بیشتر نمونههایی یافته است که فعلشان مثبت بودهاند:
❂ با فعل مثبت:
○ میوۀ او را نه هیچ بوی و نه رنگ است/ جامۀ او را نه هیچ پود و نه تار است (ناصر خسرو)
= میوۀ او نه بو نه رنگ دارد.
❂ با فعل منفی:
○ جز به خشنودی و خشمِ ایزد و پیغمبرش/ من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا (ناصر خسرو)
= در دلم از کسی نه خوف نه رجا ندارم.
🖊 نکتۀ مهمی که باید بر آن تأکید کنیم، اینکه اگر فعل در میان حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» بنشیند، حتماً باید بهصورت مثبت بیاید. در نمونۀ زیر، فقط ساختار «۲ ـ الف» خوشساخت است و جملۀ «۲ ـ ب» نادستوری است:
◄ (۲). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۲ ـ الف). سینا نه پزشکی دوست دارد، نه مهندسی.
= (۲ ـ ب). *سینا نه پزشکی دوست ندارد، نه مهندسی.
🖊 آنچه تاکنون گفتهایم، فقط توصیف دادههای زبانی، از هر دو منظر همزمانی و درزمانی است که میتواند در نگارش و ویرایش به کارمان بیاید؛ اما هنوز به مرحلۀ تبیین دادهها گام نگذاشتهایم. نظریۀ دستوری آنجایی ارزشمند است که پس از کفایت مشاهدهای و توصیفی، به کفایت تبیینی بینجامد. در یادداشتی مستقل، به شرط بقا، خواهیم کوشید تا تبیینی نحوی از توصیف حاضر بهدست دهیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پیوست:
نمونههای بیشتر از حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» با هر دو فعل مثبت و منفی.
❂ با فعل مثبت:
○ چه شب است یا رب امشب که ستارهای برآمد/ که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم (سعدی)
○ سرِ درسِ عشق دارد دلِ دردمند حافظ/ که نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد (حافظ)
○ چو بادی تو گهی گرم و گهی سرد/ رو آن جا که نه گرما و نه سرماست (مولوی)
○ عجایبند درختانش بکر و آبستن/ چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد (مولوی)
❂ با فعل منفی:
○ گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی/ چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید (سعدی)
○ با آنکه برآورد به صنعا در غمدان/ بنگر که نمانده است نه غمدان و نه صنعا (ناصر خسرو)
○ نه ز مردود گریزی نه ز مقبول خلاص/ بهل این را که نگنجد نه به بحث و نه سرود (مولوی)
○ نگذارد نه کوته و نه دراز/ آتشی کو دراز و کوته نیست (مولوی)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 برگرفته از: دوازده گفتار در نحو جمله (در دست تکمیل)، گفتار دوازدهم، ادات قطبی منفی، صفحۀ ۹۶۸.
✔️Observational adequacy = کفایت مشاهدهای
✔️Denoscriptive adequacy = کفایت توصیفی
✔️Explanatory adequacy = کفایت تبیینی
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | «نه ــ نه»: توصیف زبانی
🖊 حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» که سبب همپایگی دو سازه میشوند، بنا به شواهد همزمانی و درزمانی با هر دو فعل مثبت و منفی بهکار میروند و جالب آنکه در هر دو حالت، گزارۀ یکسانی را بیان میکنند:
◄ (۱). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۱ ـ الف). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست دارد.
= (۱ ـ ب). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست ندارد.
🖊 شواهد همزمانی:
○ نظرسنجی بالا شاید بهترین شاهدی است که تأیید میکند فارسیزبانان هر دو فعل مثبت و منفی را در این ساختار میپذیرند. همانگونه که ملاحظه میفرمایید، از میان ۱۲۰ همراه گرامی که بزرگمنشانه در این نظرسنجی شرکت فرمودند، ۳۶ درصد صورت منفی فعل را پذیرفتند، ۲۷ درصد فعل مثبت را خوشساخت دانستند، و ۳۸ درصد نیز معتقد بودند که هر دو گونۀ مثبت و منفی قابل قبولاند. با توجه به اینکه تفاوت معناداری میان این درصدها مشاهده نمیشود، میتوانیم نتیجه بگیریم که هر دو ساختار در فارسی پذیرفتنیاند و اهل زبان برپایۀ شم زبانی خود، این یا آن ساخت نحوی را بهکار میبرند.
🖊 شواهد درزمانی:
○ بررسی متون کهن نیز مشاهدۀ بالا را تأیید میکند و نشان میدهد که بزرگان نظم و نثر زبان فارسی، حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» را با هر دو فعل مثبت و منفی بهکار بردهاند؛ گو اینکه نگارنده بیشتر نمونههایی یافته است که فعلشان مثبت بودهاند:
❂ با فعل مثبت:
○ میوۀ او را نه هیچ بوی و نه رنگ است/ جامۀ او را نه هیچ پود و نه تار است (ناصر خسرو)
= میوۀ او نه بو نه رنگ دارد.
❂ با فعل منفی:
○ جز به خشنودی و خشمِ ایزد و پیغمبرش/ من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا (ناصر خسرو)
= در دلم از کسی نه خوف نه رجا ندارم.
🖊 نکتۀ مهمی که باید بر آن تأکید کنیم، اینکه اگر فعل در میان حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» بنشیند، حتماً باید بهصورت مثبت بیاید. در نمونۀ زیر، فقط ساختار «۲ ـ الف» خوشساخت است و جملۀ «۲ ـ ب» نادستوری است:
◄ (۲). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۲ ـ الف). سینا نه پزشکی دوست دارد، نه مهندسی.
= (۲ ـ ب). *سینا نه پزشکی دوست ندارد، نه مهندسی.
🖊 آنچه تاکنون گفتهایم، فقط توصیف دادههای زبانی، از هر دو منظر همزمانی و درزمانی است که میتواند در نگارش و ویرایش به کارمان بیاید؛ اما هنوز به مرحلۀ تبیین دادهها گام نگذاشتهایم. نظریۀ دستوری آنجایی ارزشمند است که پس از کفایت مشاهدهای و توصیفی، به کفایت تبیینی بینجامد. در یادداشتی مستقل، به شرط بقا، خواهیم کوشید تا تبیینی نحوی از توصیف حاضر بهدست دهیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پیوست:
نمونههای بیشتر از حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» با هر دو فعل مثبت و منفی.
❂ با فعل مثبت:
○ چه شب است یا رب امشب که ستارهای برآمد/ که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم (سعدی)
○ سرِ درسِ عشق دارد دلِ دردمند حافظ/ که نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد (حافظ)
○ چو بادی تو گهی گرم و گهی سرد/ رو آن جا که نه گرما و نه سرماست (مولوی)
○ عجایبند درختانش بکر و آبستن/ چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد (مولوی)
❂ با فعل منفی:
○ گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی/ چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید (سعدی)
○ با آنکه برآورد به صنعا در غمدان/ بنگر که نمانده است نه غمدان و نه صنعا (ناصر خسرو)
○ نه ز مردود گریزی نه ز مقبول خلاص/ بهل این را که نگنجد نه به بحث و نه سرود (مولوی)
○ نگذارد نه کوته و نه دراز/ آتشی کو دراز و کوته نیست (مولوی)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 برگرفته از: دوازده گفتار در نحو جمله (در دست تکمیل)، گفتار دوازدهم، ادات قطبی منفی، صفحۀ ۹۶۸.
✔️Observational adequacy = کفایت مشاهدهای
✔️Denoscriptive adequacy = کفایت توصیفی
✔️Explanatory adequacy = کفایت تبیینی
@MorphoSyntax
👍12❤6👏4🤓3😁2✍1🤔1
☰
📢 معرفی | شاخص اچ
🔺شاخص اچ (h-index) عددی است که بهرهوری و تأثیرگذاری علمی دانشمندان را نمایش دهد. در این شاخص، مقالات پراستناد پژوهشگران و شمار ارجاعات دیگران به آنها محاسبه میشود.
🔺اگر شاخص اچ، ارجاعات درون فضای مجازی فارسی و از جمله مکتوبات شبکههای تلگرام و ایکس و ایتا را هم لحاظ کند، احتمالاً پروفسور سمیعی، دکتر شریعتی و مرحوم حسین پناهی، در صدر فهرست و بالاتر از استیون هاوکینگ، نوآم چامسکی و الیزابت بلکبرن قرار میگیرند!
@MorphoSyntax
📢 معرفی | شاخص اچ
🔺شاخص اچ (h-index) عددی است که بهرهوری و تأثیرگذاری علمی دانشمندان را نمایش دهد. در این شاخص، مقالات پراستناد پژوهشگران و شمار ارجاعات دیگران به آنها محاسبه میشود.
🔺اگر شاخص اچ، ارجاعات درون فضای مجازی فارسی و از جمله مکتوبات شبکههای تلگرام و ایکس و ایتا را هم لحاظ کند، احتمالاً پروفسور سمیعی، دکتر شریعتی و مرحوم حسین پناهی، در صدر فهرست و بالاتر از استیون هاوکینگ، نوآم چامسکی و الیزابت بلکبرن قرار میگیرند!
@MorphoSyntax
😁21🎄1
☰
📝 ویرایش | ادبیاتت رو درست کن!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● دیدی چه گلی بهشون زدم؟
○ خودت هم میدونی شانسی بود. تو که با اون پاهای کج و ناقصت، از این عُرضهها نداری.
● این چه جور حرف زدنه؟! ادبیاتت رو درست کن!
○ ببخشید . . . «گاه باشد که کودکی نادان، به غلط بر هدف زند تیری». ادبیاتم رو عوض کردم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✏️ واژۀ «ادبیات» به مجموعۀ آثار نوشتاری یا گفتاری گفته میشود که اندیشه و احساس را در قالبی هنرمندانه بیان میکنند. افزونبر این، «ادبیات» شامل دانشهایی است که زیرمجموعهٔ علوم انسانی بهشمار میروند.
✏️ این واژه از رهگذر گسترش معنایی، دو مفهوم تازه نیز یافته که نهتنها ضرورتی نداشتهاند، بلکه گاهی مخل معنا هم هستند؛ یکی به مفهوم «زبان» و «لحن» و «واژه» و دیگری در معنای «پیشینۀ پژوهش» یا «مجموعۀ آثار دربارۀ یک موضوع خاص».
✏️ کاربرد دوم «ادبیات» که گردهبرداری از واژۀ «literature» انگلیسی است، بهویژه به مقالات و رسالههای دانشگاهی راه یافته است. در برخی از آثار علمی، مؤلف بخش یا فصلی از اثرش را به «ادبیات پژوهش» اختصاص میدهد و در آن، نوشتههای دیگر نویسندگان و پژوهشگران را معرفی یا نقد میکند.
◄ *نظر اغلب کارمندان این است که بخشنامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با ادبیات تند و نامناسب تدوین شده است.
◄ نظر اغلب کارمندان این است که بخشنامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با لحن تند و واژههای نامناسب تدوین شده است.
◄ *در فصل سوم به مرور ادبیات پژوهش میپردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی میکنیم.
◄ در فصل سوم به مرور پیشینۀ پژوهش میپردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی میکنیم.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | ادبیاتت رو درست کن!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● دیدی چه گلی بهشون زدم؟
○ خودت هم میدونی شانسی بود. تو که با اون پاهای کج و ناقصت، از این عُرضهها نداری.
● این چه جور حرف زدنه؟! ادبیاتت رو درست کن!
○ ببخشید . . . «گاه باشد که کودکی نادان، به غلط بر هدف زند تیری». ادبیاتم رو عوض کردم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✏️ واژۀ «ادبیات» به مجموعۀ آثار نوشتاری یا گفتاری گفته میشود که اندیشه و احساس را در قالبی هنرمندانه بیان میکنند. افزونبر این، «ادبیات» شامل دانشهایی است که زیرمجموعهٔ علوم انسانی بهشمار میروند.
✏️ این واژه از رهگذر گسترش معنایی، دو مفهوم تازه نیز یافته که نهتنها ضرورتی نداشتهاند، بلکه گاهی مخل معنا هم هستند؛ یکی به مفهوم «زبان» و «لحن» و «واژه» و دیگری در معنای «پیشینۀ پژوهش» یا «مجموعۀ آثار دربارۀ یک موضوع خاص».
✏️ کاربرد دوم «ادبیات» که گردهبرداری از واژۀ «literature» انگلیسی است، بهویژه به مقالات و رسالههای دانشگاهی راه یافته است. در برخی از آثار علمی، مؤلف بخش یا فصلی از اثرش را به «ادبیات پژوهش» اختصاص میدهد و در آن، نوشتههای دیگر نویسندگان و پژوهشگران را معرفی یا نقد میکند.
◄ *نظر اغلب کارمندان این است که بخشنامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با ادبیات تند و نامناسب تدوین شده است.
◄ نظر اغلب کارمندان این است که بخشنامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با لحن تند و واژههای نامناسب تدوین شده است.
◄ *در فصل سوم به مرور ادبیات پژوهش میپردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی میکنیم.
◄ در فصل سوم به مرور پیشینۀ پژوهش میپردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی میکنیم.
@MorphoSyntax
👍18🔥3💯2✍1😁1🎄1