☰
🌐 ریشهشناسی | سپاسگذاری یا سپاسگزاری؟
💠 واژهٔ «سپاسگذاری» که جزء نخست آن از زبان انگلیسی به فارسی راه یافته، باید به همین صورت نوشته شود و املای «*سپاسگزاری» نادرست است. اما شاید کمتر کسی بداند که «سِیپَس» در عصر فتحعلیشاه قاجار، از طریق بازرگانان بندر جیرفت وارد فارسی شده و متشکل از دو جزء «say» و «pass» است (تحتاللفظی: بگو تقدیم). این واژه پس از تحول آوایی در گذر زمان، بهصورت /se-pɑs/ درآمده و بهتدریج جای واژهٔ فارسی «تشکر» را گرفته است.
@MorphaSyntax
🌐 ریشهشناسی | سپاسگذاری یا سپاسگزاری؟
💠 واژهٔ «سپاسگذاری» که جزء نخست آن از زبان انگلیسی به فارسی راه یافته، باید به همین صورت نوشته شود و املای «*سپاسگزاری» نادرست است. اما شاید کمتر کسی بداند که «سِیپَس» در عصر فتحعلیشاه قاجار، از طریق بازرگانان بندر جیرفت وارد فارسی شده و متشکل از دو جزء «say» و «pass» است (تحتاللفظی: بگو تقدیم). این واژه پس از تحول آوایی در گذر زمان، بهصورت /se-pɑs/ درآمده و بهتدریج جای واژهٔ فارسی «تشکر» را گرفته است.
@MorphaSyntax
👎32😁17🤔9👍3🙏1😍1
MorphoSyntax
☰ 🌐 ریشهشناسی | سپاسگذاری یا سپاسگزاری؟ 💠 واژهٔ «سپاسگذاری» که جزء نخست آن از زبان انگلیسی به فارسی راه یافته، باید به همین صورت نوشته شود و املای «*سپاسگزاری» نادرست است. اما شاید کمتر کسی بداند که «سِیپَس» در عصر فتحعلیشاه قاجار، از طریق بازرگانان…
☰
🔝دوستان از اتاق فرمان اشاره میکنند که خطای جزئی در ریشهشناسی «سپاس» اتفاق افتاده:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ واژهٔ «سپاس/ ناسپاس» در شاهنامه هم آمده و ربطی به فتحعلی شاه ندارد.
☆ طبیعتاً ریشهٔ این واژه انگلیسی نیست و از دو جزء یادشده تشکیل نشده است.
★ «سپاسگزار» را باید اینگونه نوشت و صورت «*سپاسگذار» نادرست است.
☆ واژهٔ «تشکر» فارسی نیست و از ریشهٔ «شکر» زبان عربی آمده است.
★ شهر جیرفت، در استان کرمان، بندر نیست و به آبهای آزاد راه ندارد.
☆ شناسهٔ کانال در انتهای مطلب خطای املایی دارد (MorphaSyntax@).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️هفتهٔ گذشته یکی از یاران قدیم که سالهاست به دوستی با او مفتخرم، اندوهگین به نزدم آمد؛ گویا پس از سالها تلاش در یک شرکت خصوصی، به خطایی ناخواسته، اعتبارش به مخاطره افتاده بود. اندوهش بیشتر، از بهظاهر یاران و همراهانی بود که به سهوی که از او سر زده بود، ضریب داده بودند و با نقل مکرر، آن را برجسته کرده بودند تا بر زمین گرمش بکوبند.
▪️گفتم تا بوده، همین بوده و طبع برخی از آدمیزادگان چنین است و لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ. حتی بوسهل زوزنی هم که مردی امامزاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، به قول بیهقی از سر شرارت و زعارتی که در طبع وی مؤکّد شده بود، همیشه چشم نهاده بودی تا در زمان مقتضی، از کرانه بجستی و فرصتی جستی و تضریب کردی . . . دیگر از اینان چه توقع میرود؟!
▪️باری، این دعوی، به ریشهشناسی مضحک «سپاسگزاری» محک زدیم و نتیجه آن شد که میبینید (مقایسه بفرمایید با اندک واکنشهای مثبت به «ریشهشناسی ۵» در کمی بالاتر)؛ اما نکتهٔ اصلی و حیرتانگیز آنکه تاکنون «هیچ» مطلبی از این صفحه، تا این اندازه بازفرست نشده و آگاهانه به خطای آن ضریب ندادهاند (بیش از ۲۰ بار تا این لحظه، در مقابل فقط ۲ بار بازفرست مطلب پیش از آن)! واقعاً چرا برخی باید علاقهمند باشند بوسهلوار این لاطائلات را با دیگران شریک شوند و ــ گیریم ــ خطایی را پیش چشم خلق آورند؟!
شیــــخ را گفتا بگــــو ای پاکجان
تا جوانمردی چه باشد در جهان؟
شیخ گفتا شوخ پنهان کردن است
پیش چــشم خـــلق، ناآوردن است
✍🏿 شیخ عطار
@MorphoSyntax
🔝دوستان از اتاق فرمان اشاره میکنند که خطای جزئی در ریشهشناسی «سپاس» اتفاق افتاده:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ واژهٔ «سپاس/ ناسپاس» در شاهنامه هم آمده و ربطی به فتحعلی شاه ندارد.
☆ طبیعتاً ریشهٔ این واژه انگلیسی نیست و از دو جزء یادشده تشکیل نشده است.
★ «سپاسگزار» را باید اینگونه نوشت و صورت «*سپاسگذار» نادرست است.
☆ واژهٔ «تشکر» فارسی نیست و از ریشهٔ «شکر» زبان عربی آمده است.
★ شهر جیرفت، در استان کرمان، بندر نیست و به آبهای آزاد راه ندارد.
☆ شناسهٔ کانال در انتهای مطلب خطای املایی دارد (MorphaSyntax@).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️هفتهٔ گذشته یکی از یاران قدیم که سالهاست به دوستی با او مفتخرم، اندوهگین به نزدم آمد؛ گویا پس از سالها تلاش در یک شرکت خصوصی، به خطایی ناخواسته، اعتبارش به مخاطره افتاده بود. اندوهش بیشتر، از بهظاهر یاران و همراهانی بود که به سهوی که از او سر زده بود، ضریب داده بودند و با نقل مکرر، آن را برجسته کرده بودند تا بر زمین گرمش بکوبند.
▪️گفتم تا بوده، همین بوده و طبع برخی از آدمیزادگان چنین است و لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ. حتی بوسهل زوزنی هم که مردی امامزاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، به قول بیهقی از سر شرارت و زعارتی که در طبع وی مؤکّد شده بود، همیشه چشم نهاده بودی تا در زمان مقتضی، از کرانه بجستی و فرصتی جستی و تضریب کردی . . . دیگر از اینان چه توقع میرود؟!
▪️باری، این دعوی، به ریشهشناسی مضحک «سپاسگزاری» محک زدیم و نتیجه آن شد که میبینید (مقایسه بفرمایید با اندک واکنشهای مثبت به «ریشهشناسی ۵» در کمی بالاتر)؛ اما نکتهٔ اصلی و حیرتانگیز آنکه تاکنون «هیچ» مطلبی از این صفحه، تا این اندازه بازفرست نشده و آگاهانه به خطای آن ضریب ندادهاند (بیش از ۲۰ بار تا این لحظه، در مقابل فقط ۲ بار بازفرست مطلب پیش از آن)! واقعاً چرا برخی باید علاقهمند باشند بوسهلوار این لاطائلات را با دیگران شریک شوند و ــ گیریم ــ خطایی را پیش چشم خلق آورند؟!
شیــــخ را گفتا بگــــو ای پاکجان
تا جوانمردی چه باشد در جهان؟
شیخ گفتا شوخ پنهان کردن است
پیش چــشم خـــلق، ناآوردن است
✍🏿 شیخ عطار
@MorphoSyntax
👌26👏10👍5😁5✍2🎄2⚡1
☰
📢 نشست | روز ویراستار
✨ با سخنرانی
○ دکتر ژاله آموزگار
○ دکتر حسن انوری
✨ در نکوداشت
○ زندهنام کریم امامی
○ و پیشکسوتان ویرایش
@MorphoSyntax
📢 نشست | روز ویراستار
✨ با سخنرانی
○ دکتر ژاله آموزگار
○ دکتر حسن انوری
✨ در نکوداشت
○ زندهنام کریم امامی
○ و پیشکسوتان ویرایش
@MorphoSyntax
❤7🙏3👍1
☰
🔍 مسئله (۳۰)
⚙ پدر آقاسعید در جلسهٔ خواستگاری توضیح داد که پسرش پس از آنکه از پایاننامهاش با عنوان «انواع ترکیب در فارسی» دفاع کرد، یک کارگاه تولیدی راه انداخته و خدا را شکر، الآن کسبوکارش رونق گرفته است.
⚙ او گفت که در خط تولید این کارگاه، ابتدا یک مرکب فعلی میسازند و سپس آن را دستخوش ترکیب ریشهای میکنند. براساس این توضیحات، آقاسعید در کارگاهش چه چیزی تولید میکند؟
۱. چوبپنبهبازکن
۲. دستمالکاغذی
۳. آبگوشتخوری
۴. تختهپاککن
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۰)
⚙ پدر آقاسعید در جلسهٔ خواستگاری توضیح داد که پسرش پس از آنکه از پایاننامهاش با عنوان «انواع ترکیب در فارسی» دفاع کرد، یک کارگاه تولیدی راه انداخته و خدا را شکر، الآن کسبوکارش رونق گرفته است.
⚙ او گفت که در خط تولید این کارگاه، ابتدا یک مرکب فعلی میسازند و سپس آن را دستخوش ترکیب ریشهای میکنند. براساس این توضیحات، آقاسعید در کارگاهش چه چیزی تولید میکند؟
۱. چوبپنبهبازکن
۲. دستمالکاغذی
۳. آبگوشتخوری
۴. تختهپاککن
@MorphoSyntax
😁21👍5🤔3😢2🤓2🎄1
☰
👁🗨 دیدگاه | مطابقه
✿ در کتابهای دستور با هر چهار عبارت زیر روبهرو میشویم:
ـ🅐ـ مطابقهٔ فاعل با فعل
ـ🅑ـ مطابقهٔ فعل و فاعل
ـ🅒ـ مطابقهٔ فاعل و فعل
ـ🅓ـ مطابقهٔ فعل با فاعل
✿ از این چهار وضعیت، فقط چهارمی عبارت درستی است؛ فعل است که با پذیرش شناسهٔ مناسب، با فاعل همداستان میشود.
✿ این شناسه که اصطلاحاً به آن مشخصهٔ فای میگویند، میتواند بر شخص، شمار، و در برخی از زبانها، جنس دستوری، دلالت کند.
✔️Phi (ϕ) feature = مشخصهٔ فای
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | مطابقه
✿ در کتابهای دستور با هر چهار عبارت زیر روبهرو میشویم:
ـ🅐ـ مطابقهٔ فاعل با فعل
ـ🅑ـ مطابقهٔ فعل و فاعل
ـ🅒ـ مطابقهٔ فاعل و فعل
ـ🅓ـ مطابقهٔ فعل با فاعل
✿ از این چهار وضعیت، فقط چهارمی عبارت درستی است؛ فعل است که با پذیرش شناسهٔ مناسب، با فاعل همداستان میشود.
✿ این شناسه که اصطلاحاً به آن مشخصهٔ فای میگویند، میتواند بر شخص، شمار، و در برخی از زبانها، جنس دستوری، دلالت کند.
✔️Phi (ϕ) feature = مشخصهٔ فای
@MorphoSyntax
👍11👏3❤1🙏1
☰
📝 ویرایش | مطابقۀ فعل با فاعل
◄ *بهگفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهشهایی که در سال گذشته به کوشش گویشپژوهان آن پژوهشکده انجام شدهاند، نشان میدهند که تعداد گویشهای درخطر کشور افزایش یافتهاند.
🖊 میدانیم در فارسی گاهی فعل با فاعل مطابقت نمیکند که موضوع این یادداشت نیست. اما آنجا که قرار بر مطابقه است، شناسۀ فعل باید با هستۀ گروه اسمی سازگار باشد، نه با وابستههای آن. در جملۀ بالا:
★ اسم مفرد «نتیجه» هستۀ گروه اسمی است. فعل «نشان دادن» باید با این عنصر مطابقه کند.
★ اسم مفرد «تعداد» هستۀ گروه اسمی است. فعل «افزایش یافتن» باید با این عنصر مطابقه کند.
◄ بهگفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهشهایی که در سال گذشته به کوشش گویشپژوهان آن پژوهشکده انجام شدهاند، نشان میدهد که تعداد گویشهای درخطر کشور افزایش یافته است.
🖊 میتوانیم با حذف «نتیجه» و «تعداد»، اسمهای جمع «پژوهشها» و «گویشها» را در هستۀ گروه اسمی قرار دهیم. در این صورت فعلهای «نشان دادن» و «افزایش یافتن» با این هستههای اسمی مطابقه میکنند.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | مطابقۀ فعل با فاعل
◄ *بهگفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهشهایی که در سال گذشته به کوشش گویشپژوهان آن پژوهشکده انجام شدهاند، نشان میدهند که تعداد گویشهای درخطر کشور افزایش یافتهاند.
🖊 میدانیم در فارسی گاهی فعل با فاعل مطابقت نمیکند که موضوع این یادداشت نیست. اما آنجا که قرار بر مطابقه است، شناسۀ فعل باید با هستۀ گروه اسمی سازگار باشد، نه با وابستههای آن. در جملۀ بالا:
★ اسم مفرد «نتیجه» هستۀ گروه اسمی است. فعل «نشان دادن» باید با این عنصر مطابقه کند.
★ اسم مفرد «تعداد» هستۀ گروه اسمی است. فعل «افزایش یافتن» باید با این عنصر مطابقه کند.
◄ بهگفتۀ رئیس پژوهشکده، نتیجۀ پژوهشهایی که در سال گذشته به کوشش گویشپژوهان آن پژوهشکده انجام شدهاند، نشان میدهد که تعداد گویشهای درخطر کشور افزایش یافته است.
🖊 میتوانیم با حذف «نتیجه» و «تعداد»، اسمهای جمع «پژوهشها» و «گویشها» را در هستۀ گروه اسمی قرار دهیم. در این صورت فعلهای «نشان دادن» و «افزایش یافتن» با این هستههای اسمی مطابقه میکنند.
@MorphoSyntax
👍10✍2🥰1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🔝 نام اعضای یک قبیله در تانزانیا؛ نچآواها (clicks) و آواهایی که با هوای دَمی تولید میشوند، در تلفظ نامها قابل توجهاند (بهجز یکی دو نام غیربومی که پیامد خودباختگی فرهنگیاند).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال دقایق زبانی در:
https://news.1rj.ru/str/language_niceties
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔝 نام اعضای یک قبیله در تانزانیا؛ نچآواها (clicks) و آواهایی که با هوای دَمی تولید میشوند، در تلفظ نامها قابل توجهاند (بهجز یکی دو نام غیربومی که پیامد خودباختگی فرهنگیاند).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال دقایق زبانی در:
https://news.1rj.ru/str/language_niceties
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍6😁6❤3✍1
☰
🧾 واژهگزینی | پروتکل
❂ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حوزۀ رایانه و فناوری اطلاعات، در برابر اصطلاح «پروتکل» غالباً معادل «قرارداد» را بهکار برده است. صرفنظر از این حوزه، برای اصطلاح یادشده دو برابرنهادهٔ مختلف در علوم سیاسی و بهداشت و درمان به تصویب رسیده است:
❂ تشریفات (علوم سیاسی):
مجموعۀ آیین و رفتار دیپلماتی در روابط بین دولتها یا در درون دولت
❂ شیوهنامۀ ایمنی (کووید ۱۹):
دستورالعمل و توصیههای مکتوب برای اجرای معیارهای ایمنی ضروری
❂ در علوم سیاسی، روابط بینالملل و شاخههای وابسته، چند دهه از رواج اصطلاح «تشریفات» میگذرد، اما عبارت «شیوهنامۀ ایمنی» که بهنظر نمیرسد بخت و توان چندانی برای غلبه بر «پروتکل» داشته باشد، پس از همهگیری ویروس کرونا وضع شده است.
❂ نگارنده در پایان دههٔ نود خورشیدی و پس از همهگیری واژهٔ «پروتکل» در جامعهٔ فارسیزبان، معادل فارسی «بایستار» را در برابر آن پیشنهاد داد و در همۀ بافتهای زبانی (غیر از همان حوزۀ رایانه و فناوری اطلاعات) همین اصطلاح را بهکار برده است. نمونههای زیر از گوگل بهدست آمدهاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ پروتکلهای/ بایستارهای دیپلماتیک برای استفاده از پرچم چیست؟ مقصر وارونه بودن پرچم ایران در دیدار رسمی چه کسی بود؟
◄ گزارش وزارت بهداشت و درمان از رعایت مطلوب پروتکلهای/ بایستارهای بهداشتی در برگزاری مراسم سوگواری محرم
◄ پروتکلها/ بایستارها در سامانهٔ اعلام حریق؛ پروتکل/ بایستار ایمنی حریق در مناطق جنگلی و مرتعی منتشر شد.
◄ همهٔ پروتکلهای/ بایستارهای مورد نیاز در مجموعهٔ مدیریت شهری تهیه شده و ملاک عمل در شهرداری تهران قرار گرفته است.
◄ اسلامی: دیدار گروسی با رئیسجمهور براساس پروتکل/ بایستار خود در آیندهٔ نزدیک در تهران صورت خواهد گرفت.
◄ در بحبوحهٔ انتقادهای خارجی از بیتوجهی عربستان به پروتکل/ بایستار همایش صلح بغداد، وزارت امور خارجه بیانیه داد.
◄ در پروتکل/ بایستار اروپا، مراقبتهای قلبی شامل بررسی سابقهٔ بیماری در خانواده، آزمایشهای جسمی و استفاده از قلبنگار است.
◄ از آغاز شیوع ویروس کرونا تا به امروز، پیوسته پروتکلهای/ بایستارهای بهداشتی برای اماکن اقامتی روزآمدسازی و اجرا شدهاند.
◄ پروتکل/ بایستار حملونقل زمینی این دستورالعمل تأکید میکند که بهویژه در این ایام از سفرهای غیرضروری پرهیز شود.
◄ عبدالرحیم حسینزاده، معاون رئیسجمهور، یادآور شد: پروتکل/ بایستار اجازه نمیدهد که ما برقصیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | پروتکل
❂ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حوزۀ رایانه و فناوری اطلاعات، در برابر اصطلاح «پروتکل» غالباً معادل «قرارداد» را بهکار برده است. صرفنظر از این حوزه، برای اصطلاح یادشده دو برابرنهادهٔ مختلف در علوم سیاسی و بهداشت و درمان به تصویب رسیده است:
❂ تشریفات (علوم سیاسی):
مجموعۀ آیین و رفتار دیپلماتی در روابط بین دولتها یا در درون دولت
❂ شیوهنامۀ ایمنی (کووید ۱۹):
دستورالعمل و توصیههای مکتوب برای اجرای معیارهای ایمنی ضروری
❂ در علوم سیاسی، روابط بینالملل و شاخههای وابسته، چند دهه از رواج اصطلاح «تشریفات» میگذرد، اما عبارت «شیوهنامۀ ایمنی» که بهنظر نمیرسد بخت و توان چندانی برای غلبه بر «پروتکل» داشته باشد، پس از همهگیری ویروس کرونا وضع شده است.
❂ نگارنده در پایان دههٔ نود خورشیدی و پس از همهگیری واژهٔ «پروتکل» در جامعهٔ فارسیزبان، معادل فارسی «بایستار» را در برابر آن پیشنهاد داد و در همۀ بافتهای زبانی (غیر از همان حوزۀ رایانه و فناوری اطلاعات) همین اصطلاح را بهکار برده است. نمونههای زیر از گوگل بهدست آمدهاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ پروتکلهای/ بایستارهای دیپلماتیک برای استفاده از پرچم چیست؟ مقصر وارونه بودن پرچم ایران در دیدار رسمی چه کسی بود؟
◄ گزارش وزارت بهداشت و درمان از رعایت مطلوب پروتکلهای/ بایستارهای بهداشتی در برگزاری مراسم سوگواری محرم
◄ پروتکلها/ بایستارها در سامانهٔ اعلام حریق؛ پروتکل/ بایستار ایمنی حریق در مناطق جنگلی و مرتعی منتشر شد.
◄ همهٔ پروتکلهای/ بایستارهای مورد نیاز در مجموعهٔ مدیریت شهری تهیه شده و ملاک عمل در شهرداری تهران قرار گرفته است.
◄ اسلامی: دیدار گروسی با رئیسجمهور براساس پروتکل/ بایستار خود در آیندهٔ نزدیک در تهران صورت خواهد گرفت.
◄ در بحبوحهٔ انتقادهای خارجی از بیتوجهی عربستان به پروتکل/ بایستار همایش صلح بغداد، وزارت امور خارجه بیانیه داد.
◄ در پروتکل/ بایستار اروپا، مراقبتهای قلبی شامل بررسی سابقهٔ بیماری در خانواده، آزمایشهای جسمی و استفاده از قلبنگار است.
◄ از آغاز شیوع ویروس کرونا تا به امروز، پیوسته پروتکلهای/ بایستارهای بهداشتی برای اماکن اقامتی روزآمدسازی و اجرا شدهاند.
◄ پروتکل/ بایستار حملونقل زمینی این دستورالعمل تأکید میکند که بهویژه در این ایام از سفرهای غیرضروری پرهیز شود.
◄ عبدالرحیم حسینزاده، معاون رئیسجمهور، یادآور شد: پروتکل/ بایستار اجازه نمیدهد که ما برقصیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍12❤3🥰2👏2✍1😁1🤓1🎄1
☰
👁🗨 دیدگاه | عمل لغو
▪️عمل لغو به کار مباحی گفته میشود که صاحبش در دنیا و آخرت از آن سودی نَبَرد. مطالعهٔ ساختار صرفینحوی زبان، در چارچوبی غیر از رویکرد صوری دستور زایشی و نظریهٔ کلان اصول و پارامترها، عملی لغو بهشمار میرود.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | عمل لغو
▪️عمل لغو به کار مباحی گفته میشود که صاحبش در دنیا و آخرت از آن سودی نَبَرد. مطالعهٔ ساختار صرفینحوی زبان، در چارچوبی غیر از رویکرد صوری دستور زایشی و نظریهٔ کلان اصول و پارامترها، عملی لغو بهشمار میرود.
@MorphoSyntax
😁11🤔5👍4🎄3🔥2🆒2❤1🤩1🤓1
MorphoSyntax
☰
🔬 کدامیک از گزارههای زیر، فرضیهٔ علمی است؟
🔬 کدامیک از گزارههای زیر، فرضیهٔ علمی است؟
☰
🪩 تفکر انتقادی | فرضیهٔ علمی
◀️ فارغ از نقدهایی که به رهیافت ابطالپذیری (refutability) کارل پوپر وارد کردهاند، این نظریه همچنان پذیرفتهترین معیار برای تمایز علم از شبهعلم است. ابطالپذیری گزاره به معنای سازش نداشتن با همۀ وضعیتهای ممکن است و گزارۀ ابطالپذیر، گزارهای است که بتوان تصور کرد در صورت وقوع رویداد یا پدیدهای مشخص و معقول، باطل خواهد شد.
1⃣ گزارهٔ (۱): فرضیهٔ علمی است، زیرا با علم تجربی میتوان درستی/ نادرستی آن را محک زد و منطقاً ابطالپذیر است؛ یعنی وضعیتهای متعددی را میتوان تصور کرد که این گزاره نادرست از آب درآید. از قضا امروزه میدانیم که این فرضیه از نظر علمی مردود است و خورشید به دور زمین نمیچرخد.
2⃣ گزارهٔ (۲): فرضیهٔ علمی نیست؛ بخش اول آن میگوید: «فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد». این ادعا همواره درست است و بطلان آن را نمیتوان تصور کرد؛ فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد، میتواند هم نباشد (مانند اینکه بگوییم فردا ممکن است باران ببارد یا نبارد). بخش دوم این گزاره مغالطهآمیز است؛ اگر ریاضیدانی پیدا شود که فیزیکدان هم باشد، میتوان ادعا کرد که خیر؛ او فیزیکدانی است که ریاضیدان است و عملاً هیچگاه ابطال این گزاره میسر نیست.
3⃣ گزارهٔ (۳): با جمیع وضعیتهای ممکن سازگار است و ابطال منطقی آن امکانپذیر نیست. یک محلول یا اسیدی است، یا قلیایی، یا خنثی. بههمین دلیل، این گزاره که همواره صادق است و نمیتوان آن را باطل کرد، فرضیهٔ علمی قلمداد نمیشود. فرضیههای علمی معمولاً با سورهایی چون «همه، هیچ» و قیدهایی مانند «همواره، هرگز» بیان میشوند.
4⃣ گزارهٔ (۴): غیرعلمیترین گزاره در میان چهار گزارهٔ بالاست و هرگز نمیتوان آن را رد یا اثبات کرد. اساساً علم تجربی نمیتواند میزان باور قلبی افراد را اندازه بگیرد تا اثر دارونما را بر این پایه بسنجد. اگر بیمار با مصرف دارونما درمان شود، میتوان ادعا کرد که او باور راسخ به دارو داشته است، و اگر درمان نشود، لابد دارو را بدون باور قلبی مصرف کرده است. ممکن است گزارهٔ (۴) ادعای درستی باشد، اما قطعاً فرضیهٔ علمی نیست.
◀️ در مجموع، ابطالپذیری به این معنا نیست که هر فرضیهای لزوماً روزی رد خواهد شد، بلکه اگر اعتبار علمی فرضیهای تضمین شده باشد، باز هم ابطالپذیر خواهد بود. از این منظر، ابطالپذیر بودن را میتوان هممعنای تجربهپذیری دانست و لذا، فرضیهای علمی است که بتوان آن را به تجربه آزمود.
@MorphoSyntax
🪩 تفکر انتقادی | فرضیهٔ علمی
◀️ فارغ از نقدهایی که به رهیافت ابطالپذیری (refutability) کارل پوپر وارد کردهاند، این نظریه همچنان پذیرفتهترین معیار برای تمایز علم از شبهعلم است. ابطالپذیری گزاره به معنای سازش نداشتن با همۀ وضعیتهای ممکن است و گزارۀ ابطالپذیر، گزارهای است که بتوان تصور کرد در صورت وقوع رویداد یا پدیدهای مشخص و معقول، باطل خواهد شد.
1⃣ گزارهٔ (۱): فرضیهٔ علمی است، زیرا با علم تجربی میتوان درستی/ نادرستی آن را محک زد و منطقاً ابطالپذیر است؛ یعنی وضعیتهای متعددی را میتوان تصور کرد که این گزاره نادرست از آب درآید. از قضا امروزه میدانیم که این فرضیه از نظر علمی مردود است و خورشید به دور زمین نمیچرخد.
2⃣ گزارهٔ (۲): فرضیهٔ علمی نیست؛ بخش اول آن میگوید: «فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد». این ادعا همواره درست است و بطلان آن را نمیتوان تصور کرد؛ فیزیکدان میتواند ریاضیدان باشد، میتواند هم نباشد (مانند اینکه بگوییم فردا ممکن است باران ببارد یا نبارد). بخش دوم این گزاره مغالطهآمیز است؛ اگر ریاضیدانی پیدا شود که فیزیکدان هم باشد، میتوان ادعا کرد که خیر؛ او فیزیکدانی است که ریاضیدان است و عملاً هیچگاه ابطال این گزاره میسر نیست.
3⃣ گزارهٔ (۳): با جمیع وضعیتهای ممکن سازگار است و ابطال منطقی آن امکانپذیر نیست. یک محلول یا اسیدی است، یا قلیایی، یا خنثی. بههمین دلیل، این گزاره که همواره صادق است و نمیتوان آن را باطل کرد، فرضیهٔ علمی قلمداد نمیشود. فرضیههای علمی معمولاً با سورهایی چون «همه، هیچ» و قیدهایی مانند «همواره، هرگز» بیان میشوند.
4⃣ گزارهٔ (۴): غیرعلمیترین گزاره در میان چهار گزارهٔ بالاست و هرگز نمیتوان آن را رد یا اثبات کرد. اساساً علم تجربی نمیتواند میزان باور قلبی افراد را اندازه بگیرد تا اثر دارونما را بر این پایه بسنجد. اگر بیمار با مصرف دارونما درمان شود، میتوان ادعا کرد که او باور راسخ به دارو داشته است، و اگر درمان نشود، لابد دارو را بدون باور قلبی مصرف کرده است. ممکن است گزارهٔ (۴) ادعای درستی باشد، اما قطعاً فرضیهٔ علمی نیست.
◀️ در مجموع، ابطالپذیری به این معنا نیست که هر فرضیهای لزوماً روزی رد خواهد شد، بلکه اگر اعتبار علمی فرضیهای تضمین شده باشد، باز هم ابطالپذیر خواهد بود. از این منظر، ابطالپذیر بودن را میتوان هممعنای تجربهپذیری دانست و لذا، فرضیهای علمی است که بتوان آن را به تجربه آزمود.
@MorphoSyntax
👍8👏2🤔2
☰
💎 نحو | نفی جمله و نفی سازه
🔻دو نمونۀ سادۀ زیر تمایز نفی جمله و نفی سازه را در زبان انگلیسی نشان میدهند:
► a. I was not eating a peach.
► b. I was eating not a peach (but an apple).
🔻نمونۀ نخست از نوع نفی جمله است و در آن کل گزاره، یعنی فرایند «eating» منفی شده است.
🔻نمونۀ دوم صرفاً نفی سازه بهشمار میرود و در آن فرایند «eating» منفی نشده است.
🔻آیا میتوانیم تمایز این دو ساختار را در ترجمهٔ فارسی نشان دهیم (هوش مصنوعی این دو جمله را یکسان به فارسی برمیگرداند)؟
@MorphoSyntax
💎 نحو | نفی جمله و نفی سازه
🔻دو نمونۀ سادۀ زیر تمایز نفی جمله و نفی سازه را در زبان انگلیسی نشان میدهند:
► a. I was not eating a peach.
► b. I was eating not a peach (but an apple).
🔻نمونۀ نخست از نوع نفی جمله است و در آن کل گزاره، یعنی فرایند «eating» منفی شده است.
🔻نمونۀ دوم صرفاً نفی سازه بهشمار میرود و در آن فرایند «eating» منفی نشده است.
🔻آیا میتوانیم تمایز این دو ساختار را در ترجمهٔ فارسی نشان دهیم (هوش مصنوعی این دو جمله را یکسان به فارسی برمیگرداند)؟
@MorphoSyntax
👍11🤔5✍1
☰
📝 ویرایش | خلیج مکزیک!
📌 عزیزان مکزیکی . . . اگر میخواهید کارزار راه بیندازید یا ترانه بخوانید، یادتان باشد بگویید: «خلیج همیشه مکزیک»؛ عبارت «خلیج همیشگی مکزیک» غلط است. دومی وقتی درست است که ترامپ تهدید کرده باشد خلیجتان را به دریاچه تبدیل میکند!
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | خلیج مکزیک!
📌 عزیزان مکزیکی . . . اگر میخواهید کارزار راه بیندازید یا ترانه بخوانید، یادتان باشد بگویید: «خلیج همیشه مکزیک»؛ عبارت «خلیج همیشگی مکزیک» غلط است. دومی وقتی درست است که ترامپ تهدید کرده باشد خلیجتان را به دریاچه تبدیل میکند!
@MorphoSyntax
😁17🤓4👌3✍1🤔1🎄1
MorphoSyntax
☰
📝 کدامیک از جملههای زیر برایتان پذیرفتنی است؟
📝 کدامیک از جملههای زیر برایتان پذیرفتنی است؟
☰
📝 ویرایش | «نه ــ نه»: توصیف زبانی
🖊 حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» که سبب همپایگی دو سازه میشوند، بنا به شواهد همزمانی و درزمانی با هر دو فعل مثبت و منفی بهکار میروند و جالب آنکه در هر دو حالت، گزارۀ یکسانی را بیان میکنند:
◄ (۱). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۱ ـ الف). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست دارد.
= (۱ ـ ب). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست ندارد.
🖊 شواهد همزمانی:
○ نظرسنجی بالا شاید بهترین شاهدی است که تأیید میکند فارسیزبانان هر دو فعل مثبت و منفی را در این ساختار میپذیرند. همانگونه که ملاحظه میفرمایید، از میان ۱۲۰ همراه گرامی که بزرگمنشانه در این نظرسنجی شرکت فرمودند، ۳۶ درصد صورت منفی فعل را پذیرفتند، ۲۷ درصد فعل مثبت را خوشساخت دانستند، و ۳۸ درصد نیز معتقد بودند که هر دو گونۀ مثبت و منفی قابل قبولاند. با توجه به اینکه تفاوت معناداری میان این درصدها مشاهده نمیشود، میتوانیم نتیجه بگیریم که هر دو ساختار در فارسی پذیرفتنیاند و اهل زبان برپایۀ شم زبانی خود، این یا آن ساخت نحوی را بهکار میبرند.
🖊 شواهد درزمانی:
○ بررسی متون کهن نیز مشاهدۀ بالا را تأیید میکند و نشان میدهد که بزرگان نظم و نثر زبان فارسی، حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» را با هر دو فعل مثبت و منفی بهکار بردهاند؛ گو اینکه نگارنده بیشتر نمونههایی یافته است که فعلشان مثبت بودهاند:
❂ با فعل مثبت:
○ میوۀ او را نه هیچ بوی و نه رنگ است/ جامۀ او را نه هیچ پود و نه تار است (ناصر خسرو)
= میوۀ او نه بو نه رنگ دارد.
❂ با فعل منفی:
○ جز به خشنودی و خشمِ ایزد و پیغمبرش/ من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا (ناصر خسرو)
= در دلم از کسی نه خوف نه رجا ندارم.
🖊 نکتۀ مهمی که باید بر آن تأکید کنیم، اینکه اگر فعل در میان حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» بنشیند، حتماً باید بهصورت مثبت بیاید. در نمونۀ زیر، فقط ساختار «۲ ـ الف» خوشساخت است و جملۀ «۲ ـ ب» نادستوری است:
◄ (۲). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۲ ـ الف). سینا نه پزشکی دوست دارد، نه مهندسی.
= (۲ ـ ب). *سینا نه پزشکی دوست ندارد، نه مهندسی.
🖊 آنچه تاکنون گفتهایم، فقط توصیف دادههای زبانی، از هر دو منظر همزمانی و درزمانی است که میتواند در نگارش و ویرایش به کارمان بیاید؛ اما هنوز به مرحلۀ تبیین دادهها گام نگذاشتهایم. نظریۀ دستوری آنجایی ارزشمند است که پس از کفایت مشاهدهای و توصیفی، به کفایت تبیینی بینجامد. در یادداشتی مستقل، به شرط بقا، خواهیم کوشید تا تبیینی نحوی از توصیف حاضر بهدست دهیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پیوست:
نمونههای بیشتر از حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» با هر دو فعل مثبت و منفی.
❂ با فعل مثبت:
○ چه شب است یا رب امشب که ستارهای برآمد/ که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم (سعدی)
○ سرِ درسِ عشق دارد دلِ دردمند حافظ/ که نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد (حافظ)
○ چو بادی تو گهی گرم و گهی سرد/ رو آن جا که نه گرما و نه سرماست (مولوی)
○ عجایبند درختانش بکر و آبستن/ چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد (مولوی)
❂ با فعل منفی:
○ گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی/ چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید (سعدی)
○ با آنکه برآورد به صنعا در غمدان/ بنگر که نمانده است نه غمدان و نه صنعا (ناصر خسرو)
○ نه ز مردود گریزی نه ز مقبول خلاص/ بهل این را که نگنجد نه به بحث و نه سرود (مولوی)
○ نگذارد نه کوته و نه دراز/ آتشی کو دراز و کوته نیست (مولوی)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 برگرفته از: دوازده گفتار در نحو جمله (در دست تکمیل)، گفتار دوازدهم، ادات قطبی منفی، صفحۀ ۹۶۸.
✔️Observational adequacy = کفایت مشاهدهای
✔️Denoscriptive adequacy = کفایت توصیفی
✔️Explanatory adequacy = کفایت تبیینی
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | «نه ــ نه»: توصیف زبانی
🖊 حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» که سبب همپایگی دو سازه میشوند، بنا به شواهد همزمانی و درزمانی با هر دو فعل مثبت و منفی بهکار میروند و جالب آنکه در هر دو حالت، گزارۀ یکسانی را بیان میکنند:
◄ (۱). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۱ ـ الف). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست دارد.
= (۱ ـ ب). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست ندارد.
🖊 شواهد همزمانی:
○ نظرسنجی بالا شاید بهترین شاهدی است که تأیید میکند فارسیزبانان هر دو فعل مثبت و منفی را در این ساختار میپذیرند. همانگونه که ملاحظه میفرمایید، از میان ۱۲۰ همراه گرامی که بزرگمنشانه در این نظرسنجی شرکت فرمودند، ۳۶ درصد صورت منفی فعل را پذیرفتند، ۲۷ درصد فعل مثبت را خوشساخت دانستند، و ۳۸ درصد نیز معتقد بودند که هر دو گونۀ مثبت و منفی قابل قبولاند. با توجه به اینکه تفاوت معناداری میان این درصدها مشاهده نمیشود، میتوانیم نتیجه بگیریم که هر دو ساختار در فارسی پذیرفتنیاند و اهل زبان برپایۀ شم زبانی خود، این یا آن ساخت نحوی را بهکار میبرند.
🖊 شواهد درزمانی:
○ بررسی متون کهن نیز مشاهدۀ بالا را تأیید میکند و نشان میدهد که بزرگان نظم و نثر زبان فارسی، حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» را با هر دو فعل مثبت و منفی بهکار بردهاند؛ گو اینکه نگارنده بیشتر نمونههایی یافته است که فعلشان مثبت بودهاند:
❂ با فعل مثبت:
○ میوۀ او را نه هیچ بوی و نه رنگ است/ جامۀ او را نه هیچ پود و نه تار است (ناصر خسرو)
= میوۀ او نه بو نه رنگ دارد.
❂ با فعل منفی:
○ جز به خشنودی و خشمِ ایزد و پیغمبرش/ من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا (ناصر خسرو)
= در دلم از کسی نه خوف نه رجا ندارم.
🖊 نکتۀ مهمی که باید بر آن تأکید کنیم، اینکه اگر فعل در میان حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» بنشیند، حتماً باید بهصورت مثبت بیاید. در نمونۀ زیر، فقط ساختار «۲ ـ الف» خوشساخت است و جملۀ «۲ ـ ب» نادستوری است:
◄ (۲). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۲ ـ الف). سینا نه پزشکی دوست دارد، نه مهندسی.
= (۲ ـ ب). *سینا نه پزشکی دوست ندارد، نه مهندسی.
🖊 آنچه تاکنون گفتهایم، فقط توصیف دادههای زبانی، از هر دو منظر همزمانی و درزمانی است که میتواند در نگارش و ویرایش به کارمان بیاید؛ اما هنوز به مرحلۀ تبیین دادهها گام نگذاشتهایم. نظریۀ دستوری آنجایی ارزشمند است که پس از کفایت مشاهدهای و توصیفی، به کفایت تبیینی بینجامد. در یادداشتی مستقل، به شرط بقا، خواهیم کوشید تا تبیینی نحوی از توصیف حاضر بهدست دهیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پیوست:
نمونههای بیشتر از حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» با هر دو فعل مثبت و منفی.
❂ با فعل مثبت:
○ چه شب است یا رب امشب که ستارهای برآمد/ که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم (سعدی)
○ سرِ درسِ عشق دارد دلِ دردمند حافظ/ که نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد (حافظ)
○ چو بادی تو گهی گرم و گهی سرد/ رو آن جا که نه گرما و نه سرماست (مولوی)
○ عجایبند درختانش بکر و آبستن/ چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد (مولوی)
❂ با فعل منفی:
○ گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی/ چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید (سعدی)
○ با آنکه برآورد به صنعا در غمدان/ بنگر که نمانده است نه غمدان و نه صنعا (ناصر خسرو)
○ نه ز مردود گریزی نه ز مقبول خلاص/ بهل این را که نگنجد نه به بحث و نه سرود (مولوی)
○ نگذارد نه کوته و نه دراز/ آتشی کو دراز و کوته نیست (مولوی)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📚 برگرفته از: دوازده گفتار در نحو جمله (در دست تکمیل)، گفتار دوازدهم، ادات قطبی منفی، صفحۀ ۹۶۸.
✔️Observational adequacy = کفایت مشاهدهای
✔️Denoscriptive adequacy = کفایت توصیفی
✔️Explanatory adequacy = کفایت تبیینی
@MorphoSyntax
👍12❤6👏4🤓3😁2✍1🤔1
☰
📢 معرفی | شاخص اچ
🔺شاخص اچ (h-index) عددی است که بهرهوری و تأثیرگذاری علمی دانشمندان را نمایش دهد. در این شاخص، مقالات پراستناد پژوهشگران و شمار ارجاعات دیگران به آنها محاسبه میشود.
🔺اگر شاخص اچ، ارجاعات درون فضای مجازی فارسی و از جمله مکتوبات شبکههای تلگرام و ایکس و ایتا را هم لحاظ کند، احتمالاً پروفسور سمیعی، دکتر شریعتی و مرحوم حسین پناهی، در صدر فهرست و بالاتر از استیون هاوکینگ، نوآم چامسکی و الیزابت بلکبرن قرار میگیرند!
@MorphoSyntax
📢 معرفی | شاخص اچ
🔺شاخص اچ (h-index) عددی است که بهرهوری و تأثیرگذاری علمی دانشمندان را نمایش دهد. در این شاخص، مقالات پراستناد پژوهشگران و شمار ارجاعات دیگران به آنها محاسبه میشود.
🔺اگر شاخص اچ، ارجاعات درون فضای مجازی فارسی و از جمله مکتوبات شبکههای تلگرام و ایکس و ایتا را هم لحاظ کند، احتمالاً پروفسور سمیعی، دکتر شریعتی و مرحوم حسین پناهی، در صدر فهرست و بالاتر از استیون هاوکینگ، نوآم چامسکی و الیزابت بلکبرن قرار میگیرند!
@MorphoSyntax
😁21🎄1
☰
📝 ویرایش | ادبیاتت رو درست کن!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● دیدی چه گلی بهشون زدم؟
○ خودت هم میدونی شانسی بود. تو که با اون پاهای کج و ناقصت، از این عُرضهها نداری.
● این چه جور حرف زدنه؟! ادبیاتت رو درست کن!
○ ببخشید . . . «گاه باشد که کودکی نادان، به غلط بر هدف زند تیری». ادبیاتم رو عوض کردم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✏️ واژۀ «ادبیات» به مجموعۀ آثار نوشتاری یا گفتاری گفته میشود که اندیشه و احساس را در قالبی هنرمندانه بیان میکنند. افزونبر این، «ادبیات» شامل دانشهایی است که زیرمجموعهٔ علوم انسانی بهشمار میروند.
✏️ این واژه از رهگذر گسترش معنایی، دو مفهوم تازه نیز یافته که نهتنها ضرورتی نداشتهاند، بلکه گاهی مخل معنا هم هستند؛ یکی به مفهوم «زبان» و «لحن» و «واژه» و دیگری در معنای «پیشینۀ پژوهش» یا «مجموعۀ آثار دربارۀ یک موضوع خاص».
✏️ کاربرد دوم «ادبیات» که گردهبرداری از واژۀ «literature» انگلیسی است، بهویژه به مقالات و رسالههای دانشگاهی راه یافته است. در برخی از آثار علمی، مؤلف بخش یا فصلی از اثرش را به «ادبیات پژوهش» اختصاص میدهد و در آن، نوشتههای دیگر نویسندگان و پژوهشگران را معرفی یا نقد میکند.
◄ *نظر اغلب کارمندان این است که بخشنامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با ادبیات تند و نامناسب تدوین شده است.
◄ نظر اغلب کارمندان این است که بخشنامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با لحن تند و واژههای نامناسب تدوین شده است.
◄ *در فصل سوم به مرور ادبیات پژوهش میپردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی میکنیم.
◄ در فصل سوم به مرور پیشینۀ پژوهش میپردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی میکنیم.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | ادبیاتت رو درست کن!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● دیدی چه گلی بهشون زدم؟
○ خودت هم میدونی شانسی بود. تو که با اون پاهای کج و ناقصت، از این عُرضهها نداری.
● این چه جور حرف زدنه؟! ادبیاتت رو درست کن!
○ ببخشید . . . «گاه باشد که کودکی نادان، به غلط بر هدف زند تیری». ادبیاتم رو عوض کردم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✏️ واژۀ «ادبیات» به مجموعۀ آثار نوشتاری یا گفتاری گفته میشود که اندیشه و احساس را در قالبی هنرمندانه بیان میکنند. افزونبر این، «ادبیات» شامل دانشهایی است که زیرمجموعهٔ علوم انسانی بهشمار میروند.
✏️ این واژه از رهگذر گسترش معنایی، دو مفهوم تازه نیز یافته که نهتنها ضرورتی نداشتهاند، بلکه گاهی مخل معنا هم هستند؛ یکی به مفهوم «زبان» و «لحن» و «واژه» و دیگری در معنای «پیشینۀ پژوهش» یا «مجموعۀ آثار دربارۀ یک موضوع خاص».
✏️ کاربرد دوم «ادبیات» که گردهبرداری از واژۀ «literature» انگلیسی است، بهویژه به مقالات و رسالههای دانشگاهی راه یافته است. در برخی از آثار علمی، مؤلف بخش یا فصلی از اثرش را به «ادبیات پژوهش» اختصاص میدهد و در آن، نوشتههای دیگر نویسندگان و پژوهشگران را معرفی یا نقد میکند.
◄ *نظر اغلب کارمندان این است که بخشنامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با ادبیات تند و نامناسب تدوین شده است.
◄ نظر اغلب کارمندان این است که بخشنامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با لحن تند و واژههای نامناسب تدوین شده است.
◄ *در فصل سوم به مرور ادبیات پژوهش میپردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی میکنیم.
◄ در فصل سوم به مرور پیشینۀ پژوهش میپردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی میکنیم.
@MorphoSyntax
👍18🔥3💯2✍1😁1🎄1
☰
🧾 واژهگزینی | همهپرسی در واژهگزینی؟!
🗡 واژهگزینی تخصصی در شاخههای مختلف علم، مثل همسرگزینی است؛ نه میتوان نظر موافق همگان را جلب کرد، نه اساساً رسیدن به توافق اکثریت ضرورتی دارد. همینکه چند اهل فن دربارهٔ معادل فارسی یک اصطلاح نظر تخصصی بدهند و کاربر اصطلاح هم از آن راضی باشد، کافی است.
🗡 حکایت واژههای عمومی اندکی متفاوت است و توجه به ذائقهٔ علاقهمندان به زبان فارسی میتواند یکی از معیارهای واژهگزینی باشد. اما . . . سالها پیش علی پروین در پاسخ به خبرنگارانی که سبک و سیاق بازی تیمش را نقد یا مضحکه میکردند، گفته بود: «این آقایان لااقل یک عکس با شورت ورزشی از خودشان منتشر کنند که ما بفهمیم در فوتبال سررشته دارند!»
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | همهپرسی در واژهگزینی؟!
🗡 واژهگزینی تخصصی در شاخههای مختلف علم، مثل همسرگزینی است؛ نه میتوان نظر موافق همگان را جلب کرد، نه اساساً رسیدن به توافق اکثریت ضرورتی دارد. همینکه چند اهل فن دربارهٔ معادل فارسی یک اصطلاح نظر تخصصی بدهند و کاربر اصطلاح هم از آن راضی باشد، کافی است.
🗡 حکایت واژههای عمومی اندکی متفاوت است و توجه به ذائقهٔ علاقهمندان به زبان فارسی میتواند یکی از معیارهای واژهگزینی باشد. اما . . . سالها پیش علی پروین در پاسخ به خبرنگارانی که سبک و سیاق بازی تیمش را نقد یا مضحکه میکردند، گفته بود: «این آقایان لااقل یک عکس با شورت ورزشی از خودشان منتشر کنند که ما بفهمیم در فوتبال سررشته دارند!»
@MorphoSyntax
👍10❤2👌1🎄1
2013 Vocative.pdf
6.1 MB
☰
📒 کتاب | ساخت ندایی
▪️Vocative!
Addressing between System and Performance (2013)
▪️Edited by
Barbara Sonnenhauser
Patrizia Noel Aziz Hanna
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺اثر مفصل پیوست در چارچوب دستور زایشی به توصیف و تحلیل ساخت ندایی میپردازد و نشان میدهد این ساختار بهظاهر ساده که میتوان درباب آن به تفصیل سخن گفت، تا چه اندازه پیچیده است و چه ظرایف و جزئیات ناگفتهای دارد.
🔻در زبان فارسی، کمتر اثری را میتوان یافت که از دریچهٔ نظریههای متأخر نحوی، ساخت ندایی را بررسی و تحلیل کرده باشد. مقالهٔ زیر، از اندک پژوهشهای برگرفته از رساله است که از منظر کمینهگرایی مشخصهبنیاد به تبیین این ساختار زبانی میپردازد.
▪️نحو گروه ندایی در زبان فارسی، رویکردی مشخصهبنیاد (۱۴۰۳)
▪️مینا رضوانیان، علی درزی
https://jolr.ut.ac.ir/article_98226.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📒 کتاب | ساخت ندایی
▪️Vocative!
Addressing between System and Performance (2013)
▪️Edited by
Barbara Sonnenhauser
Patrizia Noel Aziz Hanna
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺اثر مفصل پیوست در چارچوب دستور زایشی به توصیف و تحلیل ساخت ندایی میپردازد و نشان میدهد این ساختار بهظاهر ساده که میتوان درباب آن به تفصیل سخن گفت، تا چه اندازه پیچیده است و چه ظرایف و جزئیات ناگفتهای دارد.
🔻در زبان فارسی، کمتر اثری را میتوان یافت که از دریچهٔ نظریههای متأخر نحوی، ساخت ندایی را بررسی و تحلیل کرده باشد. مقالهٔ زیر، از اندک پژوهشهای برگرفته از رساله است که از منظر کمینهگرایی مشخصهبنیاد به تبیین این ساختار زبانی میپردازد.
▪️نحو گروه ندایی در زبان فارسی، رویکردی مشخصهبنیاد (۱۴۰۳)
▪️مینا رضوانیان، علی درزی
https://jolr.ut.ac.ir/article_98226.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍5🙏2✍1😁1👌1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۲۶) 🎣 در حالی که ماهیگیر بومی ۲۰ ساله در زیر صخرهای به بلندای چهلوپنج متر به خواب رفته، سنگی بزرگ از بالای صخره به سویش رها میشود. اگر این ماهیگیر فقط سه ثانیه فرصت داشته باشد که جان خود را نجات دهد و دو ماهی کوچک صید کرده باشد، زبان مادری…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۲۶)
🎣 صورت اصلی این مسئله در یکی از آزمونهای دانشآموزی کشور روسیه مطرح شده بود؛ با این تفاوت که از بالای صخره، خرسی به پایین سقوط میکند و طراح سؤال دربارهٔ رنگ خرس پرسیده بود.
h = ½gt²
▫️ارتفاع صخره (h) = ۴۵ متر
▫️زمان برخورد (t) = ۳ ثانیه
▫️شتاب گرانشی (g) = ؟
🎣 شتاب گرانشی (g) در فرمول بالا برابر با ۱۰ خواهد بود و در قطبین زمین، این شتاب در سقوط آزاد اجسام تقریباً برابر با ۱۰ محاسبه میشود.
🎣 از میان زبانهایی که در گزینهها آمدهاند، شاخههای خانوادهٔ زبانی معروف اینوئیت (Inuit) در منطقهٔ شمالگان پراکندهاند. بقیهٔ دادهها، مانند سن ماهیگیر یا تعداد ماهیهایی که صید کرده است، اطلاعات حشوند.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۲۶)
🎣 صورت اصلی این مسئله در یکی از آزمونهای دانشآموزی کشور روسیه مطرح شده بود؛ با این تفاوت که از بالای صخره، خرسی به پایین سقوط میکند و طراح سؤال دربارهٔ رنگ خرس پرسیده بود.
h = ½gt²
▫️ارتفاع صخره (h) = ۴۵ متر
▫️زمان برخورد (t) = ۳ ثانیه
▫️شتاب گرانشی (g) = ؟
🎣 شتاب گرانشی (g) در فرمول بالا برابر با ۱۰ خواهد بود و در قطبین زمین، این شتاب در سقوط آزاد اجسام تقریباً برابر با ۱۰ محاسبه میشود.
🎣 از میان زبانهایی که در گزینهها آمدهاند، شاخههای خانوادهٔ زبانی معروف اینوئیت (Inuit) در منطقهٔ شمالگان پراکندهاند. بقیهٔ دادهها، مانند سن ماهیگیر یا تعداد ماهیهایی که صید کرده است، اطلاعات حشوند.
@MorphoSyntax
👍5😁4👏3👌2✍1
☰
🧊 ساختواژه | ادغام صرفی
🔘 یکی از فرایندهای زایای واژهسازی در زبان فارسی تبدیل گروه وصفی به ترکیب است. بنابراین، برخلاف برخی از رویکردهای سنتی که صرف یا واژگان را درونداد نحو میدانند، شواهدی از فارسی در دست داریم که دستکم در برخی از نمونهها، نحو درونداد صرف است:
◄ کاغذِ دیواری ← کاغذدیواری
◄ جارویِ برقی ← جاروبرقی
🔘 این فرایند که اصطلاحاً ادغام صرفی خوانده میشود و نوعی انضمام پسانحوی است، پس از تشکیل یک گروه نحوی، صفت را به هستۀ گروه اسمی ملحق میکند و واژۀ مرکب ریشهای میسازد. در این الگوی واژهسازی، صفت میتواند به سمت چپ یا راست اسم متصل شود و ترکیب هستهآغاز یا هستهپایان بسازد:
◄ آلوی سیاه ← آلوسیاه
◄ آلوی زرد ← زردآلو
◄ چادرِ سیاه ← چادرسیاه
◄ چادرِ سیاه ← سیاهچادر
◄ پدرِ بزرگ ← پدربزرگ
◄ مردِ بزرگ ← بزرگمرد
🔘 همۀ نمونههای بالا، ترکیبهای درونمرکزند؛ یعنی هستۀ ترکیب در درون آن قرار دارد (در مقابل برونمرکز، مانند: «لاکپشت، ددمنش، هنرپیشه»). در زبان فارسی، مضافالیه نیز میتواند با حفظ کسرۀ اضافه یا حذف آن و الحاق به اسم، واژۀ مرکب بسازد. ترکیبهایی که از این طریق بهدست میآیند، بیشتر هستهآغازند:
◄ تخمِ مرغ ← تخمِمرغ
◄ کتابِ علوم ← کتابعلوم
◄ معلمِ ریاضی ← معلمریاضی
🔘 به همین ترتیب، «لباسِ عروس» یک گروه نحوی است (مضاف + مضافالیه) و اگر هستۀ گروه، یعنی «لباس»، صفت بگیرد، آن را در کنار خود مینشاند: «لباسِ قشنگِ عروس». اما اگر این گروه نحوی به واژۀ مرکب تبدیل شود، طبیعتاً صفت هستۀ ترکیب در پایان آن آشکار میشود: «لباسْعروسِ قشنگ/ لباسِعروسِ قشنگ».
✔️Morphological merger = ادغام صرفی
✔️Root compound = مرکب ریشهای
✔️Endocentric = درونمرکز
✔️Exocentric = برونمرکز
✔️Incorporation = انضمام
✔️Head initial = هستهآغاز
✔️Head final = هستهپایان
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | ادغام صرفی
🔘 یکی از فرایندهای زایای واژهسازی در زبان فارسی تبدیل گروه وصفی به ترکیب است. بنابراین، برخلاف برخی از رویکردهای سنتی که صرف یا واژگان را درونداد نحو میدانند، شواهدی از فارسی در دست داریم که دستکم در برخی از نمونهها، نحو درونداد صرف است:
◄ کاغذِ دیواری ← کاغذدیواری
◄ جارویِ برقی ← جاروبرقی
🔘 این فرایند که اصطلاحاً ادغام صرفی خوانده میشود و نوعی انضمام پسانحوی است، پس از تشکیل یک گروه نحوی، صفت را به هستۀ گروه اسمی ملحق میکند و واژۀ مرکب ریشهای میسازد. در این الگوی واژهسازی، صفت میتواند به سمت چپ یا راست اسم متصل شود و ترکیب هستهآغاز یا هستهپایان بسازد:
◄ آلوی سیاه ← آلوسیاه
◄ آلوی زرد ← زردآلو
◄ چادرِ سیاه ← چادرسیاه
◄ چادرِ سیاه ← سیاهچادر
◄ پدرِ بزرگ ← پدربزرگ
◄ مردِ بزرگ ← بزرگمرد
🔘 همۀ نمونههای بالا، ترکیبهای درونمرکزند؛ یعنی هستۀ ترکیب در درون آن قرار دارد (در مقابل برونمرکز، مانند: «لاکپشت، ددمنش، هنرپیشه»). در زبان فارسی، مضافالیه نیز میتواند با حفظ کسرۀ اضافه یا حذف آن و الحاق به اسم، واژۀ مرکب بسازد. ترکیبهایی که از این طریق بهدست میآیند، بیشتر هستهآغازند:
◄ تخمِ مرغ ← تخمِمرغ
◄ کتابِ علوم ← کتابعلوم
◄ معلمِ ریاضی ← معلمریاضی
🔘 به همین ترتیب، «لباسِ عروس» یک گروه نحوی است (مضاف + مضافالیه) و اگر هستۀ گروه، یعنی «لباس»، صفت بگیرد، آن را در کنار خود مینشاند: «لباسِ قشنگِ عروس». اما اگر این گروه نحوی به واژۀ مرکب تبدیل شود، طبیعتاً صفت هستۀ ترکیب در پایان آن آشکار میشود: «لباسْعروسِ قشنگ/ لباسِعروسِ قشنگ».
✔️Morphological merger = ادغام صرفی
✔️Root compound = مرکب ریشهای
✔️Endocentric = درونمرکز
✔️Exocentric = برونمرکز
✔️Incorporation = انضمام
✔️Head initial = هستهآغاز
✔️Head final = هستهپایان
@MorphoSyntax
🙏8👍6👌3✍1
☰
🔡 آزفا | ستاک چه حالی؟!
1⃣ هرکدام از دستورنویسان شریفی که نخستین بار تصمیم گرفت بگوید فارسی بن مضارع و ماضی (ستاک حال و گذشته) دارد، کار این زبانآموزان غیرایرانی را دشوار کرده است. فارسیآموز اهل پاکستان با ناراحتی میگوید: «دیروز موقع اتو زدن، شلوارم را سوختاندم.» هرچه میگویم: «سوزاندم درست است، نه سوختاندم» به کَتش نمیرود و اصرار میکند که چون این اتفاق دیروز افتاده، باید از ستاک گذشتۀ «سوختن»، یعنی «سوخت»، استفاده کند. میپرسم: «پس حکایت "گرداندم" چه میشود که بیدل در این مصرع آورده: عنان از هرچه گرداندم به گرد یار گردیدم»؟ میگوید: «خطاست؛ گذشتۀ "گرد"، یا "گشت" است یا "گردید"؛ شاعر در اینجا باید میفرمود "گشتاندم"».
2⃣ ریشههای فعلی در فارسی ستاک حال و گذشته ندارند، بلکه هر ریشه ممکن است دارای یک، دو یا چند گونهٔ واژواجی (= واژگونه) باشد. اینکه کجا از کدام گونه استفاده کنیم، هیچ ربطی به زمان دستوری ندارد که آنها را ستاک حال یا گذشته بخوانیم. ریشۀ «کُش» همین یک گونه را دارد و در گذشته و حال و مصدر و اسم مصدر و صفت مفعولی، /koš/ را مینشاند. ریشۀ «سوز» دو گونه دارد: گونۀ آزاد /suz/ و گونۀ وابستۀ /sux/. مانند همۀ دهها ریشهای که در فارسی دو گونه دارند، ریشهٔ «سوز» هم گونۀ وابسته را در کنار هر پسوندی مینشاند که با /D/ (= /d/ یا /t/) آغاز شود و گونۀ آزادش را در هر جای دیگر (= شرط دگرجای) بهکار میگیرد. وقتی وند سببی «ــان» به ریشۀ «سوز» افزوده میشود، چون ریشه مجاورت با /D/ را از دست میدهد، تابع شرط دگرجای میشود و فارغ از زمان دستوری، فعل حال «میسوزانم» یا گذشتۀ «میسوزاندم» را میسازد.
3⃣ ریشۀ «شکن» سه گونۀ رسمیِ /šekas/ و /šek/ و /šekan/ دارد (صرفنظر از گونههای آزادی که در گفتار بهکار میروند). اولی در کنار هر وندی میآید که با /D/ آغاز شود؛ خواه این وند، پسوند گذشتهساز باشد (لیوان را شکست)، خواه پسوند اسمساز باشد که اصلاً زمان ندارد (شکست دشمن). دومی در مجاورت پسوند سببی مینشیند، فارغ از اینکه در فعل حال یا گذشته بیاید (میشکانم/ میشکاندم) یا حتی با مصدر سببی بهکار رود که نشانهاش در فارسی «ــدن/ ــتن» است و زمان ندارد (شکاندن). سومی نیز تابع شرط دگرجای است و با فعل حال (میشکنم)، صفت فاعلی (شکننده)، ترکیب (قندشکن) و جز آنها همراه میشود. بههرروی، هرکه تخم لق ستاک حال و گذشته را در دهان مبارک زبان فارسی شکانده، خودش بیاید توضیح بدهد که پس گونهٔ /šek/ دیگر چه صیغهای است یا مثلاً اگر ریشۀ «ساز» دارای ستاک حال /sɑz/ و گذشتۀ /sɑx/ (یا بدتر از آن، /sɑxt/) است، فرق «سازمان» و «ساختمان» در چیست که اساساً زمان دستوری برایشان بیمعناست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 ستاک بی ستاک: توزیع واژگونههای فعلی برپایۀ نظریۀ صرف توزیعی
https://jolr.ut.ac.ir/article_78102.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔡 آزفا | ستاک چه حالی؟!
1⃣ هرکدام از دستورنویسان شریفی که نخستین بار تصمیم گرفت بگوید فارسی بن مضارع و ماضی (ستاک حال و گذشته) دارد، کار این زبانآموزان غیرایرانی را دشوار کرده است. فارسیآموز اهل پاکستان با ناراحتی میگوید: «دیروز موقع اتو زدن، شلوارم را سوختاندم.» هرچه میگویم: «سوزاندم درست است، نه سوختاندم» به کَتش نمیرود و اصرار میکند که چون این اتفاق دیروز افتاده، باید از ستاک گذشتۀ «سوختن»، یعنی «سوخت»، استفاده کند. میپرسم: «پس حکایت "گرداندم" چه میشود که بیدل در این مصرع آورده: عنان از هرچه گرداندم به گرد یار گردیدم»؟ میگوید: «خطاست؛ گذشتۀ "گرد"، یا "گشت" است یا "گردید"؛ شاعر در اینجا باید میفرمود "گشتاندم"».
2⃣ ریشههای فعلی در فارسی ستاک حال و گذشته ندارند، بلکه هر ریشه ممکن است دارای یک، دو یا چند گونهٔ واژواجی (= واژگونه) باشد. اینکه کجا از کدام گونه استفاده کنیم، هیچ ربطی به زمان دستوری ندارد که آنها را ستاک حال یا گذشته بخوانیم. ریشۀ «کُش» همین یک گونه را دارد و در گذشته و حال و مصدر و اسم مصدر و صفت مفعولی، /koš/ را مینشاند. ریشۀ «سوز» دو گونه دارد: گونۀ آزاد /suz/ و گونۀ وابستۀ /sux/. مانند همۀ دهها ریشهای که در فارسی دو گونه دارند، ریشهٔ «سوز» هم گونۀ وابسته را در کنار هر پسوندی مینشاند که با /D/ (= /d/ یا /t/) آغاز شود و گونۀ آزادش را در هر جای دیگر (= شرط دگرجای) بهکار میگیرد. وقتی وند سببی «ــان» به ریشۀ «سوز» افزوده میشود، چون ریشه مجاورت با /D/ را از دست میدهد، تابع شرط دگرجای میشود و فارغ از زمان دستوری، فعل حال «میسوزانم» یا گذشتۀ «میسوزاندم» را میسازد.
3⃣ ریشۀ «شکن» سه گونۀ رسمیِ /šekas/ و /šek/ و /šekan/ دارد (صرفنظر از گونههای آزادی که در گفتار بهکار میروند). اولی در کنار هر وندی میآید که با /D/ آغاز شود؛ خواه این وند، پسوند گذشتهساز باشد (لیوان را شکست)، خواه پسوند اسمساز باشد که اصلاً زمان ندارد (شکست دشمن). دومی در مجاورت پسوند سببی مینشیند، فارغ از اینکه در فعل حال یا گذشته بیاید (میشکانم/ میشکاندم) یا حتی با مصدر سببی بهکار رود که نشانهاش در فارسی «ــدن/ ــتن» است و زمان ندارد (شکاندن). سومی نیز تابع شرط دگرجای است و با فعل حال (میشکنم)، صفت فاعلی (شکننده)، ترکیب (قندشکن) و جز آنها همراه میشود. بههرروی، هرکه تخم لق ستاک حال و گذشته را در دهان مبارک زبان فارسی شکانده، خودش بیاید توضیح بدهد که پس گونهٔ /šek/ دیگر چه صیغهای است یا مثلاً اگر ریشۀ «ساز» دارای ستاک حال /sɑz/ و گذشتۀ /sɑx/ (یا بدتر از آن، /sɑxt/) است، فرق «سازمان» و «ساختمان» در چیست که اساساً زمان دستوری برایشان بیمعناست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 ستاک بی ستاک: توزیع واژگونههای فعلی برپایۀ نظریۀ صرف توزیعی
https://jolr.ut.ac.ir/article_78102.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
jolr.ut.ac.ir
ستاک بی ستاک: توزیع واژگونه های فعلی برپایۀ نظریۀ صرف توزیعی
دستورنویسان و زبانشناسان فعلهای زبان فارسی را به دو گونۀ ستاک[1] حال و ستاک گذشته تقسیم میکنند. در مقالۀ حاضر ضمن بازنگری در این تقسیمبندی، نخست یادآور میشویم که برخی از ریشهها[2] دارای یک صورت آوایی یا اصطلاحاً همان واژ[3] هستند و برخی دیگر دو یا چند…
👍9🔥3👏3❤2🤔1