MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


👁‍🗨 دیدگاه | عمل لغو

▪️عمل لغو به کار مباحی گفته می‌شود که صاحبش در دنیا و آخرت از آن سودی نَبَرد. مطالعهٔ ساختار صرفی‌نحوی زبان، در چارچوبی غیر از رویکرد صوری دستور زایشی و نظریهٔ کلان اصول و پارامترها، عملی لغو به‌شمار می‌رود.

@MorphoSyntax
😁11🤔5👍4🎄3🔥2🆒21🤩1🤓1
MorphoSyntax


🔬 کدام‌یک از گزاره‌های زیر، فرضیهٔ علمی است؟


🪩 تفکر انتقادی | فرضیهٔ علمی


◀️ فارغ از نقدهایی که به رهیافت ابطال‌پذیری (refutability) کارل پوپر وارد کرده‌اند، این نظریه همچنان پذیرفته‌ترین معیار برای تمایز علم از شبه‌علم است. ابطال‌پذیری گزاره به معنای سازش نداشتن با همۀ وضعیت‌های ممکن است و گزارۀ ابطال‌پذیر، گزاره‌ای است که بتوان تصور کرد در صورت وقوع رویداد یا پدیده‌ای مشخص و معقول، باطل خواهد شد.


1⃣ گزارهٔ (۱): فرضیهٔ علمی است، زیرا با علم تجربی می‌توان درستی/ نادرستی آن را محک زد و منطقاً ابطال‌پذیر است؛ یعنی وضعیت‌های متعددی را می‌توان تصور کرد که این گزاره نادرست از آب درآید. از قضا امروزه می‌دانیم که این فرضیه از نظر علمی مردود است و خورشید به دور زمین نمی‌چرخد.

2⃣ گزارهٔ (۲): فرضیهٔ علمی نیست؛ بخش اول آن می‌گوید: «فیزیک‌دان می‌تواند ریاضی‌دان باشد». این ادعا همواره درست است و بطلان آن را نمی‌توان تصور کرد؛ فیزیک‌دان می‌تواند ریاضی‌دان باشد، می‌تواند هم نباشد (مانند اینکه بگوییم فردا ممکن است باران ببارد یا نبارد). بخش دوم این گزاره مغالطه‌آمیز است؛ اگر ریاضی‌دانی پیدا شود که فیزیک‌دان هم باشد، می‌توان ادعا کرد که خیر؛ او فیزیک‌دانی است که ریاضی‌دان است و عملاً هیچ‌گاه ابطال این گزاره میسر نیست.

3⃣ گزارهٔ (۳): با جمیع وضعیت‌های ممکن سازگار است و ابطال منطقی آن امکان‌پذیر نیست. یک محلول یا اسیدی است، یا قلیایی، یا خنثی. به‌همین دلیل، این گزاره که همواره صادق است و نمی‌توان آن را باطل کرد، فرضیهٔ علمی قلمداد نمی‌شود. فرضیه‌های علمی معمولاً با سورهایی چون «همه، هیچ» و قیدهایی مانند «همواره، هرگز» بیان می‌شوند.

4⃣ گزارهٔ (۴): غیرعلمی‌ترین گزاره در میان چهار گزارهٔ بالاست و هرگز نمی‌توان آن را رد یا اثبات کرد. اساساً علم تجربی نمی‌تواند میزان باور قلبی افراد را اندازه بگیرد تا اثر دارونما را بر این پایه بسنجد. اگر بیمار با مصرف دارونما درمان شود، می‌توان ادعا کرد که او باور راسخ به دارو داشته است، و اگر درمان نشود، لابد دارو را بدون باور قلبی مصرف کرده است. ممکن است گزارهٔ (۴) ادعای درستی باشد، اما قطعاً فرضیهٔ علمی نیست.


◀️ در مجموع، ابطال‌پذیری به این معنا نیست که هر فرضیه‌ای لزوماً روزی رد خواهد شد، بلکه اگر اعتبار علمی فرضیه‌ای تضمین شده باشد، باز هم ابطال‌پذیر خواهد بود. از این منظر، ابطال‌پذیر بودن را می‌توان هم‌معنای تجربه‌پذیری دانست و لذا، فرضیه‌ای علمی است که بتوان آن را به تجربه آزمود.

@MorphoSyntax
👍8👏2🤔2


💎 نحو | نفی جمله و نفی سازه


🔻دو نمونۀ سادۀ زیر تمایز نفی جمله و نفی سازه را در زبان انگلیسی نشان می‌دهند:

► a. I was not eating a peach.
► b. I was eating not a peach (but an apple).

🔻نمونۀ نخست از نوع نفی جمله است و در آن کل گزاره، یعنی فرایند «eating» منفی شده است.

🔻نمونۀ دوم صرفاً نفی سازه به‌شمار می‌رود و در آن فرایند «eating» منفی نشده است.

🔻آیا می‌توانیم تمایز این دو ساختار را در ترجمهٔ فارسی نشان دهیم (هوش مصنوعی این دو جمله را یکسان به فارسی برمی‌گرداند)؟

@MorphoSyntax
👍11🤔51


📝 ویرایش | خلیج مکزیک!

📌 عزیزان مکزیکی . . . اگر می‌خواهید کارزار راه بیندازید یا ترانه بخوانید، یادتان باشد بگویید: «خلیج همیشه مکزیک»؛ عبارت «خلیج همیشگی مکزیک» غلط است. دومی وقتی درست است که ترامپ تهدید کرده باشد خلیج‌تان را به دریاچه تبدیل می‌کند!

@MorphoSyntax
😁17🤓4👌31🤔1🎄1
MorphoSyntax


📝 کدام‌یک از جمله‌های زیر برای‌تان پذیرفتنی است؟


📝 ویرایش | «نه ــ نه»: توصیف زبانی


🖊 حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» که سبب همپایگی دو سازه می‌شوند، بنا به شواهد هم‌زمانی و درزمانی با هر دو فعل مثبت و منفی به‌کار می‌روند و جالب آن‌که در هر دو حالت، گزارۀ یکسانی را بیان می‌کنند:

◄ (۱). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۱ ـ الف). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست دارد.
= (۱ ـ ب). سینا نه پزشکی نه مهندسی دوست ندارد.

🖊 شواهد هم‌زمانی:
○ نظرسنجی بالا شاید بهترین شاهدی است که تأیید می‌کند فارسی‌زبانان هر دو فعل مثبت و منفی را در این ساختار می‌پذیرند. همان‌گونه که ملاحظه می‌فرمایید، از میان ۱۲۰ همراه گرامی که بزرگ‌منشانه در این نظرسنجی شرکت فرمودند، ۳۶ درصد صورت منفی فعل را پذیرفتند، ۲۷ درصد فعل مثبت را خوش‌ساخت دانستند، و ۳۸ درصد نیز معتقد بودند که هر دو گونۀ مثبت و منفی قابل قبول‌اند. با توجه به این‌که تفاوت معناداری میان این درصدها مشاهده نمی‌شود، می‌توانیم نتیجه بگیریم که هر دو ساختار در فارسی پذیرفتنی‌اند و اهل زبان برپایۀ شم زبانی خود، این یا آن ساخت نحوی را به‌کار می‌برند.

🖊 شواهد درزمانی:
○ بررسی متون کهن نیز مشاهدۀ بالا را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد که بزرگان نظم و نثر زبان فارسی، حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» را با هر دو فعل مثبت و منفی به‌کار برده‌اند؛ گو این‌که نگارنده بیشتر نمونه‌هایی یافته است که فعل‌شان مثبت بوده‌اند:

❂ با فعل مثبت:
○ میوۀ او را نه هیچ بوی و نه رنگ است/ جامۀ او را نه هیچ پود و نه تار است (ناصر خسرو)
= میوۀ او نه بو نه رنگ دارد.

❂ با فعل منفی:
○ جز به خشنودی و خشمِ ایزد و پیغمبرش/ من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا (ناصر خسرو)
= در دلم از کسی نه خوف نه رجا ندارم.


🖊 نکتۀ مهمی که باید بر آن تأکید کنیم، این‌که اگر فعل در میان حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» بنشیند، حتماً باید به‌صورت مثبت بیاید. در نمونۀ زیر، فقط ساختار «۲ ـ الف» خوش‌ساخت است و جملۀ «۲ ـ ب» نادستوری است:

◄ (۲). سینا پزشکی دوست ندارد. سینا مهندسی دوست ندارد.
= (۲ ـ الف). سینا نه پزشکی دوست دارد، نه مهندسی.
= (۲ ـ ب). *سینا نه پزشکی دوست ندارد، نه مهندسی.


🖊 آنچه تاکنون گفته‌ایم، فقط توصیف داده‌های زبانی، از هر دو منظر هم‌زمانی و درزمانی است که می‌تواند در نگارش و ویرایش به کارمان بیاید؛ اما هنوز به مرحلۀ تبیین داده‌ها گام نگذاشته‌ایم. نظریۀ دستوری آنجایی ارزشمند است که پس از کفایت مشاهده‌ای و توصیفی، به کفایت تبیینی بینجامد. در یادداشتی مستقل، به شرط بقا، خواهیم کوشید تا تبیینی نحوی از توصیف حاضر به‌دست دهیم.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پیوست:
نمونه‌های بیشتر از حروف ربط همبستۀ «نه ــ نه» با هر دو فعل مثبت و منفی.

❂ با فعل مثبت:

○ چه شب است یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد/ که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم (سعدی)

○ سرِ درسِ عشق دارد دلِ دردمند حافظ/ که نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد (حافظ)

○ چو بادی تو گهی گرم و گهی سرد/ رو آن جا که نه گرما و نه سرماست (مولوی)

○ عجایبند درختانش بکر و آبستن/ چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد (مولوی)

❂ با فعل منفی:

○ گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی/ چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید (سعدی)

○ با آنکه برآورد به صنعا در غمدان/ بنگر که نمانده است نه غمدان و نه صنعا (ناصر خسرو)

○ نه ز مردود گریزی نه ز مقبول خلاص/ بهل این را که نگنجد نه به بحث و نه سرود (مولوی)

نگذارد نه کوته و نه دراز/ آتشی کو دراز و کوته نیست (مولوی)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

📚 برگرفته از: دوازده گفتار در نحو جمله (در دست تکمیل)، گفتار دوازدهم، ادات قطبی منفی، صفحۀ ۹۶۸.

✔️Observational adequacy = کفایت مشاهده‌ای
✔️Denoscriptive adequacy = کفایت توصیفی
✔️Explanatory adequacy = کفایت تبیینی

@MorphoSyntax
👍126👏4🤓3😁21🤔1


📢 معرفی | شاخص اچ

🔺شاخص اچ (h-index) عددی است که بهره‌وری و تأثیرگذاری علمی دانشمندان را نمایش دهد. در این شاخص، مقالات پراستناد پژوهشگران و شمار ارجاعات دیگران به آنها محاسبه می‌شود.

🔺اگر شاخص اچ، ارجاعات درون فضای مجازی فارسی و از جمله مکتوبات شبکه‌های تلگرام و ایکس و ایتا را هم لحاظ کند، احتمالاً پروفسور سمیعی، دکتر شریعتی و مرحوم حسین پناهی، در صدر فهرست و بالاتر از استیون هاوکینگ، نوآم چامسکی و الیزابت بلک‌برن قرار می‌گیرند!

@MorphoSyntax
😁21🎄1


📖 فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱)، مدخل «ادبیات»

@MorphoSyntax
👍6


📝 ویرایش | ادبیاتت رو درست کن!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● دیدی چه گلی بهشون زدم؟
○ خودت هم می‌دونی شانسی بود. تو که با اون پاهای کج و ناقصت، از این عُرضه‌ها نداری.
● این چه جور حرف زدنه؟! ادبیاتت رو درست کن!
○ ببخشید . . . «گاه باشد که کودکی نادان، به غلط بر هدف زند تیری». ادبیاتم رو عوض کردم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✏️ واژۀ «ادبیات» به مجموعۀ آثار نوشتاری یا گفتاری گفته می‌شود که اندیشه و احساس را در قالبی هنرمندانه بیان می‌کنند. افزون‌بر این، «ادبیات» شامل دانش‌هایی است که زیرمجموعهٔ علوم انسانی به‌شمار می‌روند.

✏️ این واژه از رهگذر گسترش معنایی، دو مفهوم تازه نیز یافته که نه‌تنها ضرورتی نداشته‌اند، بلکه گاهی مخل معنا هم هستند؛ یکی به مفهوم «زبان» و «لحن» و «واژه» و دیگری در معنای «پیشینۀ پژوهش» یا «مجموعۀ آثار دربارۀ یک موضوع خاص».

✏️ کاربرد دوم «ادبیات» که گرده‌برداری از واژۀ «literature» انگلیسی است، به‌ویژه به مقالات و رساله‌های دانشگاهی راه یافته است. در برخی از آثار علمی، مؤلف بخش یا فصلی از اثرش را به «ادبیات پژوهش» اختصاص می‌دهد و در آن، نوشته‌های دیگر نویسندگان و پژوهشگران را معرفی یا نقد می‌کند.

◄ *نظر اغلب کارمندان این است که بخش‌نامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با ادبیات تند و نامناسب تدوین شده است.
◄ نظر اغلب کارمندان این است که بخش‌نامۀ اخیر ادارۀ کارگزینی با لحن تند و واژه‌های نامناسب تدوین شده است.

◄ *در فصل سوم به مرور ادبیات پژوهش می‌پردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی می‌کنیم.
◄ در فصل سوم به مرور پیشینۀ پژوهش می‌پردازیم و ساخت مجهول را در آثار دستورپژوهان بررسی می‌کنیم.

@MorphoSyntax
👍18🔥3💯21😁1🎄1


🧾 واژه‌گزینی | همه‌پرسی در واژه‌گزینی؟!


🗡 واژه‌گزینی تخصصی در شاخه‌های مختلف علم، مثل همسرگزینی است؛ نه می‌توان نظر موافق همگان را جلب کرد، نه اساساً رسیدن به توافق اکثریت ضرورتی دارد. همین‌که چند اهل فن دربارهٔ معادل فارسی یک اصطلاح نظر تخصصی بدهند و کاربر اصطلاح هم از آن راضی باشد، کافی است.

🗡 حکایت واژه‌های عمومی اندکی متفاوت است و توجه به ذائقهٔ علاقه‌مندان به زبان فارسی می‌تواند یکی از معیارهای واژه‌گزینی باشد. اما . . . سال‌ها پیش علی پروین در پاسخ به خبرنگارانی که سبک و سیاق بازی تیمش را نقد یا مضحکه می‌کردند، گفته بود: «این آقایان لااقل یک عکس با شورت ورزشی از خودشان منتشر کنند که ما بفهمیم در فوتبال سررشته دارند!»

@MorphoSyntax
👍102👌1🎄1
2013 Vocative.pdf
6.1 MB


📒 کتاب | ساخت ندایی

▪️Vocative!
Addressing between System and Performance (2013)

▪️Edited by
Barbara Sonnenhauser
Patrizia Noel Aziz Hanna

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺اثر مفصل پیوست در چارچوب دستور زایشی به توصیف و تحلیل ساخت ندایی می‌پردازد و نشان می‌دهد این ساختار به‌ظاهر ساده که می‌توان درباب آن به تفصیل سخن گفت، تا چه اندازه پیچیده است و چه ظرایف و جزئیات ناگفته‌ای دارد.

🔻در زبان فارسی، کمتر اثری را می‌توان یافت که از دریچهٔ نظریه‌های متأخر نحوی، ساخت ندایی را بررسی و تحلیل کرده باشد. مقالهٔ زیر، از اندک پژوهش‌های برگرفته از رساله است که از منظر کمینه‌گرایی مشخصه‌بنیاد به تبیین این ساختار زبانی می‌پردازد.

▪️نحو گروه ندایی در زبان فارسی، رویکردی مشخصه‌بنیاد (۱۴۰۳)
▪️مینا رضوانیان، علی درزی

https://jolr.ut.ac.ir/article_98226.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍5🙏21😁1👌1
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۶) 🎣 در حالی که ماهی‌گیر بومی ۲۰ ساله در زیر صخره‌ای به بلندای چهل‌وپنج متر به خواب رفته، سنگی بزرگ از بالای صخره به سویش رها می‌شود. اگر این ماهی‌گیر فقط سه ثانیه فرصت داشته باشد که جان خود را نجات دهد و دو ماهی کوچک صید کرده باشد، زبان مادری…


🗝 پاسخ مسئله (۲۶)

🎣 صورت اصلی این مسئله در یکی از آزمون‌های دانش‌آموزی کشور روسیه مطرح شده بود؛ با این تفاوت که از بالای صخره، خرسی به پایین سقوط می‌کند و طراح سؤال دربارهٔ رنگ خرس پرسیده بود.

h = ½gt²
▫️ارتفاع صخره (h) = ۴۵ متر
▫️زمان برخورد (t) = ۳ ثانیه
▫️شتاب گرانشی (g) = ؟

🎣 شتاب گرانشی (g) در فرمول بالا برابر با ۱۰ خواهد بود و در قطبین زمین، این شتاب در سقوط آزاد اجسام تقریباً برابر با ۱۰ محاسبه می‌شود.

🎣 از میان زبان‌هایی که در گزینه‌ها آمده‌اند، شاخه‌های خانوادهٔ زبانی معروف اینوئیت (Inuit) در منطقهٔ شمالگان پراکنده‌اند. بقیهٔ داده‌ها، مانند سن ماهی‌گیر یا تعداد ماهی‌هایی که صید کرده است، اطلاعات حشوند.

@MorphoSyntax
👍5😁4👏3👌21


🧊 ساختواژه | ادغام صرفی


🔘 یکی از فرایندهای زایای واژه‌سازی در زبان فارسی تبدیل گروه وصفی به ترکیب است. بنابراین، برخلاف برخی از رویکردهای سنتی که صرف یا واژگان را درون‌داد نحو می‌دانند، شواهدی از فارسی در دست داریم که دست‌کم در برخی از نمونه‌ها، نحو درون‌داد صرف است:

◄ کاغذِ دیواری ← کاغذدیواری
◄ جارویِ برقی ← جاروبرقی

🔘 این فرایند که اصطلاحاً ادغام صرفی خوانده می‌شود و نوعی انضمام پسانحوی است، پس از تشکیل یک گروه نحوی، صفت را به هستۀ گروه اسمی ملحق می‌کند و واژۀ مرکب ریشه‌ای می‌سازد. در این الگوی واژه‌سازی، صفت می‌تواند به سمت چپ یا راست اسم متصل شود و ترکیب هسته‌آغاز یا هسته‌پایان بسازد:

◄ آلوی سیاه ← آلوسیاه
◄ آلوی زرد ← زردآلو

◄ چادرِ سیاه ← چادرسیاه
◄ چادرِ سیاه ← سیاه‌چادر

◄ پدرِ بزرگ ← پدربزرگ
◄ مردِ بزرگ ← بزرگ‌مرد

🔘 همۀ نمونه‌های بالا، ترکیب‌های درون‌مرکزند؛ یعنی هستۀ ترکیب در درون آن قرار دارد (در مقابل برون‌مرکز، مانند: «لاک‌پشت، ددمنش، هنرپیشه»). در زبان فارسی، مضاف‌الیه نیز می‌تواند با حفظ کسرۀ اضافه یا حذف آن و الحاق به اسم، واژۀ مرکب بسازد. ترکیب‌هایی که از این طریق به‌دست می‌آیند، بیشتر هسته‌آغازند:

◄ تخمِ مرغ ← تخمِ‌مرغ
◄ کتابِ علوم ← کتاب‌علوم
◄ معلمِ ریاضی ← معلم‌ریاضی

🔘 به همین ترتیب، «لباسِ عروس» یک گروه نحوی است (مضاف + مضاف‌الیه) و اگر هستۀ گروه، یعنی «لباس»، صفت بگیرد، آن را در کنار خود می‌نشاند: «لباسِ قشنگِ عروس». اما اگر این گروه نحوی به واژۀ مرکب تبدیل شود، طبیعتاً صفت هستۀ ترکیب در پایان آن آشکار می‌شود: «لباسْ‌عروسِ قشنگ/ لباسِ‌عروسِ قشنگ».


✔️Morphological merger = ادغام صرفی
✔️Root compound = مرکب ریشه‌ای
✔️Endocentric = درون‌مرکز
✔️Exocentric = برون‌مرکز
✔️Incorporation = انضمام
✔️Head initial = هسته‌آغاز
✔️Head final = هسته‌پایان

@MorphoSyntax
🙏8👍6👌31


🔡 آزفا | ستاک چه حالی؟!


1⃣ هرکدام از دستورنویسان شریفی که نخستین بار تصمیم گرفت بگوید فارسی بن مضارع و ماضی (ستاک حال و گذشته) دارد، کار این زبان‌آموزان غیرایرانی را دشوار کرده است. فارسی‌آموز اهل پاکستان با ناراحتی می‌گوید: «دیروز موقع اتو زدن، شلوارم را سوختاندم.» هرچه می‌گویم: «سوزاندم درست است، نه سوختاندم» به کَتش نمی‌رود و اصرار می‌کند که چون این اتفاق دیروز افتاده، باید از ستاک گذشتۀ «سوختن»، یعنی «سوخت»، استفاده کند. می‌پرسم: «پس حکایت "گرداندم" چه می‌شود که بیدل در این مصرع آورده: عنان از هرچه‌ گرداندم به گرد یار گردیدم»؟ می‌گوید: «خطاست؛ گذشتۀ "گرد"، یا "گشت" است یا "گردید"؛ شاعر در اینجا باید می‌فرمود "گشتاندم"».

2⃣ ریشه‌های فعلی در فارسی ستاک حال و گذشته ندارند، بلکه هر ریشه ممکن است دارای یک، دو یا چند گونهٔ واژواجی (= واژگونه) باشد. این‌که کجا از کدام گونه استفاده کنیم، هیچ ربطی به زمان دستوری ندارد که آنها را ستاک حال یا گذشته بخوانیم. ریشۀ «کُش» همین یک گونه را دارد و در گذشته و حال و مصدر و اسم مصدر و صفت مفعولی، /koš/ را می‌نشاند. ریشۀ «سوز» دو گونه دارد: گونۀ آزاد /suz/ و گونۀ وابستۀ /sux/. مانند همۀ ده‌ها ریشه‌ای که در فارسی دو گونه دارند، ریشهٔ «سوز» هم گونۀ وابسته را در کنار هر پسوندی می‌نشاند که با /D/ (= /d/ یا /t/) آغاز شود و گونۀ آزادش را در هر جای دیگر (= شرط دگرجای) به‌کار می‌گیرد. وقتی وند سببی «ــ‌ان» به ریشۀ «سوز» افزوده می‌شود، چون ریشه مجاورت با /D/ را از دست می‌دهد، تابع شرط دگرجای می‌شود و فارغ از زمان دستوری، فعل حال «می‌سوزانم» یا گذشتۀ «می‌سوزاندم» را می‌سازد.

3⃣ ریشۀ «شکن» سه گونۀ رسمیِ /šekas/ و /šek/ و /šekan/ دارد (صرف‌نظر از گونه‌های آزادی که در گفتار به‌کار می‌روند). اولی در کنار هر وندی می‌آید که با /D/ آغاز شود؛ خواه این وند، پسوند گذشته‌ساز باشد (لیوان را شکست)، خواه پسوند اسم‌ساز باشد که اصلاً زمان ندارد (شکست دشمن). دومی در مجاورت پسوند سببی می‌نشیند، فارغ از این‌که در فعل حال یا گذشته بیاید (می‌شکانم/ می‌شکاندم) یا حتی با مصدر سببی به‌کار رود که نشانه‌اش در فارسی «ــ‌دن/ ــ‌تن» است و زمان ندارد (شکاندن). سومی نیز تابع شرط دگرجای است و با فعل حال (می‌شکنم)، صفت فاعلی (شکننده)، ترکیب (قندشکن) و جز آنها همراه می‌شود. به‌هرروی، هرکه تخم لق ستاک حال و گذشته را در دهان مبارک زبان فارسی شکانده، خودش بیاید توضیح بدهد که پس گونهٔ /šek/ دیگر چه صیغه‌ای است یا مثلاً اگر ریشۀ «ساز» دارای ستاک حال /sɑz/ و گذشتۀ /sɑx/ (یا بدتر از آن، /sɑxt/) است، فرق «سازمان» و «ساختمان» در چیست که اساساً زمان دستوری برایشان بی‌معناست.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 ستاک بی ستاک: توزیع واژگونه‌های فعلی برپایۀ نظریۀ صرف توزیعی
https://jolr.ut.ac.ir/article_78102.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍9🔥3👏32🤔1
MorphoSyntax
🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاح نحوی ▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاح زیر معادل‌گزینی شده است: ▪️pro-drop: ضمیرانداز ▫️تعریف: ویژگی زبانی که در آن فاعل بند اصلی می‌تواند تظاهر آوایی نیابد. ▫️مثال: زبان شیرین فارسی در گروه زبان‌های…


💎 نحو | زبان‌های ضمیرانداز

▫️از میان ۶۷۴ زبانی که داده‌هایشان تحلیل شده‌اند، ضمیر فاعلی در ۴۰۹ زبان حذف‌پذیر است و در ۷۷ زبان قابل حذف نیست (در ۱۸۸ زبان دیگر، آمیزه‌ای از شیوه‌های مختلف دیده می‌شود).

▫️بنابراین، شمار زبان‌های ضمیرانداز جهان به مراتب بیشتر از زبان‌هایی است که ناگزیرند ضمیر فاعلی خود را در جملۀ خبری مستقل حفظ کنند.

▫️فارسی، ایتالیایی، اسپانیایی و یونانی، برخلاف فرانسوی و انگلیسی، از زبان‌های ضمیراندازند. بیشتر زبان‌های هندواروپایی کهن نیز ضمیرانداز بوده‌اند.

► a. Fɑrsi harf-mizanad.
► b. Parla italiano.
► c. Habla español.
► d. Mila ellinika.
► e. *Parle français.
► f. *Speaks English.


📚 Haspelmath, Dryer, Gil & Comrie (2005), World Atlas of Language Structures

@MorphoSyntax
👍132🙏2👌2🤓1


📝 ویرایش | ضمیراندازی


🪄 در زبان‌های ضمیرانداز، مانند فارسی، حضور ضمیر فاعلی (من، تو، او، ما، شما، آنها) در جمله باید دلایل کلامی یا ساختاری داشته باشد؛ مثلاً برای تأکید بیاید، تقابل ایجاد کند، پاسخ کوتاه به یک پرسش باشد، و مانند آنها. در غیر این صورت، بهتر است از آوردن این ضمایر در نوشتار خودداری کنیم:

◄ امروزه (ما) می‌دانیم که پس از خورشید، نزدیک‌ترین ستاره به زمین، ۴.۲۸ سال نوری با ما فاصله دارد.

◄ خوشبختانه، اگر (شما) روزی هشت ساعت کار کنید، می‌توانید پس از ۱۵۲ سال خورشیدی در تهران خانه بخرید.

🪄 توجه به این نکته به‌ویژه در ترجمه از زبانی مانند انگلیسی که ضمیرانداز نیست، اهمیت دوچندانی دارد. برای نمونه، مخاطب جملۀ انگلیسی زیر، گروه اسمی «Our professor» را در مقام مرجع ضمیر «he» درک می‌کند (رابرتس و هولمبری ۲۰۱۰: ۷). در حالی که اگر در ترجمۀ فارسی همین جمله، ضمیر «او» در بند قیدی ظاهر شود، خوانندۀ فارسی‌زبان «او» و «استادمان» را هم‌مرجع (= هم‌نمایه) تعبیر نمی‌کند:

► Our professor spoke after he arrived.

◄ استادمان، پس از این‌که او آمد، صحبتش را آغاز کرد.

@MorphoSyntax
👍13🔥51👏1
دفاع دکتری.pdf
22.2 KB


📘 جلسهٔ دفاع رساله

⚪️ هندسهٔ مشخصه‌های فای و نقش آن در حالت‌نمایی و مطابقه در کرمانجی

🕥 سه‌شنبه، ۱۶ بهمن، ساعت ۱۰ تا ۱۲

@MorphoSyntax
👍9😍2👌1


🧾 واژه‌گزینی | ساخت وصفی و اضافی


🔖 در ترجمهٔ اصطلاحات انگلیسی به فارسی، گاهی به دلیل زبانی یا جز آن، صفت را به اسم برمی‌گردانیم، یا اسم را به صفت.

🔖 مثلاً در انگلیسی، «European Union» ساخت وصفی است، اما در فارسی به ساخت اضافی «اتحادیهٔ اروپا» ترجمه شده است.

🔖 در مقابل، «Research institute» در فارسی غالباً (نه همواره) با ساخت وصفی «مؤسسهٔ تحقیقاتی/ بنیاد پژوهشی» بیان می‌شود.

🔖 بنابراین، در واژه‌گزینی می‌توانیم بنا به ضرورت، گروه اسمی (NP) را به گروه صفتی (AP) برگردانیم و توالی مضاف و مضاف‌الیه را به زنجیرهٔ موصوف و صفت تبدیل کنیم، و برعکس:

اصطلاح انگلیسی:
- [NP [AP technological] gap]
- [NP [NP culture] broker]

مصوب فرهنگستان:
ـ [NP شـکاف [NP فنــاوری]] (به‌جای: فناورانه)
ـ [NP کارگزار [AP فرهنگی]] (به‌جای: فرهنگ)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ در متن این یادداشت، نمونه‌ای یافت می‌شود که همگونی مقوله میان اصطلاح انگلیسی و فارسی برقرار نیست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7👏41


🧾 واژه‌گزینی | از دانشجو تا دانشگاه

▫️کانال گران‌سنگ ساده‌نویسی و درست‌نویسی نوشت:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🎓 باور می‌کنید ابن‌سینا واژۀ «دانشجو» را به کار برده‌است؟

🖌 جالب است که وقتی دانشگاه تهران تأسیس شد برخی استادان به کاربرد واژه‌های دانشگاه و دانشکده و دانش‌سرا و دانش‌آموز و بسیاری واژه‌های دیگر معترض بودند و بر این عقیده بودند که این‌ها هرگز جا نخواهند افتاد.
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍741👌1🎄1
MorphoSyntax
💎 نحو | وجه التزامی ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ▪️دو جملهٔ زیر را با فعل «آمدن» کامل کنید: (۱). سینا هم باید سال بعد با ما به اردو ـــــــــــــ؛ با هم خوش می‌گذرد. (۲). سینا هم باید پارسال با ما به اردو…


📝 ویرایش | بند التزامی درونه


🖊 فعل بند پیروی که پس از «امیدوار بودن» می‌آید، باید در وجه التزامی باشد:

نادرست:
◄ *امیدوارم که لزومی به اجرای این یادداشت نخواهیم داشت.

درست:
◄ امیدوارم که لزومی به اجرای این یادداشت نداشته باشیم.

🖊 این نوع بند التزامی اصطلاحاً بند ناقص خوانده می‌شود؛ زیرا فعل آن شخص‌وشمار دارد، اما زمان ندارد و تعبیر زمان آن، تابعی از زمان و وقت فعل «امیدوار بودن» است.

◄ بهمن پارسال امیدوار بودیم برف بیاید.
◄ بهمن امسال همچنان امیدواریم برف بیاید.
◄ بهمن سال بعد هم امیدوار خواهیم بود برف بیاید.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ تفاوت دو فعل التزامی «بیاید» و «آمده باشد» در زمان (Tense) دستوری نیست، در نمود (Aspect) است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍6🙏4👌31
MorphoSyntax
🧾 واژه‌گزینی | ساخت وصفی و اضافی 🔖 در ترجمهٔ اصطلاحات انگلیسی به فارسی، گاهی به دلیل زبانی یا جز آن، صفت را به اسم برمی‌گردانیم، یا اسم را به صفت. 🔖 مثلاً در انگلیسی، «European Union» ساخت وصفی است، اما در فارسی به ساخت اضافی «اتحادیهٔ اروپا» ترجمه شده…


👁‍🗨 دیدگاه | زبان‌شناسی چیست؟

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● سازه‌ای که در زبان انگلیسی در نقش یک DP در [Spec, PossP] ادغام شده است، وقتی به فارسی می‌آید، می‌تواند با حفظ مجاورت NumP، به‌عنوان ادات به فرافکن nP متصل شود و یک فرافکن مشابه را بازتولید کند؛ یا برعکس، اگر این سازه در انگلیسی به لایهٔ nP ادات‌افزایی شده باشد، در فارسی ممکن است به‌صورت DP در [Spec, PossP] ادغام نحوی شود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

● زبان‌شناسی علمی است که مفاهیم ساده و ابتدایی را آن‌چنان پیچیده و مبهم بیان می‌کند که برای غیر زبان‌شناسان نامفهوم باشد.

✍🏿 منسوب به جان لاینز (۱۹۳۲ ــ ۲۰۲۰)، زبان‌شناس انگلیسی

@MorphoSyntax
😁19👍5🤩21🎄1
MorphoSyntax
🧾 واژه‌گزینی | ساخت وصفی و اضافی 🔖 در ترجمهٔ اصطلاحات انگلیسی به فارسی، گاهی به دلیل زبانی یا جز آن، صفت را به اسم برمی‌گردانیم، یا اسم را به صفت. 🔖 مثلاً در انگلیسی، «European Union» ساخت وصفی است، اما در فارسی به ساخت اضافی «اتحادیهٔ اروپا» ترجمه شده…


🧾 واژه‌گزینی | گروه اسمی یا گروه اسم؟


❂ اصطلاحات نحوی زیر و نشانهٔ اختصاری آنها را ببینید:

● گروه فعلی (VP)
● گروه اسمی (NP)
● گروه صفتی (AP)
● گروه قیدی (AdvP)
● گروه الحاقی (ApplP)
● گروه حرف اضافه‌ای (PP)

❂ اکنون این اصطلاحات را که تعدادشان بیشتر است، ملاحظه بفرمایید:

○ گروه زمان (TP)
○ گروه تصریف (IP)
○ گروه معرف (DP)
○ گروه نفی (NegP)
○ گروه نمود (AspP)
○ گروه مبتدا (TopP)
○ گروه کانون (FocP)
○ گروه متمم‌ساز (CP)
○ گروه شمار (NumP)
○ گروه مطابقه (AgrP)
○ گروه وجه (MoodP)
○ گروه سببی (CausP)
○ گروه جهت (VoiceP)
○ گروه عامل (ForceP)
○ گروه محمول (PredP)
○ گروه مجهول (PassP)
○ گروه طبقه‌بند (ClassP)
○ گروه نمود کامل (PerfP)
○ گروه نمود ناقص (ProgP)
○ گروه مالک/ مضاف‌الیه (PossP)


❂ شش اصطلاح نخست ساخت وصفی‌اند و از اسم و صفت تشکیل شده‌اند (مانند: گروه اسمی)، اما دیگر اصطلاحات این حوزه، ساخت اضافی‌اند و از توالی دو اسم ساخته شده‌اند (مانند: گروه تصریف). همهٔ این اصطلاحات در زبان انگلیسی، ساخت اضافی‌اند؛ عبارت «Noun Phrase» متشکل از دو اسم است و «Classifier Phrase» نیز از اسم فاعل «Classifier» و اسم «Phrase» ساخته شده است.

❂ هرچند در واژه‌گزینی برای اصطلاحات بیگانه، می‌توانیم در جای مناسب اسم را به صفت، و صفت را به اسم برگردانیم (یادداشت پیوست)، مشخص نیست چرا شش اصطلاح نخست را به‌صورت گروه وصفی درآورده‌ایم. همان‌گونه که به «گروه تصریف»، «گروه تصریفی» نگفته‌ایم، به «گروه‌های اسمی و فعلی و صفتی» و بقیه هم می‌توانستیم «گروه‌های اسم و فعل و صفت» بگوییم.

❂ حذف یای صفت‌ساز از شش اصطلاح نخست و تبدیل ساخت وصفی به اضافی، ضمن آن‌که همهٔ اصطلاحات این مجموعه را یک‌دست می‌کند، این مزیت را دارد که در صورت نیاز، دست‌مان برای الحاق یای نکره بازتر است و می‌توانیم این نشانه را بدون درج همخوان میانجی، یا انتقال آن به پایان موصوف، به اصطلاح مورد نظرمان بیفزاییم:

ساخت وصفی (گروه اسمی):
◄ گروه اسمی‌ای/ گروهی اسمی که حالت دستوری نداشته باشد، نادستوری است.

ساخت اضافی (گروه اسم):
◄ گروه اسمی که حالت دستوری نداشته باشد، نادستوری است.

@MorphoSyntax
👍85💯4👌31