MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۷) 📂 مالک یک شرکت تولیدکنندهٔ نرم‌افزار، برای ثبت شرکت نوپای خود، با چهار نام پیشنهادی به ادارهٔ کل ثبت شرکت‌ها مراجعه کرد. هر چهار نام، صفت فاعلی و صورت مشتقی از یک ریشهٔ واژگانی بودند. 📂 مسئول میز بررسی نام‌ها که دانش‌آموختهٔ زبان‌شناسی و…


🗝 پاسخ مسئله (۲۷)


📂 اصل بازداری:
برون‌داد قاعدۀ واژگانی یک سطح نباید با واحد واژگانی تولیدشده در همان سطح مترادف باشد.


📂 طبق اصل بازداری که به آن اصل اجتناب از ترادف هم می‌گویند، واژه‌هایی که در یک سطح از اشتقاق تولید می‌شوند، نباید هم‌معنا باشند. برای مثال، وند صفر و وند «ــ‌نده» که هر دو از فعل، اسم/ صفت فاعلی می‌سازند، از نوع اشتقاق‌های سطح یک‌اند. وقتی وند صفر به فعل «دزد» افزوده شد و از آن اسم «دزد» را ساخت، دیگر «دزدنده» تولید نمی‌شود، مگر آن‌که بخواهیم معنای تازه‌ای از آن بگیریم (وجداناً دیوان حزین لاهیجی را باز نکنید که یک «دزدنده» از تویش بیرون بکشید و نشان‌مان بدهید؛ وقتی می‌گوییم «دزدنده» نداریم، یعنی در زبان رایج گفتار و نوشتار نداریم).

📂 وند صفر از فعل «پر»، اسم «پر» را مشتق کرده است. پسوند «ــ‌نده» نیز توانسته به همان ریشۀ فعلی ملحق شود و «پرنده» را بسازد، اما معنای «پرنده» با اسم «پر» متفاوت است. شبیه به این پدیده را در زبان انگلیسی هم می‌یابیم. اسم «cook» (آشپز) با الحاق وند صفر به فعل «cook» (پختن) حاصل آمده است. بنابراین، اصل اجتناب از ترادف مانع از تولید «cooker» در معنای «آشپز» شده است. واژۀ اخیر در معنای دیگری (= اجاق) به واژگان زبان انگلیسی راه یافته است.

📂 پاسخ درست مسئلهٔ پیوست با نشان هفتک مشخص شده است:

✖️(۱). پژوهان:
صفت فاعلی «پژوهنده» مانع از تولید «پژوهان» می‌شود. چرا «پژوهشگر» و «پژوهنده» راه را بر یکدیگر نبسته‌اند؟ چون «پژوهشگر» محصول سطح دوی اشتقاق است و از «پژوهش» تولید شده است، اما «پژوهنده» در سطح یک اشتقاق به‌دست آمده است.

✖️(۲). تواننده:
صفت «توانا» مانع از تولید «تواننده» می‌شود («تواننده» با بسامد اندک، در پیکرۀ متون کهن یافت می‌شود). چرا «توانا» از اشتقاق «توانمند» جلوگیری نکرده است؟ برای این‌که «ــ‌مند» در گروه وندهای اشتقاقی سطح دو قرار دارد و پس از تبدیل فعل «توان» به اسم «توان»، به آن پیوسته، اما «توانا» در سطح یک ساخته شده است.

✔️ (۳). بینشمند:
ظاهراً واژۀ «بینشمند» می‌تواند به سادگی از ادارۀ ثبت شرکت‌ها مجوز بگیرد و از قضا پیشتر هم گرفته و وارد فرهنگ‌های فارسی شده است. پس از تولید «بینش» در سطح یک، وند «ــ‌مند» در سطح دو به «بینش» ملحق شده و در این سطح، واژهٔ مترادفی از ریشۀ «بین» وجود ندارد که راه تولید «بینشمند» را مسدود کند.

✖️(۴). اندیشور:
دو پسوند «ــ‌مند» و «ــ‌ور» که مفهوم دارندگی را به پایه می‌افزایند، از وندهای سطح دوی اشتقاق‌اند. بدین ترتیب، «اندیشمند» راه را بر تولید «اندیشور» می‌بندد. اگر دو واژۀ کاملاً مترادف از یک ریشه بیابیم که با الحاق این دو وند ساخته شده باشند، می‌توانیم بگوییم اصل بازداری نقض شده است.


📂 اصل بازداری مانند همۀ اصول زبانی نمونۀ نقض هم دارد. به‌نظر می‌رسد دو واژۀ «تابان» و «تابنده» که هر دو در سطح یک تولید شده‌اند، کاملاً هم‌معنا باشند و بتوانند در هر بافتی به‌جای هم بنشینند. اگر بافتی بیابیم که فقط به یکی از این دو واژه اجازۀ حضور بدهد، می‌توانیم مدعی شویم که «تابان» و «تابنده» مترادف نیستند و اصل بازداری نقض نشده است.

📂 برای تمایز «درخشان» و «درخشنده» چنین بافتی وجود دارد. مثلاً، اولی با «استعداد» به‌کار می‌رود (استعداد درخشان)، اما دومی خیر (*استعداد درخشنده). واژه‌های «آرامگاه» و «آرامستان» نیز مترادف نیستند و لذا اولی مانع از تولید دومی نشده است. در این میان، اصل بازداری به معنای کاربردشناختی نیز حساس است و بر همین پایه، واژهٔ «رقاص» از اشتقاق «رقصنده» جلوگیری نکرده است.


✔️ «هفتک» را آن بالا بدون فشار عصب‌شناختی به‌کار بردیم و تا این لحظه که حال‌مان خوب است!

@MorphoSyntax
👍9🥰2😁2🤩2🤔1😍1


📢 معرفی | نامهٔ زنده‌نام دکتر خانلری به استاد فروزانفر/ چگونگی استخدام استاد شفیعی‌کدکنی در دانشگاه تهران

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال درست‌نویسی زبان گفتاری در:
https://news.1rj.ru/str/kouroshbaghaei_1403
🔗 به نقل از:
ibna.ir/x44sp
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍3🙏3


📝 ویرایش | قمر در عقرب

📌 نداریم و نمی‌شود بنویسیم:

◄ *در این ترکیب شیمیایی، Cl ها با یک یا چند C ای که پیوندپذیرند، پیوند کووالانسی برقرار می‌کنند و یک هالوکربن می‌سازند.

◄ *در همپایگی TP هایی که فاعل مشترک دارند، N ای که فاعل ساختاری همپایهٔ دوم است، می‌تواند آشکار نشود.


📌 بلکه باید بنویسیم:

◄ در این ترکیب شیمیایی، کلرها با یک یا چند کربنی که پیوندپذیرند، پیوند کووالانسی برقرار می‌کنند و یک هالوکربن می‌سازند.

◄ در همپایگی گروه‌های زمانی که فاعل مشترک دارند، اسمی که فاعل ساختاری همپایهٔ دوم است، می‌تواند آشکار نشود.


📌 نمی‌شود عناصر تصریفی و اشتقاقی و واژه‌بستی زبان ماهرخ فارسی را با نمادهای اختصاری یک زبان بیگانه درآمیزیم و انتظار داشته باشیم که از نحوست آن بگریزیم.

@MorphoSyntax
👍75🤔1


▪️هوش مصنوعی باهوش به «همهٔ» سؤالات‌تان پاسخ می‌دهد. هوش مصنوعی خیلی باهوش این کار را نمی‌کند.

🔝دانیار، هوشوارهٔ باذکاوت ایرانی

@MorphoSyntax
😁231🤔1🎄1


💎 نحو | دو مؤلفه، چهار وضعیت


❂ لویجی ریتزی (۱۹۸۲):

ـ🅐ـ زبان‌هایی که:
ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان ندارند، ضمیر ارجاعی پنهان ندارند.
○ مانند انگلیسی

ـ🅑ـ زبان‌هایی که:
ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان دارند، ضمیر ارجاعی پنهان دارند.
○ مانند ایتالیایی

ـ🅒ـ زبان‌هایی که:
ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان دارند، ضمیر ارجاعی پنهان ندارند.
○ مانند آلمانی

ـ🅓ـ زبان‌هایی که:
ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان ندارند، ضمیر ارجاعی پنهان دارند.
○ مانند؟

✔️Expletive pronoun = ضمیر پوچ‌واژه‌ای
✔️Referential pronoun = ضمیر ارجاعی

@MorphoSyntax
👍6🤔1👌1
اعتراف.pdf
449.3 KB


📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف

▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستان: اعتراف (یک نامه)
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]

@MorphoSyntax
6👍1


📖 فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱)، مدخل «انباشته»

@MorphoSyntax
2


🧊 ساختواژه | صفت مفعولی: فعل یا صفت؟


☆ مقولۀ دستوری «انباشته» در سازۀ «انباشته بود» چیست؟ فعل یا صفت؟ می‌دانیم در سنت دستورنویسی به این صورت ساختواژی، «صفت مفعولی» می‌گویند؛ اما صفت مفعولی یا اصطلاحاً همان «past participle» می‌تواند به هریک از دو مقولۀ دستوری فعل یا صفت تعلق داشته باشد، مانند «gone» که در جملۀ نخست، فعل و در جملۀ دوم، صفت است:

► He has gone. (= he's gone.)
► He is gone. (= he's gone.)

☆ «انباشته» نیز این‌گونه است و می‌تواند فعل یا صفت باشد و حتی حضورش در سازۀ «انباشته بود» هم برای آن‌که مقولۀ آن را دریابیم، کفایت نمی‌کند؛ زیرا «بود» نیز هویت چندگانه دارد و در این مورد می‌تواند فعل کمکی (معین) یا فعل اسنادی (ربطی) باشد. با این نگاه به «بودن»، صفت مفعولی «انباشته» در حالت نخست، فعل و در حالت دوم، صفت است:

◄ او کارگاهش را از تابلو انباشته بود.
◄ کارگاهش از تابلو انباشته بود.

☆ فعل «انباشته» با وند تصریفی ساخته می‌شود و صفت «انباشته» با وند اشتقاقی شکل می‌گیرد؛ و این دومی است که در واژه‌نامه‌ها مدخل می‌شود. صفت مفعولی وقتی جامۀ صفت بر تن می‌کند، ممکن است ویژگی‌های معنایی و/ یا ساختاری پیش‌بینی‌ناپذیر از خود نشان دهد یا حتی به اسم مقوله‌گردانی کند. وانگهی، همۀ صفت‌های مفعولی لزوماً در نقش صفت (وابستۀ پسین اسم) به‌کار نمی‌روند و از این نظر می‌توانند خلأ واژگانی داشته باشند:

◄ بعضی از سربازان به حرف سرگروهبان خندیده بودند.
◄ *سرگروهبان یکی از سربازانِ خندیده را از صف بیرون کشید.

☆ «خندیدن» و «رفتن» دو مصدر ناگذر یا لازم‌اند؛ هر دو به شکل صفت مفعولی «خندیده» و «رفته» درمی‌آیند و در ساخت‌های نمود کامل، در مقام فعل می‌نشینند؛ اما تا به امروز فقط «رفته» با چهرۀ صفت (و اسم) در زبان معیار جلوه کرده و به‌همین دلیل، برخلاف «خندیده»، در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) مدخلی برای خود دست‌وپا کرده است. در بیت زیر، «رفته» در مصرع نخست، فعل و در مصرع دوم، صفت است:

◄ دلی از دست بیرون رفته سعدی/ نیاید باز تیر رفته از شست

@MorphoSyntax
👍6👌2👏1🤔1💯1


🔰 حکایت | بقال خرزویل

▪️دوازدهم محرم سنهٔ ثمان و ثلثین و اربعمائه (۴٣٨) از قزوین برفتم به راه بیل و قبان که روستاق قزوین است، و از آنجا به دهی که خرزویل خوانند. من و برادرم و غلامکی هندو که با ما بود، وارد شدیم؛ زادی اندک داشتیم. برادرم به دیه رفت تا چیزی از بقال بخرد. یکی گفت که: چه می‌خواهی؟ بقال منم. گفت: هرچه باشد، ما را شاید که غریبیم و برگذر؛ و چندان‌که از مأکولات برشمارد، گفت: ندارم.
بعد از آن، هر کجا کسی از این نوع سخن گفتی، گفتمی بقال خرزویل است.

✍🏿 سفرنامۀ ناصر خسرو


▪️در راستۀ ناشران و کتاب‌فروشان، یک ناشر دانشگاهی کسب‌وکار می‌کند که به بقال خرزویل می‌ماند. کتاب غیر که هیچ، غالباً محصولات خویشتن را نیز ندارد!

@MorphoSyntax
😁111👏1🤔1


🔝 حکم رئیس دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران/ ۱۳۴۲

@MorphoSyntax
😍11👍631🤔1😢1
MorphoSyntax
💎 نحو | دو مؤلفه، چهار وضعیت ❂ لویجی ریتزی (۱۹۸۲): ـ🅐ـ زبان‌هایی که: ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان ندارند، ضمیر ارجاعی پنهان ندارند. ○ مانند انگلیسی ـ🅑ـ زبان‌هایی که: ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان دارند، ضمیر ارجاعی پنهان دارند. ○ مانند ایتالیایی ـ🅒ـ زبان‌هایی که:…


💎 نحو | مؤلفۀ فاعل‌تهی


□ دو چیز محال عقل است: یکی آن‌که زبانی ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان نداشته باشد، اما ضمیر ارجاعی پنهان داشته باشد. دوم آن‌که زبانی تصریف غنی فعل نداشته باشد، اما از نوع زبان‌های همواره ضمیرانداز باشد.

□ وضعیت چهارم در یادداشت بالا، در هیچ زبانی یافت نشده است؛ فارسی از نوع زبان‌های همواره ضمیرانداز (زبان فاعل‌تهی پایدار) است که هم ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان دارد، هم ضمیر ارجاعی پنهان. از این منظر، فارسی و ایتالیایی و یونانی در یک طبقه قرار می‌گیرند.

□ فاعل ساختاری (نهاد) بند اصلی، در جملۀ «۱» ضمیر ارجاعی پنهان و در جملۀ «۲» ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان است:

◄ (۱). مصمم است همکاری‌اش را با ما قطع کند.
◄ (۲). ممکن است همکاری‌اش را با ما قطع کند.

✔️Consistent null-subject language

@MorphoSyntax
👍9🙏2🤔1👌1
4_5854985484756851217.pdf
992 KB


📕 طرح‌نامه | پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد

⚪️ بررسی ساخت اسنادی‌سازی در زبان فارسی:
رویکردی کمینه‌گرا

@MorphoSyntax
👍102🤩1👌1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


❄️ برف | محمد شمس لنگرودی

🔗 از: گروه «زبان‌شناسان ایران» در واتساپ

@MorphoSyntax
4👍3
MorphoSyntax


🚦به‌نظرتان کدام‌یک از دو جملهٔ زیر خوش‌ساخت و دستوری است؟


🚦دستور خط | بازتاب ساخت نحوی در دستور خط


✿ کدام‌یک از دو جملهٔ زیر خوش‌ساخت است؟

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز و تأییدشده بود.
◄ (۲). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز و تأیید شده بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✿ در جملهٔ «۱»، سازهٔ «تأییدشده» (بدون فاصله) یک صفت مفعولی مرکب است که با صفت «مجاز» همپایه شده است. «بود» در این جمله فعل اسنادی (ربطی) است که با دو مسند «مجاز و تأییدشده» همراه شده و ساخت حاصل، دستوری است.

✿ در جملهٔ «۲»، توالی «تأیید شده» (با فاصلهٔ کامل) دیگر صفت مرکب نیست که با «مجاز» همپایه شود. در اینجا، «شده» هویت فعلی دارد. «بود» نیز فعل کمکی (معین) برای ساخت گذشتهٔ کامل به‌شمار می‌رود و جملهٔ حاصل، نادستوری است.

✿ ممکن است بگوییم در جملهٔ «۲»، صفت «مجاز» و اسم «تأیید» همپایه نشده‌اند، بلکه «مجاز بود» و «تأیید شده بود»، با حذف «بود» نخست، در همپایگی مشارکت کرده‌اند. با این تحلیل هم جملهٔ «۲» نادستوری است، زیرا «بود» اول که اسنادی است، نمی‌تواند به قرینهٔ «بود» کمکی حذف شود. یا به‌گفتهٔ دقیق‌تر، نمی‌توانیم دو جملهٔ زیر را با حذف «بود» به قرینهٔ «شد» همپایه کنیم:

◄ (۳). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز بود.
◄ (۴). دارویی که مصرف می‌کرد، تأیید شد.

✿ اگر دو جملهٔ «۱» و «۲» را منفی کنیم، نادستوری بودن جملهٔ دوم خود را بیشتر نمایان می‌کند. نشانهٔ نفی در جملهٔ نخست به فعل اسنادی «بود» ملحق می‌شود و در جملهٔ دوم با فعل «شده» همراه می‌شود:

◄ (۵). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز و تأییدشده نــبود.
◄ (۶). *دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز و تأیید نـــشده بود.

✿ پس با جملهٔ «۲» چه باید بکنیم؟ ممنون که پرسیدید. جملهٔ نادستوری «۲» (یا صورت منفی آن در «۶») را می‌توانیم به شیوه‌های مختلف ویرایش کنیم؛ از جمله می‌توانیم آن را به‌صورت جملهٔ «۱» درآوریم یا این‌گونه بازنویسی کنیم:

◄ (۷). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز بود و تأیید شده بود.
◄ (۸). دارویی که مصرف می‌کرد، مجوز داشت و تأیید شده بود.
◄ (۹). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز بود و تأییدیه داشت.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ جملهٔ «۱» کاملاً خوش‌ساخت است و به‌نظر نمی‌رسد که بتوان دلیل صرفی‌نحوی برای نادستوری بودن آن آورد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍18👏3🤔31


📝 ویرایش | ناترازی حرف‌اضافه!


🪄در متن خبر بالا از خبرگزاری ایرنا، یک حرف اضافه کم آمده است. پیشتر، این نمونه‌ها را ملاحظه بفرمایید:

◄ [حاضر به [از بین بردن دام‌های بیمارش]] نشد.
◄ [حاضر به [در میان گذاشتن مشکلاتـش]] نشد.
◄ [حاضر به [بر هم زدن سخنرانی رقیبش]] نشد.
◄ [حاضر به [با هم نوشتن این مقالهٔ نحوی]] نشد.

🪄حذف حرف اضافۀ «به» از سازۀ «به‌رسمیت شناختن» سبب نادستوری شدن ساختار زیر می‌شود:

◄ *[حاضر به [ـــ رسمیت شناختن آن]] نشد.

🪄نمونهٔ بالا را می‌توانیم این‌گونه ویرایش کنیم:

◄ هنوز هیچ‌یک از کشورهای جهان حاضر به به‌رسمیت شناختن آن نشده است.
◄ هنوز هیچ‌یک از کشورهای جهان حاضر نشده است آن را به‌رسمیت بشناسد.

@MorphoSyntax
👍148👏4👌21


🔡 آزفا | کافی نیست!

«من خیلی فارسی تمرین می‌کنم؛ ولی این مقدار برای من "قهوه" نیست!»

◀️ خاویر، فارسی‌آموز سطح تکمیلی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: نکات کوچک فارسی در:
https://news.1rj.ru/str/tipsonfarsi
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
😁22🤔31
جلسۀ دفاع.pdf
24 KB


📕 جلسهٔ دفاع پایان‌نامه

⚪️ بررسی جایگاه عناصر غیرفعلی افعال مرکب در ساخت مجهول زبان فارسی

🕥 چهارشنبه، ۲۴ بهمن، ساعت ۱۰ تا ۱۲

@MorphoSyntax
👍83


🎶 آواشناسی آکوستیک | نعمت در لباس نقمت را با ذکر یک مثال شرح دهید!

@MorphoSyntax
😁301🤔1
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۸) 💨 گزارش بخش هواشناسی به گردشگرانی که قصد دارند به سواحل سفر کنند، دربارهٔ وقوع طوفان هشدار داده است. اگر این هشدار شامل جمله‌ای با فاعل آشکار باشد، کدام منطقه درگیر طوفان شده است؟ ۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه. ۲. سواحل جنوبی خلیج…


🗝 پاسخ مسئله (۲۸)


💨 فقط جملهٔ اول فاعل ساختاری آشکار (مسندالیه/ نهاد) دارد. فاعل سه جملهٔ دیگر ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان است.

۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه.
= سواحل شمالی طوفانی است.
○ سواحل شمالی: فاعل
○ طوفانی: مسند صفتی
○ دریای مازندران: مضاف‌الیه

۲. سواحل جنوبی خلیج فارس طوفان شده.
= در سواحل جنوبی طوفان شد.
○ در سواحل جنوبی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ خلیج فارس: مضاف‌الیه

۳. دریای مازندران سواحل جنوبی‌اش طوفانه.
= در سواحل جنوبی طوفان است.
○ در سواحل جنوبی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ دریای مازندران: مضاف‌الیه

۴. خلیج فارس سواحل شمالی‌اش طوفان شده.
= در سواحل شمالی طوفان شد.
○ در سواحل شمالی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ خلیج فارس: مضاف‌الیه

@MorphoSyntax
👍9😁21🤔1🎄1