MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🧊 ساختواژه | صفت مفعولی: فعل یا صفت؟


☆ مقولۀ دستوری «انباشته» در سازۀ «انباشته بود» چیست؟ فعل یا صفت؟ می‌دانیم در سنت دستورنویسی به این صورت ساختواژی، «صفت مفعولی» می‌گویند؛ اما صفت مفعولی یا اصطلاحاً همان «past participle» می‌تواند به هریک از دو مقولۀ دستوری فعل یا صفت تعلق داشته باشد، مانند «gone» که در جملۀ نخست، فعل و در جملۀ دوم، صفت است:

► He has gone. (= he's gone.)
► He is gone. (= he's gone.)

☆ «انباشته» نیز این‌گونه است و می‌تواند فعل یا صفت باشد و حتی حضورش در سازۀ «انباشته بود» هم برای آن‌که مقولۀ آن را دریابیم، کفایت نمی‌کند؛ زیرا «بود» نیز هویت چندگانه دارد و در این مورد می‌تواند فعل کمکی (معین) یا فعل اسنادی (ربطی) باشد. با این نگاه به «بودن»، صفت مفعولی «انباشته» در حالت نخست، فعل و در حالت دوم، صفت است:

◄ او کارگاهش را از تابلو انباشته بود.
◄ کارگاهش از تابلو انباشته بود.

☆ فعل «انباشته» با وند تصریفی ساخته می‌شود و صفت «انباشته» با وند اشتقاقی شکل می‌گیرد؛ و این دومی است که در واژه‌نامه‌ها مدخل می‌شود. صفت مفعولی وقتی جامۀ صفت بر تن می‌کند، ممکن است ویژگی‌های معنایی و/ یا ساختاری پیش‌بینی‌ناپذیر از خود نشان دهد یا حتی به اسم مقوله‌گردانی کند. وانگهی، همۀ صفت‌های مفعولی لزوماً در نقش صفت (وابستۀ پسین اسم) به‌کار نمی‌روند و از این نظر می‌توانند خلأ واژگانی داشته باشند:

◄ بعضی از سربازان به حرف سرگروهبان خندیده بودند.
◄ *سرگروهبان یکی از سربازانِ خندیده را از صف بیرون کشید.

☆ «خندیدن» و «رفتن» دو مصدر ناگذر یا لازم‌اند؛ هر دو به شکل صفت مفعولی «خندیده» و «رفته» درمی‌آیند و در ساخت‌های نمود کامل، در مقام فعل می‌نشینند؛ اما تا به امروز فقط «رفته» با چهرۀ صفت (و اسم) در زبان معیار جلوه کرده و به‌همین دلیل، برخلاف «خندیده»، در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) مدخلی برای خود دست‌وپا کرده است. در بیت زیر، «رفته» در مصرع نخست، فعل و در مصرع دوم، صفت است:

◄ دلی از دست بیرون رفته سعدی/ نیاید باز تیر رفته از شست

@MorphoSyntax
👍6👌2👏1🤔1💯1


🔰 حکایت | بقال خرزویل

▪️دوازدهم محرم سنهٔ ثمان و ثلثین و اربعمائه (۴٣٨) از قزوین برفتم به راه بیل و قبان که روستاق قزوین است، و از آنجا به دهی که خرزویل خوانند. من و برادرم و غلامکی هندو که با ما بود، وارد شدیم؛ زادی اندک داشتیم. برادرم به دیه رفت تا چیزی از بقال بخرد. یکی گفت که: چه می‌خواهی؟ بقال منم. گفت: هرچه باشد، ما را شاید که غریبیم و برگذر؛ و چندان‌که از مأکولات برشمارد، گفت: ندارم.
بعد از آن، هر کجا کسی از این نوع سخن گفتی، گفتمی بقال خرزویل است.

✍🏿 سفرنامۀ ناصر خسرو


▪️در راستۀ ناشران و کتاب‌فروشان، یک ناشر دانشگاهی کسب‌وکار می‌کند که به بقال خرزویل می‌ماند. کتاب غیر که هیچ، غالباً محصولات خویشتن را نیز ندارد!

@MorphoSyntax
😁111👏1🤔1


🔝 حکم رئیس دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران/ ۱۳۴۲

@MorphoSyntax
😍11👍631🤔1😢1
MorphoSyntax
💎 نحو | دو مؤلفه، چهار وضعیت ❂ لویجی ریتزی (۱۹۸۲): ـ🅐ـ زبان‌هایی که: ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان ندارند، ضمیر ارجاعی پنهان ندارند. ○ مانند انگلیسی ـ🅑ـ زبان‌هایی که: ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان دارند، ضمیر ارجاعی پنهان دارند. ○ مانند ایتالیایی ـ🅒ـ زبان‌هایی که:…


💎 نحو | مؤلفۀ فاعل‌تهی


□ دو چیز محال عقل است: یکی آن‌که زبانی ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان نداشته باشد، اما ضمیر ارجاعی پنهان داشته باشد. دوم آن‌که زبانی تصریف غنی فعل نداشته باشد، اما از نوع زبان‌های همواره ضمیرانداز باشد.

□ وضعیت چهارم در یادداشت بالا، در هیچ زبانی یافت نشده است؛ فارسی از نوع زبان‌های همواره ضمیرانداز (زبان فاعل‌تهی پایدار) است که هم ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان دارد، هم ضمیر ارجاعی پنهان. از این منظر، فارسی و ایتالیایی و یونانی در یک طبقه قرار می‌گیرند.

□ فاعل ساختاری (نهاد) بند اصلی، در جملۀ «۱» ضمیر ارجاعی پنهان و در جملۀ «۲» ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان است:

◄ (۱). مصمم است همکاری‌اش را با ما قطع کند.
◄ (۲). ممکن است همکاری‌اش را با ما قطع کند.

✔️Consistent null-subject language

@MorphoSyntax
👍9🙏2🤔1👌1
4_5854985484756851217.pdf
992 KB


📕 طرح‌نامه | پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد

⚪️ بررسی ساخت اسنادی‌سازی در زبان فارسی:
رویکردی کمینه‌گرا

@MorphoSyntax
👍102🤩1👌1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


❄️ برف | محمد شمس لنگرودی

🔗 از: گروه «زبان‌شناسان ایران» در واتساپ

@MorphoSyntax
4👍3
MorphoSyntax


🚦به‌نظرتان کدام‌یک از دو جملهٔ زیر خوش‌ساخت و دستوری است؟


🚦دستور خط | بازتاب ساخت نحوی در دستور خط


✿ کدام‌یک از دو جملهٔ زیر خوش‌ساخت است؟

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز و تأییدشده بود.
◄ (۲). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز و تأیید شده بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✿ در جملهٔ «۱»، سازهٔ «تأییدشده» (بدون فاصله) یک صفت مفعولی مرکب است که با صفت «مجاز» همپایه شده است. «بود» در این جمله فعل اسنادی (ربطی) است که با دو مسند «مجاز و تأییدشده» همراه شده و ساخت حاصل، دستوری است.

✿ در جملهٔ «۲»، توالی «تأیید شده» (با فاصلهٔ کامل) دیگر صفت مرکب نیست که با «مجاز» همپایه شود. در اینجا، «شده» هویت فعلی دارد. «بود» نیز فعل کمکی (معین) برای ساخت گذشتهٔ کامل به‌شمار می‌رود و جملهٔ حاصل، نادستوری است.

✿ ممکن است بگوییم در جملهٔ «۲»، صفت «مجاز» و اسم «تأیید» همپایه نشده‌اند، بلکه «مجاز بود» و «تأیید شده بود»، با حذف «بود» نخست، در همپایگی مشارکت کرده‌اند. با این تحلیل هم جملهٔ «۲» نادستوری است، زیرا «بود» اول که اسنادی است، نمی‌تواند به قرینهٔ «بود» کمکی حذف شود. یا به‌گفتهٔ دقیق‌تر، نمی‌توانیم دو جملهٔ زیر را با حذف «بود» به قرینهٔ «شد» همپایه کنیم:

◄ (۳). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز بود.
◄ (۴). دارویی که مصرف می‌کرد، تأیید شد.

✿ اگر دو جملهٔ «۱» و «۲» را منفی کنیم، نادستوری بودن جملهٔ دوم خود را بیشتر نمایان می‌کند. نشانهٔ نفی در جملهٔ نخست به فعل اسنادی «بود» ملحق می‌شود و در جملهٔ دوم با فعل «شده» همراه می‌شود:

◄ (۵). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز و تأییدشده نــبود.
◄ (۶). *دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز و تأیید نـــشده بود.

✿ پس با جملهٔ «۲» چه باید بکنیم؟ ممنون که پرسیدید. جملهٔ نادستوری «۲» (یا صورت منفی آن در «۶») را می‌توانیم به شیوه‌های مختلف ویرایش کنیم؛ از جمله می‌توانیم آن را به‌صورت جملهٔ «۱» درآوریم یا این‌گونه بازنویسی کنیم:

◄ (۷). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز بود و تأیید شده بود.
◄ (۸). دارویی که مصرف می‌کرد، مجوز داشت و تأیید شده بود.
◄ (۹). دارویی که مصرف می‌کرد، مجاز بود و تأییدیه داشت.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ جملهٔ «۱» کاملاً خوش‌ساخت است و به‌نظر نمی‌رسد که بتوان دلیل صرفی‌نحوی برای نادستوری بودن آن آورد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍18👏3🤔31


📝 ویرایش | ناترازی حرف‌اضافه!


🪄در متن خبر بالا از خبرگزاری ایرنا، یک حرف اضافه کم آمده است. پیشتر، این نمونه‌ها را ملاحظه بفرمایید:

◄ [حاضر به [از بین بردن دام‌های بیمارش]] نشد.
◄ [حاضر به [در میان گذاشتن مشکلاتـش]] نشد.
◄ [حاضر به [بر هم زدن سخنرانی رقیبش]] نشد.
◄ [حاضر به [با هم نوشتن این مقالهٔ نحوی]] نشد.

🪄حذف حرف اضافۀ «به» از سازۀ «به‌رسمیت شناختن» سبب نادستوری شدن ساختار زیر می‌شود:

◄ *[حاضر به [ـــ رسمیت شناختن آن]] نشد.

🪄نمونهٔ بالا را می‌توانیم این‌گونه ویرایش کنیم:

◄ هنوز هیچ‌یک از کشورهای جهان حاضر به به‌رسمیت شناختن آن نشده است.
◄ هنوز هیچ‌یک از کشورهای جهان حاضر نشده است آن را به‌رسمیت بشناسد.

@MorphoSyntax
👍148👏4👌21


🔡 آزفا | کافی نیست!

«من خیلی فارسی تمرین می‌کنم؛ ولی این مقدار برای من "قهوه" نیست!»

◀️ خاویر، فارسی‌آموز سطح تکمیلی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: نکات کوچک فارسی در:
https://news.1rj.ru/str/tipsonfarsi
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
😁22🤔31
جلسۀ دفاع.pdf
24 KB


📕 جلسهٔ دفاع پایان‌نامه

⚪️ بررسی جایگاه عناصر غیرفعلی افعال مرکب در ساخت مجهول زبان فارسی

🕥 چهارشنبه، ۲۴ بهمن، ساعت ۱۰ تا ۱۲

@MorphoSyntax
👍83


🎶 آواشناسی آکوستیک | نعمت در لباس نقمت را با ذکر یک مثال شرح دهید!

@MorphoSyntax
😁301🤔1
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۸) 💨 گزارش بخش هواشناسی به گردشگرانی که قصد دارند به سواحل سفر کنند، دربارهٔ وقوع طوفان هشدار داده است. اگر این هشدار شامل جمله‌ای با فاعل آشکار باشد، کدام منطقه درگیر طوفان شده است؟ ۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه. ۲. سواحل جنوبی خلیج…


🗝 پاسخ مسئله (۲۸)


💨 فقط جملهٔ اول فاعل ساختاری آشکار (مسندالیه/ نهاد) دارد. فاعل سه جملهٔ دیگر ضمیر پوچ‌واژه‌ای پنهان است.

۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه.
= سواحل شمالی طوفانی است.
○ سواحل شمالی: فاعل
○ طوفانی: مسند صفتی
○ دریای مازندران: مضاف‌الیه

۲. سواحل جنوبی خلیج فارس طوفان شده.
= در سواحل جنوبی طوفان شد.
○ در سواحل جنوبی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ خلیج فارس: مضاف‌الیه

۳. دریای مازندران سواحل جنوبی‌اش طوفانه.
= در سواحل جنوبی طوفان است.
○ در سواحل جنوبی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ دریای مازندران: مضاف‌الیه

۴. خلیج فارس سواحل شمالی‌اش طوفان شده.
= در سواحل شمالی طوفان شد.
○ در سواحل شمالی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ خلیج فارس: مضاف‌الیه

@MorphoSyntax
👍9😁21🤔1🎄1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


به جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه می‌گریم،
در آستانه‌ی دریا و علف.


به جُستجوی تو
در معبرِ بادها می‌گریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه می‌گیرد.


به انتظارِ تصویرِ تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟


جریانِ باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهرِ مرگ است. ــ


و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد.


پس به هیئتِ گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آن‌دست
که تملکِ خاک را و دیاران را
از این‌سان
دلپذیر کرده است!


نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد
ــ متبرک باد نامِ تو! ــ


و ما همچنان
دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را . . .


✍🏿 احمد شاملو، ۲۹ بهمن ۱۳۴۵
● در خاموشی فروغ فرخزاد (۸ دی ۱۳۱۳ ــ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)

@MorphoSyntax
12👌21


🧊 ساختواژه | در بیت «زین گذران عمر چه نازیم ما/ زندگیی ماند و دو دم ای غلام» از شیخ عطار، کدام گزینه ساختواژۀ «نازیم» را به‌درستی توصیف می‌کند؟
Anonymous Quiz
8%
(۱). صفت + پی‌بست
3%
(۲). صفت + پسوند
51%
(۳). فعل + پی‌بست
38%
(۴). فعل + پسوند
👍31


👁‍🗨 دیدگاه | مکتب نظری


▪️پیش از روزگار همه‌گیری کرونا، وقتی پاسخ‌نامهٔ واپسین امتحان نحوش را تحویل می‌داد، گفت:
ــ من یک کلمه از این ادعاهای مکتب کمینه‌گرایی و دستور زایشی رو قبول ندارم. از سر ناچاری امتحان دادم.
و در حالی که جزوهٔ نحوش را پاره می‌کرد، عزم رفتن کرد. گفتم:
ــ اون حکایت رو حتماً شنیدی که جهان‌گردی در جزیره‌ای دورافتاده، به دام اعضای قبیله‌ای افتاد.
کنجکاو شد و از رفتن بازایستاد.
ــ گفتند: «یا باید مکتب ما رو بپذیری، یا شکمت رو پاره می‌کنیم و از پوستش قایق می‌سازیم.» جهانگرد چاقویی از جیبش بیرون کشید و در حالی که به شکمش فرومی‌برد، گفت: «مکتب‌تون رو که قبول نمی‌کنم هیچ، قایق‌تون رو هم سوراخ می‌کنم.» غرض این‌که، مکتب زایشی رو نمی‌پذیری، نپذیر. دیگه جزوهٔ خودت رو چرا پاره می‌کنی؟!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️اگر بدون چارچوب نظری بیندیشید، در بهترین صورت می‌توانید چرخ را از نو بیافرینید.

✍🏿 مخترع سومری چرخ، هزارهٔ چهارم پیش از میلاد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍5😁521
MorphoSyntax


🧊 ساختواژه | در بیت «زین گذران عمر چه نازیم ما/ زندگیی ماند و دو دم ای غلام» از شیخ عطار، کدام گزینه ساختواژۀ «نازیم» را به‌درستی توصیف می‌کند؟


🧊 ساختواژه | تفسیر شرقی و غربی از شعر


🔻مصراع نخست بیت زیر از شیخ عطار را چگونه معنی می‌کنید؟

زین گذران عمر چه نازیم ما
زندگیی ماند و دو دم ای غلام

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺هوش مصنوعی چینی (DeepSeek):
با توجه به گذرا و کوتاه بودن عمر، چرا باید به خودمان مغرور باشیم یا به چیزی فخر بفروشیم؟ این عبارت بیانگر این است که عمر انسان بسیار کوتاه و گذراست و بنابراین نباید به آن مغرور شد یا به آن افتخار کرد.

🔺هوش مصنوعی امریکایی (Perplexity):
این شعر توصیه می‌کند که به جای نگرانی دربارۀ آینده، در لحظه زندگی کنیم و از آن لذت ببریم، زیرا عمر کوتاه است و در نهایت همۀ ما با کسانی که هزاران سال عمر کرده‌اند، برابر خواهیم بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔻در تفسیر دقیق شرقی، «چه» نقش پرسش‌واژه‌ای دارد و ساختواژۀ «نازیم» این‌گونه است:
◄ فعل ناز + پسوند تصریفی ــ‌یم
● یعنی: در این زندگانی گذرا، ما به چه می‌نازیم و فخر می‌فروشیم؟

🔻در تفسیر عجیب غربی، لابد «چه» نقش تعجب‌واژه‌ای دارد و ساختواژۀ «نازیم» این‌گونه است:
◄ صفت ناز + پی‌بست فعلی ــ‌یم
● یعنی: به‌رغم گذر زندگانی، ما چقدر هنوز ناز هستیم و ماشاءالله خوب ماندیم!

🔻شناسه‌ها از پسوندهای تصریفی فعل‌اند که برای مطابقه با فاعل، به فعل می‌پیوندند. در مقابل، صورت‌های متصل فعل «بودن» در گروه واژه‌بست‌های فارسی قرار می‌گیرند و چون در پایان میزبان خود می‌نشینند، پی‌بست خوانده می‌شوند.

@MorphoSyntax
😁7👍4🤩21🥰1👏1😍1
دشمن مردم.pdf
1.5 MB


📔 نمایشنامه | دشمن مردم

□ به قلم: هنریک ایبسن (۱۸۲۸ ــ ۱۹۰۶)
□ ترجمهٔ انگلیسی: باربارا هَوْلند
□ ترجمهٔ فارسی: میرمجید عمرانی

@MorphoSyntax
👍4🙏21


🧾 واژه‌گزینی | واژه را گِل نکنیم!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️. . . گویند پیغمبر علیه الصلوة و السلام به دست خود در آن گوها آرد سرشته است. خلق که آن‌جا روند، در آن گوها آرد سرشند با آب آن چاه‌ها، و همان‌جا درختان بسیاری است، هیزم بکنند و نان پزند و به تبرک به ولایت‌ها برند.

📚 سفرنامۀ ناصرخسرو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

▫️مصدر «سرشتن»، از ریشۀ واژگانی «سرش»، به معنای «آمیختن، آغشتن» است که فعل حال آن در نمونۀ بالا آمده و امروزه دست‌کم این کارکرد خود را از دست داده است. این ریشه در ایرانی باستان به‌صورت «sraiš» بود و در مفهوم «پیوستن، چسبیدن، تکیه کردن» به‌کار می‌رفت. در پارتی نیز از واژۀ «sryšyšn» معنای «اختلاط، مخلوط» برمی‌آمد (حسن‌دوست ۱۳۹۳، چونگ ۲۰۰۷). همچنین، واژۀ «سریش» که نوعی چسب خمیری است، از همین ریشه آمده است.

▫️ریشۀ «سرش» می‌تواند در واژه‌گزینی علمی بسیار به‌کار آید و از جمله در ترکیب‌های فراوانی حضور یابد که با واژۀ «مخلوط» ساخته می‌شوند و متناظر «blend» و «mix» در انگلیسی‌اند. ریشۀ یادشده، مانند «کُش»، همین یک صورت واژواجی را دارد و می‌توان آن را در هر محیط ساختواژی درج کرد (از «سرشنده و سرشتار» گرفته تا «هم‌سرش* و سرشناک» و البته خود «سرشت»).

▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشتر در رشتۀ شیمی اصطلاح «واسرشته» (denaturant) را تصویب کرده است؛ یعنی پروتئینی که خواص آن براثر گرم شدن یا اثر قلیا یا اسید تغییر کرده باشد. مصدر پیشوندی «واسرشتن» نیز در همین حوزه به تصویب رسیده است. در روان‌شناسی اسم «سرشتار» در برابر اصطلاح «Constitution» ساخته شده و مراد از آن ساخت بنیادیِ جسمانی و روان‌شناختی هر فرد است که از توارث و محیط اثر می‌پذیرد.

▫️شاید اگر روان‌شناسان برای این اصطلاح بیگانه به همان واژۀ آشنای «سرشت» بسنده می‌کردند و به «سرشتار» رنگ و لعاب اسم مصدر نمی‌زدند، در فرودست‌شان این واژه می‌توانست هویت اسم فاعل بیابد و در معنای «مخلوط‌کن» (blender) یا حتی «مخلوط‌ساز» (batching plant) به‌کار رود؛ مگر نه این‌که «برشتار» به همین ترتیب در برابر «toaster» ساخته شده است؟!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ به گفتۀ چونگ (۲۰۰۷: ۳۵۵) صورت کهن «هم‌سرش» (ham.sriš) به مفهوم «کنار هم/ با هم گذاشتن» در اوستایی به‌کار رفته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍8👌311