☰
👁🗨 دیدگاه | مکتب نظری
▪️پیش از روزگار همهگیری کرونا، وقتی پاسخنامهٔ واپسین امتحان نحوش را تحویل میداد، گفت:
ــ من یک کلمه از این ادعاهای مکتب کمینهگرایی و دستور زایشی رو قبول ندارم. از سر ناچاری امتحان دادم.
و در حالی که جزوهٔ نحوش را پاره میکرد، عزم رفتن کرد. گفتم:
ــ اون حکایت رو حتماً شنیدی که جهانگردی در جزیرهای دورافتاده، به دام اعضای قبیلهای افتاد.
کنجکاو شد و از رفتن بازایستاد.
ــ گفتند: «یا باید مکتب ما رو بپذیری، یا شکمت رو پاره میکنیم و از پوستش قایق میسازیم.» جهانگرد چاقویی از جیبش بیرون کشید و در حالی که به شکمش فرومیبرد، گفت: «مکتبتون رو که قبول نمیکنم هیچ، قایقتون رو هم سوراخ میکنم.» غرض اینکه، مکتب زایشی رو نمیپذیری، نپذیر. دیگه جزوهٔ خودت رو چرا پاره میکنی؟!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️اگر بدون چارچوب نظری بیندیشید، در بهترین صورت میتوانید چرخ را از نو بیافرینید.
✍🏿 مخترع سومری چرخ، هزارهٔ چهارم پیش از میلاد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | مکتب نظری
▪️پیش از روزگار همهگیری کرونا، وقتی پاسخنامهٔ واپسین امتحان نحوش را تحویل میداد، گفت:
ــ من یک کلمه از این ادعاهای مکتب کمینهگرایی و دستور زایشی رو قبول ندارم. از سر ناچاری امتحان دادم.
و در حالی که جزوهٔ نحوش را پاره میکرد، عزم رفتن کرد. گفتم:
ــ اون حکایت رو حتماً شنیدی که جهانگردی در جزیرهای دورافتاده، به دام اعضای قبیلهای افتاد.
کنجکاو شد و از رفتن بازایستاد.
ــ گفتند: «یا باید مکتب ما رو بپذیری، یا شکمت رو پاره میکنیم و از پوستش قایق میسازیم.» جهانگرد چاقویی از جیبش بیرون کشید و در حالی که به شکمش فرومیبرد، گفت: «مکتبتون رو که قبول نمیکنم هیچ، قایقتون رو هم سوراخ میکنم.» غرض اینکه، مکتب زایشی رو نمیپذیری، نپذیر. دیگه جزوهٔ خودت رو چرا پاره میکنی؟!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️اگر بدون چارچوب نظری بیندیشید، در بهترین صورت میتوانید چرخ را از نو بیافرینید.
✍🏿 مخترع سومری چرخ، هزارهٔ چهارم پیش از میلاد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍5😁5❤2✍1
MorphoSyntax
☰
🧊 ساختواژه | در بیت «زین گذران عمر چه نازیم ما/ زندگیی ماند و دو دم ای غلام» از شیخ عطار، کدام گزینه ساختواژۀ «نازیم» را بهدرستی توصیف میکند؟
🧊 ساختواژه | در بیت «زین گذران عمر چه نازیم ما/ زندگیی ماند و دو دم ای غلام» از شیخ عطار، کدام گزینه ساختواژۀ «نازیم» را بهدرستی توصیف میکند؟
☰
🧊 ساختواژه | تفسیر شرقی و غربی از شعر
🔻مصراع نخست بیت زیر از شیخ عطار را چگونه معنی میکنید؟
زین گذران عمر چه نازیم ما
زندگیی ماند و دو دم ای غلام
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺هوش مصنوعی چینی (DeepSeek):
با توجه به گذرا و کوتاه بودن عمر، چرا باید به خودمان مغرور باشیم یا به چیزی فخر بفروشیم؟ این عبارت بیانگر این است که عمر انسان بسیار کوتاه و گذراست و بنابراین نباید به آن مغرور شد یا به آن افتخار کرد.
🔺هوش مصنوعی امریکایی (Perplexity):
این شعر توصیه میکند که به جای نگرانی دربارۀ آینده، در لحظه زندگی کنیم و از آن لذت ببریم، زیرا عمر کوتاه است و در نهایت همۀ ما با کسانی که هزاران سال عمر کردهاند، برابر خواهیم بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔻در تفسیر دقیق شرقی، «چه» نقش پرسشواژهای دارد و ساختواژۀ «نازیم» اینگونه است:
◄ فعل ناز + پسوند تصریفی ــیم
● یعنی: در این زندگانی گذرا، ما به چه مینازیم و فخر میفروشیم؟
🔻در تفسیر عجیب غربی، لابد «چه» نقش تعجبواژهای دارد و ساختواژۀ «نازیم» اینگونه است:
◄ صفت ناز + پیبست فعلی ــیم
● یعنی: بهرغم گذر زندگانی، ما چقدر هنوز ناز هستیم و ماشاءالله خوب ماندیم!
🔻شناسهها از پسوندهای تصریفی فعلاند که برای مطابقه با فاعل، به فعل میپیوندند. در مقابل، صورتهای متصل فعل «بودن» در گروه واژهبستهای فارسی قرار میگیرند و چون در پایان میزبان خود مینشینند، پیبست خوانده میشوند.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | تفسیر شرقی و غربی از شعر
🔻مصراع نخست بیت زیر از شیخ عطار را چگونه معنی میکنید؟
زین گذران عمر چه نازیم ما
زندگیی ماند و دو دم ای غلام
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺هوش مصنوعی چینی (DeepSeek):
با توجه به گذرا و کوتاه بودن عمر، چرا باید به خودمان مغرور باشیم یا به چیزی فخر بفروشیم؟ این عبارت بیانگر این است که عمر انسان بسیار کوتاه و گذراست و بنابراین نباید به آن مغرور شد یا به آن افتخار کرد.
🔺هوش مصنوعی امریکایی (Perplexity):
این شعر توصیه میکند که به جای نگرانی دربارۀ آینده، در لحظه زندگی کنیم و از آن لذت ببریم، زیرا عمر کوتاه است و در نهایت همۀ ما با کسانی که هزاران سال عمر کردهاند، برابر خواهیم بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔻در تفسیر دقیق شرقی، «چه» نقش پرسشواژهای دارد و ساختواژۀ «نازیم» اینگونه است:
◄ فعل ناز + پسوند تصریفی ــیم
● یعنی: در این زندگانی گذرا، ما به چه مینازیم و فخر میفروشیم؟
🔻در تفسیر عجیب غربی، لابد «چه» نقش تعجبواژهای دارد و ساختواژۀ «نازیم» اینگونه است:
◄ صفت ناز + پیبست فعلی ــیم
● یعنی: بهرغم گذر زندگانی، ما چقدر هنوز ناز هستیم و ماشاءالله خوب ماندیم!
🔻شناسهها از پسوندهای تصریفی فعلاند که برای مطابقه با فاعل، به فعل میپیوندند. در مقابل، صورتهای متصل فعل «بودن» در گروه واژهبستهای فارسی قرار میگیرند و چون در پایان میزبان خود مینشینند، پیبست خوانده میشوند.
@MorphoSyntax
😁7👍4🤩2✍1🥰1👏1😍1
دشمن مردم.pdf
1.5 MB
☰
📔 نمایشنامه | دشمن مردم
□ به قلم: هنریک ایبسن (۱۸۲۸ ــ ۱۹۰۶)
□ ترجمهٔ انگلیسی: باربارا هَوْلند
□ ترجمهٔ فارسی: میرمجید عمرانی
@MorphoSyntax
📔 نمایشنامه | دشمن مردم
□ به قلم: هنریک ایبسن (۱۸۲۸ ــ ۱۹۰۶)
□ ترجمهٔ انگلیسی: باربارا هَوْلند
□ ترجمهٔ فارسی: میرمجید عمرانی
@MorphoSyntax
👍4🙏2❤1
☰
🧾 واژهگزینی | واژه را گِل نکنیم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️. . . گویند پیغمبر علیه الصلوة و السلام به دست خود در آن گوها آرد سرشته است. خلق که آنجا روند، در آن گوها آرد سرشند با آب آن چاهها، و همانجا درختان بسیاری است، هیزم بکنند و نان پزند و به تبرک به ولایتها برند.
📚 سفرنامۀ ناصرخسرو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️مصدر «سرشتن»، از ریشۀ واژگانی «سرش»، به معنای «آمیختن، آغشتن» است که فعل حال آن در نمونۀ بالا آمده و امروزه دستکم این کارکرد خود را از دست داده است. این ریشه در ایرانی باستان بهصورت «sraiš» بود و در مفهوم «پیوستن، چسبیدن، تکیه کردن» بهکار میرفت. در پارتی نیز از واژۀ «sryšyšn» معنای «اختلاط، مخلوط» برمیآمد (حسندوست ۱۳۹۳، چونگ ۲۰۰۷). همچنین، واژۀ «سریش» که نوعی چسب خمیری است، از همین ریشه آمده است.
▫️ریشۀ «سرش» میتواند در واژهگزینی علمی بسیار بهکار آید و از جمله در ترکیبهای فراوانی حضور یابد که با واژۀ «مخلوط» ساخته میشوند و متناظر «blend» و «mix» در انگلیسیاند. ریشۀ یادشده، مانند «کُش»، همین یک صورت واژواجی را دارد و میتوان آن را در هر محیط ساختواژی درج کرد (از «سرشنده و سرشتار» گرفته تا «همسرش* و سرشناک» و البته خود «سرشت»).
▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشتر در رشتۀ شیمی اصطلاح «واسرشته» (denaturant) را تصویب کرده است؛ یعنی پروتئینی که خواص آن براثر گرم شدن یا اثر قلیا یا اسید تغییر کرده باشد. مصدر پیشوندی «واسرشتن» نیز در همین حوزه به تصویب رسیده است. در روانشناسی اسم «سرشتار» در برابر اصطلاح «Constitution» ساخته شده و مراد از آن ساخت بنیادیِ جسمانی و روانشناختی هر فرد است که از توارث و محیط اثر میپذیرد.
▫️شاید اگر روانشناسان برای این اصطلاح بیگانه به همان واژۀ آشنای «سرشت» بسنده میکردند و به «سرشتار» رنگ و لعاب اسم مصدر نمیزدند، در فرودستشان این واژه میتوانست هویت اسم فاعل بیابد و در معنای «مخلوطکن» (blender) یا حتی «مخلوطساز» (batching plant) بهکار رود؛ مگر نه اینکه «برشتار» به همین ترتیب در برابر «toaster» ساخته شده است؟!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ به گفتۀ چونگ (۲۰۰۷: ۳۵۵) صورت کهن «همسرش» (ham.sriš) به مفهوم «کنار هم/ با هم گذاشتن» در اوستایی بهکار رفته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | واژه را گِل نکنیم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️. . . گویند پیغمبر علیه الصلوة و السلام به دست خود در آن گوها آرد سرشته است. خلق که آنجا روند، در آن گوها آرد سرشند با آب آن چاهها، و همانجا درختان بسیاری است، هیزم بکنند و نان پزند و به تبرک به ولایتها برند.
📚 سفرنامۀ ناصرخسرو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️مصدر «سرشتن»، از ریشۀ واژگانی «سرش»، به معنای «آمیختن، آغشتن» است که فعل حال آن در نمونۀ بالا آمده و امروزه دستکم این کارکرد خود را از دست داده است. این ریشه در ایرانی باستان بهصورت «sraiš» بود و در مفهوم «پیوستن، چسبیدن، تکیه کردن» بهکار میرفت. در پارتی نیز از واژۀ «sryšyšn» معنای «اختلاط، مخلوط» برمیآمد (حسندوست ۱۳۹۳، چونگ ۲۰۰۷). همچنین، واژۀ «سریش» که نوعی چسب خمیری است، از همین ریشه آمده است.
▫️ریشۀ «سرش» میتواند در واژهگزینی علمی بسیار بهکار آید و از جمله در ترکیبهای فراوانی حضور یابد که با واژۀ «مخلوط» ساخته میشوند و متناظر «blend» و «mix» در انگلیسیاند. ریشۀ یادشده، مانند «کُش»، همین یک صورت واژواجی را دارد و میتوان آن را در هر محیط ساختواژی درج کرد (از «سرشنده و سرشتار» گرفته تا «همسرش* و سرشناک» و البته خود «سرشت»).
▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشتر در رشتۀ شیمی اصطلاح «واسرشته» (denaturant) را تصویب کرده است؛ یعنی پروتئینی که خواص آن براثر گرم شدن یا اثر قلیا یا اسید تغییر کرده باشد. مصدر پیشوندی «واسرشتن» نیز در همین حوزه به تصویب رسیده است. در روانشناسی اسم «سرشتار» در برابر اصطلاح «Constitution» ساخته شده و مراد از آن ساخت بنیادیِ جسمانی و روانشناختی هر فرد است که از توارث و محیط اثر میپذیرد.
▫️شاید اگر روانشناسان برای این اصطلاح بیگانه به همان واژۀ آشنای «سرشت» بسنده میکردند و به «سرشتار» رنگ و لعاب اسم مصدر نمیزدند، در فرودستشان این واژه میتوانست هویت اسم فاعل بیابد و در معنای «مخلوطکن» (blender) یا حتی «مخلوطساز» (batching plant) بهکار رود؛ مگر نه اینکه «برشتار» به همین ترتیب در برابر «toaster» ساخته شده است؟!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ به گفتۀ چونگ (۲۰۰۷: ۳۵۵) صورت کهن «همسرش» (ham.sriš) به مفهوم «کنار هم/ با هم گذاشتن» در اوستایی بهکار رفته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍8👌3✍1❤1
☰
🔡 آزفا | دشواریهای یادگیری وجه فعل
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● با این لباس غیررسمی به محل کارت میری؟
○ نه؛ همیشه قبل از اینکه به سفارتخونه میرسم، توی مسیر لباسم رو عوض میکنم.
● باید فعل رو در وجه التزامی بیاری، نه اخباری: برسم.
○ خیلی ممنونم. دیگه یاد گرفتم.
● بسیار عالی. برو به سلامت.
○ البته راستش رو بخواید، گاهی هم بعد از اینکه به سفارتخونه برسم، یک گوشه لباسم رو عوض میکنم.
● باید فعل رو در وجه اخباری بیاری، نه التزامی: میرسم.
○ آخه چرا؟! «قبل» و «بعد» که مثل هماند!
● برو خدا پشت و پناهت. داره دیرت میشه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ فارسیزبانان غالباً بنا به شم زبانی خود میدانند کجا باید از کدام وجه فعل استفاده کنند، اما آموزش نظاممند وجه دستوری به زبانآموزان غیربومی، از دشواریهای زبان فارسی است. با اینکه ظاهراً ساختار نحوی در بندهای «پس/ بعد از اینکه» و «پیش/ قبل از اینکه» یکسان است، وجه فعل در این بندها کاملاً همسان نیست:
◄ (۱). امروز پس از اینکه به سفارتخانه برسم، یک گوشه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۲). همیشه پس از اینکه به سفارتخانه میرسم، یک گوشه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۳). امروز پیش از اینکه به سفارتخانه برسم، در راه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۴). همیشه پیش از اینکه به سفارتخانه برسم، در راه لباسم را عوض میکنم.
□ وجه فعل بسیط «رسیدن» در دو جملۀ متناظر «۱» و «۳» التزامی است؛ اما همین فعل در دو جملۀ «۲» و «۴» وجوه متفاوتی را نشان میدهد؛ ضمن آنکه گاهی فعل جملۀ «۲» میتواند با توجه به بافت و از جمله هنگام تأکید بر فعل «رسیدن»، به وجه التزامی درآید، اما فعل جملۀ «۴» هیچگاه نمیتواند اخباری شود.
□ وجه فعل در فارسی پیچیدگیهای افزونتری هم دارد که در آموزش فارسی به غیرفارسیزبانان از آن غفلت شده است؛ زیرا هنوز تبیین زبانشناختی جامعی از وجه و حتی کارکردهای چندگانۀ پیشوندهای «میــ» و «بــ» فراهم نیامده است تا برپایۀ آن، درسنامۀ مناسب این حوزه تدوین شود. نگاه دستور سنتی به این مبحث هم چندان مبتنی بر واقعیتها و نیازهای زبان فارسی معاصر نیست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم میرترابی برای توجه به تمایز وجه دستوری در نمونههای یادشده
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔡 آزفا | دشواریهای یادگیری وجه فعل
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● با این لباس غیررسمی به محل کارت میری؟
○ نه؛ همیشه قبل از اینکه به سفارتخونه میرسم، توی مسیر لباسم رو عوض میکنم.
● باید فعل رو در وجه التزامی بیاری، نه اخباری: برسم.
○ خیلی ممنونم. دیگه یاد گرفتم.
● بسیار عالی. برو به سلامت.
○ البته راستش رو بخواید، گاهی هم بعد از اینکه به سفارتخونه برسم، یک گوشه لباسم رو عوض میکنم.
● باید فعل رو در وجه اخباری بیاری، نه التزامی: میرسم.
○ آخه چرا؟! «قبل» و «بعد» که مثل هماند!
● برو خدا پشت و پناهت. داره دیرت میشه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ فارسیزبانان غالباً بنا به شم زبانی خود میدانند کجا باید از کدام وجه فعل استفاده کنند، اما آموزش نظاممند وجه دستوری به زبانآموزان غیربومی، از دشواریهای زبان فارسی است. با اینکه ظاهراً ساختار نحوی در بندهای «پس/ بعد از اینکه» و «پیش/ قبل از اینکه» یکسان است، وجه فعل در این بندها کاملاً همسان نیست:
◄ (۱). امروز پس از اینکه به سفارتخانه برسم، یک گوشه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۲). همیشه پس از اینکه به سفارتخانه میرسم، یک گوشه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۳). امروز پیش از اینکه به سفارتخانه برسم، در راه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۴). همیشه پیش از اینکه به سفارتخانه برسم، در راه لباسم را عوض میکنم.
□ وجه فعل بسیط «رسیدن» در دو جملۀ متناظر «۱» و «۳» التزامی است؛ اما همین فعل در دو جملۀ «۲» و «۴» وجوه متفاوتی را نشان میدهد؛ ضمن آنکه گاهی فعل جملۀ «۲» میتواند با توجه به بافت و از جمله هنگام تأکید بر فعل «رسیدن»، به وجه التزامی درآید، اما فعل جملۀ «۴» هیچگاه نمیتواند اخباری شود.
□ وجه فعل در فارسی پیچیدگیهای افزونتری هم دارد که در آموزش فارسی به غیرفارسیزبانان از آن غفلت شده است؛ زیرا هنوز تبیین زبانشناختی جامعی از وجه و حتی کارکردهای چندگانۀ پیشوندهای «میــ» و «بــ» فراهم نیامده است تا برپایۀ آن، درسنامۀ مناسب این حوزه تدوین شود. نگاه دستور سنتی به این مبحث هم چندان مبتنی بر واقعیتها و نیازهای زبان فارسی معاصر نیست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم میرترابی برای توجه به تمایز وجه دستوری در نمونههای یادشده
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍9👌3✍2💯2❤1🔥1🎄1
Modality in Syntax, Semantics, and Pragmatics.pdf
5.9 MB
☰
📘 کتاب | وجه: نحو، معنا و کاربرد
▫️Modality in Syntax, Semantics, and Pragmatics (2020)
▫️Werner Abraham, University of Groningen
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از جناب آقای رادنیا برای معرفی و ارسال این کتاب ارزشمند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📘 کتاب | وجه: نحو، معنا و کاربرد
▫️Modality in Syntax, Semantics, and Pragmatics (2020)
▫️Werner Abraham, University of Groningen
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از جناب آقای رادنیا برای معرفی و ارسال این کتاب ارزشمند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🙏7👍2✍1
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | بند التزامی درونه 🖊 فعل بند پیروی که پس از «امیدوار بودن» میآید، باید در وجه التزامی باشد: ● نادرست: ◄ *امیدوارم که لزومی به اجرای این یادداشت نخواهیم داشت. ○ درست: ◄ امیدوارم که لزومی به اجرای این یادداشت نداشته باشیم. 🖊 این نوع بند التزامی…
☰
💎 نحو | برهمکنش وجه و نفی
◄ (۱). من شنیدهام (که) این تیم همیشه حریف اصلیاش را شکست داده است.
◄ (۲). *من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده است.
◄ (۳). من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده باشد.
□ چرا در نمونههای بالا، وقتی فعل بند اصلی (پایه) مثبت است، وجه فعل درونه (پیرو) میتواند اخباری باشد، اما وقتی نفیواژهٔ «هیچوقت» در ساختار حضور مییابد و فعل اصلی منفی میشود، وجه فعل بند درونه باید التزامی باشد؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ فرضیه:
هستۀ یک گروه نفی باید از درون دردسترسترین بند زمان کامل بر جایگاه ادغام هیچواژهها سازهفرمانی کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ در این فرضیه، مراد از بند زمان کامل، بندی است که واجد مشخصههای دستوری زمان و مطابقه است و آزادانه هر نوع وجهی را میپذیرد. بنابراین، وجه التزامی در بند درونه که زمان آن تابعی از زمان بند اصلی است، ناقص بهشمار میرود.
□ این فرضیه میتواند تقابل جملههای بالا را توضیح دهد:
○ در جملۀ دستوری (۱)، وجه بند درونه اخباری است. «شنیدن» از نوع فعلهایی چون «گمان کردن، احتمال دادن، پیشبینی کردن» نیست که وجه فعل درونۀشان باید التزامی باشد.
○ در جملۀ نادستوری (۲)، وجه بند درونه همچنان اخباری است. پس بند کامل دردسترس برای «هیچوقت»، خود همین بند درونه است و به دلیل نبود عنصر نفی فعل در آن، نادستوری شده است.
○ در جملۀ دستوری (۳)، وجه بند درونه التزامی است و اکنون بند کامل دردسترس، بند اصلی و فعل «نشنیدهام» است. این فعل منفی به «هیچوقت» مجوز حضور داده است.
○ در جملۀ دستوری (۴) در زیر، وقتی نفی به فعل درونه منتقل میشود، فعل آن نیز دوباره به وجه اخباری تبدیل میشود. طبق فرضیهٔ یادشده، حالا خود این بند، دردسترسترین بند کامل برای هیچواژه است.
◄ (۴). من شنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست نـداده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ پرسش:
آیا فرضیهٔ نحوی بالا را میتوانیم در آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان معرفی کنیم؟ قطعاً خیر، همانگونه که در آموزش ریاضی به دانشآموزان نمیتوانیم به فرضیات و نظریههای پیچیدهٔ ریاضی متوسل شویم. یکی از وظایف مدرس زبان این است که به یافتههای نظری، جامهٔ کاربردی بپوشاند و به آنها صورتبندی مناسب آموزشی ببخشد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️N-word = نفیواژه
✔️C-command = سازهفرمانی
@MorphoSyntax
💎 نحو | برهمکنش وجه و نفی
◄ (۱). من شنیدهام (که) این تیم همیشه حریف اصلیاش را شکست داده است.
◄ (۲). *من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده است.
◄ (۳). من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده باشد.
□ چرا در نمونههای بالا، وقتی فعل بند اصلی (پایه) مثبت است، وجه فعل درونه (پیرو) میتواند اخباری باشد، اما وقتی نفیواژهٔ «هیچوقت» در ساختار حضور مییابد و فعل اصلی منفی میشود، وجه فعل بند درونه باید التزامی باشد؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ فرضیه:
هستۀ یک گروه نفی باید از درون دردسترسترین بند زمان کامل بر جایگاه ادغام هیچواژهها سازهفرمانی کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ در این فرضیه، مراد از بند زمان کامل، بندی است که واجد مشخصههای دستوری زمان و مطابقه است و آزادانه هر نوع وجهی را میپذیرد. بنابراین، وجه التزامی در بند درونه که زمان آن تابعی از زمان بند اصلی است، ناقص بهشمار میرود.
□ این فرضیه میتواند تقابل جملههای بالا را توضیح دهد:
○ در جملۀ دستوری (۱)، وجه بند درونه اخباری است. «شنیدن» از نوع فعلهایی چون «گمان کردن، احتمال دادن، پیشبینی کردن» نیست که وجه فعل درونۀشان باید التزامی باشد.
○ در جملۀ نادستوری (۲)، وجه بند درونه همچنان اخباری است. پس بند کامل دردسترس برای «هیچوقت»، خود همین بند درونه است و به دلیل نبود عنصر نفی فعل در آن، نادستوری شده است.
○ در جملۀ دستوری (۳)، وجه بند درونه التزامی است و اکنون بند کامل دردسترس، بند اصلی و فعل «نشنیدهام» است. این فعل منفی به «هیچوقت» مجوز حضور داده است.
○ در جملۀ دستوری (۴) در زیر، وقتی نفی به فعل درونه منتقل میشود، فعل آن نیز دوباره به وجه اخباری تبدیل میشود. طبق فرضیهٔ یادشده، حالا خود این بند، دردسترسترین بند کامل برای هیچواژه است.
◄ (۴). من شنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست نـداده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ پرسش:
آیا فرضیهٔ نحوی بالا را میتوانیم در آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان معرفی کنیم؟ قطعاً خیر، همانگونه که در آموزش ریاضی به دانشآموزان نمیتوانیم به فرضیات و نظریههای پیچیدهٔ ریاضی متوسل شویم. یکی از وظایف مدرس زبان این است که به یافتههای نظری، جامهٔ کاربردی بپوشاند و به آنها صورتبندی مناسب آموزشی ببخشد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️N-word = نفیواژه
✔️C-command = سازهفرمانی
@MorphoSyntax
👍7😢1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۲۹) 🗣 دو گویندهٔ «الف» و «ب» دربارهٔ مشکلات همسایهٔ جدیدشان گفتگو میکنند: الف. همسرش میتونه با مشکلاتش بسازه؟ ب. آره، میتونه. همسرش خیلی بسازه. 🗣 ساختواژهٔ واژههای همنام «بسازه» که در جملههای این دو نفر آمدهاند، به ترتیب، چگونه است؟ …
☰
🗝 پاسخ مسئله (۲۹)
🗣 در جملهٔ «الف»، «بسازه» فعل بسیط/ واژگانی است:
☆ پیشوند تصریفی وجه + ساز + پسوند تصریفی شناسه
🗣 در جملهٔ «ب»، «بسازه» متشکل از صفت و فعل ربطی است:
☆ پیشوند اشتقاقی اتصاف + ساز + پیبست فعل «بودن»
🗣 همسانی صورت «بسازه» در دو جملهٔ «الف» و «ب» از نوع همنامی (homonymy) است و این شباهت ربطی به پدیدهٔ همتصریفی (syncretism) ندارد.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۲۹)
🗣 در جملهٔ «الف»، «بسازه» فعل بسیط/ واژگانی است:
☆ پیشوند تصریفی وجه + ساز + پسوند تصریفی شناسه
🗣 در جملهٔ «ب»، «بسازه» متشکل از صفت و فعل ربطی است:
☆ پیشوند اشتقاقی اتصاف + ساز + پیبست فعل «بودن»
🗣 همسانی صورت «بسازه» در دو جملهٔ «الف» و «ب» از نوع همنامی (homonymy) است و این شباهت ربطی به پدیدهٔ همتصریفی (syncretism) ندارد.
@MorphoSyntax
👍3✍1👏1😁1
☰
💎 نحو | ساختار سلسلهمراتبی
❂ در جملۀ انگلیسی زیر احتمالاً بیشترین فعلهای ممکن در یک بند تظاهر یافتهاند. در این ساختار، دو جای خالی قرار است با صورتهایی از فعل «be» پر شوند.
❂ در این جمله (برگرفته از رمچند ۲۰۱۷: ۲۴۳) هر جای خالی، با کدام صورت تصریفی فعل موردنظر ــ یعنی «been/being/to be/be» ــ پر میشود؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
► He might have (to be) (to be) chased by the cops.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ در بندهایی که متشکل از زنجیرهای از افعال کمکیاند، همواره فعل بالاتر صورت فعل پس از خود را تعیین میکند.
● فعل کمکی وجهیِ «might» به فعل پس از خود صورت مصدر عریان اعطا میکند: «have»
● فعل نمود کاملِ «have» فعل پس از خود را بهشکل صفت مفعولی درمیآورد: «been»
● فعل نمود استمراریِ «be» به فعل پس از خود پسوند «ing» میدهد: «being»
● فعل کمکی مجهولِ «be» به فعل پس از خود تصریف صفت مفعولی میبخشد: «chased»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
► He might have been being chased by the cops.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ این ساختار سلسلهمراتبی در همهٔ زبانهای دارای فعل کمکی یافت میشود؛ گو اینکه شمار فعلهای دستوری حاضر در یک بند، از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. در فارسی، ساختی مانند «کشته شده بوده است» نیز با همین الگو تبیین میشود.
@MorphoSyntax
💎 نحو | ساختار سلسلهمراتبی
❂ در جملۀ انگلیسی زیر احتمالاً بیشترین فعلهای ممکن در یک بند تظاهر یافتهاند. در این ساختار، دو جای خالی قرار است با صورتهایی از فعل «be» پر شوند.
❂ در این جمله (برگرفته از رمچند ۲۰۱۷: ۲۴۳) هر جای خالی، با کدام صورت تصریفی فعل موردنظر ــ یعنی «been/being/to be/be» ــ پر میشود؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
► He might have (to be) (to be) chased by the cops.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ در بندهایی که متشکل از زنجیرهای از افعال کمکیاند، همواره فعل بالاتر صورت فعل پس از خود را تعیین میکند.
● فعل کمکی وجهیِ «might» به فعل پس از خود صورت مصدر عریان اعطا میکند: «have»
● فعل نمود کاملِ «have» فعل پس از خود را بهشکل صفت مفعولی درمیآورد: «been»
● فعل نمود استمراریِ «be» به فعل پس از خود پسوند «ing» میدهد: «being»
● فعل کمکی مجهولِ «be» به فعل پس از خود تصریف صفت مفعولی میبخشد: «chased»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
► He might have been being chased by the cops.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ این ساختار سلسلهمراتبی در همهٔ زبانهای دارای فعل کمکی یافت میشود؛ گو اینکه شمار فعلهای دستوری حاضر در یک بند، از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. در فارسی، ساختی مانند «کشته شده بوده است» نیز با همین الگو تبیین میشود.
@MorphoSyntax
👍7✍1🤔1
☰
💎 نحو | کدامیک از جملههای زیر را میپذیرید؟
💎 نحو | کدامیک از جملههای زیر را میپذیرید؟
Final Results
59%
(۱). این پژوهش روانشناختی نظر پیاژه را تأیید میکند.
6%
(۲). این پژوهش روانشناسی نظر پیاژه را تأیید میکند.
33%
(۳). هر دو جمله درستاند و آنها را میپذیرم.
2%
(۴). هر دو جمله نادرستاند و هیچکدام را نمیپذیرم.
🤔2✍1
☰
دلارای برداشت چندان جهیز
که شد در جهان روی بازار تیز
✍🏿 حکیم فردوسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 معضل ریشهدار افزایش قیمت دلار از دورهٔ پادشاهی اسکندر، به استناد پایگاه اینترنتی گنجور
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
دلارای برداشت چندان جهیز
که شد در جهان روی بازار تیز
✍🏿 حکیم فردوسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 معضل ریشهدار افزایش قیمت دلار از دورهٔ پادشاهی اسکندر، به استناد پایگاه اینترنتی گنجور
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁29✍1🔥1🤔1🎄1
☰
💎 نحو | عبارت وصفی در انگلیسی
☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم».
► After the judge's remarks, having appeared in the dock, the defendant will defend himself.
★این جمله با شرط مستقل بودن فاعل عبارت وصفی و بند اصلی نادستوری است: «متهم» و «وکیلش».
► *After the judge's remarks, having appeared in the dock, his lawyer will defend him.
★این جمله آشکارا نادستوری است. میان عبارت وصفی و بند اصلی که ناهمپایهاند، حرف عطف همپایه آمده است: «and».
► *After the judge's remarks, having appeared in the dock and the defendant will defend himself.
@MorphoSyntax
💎 نحو | عبارت وصفی در انگلیسی
☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم».
► After the judge's remarks, having appeared in the dock, the defendant will defend himself.
★این جمله با شرط مستقل بودن فاعل عبارت وصفی و بند اصلی نادستوری است: «متهم» و «وکیلش».
► *After the judge's remarks, having appeared in the dock, his lawyer will defend him.
★این جمله آشکارا نادستوری است. میان عبارت وصفی و بند اصلی که ناهمپایهاند، حرف عطف همپایه آمده است: «and».
► *After the judge's remarks, having appeared in the dock and the defendant will defend himself.
@MorphoSyntax
👍5🤔5
☰
💎 نحو | عبارت وصفی در فارسی
☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم».
◄ پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهد کرد.
★این جمله نادستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی دو شخصاند: «متهم» و «وکیلش».
◄ *پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده، وکیلش از او دفاع خواهد کرد.
★این جمله هم نادستوری است. میان عبارت وصفی و بند اصلی که ناهمپایهاند، حرف عطف همپایه آمده است: «و».
◄ *پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده و از خود دفاع خواهد کرد.
@MorphoSyntax
💎 نحو | عبارت وصفی در فارسی
☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم».
◄ پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهد کرد.
★این جمله نادستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی دو شخصاند: «متهم» و «وکیلش».
◄ *پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده، وکیلش از او دفاع خواهد کرد.
★این جمله هم نادستوری است. میان عبارت وصفی و بند اصلی که ناهمپایهاند، حرف عطف همپایه آمده است: «و».
◄ *پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده و از خود دفاع خواهد کرد.
@MorphoSyntax
🤔9👍5🎄1
☰
💎 نحو | ساختار عبارت وصفی
☆ آنچه اصطلاحاً به آن عبارت وصفی میگویند، در واقع یک بند اداتی ناخودایستا (فاقد زمان و مطابقه) است:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهد کرد.
☆ عبارت وصفی که زمان و مطابقه و حتی وجهش تابع بند اصلی است، به کامل شدن یک رخداد پیش از رخدادی دیگر دلالت میکند:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع کرد.
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع میکند.
◄ متهمان در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهند کرد.
☆ ساختار جملۀ فاقد و دارای عبارت وصفی، بهترتیب، اینگونه است:
◄ [متهم از خود دفاع خواهد کرد].
◄ [متهم [در جایگاه حاضر شده] از خود دفاع خواهد کرد].
☆ ساختاری که شرطهای پیشگفته را برآورده نکند، دیگر دارای عبارت وصفی نیست و آن را میتوان متشکل از دو جملهٔ مستقل تعبیر کرد؛ مثلاً:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده و وکیلش از او دفاع کرده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ آنچه دستورنویسان به آن عبارت وصفی گفتهاند، عبارت نیست؛ جمله است، اما ناخودایستا. اگر بخواهیم سازهای را در فارسی عبارت وصفی بنامیم، بندهای شامل محمول ثانویهٔ صفتی بیشتر سزاوارند:
◄ متهم به دادگاه نرسیده، در راه درگذشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗حرکت جانبی فاعل در عبارتهای وصفی
https://jolr.ut.ac.ir/article_59411.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | ساختار عبارت وصفی
☆ آنچه اصطلاحاً به آن عبارت وصفی میگویند، در واقع یک بند اداتی ناخودایستا (فاقد زمان و مطابقه) است:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهد کرد.
☆ عبارت وصفی که زمان و مطابقه و حتی وجهش تابع بند اصلی است، به کامل شدن یک رخداد پیش از رخدادی دیگر دلالت میکند:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع کرد.
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع میکند.
◄ متهمان در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهند کرد.
☆ ساختار جملۀ فاقد و دارای عبارت وصفی، بهترتیب، اینگونه است:
◄ [متهم از خود دفاع خواهد کرد].
◄ [متهم [در جایگاه حاضر شده] از خود دفاع خواهد کرد].
☆ ساختاری که شرطهای پیشگفته را برآورده نکند، دیگر دارای عبارت وصفی نیست و آن را میتوان متشکل از دو جملهٔ مستقل تعبیر کرد؛ مثلاً:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده و وکیلش از او دفاع کرده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ آنچه دستورنویسان به آن عبارت وصفی گفتهاند، عبارت نیست؛ جمله است، اما ناخودایستا. اگر بخواهیم سازهای را در فارسی عبارت وصفی بنامیم، بندهای شامل محمول ثانویهٔ صفتی بیشتر سزاوارند:
◄ متهم به دادگاه نرسیده، در راه درگذشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗حرکت جانبی فاعل در عبارتهای وصفی
https://jolr.ut.ac.ir/article_59411.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
jolr.ut.ac.ir
حرکت جانبی فاعل در عبارتهای وصفی: رویکردی کمینهگرا
با حذف سطح ژرفساخت از برنامۀ کمینهگرا و شکلگیری ساختهای نحوی از رهگذر فرایند ادغام، حضور بیش از یک عنصر نحوی ریشه در اشتقاق، میسر و در مواردی برای پیروی از شرط گسترش، الزامی شده است. یکی از پیامدهای مهم این انگارۀ نظری، امکان حرکت جانبی عناصر نحوی است…
👍6🤔5
☰
🗓 یکم اسفند | عمران صلاحی
▫️برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار میدادند.
▫️وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقاتکنندگان گفتوگو میکردند. بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: «من میروم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحتتر بتوانید صحبت کنید.»
▫️پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود. بیماری پروانه را نگاه میکرد و نگران بود که زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود . . . ما بالأخره نفهمیدیم بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار!
✍🏻 عمران صلاحی
یکم اسفند ۱۳۲۵ ــ یازدهم مهر ۱۳۸۵
طنزپرداز، شاعر، نویسنده و مترجم
@MorphoSyntax
🗓 یکم اسفند | عمران صلاحی
▫️برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار میدادند.
▫️وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقاتکنندگان گفتوگو میکردند. بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: «من میروم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحتتر بتوانید صحبت کنید.»
▫️پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود. بیماری پروانه را نگاه میکرد و نگران بود که زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود . . . ما بالأخره نفهمیدیم بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار!
✍🏻 عمران صلاحی
یکم اسفند ۱۳۲۵ ــ یازدهم مهر ۱۳۸۵
طنزپرداز، شاعر، نویسنده و مترجم
@MorphoSyntax
👍12❤6✍2
MorphoSyntax
☰ 💎 نحو | عبارت وصفی در انگلیسی ☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم». ► After the judge's remarks, having appeared in the dock, the defendant will defend himself. ★این جمله با شرط مستقل بودن فاعل عبارت وصفی و بند اصلی نادستوری…
☰
💎 نحو | بند وصفی
🟣 جملهٔ زیر با کدام گزینه کامل میشود؟
► Waiting for the doctor, ---------------.
a. Dave read a magazine
b. the alarm went off
c. a big noise scared everybody
d. another patient went in
🟣 در جملات دارای بند وصفی، مصداق فاعل بند اصلی و وصفی غالباً باید یکسان باشد. بنابراین، در این پرسش گزینهٔ «a» پاسخ درست است.
🟣 تبیین زبانشناختی ساختار بالا با مبحث حالت دستوری (case) پیوند نزدیکی دارد. بند وصفی ناخودایستا نمیتواند به فاعل ساختاری حالت اعطا کند و ازاینرو، فاعل بندی که با «Participle» آغاز میشود، تعبیری همسان با فاعل بند اصلی دارد.
🟣 صرفنظر از تحلیل نحوی، اندک دوستانی که با این ساختار آشنا نبودهاند، توضیح دستوری آن را میتوانند ذیل عنوان «Participle Clause» در کتابهای گرامر انگلیسی بیابند، با این توجه که توصیف سنتی نمیتواند تمایز این نوع ساختهای متفاوت را توضیح دهد:
► Having completed the book, he had a holiday.
► Her voice breaking with emotion, Jane spoke about him.
@MorphoSyntax
💎 نحو | بند وصفی
🟣 جملهٔ زیر با کدام گزینه کامل میشود؟
► Waiting for the doctor, ---------------.
a. Dave read a magazine
b. the alarm went off
c. a big noise scared everybody
d. another patient went in
🟣 در جملات دارای بند وصفی، مصداق فاعل بند اصلی و وصفی غالباً باید یکسان باشد. بنابراین، در این پرسش گزینهٔ «a» پاسخ درست است.
🟣 تبیین زبانشناختی ساختار بالا با مبحث حالت دستوری (case) پیوند نزدیکی دارد. بند وصفی ناخودایستا نمیتواند به فاعل ساختاری حالت اعطا کند و ازاینرو، فاعل بندی که با «Participle» آغاز میشود، تعبیری همسان با فاعل بند اصلی دارد.
🟣 صرفنظر از تحلیل نحوی، اندک دوستانی که با این ساختار آشنا نبودهاند، توضیح دستوری آن را میتوانند ذیل عنوان «Participle Clause» در کتابهای گرامر انگلیسی بیابند، با این توجه که توصیف سنتی نمیتواند تمایز این نوع ساختهای متفاوت را توضیح دهد:
► Having completed the book, he had a holiday.
► Her voice breaking with emotion, Jane spoke about him.
@MorphoSyntax
👍5🤔1
☰
📝 ویرایش | وابستههای پسین اسم
● شنیدی دو زورگیر پیرزن اردبیلی دستگیر شدند؟
○ چه زوری داشتند پیرزنها!
● نه، «پیرزن» صفت نیست، مضافالیهه.
○ بیچاره پیرزن اردبیلی.
● راستش مطمئن نیستم؛ پیرزن انگار مسافر بوده. «اردبیلی» صفت زورگیرهاست.
○ این چه جور خبر دادنه؟!
● بیا اصلاً خودت خبر رو بخون.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«دادستان مرکز استان اردبیل: سارقان زورگیر اردبیلی با دستور ویژهٔ قضایی در شهر قم شناسایی و دستگیر شدند. متهمان پس از دستگیری، با هماهنگی مرجع قضایی قم، به دادسرای اردبیل منتقل شدند.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | وابستههای پسین اسم
● شنیدی دو زورگیر پیرزن اردبیلی دستگیر شدند؟
○ چه زوری داشتند پیرزنها!
● نه، «پیرزن» صفت نیست، مضافالیهه.
○ بیچاره پیرزن اردبیلی.
● راستش مطمئن نیستم؛ پیرزن انگار مسافر بوده. «اردبیلی» صفت زورگیرهاست.
○ این چه جور خبر دادنه؟!
● بیا اصلاً خودت خبر رو بخون.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«دادستان مرکز استان اردبیل: سارقان زورگیر اردبیلی با دستور ویژهٔ قضایی در شهر قم شناسایی و دستگیر شدند. متهمان پس از دستگیری، با هماهنگی مرجع قضایی قم، به دادسرای اردبیل منتقل شدند.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁4🤔2🤓2✍1🎄1
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | وابستههای پسین اسم ● شنیدی دو زورگیر پیرزن اردبیلی دستگیر شدند؟ ○ چه زوری داشتند پیرزنها! ● نه، «پیرزن» صفت نیست، مضافالیهه. ○ بیچاره پیرزن اردبیلی. ● راستش مطمئن نیستم؛ پیرزن انگار مسافر بوده. «اردبیلی» صفت زورگیرهاست. ○ این چه جور خبر دادنه؟!…
☰
📝 ویرایش | حذف حرفاضافه از ساختار موضوعی
▪️در شماری از صفتهای فاعلی مرکب، مفعول بخشی از واژۀ مرکب است. مثلاً در «دزدگیر»، «دزد» مفعول مستقیم «گیر» است، حال آنکه در «آسانگیر»، «آسان» برای «گیر» قید بهشمار میرود. در آن دسته از صفتهای فاعلی مرکب که مفعول مستقیم یا غیرمستقیم جزئی از ترکیب نیست، این سازهها گاه میتوانند در نقش موضوع درونی ترکیب بنشینند و اصطلاحاً یک ساختار موضوعی را تشکیل دهند.
□ مفعول مستقیم:
◄ یک موتور قدرتمند، هواگرد را به پیش میراند.
● پیشرانِ هواگرد
◄ این لباس پشمی بدنش را گرم میکند.
● گرمکنِ بدن
◄ این دیگ میتواند گوشت را برایتان زود بپزد.
● زودپزِ گوشت
◄ در این سامانه میتوانید ملک دلخواهتان را به آسانی بیابید.
● آسانیابِ ملک
◄ نوستراداموس وقایع آینده را بهدقت پیشگویی میکرد.
● پیشگویِ وقایع آینده
◄ یک خط تلفنِ شبانهروزی، مسائل شرعی را پاسخ میگوید.
● پاسخگویِ مسائل شرعی
□ مفعول غیرمستقیم:
◄ موفقیتش در المپیک به جوانان الهام میبخشد.
● الهامبخش به جوانان
◄ سخنان گرم او همواره در دلمان امید میآفریند.
● امیدآفرین در دل
◄ این غذا به دندانهایتان آسیب میرساند.
● آسیبرسان به دندان
◄ این نوع مصاحبهها برای ورزشکاران حاشیه میسازد.
● حاشیهساز برای ورزشکاران
◄ گفتههای او (در) میان پیروان مذاهب مختلف تفرقه میافکند.
● تفرقهافکن (در) میان پیروان مذاهب
◄ یک خط تلفنِ شبانهروزی، به مسائل شرعی پاسخ میگوید.
● پاسخگو به مسائل شرعی
▪️دادههای گروه اول که نشانگر حالت دستوری ندارند (رای مفعولی)، میتوانند توالی مضاف و مضافالیه نیز تعبیر شوند. مثلاً، «زودپز گوشت» میتواند گروهی اسمی تعبیر شود که در آن، یا «گوشت» موضوع درونی «زودپز» است (دارای ساخت موضوعی)، یا در جایگاه مضافالیه «زودپز» قرار گرفته است (فاقد ساخت موضوعی). بههمین ترتیب، در «پیشرانِ هواگرد»، اسم «هواگرد» را میتوانیم مفعول «پیشران» یا مضافالیه آن بدانیم.
▪️دادههای گروه دوم به دلیل حضور حرفاضافه چنین ساخت دوگانهای ندارند. «حاشیهساز برای ورزشکاران» ساختار موضوعی دارد و در آن، گروه حرفاضافۀ «برای ورزشکاران» در جایگاه موضوع درونی «حاشیهساز» نشسته است. بااینهمه، در برخی از این ساختها میتوانیم با حذف حرفاضافه، گروه اسمی دارای ساخت موضوعی را به گروهی اسمی با توالی مضاف و مضافالیه تبدیل کنیم (الهامبخش به جوانان/ الهام بخشِ جوانان).
▪️البته، در حذف حرفاضافه و تبدیل ساختار موضوعی به زنجیرۀ مضاف و مضافالیه، به دو نکته باید توجه کنیم.
□ نخست آنکه ببینیم آیا ساختار موردنظر قابلیت چنین تبدیلی را دارد و اهل زبان صورت مضاف و مضافالیه آن را میپذیرند یا خیر. به شم زبانی نگارنده، در سازۀ «تفرقهافکن میان پیروان مذاهب» حذف حرفاضافهٔ «میان/ در میان»، ساختاری تولید میکند که چندان خوشساخت نیست: «تفرقهافکنِ پیروان مذاهب». همچنین، «حاشیهساز برای ورزشکاران» نیز بدون حرفاضافهٔ «برای» دستوری نیست و نباید آن را اینگونه بهکار برد: «حاشیهسازِ ورزشکاران».
□ دوم آنکه باید دقت کنیم حذف حرفاضافه، ساختاری مبهم بهدست ندهد یا به تغییر معنا نینجامد؛ این ابهام یا تغییر معنا بهویژه آنجا که حاصل مصدر جای صفت فاعلی مرکب را میگیرد، محتملتر است. مثلاً در سازۀ «تفرقهافکنی میان پیروان مذاهب»، حذف «میان» سبب خوانشی دیگرگونه میشود: «تفرقهافکنیِ پیروان مذاهب». با حذف حرفاضافه، حالا «پیروان مذاهب» در مقام کنشگر (موضوع بیرونی) تعبیر میشود، نه کنشپذیر (موضوع درونی).
▪️در مورد گروه اسمی «دو زورگیر پیرزن» با معضلی دوگانه روبهرو شدهایم. از یکسو، حذف حرفاضافۀ «از»، تعبیر واژۀ «پیرزن» را میان کنشگر و کنشپذیر سرگردان کرده است. از سوی دیگر، مقولۀ دستوری «پیرزن» به این ابهام دامن زده است. این واژه هم میتواند صفت «زورگیران» باشد و حتی جایش را با آنها عوض کند (هرچند لابد منطقی نیست: «دو زورگیر پیرزن/ دو پیرزن زورگیر»)، هم میتواند مضافالیه «زورگیران» باشد که چندان خوشساخت نمینماید. بههرروی، در نگارش و ویرایش، اگر میخواهیم حرفاضافه را از گروه اسمی دارای ساختار موضوعی بزداییم، باید به دو نکتۀ پیشگفته توجه کنیم.
◄ از پیرزن به زور گرفتن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیری از پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیر از پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیرِ پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | حذف حرفاضافه از ساختار موضوعی
▪️در شماری از صفتهای فاعلی مرکب، مفعول بخشی از واژۀ مرکب است. مثلاً در «دزدگیر»، «دزد» مفعول مستقیم «گیر» است، حال آنکه در «آسانگیر»، «آسان» برای «گیر» قید بهشمار میرود. در آن دسته از صفتهای فاعلی مرکب که مفعول مستقیم یا غیرمستقیم جزئی از ترکیب نیست، این سازهها گاه میتوانند در نقش موضوع درونی ترکیب بنشینند و اصطلاحاً یک ساختار موضوعی را تشکیل دهند.
□ مفعول مستقیم:
◄ یک موتور قدرتمند، هواگرد را به پیش میراند.
● پیشرانِ هواگرد
◄ این لباس پشمی بدنش را گرم میکند.
● گرمکنِ بدن
◄ این دیگ میتواند گوشت را برایتان زود بپزد.
● زودپزِ گوشت
◄ در این سامانه میتوانید ملک دلخواهتان را به آسانی بیابید.
● آسانیابِ ملک
◄ نوستراداموس وقایع آینده را بهدقت پیشگویی میکرد.
● پیشگویِ وقایع آینده
◄ یک خط تلفنِ شبانهروزی، مسائل شرعی را پاسخ میگوید.
● پاسخگویِ مسائل شرعی
□ مفعول غیرمستقیم:
◄ موفقیتش در المپیک به جوانان الهام میبخشد.
● الهامبخش به جوانان
◄ سخنان گرم او همواره در دلمان امید میآفریند.
● امیدآفرین در دل
◄ این غذا به دندانهایتان آسیب میرساند.
● آسیبرسان به دندان
◄ این نوع مصاحبهها برای ورزشکاران حاشیه میسازد.
● حاشیهساز برای ورزشکاران
◄ گفتههای او (در) میان پیروان مذاهب مختلف تفرقه میافکند.
● تفرقهافکن (در) میان پیروان مذاهب
◄ یک خط تلفنِ شبانهروزی، به مسائل شرعی پاسخ میگوید.
● پاسخگو به مسائل شرعی
▪️دادههای گروه اول که نشانگر حالت دستوری ندارند (رای مفعولی)، میتوانند توالی مضاف و مضافالیه نیز تعبیر شوند. مثلاً، «زودپز گوشت» میتواند گروهی اسمی تعبیر شود که در آن، یا «گوشت» موضوع درونی «زودپز» است (دارای ساخت موضوعی)، یا در جایگاه مضافالیه «زودپز» قرار گرفته است (فاقد ساخت موضوعی). بههمین ترتیب، در «پیشرانِ هواگرد»، اسم «هواگرد» را میتوانیم مفعول «پیشران» یا مضافالیه آن بدانیم.
▪️دادههای گروه دوم به دلیل حضور حرفاضافه چنین ساخت دوگانهای ندارند. «حاشیهساز برای ورزشکاران» ساختار موضوعی دارد و در آن، گروه حرفاضافۀ «برای ورزشکاران» در جایگاه موضوع درونی «حاشیهساز» نشسته است. بااینهمه، در برخی از این ساختها میتوانیم با حذف حرفاضافه، گروه اسمی دارای ساخت موضوعی را به گروهی اسمی با توالی مضاف و مضافالیه تبدیل کنیم (الهامبخش به جوانان/ الهام بخشِ جوانان).
▪️البته، در حذف حرفاضافه و تبدیل ساختار موضوعی به زنجیرۀ مضاف و مضافالیه، به دو نکته باید توجه کنیم.
□ نخست آنکه ببینیم آیا ساختار موردنظر قابلیت چنین تبدیلی را دارد و اهل زبان صورت مضاف و مضافالیه آن را میپذیرند یا خیر. به شم زبانی نگارنده، در سازۀ «تفرقهافکن میان پیروان مذاهب» حذف حرفاضافهٔ «میان/ در میان»، ساختاری تولید میکند که چندان خوشساخت نیست: «تفرقهافکنِ پیروان مذاهب». همچنین، «حاشیهساز برای ورزشکاران» نیز بدون حرفاضافهٔ «برای» دستوری نیست و نباید آن را اینگونه بهکار برد: «حاشیهسازِ ورزشکاران».
□ دوم آنکه باید دقت کنیم حذف حرفاضافه، ساختاری مبهم بهدست ندهد یا به تغییر معنا نینجامد؛ این ابهام یا تغییر معنا بهویژه آنجا که حاصل مصدر جای صفت فاعلی مرکب را میگیرد، محتملتر است. مثلاً در سازۀ «تفرقهافکنی میان پیروان مذاهب»، حذف «میان» سبب خوانشی دیگرگونه میشود: «تفرقهافکنیِ پیروان مذاهب». با حذف حرفاضافه، حالا «پیروان مذاهب» در مقام کنشگر (موضوع بیرونی) تعبیر میشود، نه کنشپذیر (موضوع درونی).
▪️در مورد گروه اسمی «دو زورگیر پیرزن» با معضلی دوگانه روبهرو شدهایم. از یکسو، حذف حرفاضافۀ «از»، تعبیر واژۀ «پیرزن» را میان کنشگر و کنشپذیر سرگردان کرده است. از سوی دیگر، مقولۀ دستوری «پیرزن» به این ابهام دامن زده است. این واژه هم میتواند صفت «زورگیران» باشد و حتی جایش را با آنها عوض کند (هرچند لابد منطقی نیست: «دو زورگیر پیرزن/ دو پیرزن زورگیر»)، هم میتواند مضافالیه «زورگیران» باشد که چندان خوشساخت نمینماید. بههرروی، در نگارش و ویرایش، اگر میخواهیم حرفاضافه را از گروه اسمی دارای ساختار موضوعی بزداییم، باید به دو نکتۀ پیشگفته توجه کنیم.
◄ از پیرزن به زور گرفتن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیری از پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیر از پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیرِ پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
@MorphoSyntax
❤4✍1👍1🔥1🤔1