MorphoSyntax
☰
🚦بهنظرتان کدامیک از دو جملهٔ زیر خوشساخت و دستوری است؟
🚦بهنظرتان کدامیک از دو جملهٔ زیر خوشساخت و دستوری است؟
☰
🚦دستور خط | بازتاب ساخت نحوی در دستور خط
✿ کدامیک از دو جملهٔ زیر خوشساخت است؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). دارویی که مصرف میکرد، مجاز و تأییدشده بود.
◄ (۲). دارویی که مصرف میکرد، مجاز و تأیید شده بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✿ در جملهٔ «۱»، سازهٔ «تأییدشده» (بدون فاصله) یک صفت مفعولی مرکب است که با صفت «مجاز» همپایه شده است. «بود» در این جمله فعل اسنادی (ربطی) است که با دو مسند «مجاز و تأییدشده» همراه شده و ساخت حاصل، دستوری است.
✿ در جملهٔ «۲»، توالی «تأیید شده» (با فاصلهٔ کامل) دیگر صفت مرکب نیست که با «مجاز» همپایه شود. در اینجا، «شده» هویت فعلی دارد. «بود» نیز فعل کمکی (معین) برای ساخت گذشتهٔ کامل بهشمار میرود و جملهٔ حاصل، نادستوری است.
✿ ممکن است بگوییم در جملهٔ «۲»، صفت «مجاز» و اسم «تأیید» همپایه نشدهاند، بلکه «مجاز بود» و «تأیید شده بود»، با حذف «بود» نخست، در همپایگی مشارکت کردهاند. با این تحلیل هم جملهٔ «۲» نادستوری است، زیرا «بود» اول که اسنادی است، نمیتواند به قرینهٔ «بود» کمکی حذف شود. یا بهگفتهٔ دقیقتر، نمیتوانیم دو جملهٔ زیر را با حذف «بود» به قرینهٔ «شد» همپایه کنیم:
◄ (۳). دارویی که مصرف میکرد، مجاز بود.
◄ (۴). دارویی که مصرف میکرد، تأیید شد.
✿ اگر دو جملهٔ «۱» و «۲» را منفی کنیم، نادستوری بودن جملهٔ دوم خود را بیشتر نمایان میکند. نشانهٔ نفی در جملهٔ نخست به فعل اسنادی «بود» ملحق میشود و در جملهٔ دوم با فعل «شده» همراه میشود:
◄ (۵). دارویی که مصرف میکرد، مجاز و تأییدشده نــبود.
◄ (۶). *دارویی که مصرف میکرد، مجاز و تأیید نـــشده بود.
✿ پس با جملهٔ «۲» چه باید بکنیم؟ ممنون که پرسیدید. جملهٔ نادستوری «۲» (یا صورت منفی آن در «۶») را میتوانیم به شیوههای مختلف ویرایش کنیم؛ از جمله میتوانیم آن را بهصورت جملهٔ «۱» درآوریم یا اینگونه بازنویسی کنیم:
◄ (۷). دارویی که مصرف میکرد، مجاز بود و تأیید شده بود.
◄ (۸). دارویی که مصرف میکرد، مجوز داشت و تأیید شده بود.
◄ (۹). دارویی که مصرف میکرد، مجاز بود و تأییدیه داشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ جملهٔ «۱» کاملاً خوشساخت است و بهنظر نمیرسد که بتوان دلیل صرفینحوی برای نادستوری بودن آن آورد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | بازتاب ساخت نحوی در دستور خط
✿ کدامیک از دو جملهٔ زیر خوشساخت است؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). دارویی که مصرف میکرد، مجاز و تأییدشده بود.
◄ (۲). دارویی که مصرف میکرد، مجاز و تأیید شده بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✿ در جملهٔ «۱»، سازهٔ «تأییدشده» (بدون فاصله) یک صفت مفعولی مرکب است که با صفت «مجاز» همپایه شده است. «بود» در این جمله فعل اسنادی (ربطی) است که با دو مسند «مجاز و تأییدشده» همراه شده و ساخت حاصل، دستوری است.
✿ در جملهٔ «۲»، توالی «تأیید شده» (با فاصلهٔ کامل) دیگر صفت مرکب نیست که با «مجاز» همپایه شود. در اینجا، «شده» هویت فعلی دارد. «بود» نیز فعل کمکی (معین) برای ساخت گذشتهٔ کامل بهشمار میرود و جملهٔ حاصل، نادستوری است.
✿ ممکن است بگوییم در جملهٔ «۲»، صفت «مجاز» و اسم «تأیید» همپایه نشدهاند، بلکه «مجاز بود» و «تأیید شده بود»، با حذف «بود» نخست، در همپایگی مشارکت کردهاند. با این تحلیل هم جملهٔ «۲» نادستوری است، زیرا «بود» اول که اسنادی است، نمیتواند به قرینهٔ «بود» کمکی حذف شود. یا بهگفتهٔ دقیقتر، نمیتوانیم دو جملهٔ زیر را با حذف «بود» به قرینهٔ «شد» همپایه کنیم:
◄ (۳). دارویی که مصرف میکرد، مجاز بود.
◄ (۴). دارویی که مصرف میکرد، تأیید شد.
✿ اگر دو جملهٔ «۱» و «۲» را منفی کنیم، نادستوری بودن جملهٔ دوم خود را بیشتر نمایان میکند. نشانهٔ نفی در جملهٔ نخست به فعل اسنادی «بود» ملحق میشود و در جملهٔ دوم با فعل «شده» همراه میشود:
◄ (۵). دارویی که مصرف میکرد، مجاز و تأییدشده نــبود.
◄ (۶). *دارویی که مصرف میکرد، مجاز و تأیید نـــشده بود.
✿ پس با جملهٔ «۲» چه باید بکنیم؟ ممنون که پرسیدید. جملهٔ نادستوری «۲» (یا صورت منفی آن در «۶») را میتوانیم به شیوههای مختلف ویرایش کنیم؛ از جمله میتوانیم آن را بهصورت جملهٔ «۱» درآوریم یا اینگونه بازنویسی کنیم:
◄ (۷). دارویی که مصرف میکرد، مجاز بود و تأیید شده بود.
◄ (۸). دارویی که مصرف میکرد، مجوز داشت و تأیید شده بود.
◄ (۹). دارویی که مصرف میکرد، مجاز بود و تأییدیه داشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ جملهٔ «۱» کاملاً خوشساخت است و بهنظر نمیرسد که بتوان دلیل صرفینحوی برای نادستوری بودن آن آورد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍18👏3🤔3✍1
☰
📝 ویرایش | ناترازی حرفاضافه!
🪄در متن خبر بالا از خبرگزاری ایرنا، یک حرف اضافه کم آمده است. پیشتر، این نمونهها را ملاحظه بفرمایید:
◄ [حاضر به [از بین بردن دامهای بیمارش]] نشد.
◄ [حاضر به [در میان گذاشتن مشکلاتـش]] نشد.
◄ [حاضر به [بر هم زدن سخنرانی رقیبش]] نشد.
◄ [حاضر به [با هم نوشتن این مقالهٔ نحوی]] نشد.
🪄حذف حرف اضافۀ «به» از سازۀ «بهرسمیت شناختن» سبب نادستوری شدن ساختار زیر میشود:
◄ *[حاضر به [ـــ رسمیت شناختن آن]] نشد.
🪄نمونهٔ بالا را میتوانیم اینگونه ویرایش کنیم:
◄ هنوز هیچیک از کشورهای جهان حاضر به بهرسمیت شناختن آن نشده است.
◄ هنوز هیچیک از کشورهای جهان حاضر نشده است آن را بهرسمیت بشناسد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | ناترازی حرفاضافه!
🪄در متن خبر بالا از خبرگزاری ایرنا، یک حرف اضافه کم آمده است. پیشتر، این نمونهها را ملاحظه بفرمایید:
◄ [حاضر به [از بین بردن دامهای بیمارش]] نشد.
◄ [حاضر به [در میان گذاشتن مشکلاتـش]] نشد.
◄ [حاضر به [بر هم زدن سخنرانی رقیبش]] نشد.
◄ [حاضر به [با هم نوشتن این مقالهٔ نحوی]] نشد.
🪄حذف حرف اضافۀ «به» از سازۀ «بهرسمیت شناختن» سبب نادستوری شدن ساختار زیر میشود:
◄ *[حاضر به [ـــ رسمیت شناختن آن]] نشد.
🪄نمونهٔ بالا را میتوانیم اینگونه ویرایش کنیم:
◄ هنوز هیچیک از کشورهای جهان حاضر به بهرسمیت شناختن آن نشده است.
◄ هنوز هیچیک از کشورهای جهان حاضر نشده است آن را بهرسمیت بشناسد.
@MorphoSyntax
👍14❤8👏4👌2✍1
☰
🔡 آزفا | کافی نیست!
«من خیلی فارسی تمرین میکنم؛ ولی این مقدار برای من "قهوه" نیست!»
◀️ خاویر، فارسیآموز سطح تکمیلی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: نکات کوچک فارسی در:
https://news.1rj.ru/str/tipsonfarsi
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔡 آزفا | کافی نیست!
«من خیلی فارسی تمرین میکنم؛ ولی این مقدار برای من "قهوه" نیست!»
◀️ خاویر، فارسیآموز سطح تکمیلی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: نکات کوچک فارسی در:
https://news.1rj.ru/str/tipsonfarsi
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁22🤔3✍1
جلسۀ دفاع.pdf
24 KB
☰
📕 جلسهٔ دفاع پایاننامه
⚪️ بررسی جایگاه عناصر غیرفعلی افعال مرکب در ساخت مجهول زبان فارسی
🕥 چهارشنبه، ۲۴ بهمن، ساعت ۱۰ تا ۱۲
@MorphoSyntax
📕 جلسهٔ دفاع پایاننامه
⚪️ بررسی جایگاه عناصر غیرفعلی افعال مرکب در ساخت مجهول زبان فارسی
🕥 چهارشنبه، ۲۴ بهمن، ساعت ۱۰ تا ۱۲
@MorphoSyntax
👍8❤3
MorphoSyntax
☰ 💎 نحو | نفی جمله و نفی سازه 🔻دو نمونۀ سادۀ زیر تمایز نفی جمله و نفی سازه را در زبان انگلیسی نشان میدهند: ► a. I was not eating a peach. ► b. I was eating not a peach (but an apple). 🔻نمونۀ نخست از نوع نفی جمله است و در آن کل گزاره، یعنی فرایند «eating»…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
✍🏿 حضرت سعدی
@MorphoSyntax
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
✍🏿 حضرت سعدی
@MorphoSyntax
👍8❤3🔥2✍1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۲۸) 💨 گزارش بخش هواشناسی به گردشگرانی که قصد دارند به سواحل سفر کنند، دربارهٔ وقوع طوفان هشدار داده است. اگر این هشدار شامل جملهای با فاعل آشکار باشد، کدام منطقه درگیر طوفان شده است؟ ۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه. ۲. سواحل جنوبی خلیج…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۲۸)
💨 فقط جملهٔ اول فاعل ساختاری آشکار (مسندالیه/ نهاد) دارد. فاعل سه جملهٔ دیگر ضمیر پوچواژهای پنهان است.
۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه.
= سواحل شمالی طوفانی است.
○ سواحل شمالی: فاعل
○ طوفانی: مسند صفتی
○ دریای مازندران: مضافالیه
۲. سواحل جنوبی خلیج فارس طوفان شده.
= در سواحل جنوبی طوفان شد.
○ در سواحل جنوبی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ خلیج فارس: مضافالیه
۳. دریای مازندران سواحل جنوبیاش طوفانه.
= در سواحل جنوبی طوفان است.
○ در سواحل جنوبی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ دریای مازندران: مضافالیه
۴. خلیج فارس سواحل شمالیاش طوفان شده.
= در سواحل شمالی طوفان شد.
○ در سواحل شمالی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ خلیج فارس: مضافالیه
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۲۸)
💨 فقط جملهٔ اول فاعل ساختاری آشکار (مسندالیه/ نهاد) دارد. فاعل سه جملهٔ دیگر ضمیر پوچواژهای پنهان است.
۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه.
= سواحل شمالی طوفانی است.
○ سواحل شمالی: فاعل
○ طوفانی: مسند صفتی
○ دریای مازندران: مضافالیه
۲. سواحل جنوبی خلیج فارس طوفان شده.
= در سواحل جنوبی طوفان شد.
○ در سواحل جنوبی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ خلیج فارس: مضافالیه
۳. دریای مازندران سواحل جنوبیاش طوفانه.
= در سواحل جنوبی طوفان است.
○ در سواحل جنوبی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ دریای مازندران: مضافالیه
۴. خلیج فارس سواحل شمالیاش طوفان شده.
= در سواحل شمالی طوفان شد.
○ در سواحل شمالی: قید
○ طوفان: مسند اسمی
○ خلیج فارس: مضافالیه
@MorphoSyntax
👍9😁2✍1🤔1🎄1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
به جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه میگریم،
در آستانهی دریا و علف.
به جُستجوی تو
در معبرِ بادها میگریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکستهی پنجرهیی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه میگیرد.
به انتظارِ تصویرِ تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟
جریانِ باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهرِ مرگ است. ــ
و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد.
پس به هیئتِ گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آندست
که تملکِ خاک را و دیاران را
از اینسان
دلپذیر کرده است!
نامت سپیدهدمیست که بر پیشانیِ آسمان میگذرد
ــ متبرک باد نامِ تو! ــ
و ما همچنان
دوره میکنیم
شب را و روز را
هنوز را . . .
✍🏿 احمد شاملو، ۲۹ بهمن ۱۳۴۵
● در خاموشی فروغ فرخزاد (۸ دی ۱۳۱۳ ــ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
@MorphoSyntax
به جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه میگریم،
در آستانهی دریا و علف.
به جُستجوی تو
در معبرِ بادها میگریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکستهی پنجرهیی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه میگیرد.
به انتظارِ تصویرِ تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟
جریانِ باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهرِ مرگ است. ــ
و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد.
پس به هیئتِ گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آندست
که تملکِ خاک را و دیاران را
از اینسان
دلپذیر کرده است!
نامت سپیدهدمیست که بر پیشانیِ آسمان میگذرد
ــ متبرک باد نامِ تو! ــ
و ما همچنان
دوره میکنیم
شب را و روز را
هنوز را . . .
✍🏿 احمد شاملو، ۲۹ بهمن ۱۳۴۵
● در خاموشی فروغ فرخزاد (۸ دی ۱۳۱۳ ــ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
@MorphoSyntax
❤12👌2✍1
☰
🧊 ساختواژه | در بیت «زین گذران عمر چه نازیم ما/ زندگیی ماند و دو دم ای غلام» از شیخ عطار، کدام گزینه ساختواژۀ «نازیم» را بهدرستی توصیف میکند؟
🧊 ساختواژه | در بیت «زین گذران عمر چه نازیم ما/ زندگیی ماند و دو دم ای غلام» از شیخ عطار، کدام گزینه ساختواژۀ «نازیم» را بهدرستی توصیف میکند؟
Anonymous Quiz
8%
(۱). صفت + پیبست
3%
(۲). صفت + پسوند
51%
(۳). فعل + پیبست
38%
(۴). فعل + پسوند
👍3✍1
☰
👁🗨 دیدگاه | مکتب نظری
▪️پیش از روزگار همهگیری کرونا، وقتی پاسخنامهٔ واپسین امتحان نحوش را تحویل میداد، گفت:
ــ من یک کلمه از این ادعاهای مکتب کمینهگرایی و دستور زایشی رو قبول ندارم. از سر ناچاری امتحان دادم.
و در حالی که جزوهٔ نحوش را پاره میکرد، عزم رفتن کرد. گفتم:
ــ اون حکایت رو حتماً شنیدی که جهانگردی در جزیرهای دورافتاده، به دام اعضای قبیلهای افتاد.
کنجکاو شد و از رفتن بازایستاد.
ــ گفتند: «یا باید مکتب ما رو بپذیری، یا شکمت رو پاره میکنیم و از پوستش قایق میسازیم.» جهانگرد چاقویی از جیبش بیرون کشید و در حالی که به شکمش فرومیبرد، گفت: «مکتبتون رو که قبول نمیکنم هیچ، قایقتون رو هم سوراخ میکنم.» غرض اینکه، مکتب زایشی رو نمیپذیری، نپذیر. دیگه جزوهٔ خودت رو چرا پاره میکنی؟!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️اگر بدون چارچوب نظری بیندیشید، در بهترین صورت میتوانید چرخ را از نو بیافرینید.
✍🏿 مخترع سومری چرخ، هزارهٔ چهارم پیش از میلاد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | مکتب نظری
▪️پیش از روزگار همهگیری کرونا، وقتی پاسخنامهٔ واپسین امتحان نحوش را تحویل میداد، گفت:
ــ من یک کلمه از این ادعاهای مکتب کمینهگرایی و دستور زایشی رو قبول ندارم. از سر ناچاری امتحان دادم.
و در حالی که جزوهٔ نحوش را پاره میکرد، عزم رفتن کرد. گفتم:
ــ اون حکایت رو حتماً شنیدی که جهانگردی در جزیرهای دورافتاده، به دام اعضای قبیلهای افتاد.
کنجکاو شد و از رفتن بازایستاد.
ــ گفتند: «یا باید مکتب ما رو بپذیری، یا شکمت رو پاره میکنیم و از پوستش قایق میسازیم.» جهانگرد چاقویی از جیبش بیرون کشید و در حالی که به شکمش فرومیبرد، گفت: «مکتبتون رو که قبول نمیکنم هیچ، قایقتون رو هم سوراخ میکنم.» غرض اینکه، مکتب زایشی رو نمیپذیری، نپذیر. دیگه جزوهٔ خودت رو چرا پاره میکنی؟!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️اگر بدون چارچوب نظری بیندیشید، در بهترین صورت میتوانید چرخ را از نو بیافرینید.
✍🏿 مخترع سومری چرخ، هزارهٔ چهارم پیش از میلاد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍5😁5❤2✍1
MorphoSyntax
☰
🧊 ساختواژه | در بیت «زین گذران عمر چه نازیم ما/ زندگیی ماند و دو دم ای غلام» از شیخ عطار، کدام گزینه ساختواژۀ «نازیم» را بهدرستی توصیف میکند؟
🧊 ساختواژه | در بیت «زین گذران عمر چه نازیم ما/ زندگیی ماند و دو دم ای غلام» از شیخ عطار، کدام گزینه ساختواژۀ «نازیم» را بهدرستی توصیف میکند؟
☰
🧊 ساختواژه | تفسیر شرقی و غربی از شعر
🔻مصراع نخست بیت زیر از شیخ عطار را چگونه معنی میکنید؟
زین گذران عمر چه نازیم ما
زندگیی ماند و دو دم ای غلام
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺هوش مصنوعی چینی (DeepSeek):
با توجه به گذرا و کوتاه بودن عمر، چرا باید به خودمان مغرور باشیم یا به چیزی فخر بفروشیم؟ این عبارت بیانگر این است که عمر انسان بسیار کوتاه و گذراست و بنابراین نباید به آن مغرور شد یا به آن افتخار کرد.
🔺هوش مصنوعی امریکایی (Perplexity):
این شعر توصیه میکند که به جای نگرانی دربارۀ آینده، در لحظه زندگی کنیم و از آن لذت ببریم، زیرا عمر کوتاه است و در نهایت همۀ ما با کسانی که هزاران سال عمر کردهاند، برابر خواهیم بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔻در تفسیر دقیق شرقی، «چه» نقش پرسشواژهای دارد و ساختواژۀ «نازیم» اینگونه است:
◄ فعل ناز + پسوند تصریفی ــیم
● یعنی: در این زندگانی گذرا، ما به چه مینازیم و فخر میفروشیم؟
🔻در تفسیر عجیب غربی، لابد «چه» نقش تعجبواژهای دارد و ساختواژۀ «نازیم» اینگونه است:
◄ صفت ناز + پیبست فعلی ــیم
● یعنی: بهرغم گذر زندگانی، ما چقدر هنوز ناز هستیم و ماشاءالله خوب ماندیم!
🔻شناسهها از پسوندهای تصریفی فعلاند که برای مطابقه با فاعل، به فعل میپیوندند. در مقابل، صورتهای متصل فعل «بودن» در گروه واژهبستهای فارسی قرار میگیرند و چون در پایان میزبان خود مینشینند، پیبست خوانده میشوند.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | تفسیر شرقی و غربی از شعر
🔻مصراع نخست بیت زیر از شیخ عطار را چگونه معنی میکنید؟
زین گذران عمر چه نازیم ما
زندگیی ماند و دو دم ای غلام
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺هوش مصنوعی چینی (DeepSeek):
با توجه به گذرا و کوتاه بودن عمر، چرا باید به خودمان مغرور باشیم یا به چیزی فخر بفروشیم؟ این عبارت بیانگر این است که عمر انسان بسیار کوتاه و گذراست و بنابراین نباید به آن مغرور شد یا به آن افتخار کرد.
🔺هوش مصنوعی امریکایی (Perplexity):
این شعر توصیه میکند که به جای نگرانی دربارۀ آینده، در لحظه زندگی کنیم و از آن لذت ببریم، زیرا عمر کوتاه است و در نهایت همۀ ما با کسانی که هزاران سال عمر کردهاند، برابر خواهیم بود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔻در تفسیر دقیق شرقی، «چه» نقش پرسشواژهای دارد و ساختواژۀ «نازیم» اینگونه است:
◄ فعل ناز + پسوند تصریفی ــیم
● یعنی: در این زندگانی گذرا، ما به چه مینازیم و فخر میفروشیم؟
🔻در تفسیر عجیب غربی، لابد «چه» نقش تعجبواژهای دارد و ساختواژۀ «نازیم» اینگونه است:
◄ صفت ناز + پیبست فعلی ــیم
● یعنی: بهرغم گذر زندگانی، ما چقدر هنوز ناز هستیم و ماشاءالله خوب ماندیم!
🔻شناسهها از پسوندهای تصریفی فعلاند که برای مطابقه با فاعل، به فعل میپیوندند. در مقابل، صورتهای متصل فعل «بودن» در گروه واژهبستهای فارسی قرار میگیرند و چون در پایان میزبان خود مینشینند، پیبست خوانده میشوند.
@MorphoSyntax
😁7👍4🤩2✍1🥰1👏1😍1
دشمن مردم.pdf
1.5 MB
☰
📔 نمایشنامه | دشمن مردم
□ به قلم: هنریک ایبسن (۱۸۲۸ ــ ۱۹۰۶)
□ ترجمهٔ انگلیسی: باربارا هَوْلند
□ ترجمهٔ فارسی: میرمجید عمرانی
@MorphoSyntax
📔 نمایشنامه | دشمن مردم
□ به قلم: هنریک ایبسن (۱۸۲۸ ــ ۱۹۰۶)
□ ترجمهٔ انگلیسی: باربارا هَوْلند
□ ترجمهٔ فارسی: میرمجید عمرانی
@MorphoSyntax
👍4🙏2❤1
☰
🧾 واژهگزینی | واژه را گِل نکنیم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️. . . گویند پیغمبر علیه الصلوة و السلام به دست خود در آن گوها آرد سرشته است. خلق که آنجا روند، در آن گوها آرد سرشند با آب آن چاهها، و همانجا درختان بسیاری است، هیزم بکنند و نان پزند و به تبرک به ولایتها برند.
📚 سفرنامۀ ناصرخسرو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️مصدر «سرشتن»، از ریشۀ واژگانی «سرش»، به معنای «آمیختن، آغشتن» است که فعل حال آن در نمونۀ بالا آمده و امروزه دستکم این کارکرد خود را از دست داده است. این ریشه در ایرانی باستان بهصورت «sraiš» بود و در مفهوم «پیوستن، چسبیدن، تکیه کردن» بهکار میرفت. در پارتی نیز از واژۀ «sryšyšn» معنای «اختلاط، مخلوط» برمیآمد (حسندوست ۱۳۹۳، چونگ ۲۰۰۷). همچنین، واژۀ «سریش» که نوعی چسب خمیری است، از همین ریشه آمده است.
▫️ریشۀ «سرش» میتواند در واژهگزینی علمی بسیار بهکار آید و از جمله در ترکیبهای فراوانی حضور یابد که با واژۀ «مخلوط» ساخته میشوند و متناظر «blend» و «mix» در انگلیسیاند. ریشۀ یادشده، مانند «کُش»، همین یک صورت واژواجی را دارد و میتوان آن را در هر محیط ساختواژی درج کرد (از «سرشنده و سرشتار» گرفته تا «همسرش* و سرشناک» و البته خود «سرشت»).
▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشتر در رشتۀ شیمی اصطلاح «واسرشته» (denaturant) را تصویب کرده است؛ یعنی پروتئینی که خواص آن براثر گرم شدن یا اثر قلیا یا اسید تغییر کرده باشد. مصدر پیشوندی «واسرشتن» نیز در همین حوزه به تصویب رسیده است. در روانشناسی اسم «سرشتار» در برابر اصطلاح «Constitution» ساخته شده و مراد از آن ساخت بنیادیِ جسمانی و روانشناختی هر فرد است که از توارث و محیط اثر میپذیرد.
▫️شاید اگر روانشناسان برای این اصطلاح بیگانه به همان واژۀ آشنای «سرشت» بسنده میکردند و به «سرشتار» رنگ و لعاب اسم مصدر نمیزدند، در فرودستشان این واژه میتوانست هویت اسم فاعل بیابد و در معنای «مخلوطکن» (blender) یا حتی «مخلوطساز» (batching plant) بهکار رود؛ مگر نه اینکه «برشتار» به همین ترتیب در برابر «toaster» ساخته شده است؟!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ به گفتۀ چونگ (۲۰۰۷: ۳۵۵) صورت کهن «همسرش» (ham.sriš) به مفهوم «کنار هم/ با هم گذاشتن» در اوستایی بهکار رفته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | واژه را گِل نکنیم!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️. . . گویند پیغمبر علیه الصلوة و السلام به دست خود در آن گوها آرد سرشته است. خلق که آنجا روند، در آن گوها آرد سرشند با آب آن چاهها، و همانجا درختان بسیاری است، هیزم بکنند و نان پزند و به تبرک به ولایتها برند.
📚 سفرنامۀ ناصرخسرو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️مصدر «سرشتن»، از ریشۀ واژگانی «سرش»، به معنای «آمیختن، آغشتن» است که فعل حال آن در نمونۀ بالا آمده و امروزه دستکم این کارکرد خود را از دست داده است. این ریشه در ایرانی باستان بهصورت «sraiš» بود و در مفهوم «پیوستن، چسبیدن، تکیه کردن» بهکار میرفت. در پارتی نیز از واژۀ «sryšyšn» معنای «اختلاط، مخلوط» برمیآمد (حسندوست ۱۳۹۳، چونگ ۲۰۰۷). همچنین، واژۀ «سریش» که نوعی چسب خمیری است، از همین ریشه آمده است.
▫️ریشۀ «سرش» میتواند در واژهگزینی علمی بسیار بهکار آید و از جمله در ترکیبهای فراوانی حضور یابد که با واژۀ «مخلوط» ساخته میشوند و متناظر «blend» و «mix» در انگلیسیاند. ریشۀ یادشده، مانند «کُش»، همین یک صورت واژواجی را دارد و میتوان آن را در هر محیط ساختواژی درج کرد (از «سرشنده و سرشتار» گرفته تا «همسرش* و سرشناک» و البته خود «سرشت»).
▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشتر در رشتۀ شیمی اصطلاح «واسرشته» (denaturant) را تصویب کرده است؛ یعنی پروتئینی که خواص آن براثر گرم شدن یا اثر قلیا یا اسید تغییر کرده باشد. مصدر پیشوندی «واسرشتن» نیز در همین حوزه به تصویب رسیده است. در روانشناسی اسم «سرشتار» در برابر اصطلاح «Constitution» ساخته شده و مراد از آن ساخت بنیادیِ جسمانی و روانشناختی هر فرد است که از توارث و محیط اثر میپذیرد.
▫️شاید اگر روانشناسان برای این اصطلاح بیگانه به همان واژۀ آشنای «سرشت» بسنده میکردند و به «سرشتار» رنگ و لعاب اسم مصدر نمیزدند، در فرودستشان این واژه میتوانست هویت اسم فاعل بیابد و در معنای «مخلوطکن» (blender) یا حتی «مخلوطساز» (batching plant) بهکار رود؛ مگر نه اینکه «برشتار» به همین ترتیب در برابر «toaster» ساخته شده است؟!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ به گفتۀ چونگ (۲۰۰۷: ۳۵۵) صورت کهن «همسرش» (ham.sriš) به مفهوم «کنار هم/ با هم گذاشتن» در اوستایی بهکار رفته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍8👌3✍1❤1
☰
🔡 آزفا | دشواریهای یادگیری وجه فعل
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● با این لباس غیررسمی به محل کارت میری؟
○ نه؛ همیشه قبل از اینکه به سفارتخونه میرسم، توی مسیر لباسم رو عوض میکنم.
● باید فعل رو در وجه التزامی بیاری، نه اخباری: برسم.
○ خیلی ممنونم. دیگه یاد گرفتم.
● بسیار عالی. برو به سلامت.
○ البته راستش رو بخواید، گاهی هم بعد از اینکه به سفارتخونه برسم، یک گوشه لباسم رو عوض میکنم.
● باید فعل رو در وجه اخباری بیاری، نه التزامی: میرسم.
○ آخه چرا؟! «قبل» و «بعد» که مثل هماند!
● برو خدا پشت و پناهت. داره دیرت میشه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ فارسیزبانان غالباً بنا به شم زبانی خود میدانند کجا باید از کدام وجه فعل استفاده کنند، اما آموزش نظاممند وجه دستوری به زبانآموزان غیربومی، از دشواریهای زبان فارسی است. با اینکه ظاهراً ساختار نحوی در بندهای «پس/ بعد از اینکه» و «پیش/ قبل از اینکه» یکسان است، وجه فعل در این بندها کاملاً همسان نیست:
◄ (۱). امروز پس از اینکه به سفارتخانه برسم، یک گوشه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۲). همیشه پس از اینکه به سفارتخانه میرسم، یک گوشه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۳). امروز پیش از اینکه به سفارتخانه برسم، در راه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۴). همیشه پیش از اینکه به سفارتخانه برسم، در راه لباسم را عوض میکنم.
□ وجه فعل بسیط «رسیدن» در دو جملۀ متناظر «۱» و «۳» التزامی است؛ اما همین فعل در دو جملۀ «۲» و «۴» وجوه متفاوتی را نشان میدهد؛ ضمن آنکه گاهی فعل جملۀ «۲» میتواند با توجه به بافت و از جمله هنگام تأکید بر فعل «رسیدن»، به وجه التزامی درآید، اما فعل جملۀ «۴» هیچگاه نمیتواند اخباری شود.
□ وجه فعل در فارسی پیچیدگیهای افزونتری هم دارد که در آموزش فارسی به غیرفارسیزبانان از آن غفلت شده است؛ زیرا هنوز تبیین زبانشناختی جامعی از وجه و حتی کارکردهای چندگانۀ پیشوندهای «میــ» و «بــ» فراهم نیامده است تا برپایۀ آن، درسنامۀ مناسب این حوزه تدوین شود. نگاه دستور سنتی به این مبحث هم چندان مبتنی بر واقعیتها و نیازهای زبان فارسی معاصر نیست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم میرترابی برای توجه به تمایز وجه دستوری در نمونههای یادشده
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔡 آزفا | دشواریهای یادگیری وجه فعل
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● با این لباس غیررسمی به محل کارت میری؟
○ نه؛ همیشه قبل از اینکه به سفارتخونه میرسم، توی مسیر لباسم رو عوض میکنم.
● باید فعل رو در وجه التزامی بیاری، نه اخباری: برسم.
○ خیلی ممنونم. دیگه یاد گرفتم.
● بسیار عالی. برو به سلامت.
○ البته راستش رو بخواید، گاهی هم بعد از اینکه به سفارتخونه برسم، یک گوشه لباسم رو عوض میکنم.
● باید فعل رو در وجه اخباری بیاری، نه التزامی: میرسم.
○ آخه چرا؟! «قبل» و «بعد» که مثل هماند!
● برو خدا پشت و پناهت. داره دیرت میشه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ فارسیزبانان غالباً بنا به شم زبانی خود میدانند کجا باید از کدام وجه فعل استفاده کنند، اما آموزش نظاممند وجه دستوری به زبانآموزان غیربومی، از دشواریهای زبان فارسی است. با اینکه ظاهراً ساختار نحوی در بندهای «پس/ بعد از اینکه» و «پیش/ قبل از اینکه» یکسان است، وجه فعل در این بندها کاملاً همسان نیست:
◄ (۱). امروز پس از اینکه به سفارتخانه برسم، یک گوشه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۲). همیشه پس از اینکه به سفارتخانه میرسم، یک گوشه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۳). امروز پیش از اینکه به سفارتخانه برسم، در راه لباسم را عوض میکنم.
◄ (۴). همیشه پیش از اینکه به سفارتخانه برسم، در راه لباسم را عوض میکنم.
□ وجه فعل بسیط «رسیدن» در دو جملۀ متناظر «۱» و «۳» التزامی است؛ اما همین فعل در دو جملۀ «۲» و «۴» وجوه متفاوتی را نشان میدهد؛ ضمن آنکه گاهی فعل جملۀ «۲» میتواند با توجه به بافت و از جمله هنگام تأکید بر فعل «رسیدن»، به وجه التزامی درآید، اما فعل جملۀ «۴» هیچگاه نمیتواند اخباری شود.
□ وجه فعل در فارسی پیچیدگیهای افزونتری هم دارد که در آموزش فارسی به غیرفارسیزبانان از آن غفلت شده است؛ زیرا هنوز تبیین زبانشناختی جامعی از وجه و حتی کارکردهای چندگانۀ پیشوندهای «میــ» و «بــ» فراهم نیامده است تا برپایۀ آن، درسنامۀ مناسب این حوزه تدوین شود. نگاه دستور سنتی به این مبحث هم چندان مبتنی بر واقعیتها و نیازهای زبان فارسی معاصر نیست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم میرترابی برای توجه به تمایز وجه دستوری در نمونههای یادشده
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍9👌3✍2💯2❤1🔥1🎄1
Modality in Syntax, Semantics, and Pragmatics.pdf
5.9 MB
☰
📘 کتاب | وجه: نحو، معنا و کاربرد
▫️Modality in Syntax, Semantics, and Pragmatics (2020)
▫️Werner Abraham, University of Groningen
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از جناب آقای رادنیا برای معرفی و ارسال این کتاب ارزشمند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📘 کتاب | وجه: نحو، معنا و کاربرد
▫️Modality in Syntax, Semantics, and Pragmatics (2020)
▫️Werner Abraham, University of Groningen
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ سپاس فراوان از جناب آقای رادنیا برای معرفی و ارسال این کتاب ارزشمند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🙏7👍2✍1
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | بند التزامی درونه 🖊 فعل بند پیروی که پس از «امیدوار بودن» میآید، باید در وجه التزامی باشد: ● نادرست: ◄ *امیدوارم که لزومی به اجرای این یادداشت نخواهیم داشت. ○ درست: ◄ امیدوارم که لزومی به اجرای این یادداشت نداشته باشیم. 🖊 این نوع بند التزامی…
☰
💎 نحو | برهمکنش وجه و نفی
◄ (۱). من شنیدهام (که) این تیم همیشه حریف اصلیاش را شکست داده است.
◄ (۲). *من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده است.
◄ (۳). من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده باشد.
□ چرا در نمونههای بالا، وقتی فعل بند اصلی (پایه) مثبت است، وجه فعل درونه (پیرو) میتواند اخباری باشد، اما وقتی نفیواژهٔ «هیچوقت» در ساختار حضور مییابد و فعل اصلی منفی میشود، وجه فعل بند درونه باید التزامی باشد؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ فرضیه:
هستۀ یک گروه نفی باید از درون دردسترسترین بند زمان کامل بر جایگاه ادغام هیچواژهها سازهفرمانی کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ در این فرضیه، مراد از بند زمان کامل، بندی است که واجد مشخصههای دستوری زمان و مطابقه است و آزادانه هر نوع وجهی را میپذیرد. بنابراین، وجه التزامی در بند درونه که زمان آن تابعی از زمان بند اصلی است، ناقص بهشمار میرود.
□ این فرضیه میتواند تقابل جملههای بالا را توضیح دهد:
○ در جملۀ دستوری (۱)، وجه بند درونه اخباری است. «شنیدن» از نوع فعلهایی چون «گمان کردن، احتمال دادن، پیشبینی کردن» نیست که وجه فعل درونۀشان باید التزامی باشد.
○ در جملۀ نادستوری (۲)، وجه بند درونه همچنان اخباری است. پس بند کامل دردسترس برای «هیچوقت»، خود همین بند درونه است و به دلیل نبود عنصر نفی فعل در آن، نادستوری شده است.
○ در جملۀ دستوری (۳)، وجه بند درونه التزامی است و اکنون بند کامل دردسترس، بند اصلی و فعل «نشنیدهام» است. این فعل منفی به «هیچوقت» مجوز حضور داده است.
○ در جملۀ دستوری (۴) در زیر، وقتی نفی به فعل درونه منتقل میشود، فعل آن نیز دوباره به وجه اخباری تبدیل میشود. طبق فرضیهٔ یادشده، حالا خود این بند، دردسترسترین بند کامل برای هیچواژه است.
◄ (۴). من شنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست نـداده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ پرسش:
آیا فرضیهٔ نحوی بالا را میتوانیم در آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان معرفی کنیم؟ قطعاً خیر، همانگونه که در آموزش ریاضی به دانشآموزان نمیتوانیم به فرضیات و نظریههای پیچیدهٔ ریاضی متوسل شویم. یکی از وظایف مدرس زبان این است که به یافتههای نظری، جامهٔ کاربردی بپوشاند و به آنها صورتبندی مناسب آموزشی ببخشد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️N-word = نفیواژه
✔️C-command = سازهفرمانی
@MorphoSyntax
💎 نحو | برهمکنش وجه و نفی
◄ (۱). من شنیدهام (که) این تیم همیشه حریف اصلیاش را شکست داده است.
◄ (۲). *من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده است.
◄ (۳). من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده باشد.
□ چرا در نمونههای بالا، وقتی فعل بند اصلی (پایه) مثبت است، وجه فعل درونه (پیرو) میتواند اخباری باشد، اما وقتی نفیواژهٔ «هیچوقت» در ساختار حضور مییابد و فعل اصلی منفی میشود، وجه فعل بند درونه باید التزامی باشد؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ فرضیه:
هستۀ یک گروه نفی باید از درون دردسترسترین بند زمان کامل بر جایگاه ادغام هیچواژهها سازهفرمانی کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ در این فرضیه، مراد از بند زمان کامل، بندی است که واجد مشخصههای دستوری زمان و مطابقه است و آزادانه هر نوع وجهی را میپذیرد. بنابراین، وجه التزامی در بند درونه که زمان آن تابعی از زمان بند اصلی است، ناقص بهشمار میرود.
□ این فرضیه میتواند تقابل جملههای بالا را توضیح دهد:
○ در جملۀ دستوری (۱)، وجه بند درونه اخباری است. «شنیدن» از نوع فعلهایی چون «گمان کردن، احتمال دادن، پیشبینی کردن» نیست که وجه فعل درونۀشان باید التزامی باشد.
○ در جملۀ نادستوری (۲)، وجه بند درونه همچنان اخباری است. پس بند کامل دردسترس برای «هیچوقت»، خود همین بند درونه است و به دلیل نبود عنصر نفی فعل در آن، نادستوری شده است.
○ در جملۀ دستوری (۳)، وجه بند درونه التزامی است و اکنون بند کامل دردسترس، بند اصلی و فعل «نشنیدهام» است. این فعل منفی به «هیچوقت» مجوز حضور داده است.
○ در جملۀ دستوری (۴) در زیر، وقتی نفی به فعل درونه منتقل میشود، فعل آن نیز دوباره به وجه اخباری تبدیل میشود. طبق فرضیهٔ یادشده، حالا خود این بند، دردسترسترین بند کامل برای هیچواژه است.
◄ (۴). من شنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست نـداده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ پرسش:
آیا فرضیهٔ نحوی بالا را میتوانیم در آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان معرفی کنیم؟ قطعاً خیر، همانگونه که در آموزش ریاضی به دانشآموزان نمیتوانیم به فرضیات و نظریههای پیچیدهٔ ریاضی متوسل شویم. یکی از وظایف مدرس زبان این است که به یافتههای نظری، جامهٔ کاربردی بپوشاند و به آنها صورتبندی مناسب آموزشی ببخشد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️N-word = نفیواژه
✔️C-command = سازهفرمانی
@MorphoSyntax
👍7😢1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۲۹) 🗣 دو گویندهٔ «الف» و «ب» دربارهٔ مشکلات همسایهٔ جدیدشان گفتگو میکنند: الف. همسرش میتونه با مشکلاتش بسازه؟ ب. آره، میتونه. همسرش خیلی بسازه. 🗣 ساختواژهٔ واژههای همنام «بسازه» که در جملههای این دو نفر آمدهاند، به ترتیب، چگونه است؟ …
☰
🗝 پاسخ مسئله (۲۹)
🗣 در جملهٔ «الف»، «بسازه» فعل بسیط/ واژگانی است:
☆ پیشوند تصریفی وجه + ساز + پسوند تصریفی شناسه
🗣 در جملهٔ «ب»، «بسازه» متشکل از صفت و فعل ربطی است:
☆ پیشوند اشتقاقی اتصاف + ساز + پیبست فعل «بودن»
🗣 همسانی صورت «بسازه» در دو جملهٔ «الف» و «ب» از نوع همنامی (homonymy) است و این شباهت ربطی به پدیدهٔ همتصریفی (syncretism) ندارد.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۲۹)
🗣 در جملهٔ «الف»، «بسازه» فعل بسیط/ واژگانی است:
☆ پیشوند تصریفی وجه + ساز + پسوند تصریفی شناسه
🗣 در جملهٔ «ب»، «بسازه» متشکل از صفت و فعل ربطی است:
☆ پیشوند اشتقاقی اتصاف + ساز + پیبست فعل «بودن»
🗣 همسانی صورت «بسازه» در دو جملهٔ «الف» و «ب» از نوع همنامی (homonymy) است و این شباهت ربطی به پدیدهٔ همتصریفی (syncretism) ندارد.
@MorphoSyntax
👍3✍1👏1😁1
☰
💎 نحو | ساختار سلسلهمراتبی
❂ در جملۀ انگلیسی زیر احتمالاً بیشترین فعلهای ممکن در یک بند تظاهر یافتهاند. در این ساختار، دو جای خالی قرار است با صورتهایی از فعل «be» پر شوند.
❂ در این جمله (برگرفته از رمچند ۲۰۱۷: ۲۴۳) هر جای خالی، با کدام صورت تصریفی فعل موردنظر ــ یعنی «been/being/to be/be» ــ پر میشود؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
► He might have (to be) (to be) chased by the cops.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ در بندهایی که متشکل از زنجیرهای از افعال کمکیاند، همواره فعل بالاتر صورت فعل پس از خود را تعیین میکند.
● فعل کمکی وجهیِ «might» به فعل پس از خود صورت مصدر عریان اعطا میکند: «have»
● فعل نمود کاملِ «have» فعل پس از خود را بهشکل صفت مفعولی درمیآورد: «been»
● فعل نمود استمراریِ «be» به فعل پس از خود پسوند «ing» میدهد: «being»
● فعل کمکی مجهولِ «be» به فعل پس از خود تصریف صفت مفعولی میبخشد: «chased»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
► He might have been being chased by the cops.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ این ساختار سلسلهمراتبی در همهٔ زبانهای دارای فعل کمکی یافت میشود؛ گو اینکه شمار فعلهای دستوری حاضر در یک بند، از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. در فارسی، ساختی مانند «کشته شده بوده است» نیز با همین الگو تبیین میشود.
@MorphoSyntax
💎 نحو | ساختار سلسلهمراتبی
❂ در جملۀ انگلیسی زیر احتمالاً بیشترین فعلهای ممکن در یک بند تظاهر یافتهاند. در این ساختار، دو جای خالی قرار است با صورتهایی از فعل «be» پر شوند.
❂ در این جمله (برگرفته از رمچند ۲۰۱۷: ۲۴۳) هر جای خالی، با کدام صورت تصریفی فعل موردنظر ــ یعنی «been/being/to be/be» ــ پر میشود؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
► He might have (to be) (to be) chased by the cops.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ در بندهایی که متشکل از زنجیرهای از افعال کمکیاند، همواره فعل بالاتر صورت فعل پس از خود را تعیین میکند.
● فعل کمکی وجهیِ «might» به فعل پس از خود صورت مصدر عریان اعطا میکند: «have»
● فعل نمود کاملِ «have» فعل پس از خود را بهشکل صفت مفعولی درمیآورد: «been»
● فعل نمود استمراریِ «be» به فعل پس از خود پسوند «ing» میدهد: «being»
● فعل کمکی مجهولِ «be» به فعل پس از خود تصریف صفت مفعولی میبخشد: «chased»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
► He might have been being chased by the cops.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ این ساختار سلسلهمراتبی در همهٔ زبانهای دارای فعل کمکی یافت میشود؛ گو اینکه شمار فعلهای دستوری حاضر در یک بند، از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. در فارسی، ساختی مانند «کشته شده بوده است» نیز با همین الگو تبیین میشود.
@MorphoSyntax
👍7✍1🤔1
☰
💎 نحو | کدامیک از جملههای زیر را میپذیرید؟
💎 نحو | کدامیک از جملههای زیر را میپذیرید؟
Final Results
59%
(۱). این پژوهش روانشناختی نظر پیاژه را تأیید میکند.
6%
(۲). این پژوهش روانشناسی نظر پیاژه را تأیید میکند.
33%
(۳). هر دو جمله درستاند و آنها را میپذیرم.
2%
(۴). هر دو جمله نادرستاند و هیچکدام را نمیپذیرم.
🤔2✍1
☰
دلارای برداشت چندان جهیز
که شد در جهان روی بازار تیز
✍🏿 حکیم فردوسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 معضل ریشهدار افزایش قیمت دلار از دورهٔ پادشاهی اسکندر، به استناد پایگاه اینترنتی گنجور
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
دلارای برداشت چندان جهیز
که شد در جهان روی بازار تیز
✍🏿 حکیم فردوسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 معضل ریشهدار افزایش قیمت دلار از دورهٔ پادشاهی اسکندر، به استناد پایگاه اینترنتی گنجور
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁29✍1🔥1🤔1🎄1