MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


☑️ ساختواژه | مقایسهٔ ساختار

❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۵ ــ جفت‌واژه‌های کدام گزینه ساختواژۀ کاملاً همسانی دارند؟
۱. بشقاب‌پرنده ــ پیش‌رونده
۲. فیلم‌بردار ــ فرمان‌بردار
۳. سنگ‌پرانی ــ گل‌افشانی
۴. چرک‌خشک‌کن ــ برف‌پاک‌کن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✖️ ـ۱ـ
● بشقاب‌پرنده:
ترکیب ریشه‌ای است؛ گروه نحوی «بشقابِ پرنده» از رهگذر انضمام پسانحوی به واژهٔ مرکب تبدیل شده است.
● پیش‌رونده:
ترکیب فعلی است؛ «پیش» در نقش قید به فعل «رو» که پسوند «ــ‌نده» را جذب کرده، متصل شده است.

✖️ ـ۲ـ
● فیلم‌بردار:
«بردار» که «فیلم» در جایگاه موضوع درونی آن قرار گرفته است، محمول پیشوندی «برداشتن» است.
● فرمان‌بردار:
«بردار» متشکل از واژگونه‌ای از «بردن» و پسوند «ــ‌دار» است (در تقطیع سنتی: ستاک گذشته + ــ‌ار).

✖️ ـ۳ـ
● سنگ‌پرانی:
«سنگ» موضوع درونی «پران» است که از ریشهٔ «پر» و پسوند سببی «ــ‌ان» مشتق شده است.
● گل‌افشانی:
«گل» موضوع درونی «افشان» است که در آن پسوند سببی «ــ‌ان» حضور ندارد و ریشهٔ «افشان» در تحلیل هم‌زمانی تقطیع‌پذیر نیست.

✔️ ـ۴ـ
● چرک‌خشک‌کن:
در این ترکیب فعلی، «چرک» موضوع درونی محمول مرکب «خشک کردن» است.
● برف‌پاک‌کن:
در این ترکیب فعلی، «برف» موضوع درونی محمول مرکب «پاک کردن» است.

@MorphoSyntax
👍6🙏21


☑️ نحو | بازبینی مشخصه

❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۴۶ ــ در چارچوب نظریۀ کمینه‌گرا، عدم بازبینی (Checking) کدام مشخصه (Feature)، عامل بدساختی جملۀ زیر است؟

*It was sent the book to Mary.

۱ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [D] در هستۀ گروه زمان
۲ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [Infl] در فعل اصلی
۳ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم
۴ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچ‌واژه
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ پاسخ تفصیلی هوش مصنوعی دیپ‌سیک:

● در چارچوب نظریهٔ کمینه‌گرا (MP)، بازبینی (Checking) به فرآیندی اشاره دارد که در آن ویژگی‌های دستوری (مانند حالت‌های اسمی) باید در ساختار جمله بررسی و تطبیق داده شوند. اگر این بازبینی به درستی انجام نشود، جمله بدساخت (ungrammatical) خواهد بود.

● جملهٔ بالا بدساخت است، زیرا ساختار مجهول (passive) به‌درستی تشکیل نشده است. در ساختار مجهول، مفعول مستقیم (the book) باید به جایگاه فاعل حرکت کند و حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. اما در این جمله، «the book» همچنان در جایگاه مفعول مستقیم باقی مانده و حالت مفعولی (ACC) دارد. این نشان می‌دهد که بازبینی مشخصهٔ [NOM] به درستی انجام نشده است.

❂ بررسی گزینه‌ها:

۱. بازبینی نشدن مشخصۀ [D] در هستۀ گروه زمان:
این گزینه مرتبط با بازبینی مشخصهٔ معرف (Determiner) در گروه زمان (TP) است. این مورد به بدساختی جمله ارتباطی ندارد.

۲. بازبینی نشدن مشخصۀ [Infl] در فعل اصلی:
این گزینه مرتبط با بازبینی ویژگی‌های فعل (مانند زمان و مطابقه) است. این مورد به بدساختی جملهٔ داده‌شده ارتباطی ندارد.

۳. بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم:
این گزینه مرتبط با بازبینی حالت مفعولی (ACC) در مفعول مستقیم است. در جملهٔ داده‌شده، «the book» به‌عنوان مفعول مستقیم، حالت مفعولی (ACC) دارد، اما مشکل اصلی این است که باید حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. بنابراین، این گزینه صحیح نیست.

۴. بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچ‌واژه:
این گزینه صحیح است. در جملهٔ مجهول، مفعول مستقیم (the book) باید به جایگاه فاعل حرکت کند و حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. اما در این جمله، «the book» حالت فاعلی نگرفته و این باعث بدساختی جمله شده است. پوچ‌واژه (expletive) مانند «it» در این جمله، جایگاه فاعل را اشغال کرده است، اما «the book» باید حالت فاعلی (NOM) دریافت کند.

پاسخ نهایی:
گزینهٔ ۴ (بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچ‌واژه).

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ پاسخ صحیح:

● هرچند دیپ‌سیک در توضیحات خود به پاسخ درست نزدیک شده، اما نهایتاً نتوانسته است گزینهٔ صحیح را بیابد.

● ۳. بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم:

فعل مجهول نمی‌تواند حالت دستوری را بر روی موضوع درونی (مفعول)، ارزش‌گذاری و بازبینی کند. بنابراین، «the book» دارای مشخصهٔ بازبینی‌نشدهٔ [ACC] است. برای خوش‌ساختی، «the book» باید به جایگاه فاعل حرکت کند تا حالت [NOM] بگیرد؛ اما این جایگاه قبلاً با پوچ‌واژهٔ «it» پر شده است.

@MorphoSyntax
👍6🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


💎 نحو | پردازشگر دستور


□ فاو (Pfau, 2009) در کتاب دستور به مثابۀ پردازشگر، در چارچوب نظریۀ صرف توزیعی به تبیین لغزش‌های گفتار می‌پردازد و این انگارۀ دستوری را از جنبه‌های مختلف بررسی می‌کند. یکی از این نمونه‌ها، جابه‌جایی ریشه‌های واژگانی هنگام درج مؤخر است که در ویدئوی پیوست نیز مشاهده می‌شود. طبق فرضیۀ درج مؤخر، واحدهای دارای جوهر آوایی پس از شکل‌گیری ساختار نحوی و در مسیر صورت آوایی در گره‌های پایانی درج می‌شوند.

□ در لغزش «برقی قطع»، پردازشگر نحویِ گوینده به‌درستی یک گروه اسمی، متشکل از مضاف و مضاف‌الیه ساخته و حتی تشخیص داده است که هستۀ این گروه باید حاصل مصدر باشد و وند مناسب را به هستۀ گروه متصل کرده است. در فرایند درج مؤخر دو واژ «برق» و «قطع» از واژگاه انتخاب شده‌اند تا در گره‌های پایانی بنشینند. بااین‌همه، «برق» در هستۀ پایانی مرکب (متشکل از: اسم + وند ــ‌ی) درج شده و «قطع» در جایگاه وابستۀ اسم حضور یافته است. یعنی، ساختار حاصل مصدر و وابسته‌اش پیش از درج واژها شکل گرفته است، نه هم‌زمان با آن.

✔️Vocabulary = واژگاه
✔️Late insertion = درج مؤخر
✔️ Terminal node = گره پایانی

@MorphoSyntax
👍9👌2😁1
MorphoSyntax
☑️ نحو | بازبینی مشخصه ❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد: ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ۴۶ ــ در چارچوب نظریۀ کمینه‌گرا، عدم بازبینی (Checking) کدام مشخصه (Feature)،…


💎 نحو | بازبینی مشخصه


☆ چرا جملهٔ زیر نادستوری است:

► *It was sent the book to Mary

☆ پاسخ درست Microsoft Copilot:

☆ در این جمله عامل بدساختی به خاطر مشخصه‌ای است که بازبینی نشده است. در نظریۀ کمینه‌گرا، جملات زمانی بدساخت می‌شوند که مشخصات لازم در جملات بازبینی نشده باشند. در اینجا، عدم بازبینی مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم علت بدساختی این جمله است.

☆ گزینهٔ ۳ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم.

☆ این خطا به خاطر آن است که مفعول مستقیم جمله، یعنی "the book"، نیاز به بازبینی مشخصۀ [ACC] (Accusative Case) دارد که در این جمله انجام نشده است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
با سپاس فراوان از جناب آقای پروین برای معرفی توانایی چت یادشده در پاسخ به این پرسش تخصصی حوزهٔ نحو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍52
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


💎 نحو | باریدن: برهم‌کنش نحو و واج


صبح شب برنایی من بوالعجب است
یک نیمه ازو روز و دگر نیمه شب است

دارم دم سرد و ترسم از موی سپید
این باد اگر برف نبارد عجب است

✍🏿 خاقانی شروانی

@MorphoSyntax
👍4🔥3🙏1🎄1
MorphoSyntax


💎 نحو | کدام‌یک از جمله‌های زیر را می‌پذیرید؟


📝 ویرایش | شناختی یا شناسی؟


🔖 در جمله‌های زیر کدام صورت درست است: «روان‌شناختی» یا «روان‌شناسی»؟

◄ این پژوهش روان‌شناختی/ روان‌شناسی نظر پیاژه را تأیید می‌کند.

◄ مجلهٔ ما پژوهش‌های روان‌شناختی/ روان‌شناسی را هم منتشر می‌کند.


🔖 هر دو ساختار «پژوهش روان‌شناختی» و «پژوهش روان‌شناسی» درست‌اند و می‌توانند در این جمله‌ها به‌کار بروند. می‌دانیم تفاوت «روان‌شناختی» و «روان‌شناسی» (و دیگر نمونه‌های مشابه) در مقولۀ دستوری آنهاست؛ اولی صفت است و دومی اسم. بنابراین، مراد از «پژوهش روان‌شناختی»، پژوهشی است که ماهیت روان‌شناختی دارد و از «پژوهش روان‌شناسی» مفهوم پژوهشی برمی‌آید که در حوزۀ علم روان‌شناسی تدوین شده است. به‌گفتۀ دیگر، در «پژوهش روان‌شناختی» از توالی اسم و صفت نسبی استفاده کرده‌ایم، اما «پژوهش روان‌شناسی» از نوع ساخت اضافۀ توضیحی و متشکل از اسم و مضاف‌الیه است.


🔖 ساخت اضافیِ «پژوهش روان‌شناسی» الگویی مانند «کتاب تاریخ» و «دریای کارائیب» و «روز شنبه» دارد و ازآنجاکه چندی است مردمانی صفت‌دوست شده‌ایم، از ما هیچ بعید نبود که اگر پیشینیان‌مان دست نمی‌جنباندند، اینها را هم به ترکیب وصفی تبدیل می‌کردیم و «کتاب تاریخی» و «دریای کارائیبی» و «روز شنبه‌ای» می‌گفتیم؛ چنان‌که به «بهداشت روان» گفته‌ایم «بهداشت روانی» (در برابر: mental health)، اما خوشبختانه فرصت نکرده‌ایم یا از یاد برده‌ایم که از «بهداشت دهان» (در برابر: oral hygiene) ترکیب وصفی بسازیم.


🔖 به‌هرروی، معنای این سخن آن نیست که در فارسی به صفت «روان‌شناختی» (یا روان‌شناسانه، یا روان‌شناسیک) نیاز نداشتیم؛ خیر، هر دو الگوی «ــ‌شناختی» و «ــ‌شناسی» که واژه‌های کارامد فراوانی برای‌مان ساخته‌اند، مورد نیازند و باید در جای خود به‌کار روند. از نمایشگاه «چند جلد کتاب روان‌شناسی» می‌خریم تا در «رشتۀ روان‌شناسی» قبول شویم و بتوانیم از مشکل فلان بیمار، «تبیین روان‌شناختی» به‌دست دهیم. مهم این است که توجه کنیم قرار نیست هرجا که «ــ‌شناسی» در نقش وابستۀ پسین یک اسم به‌کار رفت، آن را به «ــ‌شناختی» تبدیل کنیم.


🔖 نکتۀ آخر آن‌که در شماری از علوم یا در برخی ساخت‌های نحوی اساساً نمی‌توانیم پس از اسم، از صفت استفاده کنیم که این خود نشان می‌دهد ساختاری چون «پژوهش روان‌شناسی/ زبان‌شناسی/ زیست‌شناسی» هیچ عیب و علتی ندارد! در نمونه‌های زیر، تغییر اسم به صفت، یا ساختاری نادستوری می‌سازد یا معنای مورد نظر گوینده را عوض می‌کند:

◄ مطالعات روان‌شناسی اجتماعی به‌روشنی نشان می‌دهند . . .
◄ آثار فلسفۀ معاصر در دو شاخۀ اصلی جریان یافته‌اند . . .
◄ براساس پژوهش‌های تاریخ امریکا می‌توان ادعا کرد که . . .
◄ یافته‌های جغرافیای تاریخی در فلات ایران تأیید می‌کنند که . . .
◄ اکتشافات باستان‌شناسی زیر آب با تجهیزات جدید توانسته . . .

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 در نظرسنجی بالا، ۵۹ درصد فقط صورت «پژوهش روان‌شناختی» را پذیرفته‌اند، اما ۳۳ درصد هر دو الگو را درست دانسته‌اند. جملهٔ موردنظر از نمونه‌هایی است که در آن، هر دو صورت «ــ‌شناختی» و «ــ‌شناسی»، با دو معنای نزدیک، صحیح‌اند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍9😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝 ۲۰۰۱: ادیسهٔ فضایی

@MorphoSyntax
🤔4🤩4👍1🤓1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


اَجْرام که ساکنانِ این ایوان‌اند
اسبابِ تَرَدُّدِ خردمندان‌اند

هان تا سرِ رشتهٔ خرد گم نکنی
کآنان که مُدَبِّرند سرگردان‌اند

✍🏿 حکیم نیشابور

@MorphoSyntax
7👍2🤓1


🔴 نحو | «پرسپولیس آن‌چنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال می‌کردند، منفجر شد.» این جمله:
Anonymous Quiz
13%
(۱). از یک بند اصلی و دو بند پیرو تشکیل شده است.
17%
(۲). از یک بند اصلی و دو بند موصولی تشکیل شده است.
58%
(۳). از یک بند اصلی، یک بند پیرو و یک بند موصولی تشکیل شده است.
12%
(۴). از یک بند اصلی، دو بند پیرو و یک بند موصولی تشکیل شده است.
😁5🤔3😍3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧊 ساختواژه | دربی‌بازترین دربی‌نباز دربی‌ها!


⚽️ «دربی‌باز» را اگر مانند «رفیق‌باز» و «ماشین‌باز» و «کفترباز» بدانیم که از پس‌سازی «رفیق‌بازی» و «ماشین‌بازی» و «کفتربازی» به‌دست آمده‌اند، ساختواژهٔ آن باید مرکب ریشه‌ای، حاصل از ترکیب «دربی» و «بازی»، باشد. از منظر هم‌زمانی، با حذف یایی که پسوند تلقی شده، صفت فاعلی مرکب «دربی‌باز» از «دربی‌بازی» به‌دست آمده است.

⚽️ اما «دربی‌نباز»؛ اگرچه به گزارشگر بازی دسترسی نداریم، ولی گویا به قیاس «درس‌نخوان» و «گل‌نخور» و «زبان‌نفهم»، ترکیب فعلی ساخته است. یعنی «دربی» در جایگاه موضوع درونی ریشهٔ فعلی «باز» (مصدر «باختن») قرار گرفته و خود ریشهٔ فعلی نیز پیش از انضمام «دربی» به آن، پیشوند نفی پذیرفته است.

⚽️ کسانی که مقالهٔ «ترکیب» هارلی (۲۰۰۸) را خوانده‌اند و تحلیل او را از واژهٔ مرکب «truck driver» به‌یاد می‌آورند، می‌دانند که آقای خیابانی با تولید «دربی‌نباز»، دست‌کم نیمی از نظریهٔ این زبان‌شناس نام‌آور را با خاک یکسان کرده است!

✔️Derby = شهرآورد
✔️Backformation = پس‌سازی

@MorphoSyntax
😁24👍2🆒21


☑️ ساختواژه | تکواژهای فعل

💥 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۴۱ ــ مجموع تعداد تکواژهای افعال زیرخط‌دار در کدام مصراع بیشتر است؟
۱ ـ طالعی دارم که از دریا خبر می‌آورد
۲ ـ ولی می‌ریخت خون و ره بدان هنجار می‌آورد
۳ ـ سر فرو می‌آورد لیکن تو در پا می‌بری
۴ ـ خار و خس می‌آورد سنبل به دامن می‌برد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

ـ(۱)ـ
دار + ــ‌م
می‌ــ + آور + ــ‌د
◄ مجموع: ۵

ـ(۲)ـ
می‌ــ + ریز + ــ‌ت + 0
می‌ــ + آور + ــ‌د + 0
◄ مجموع: ۸

ـ(۳)ـ
می‌ــ + آور + ــ‌د
می‌ــ + بر + ــ‌ی
◄ مجموع: ۶

ـ(۴)ـ
می‌ــ + آور + ــ‌د
می‌ــ + بر + ــ‌د
◄ مجموع: ۶

💥 در مصراع «ولی می‌ریخت خون و ره بدان هنجار می‌آورد» هر دو فعل در زمان گذشته‌اند؛ به‌جز وند گذشته‌ساز (ــ‌د/ ــ‌ت)، یک وند شناسۀ سوم شخص مفرد هم دارند که صفر است و تظاهر آوایی ندارد.

@MorphoSyntax
👍7😁1
MorphoSyntax


🔴 نحو | «پرسپولیس آن‌چنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال می‌کردند، منفجر شد.» این جمله:


💎 نحو | بند موصولی، بند پیرو

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

ـ1⃣ـ

◄ او طوری خندید که اشک از چشمانش جاری شد.

□ بند اصلی در این جملهٔ ساده «او خندید» است. «طوری» قیدی است که فعل «خندید» را توصیف می‌کند و «که اشک از چشمانش جاری شد» بند موصولی «طوری» است. این بند موصولی به پایان بند اصلی پس‌گذاری شده و با بند پیرو متفاوت است. جملهٔ بالا در اصل این‌گونه بوده است:

◄ او طوری [که اشک از چشمانش جاری شد]، خندید.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

ـ2⃣ـ

◄ پرسپولیس آن‌چنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال می‌کردند، منفجر شد.

□ این جمله یک بند اصلی دارد: «پرسپولیس دروازهٔ حریف را گشود». سازهٔ «آن‌چنان» قیدی است برای فعل «گشودن» که یک بند موصولی پس‌گذاری‌شده گرفته است: «که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال می‌کردند، منفجر شد». در درون این بند موصولی، یک بند موصولی دیگر برای «تماشاگران» آمده است: «که ایستاده بازی را دنبال می‌کردند». جملهٔ اصلی، پیش از پس‌گذاری بند موصولی وابسته به «آن‌چنان» این‌گونه بوده است:

◄ پرسپولیس آن‌چنان [که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی [که ایستاده بازی را دنبال می‌کردند]، منفجر شد] دروازهٔ حریف را گشود.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

ـ3⃣ـ

□ بنابراین، در جملهٔ بالا بند پیرو وجود ندارد. بند پیرو که به آن بند متممی یا بند درونه هم می‌گویند، وابستهٔ فعل است و یکی از ظرفیت‌های آن را برآورده می‌کند. بندی که مقولهٔ اسم را در هر نقشی توصیف کند، بند موصولی خوانده می‌شود. گاهی برای پردازش ساده‌تر ذهن، بند موصولی تحدیدی به انتهای جمله پس‌گذاری می‌شود و به بند پیرو شباهت صوری می‌یابد (مانند دو نمونهٔ بالا). جمله‌های زیر دارای بند پیروند:

◄ دوست‌مان به ما گفت [که امروز جلسهٔ دفاعش برگزار می‌شود].

◄ دوست‌مان ما را دعوت کرد [که امروز به جلسهٔ دفاعش برویم].

◄ ما می‌دانیم [که امروز جلسهٔ دفاع دوست‌مان برگزار می‌شود].

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️Relative clause = بند موصولی

✔️Subordinate clause = بند پیرو/ فروپایه
🟰complement clause = بند متممی
🟰embedded clause = بند درونه

✔️Superordinate clause = بند فراپایه
🟰matrix clause = بند پایه
🟰main clause = بند اصلی

@MorphoSyntax
👍9🙏3👏1😁1🤔1👌1


🔰 حکایت | ذکر بدون منبع ممنوع!


▫️عمربن میمون می‌گوید:
در شهر کوفه راه می‌رفتم که دیدم شخصی با همسایه‌اش دعوا می‌کند و به او دشنام می‌دهد. دلیل دعوا را پرسیدم.
یکی از آنها گفت:
یکی از دوستان به دیدن من آمد و من برای او کلّۀ گوسفندِ پخته خریدم و با هم خوردیم. پس از آن، استخوان‌های آن کلّه را بر درِ خانۀ خود ریختم تا همگان بدانند. اما این شخص استخوان‌ها را برداشت و بر در خانۀ خود ریخت تا مردم گمان کنند خودش آن کلّه را خریده است!

📚 زهر الربیع، اثر نعمت‌الله جزایری (۱۰۵۰ ــ ۱۱۱۲ هجری)

@MorphoSyntax
😁13🥰1🤔1🤓1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | حشو (۴) 🖊 صفت و قیدی که چیزی به معنای گزاره نیفزاید، حشو است. @MorphoSyntax


📝 ویرایش | حشو (۵)

◄ با انتشار کلیپی با ادعای انجام تیراندازی از سوی مأموران پلیس به سرنشینان پژو تیم ویژه‌ای در حال بررسی موضوع هستند.

🖍 اسم «انجام» و گروه حرف‌اضافهٔ «از سوی» از موارد پربسامد حشو در نوشتارند. در برخی از جمله‌ها هر دو را می‌توان کنار گذاشت.

◄ با انتشار کلیپی با ادعای تیراندازی مأموران پلیس به سرنشینان پژو، گروه ویژه‌ای در حال بررسی موضوع است.

@MorphoSyntax
👍11🔥4👌3
2024 Ten Lectures on Grammaticalization.pdf
9.9 MB


📘 کتاب | دستوری‌شدگی

▫️Ten Lectures on Grammaticalization (2024)

▫️Christian Lehmann
The University of Erfurt, Germany

@MorphoSyntax
👍52🤔1


🧾 واژه‌گزینی | سیستانو


▪️برخی از قهوه‌سراهای کانادا در واکنش به دونالد ترامپ که خواستار پیوستن آن کشور به امریکا شده بود، نام نوشیدنی امریکانو را به کانادیانو تغییر دادند.

▪️واژهٔ «امریکانو» در ایتالیایی به معنای «امریکایی» است و گویا نوشیدنی یادشده نام خود را از این زبان گرفته است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝کشت قهوه چندی است که در استان سیستان و بلوچستان آغاز شده است/ «ــ‌و» از پسوندهای نسبت در فارسی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
😁15👌53🆒1
MorphoSyntax
💎 نحو | تعجب‌واژه: چه سری چه دُمی عجب پایی! ▪️تعجب‌واژهٔ «چه» و مترادف‌های آن، مانند «عجب»، به مقولهٔ دستوری معرف (determiner) تعلق دارند و از این منظر، مانند صفت‌های اشاره (این، آن)، حروف تعریف (یک)، و سورها/ کمیت‌نماها (همه، هیچ) هستند. ◄ چه کتابی!…


🧊 ساختواژه | یای ملون


✿ فارسی انواع یای وابسته دارد که به مقوله‌های دستوری مختلف ملحق می‌شوند. برخی از آنها اشتقاقی‌اند و در واژه‌سازی به‌کار می‌روند؛ مثلاً:

◄ حاصل مصدر: برادری
◄ اسم مکان: نانوایی
◄ اسم حرفه: بلالی
◄ صفت‌ساز: رنگی
◄ لیاقت: دیدنی

✿ شماری دیگر تصریفی‌اند و به انگیزه‌های نحوی به گروه اسمی می‌پیوندند. از آن میان، دو وند تصریفی «ــ‌ی» نکره و تعجبی، به‌رغم شباهت آوایی، هویت جداگانه‌ای دارند، بر مفهوم دستوری متفاوتی دلالت می‌کنند، و رفتار نحوی‌شان متمایز است.

✿ یای نکره: غالباً هم به اسم می‌پیوندد، هم به صفت:

◄ خانهٔ بزرگی خرید.
◄ خانه‌ای بزرگ خرید.

✿ یای تعجبی: غالباً فقط در پایان گروه اسمی می‌آید:

◄ چه خانهٔ بزرگی دارد.
◄ *چه خانه‌ای بزرگ دارد.

✿ اغلب منابع فارسی سر شوخی را با صرف و نحو فارسی باز کرده‌اند و این دو عنصر تصریفی معلوم‌الحال را واژه‌بست خوانده‌اند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝آبرنگ، گراند هتل، اثر مجتبی یگانگی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍12😁2🤔21


📢 نشست | درست و غلط در زبان

@MorphoSyntax
👍8🔥1🤔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🔍 مسئله (۳۱)

🎼 وقتی هانس زیمر با همکاری لیزا جرارد موسیقی ماندگار پیوست را ساخت:

۱. نوآم چامسکی مقالهٔ «اشتقاق برپایهٔ فاز» را منتشر کرده بود.
۲. هوارد لزنیک کتاب تحلیل کمینه‌گرا را منتشر کرده بود.
۳. نوربرت هورنشتین مقالهٔ «دربارهٔ کنترل» را منتشر کرده بود.
۴. سدریک بوئکس کتاب نحو عریان را منتشر کرده بود.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝تصویر ناسا: بر فراز "زمین"؛ پرتاب موشک روسی سایوز-اف‌جی از زاویهٔ‌دید ایستگاه فضایی بین‌المللی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
6👍2🤔2
2012 Syntactic Islands.pdf
1.7 MB


📗 کتاب | جزایر نحوی

▫️Syntactic Islands (2012)

▫️Cedric Boeckx
ICREA/University of Barcelona

@MorphoSyntax
👍2🤔1


💎 نحو | فاعل: جزیرهٔ نحوی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). پخش انتقادهای صریح از تلویزیون آزاد است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

○ جملهٔ بالا ابهام ساختاری دارد و دو معنای متفاوت از آن برمی‌آید.

الف. [پخش انتقادهای صریح [از تلویزیون]] آزاد است.

○ در این ساختار «از تلویزیون» وابستهٔ نهاد است؛ یعنی آزادانه می‌توان انتقادهای صریح از تلویزیون را پخش کرد.

ب. پخش انتقادهای صریح [[از تلویزیون] آزاد است].

○ در این ساختار «از تلویزیون» وابستهٔ گزاره است؛ یعنی می‌توان انتقادهای صریح را آزادانه از تلویزیون پخش کرد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۲). از تلویزیون، پخش انتقادهای صریح آزاد است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

○ این جمله که در آن «از تلویزیون» به آغاز جمله مبتداسازی شده، فقط خوانش «ب» را دارد؛ یعنی می‌توان انتقادهای صریح را آزادانه از تلویزیون پخش کرد. چرا تعبیر «الف» از این جمله برنمی‌آید؟

○ فاعل‌های ساختاری جزایر نحوی‌اند و خروج سازه از درون آنها ناممکن یا دشوار است. به‌گفتهٔ دیگر، فاعل به سختی اجازه می‌دهد که چیزی از درون آن بیرون برود و مثلاً دستخوش مبتداسازی شود.

○ ساختار «الف» که در آن «از تلویزیون» بخشی از نهاد جمله به‌شمار می‌رود، در برابر مبتداسازی این سازه مقاومت می‌کند و اجازهٔ خروج آن را نمی‌دهد. اما در ساختار «ب» که «از تلویزیون» بخشی از گزاره است، چنین محدودیتی وجود ندارد. جملهٔ زیر نیز دو تعبیر دارد و آنچه در بالا گفتیم، در این مورد نیز صادق است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۳). سرقتی از فروشگاه زنجیره‌ای به پلیس گزارش شد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍9👏2