MorphoSyntax
☰ 👁🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۱) ـ1⃣ـ ○ از ملای محل پرسید: بر شیشهخرده هم میتوان تیمم کرد؟ گفت: شما نیتت طهارت نیست؛ میخواهی دست و بال مسلمین را خونین کنی! این، حکایت همان اندککسانی است که از «آموزش به زبان اقوام ایرانی» حمایت میکنند و…
☰
👁🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۲)
ـ4⃣ـ
○ نیت آنان که بر طبل توخالی «آموزش به زبان مادری» میکوبند و الگویشان را از درون سِفر پیدایش، در روایت «برج بابل» تورات یافتهاند، کموبیش روشن است. اینها بهدنبال گسست زبانی و فرهنگی و اجتماعی فرزندان این آبوخاکاند و نهایتاً تجزیۀ ایران را در سر میپرورانند. میخواهند کرمانجیهای خراسان و سورانیهای کردستان زبان مشترک نداشته باشند، اهالی اردبیل و رشت سخن یکدیگر را نفهمند، بلوچها و مازنیها در فرهنگ شفاهی سهیم نباشند، پیوند زناشویی میان لکها و عربزبانهای خوزستان برقرار نشود، دانشآموختگان تالشی نتوانند در عسلویه یا تهران شغلی بیابند و دانشآموزانشان امکان تحصیل در دانشگاه رازی و فردوسی را از دست بدهند؛ و از همه مهمتر، میخواهند فرهنگی که بر شالودۀ زبان فارسی استوار است، میان اقوام ایرانی به اشتراک گذاشته نشود. ناگفته پیداست که اندکمروجان این دیدگاه چه میخواهند و در پی چه هستند. اما راستش، مشخص نیست که حامیان دیدگاه دوم چه میجویند و چگونه میتوانند فراگیری زبان مادری را در آموزش و پرورشی که همین حالا هم از گسترش و تثبیت عدالت آموزشی بازمانده است، ساماندهی کنند.
ـ5⃣ـ
○ اگر فرض بگیریم همۀ کسانی که از آموزش زبان مادری در مدارس حمایت میکنند، دلنگران پاسداری از زبانها و گویشهای اقوام ایرانیاند و آموزش رسمی را راهی برای تحقق این هدف میدانند، باید پرسید که چگونه میخواهند بر این انگارۀ خود جامۀ عمل بپوشانند. نگارنده که خود را گویشور دستدوم مازندرانی، گونۀ ساروی، میداند، کنجکاو است که بداند: قرار است کدام نسخۀ مازندرانی را در این استان آموزش دهید و برایش کتاب درسی تدوین کنید؟ شاخۀ شرقی، غربی، یا مرکزی؟ اگر قرار است ساروی را معیار بگیریم، حق و حقوق رامسریها چه میشود که گونۀ زبانیشان تفاوتهای چشمگیری با ساروی و بابلی و آملی دارد؟ تکلیف کلاردشتیهای مازندران چیست؟ اگر خواستید برای آنها هم کتاب درسی ویژۀ خودشان را بنویسید، یادتان باشد اهالی رودبارک و کردیچال به گونۀ زبانی همسان سخن نمیگویند. در این روند، با مهاجران چه میکنید؟ آیا مثلاً برای ترکزبانهای قائمشهر کلاس و درس جداگانه برپا میکنید و پس از جدایی دانشآموزان برپایۀ اقتصاد خانواده، استعداد دانشآموز، و علائق فرهنگی والدین، کار را به جدایی نوجوانان ترک و مازنی میکشانید که در یک کوچه و محله همبازی و همدرساند؟ کمی دورتر، در شهر ارومیه، مدرسه و کلاس جداگانه برای دانشآموزان ارمنی و ترک و کرد برپا میکنید و به چندقطبیهای مخرب فرهنگی در میان نونهالان یک شهر دامن میزنید؟!
ـ6⃣ـ
○ فرهنگ و زبان اقوام ایرانی پشتوانۀ فرهنگ و زبان ملی ماست و این ادعا، شعار بیمایه نیست؛ اما جای آموزش خردهفرهنگها، گویشها و گونههای زبانی در مدرسه و مکتب نیست؛ ادبیات شفاهی و مکتوب زبان مادری را وارد نظام آموزشی رسمی نمیکنند و برای لالاییها و قصهها و افسانههای اقوام مختلف کتاب درسی مستقل نمینویسند. پس جای اینها کجاست؟ روی سر ما، اما نه به بهای گزاف از میان بردن فرهنگ ملی، زبان رسمی، انسجام اجتماعی، و یکپارچگی سرزمینی. سزاوار است که همۀ ما دلنگران نگاهداشت زبان مادریمان باشیم؛ و اگر هستیم، برای رسیدن به این هدف میتوانیم راههای گوناگونی بیابیم. میتوانیم شعر بگوییم و قصه بنویسیم، روزنامه و مجله راه بیندازیم، از ظرفیت شبکههای استانی در برنامهسازی به زبان مادری استفاده کنیم، و در رسانههای مجازی به زبان و گویش اقوام ایرانی بگوییم و بنویسیم، بیآنکه به حریم مقدس زبان فارسی خدشهای وارد کنیم*. با این تلاشهای گروهی، هرکدام از گونههای زبانی رایج در سرزمین ایران که قابلیت و توانایی ماندن داشته باشد، قطعاً میماند؛ و اگر نماند، جز اندوه چه چاره که ناگزیر سر از موزۀ زبانی درمیآورد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ چندی پیش در برخی از رسانههای برونمرزی، به بهانۀ حمایت از زبانها و گویشهای ایرانی، برنامههایی در حمله به جایگاه زبان فارسی تولید و پخش کرده بودند. این نمایش تا بدانجا پیش رفت که حتی فارسی را مانع تحقق مردمسالاری و توسعه دانستند، اما مضحک آنجا بود که همۀ مجریان و مهمانان این خوشسوگنامه که از ستمهای زبان فارسی و تضییع حقوقشان میگفتند، ناگزیر بودند به فارسی سخن بگویند تا امکان فهم دوسویه فراهم آید!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۲)
ـ4⃣ـ
○ نیت آنان که بر طبل توخالی «آموزش به زبان مادری» میکوبند و الگویشان را از درون سِفر پیدایش، در روایت «برج بابل» تورات یافتهاند، کموبیش روشن است. اینها بهدنبال گسست زبانی و فرهنگی و اجتماعی فرزندان این آبوخاکاند و نهایتاً تجزیۀ ایران را در سر میپرورانند. میخواهند کرمانجیهای خراسان و سورانیهای کردستان زبان مشترک نداشته باشند، اهالی اردبیل و رشت سخن یکدیگر را نفهمند، بلوچها و مازنیها در فرهنگ شفاهی سهیم نباشند، پیوند زناشویی میان لکها و عربزبانهای خوزستان برقرار نشود، دانشآموختگان تالشی نتوانند در عسلویه یا تهران شغلی بیابند و دانشآموزانشان امکان تحصیل در دانشگاه رازی و فردوسی را از دست بدهند؛ و از همه مهمتر، میخواهند فرهنگی که بر شالودۀ زبان فارسی استوار است، میان اقوام ایرانی به اشتراک گذاشته نشود. ناگفته پیداست که اندکمروجان این دیدگاه چه میخواهند و در پی چه هستند. اما راستش، مشخص نیست که حامیان دیدگاه دوم چه میجویند و چگونه میتوانند فراگیری زبان مادری را در آموزش و پرورشی که همین حالا هم از گسترش و تثبیت عدالت آموزشی بازمانده است، ساماندهی کنند.
ـ5⃣ـ
○ اگر فرض بگیریم همۀ کسانی که از آموزش زبان مادری در مدارس حمایت میکنند، دلنگران پاسداری از زبانها و گویشهای اقوام ایرانیاند و آموزش رسمی را راهی برای تحقق این هدف میدانند، باید پرسید که چگونه میخواهند بر این انگارۀ خود جامۀ عمل بپوشانند. نگارنده که خود را گویشور دستدوم مازندرانی، گونۀ ساروی، میداند، کنجکاو است که بداند: قرار است کدام نسخۀ مازندرانی را در این استان آموزش دهید و برایش کتاب درسی تدوین کنید؟ شاخۀ شرقی، غربی، یا مرکزی؟ اگر قرار است ساروی را معیار بگیریم، حق و حقوق رامسریها چه میشود که گونۀ زبانیشان تفاوتهای چشمگیری با ساروی و بابلی و آملی دارد؟ تکلیف کلاردشتیهای مازندران چیست؟ اگر خواستید برای آنها هم کتاب درسی ویژۀ خودشان را بنویسید، یادتان باشد اهالی رودبارک و کردیچال به گونۀ زبانی همسان سخن نمیگویند. در این روند، با مهاجران چه میکنید؟ آیا مثلاً برای ترکزبانهای قائمشهر کلاس و درس جداگانه برپا میکنید و پس از جدایی دانشآموزان برپایۀ اقتصاد خانواده، استعداد دانشآموز، و علائق فرهنگی والدین، کار را به جدایی نوجوانان ترک و مازنی میکشانید که در یک کوچه و محله همبازی و همدرساند؟ کمی دورتر، در شهر ارومیه، مدرسه و کلاس جداگانه برای دانشآموزان ارمنی و ترک و کرد برپا میکنید و به چندقطبیهای مخرب فرهنگی در میان نونهالان یک شهر دامن میزنید؟!
ـ6⃣ـ
○ فرهنگ و زبان اقوام ایرانی پشتوانۀ فرهنگ و زبان ملی ماست و این ادعا، شعار بیمایه نیست؛ اما جای آموزش خردهفرهنگها، گویشها و گونههای زبانی در مدرسه و مکتب نیست؛ ادبیات شفاهی و مکتوب زبان مادری را وارد نظام آموزشی رسمی نمیکنند و برای لالاییها و قصهها و افسانههای اقوام مختلف کتاب درسی مستقل نمینویسند. پس جای اینها کجاست؟ روی سر ما، اما نه به بهای گزاف از میان بردن فرهنگ ملی، زبان رسمی، انسجام اجتماعی، و یکپارچگی سرزمینی. سزاوار است که همۀ ما دلنگران نگاهداشت زبان مادریمان باشیم؛ و اگر هستیم، برای رسیدن به این هدف میتوانیم راههای گوناگونی بیابیم. میتوانیم شعر بگوییم و قصه بنویسیم، روزنامه و مجله راه بیندازیم، از ظرفیت شبکههای استانی در برنامهسازی به زبان مادری استفاده کنیم، و در رسانههای مجازی به زبان و گویش اقوام ایرانی بگوییم و بنویسیم، بیآنکه به حریم مقدس زبان فارسی خدشهای وارد کنیم*. با این تلاشهای گروهی، هرکدام از گونههای زبانی رایج در سرزمین ایران که قابلیت و توانایی ماندن داشته باشد، قطعاً میماند؛ و اگر نماند، جز اندوه چه چاره که ناگزیر سر از موزۀ زبانی درمیآورد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ چندی پیش در برخی از رسانههای برونمرزی، به بهانۀ حمایت از زبانها و گویشهای ایرانی، برنامههایی در حمله به جایگاه زبان فارسی تولید و پخش کرده بودند. این نمایش تا بدانجا پیش رفت که حتی فارسی را مانع تحقق مردمسالاری و توسعه دانستند، اما مضحک آنجا بود که همۀ مجریان و مهمانان این خوشسوگنامه که از ستمهای زبان فارسی و تضییع حقوقشان میگفتند، ناگزیر بودند به فارسی سخن بگویند تا امکان فهم دوسویه فراهم آید!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🤔15👍7👌7💯2🔥1
☰
🧾 واژهگزینی | زبانشناس خجالتی!
▪️Shy Linguist = زبانشناس خجالتی
▪️زبانشناس خجالتی نوعی زبانشناس است که بدون شرم میگوید ما نیازمند زبان ملی نیستیم؛ فارسی هم یکی از زبانهای ایرانی است، در کنار بقیهٔ زبانها و گویشهای اقوام ایرانی. در هر ایالت ایرانستان باید زبان مادری همان منطقه آموزش داده شود و اهالی باید به همان گونهٔ زبانی، درس و مشق مدرسه و دانشگاهشان را بخوانند.
▪️یک زبان میانجی کارراهانداز هم بهعنوان «زبان رسمی» معرفی شود تا در مکاتبات اداری و مراودات تجاری دچار زحمت نشویم؛ فارسی گزینهٔ بدی نیست، اما بهتر از آن، انگلیسی است که زبان بینالمللی هم هست، مثل همین هندوستان خودمان. زبانشناس خجالتی فقط شرم حضور دارد و کمی خجالت میکشد که بگوید ما نیازمند ملیت یکپارچه و مفهوم برساختهٔ ایران هم نیستیم؛ شاید هم ضرورتی نمیداند که بگوید؛ میداند این تالی با آن مقدم حاصل میآید!
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | زبانشناس خجالتی!
▪️Shy Linguist = زبانشناس خجالتی
▪️زبانشناس خجالتی نوعی زبانشناس است که بدون شرم میگوید ما نیازمند زبان ملی نیستیم؛ فارسی هم یکی از زبانهای ایرانی است، در کنار بقیهٔ زبانها و گویشهای اقوام ایرانی. در هر ایالت ایرانستان باید زبان مادری همان منطقه آموزش داده شود و اهالی باید به همان گونهٔ زبانی، درس و مشق مدرسه و دانشگاهشان را بخوانند.
▪️یک زبان میانجی کارراهانداز هم بهعنوان «زبان رسمی» معرفی شود تا در مکاتبات اداری و مراودات تجاری دچار زحمت نشویم؛ فارسی گزینهٔ بدی نیست، اما بهتر از آن، انگلیسی است که زبان بینالمللی هم هست، مثل همین هندوستان خودمان. زبانشناس خجالتی فقط شرم حضور دارد و کمی خجالت میکشد که بگوید ما نیازمند ملیت یکپارچه و مفهوم برساختهٔ ایران هم نیستیم؛ شاید هم ضرورتی نمیداند که بگوید؛ میداند این تالی با آن مقدم حاصل میآید!
@MorphoSyntax
👍14🤓5🤔2✍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🔝ترجمهٔ انگلیسی به انگلیسی در دیدار این «مودی» و آن «مودی»
▪️نارندرا دامودارداس مودی، نخستوزیر هند به «زبان رسمی» هندوستان سخن میگوید؛ مترجم برای رئیسجمهور امریکا به انگلیسی ترجمه میکند!
@MorphoSyntax
🔝ترجمهٔ انگلیسی به انگلیسی در دیدار این «مودی» و آن «مودی»
▪️نارندرا دامودارداس مودی، نخستوزیر هند به «زبان رسمی» هندوستان سخن میگوید؛ مترجم برای رئیسجمهور امریکا به انگلیسی ترجمه میکند!
@MorphoSyntax
😁16👍3🤔2
☰
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● توی کلاس به انگلیسی صحبت نمیکنیم؟
○ نخیر؛ ما در این گروه افتخار میکنیم که به زبان فارسی سخن بگوییم و در خدمت زبان فارسی باشیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝این پاسخ استاد است به دانشجوی جدید زبانشناسی در پاییز ۱۳۷۸؛ استادی که بی هیچ گزافهای، به زبان بیگانهٔ انگلیسی چونان زبان مادری خود، فارسی، مسلط بود و ایبسا در خانه ناگزیر بود گاه به انگلیسی سخن بگوید.
@MorphoSyntax
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● توی کلاس به انگلیسی صحبت نمیکنیم؟
○ نخیر؛ ما در این گروه افتخار میکنیم که به زبان فارسی سخن بگوییم و در خدمت زبان فارسی باشیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝این پاسخ استاد است به دانشجوی جدید زبانشناسی در پاییز ۱۳۷۸؛ استادی که بی هیچ گزافهای، به زبان بیگانهٔ انگلیسی چونان زبان مادری خود، فارسی، مسلط بود و ایبسا در خانه ناگزیر بود گاه به انگلیسی سخن بگوید.
@MorphoSyntax
❤27👍13🤔2
ارشد زبانشناسی ۱۴۰۴.pdf
27.7 MB
😢3✍1🙏1🎄1
دکتری زبانشناسی ۱۴۰۴.pdf
20.8 MB
🙏5🎄2✍1😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
📢 سیادت | سیمای اینترنتی دانشگاه تهران
● شب دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی
● تالار فردوسی، چهارم اسفند ۱۴۰۳
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@ut_internet_tv| شبکه دانشگاه تهران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📢 سیادت | سیمای اینترنتی دانشگاه تهران
● شب دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی
● تالار فردوسی، چهارم اسفند ۱۴۰۳
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@ut_internet_tv| شبکه دانشگاه تهران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤4👍2👏1
☰
☑️ ساختواژه | مقایسهٔ ساختار
❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۵ ــ جفتواژههای کدام گزینه ساختواژۀ کاملاً همسانی دارند؟
۱. بشقابپرنده ــ پیشرونده
۲. فیلمبردار ــ فرمانبردار
۳. سنگپرانی ــ گلافشانی
۴. چرکخشککن ــ برفپاککن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✖️ ـ۱ـ
● بشقابپرنده:
ترکیب ریشهای است؛ گروه نحوی «بشقابِ پرنده» از رهگذر انضمام پسانحوی به واژهٔ مرکب تبدیل شده است.
● پیشرونده:
ترکیب فعلی است؛ «پیش» در نقش قید به فعل «رو» که پسوند «ــنده» را جذب کرده، متصل شده است.
✖️ ـ۲ـ
● فیلمبردار:
«بردار» که «فیلم» در جایگاه موضوع درونی آن قرار گرفته است، محمول پیشوندی «برداشتن» است.
● فرمانبردار:
«بردار» متشکل از واژگونهای از «بردن» و پسوند «ــدار» است (در تقطیع سنتی: ستاک گذشته + ــار).
✖️ ـ۳ـ
● سنگپرانی:
«سنگ» موضوع درونی «پران» است که از ریشهٔ «پر» و پسوند سببی «ــان» مشتق شده است.
● گلافشانی:
«گل» موضوع درونی «افشان» است که در آن پسوند سببی «ــان» حضور ندارد و ریشهٔ «افشان» در تحلیل همزمانی تقطیعپذیر نیست.
✔️ ـ۴ـ
● چرکخشککن:
در این ترکیب فعلی، «چرک» موضوع درونی محمول مرکب «خشک کردن» است.
● برفپاککن:
در این ترکیب فعلی، «برف» موضوع درونی محمول مرکب «پاک کردن» است.
@MorphoSyntax
☑️ ساختواژه | مقایسهٔ ساختار
❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۵ ــ جفتواژههای کدام گزینه ساختواژۀ کاملاً همسانی دارند؟
۱. بشقابپرنده ــ پیشرونده
۲. فیلمبردار ــ فرمانبردار
۳. سنگپرانی ــ گلافشانی
۴. چرکخشککن ــ برفپاککن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✖️ ـ۱ـ
● بشقابپرنده:
ترکیب ریشهای است؛ گروه نحوی «بشقابِ پرنده» از رهگذر انضمام پسانحوی به واژهٔ مرکب تبدیل شده است.
● پیشرونده:
ترکیب فعلی است؛ «پیش» در نقش قید به فعل «رو» که پسوند «ــنده» را جذب کرده، متصل شده است.
✖️ ـ۲ـ
● فیلمبردار:
«بردار» که «فیلم» در جایگاه موضوع درونی آن قرار گرفته است، محمول پیشوندی «برداشتن» است.
● فرمانبردار:
«بردار» متشکل از واژگونهای از «بردن» و پسوند «ــدار» است (در تقطیع سنتی: ستاک گذشته + ــار).
✖️ ـ۳ـ
● سنگپرانی:
«سنگ» موضوع درونی «پران» است که از ریشهٔ «پر» و پسوند سببی «ــان» مشتق شده است.
● گلافشانی:
«گل» موضوع درونی «افشان» است که در آن پسوند سببی «ــان» حضور ندارد و ریشهٔ «افشان» در تحلیل همزمانی تقطیعپذیر نیست.
✔️ ـ۴ـ
● چرکخشککن:
در این ترکیب فعلی، «چرک» موضوع درونی محمول مرکب «خشک کردن» است.
● برفپاککن:
در این ترکیب فعلی، «برف» موضوع درونی محمول مرکب «پاک کردن» است.
@MorphoSyntax
👍6🙏2✍1
☰
☑️ نحو | بازبینی مشخصه
❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۴۶ ــ در چارچوب نظریۀ کمینهگرا، عدم بازبینی (Checking) کدام مشخصه (Feature)، عامل بدساختی جملۀ زیر است؟
*It was sent the book to Mary.
۱ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [D] در هستۀ گروه زمان
۲ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [Infl] در فعل اصلی
۳ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم
۴ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچواژه
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ پاسخ تفصیلی هوش مصنوعی دیپسیک:
● در چارچوب نظریهٔ کمینهگرا (MP)، بازبینی (Checking) به فرآیندی اشاره دارد که در آن ویژگیهای دستوری (مانند حالتهای اسمی) باید در ساختار جمله بررسی و تطبیق داده شوند. اگر این بازبینی به درستی انجام نشود، جمله بدساخت (ungrammatical) خواهد بود.
● جملهٔ بالا بدساخت است، زیرا ساختار مجهول (passive) بهدرستی تشکیل نشده است. در ساختار مجهول، مفعول مستقیم (the book) باید به جایگاه فاعل حرکت کند و حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. اما در این جمله، «the book» همچنان در جایگاه مفعول مستقیم باقی مانده و حالت مفعولی (ACC) دارد. این نشان میدهد که بازبینی مشخصهٔ [NOM] به درستی انجام نشده است.
❂ بررسی گزینهها:
● ۱. بازبینی نشدن مشخصۀ [D] در هستۀ گروه زمان:
این گزینه مرتبط با بازبینی مشخصهٔ معرف (Determiner) در گروه زمان (TP) است. این مورد به بدساختی جمله ارتباطی ندارد.
● ۲. بازبینی نشدن مشخصۀ [Infl] در فعل اصلی:
این گزینه مرتبط با بازبینی ویژگیهای فعل (مانند زمان و مطابقه) است. این مورد به بدساختی جملهٔ دادهشده ارتباطی ندارد.
● ۳. بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم:
این گزینه مرتبط با بازبینی حالت مفعولی (ACC) در مفعول مستقیم است. در جملهٔ دادهشده، «the book» بهعنوان مفعول مستقیم، حالت مفعولی (ACC) دارد، اما مشکل اصلی این است که باید حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. بنابراین، این گزینه صحیح نیست.
● ۴. بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچواژه:
این گزینه صحیح است. در جملهٔ مجهول، مفعول مستقیم (the book) باید به جایگاه فاعل حرکت کند و حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. اما در این جمله، «the book» حالت فاعلی نگرفته و این باعث بدساختی جمله شده است. پوچواژه (expletive) مانند «it» در این جمله، جایگاه فاعل را اشغال کرده است، اما «the book» باید حالت فاعلی (NOM) دریافت کند.
● پاسخ نهایی:
گزینهٔ ۴ (بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچواژه).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ پاسخ صحیح:
● هرچند دیپسیک در توضیحات خود به پاسخ درست نزدیک شده، اما نهایتاً نتوانسته است گزینهٔ صحیح را بیابد.
● ۳. بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم:
فعل مجهول نمیتواند حالت دستوری را بر روی موضوع درونی (مفعول)، ارزشگذاری و بازبینی کند. بنابراین، «the book» دارای مشخصهٔ بازبینینشدهٔ [ACC] است. برای خوشساختی، «the book» باید به جایگاه فاعل حرکت کند تا حالت [NOM] بگیرد؛ اما این جایگاه قبلاً با پوچواژهٔ «it» پر شده است.
@MorphoSyntax
☑️ نحو | بازبینی مشخصه
❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۴۶ ــ در چارچوب نظریۀ کمینهگرا، عدم بازبینی (Checking) کدام مشخصه (Feature)، عامل بدساختی جملۀ زیر است؟
*It was sent the book to Mary.
۱ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [D] در هستۀ گروه زمان
۲ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [Infl] در فعل اصلی
۳ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم
۴ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچواژه
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ پاسخ تفصیلی هوش مصنوعی دیپسیک:
● در چارچوب نظریهٔ کمینهگرا (MP)، بازبینی (Checking) به فرآیندی اشاره دارد که در آن ویژگیهای دستوری (مانند حالتهای اسمی) باید در ساختار جمله بررسی و تطبیق داده شوند. اگر این بازبینی به درستی انجام نشود، جمله بدساخت (ungrammatical) خواهد بود.
● جملهٔ بالا بدساخت است، زیرا ساختار مجهول (passive) بهدرستی تشکیل نشده است. در ساختار مجهول، مفعول مستقیم (the book) باید به جایگاه فاعل حرکت کند و حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. اما در این جمله، «the book» همچنان در جایگاه مفعول مستقیم باقی مانده و حالت مفعولی (ACC) دارد. این نشان میدهد که بازبینی مشخصهٔ [NOM] به درستی انجام نشده است.
❂ بررسی گزینهها:
● ۱. بازبینی نشدن مشخصۀ [D] در هستۀ گروه زمان:
این گزینه مرتبط با بازبینی مشخصهٔ معرف (Determiner) در گروه زمان (TP) است. این مورد به بدساختی جمله ارتباطی ندارد.
● ۲. بازبینی نشدن مشخصۀ [Infl] در فعل اصلی:
این گزینه مرتبط با بازبینی ویژگیهای فعل (مانند زمان و مطابقه) است. این مورد به بدساختی جملهٔ دادهشده ارتباطی ندارد.
● ۳. بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم:
این گزینه مرتبط با بازبینی حالت مفعولی (ACC) در مفعول مستقیم است. در جملهٔ دادهشده، «the book» بهعنوان مفعول مستقیم، حالت مفعولی (ACC) دارد، اما مشکل اصلی این است که باید حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. بنابراین، این گزینه صحیح نیست.
● ۴. بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچواژه:
این گزینه صحیح است. در جملهٔ مجهول، مفعول مستقیم (the book) باید به جایگاه فاعل حرکت کند و حالت فاعلی (NOM) دریافت کند. اما در این جمله، «the book» حالت فاعلی نگرفته و این باعث بدساختی جمله شده است. پوچواژه (expletive) مانند «it» در این جمله، جایگاه فاعل را اشغال کرده است، اما «the book» باید حالت فاعلی (NOM) دریافت کند.
● پاسخ نهایی:
گزینهٔ ۴ (بازبینی نشدن مشخصۀ [NOM] در پوچواژه).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ پاسخ صحیح:
● هرچند دیپسیک در توضیحات خود به پاسخ درست نزدیک شده، اما نهایتاً نتوانسته است گزینهٔ صحیح را بیابد.
● ۳. بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم:
فعل مجهول نمیتواند حالت دستوری را بر روی موضوع درونی (مفعول)، ارزشگذاری و بازبینی کند. بنابراین، «the book» دارای مشخصهٔ بازبینینشدهٔ [ACC] است. برای خوشساختی، «the book» باید به جایگاه فاعل حرکت کند تا حالت [NOM] بگیرد؛ اما این جایگاه قبلاً با پوچواژهٔ «it» پر شده است.
@MorphoSyntax
👍6🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
💎 نحو | پردازشگر دستور
□ فاو (Pfau, 2009) در کتاب دستور به مثابۀ پردازشگر، در چارچوب نظریۀ صرف توزیعی به تبیین لغزشهای گفتار میپردازد و این انگارۀ دستوری را از جنبههای مختلف بررسی میکند. یکی از این نمونهها، جابهجایی ریشههای واژگانی هنگام درج مؤخر است که در ویدئوی پیوست نیز مشاهده میشود. طبق فرضیۀ درج مؤخر، واحدهای دارای جوهر آوایی پس از شکلگیری ساختار نحوی و در مسیر صورت آوایی در گرههای پایانی درج میشوند.
□ در لغزش «برقی قطع»، پردازشگر نحویِ گوینده بهدرستی یک گروه اسمی، متشکل از مضاف و مضافالیه ساخته و حتی تشخیص داده است که هستۀ این گروه باید حاصل مصدر باشد و وند مناسب را به هستۀ گروه متصل کرده است. در فرایند درج مؤخر دو واژ «برق» و «قطع» از واژگاه انتخاب شدهاند تا در گرههای پایانی بنشینند. بااینهمه، «برق» در هستۀ پایانی مرکب (متشکل از: اسم + وند ــی) درج شده و «قطع» در جایگاه وابستۀ اسم حضور یافته است. یعنی، ساختار حاصل مصدر و وابستهاش پیش از درج واژها شکل گرفته است، نه همزمان با آن.
✔️Vocabulary = واژگاه
✔️Late insertion = درج مؤخر
✔️ Terminal node = گره پایانی
@MorphoSyntax
💎 نحو | پردازشگر دستور
□ فاو (Pfau, 2009) در کتاب دستور به مثابۀ پردازشگر، در چارچوب نظریۀ صرف توزیعی به تبیین لغزشهای گفتار میپردازد و این انگارۀ دستوری را از جنبههای مختلف بررسی میکند. یکی از این نمونهها، جابهجایی ریشههای واژگانی هنگام درج مؤخر است که در ویدئوی پیوست نیز مشاهده میشود. طبق فرضیۀ درج مؤخر، واحدهای دارای جوهر آوایی پس از شکلگیری ساختار نحوی و در مسیر صورت آوایی در گرههای پایانی درج میشوند.
□ در لغزش «برقی قطع»، پردازشگر نحویِ گوینده بهدرستی یک گروه اسمی، متشکل از مضاف و مضافالیه ساخته و حتی تشخیص داده است که هستۀ این گروه باید حاصل مصدر باشد و وند مناسب را به هستۀ گروه متصل کرده است. در فرایند درج مؤخر دو واژ «برق» و «قطع» از واژگاه انتخاب شدهاند تا در گرههای پایانی بنشینند. بااینهمه، «برق» در هستۀ پایانی مرکب (متشکل از: اسم + وند ــی) درج شده و «قطع» در جایگاه وابستۀ اسم حضور یافته است. یعنی، ساختار حاصل مصدر و وابستهاش پیش از درج واژها شکل گرفته است، نه همزمان با آن.
✔️Vocabulary = واژگاه
✔️Late insertion = درج مؤخر
✔️ Terminal node = گره پایانی
@MorphoSyntax
👍9👌2😁1
MorphoSyntax
☰ ☑️ نحو | بازبینی مشخصه ❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد: ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ۴۶ ــ در چارچوب نظریۀ کمینهگرا، عدم بازبینی (Checking) کدام مشخصه (Feature)،…
☰
💎 نحو | بازبینی مشخصه
☆ چرا جملهٔ زیر نادستوری است:
► *It was sent the book to Mary
☆ پاسخ درست Microsoft Copilot:
☆ در این جمله عامل بدساختی به خاطر مشخصهای است که بازبینی نشده است. در نظریۀ کمینهگرا، جملات زمانی بدساخت میشوند که مشخصات لازم در جملات بازبینی نشده باشند. در اینجا، عدم بازبینی مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم علت بدساختی این جمله است.
☆ گزینهٔ ۳ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم.
☆ این خطا به خاطر آن است که مفعول مستقیم جمله، یعنی "the book"، نیاز به بازبینی مشخصۀ [ACC] (Accusative Case) دارد که در این جمله انجام نشده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ با سپاس فراوان از جناب آقای پروین برای معرفی توانایی چت یادشده در پاسخ به این پرسش تخصصی حوزهٔ نحو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | بازبینی مشخصه
☆ چرا جملهٔ زیر نادستوری است:
► *It was sent the book to Mary
☆ پاسخ درست Microsoft Copilot:
☆ در این جمله عامل بدساختی به خاطر مشخصهای است که بازبینی نشده است. در نظریۀ کمینهگرا، جملات زمانی بدساخت میشوند که مشخصات لازم در جملات بازبینی نشده باشند. در اینجا، عدم بازبینی مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم علت بدساختی این جمله است.
☆ گزینهٔ ۳ ـ بازبینی نشدن مشخصۀ [ACC] در مفعول مستقیم.
☆ این خطا به خاطر آن است که مفعول مستقیم جمله، یعنی "the book"، نیاز به بازبینی مشخصۀ [ACC] (Accusative Case) دارد که در این جمله انجام نشده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✨ با سپاس فراوان از جناب آقای پروین برای معرفی توانایی چت یادشده در پاسخ به این پرسش تخصصی حوزهٔ نحو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍5❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
💎 نحو | باریدن: برهمکنش نحو و واج
صبح شب برنایی من بوالعجب است
یک نیمه ازو روز و دگر نیمه شب است
دارم دم سرد و ترسم از موی سپید
این باد اگر برف نبارد عجب است
✍🏿 خاقانی شروانی
@MorphoSyntax
💎 نحو | باریدن: برهمکنش نحو و واج
صبح شب برنایی من بوالعجب است
یک نیمه ازو روز و دگر نیمه شب است
دارم دم سرد و ترسم از موی سپید
این باد اگر برف نبارد عجب است
✍🏿 خاقانی شروانی
@MorphoSyntax
👍4🔥3🙏1🎄1
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | کدامیک از جملههای زیر را میپذیرید؟
💎 نحو | کدامیک از جملههای زیر را میپذیرید؟
☰
📝 ویرایش | شناختی یا شناسی؟
🔖 در جملههای زیر کدام صورت درست است: «روانشناختی» یا «روانشناسی»؟
◄ این پژوهش روانشناختی/ روانشناسی نظر پیاژه را تأیید میکند.
◄ مجلهٔ ما پژوهشهای روانشناختی/ روانشناسی را هم منتشر میکند.
🔖 هر دو ساختار «پژوهش روانشناختی» و «پژوهش روانشناسی» درستاند و میتوانند در این جملهها بهکار بروند. میدانیم تفاوت «روانشناختی» و «روانشناسی» (و دیگر نمونههای مشابه) در مقولۀ دستوری آنهاست؛ اولی صفت است و دومی اسم. بنابراین، مراد از «پژوهش روانشناختی»، پژوهشی است که ماهیت روانشناختی دارد و از «پژوهش روانشناسی» مفهوم پژوهشی برمیآید که در حوزۀ علم روانشناسی تدوین شده است. بهگفتۀ دیگر، در «پژوهش روانشناختی» از توالی اسم و صفت نسبی استفاده کردهایم، اما «پژوهش روانشناسی» از نوع ساخت اضافۀ توضیحی و متشکل از اسم و مضافالیه است.
🔖 ساخت اضافیِ «پژوهش روانشناسی» الگویی مانند «کتاب تاریخ» و «دریای کارائیب» و «روز شنبه» دارد و ازآنجاکه چندی است مردمانی صفتدوست شدهایم، از ما هیچ بعید نبود که اگر پیشینیانمان دست نمیجنباندند، اینها را هم به ترکیب وصفی تبدیل میکردیم و «کتاب تاریخی» و «دریای کارائیبی» و «روز شنبهای» میگفتیم؛ چنانکه به «بهداشت روان» گفتهایم «بهداشت روانی» (در برابر: mental health)، اما خوشبختانه فرصت نکردهایم یا از یاد بردهایم که از «بهداشت دهان» (در برابر: oral hygiene) ترکیب وصفی بسازیم.
🔖 بههرروی، معنای این سخن آن نیست که در فارسی به صفت «روانشناختی» (یا روانشناسانه، یا روانشناسیک) نیاز نداشتیم؛ خیر، هر دو الگوی «ــشناختی» و «ــشناسی» که واژههای کارامد فراوانی برایمان ساختهاند، مورد نیازند و باید در جای خود بهکار روند. از نمایشگاه «چند جلد کتاب روانشناسی» میخریم تا در «رشتۀ روانشناسی» قبول شویم و بتوانیم از مشکل فلان بیمار، «تبیین روانشناختی» بهدست دهیم. مهم این است که توجه کنیم قرار نیست هرجا که «ــشناسی» در نقش وابستۀ پسین یک اسم بهکار رفت، آن را به «ــشناختی» تبدیل کنیم.
🔖 نکتۀ آخر آنکه در شماری از علوم یا در برخی ساختهای نحوی اساساً نمیتوانیم پس از اسم، از صفت استفاده کنیم که این خود نشان میدهد ساختاری چون «پژوهش روانشناسی/ زبانشناسی/ زیستشناسی» هیچ عیب و علتی ندارد! در نمونههای زیر، تغییر اسم به صفت، یا ساختاری نادستوری میسازد یا معنای مورد نظر گوینده را عوض میکند:
◄ مطالعات روانشناسی اجتماعی بهروشنی نشان میدهند . . .
◄ آثار فلسفۀ معاصر در دو شاخۀ اصلی جریان یافتهاند . . .
◄ براساس پژوهشهای تاریخ امریکا میتوان ادعا کرد که . . .
◄ یافتههای جغرافیای تاریخی در فلات ایران تأیید میکنند که . . .
◄ اکتشافات باستانشناسی زیر آب با تجهیزات جدید توانسته . . .
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 در نظرسنجی بالا، ۵۹ درصد فقط صورت «پژوهش روانشناختی» را پذیرفتهاند، اما ۳۳ درصد هر دو الگو را درست دانستهاند. جملهٔ موردنظر از نمونههایی است که در آن، هر دو صورت «ــشناختی» و «ــشناسی»، با دو معنای نزدیک، صحیحاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | شناختی یا شناسی؟
🔖 در جملههای زیر کدام صورت درست است: «روانشناختی» یا «روانشناسی»؟
◄ این پژوهش روانشناختی/ روانشناسی نظر پیاژه را تأیید میکند.
◄ مجلهٔ ما پژوهشهای روانشناختی/ روانشناسی را هم منتشر میکند.
🔖 هر دو ساختار «پژوهش روانشناختی» و «پژوهش روانشناسی» درستاند و میتوانند در این جملهها بهکار بروند. میدانیم تفاوت «روانشناختی» و «روانشناسی» (و دیگر نمونههای مشابه) در مقولۀ دستوری آنهاست؛ اولی صفت است و دومی اسم. بنابراین، مراد از «پژوهش روانشناختی»، پژوهشی است که ماهیت روانشناختی دارد و از «پژوهش روانشناسی» مفهوم پژوهشی برمیآید که در حوزۀ علم روانشناسی تدوین شده است. بهگفتۀ دیگر، در «پژوهش روانشناختی» از توالی اسم و صفت نسبی استفاده کردهایم، اما «پژوهش روانشناسی» از نوع ساخت اضافۀ توضیحی و متشکل از اسم و مضافالیه است.
🔖 ساخت اضافیِ «پژوهش روانشناسی» الگویی مانند «کتاب تاریخ» و «دریای کارائیب» و «روز شنبه» دارد و ازآنجاکه چندی است مردمانی صفتدوست شدهایم، از ما هیچ بعید نبود که اگر پیشینیانمان دست نمیجنباندند، اینها را هم به ترکیب وصفی تبدیل میکردیم و «کتاب تاریخی» و «دریای کارائیبی» و «روز شنبهای» میگفتیم؛ چنانکه به «بهداشت روان» گفتهایم «بهداشت روانی» (در برابر: mental health)، اما خوشبختانه فرصت نکردهایم یا از یاد بردهایم که از «بهداشت دهان» (در برابر: oral hygiene) ترکیب وصفی بسازیم.
🔖 بههرروی، معنای این سخن آن نیست که در فارسی به صفت «روانشناختی» (یا روانشناسانه، یا روانشناسیک) نیاز نداشتیم؛ خیر، هر دو الگوی «ــشناختی» و «ــشناسی» که واژههای کارامد فراوانی برایمان ساختهاند، مورد نیازند و باید در جای خود بهکار روند. از نمایشگاه «چند جلد کتاب روانشناسی» میخریم تا در «رشتۀ روانشناسی» قبول شویم و بتوانیم از مشکل فلان بیمار، «تبیین روانشناختی» بهدست دهیم. مهم این است که توجه کنیم قرار نیست هرجا که «ــشناسی» در نقش وابستۀ پسین یک اسم بهکار رفت، آن را به «ــشناختی» تبدیل کنیم.
🔖 نکتۀ آخر آنکه در شماری از علوم یا در برخی ساختهای نحوی اساساً نمیتوانیم پس از اسم، از صفت استفاده کنیم که این خود نشان میدهد ساختاری چون «پژوهش روانشناسی/ زبانشناسی/ زیستشناسی» هیچ عیب و علتی ندارد! در نمونههای زیر، تغییر اسم به صفت، یا ساختاری نادستوری میسازد یا معنای مورد نظر گوینده را عوض میکند:
◄ مطالعات روانشناسی اجتماعی بهروشنی نشان میدهند . . .
◄ آثار فلسفۀ معاصر در دو شاخۀ اصلی جریان یافتهاند . . .
◄ براساس پژوهشهای تاریخ امریکا میتوان ادعا کرد که . . .
◄ یافتههای جغرافیای تاریخی در فلات ایران تأیید میکنند که . . .
◄ اکتشافات باستانشناسی زیر آب با تجهیزات جدید توانسته . . .
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 در نظرسنجی بالا، ۵۹ درصد فقط صورت «پژوهش روانشناختی» را پذیرفتهاند، اما ۳۳ درصد هر دو الگو را درست دانستهاند. جملهٔ موردنظر از نمونههایی است که در آن، هر دو صورت «ــشناختی» و «ــشناسی»، با دو معنای نزدیک، صحیحاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍9😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
اَجْرام که ساکنانِ این ایواناند
اسبابِ تَرَدُّدِ خردمنداناند
هان تا سرِ رشتهٔ خرد گم نکنی
کآنان که مُدَبِّرند سرگرداناند
✍🏿 حکیم نیشابور
@MorphoSyntax
اَجْرام که ساکنانِ این ایواناند
اسبابِ تَرَدُّدِ خردمنداناند
هان تا سرِ رشتهٔ خرد گم نکنی
کآنان که مُدَبِّرند سرگرداناند
✍🏿 حکیم نیشابور
@MorphoSyntax
❤7👍2🤓1
☰
🔴 نحو | «پرسپولیس آنچنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال میکردند، منفجر شد.» این جمله:
🔴 نحو | «پرسپولیس آنچنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال میکردند، منفجر شد.» این جمله:
Anonymous Quiz
13%
(۱). از یک بند اصلی و دو بند پیرو تشکیل شده است.
17%
(۲). از یک بند اصلی و دو بند موصولی تشکیل شده است.
58%
(۳). از یک بند اصلی، یک بند پیرو و یک بند موصولی تشکیل شده است.
12%
(۴). از یک بند اصلی، دو بند پیرو و یک بند موصولی تشکیل شده است.
😁5🤔3😍3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧊 ساختواژه | دربیبازترین دربینباز دربیها!
⚽️ «دربیباز» را اگر مانند «رفیقباز» و «ماشینباز» و «کفترباز» بدانیم که از پسسازی «رفیقبازی» و «ماشینبازی» و «کفتربازی» بهدست آمدهاند، ساختواژهٔ آن باید مرکب ریشهای، حاصل از ترکیب «دربی» و «بازی»، باشد. از منظر همزمانی، با حذف یایی که پسوند تلقی شده، صفت فاعلی مرکب «دربیباز» از «دربیبازی» بهدست آمده است.
⚽️ اما «دربینباز»؛ اگرچه به گزارشگر بازی دسترسی نداریم، ولی گویا به قیاس «درسنخوان» و «گلنخور» و «زباننفهم»، ترکیب فعلی ساخته است. یعنی «دربی» در جایگاه موضوع درونی ریشهٔ فعلی «باز» (مصدر «باختن») قرار گرفته و خود ریشهٔ فعلی نیز پیش از انضمام «دربی» به آن، پیشوند نفی پذیرفته است.
⚽️ کسانی که مقالهٔ «ترکیب» هارلی (۲۰۰۸) را خواندهاند و تحلیل او را از واژهٔ مرکب «truck driver» بهیاد میآورند، میدانند که آقای خیابانی با تولید «دربینباز»، دستکم نیمی از نظریهٔ این زبانشناس نامآور را با خاک یکسان کرده است!
✔️Derby = شهرآورد
✔️Backformation = پسسازی
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | دربیبازترین دربینباز دربیها!
⚽️ «دربیباز» را اگر مانند «رفیقباز» و «ماشینباز» و «کفترباز» بدانیم که از پسسازی «رفیقبازی» و «ماشینبازی» و «کفتربازی» بهدست آمدهاند، ساختواژهٔ آن باید مرکب ریشهای، حاصل از ترکیب «دربی» و «بازی»، باشد. از منظر همزمانی، با حذف یایی که پسوند تلقی شده، صفت فاعلی مرکب «دربیباز» از «دربیبازی» بهدست آمده است.
⚽️ اما «دربینباز»؛ اگرچه به گزارشگر بازی دسترسی نداریم، ولی گویا به قیاس «درسنخوان» و «گلنخور» و «زباننفهم»، ترکیب فعلی ساخته است. یعنی «دربی» در جایگاه موضوع درونی ریشهٔ فعلی «باز» (مصدر «باختن») قرار گرفته و خود ریشهٔ فعلی نیز پیش از انضمام «دربی» به آن، پیشوند نفی پذیرفته است.
⚽️ کسانی که مقالهٔ «ترکیب» هارلی (۲۰۰۸) را خواندهاند و تحلیل او را از واژهٔ مرکب «truck driver» بهیاد میآورند، میدانند که آقای خیابانی با تولید «دربینباز»، دستکم نیمی از نظریهٔ این زبانشناس نامآور را با خاک یکسان کرده است!
✔️Derby = شهرآورد
✔️Backformation = پسسازی
@MorphoSyntax
😁24👍2🆒2❤1
☰
☑️ ساختواژه | تکواژهای فعل
⛓💥 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۴۱ ــ مجموع تعداد تکواژهای افعال زیرخطدار در کدام مصراع بیشتر است؟
۱ ـ طالعی دارم که از دریا خبر میآورد
۲ ـ ولی میریخت خون و ره بدان هنجار میآورد
۳ ـ سر فرو میآورد لیکن تو در پا میبری
۴ ـ خار و خس میآورد سنبل به دامن میبرد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ(۱)ـ
دار + ــم
میــ + آور + ــد
◄ مجموع: ۵
ـ(۲)ـ
میــ + ریز + ــت + 0
میــ + آور + ــد + 0
◄ مجموع: ۸
ـ(۳)ـ
میــ + آور + ــد
میــ + بر + ــی
◄ مجموع: ۶
ـ(۴)ـ
میــ + آور + ــد
میــ + بر + ــد
◄ مجموع: ۶
⛓💥 در مصراع «ولی میریخت خون و ره بدان هنجار میآورد» هر دو فعل در زمان گذشتهاند؛ بهجز وند گذشتهساز (ــد/ ــت)، یک وند شناسۀ سوم شخص مفرد هم دارند که صفر است و تظاهر آوایی ندارد.
@MorphoSyntax
☑️ ساختواژه | تکواژهای فعل
⛓💥 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۴۱ ــ مجموع تعداد تکواژهای افعال زیرخطدار در کدام مصراع بیشتر است؟
۱ ـ طالعی دارم که از دریا خبر میآورد
۲ ـ ولی میریخت خون و ره بدان هنجار میآورد
۳ ـ سر فرو میآورد لیکن تو در پا میبری
۴ ـ خار و خس میآورد سنبل به دامن میبرد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ(۱)ـ
دار + ــم
میــ + آور + ــد
◄ مجموع: ۵
ـ(۲)ـ
میــ + ریز + ــت + 0
میــ + آور + ــد + 0
◄ مجموع: ۸
ـ(۳)ـ
میــ + آور + ــد
میــ + بر + ــی
◄ مجموع: ۶
ـ(۴)ـ
میــ + آور + ــد
میــ + بر + ــد
◄ مجموع: ۶
⛓💥 در مصراع «ولی میریخت خون و ره بدان هنجار میآورد» هر دو فعل در زمان گذشتهاند؛ بهجز وند گذشتهساز (ــد/ ــت)، یک وند شناسۀ سوم شخص مفرد هم دارند که صفر است و تظاهر آوایی ندارد.
@MorphoSyntax
👍7😁1
MorphoSyntax
☰
🔴 نحو | «پرسپولیس آنچنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال میکردند، منفجر شد.» این جمله:
🔴 نحو | «پرسپولیس آنچنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال میکردند، منفجر شد.» این جمله:
☰
💎 نحو | بند موصولی، بند پیرو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ1⃣ـ
◄ او طوری خندید که اشک از چشمانش جاری شد.
□ بند اصلی در این جملهٔ ساده «او خندید» است. «طوری» قیدی است که فعل «خندید» را توصیف میکند و «که اشک از چشمانش جاری شد» بند موصولی «طوری» است. این بند موصولی به پایان بند اصلی پسگذاری شده و با بند پیرو متفاوت است. جملهٔ بالا در اصل اینگونه بوده است:
◄ او طوری [که اشک از چشمانش جاری شد]، خندید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ2⃣ـ
◄ پرسپولیس آنچنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال میکردند، منفجر شد.
□ این جمله یک بند اصلی دارد: «پرسپولیس دروازهٔ حریف را گشود». سازهٔ «آنچنان» قیدی است برای فعل «گشودن» که یک بند موصولی پسگذاریشده گرفته است: «که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال میکردند، منفجر شد». در درون این بند موصولی، یک بند موصولی دیگر برای «تماشاگران» آمده است: «که ایستاده بازی را دنبال میکردند». جملهٔ اصلی، پیش از پسگذاری بند موصولی وابسته به «آنچنان» اینگونه بوده است:
◄ پرسپولیس آنچنان [که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی [که ایستاده بازی را دنبال میکردند]، منفجر شد] دروازهٔ حریف را گشود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ3⃣ـ
□ بنابراین، در جملهٔ بالا بند پیرو وجود ندارد. بند پیرو که به آن بند متممی یا بند درونه هم میگویند، وابستهٔ فعل است و یکی از ظرفیتهای آن را برآورده میکند. بندی که مقولهٔ اسم را در هر نقشی توصیف کند، بند موصولی خوانده میشود. گاهی برای پردازش سادهتر ذهن، بند موصولی تحدیدی به انتهای جمله پسگذاری میشود و به بند پیرو شباهت صوری مییابد (مانند دو نمونهٔ بالا). جملههای زیر دارای بند پیروند:
◄ دوستمان به ما گفت [که امروز جلسهٔ دفاعش برگزار میشود].
◄ دوستمان ما را دعوت کرد [که امروز به جلسهٔ دفاعش برویم].
◄ ما میدانیم [که امروز جلسهٔ دفاع دوستمان برگزار میشود].
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Relative clause = بند موصولی
✔️Subordinate clause = بند پیرو/ فروپایه
🟰complement clause = بند متممی
🟰embedded clause = بند درونه
✔️Superordinate clause = بند فراپایه
🟰matrix clause = بند پایه
🟰main clause = بند اصلی
@MorphoSyntax
💎 نحو | بند موصولی، بند پیرو
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ1⃣ـ
◄ او طوری خندید که اشک از چشمانش جاری شد.
□ بند اصلی در این جملهٔ ساده «او خندید» است. «طوری» قیدی است که فعل «خندید» را توصیف میکند و «که اشک از چشمانش جاری شد» بند موصولی «طوری» است. این بند موصولی به پایان بند اصلی پسگذاری شده و با بند پیرو متفاوت است. جملهٔ بالا در اصل اینگونه بوده است:
◄ او طوری [که اشک از چشمانش جاری شد]، خندید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ2⃣ـ
◄ پرسپولیس آنچنان دروازهٔ حریف را گشود که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال میکردند، منفجر شد.
□ این جمله یک بند اصلی دارد: «پرسپولیس دروازهٔ حریف را گشود». سازهٔ «آنچنان» قیدی است برای فعل «گشودن» که یک بند موصولی پسگذاریشده گرفته است: «که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی که ایستاده بازی را دنبال میکردند، منفجر شد». در درون این بند موصولی، یک بند موصولی دیگر برای «تماشاگران» آمده است: «که ایستاده بازی را دنبال میکردند». جملهٔ اصلی، پیش از پسگذاری بند موصولی وابسته به «آنچنان» اینگونه بوده است:
◄ پرسپولیس آنچنان [که ورزشگاه از شدت هیجان تماشاگرانی [که ایستاده بازی را دنبال میکردند]، منفجر شد] دروازهٔ حریف را گشود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ـ3⃣ـ
□ بنابراین، در جملهٔ بالا بند پیرو وجود ندارد. بند پیرو که به آن بند متممی یا بند درونه هم میگویند، وابستهٔ فعل است و یکی از ظرفیتهای آن را برآورده میکند. بندی که مقولهٔ اسم را در هر نقشی توصیف کند، بند موصولی خوانده میشود. گاهی برای پردازش سادهتر ذهن، بند موصولی تحدیدی به انتهای جمله پسگذاری میشود و به بند پیرو شباهت صوری مییابد (مانند دو نمونهٔ بالا). جملههای زیر دارای بند پیروند:
◄ دوستمان به ما گفت [که امروز جلسهٔ دفاعش برگزار میشود].
◄ دوستمان ما را دعوت کرد [که امروز به جلسهٔ دفاعش برویم].
◄ ما میدانیم [که امروز جلسهٔ دفاع دوستمان برگزار میشود].
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Relative clause = بند موصولی
✔️Subordinate clause = بند پیرو/ فروپایه
🟰complement clause = بند متممی
🟰embedded clause = بند درونه
✔️Superordinate clause = بند فراپایه
🟰matrix clause = بند پایه
🟰main clause = بند اصلی
@MorphoSyntax
👍9🙏3👏1😁1🤔1👌1