MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


📢 اطلاعیه | دانشکدهٔ ادبیات در بهار ۱۴۰۴


□ کانال دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با انتشار ویدئویی کوتاه، از بازگشایی حیاط‌های پشتی این دانشکده خبر داد. این حیاط‌ها که درهایشان در دو سوی تالار فردوسی باز می‌شوند، مدت‌ها بدون کاربری مشخص رها شده بودند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

□ استفاده از شگرد «دوربین‌دردست» که از دههٔ پنجاه و شصت میلادی بدین‌سو رواج بیشتری یافته است، یکی از روش‌های فیلم‌برداری، در مستندسازی و ساخت فیلم‌های اکشن، است تا لرزش‌های دوربین، حس واقع‌گرایی و همراهی با صحنه را به بیننده القا کند.

□ گرین‌گرَس در ساخت پنج‌گانهٔ جیسون بورن (Jason Bourne) به خوبی از این شیوه بهره گرفته است. اما در ساخت مستندی کوتاه، که به‌ویژه در مرحلهٔ تدوین، با دور تند تنظیم شده است، لرزش‌های بیش از اندازهٔ تصاویر، پیش از آن‌که بیننده را به حال‌وهوای طبیعی صحنه‌ای ساکن ببرد، او را متوجه حضور دوربین و فیلم‌بردار می‌کند.

@MorphoSyntax
👌7👍54😁2🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | چرا ادبیات؟

▪️خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا (۲۸ مارس ۱۹۳۶ ــ ۱۳ آوریل ۲۰۲۵) داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار اهل پرو بود. وی در هفتم اکتبر ۲۰۱۰ برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد.

▪️یوسا در سیزدهم آوریل امسال، در ۸۹ سالگی دیده بر جهان فروبست و جهان ادبیات معاصر یکی از نویسندگان چیره‌دست خود را از دست داد. از آثار مشهور او می‌توان به «گفتگو در کاتدرال (۱۹۶۹)»، «خانهٔ سبز (۱۹۶۶)»، «عصر قهرمان (۱۹۶۳)» و «جنگ آخرالزمان (۱۹۸۱)» اشاره کرد.

@MorphoSyntax
11


🔡 آزفا | ساخت ارتقایی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). قطعی به نظر می‌رسد که دو کشور در مذاکرات عمان به توافق دست یابند.

◄ (۲). دو کشور قطعی به نظر می‌رسد که در مذاکرات عمان به توافق دست یابند.

◄ (۳). این موضوع قطعی به‌نظر می‌رسد که دو کشور در مذاکرات عمان به توافق دست یابند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

◀️ فعل یک‌ظرفیتی «به‌نظر رسیدن» به یک متمم (موضوع درونی) نیاز دارد.

◄ (۱). قطعی به نظر می‌رسد [که دو کشور در مذاکرات عمان به توافق دست یابند].

○ در این جمله، یک ظرفیت فعل «به‌نظر رسیدن» با بند متممی درون قلاب برآورده شده است. «قطعی» قیدی است که فعل یادشده را توصیف می‌کند.


◄ (۲). دو کشور قطعی به نظر می‌رسد [که ـــــ در مذاکرات عمان به توافق دست یابند].

○ این جمله هیچ تفاوتی با جملۀ پیشین ندارد، جز آن‌که فاعل بند متممی (دو کشور) ارتقا یافته و به بند پایه رفته است. «قطعی» همچنان قید است.


◄ (۳). [این موضوع = قطعی] به‌نظر می‌رسد [که دو کشور در مذاکرات عمان به توافق دست یابند].

○ این‌بار یک ظرفیت فعل «به‌نظر رسیدن» با خرده‌بند [این موضوع = قطعی] برآورده شده است. قطعی محمول/ صفت این خرده‌بند است.


◀️ پس در جملۀ «۳» نقش «که دو کشور در مذاکرات عمان به توافق دست یابند» چیست؟ در این نمونه، سازۀ مورد نظر، نه بند متممی، که یک بند موصولی و وابستۀ «این موضوع» است که می‌تواند در جمله باشد یا نباشد. این بند در «۳» پس‌گذاری شده است؛ اما همان‌گونه که در «۴» ملاحظه می‌کنیم، می‌تواند در کنار «این موضوع» بماند:

◄ (۴). این موضوع [که دو کشور در مذاکرات عمان به توافق دست یابند] قطعی به‌نظر می‌رسد.


◀️ در سنت دستور زایشی، به فعل‌هایی مانند «به‌نظر رسیدن» محمول ارتقایی می‌گویند و این ساخت‌ها را ساخت ارتقایی می‌خوانند، به این دلیل که فاعل بند متممی می‌تواند به بند اصلی جابه‌جا شود. در فارسی، برخلاف انگلیسی، فاعلی که به بند اصلی ارتقا می‌یابد، با فعل آن در شخص‌وشمار مطابقه نمی‌کند. توجه به این نکته در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان اهمیت بسیاری دارد.

◄ (۵). به‌نظر می‌رســد که متهمان پرونده بی‌گناه باشند.
◄ (۶). متهمان پرونده به‌نظر می‌رســد که بی‌گناه باشند.

✔️Raising Construction = ساخت ارتقایی
✔️Complement Clause = بند متممی
✔️Small Clause = خرده‌بند

@MorphoSyntax
👍12🙏3🔥2🤔1👌1


🧊 ساختواژه | صفت مفعولی، صفت نیست


● اصطلاح «صفت مفعولی» (و در برخی از منابع فارسی: اسم مفعول) کم‌وبیش همتای اصطلاح انگلیسی «past participle» است که خود برگرفته از دستور زبان لاتین و واژۀ «participalis»، به‌معنای «سهیم شدن»، است؛ زیرا صفت‌های مفعولی از هر دو مقولۀ فعل و صفت سهمی برده‌اند و «غالباً» در جامۀ یکی از این دو مقوله آشکار می‌شوند.

● «صفت مفعولی» نام نامناسب و بلکه گمراه‌کننده‌ای برای صورتی از ریشۀ واژگانی است که با پسوند نمود کامل (ــ‌ده/ ــ‌ته) همراه شده است و می‌تواند در نقش صفت، فعل و حتی اسم بنشیند؛ مانند «گذشته» و «بسته» در دو نمونۀ زیر که به‌ترتیب در نقش صفت، اسم و فعل به‌کار رفته‌اند:

◄ هفتۀ گذشته هم به شما گفتم که گذشته‌ها گذشته است.
◄ پشت درِ بستۀ مغازه، بسته‌های نان را با بند بسته بودند.

● اگر به مدخل «گذشته/ بسته» (و دیگر صفت‌های مفعولی) در فرهنگ بزرگ سخن بنگریم، کاربرد اسمی و صفتی آنها را می‌یابیم، اما از مقوله و کاربرد فعلی‌شان هیچ نشانی نخواهیم یافت؛ زیرا پسوند نمود کامل هنگامی که به ریشه ملحق می‌شود و برون‌داد اسم و صفت می‌دهد، از وندهای اشتقاقی و واژه‌ساز زبان است.

● اما آنجا که این وند فعل می‌سازد و مثلاً در ساخت حال و گذشتۀ کامل می‌آید، از عناصر تصریفی زبان به‌شمار می‌رود، سهمی در واژه‌سازی ندارد، و معنای پیش‌بینی‌ناپذیری به‌دست نمی‌دهد. براین اساس، مقولۀ دستوری «بسته» در جملۀ زیر چیست و پسوند حاضر در آن چه ماهیتی دارد؟

◄ یک بسته شکلات نود درصد و دو تا چیپس از اون توش‌نوشک بگیر بیار!

@MorphoSyntax
👍6🙏4👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


💎 نحو | ابهام مقوله‌ای: صفت مفعولی


ـ🅐ـ

★جملهٔ زیر با توجه به مقولهٔ دستوری «پخته» و ماهیت «است» مبهم است:

غذا پخته است.

★اگر صفت مفعولی «پخته» صفت باشد و «است» در نقش فعل ربطی آمده باشد، با ساخت اسنادی مواجهیم که صورت منفی‌اش چنین است: «غذا پخته نیست.»

★اگر صفت مفعولی «پخته» فعل باشد و «است» در نقش فعل کمکی آمده باشد، با ساخت حال کامل مواجهیم که صورت منفی‌اش چنین است: «غذا نپخته است».

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

ـ🅑ـ

★جملهٔ زیر با توجه به مقولهٔ دستوری «نپخته» و ماهیت «است» مبهم است:

غذا نپخته است.

★اگر صفت مفعولی «نپخته» صفت باشد و «است» در نقش فعل ربطی آمده باشد، عنصر «نــ» در «نپخته» پیشوند اشتقاقی است. این جمله مثبت است.

★اگر صفت مفعولی «نپخته» فعل باشد و «است» در نقش فعل کمکی آمده باشد، «نــ» در «نپخته» پیشوند تصریفی است. این جمله منفی است.

★«غذا نپخته/ پخته است» در هریک از دو خوانش یادشده، الگوی تکیهٔ متفاوتی دارد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝الموت/ تصاویر از حسن احمدی

@MorphoSyntax
🙏8👍3👌32👏1


🔍 مسئله (۳۵)


🛞 وقتی آقاسعید با همسر جدید و خودروی از دَم قسطش، به مقصد خانهٔ پدرزنش از تهران خارج شدند، کیلومترشمار اتومبیل عدد متقارن ۱۵۹۵۱ را نشان می‌داد. آقاسعید این تقارن را به فال نیک گرفت و با خوشحالی گفت:

«این اولی‌اش! وقتی جلوی منزل آقاجونت برسیم، کیلومترشمار واسهٔ سومین‌بار یه عدد متقارن دیگه رو نشون می‌ده. ایشالا بابات کمک می‌کنه قسط‌های این ماشین رو بدیم.»

🛞 خانوادهٔ همسر آقاسعید به کدام‌یک از زبان‌های ایرانی تکلم می‌کنند؟

۱. مازندرانی، گونهٔ بابلی
۲. گیلکی، گونهٔ رودسری
۳. لری، گونهٔ خرم‌آبادی
۴. هورامی، گونهٔ پاوه‌ای

@MorphoSyntax
🤔6😁4🤩2👍1🔥1😍1


📢 نشست | پدیدارشناسی شعر

🔝 انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌کند.

@MorphoSyntax
3👍3🔥1🤔1
MorphoSyntax


🧊 ساختواژه | کدام گزینه تعداد تکواژهای «شکسته‌ام» را در سه مصراع زیر به‌درستی مقایسه می‌کند: (۱). رحمی نما که پیر و ضعیف و شکسته‌ام // (۲). خون امید می‌خورد بی تو دل شکسته‌ام // (۳). مینای دل به ذوق خیالی شکسته‌ام


🧊 ساختواژه | مقایسۀ تعداد تکواژها در «شکسته‌ام»

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄(۱). رحمی نما که پیر و ضعیف و شکسته‌ام
شکن + ــ‌ته + [باش + حال + اول شخص مفرد] = ۵

◄(۲). خون امید می‌خورد بی تو دل شکسته‌ام
شکن + ــ‌ته + ضمیر اول شخص مفرد = ۳

◄(۳). مینای دل به ذوق خیالی شکسته‌ام
شکن + صفر سببی + ــ‌ته + [باش + حال + اول شخص مفرد] = ۶
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

● «شکسـ» گونه‌ای از ریشۀ «شکن» است که در برخی از محیط‌های ساختواژی، از جمله در صفت مفعولی، ظاهر می‌شود.

○ پسوند صفت مفعولی در فارسی «ــ‌ده/ ــ‌ته» است. هرچند اگر آن را متشکل از دو تکواژ بدانیم، تأثیری در این قیاس ندارد.

● «ــ‌ام» در مصراع اول و سوم صورت واژه‌بستی فعل «باش» است، اما در مصراع سوم ضمیر متصل/ واژه‌بستی است.

○ «شکن» فعل لازم است که می‌تواند با وند سببی آشکار یا نهان، متعدی شود (چیزی را شکانده‌ام/ چیزی را شکسته‌ام).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

در مجموع:
۳ > ۱ > ۲

@MorphoSyntax
👏4👍3


📝 ویرایش | جایگاه حالت‌نمای مفعولی


🖊 دکتر حمید حسنی، در تبیینی دقیق و عالمانه نوشته است:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
☆ در خبرها آمده: «عربستان بدهی پانزده میلیون دلاری سوریه به بانک جهانی را می‌پردازد.»
جای «را» کاملاً طبیعی و بی‌نیاز از ویرایش است. لازم نیست «را» را بلافاصله بعد از «سوریه» بیاوریم و ابهام ایجاد کنیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖊 گروه اسمی «بدهی پانزده میلیون دلاری سوریه به بانک جهانی» مفعول مستقیم فعل «پرداختن» است. انتقال حالت‌نمای مفعولی «را» به پس از «سوریه»، گروه حرف‌اضافۀ «به بانک جهانی» را به سازه‌ای مستقل (مفعول غیرمستقیم) تبدیل می‌کند و همان‌گونه که استاد حسنی تصریح فرموده‌اند، این جابه‌جایی ابهام می‌آفریند:

◄ عربستان بدهی پانزده میلیون دلاری سوریه را به بانک جهانی می‌پردازد.

🖊 به‌همین قیاس، در جملۀ «الف» در زیر، «بدهی تو به صاحب‌خانه‌ات» مفعول مستقیم فعل «پرداختن» است. مفعول غیرمستقیم در این جمله بیان نشده است که البته می‌تواند در جمله‌ای مانند «ب» آشکار شود:

◄(الف). سینا بدهی تو به صاحب‌خانه‌ات را پرداخت.
◄(ب). سینا بدهی تو به صاحب‌خانه‌ات را به مدیر مجتمع پرداخت.

🖊 اما در جملۀ «پ» که «را» پس از «بدهی تو» آمده، گروه حرف‌اضافۀ «به صاحب‌خانه‌ات» به مفعول غیرمستقیم تبدیل شده است و همان‌گونه که در جملۀ «ت» مشاهده می‌کنیم، دیگر نمی‌توانیم سازه‌ای با نقش مفعول غیرمستقیم به جمله بیفزاییم:

◄(پ). سینا بدهی تو را به صاحب‌خانه‌ات پرداخت.
◄(ت). *سینا بدهی تو را به صاحب‌خانه‌ات به مدیر مجتمع پرداخت.

@MorphoSyntax
👍11👌32💯2


📢 جشن | بزرگداشت سعدی


دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در نکوداشت شیخ اجل برگزار می‌کند.

سخنرانی:
○ دکتر میر جلال‌الدّین کزازی
○ دکتر محمود جعفری دهقی
○ دکتر روح‌اله هادی
○ دکتر بهرام پروین گنابادی

موسیقی:
○ استاد فرهاد رجبی‌راد، نوازندهٔ تار
○ استاد محمد سلیمانیان، نوازندهٔ سنتور

□ تالار فردوسی، دوشنبه یکم اردی‌بهشت ۱۴۰۴، ساعت پانزده.

@MorphoSyntax
7


🧾 واژه‌گزینی | گوجه‌سبز

▫️اسمش «هَلی»ـه، اما توی جمع غریبه صداش می‌کردیم «آلوچه». مدتی ازش بی‌خبر بودیم، تا این‌که خبردار شدیم پا شده اومده تهران، از سازمان میوه و تره‌بار لیسانس گرفته و از موز و آناناس هم گرون‌تر شده. اسم خودش رو هم عوض کرده، گذاشته «گوجه‌سبز». حق هم داره. کی حاضره برای یک کیلو «هَلی» یازده میلیون تومن پول بده؟!

@MorphoSyntax
😁22😢3


📝 ویرایش | رابط‌های نحوی ــ کلامی


◄ *چون در فصل‌های دوم و سوم رساله به‌تفصیل نظریۀ کمینه‌گرا و مفاهیم بنیادین آن را معرفی خواهیم کرد و همچنین از اهمیت و جایگاه مشخصه‌های صرفی‌نحوی در این نظریه سخن خواهیم گفت، بنابراین در بخش پیش روی تنها تصویری کلی از این انگارۀ دستوری به‌دست می‌دهیم و به جزئیات بیشتر نمی‌پردازیم.

🖍 در جملۀ مرکب بالا، بند پایه/ اصلی با «بنابراین» و بند پیرو/ وابسته با «چون» آغاز شده است. دیگران پیشتر گفته‌اند (از جمله زنده‌یاد استاد نجفی) و سخن دقیقی است که به‌کارگیری هم‌زمان این رابط‌های نحوی ــ کلامی ضرورتی ندارد و باید به آوردن یکی از آنها بسنده کرد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۱) چون/ ازآنجاکه/ به این دلیل که/ با توجه به این‌که . . . (۲) بنابراین/ ازاین‌رو/ پس/ لذا . . .
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

◄ چون در فصل‌های دوم و سوم رساله به‌تفصیل نظریۀ کمینه‌گرا و مفاهیم بنیادین آن را معرفی خواهیم کرد و همچنین از اهمیت و جایگاه مشخصه‌های صرفی‌نحوی در این نظریه سخن خواهیم گفت، در بخش پیش روی تنها تصویری کلی از این انگارۀ دستوری به‌دست می‌دهیم و به جزئیات بیشتر نمی‌پردازیم.

◄ در فصل‌های دوم و سوم رساله به‌تفصیل نظریۀ کمینه‌گرا و مفاهیم بنیادین آن را معرفی خواهیم کرد و همچنین از اهمیت و جایگاه مشخصه‌های صرفی‌نحوی در این نظریه سخن خواهیم گفت. بنابراین در بخش پیش روی تنها تصویری کلی از این انگارۀ دستوری به‌دست می‌دهیم و به جزئیات بیشتر نمی‌پردازیم.

◄ در بخش پیش روی تنها تصویری کلی از این انگارۀ دستوری به‌دست می‌دهیم و به جزئیات بیشتر نمی‌پردازیم، زیرا در فصل‌های دوم و سوم رساله به‌تفصیل نظریۀ کمینه‌گرا و مفاهیم بنیادین آن را معرفی خواهیم کرد و همچنین از اهمیت و جایگاه مشخصه‌های صرفی‌نحوی در این نظریه سخن خواهیم گفت.

@MorphoSyntax
👍73
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


دکتر علی‌اشرف صادقی (۲۵ اردی‌بهشت ۱۳۲۰) زبان‌شناس بی‌بدیل ایرانی، استاد بی‌جانشین گروه زبان‌شناسی دانشگاه تهران و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است که آثار و پژوهش‌های گران‌سنگش در خدمت به زبان فارسی و زبان‌های ایرانی از شمار بیرون است. در کنار همۀ اینها، استاد علی‌اشرف صادقی از اندک اندیشمندانی است که سبب شده واژۀ «علامه» در زبان فارسی همچنان زنده بماند و کاربرد خود را حفظ کند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝بیست‌وپنجم فروردین ۱۴۰۴، در بازدید دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران از فرهنگستان زبان و ادب فارسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
14👏5🤔3


👁‍🗨 دیدگاه | دانش دستوری

● به نظر می‌رسد که ما، آدمیان، گذشته از ادراک‌مان از جهان غیرزبانی و داده‌هایی که همچون دیگر موجودات زنده از دنیای محسوسات به‌دست می‌آوریم، می‌توانیم برپایۀ اندیشه، نوعی دانش را از زنجیره‌ای از عبارت‌های دستوری استخراج کنیم. استخراج اطلاعات مورد نیاز از داده‌های حسی و از رهگذر استنتاج، در عالم جانوران هم رخ می‌دهد، و ادراک نیز معمولاً مربوط به اشیایی است که موجودیت مستقل دارند.

● اما آن «دانش دیگر»، دست‌کم در عالمی که می‌شناسیم، پدیده‌ای بی‌همتاست و کیفیت به‌کل متفاوتی دارد. بدون این منبع شگفتی‌آور دانش، هیچ علمی شکل نمی‌گرفت و بشر، تاریخی در پس خود نداشت. در این میان، دستور زبان، از منظر فلسفهٔ خردگرایی، روش متمایزی برای سامان‌دهی معنا و اندیشه است و امکان شکل‌گیری دانش در مفهوم عام آن را فراهم می‌آورد.

✍🏿 هینزن و شیهان، فلسفۀ دستور جهانی

@MorphoSyntax
👍6
2023 Agree and the subjects of specificational clauses.pdf
3.4 MB


📑 مقاله | مطابقه و فاعل بندهای مشخصگر


▪️Agree and the subjects of specificational clauses (2023)

▪️By:
● Susana Bejar, University of Toronto
●Arsalan Kahnemuyipour, University of Toronto Mississauga

@MorphoSyntax
🙏42😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | «اتوبوس قطاری» در برابر «متروباس»

▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی گروه نحوی «اتوبوس قطاری» (به اختصار: قطاری) را در برابر واژهٔ بیگانه «متروباس» به‌تصویب رساند.

▫️پیش از این، شورای واژه‌گزینی کانال «صرف‌ونحو»، اصطلاح «تراستیک» را برای «تراموای چرخ‌لاستیکی» (Rubber-tyred tram) برگزیده بود.

@MorphoSyntax
😁11🤔5👌3😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝از جمعیت نود میلیونی کشور، سی‌وچهار میلیون نفر «گیمر»ند!

@MorphoSyntax
😢3😁1


🧾 واژه‌گزینی | گیمر و گیمینگ


□ اصطلاح «گیمر» (gamer) به کسی گفته می‌شود که تفننی یا حرفه‌ای به بازی‌های رایانه‌ای تعاملی می‌پردازد. این اصطلاح معادل تثبیت‌شده‌ای در فارسی ندارد و گویا در فهرست مصوبات فرهنگستان نیز نیامده یا نگارنده نیافته است. در فارسی غالباً همین وام‌واژۀ «گیمر» و به‌ندرت «بازی‌کن» و «بازی‌باز» در برابر این اصطلاح بیگانه به‌کار رفته است که به‌نظر نمی‌رسد هیچ‌کدام مناسب باشند.

□ صفت فاعلی مرکب «بازی‌کن» در حوزۀ ورزش و بازی‌های سنتی رواج دارد و معمولاً کسی تا وقتی مشغول بازی است یا در یک مجموعه عضویت دارد، «بازی‌کن» (player) به‌شمار می‌رود، نه آن‌که حرفهٔ او «بازی‌کنی» باشد. «بازی‌کن تیم ملی» تا وقتی در تیم ملی بازی می‌کند، «بازی‌کن» این مجموعه خوانده می‌شود، و در غیر این صورت، ورزشکار یک رشته است. «گیمر» از این منظر بیشتر به «بازیگر» در عرصۀ هنر شبیه است که حرفه یا علاقه‌اش «بازیگری» است؛ ضمن آن‌که در بازی‌های گروهی، فلان «گیمر» حرفه‌ای می‌تواند «بازی‌کن» این یا آن تیم باشد.

□ «بازی‌باز» هم معادل مناسبی برای «گیمر» نیست؛ ریشۀ «game» افزون‌بر آن‌که به شکل صفت فاعلی «gamer» درآمده، با صورت مصدری «gaming» نیز آشکار شده است و بنابراین، اگر بخواهیم از «بازی‌باز»، حاصل مصدر بسازیم و آن را به‌جای «gaming» در جملۀ زیر بیاوریم، ناگزیریم به ساخت «بازی‌بازی» تن دهیم که گویی ترکیب حاصل از دوگان‌سازی «بازی» است، و نه افزودن یای حاصل مصدر به صفت فاعلی «بازی‌باز» (در چنین بافتی، استفاده از خود واژۀ «بازی» در برابر «gaming» نیز مناسب نیست):

► Gaming has evolved into a profession for some, with some gamers routinely competing in games for money, prizes, or awards.

□ در مجموع، با توجه به کاربرد رو به تزاید اصطلاح «گیمر» و صورت‌های مشتق و مرکب برآمده از ریشۀ بیگانۀ «game»، به‌نظر می‌رسد که انتخاب واژۀ فارسی مناسب در برابر این اصطلاح، ضروری ــ و البته کمی دیر ــ باشد. شاید استفاده از ریشۀ «ورز» (مصدر «ورزیدن») به‌جای «کن»، در صفت فاعلی «بازی‌ورز» و حاصل مصدر «بازی‌ورزی» بتواند یکی از گزینه‌های قابل تأمل در برابر «گیمر» و «گیمینگ» باشد.

✔️Core gamer
✔️Casual gamer
✔️Hardcore gamer
✔️Gaming industry

@MorphoSyntax
👍11😁2🆒2😢1


🆕 منتشر شد | سیر تاریخی تحولات اجتماعی زبان فارسی

▫️کتاب «سیر تاریخی تحولات اجتماعی زبان فارسی»، به قلم دکتر بهمن زندی و به کوشش نشر لوگوس منتشر شد. مؤلف با دیدگاهی گسترده و تاریخی، به بررسی رابطهٔ زبان فارسی و اجتماع می‌پردازد و نشان می‌دهد که برای فهم بهتر چالش‌های کنونی زبان فارسی و جامعهٔ ایران، باید به دگرگونی‌های زبانی‌اجتماعی در گذر تاریخ توجه کرد.

@MorphoSyntax
👍10😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🗓 یکم اردی‌بهشت | بزرگداشت سعدی


مرا مــگوی که ســعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم؟

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشــم

در نکوداشت ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف (زادهٔ ۵۸۵ تا ۶۱۵ ــ درگذشتهٔ ۶۹۰ تا ۶۹۵ هجری قمری) متخلص به سعدی و ملقب به «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و «افصح المتکلمین»، شاعر، نویسنده و اندیشمند بی‌مانند پارسی‌گوی ایرانی.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ شعر: شیخ اجل
○ صدا: فریدون فرح‌اندوز
○ موسیقی: کامبیز روشن‌روان
○ خط: سهیل قاسمی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
11👌3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


💎 نحو | وجه تمنایی


«. . . ایزد، تعالی و تقدّس، خطهٔ پاک شیراز را به هیبت حاکمان عادل و همت عالمان عامل تا زمان قیامت در امان سلامت نگه داراد.»

✍🏻 شیخ اجل، دیباچهٔ گلستان
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✿ وجه دعایی/ تمنایی (optative) ارزشی تصریفی از مشخصۀ وجه (mood) است که از امید و آرزوی گوینده به وقوع رخدادی حکایت می‌کند. بسیاری از زبان‌های هندواروپایی کهن در کنار وجه اخباری و التزامی و امری، وجه تمنایی نیز داشتند؛ دو وجه اخباری و تمنایی را در سنسکریت کلاسیک مقایسه کنید:

► Ind: bhavɑmi (= I am)
► Opt: bhaveyam (= would that I were)

✿ در فارسی معاصر، تمنا و آرزو غالباً با وجه التزامی بیان می‌شود (خداوند او را غریق رحمت کند)، اما در متون کهن با افزودن وند تصریفی «ــ‌ا» به ریشۀ فعل یا به توالی ریشه و وند سببی، وجه تمنایی ساخته می‌شد (خداوند او را غریق رحمت کناد). گذشته از صورت «داراد» در نمونۀ بالا، افعال ایجابی و سلبی زیر هم در وجه تمنایی‌اند (از پیکرهٔ گنجور):

◄ رساناد، بیامرزاد، بدهاد، ببخشایاد، ننشیناد، مبینام، مباد (مـ + بو + ـ‌ا + ـ‌د)

@MorphoSyntax
👍64