MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


📝 ویرایش | ویرگول پیش از بند متممی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ادارهٔ ورزش حکومت طالبان با صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد، شطرنج از این پس در این کشور حرام است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✏️ در هر دو جملهٔ زیر، فعل «اعلام کرد» یک بند وابسته پذیرفته است. این بند در جملهٔ «۱» خرده‌بند و در جملهٔ «۲» بند متممی (پیرو) است:

◄ (۱). طالبان [شطرنج را حرام] اعلام کرد.
◄ (۲). طالبان اعلام کرد [شطرنج حرام است].

✏️ درج نشانهٔ ویرگول میان فعل اصلی و بند متممی مجاز نیست، چه متمم‌ساز/ حرف ربط «که» حاضر باشد، چه غایب؛ مانند نمونه‌های زیر که نشانهٔ ویرگول در آنها زائد است:

◄ (۳). استاد خبر داد، که کلاس تشکیل نمی‌شود.
◄ (۴). استاد خبر داد، کلاس تشکیل نمی‌شود.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ادارهٔ ورزش حکومت طالبان با صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد شطرنج از این پس در این کشور حرام است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7👌3


📖 شاهنامه | بند کردن فریدون، ضحاک را


. . . فریدون فرزانه بنواخت‌شان
بر انـــــدازه بر پایگه ساخت‌شان

همی پندشان داد و کرد آفرین
همی یاد کـــرد از جــهان‌آفرین

که یزدان پاک از میان گروه
برانگیخت ما را ز البرز کـوه

مهان پیش او خاک دادند بوس
ز درگـــاه برخــاست آوای کوس

ببردند ضحاک را بسته خوار
به پشت هیونی برافگنده زار

همی رانـــد او را به کـــوه انـدرون
همی خواست کآرد سرش را نگون

بیامد هم آن گه خــجسته سروش
به خوبی یکی راز گفتش به گوش

که این بسته را تا دماوند کوه
ببر همـــچنان تازیان بی‌گــروه

بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند

به کوه اندرون تنگ جایش گزید
نـــگه کـــرد غـــاری بنـش ناپدید

فرو بست دستش بر آن کوه باز
بـــدان تا بمانـــد به سختی دراز

ببستش بر آن گـــونه آویختــه
وز او خون دل بر زمین ریخته

از او نام ضحاک چون خاک شد
جـــهان از بـــد او هـمه پاک شد

گسسته شد از خویش و پیوند او
بمانـــده بـــدان گـــونه در بنــد او


🔗 نسخهٔ کامل
📷 حسین اکبریان

@MorphoSyntax
8👍4


👁‍🗨 دیدگاه | فارسی: زبان علم و ادب

▪️آنجا که ترجمه از اصل شاعرانه‌تر است . . .


🪟 پنجــــــــــره

نان منی
و صدای ریز
استخوان منی
تو تقریباً
دریایی.

سنگ نیستی
صوت مذاب نیستی
و فکر می‌کنم
که دست نداری.
این نوع پرنده به عقب بال می‌زند
و این عشق آن دم که نور سخن نگوید
از شیشه‌ی پنجره می‌گذرد.

امروز روزگارِ
زبان‌های تیز نیست
(و اینجا
شن هیچ‌گاه نمی‌جنبد)
فکر می‌کنم
فردا
با پنجه‌ی پایش برت می‌گرداند
و تو
پنهان و بی‌پایان
می‌درخشی و
می‌درخشی.

▪️دیان دی پریما (۱۹۳۴ ــ ۲۰۲۰)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🪟 The Window

you are my bread
and the hairline
noise
of my bones
you are almost
the sea

you are not stone
or molten sound
I think
you have no hands

this kind of bird flies backward
and this love
breaks on a windowpane
where no light talks

this is not time
for crossing tongues
(the sand here
never shifts)

I think
tomorrow
turned you with his toe
and you will
shine
and shine
unspent and underground

▪️Diane di Prima

@MorphoSyntax
9🔥3👍1


📢 نشست | پاسداشت زبان پارسی

□ سخنرانان:
● دکتر ژاله آموزگار
● دکتر علی‌اشرف صادقی
● دکتر حکمت‌الله ملاصالحی
● دکتر احمدرضا قائم‌مقامی
● دکتر میلاد عظیمی
● دکتر تورج دریایی (ویدیویی)
● دکتر محمود امیدسالار‌ (ویدیویی)

□ با حضور:
● دکتر حسن انوری
● لوریس هایکازی چکناواریان
● بئاتریس سالاس

□ با اجرای افتخاری:
● استاد کیوان ساکت

□ زمان و مکان:
● یک‌شنبه ۲۸ اردی‌بهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵
● تالار فردوسی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

@MorphoSyntax
👍53🤔1


🧊 ساختواژه | ــ‌انه‌وار/ ــ‌وارانه


❂ فارسی معاصر دارای دو پسوند متفاوت «ــ‌وار» است که هر دو از وندهای سطح دوم اشتقاق‌اند، اما در نگاه هم‌زمانی، هم‌نام به‌شمار می‌آیند و معنای دستوری متفاوتی را به پایه می‌افزایند. یکی از این دو، مفهوم شباهت را می‌رساند و در واژه‌هایی همچون «۱» در زیر یافت می‌شود. دیگری بر دارندگی دلالت می‌کند و در داده‌هایی مانند «۲» به‌کار می‌رود:

❂ هم‌نامی در پسوند «ـ‌وار»:

◄ (۱). شباهت: طوطی‌وار، مردوار، برادروار
◄ (۲). دارندگی: امیدوار، بزرگوار، سوگوار

❂ هر دو وند یادشده با پسوند «ــ‌انه» همراه می‌شوند و واژه‌هایی را می‌سازند که اگر تصویر پیوست را نزدیک‌نمایی بفرمایید، آنها را مشاهده می‌کنید. نکته‌ای که در واژه‌سازی باید به آن توجه کنیم، این است که «غالباً» پسوند «ــ‌وار» در معنای شباهت، پس از «ــ‌انه» به پایه افزوده می‌شود (دیوانه‌وار)؛ اما پسوند «ــ‌وار» در معنای دارندگی، پیش از «ــ‌انه» می‌نشیند (امیدوارانه).

► X – ɑne – vɑr = شباهت
► Y – vɑr – ɑne = دارندگی

@MorphoSyntax
👍9👏3👌1
باغ آلبالو.pdf
2.9 MB


📖 نمایشنامه | آنتون چخوف

▫️نمایشنامۀ باغ آلبالو که در سال ۱۹۰۳ نوشته شده، آخرین اثر آنتون چخوف (۱۸۶۰ ــ ۱۹۰۴)، نویسندۀ بزرگ روسی است. هرچند چخوف این اثر را کمدی می‌خواند و عناصر نمایشنامۀ کمدی در آن یافت می‌شود، اما باغ آلبالو را بیشتر باید در گونۀ تراژدی دانست. درون‌مایهٔ داستان دربارهٔ «فروپاشی» است، آنجا که خانواده‌ای ریشه‌دار به‌دلیل ورشکستگی، در آستانهٔ از دست دادن ملکی است که برای نگهداشتش تلاشی نمی‌کند . . .

▫️این نمایشنامه بارها در کشورمان، به کوشش هنرمندان مختلف، به روی صحنه رفته است و اجراهای غربی آن را نیز می‌توان در وبسایت‌های تخصصی یافت. بااین‌همه، به گمان نگارنده، باغ آلبالو از نوع نمایشنامه‌های "خواندنی" (مصوب فرهنگستان برای: closet drama) است؛ یعنی نمایشنامه‌ای که عمدتاً برای خواندن نوشته می‌شود، نه اجرا.

▫️مترجم انگلیسی: استیفن مورلین
▫️مترجم فارسی: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]

@MorphoSyntax
5🙏3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🗓 ۲۵ اردی‌بهشت | در نکوداشت حکیم فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی


. . . سر آمــد مرا روزگار پزشک
تو بر من مپالای خونین سرشک

فراوان نـمانی سرآیـد زمان
کسی زنده برنگذرد باسمان

نه من بیش دارم ز جمشید فر
کــه ببریــد بیور میانــش به ار

نه از آفریـدون وز کـیقباد
بزرگان و شاهان فرخ‌نژاد

گلـوی سیاوش به خنجر برید
گروی زره چون زمانش رسید

همه شهریاران ایــــــــران بدند
به رزم اندرون نره شیران بدند

برفــتند و ما دیــرتر ماندیم
چو شیر ژیان برگذر ماندیم . . .

چو شد روزگار تهمتن به سر
به پیش آورم داسـتانی دگـر

@MorphoSyntax
8👍4🔥2👏1


📖 شاهنامه | بزرگ‌ترین اثر حماسی ادبیات جهان


ترا زین جهان شادمانی بس است
ڪـجا رنج تو بهر دیگر کس است

تو رنجی و آسان دگر کس خورد
ســوی گــور و تابــوت تو ننگــرد

بر او نیز شـادی سـرآید همی
سرش زیر گرد اندر آید همی

ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگــر پیشــه کن

بترس از خــدا و مــیازار کــس
ره رستگاری همین است و بس

📚 شاهنامهٔ حکیم توس، داستان سیاوش

@MorphoSyntax
13👍3🤔2😁1


🔻بیت زیر قطعاً از حکیم ابوالقاسم فردوسی نیست، اما بی‌گمان از دقیق‌ترین سخنانی است که می‌توان در وصف او و شاهنامه ــ بزرگ‌ترین اثر حماسی ادبیات جهان ــ گفت:

بسی رنج برده در آن سال سی
عجم زنــده کرده‌ بدین پارسـی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ــ
✍🏻 گویا عبارت «بزرگ‌ترین اثر حماسی ادبیات جهان» نیز ایران‌ستیزان را چون اسپند بر آتش بی‌قرار می‌کند. در به‌کار بردن آن امساک نفرمایید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
16👍3👏3😁3
2005 Understanding Minimalism.pdf
2 MB


📕 کتاب | آشنایی با کمینه‌گرایی

▫️Understanding Minimalism (2005)

▫️Norbert Hornstein
▫️Jairo Nunes
▫️Kleanthes K. Grohmann

@MorphoSyntax
4🙏2😁1


💎 نحو | اصطلاحات و مَثَل‌های سه‌ظرفیتی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). با کارهایش پدر ما را درآورد.
◄ (۲). توی دعوا حلوا تقسیم نمی‌کنند.
◄ (۳). مـی‌گویند بادآورده را باد می‌بـرد.
◄ (۴). هر آن‌کس که دندان دهد، نان دهد.
◄ (۵). امریکا به عراق چراغ سبز نشان داد.
◄ (۶). فلانی بالاخانه‌اش را اجاره داده است.
◄ (۷). این دو نفر به همدیگر نان قرض می‌دهند.
◄ (۸). همهٔ حرف‌هایش را زد و خودش را خالی کرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✧ همهٔ جمله‌های بالا اصطلاح یا ضرب‌المثلی را بیان می‌کنند و بنابراین، معنای غیرترکیبی دارند. فعل در همهٔ این نمونه‌ها دومتعدی است و به یک مفعول مستقیم (گروه اسم) و یک مفعول غیرمستقیم (گروه حرف‌اضافه) نیاز دارد:

◄ (۱). [پدر کسی را] [از جایی] درآوردن.
◄ (۲). [حلوا] [در میان کسانی] تقسیم کردن.
◄ (۳). [بادآورده را] [به جایی] بردن.
◄ (۴). [دندان] [به کسی] دادن.
◄ (۵). [چراغ سبز] [به کسی] نشان دادن.
◄ (۶). [بالاخانه را] [به کسی] اجاره دادن.
◄ (۷). [نان] [به کسی] قرض دادن.
◄ (۸). [خود را] [از چیزی] خالی کردن.

✧ نکتهٔ مهم و قابل توجه این‌که در همهٔ این موارد، فعل دومتعدی و گروه اسم، اصطلاح یا مَثَل را می‌سازند و گروه حرف‌اضافه بخشی از زنجیرهٔ موسوم به استعاری نیست یا اصلاً در جمله حضور ندارد. مثلاً در «چراغ سبز نشان دادن»، گروه حرف‌اضافه (مفعول غیرمستقیم) می‌تواند هرکسی باشد، یا در «بالاخانه را اجاره دادن»، اگر مفعول غیرمستقیم، یعنی «اجاره‌کننده» را وارد جمله کنیم، معنای اصطلاحی رنگ می‌بازد.

✧ نمونه‌هایی در فارسی یافت می‌شوند که فعل، دومتعدی است و هر دو مفعول مستقیم و غیرمستقیم زنجیرهٔ استعاری را می‌سازند، مانند «دست کسی را در پوست گردو گذاشتن» یا «دسته‌گل به آب دادن»؛ اما نکتهٔ اصلی همان است که در بالا اشاره کردیم: اگر از میان مفعول مستقیم و غیرمستقیم، قرار باشد فقط یکی در ساختار اصطلاح و مَثَل حاضر شود، آن سازه معمولاً مفعول مستقیم است.

✧ در زبان انگلیسی این وضعیت کاملاً وارونه است و فعل دومتعدی در کنار گروه حرف‌اضافه، زنجیرهٔ استعاری می‌سازد و اگر بنا باشد از میان مفعول مستقیم و غیرمستقیم فقط یکی با فعل همراه شود، دومی (گروه حرف‌اضافه) این وظیفه را برعهده می‌گیرد. داده‌های زبان انگلیسی را می‌توانید در هورنشتین و همکاران (۲۰۰۵: ۹۴) مشاهده بفرمایید.

✧ آیا آنچه دربارهٔ ساختار اصطلاحات و مثَل‌های دومتعدی گفتیم، شاهد نقض هم دارد؟ بله؛ شواهد زبانی همچون دیگر داده‌های علوم تجربی، نمونهٔ نقض دارند. اما تعداد آنها تفاوت معناداری با شواهد تأییدکنندهٔ این فرضیه دارد. در جمله‌های زیر دو نمونهٔ نقض آمده‌اند که فعل دومتعدی و مفعول غیرمستقیم، زنجیرهٔ استعاری را تشکیل داده‌اند:*

◄ (۹). [کسی را] [به‌دنبال نخودسیاه] فرستادن.
◄ (۱۰). [کسی را] [بر سر کار] گذاشتن.

✧ آنچه تاکنون گفتیم، صرفاً کفایت مشاهده‌ای و توصیفی دارد و هنوز کفایت تبیینی را برآورده نکرده‌ایم. یعنی به این پرسش مهم پاسخ نداده‌ایم که چرا در افعال دومتعدی فارسی، معمولاً فعل و گروه اسم زنجیرهٔ استعاری می‌سازند و گروه حرف‌اضافه می‌تواند بخشی از اصطلاح نباشد؛ اما در انگلیسی این وضعیت وارونه است. برای پاسخ به این پرسش باید با بنیادهای دستور زایشی و فرضیهٔ یوتا (یکسانی واگذاری تتای اقمار) آشنا باشیم.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ چند سال پیش همراه با جناب آقای شهریار هرمزی درپی شواهد بیشتری گشتیم و ایشان نمونه‌های نقض و تأییدکنندهٔ خوبی برای فرضیهٔ بالا یافتند. چنانچه کسی داده‌های نقض بیشتری سراغ دارد، سپاس‌گزار می‌شوم برای نگارنده بفرستد.

★ منبع: صرف در نحو، از کمینه‌گرایی تا صرف توزیعی (۱۴۰۰: ۱۴۵ -- ۱۵۲).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7👌32😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | زبان فارسی ازمیان‌رفتنی نیست

استاد دکتر حسن انوری (۱۰ اسفند ۱۳۱۲) فرهنگ‌نویس، دستورپژوهش، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. استاد انوری که در کنار فرهنگ بزرگ سخن، کتاب دستور زبان فارسی (با همکاری استاد حسن احمدی گیوی) و تصحیح گلستان سعدی، کتاب‌ها و مقالات پرشمار و کم‌مانندی از خود به یادگار گذاشته، چهرهٔ ماندگار زبان و ادب این سرزمین است و هیچ زبان‌شناس، زبان‌پژوه، و علاقه‌مند به زبان فارسی نیست که بی‌نیاز از آثار گران‌سنگ این استاد فاضل و فرهیخته باشد.

@MorphoSyntax
12😁1🤔1
MorphoSyntax
💎 نحو | اصطلاحات و مَثَل‌های سه‌ظرفیتی ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ◄ (۱). با کارهایش پدر ما را درآورد. ◄ (۲). توی دعوا حلوا تقسیم نمی‌کنند. ◄ (۳). مـی‌گویند بادآورده را باد می‌بـرد. ◄ (۴). هر آن‌کس که دندان دهد،…


💎 نحو | اصطلاحات و مَثَل‌های سه‌ظرفیتی (۲)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). به در گفت، دیوار بشنود.
◄ (۲). فلانی را به خاک سیاه نشاند.
◄ (۳). چیزی را (در) پشت گوش انداخت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔺در هر سه نمونهٔ بالا، فعل و حرف‌اضافه زنجیرهٔ استعاری می‌سازند و گروه اسم بخشی از اصطلاح یا مَثَل نیست. این موارد نمونهٔ نقض برای فرضیهٔ هورنشتین و همکاران (۲۰۰۵) به‌شمار می‌آیند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۴). چیزی را از کیسهٔ خلیفه بخشید.
◄ (۵). کسی/ چیزی را به فنا داد.
◄ (۶). چیزی را به خورد کسی داد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔺نمونه‌های بالا مثال نقض نیستند. در «۴»، گروه حرف‌اضافه، مفعول غیرمستقیم و حامل نقش معنایی موضوع درونی نیست. در «۴» و «۵» نیز با فعل مرکب «به فنا دادن» و «به خورد دادن» مواجهیم و گروه حرف‌اضافه، مفعول غیرمستقیم نیست.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
با سپاس فراوان از سرکار خانم رشنوادی برای یافتن شواهد زبانی بالا.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍82🙏2


🗓 ۲۵ اردی‌بهشت | در نکوداشت مرتع و مرتع‌داری!


▫️«ترحم بهزاد» مدیرکل دفتر امور مراتع سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، «سپس» افزود: انتخاب روز ۲۵ اردی‌بهشت به‌عنوان روز ملی مرتع و مرتع‌داری، به‌دلیل هم‌زمانی با فصل بهار و اوج جلوه‌های بصری، تفرجی و گردشگری مراتع و آمادگی نسبی مراتع ییلاقی برای چرای دام است.

▫️ترحم بهزاد توضیح نداد که آیا شورای فرهنگ عمومی در ۳۶۵ روز سال، هیچ روز خالی دیگری پیدا نکرده که دقیقاً باید ۲۵ اردی‌بهشت‌ماه جلالی ــ روز پاسداشت زبان فارسی ــ را روز ملی مرتع و مرتع‌داری نام‌گذاری می‌کردند و اگر یک روز عقب‌تر یا جلوتر می‌رفتند، آیا نقطهٔ «اوج جلوه‌های بصری، تفرجی و گردشگری مراتع» را از دست می‌دادند!

@MorphoSyntax
👍12👌3🆒1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🎤 گفتگو | فارسی کمربند امنیت ایران است

▫️دکتر روح‌الله هادی، عضو هیئت علمی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی در گفتگو با سیادت، سیمای اینترنتی دانشگاه تهران، می‌گوید: زبان فارسی دو ستون استوار دارد؛ یکی حکیم فردوسی است و دیگری [حضرت] سعدی.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@ut_internet_tv| شبکه دانشگاه تهران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍54😁2


🧊 ساختواژه | همگونی واژواجی


□ ریشه‌های فعلی زیر و صورت گذشته و مصدری آنها را ملاحظه بفرمایید:

◄ کاه، خواه، ره، جه
◄ کاست، خواست، رست، جست
◄ کاستن، خواستن، رستن، جستن

□ هریک از این ریشه‌ها دو واژگونه دارد که آنها را در محیط‌های مختلف به‌کار می‌گیرد (صرف‌نظر از بیش‌گونگی در: رهید و جهید). حضور واژگونۀ «کاســ، خواســ، رَســ، جَســ» در مجاورت وند گذشتۀ «ــ‌ت» و وند مصدری «ــ‌تن»، پیامد فرایندی است که آن را با نام همگونی می‌شناسیم. برای تبیین این موضوع، توصیف همخوان‌های /h/، /t/ و /s/ را ببینید:

●ـ /h/: همخوان چاکنایی سایشی بی‌واک
●ـ /t/: همخوان دندانی(لثوی) انسدادی بی‌واک
●ـ /s/: همخوان دندانی‌لثوی سایشی بی‌واک

□ وقتی ریشه‌ای مانند «کاه» که به همخوان /h/ پایان می‌پذیرد، در مجاورت همخوان /t/ (در وند گذشته و مصدری) می‌نشیند، واژگونۀ مقید «کاســ» را آشکار می‌کند تا جایگاه تولید همخوان پایانی‌اش به جایگاه تولید همخوان/t/ نزدیک شود. این همگونی آوایی که در بافت ساختواژی رخ می‌دهد، از نوع فرایندهای واژواجی است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۱. تنها وند گذشته در فارسی، تناوب پیش‌بینی‌پذیر «ــ‌د/ ــ‌ت» است.
۲. وند مصدری در فارسی تناوب پیش‌بینی‌پذیر «ــ‌دن/ ــ‌تن» است، نه «ــَ‌ن».
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️Allomorph = واژگونه
✔️Assimilation = همگونی
✔️Morphophonemic = واژواجی
✔️Place of articulation = جایگاه تولید

@MorphoSyntax
💯7👍41


📢 معرفی | واژه‌گزینی در ایران و جهان

▫️به قلم دکتر رضا منصوری و به کوشش فرهنگستان زبان و ادب فارسی/ نشر آثار، تهران ۱۳۹۰.

@MorphoSyntax
🙏3


📢 معرفی | واژه‌گزینی در ایران و جهان

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«ما را امروز از قبول لغات علمی و فنی که دنیای علم و فن آن را پذیرفته است، گریز نباشد و معدودی از آن را موضوع و مصنوع معادلی کردن وقت بیهوده تلف کردن باشد و عرض خود بردن و زحمت دیگران داشتن.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

☆ شاید عجیب باشد که پیش‌گفتار کتاب واژه‌گزینی در ایران و جهان با چنین روایتی آغاز شود و شگفت‌تر آن‌که دریابیم این گفته از آنِ علامه علی‌اکبر دهخداست؛ در روزگاری که گمان می‌رفت زبان فارسی ناگزیر است در برابر هجوم واژه‌های دانشورانه و فناورانه سر تسلیم فرود آورد. واژه‌گزینی در ایران و جهان (۱۳۹۰) اثر ارزشمندی است به قلم دانشمند فرزانه، دکتر رضا منصوری (۱۳۲۶)، فیزیکدان و کیهان‌شناس که گذشته از زمینۀ تخصصی خود، کوشش‌های ذی‌قیمتی در دو حوزۀ واژه‌گزینی و سیاست‌گذاری علم داشته است و بدون هیچ گزافه‌ای، تلاش و سهم او در بسامان کردن واژه‌سازی علمی در ایران معاصر، از بسیاری از ادیبان و زبان‌شناسان بیشتر بوده است.

☆ دکتر منصوری، که زندگی پرثمرش دراز باد، در این کتاب نخست تحلیلی تاریخی از زبان علم فارسی به‌دست می‌دهد و جنبش‌های فرهنگی را در سده‌های نخست هجری مقایسه می‌کند. وی با اشاره به دلایل تأخر در واژه‌گزینی در برابر اصطلاحات علمی و فنی، به تجربۀ کشورهای دیگر در این حوزه می‌پردازد و دربارۀ روند واژه‌گزینی در اروپای غربی، روسیه، هند و پاکستان، خاور دور و کشورهای عربی بحث می‌کند. مؤلف گران‌قدر اثر سپس به سراغ سازوکار برنامه‌ریزی زبانی و واژه‌گزینی در ایران می‌رود و از تجربه‌ها و اقدامات پیشین، روش کار، اولویت‌ها، نیازها و دیگر مسائل این عرصه سخن به‌میان می‌آورد.

☆ به‌هرروی، با مطالعۀ کتاب واژه‌گزینی در ایران و جهان درمی‌یابیم که چگونه زبان شعر وادب فارسی به همت فرهیختگان دغدغه‌مندی چون خود مؤلف فاضل این اثر، اکنون به زبان علم تبدیل شده است، تا آنجا که امروزه می‌توان دربارۀ تازه‌ترین یافته‌های علمی در فیزیک و شیمی و پزشکی و زبان‌شناسی و جز آنها، به زبان بی‌مانند فارسی رسالۀ دانشگاهی نوشت و کتاب عالمانه منتشر کرد. ای‌بسا گفتن ندارد که در حوزۀ تمدنی ایران بزرگ هیچ زبان دیگری همتای فارسی نیست که این دو ویژگی را هم‌زمان و این‌چنین درخشان در خود گرد آورده باشد: سرگذشت ادبی غنی و سرنوشت علمی بالنده. منزلت زبان فارسی و توانمندی‌اش در گرد آوردن این دو خصیصه است که این‌گونه حسد حاسدان را برانگیخته است.

@MorphoSyntax
8👌2👍1


👁‍🗨 دیدگاه | فرانسیس بیکن

▪️شفاف‌ترین تصاویر از بطن سیاه‌ترین تاریک‌خانه‌ها زاده می‌شوند.

@Morph0Syntax
🔥53😢1