Forwarded from کانال میثم هاشمخانی
☑️✏️هفته فیلم مستند #کارستان
۵ روز با ۵ فیلم از زندگی الهامبخش کارآفرینان خلاق/ ۱۵ تا ۲۰ مهر، ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹/دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی/ورود عموم آزاد است
معرفی بیشتر: @foundationed
۵ روز با ۵ فیلم از زندگی الهامبخش کارآفرینان خلاق/ ۱۵ تا ۲۰ مهر، ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹/دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی/ورود عموم آزاد است
معرفی بیشتر: @foundationed
مُستشار
«شاعران زندگی»، زندهگی را میسُراید. #شوق_زندگی «شیرین پارسی» را ببینید و از آن انرژی بگیرید؛ داستان زندگی زنی که از فرانسه به شاندرمن گیلان برمیگردد، کمر همت میبندد و شالی میکارد. @mostashaar
🔺پازلیها را نبینید!
هر چقدر #شاعران_زندگی تحسینبرانگیز بود و جذاب، #پازلیها کممحتوا بود و خستهکننده.
این دو فیلم از سری فیلمهای #کارستان هستند.
@mostashaar
هر چقدر #شاعران_زندگی تحسینبرانگیز بود و جذاب، #پازلیها کممحتوا بود و خستهکننده.
این دو فیلم از سری فیلمهای #کارستان هستند.
@mostashaar
🌀 اشتباههای رایج لغوی
راهبُردی همان راهبٙری نیست!
هم در بین مدیران و هم در میان کارشناسان این دو واژه بهفور بهجای هم به کار برده میشوند در حالی که اولی معادل strategic است و دومی معادل steering.
کمیتهٔ #راهبردی کمیتهای است که مسئول مقولات استراتژیک سازمان است و بیشتر بر تحلیل مسائل و تصمیمگیری دربارهٔ موضوعات مهم تمرکز دارد.
کمیتهٔ #راهبری مسئولیت هدایت و کنترل و جهتدهی در یک سازمان یا یک پروژه را بر عهده دارد و بیشتر متمرکز بر چگونگی انجام کارها با تکیه بر تجربیات گذشته و شهود خبرگانی است.
@mostashaar
راهبُردی همان راهبٙری نیست!
هم در بین مدیران و هم در میان کارشناسان این دو واژه بهفور بهجای هم به کار برده میشوند در حالی که اولی معادل strategic است و دومی معادل steering.
کمیتهٔ #راهبردی کمیتهای است که مسئول مقولات استراتژیک سازمان است و بیشتر بر تحلیل مسائل و تصمیمگیری دربارهٔ موضوعات مهم تمرکز دارد.
کمیتهٔ #راهبری مسئولیت هدایت و کنترل و جهتدهی در یک سازمان یا یک پروژه را بر عهده دارد و بیشتر متمرکز بر چگونگی انجام کارها با تکیه بر تجربیات گذشته و شهود خبرگانی است.
@mostashaar
نلسون ماندلا که گفته #فقر هم مثل بردهداری و آپارتاید، ساختهٔ بشر است و با تلاشهای او حذفشدنی است.
آیا واقعاً شدنی است؟!
@mostashaar
آیا واقعاً شدنی است؟!
@mostashaar
Forwarded from دستادست
🌀 این مأموریت، یه مأموریت ممکنه!
💭 چه مأموریتی؟ goo.gl/9Ux26w
👈 چهجوری؟ goo.gl/JAVRtL
🌀 دستادست در مسیر تجارت عادلانه
💭 چه مأموریتی؟ goo.gl/9Ux26w
👈 چهجوری؟ goo.gl/JAVRtL
🌀 دستادست در مسیر تجارت عادلانه
Forwarded from توییتر فارسی
آمدم خانه سالمندان. مادری با ذوق و خوشحالی عکس بچههاش تو اینستاگرام رو نشونم میده که دیشب همهشون دورهم تو رستوران خوشحال بودن؛ و میگه شُکر
»امیرعلی صفا«
@OfficialPersianTwitter
»امیرعلی صفا«
@OfficialPersianTwitter
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بزم_رزم، یکی داستان است پر آب چشم!
صحبتهای #حسین_علیزاده دربارهٔ آلبوم #نینوا در تکهای از این مستند دیدنی
@mostashaar
صحبتهای #حسین_علیزاده دربارهٔ آلبوم #نینوا در تکهای از این مستند دیدنی
@mostashaar
🖋 دقایقی در همین حوالی
#کارگر ساختمانی بود، ۴۴ ساله.
بوی تلخ سیگارش فضای ماشین را پر کرد.
دندانهای درستی در دهان نداشت.
۲۸۰ هزار تومان اجارهٔ خانهاش بود؛ ۱۸۰ هزار تومان از محل یارانهها و مابقی، نقدی هر ماه.
از اینکه کار کم است ناخرسند بود. میگفت به کارفرما نمیتوان چیزی گفت؛ میگوید از فردا نیا.
دو بچه مدرسهای داشت؛ که اگر نبودند تا حالا بارها خودش را خلاص کرده بود.
سرجمع هممسیریمان پنج دقیقه هم نشد. تشکر کرد و رفت ... صدایش به همراه چهرهاش مدتها در یادم خواهد ماند؛ او که خیلی راحت دربارهٔ #مرگ و نبودن صحبت میکرد.
#زندگی گهگاه #تلخ است؛ به تلخی سیگار یک مرد.
عصر جمعه، ۵ آبان ۹۶، در حوالی تهران
@mostashaar
#کارگر ساختمانی بود، ۴۴ ساله.
بوی تلخ سیگارش فضای ماشین را پر کرد.
دندانهای درستی در دهان نداشت.
۲۸۰ هزار تومان اجارهٔ خانهاش بود؛ ۱۸۰ هزار تومان از محل یارانهها و مابقی، نقدی هر ماه.
از اینکه کار کم است ناخرسند بود. میگفت به کارفرما نمیتوان چیزی گفت؛ میگوید از فردا نیا.
دو بچه مدرسهای داشت؛ که اگر نبودند تا حالا بارها خودش را خلاص کرده بود.
سرجمع هممسیریمان پنج دقیقه هم نشد. تشکر کرد و رفت ... صدایش به همراه چهرهاش مدتها در یادم خواهد ماند؛ او که خیلی راحت دربارهٔ #مرگ و نبودن صحبت میکرد.
#زندگی گهگاه #تلخ است؛ به تلخی سیگار یک مرد.
عصر جمعه، ۵ آبان ۹۶، در حوالی تهران
@mostashaar
مهمترین مسئلهٔ محیطزیستی ایرانِ امروز «مسئلهٔ #آب» است؛ همچنان که در قرنهای گذشته هم همین مسئله، مسئلهٔ ایران بوده است.
@mostashaar
@mostashaar
Forwarded from دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف
👆هفت سبک خوراک
🍖 از گوشتخواری تا گیاهخواری 🍏
🥗 سبک زندگی #سبز بیشتر منطبق بر گیاهخواری است. سبک خوراک شما از کدام نوع است؟
📆 1 November: World Vegan Day
✅ @sharif_gs
🍖 از گوشتخواری تا گیاهخواری 🍏
🥗 سبک زندگی #سبز بیشتر منطبق بر گیاهخواری است. سبک خوراک شما از کدام نوع است؟
📆 1 November: World Vegan Day
✅ @sharif_gs
دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف
👆هفت سبک خوراک 🍖 از گوشتخواری تا گیاهخواری 🍏 🥗 سبک زندگی #سبز بیشتر منطبق بر گیاهخواری است. سبک خوراک شما از کدام نوع است؟ 📆 1 November: World Vegan Day ✅ @sharif_gs
🥗 چرا بهتر است به سمت رژیم غذایی گوشتپرهیز و گیاهخوار حرکت کنیم؟
۱. میزان آبی که برای تولید هر کیلو گوشت مصرف میشود چند برابر تولید پروتئینهای گیاهی است.
۲. گاوها در فرآیند هضمشان متان تولید میکند. متان ۲۰ برابر دیاکسیدکربن اثر گلخانهای دارد. آمارها نشان میدهد که اثر گلخانهای حاصل از فرآیند تولید گوشت بیشتر از اثر گلخانهای حاصل از احتراق سوختهای فسیلی است!
۳. برای تولید گوشت، بالاخره جان یک حیوان گرفته میشود.
۴. ادعاهایی هم مبنی بر سالمتر بودن رژیمهای غذایی گیاهخوارانه مطرح است.
👈 در مجموع میتوان گفت که گیاهخواری #ردپای_اکولوژیک کمتری نسبت به گوشتخواری دارد و اخلاقیتر هم هست. بنابراین اگر به دنبال سبک زندگی #سبز و #اخلاقی هستیم، بهتر است به سمت گوشتپرهیزی و گیاهخواری حرکت کنیم.
@mostashaar
۱. میزان آبی که برای تولید هر کیلو گوشت مصرف میشود چند برابر تولید پروتئینهای گیاهی است.
۲. گاوها در فرآیند هضمشان متان تولید میکند. متان ۲۰ برابر دیاکسیدکربن اثر گلخانهای دارد. آمارها نشان میدهد که اثر گلخانهای حاصل از فرآیند تولید گوشت بیشتر از اثر گلخانهای حاصل از احتراق سوختهای فسیلی است!
۳. برای تولید گوشت، بالاخره جان یک حیوان گرفته میشود.
۴. ادعاهایی هم مبنی بر سالمتر بودن رژیمهای غذایی گیاهخوارانه مطرح است.
👈 در مجموع میتوان گفت که گیاهخواری #ردپای_اکولوژیک کمتری نسبت به گوشتخواری دارد و اخلاقیتر هم هست. بنابراین اگر به دنبال سبک زندگی #سبز و #اخلاقی هستیم، بهتر است به سمت گوشتپرهیزی و گیاهخواری حرکت کنیم.
@mostashaar
Forwarded from دغدغه ایران
ما هنوز اندر خم «مِتر» کردنیم
(محمد فاضلی)
✅ یکماه و نیم قبل برای در ورودی آپارتمانمان یک در چوبی جدید سفارش دادیم. سه چهار روز تلفنی با نصّاب شرکت سازنده در صحبت میکردم تا بالاخره بعد از کلی بدقولی آمد تا در را اندازه بگیرد. سی هزار تومان هم بابت این کار چند دقیقهای گرفت. در قبلی آپارتمان کهنه شده و از بالا و پایین آن که درز داشت، هوای سرد و گرد و خاک وارد میشد و به همین دلیل صاحبخانه با تعویض در موافقت کرد.
✅ بیش از یک ماه از اندازهگیری گذشت و دری که قرار بود ظرف ده روز کاری ساخته و تحویل شود، یک ماه ساختش به طول انجامید. در موعود بالاخره چند روز قبل از راه رسید. همسرم موقع اندازهگیری تأکید کرده بود که اندازههای در بزرگتر از در فعلی باشد تا مبادله هوا و ورود گرد و خاک کنترل شود.
✅ تیم نصّابها امروز آمدند تا در را نصب کنند. متر اندازهگیری را که به کار بستند، تازه معلوم شد دو سانتیمتر از طول و یک سانتیمتر در عرض از در قبلی کوچکتر است. تازه معلوم شد آدمی که آمده بود اندازه بگیرد با چه دقتی اندازه گرفته است، یا کارخانه با چه دقت شاهکاری در را ساخته است.
✅ آنقدر فشار عصبی این یک ماه و نیم جدال با سازنده زیاد بود که ترجیح دادم برای دومین بار، در را به سازنده بازنگردانم و از نصابها خواستم به هر قیمتی شده در را نصب کنند. سرتیم نصابها به قول خودش پنجاه سال هنر نصب در را بهکار گرفت تا فقط زیر در فاصله یک و نیم سانتیمتری باقی بماند تا بشود آنرا با یک سنگ آستانه پر کرد. در نصب شده، اما به قول همسرم، یک بچهگربه راحت از زیر آن وارد میشود، گرد و خاک که جای خود دارد.
✅ نصّابها که رفتند فکر کردم حکایت «مِتر» کردن، معضل فراگیر جامعه ماست. «متر»کنها به اندازه کافی آموزش ندیدهاند، رویه روشنی هم برای کارشان ندارند، و ابزارشان هم ناقص است. این عارضه از در آپارتمان ما تا همه بنیانهای مملکت شایع است. «متر» کردن، نمادی از سنجش است؛ و ما در کشوری زندگی میکنیم که سنجشها مغشوش است.
✅ تورم، رشد اقتصادی و نرخ بیکاری با ابزارهای مختلف سنجیده میشوند، در کارآمدی سنجشگران و کفایت دادههایشان تردید هست، و آخر کار هر عددی اعلام میکنند محل مناقشه میشود. سنجش میزان بارش کشور، آورد سالیانه رودخانهها، آب موجود در تالابها، و هر آمار دیگری درباره آب این کشور نیز محل مناقشه است. آمار حاشیهنشینهای کشور از نه تا هیجده میلیون توسط مقامات رسمی ذکر شده است، بیآنکه مهم باشد کف و سقف این آمار صددرصد با هم تفاوت دارند.
✅ شباهت در آپارتمان ما و اوضاع سیاستگذاری در کشوری که در آن متر کردن با آموزش و مهارت اندک، رویههای نادرست، بیمسئولیتی در قبال سنجش، و ابزارهای ناقص صورت بگیرد، این است که هر دو درز دارند. در خانه ما هم باید با یک سنگ آستانه، وصله پینه شود تا جلوی سرما و گرد و خاک را بگیرد؛ در سیاستهایی هم که با سنجشهای غیرقابل اعتماد وضع میشوند، درز دارد و عاقبتشان وصله و پینههای سیاستی است.
✅ مملکت و دولت مدرن از وقتی آغاز میشود که ظرفیت «متر» کردن و سنجیدن بهبود یابد. یک راه اصلاح امور مملکت آن است که به عوض صرف کردن پولهای کلان برای انجام اقداماتی مبتنی بر سنجشهای نامعتبر، پولهای بسیار کمتری را صرف ساختن مترها و سنجشهای کاملاً معتبر کنیم. ما تا وقتی اندر خم متر کردنیم، جایی درخور در دنیای مدرن نخواهیم داشت.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
(محمد فاضلی)
✅ یکماه و نیم قبل برای در ورودی آپارتمانمان یک در چوبی جدید سفارش دادیم. سه چهار روز تلفنی با نصّاب شرکت سازنده در صحبت میکردم تا بالاخره بعد از کلی بدقولی آمد تا در را اندازه بگیرد. سی هزار تومان هم بابت این کار چند دقیقهای گرفت. در قبلی آپارتمان کهنه شده و از بالا و پایین آن که درز داشت، هوای سرد و گرد و خاک وارد میشد و به همین دلیل صاحبخانه با تعویض در موافقت کرد.
✅ بیش از یک ماه از اندازهگیری گذشت و دری که قرار بود ظرف ده روز کاری ساخته و تحویل شود، یک ماه ساختش به طول انجامید. در موعود بالاخره چند روز قبل از راه رسید. همسرم موقع اندازهگیری تأکید کرده بود که اندازههای در بزرگتر از در فعلی باشد تا مبادله هوا و ورود گرد و خاک کنترل شود.
✅ تیم نصّابها امروز آمدند تا در را نصب کنند. متر اندازهگیری را که به کار بستند، تازه معلوم شد دو سانتیمتر از طول و یک سانتیمتر در عرض از در قبلی کوچکتر است. تازه معلوم شد آدمی که آمده بود اندازه بگیرد با چه دقتی اندازه گرفته است، یا کارخانه با چه دقت شاهکاری در را ساخته است.
✅ آنقدر فشار عصبی این یک ماه و نیم جدال با سازنده زیاد بود که ترجیح دادم برای دومین بار، در را به سازنده بازنگردانم و از نصابها خواستم به هر قیمتی شده در را نصب کنند. سرتیم نصابها به قول خودش پنجاه سال هنر نصب در را بهکار گرفت تا فقط زیر در فاصله یک و نیم سانتیمتری باقی بماند تا بشود آنرا با یک سنگ آستانه پر کرد. در نصب شده، اما به قول همسرم، یک بچهگربه راحت از زیر آن وارد میشود، گرد و خاک که جای خود دارد.
✅ نصّابها که رفتند فکر کردم حکایت «مِتر» کردن، معضل فراگیر جامعه ماست. «متر»کنها به اندازه کافی آموزش ندیدهاند، رویه روشنی هم برای کارشان ندارند، و ابزارشان هم ناقص است. این عارضه از در آپارتمان ما تا همه بنیانهای مملکت شایع است. «متر» کردن، نمادی از سنجش است؛ و ما در کشوری زندگی میکنیم که سنجشها مغشوش است.
✅ تورم، رشد اقتصادی و نرخ بیکاری با ابزارهای مختلف سنجیده میشوند، در کارآمدی سنجشگران و کفایت دادههایشان تردید هست، و آخر کار هر عددی اعلام میکنند محل مناقشه میشود. سنجش میزان بارش کشور، آورد سالیانه رودخانهها، آب موجود در تالابها، و هر آمار دیگری درباره آب این کشور نیز محل مناقشه است. آمار حاشیهنشینهای کشور از نه تا هیجده میلیون توسط مقامات رسمی ذکر شده است، بیآنکه مهم باشد کف و سقف این آمار صددرصد با هم تفاوت دارند.
✅ شباهت در آپارتمان ما و اوضاع سیاستگذاری در کشوری که در آن متر کردن با آموزش و مهارت اندک، رویههای نادرست، بیمسئولیتی در قبال سنجش، و ابزارهای ناقص صورت بگیرد، این است که هر دو درز دارند. در خانه ما هم باید با یک سنگ آستانه، وصله پینه شود تا جلوی سرما و گرد و خاک را بگیرد؛ در سیاستهایی هم که با سنجشهای غیرقابل اعتماد وضع میشوند، درز دارد و عاقبتشان وصله و پینههای سیاستی است.
✅ مملکت و دولت مدرن از وقتی آغاز میشود که ظرفیت «متر» کردن و سنجیدن بهبود یابد. یک راه اصلاح امور مملکت آن است که به عوض صرف کردن پولهای کلان برای انجام اقداماتی مبتنی بر سنجشهای نامعتبر، پولهای بسیار کمتری را صرف ساختن مترها و سنجشهای کاملاً معتبر کنیم. ما تا وقتی اندر خم متر کردنیم، جایی درخور در دنیای مدرن نخواهیم داشت.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
👆من هم مشابه این اتفاقی که برای دکتر فاضلی افتاده را بارها در حوزههای مختلف دیدهام و به همین سبب با این نوشته بسیار همدلم.
🌀 ما تا وقتی اندر خم مترکردن هستیم، جایگاهی درخور در دنیای مدرن نخواهیم داشت.
🌀 ما تا وقتی اندر خم مترکردن هستیم، جایگاهی درخور در دنیای مدرن نخواهیم داشت.
Forwarded from Systems Thinking (Hossein Tohidi)
⛑ ما و سبک مواجههمان با حوادث
#رویدادمداری
#مدیریت_فعالانه در برابر #مدیریت_واکنشی
شوربختانه باز هم زلزلهای گوشهای از این سرزمین را لرزاند و تعدادی از ما را داغدار کرد و تقریباً همهمان را ناراحت.
فراوانی واکنشهای نوعدوستانه در شبکههای اجتماعی و جمعآوری کمکهای کالایی و نقدی اینبار هم ستودنی است؛ واکنشهایی که نشانهای از حساسیت انسانی و #همبستگی_اجتماعی ماست.
اما کاش در پس یکی از این حوادث واقعاً به خودمان میآمدیم و به نوعی دیگر عمل میکردیم و عزممان را برای طراحی ساختارهایی مقاوم در برابر حوادث (بهمنظور کاهش آسیبها) و تقویت نهادهای پشتیبان و خدمترسان در هنگام حادثه (بهمنظور افزایش کارایی و کارآمدی مدیریت بحران) جزم میکردیم؛ ساختارهایی که به پشتوانهٔ آنها بتوانیم شبها با دلهرهای کمتر سر بر بالین بگذاریم.
میشود همت کنیم و کمکم یاد بگیریم که سبک مواجههمان با رویدادها #واکنشی نباشد. میتوان سبک مدیریتی #فعالانه را بهتدریج جایگزین سبک موجود کرد؛ سبکی که در آن، واقعه، قبل از وقوع علاج میشود.
@systemsthinking
#رویدادمداری
#مدیریت_فعالانه در برابر #مدیریت_واکنشی
شوربختانه باز هم زلزلهای گوشهای از این سرزمین را لرزاند و تعدادی از ما را داغدار کرد و تقریباً همهمان را ناراحت.
فراوانی واکنشهای نوعدوستانه در شبکههای اجتماعی و جمعآوری کمکهای کالایی و نقدی اینبار هم ستودنی است؛ واکنشهایی که نشانهای از حساسیت انسانی و #همبستگی_اجتماعی ماست.
اما کاش در پس یکی از این حوادث واقعاً به خودمان میآمدیم و به نوعی دیگر عمل میکردیم و عزممان را برای طراحی ساختارهایی مقاوم در برابر حوادث (بهمنظور کاهش آسیبها) و تقویت نهادهای پشتیبان و خدمترسان در هنگام حادثه (بهمنظور افزایش کارایی و کارآمدی مدیریت بحران) جزم میکردیم؛ ساختارهایی که به پشتوانهٔ آنها بتوانیم شبها با دلهرهای کمتر سر بر بالین بگذاریم.
میشود همت کنیم و کمکم یاد بگیریم که سبک مواجههمان با رویدادها #واکنشی نباشد. میتوان سبک مدیریتی #فعالانه را بهتدریج جایگزین سبک موجود کرد؛ سبکی که در آن، واقعه، قبل از وقوع علاج میشود.
@systemsthinking
🚌 سهصد و سه نام دیگر اتوبوس در افغانستان است و من خوشحالم که شما سیصد و سه نفر مسافران اتوبوس #مستشار هستید!
«میرویم به سمت اتوبوسها. مسیر حدود چهارصد کیلومتر است و به حساب من در بدبینانهترین حالت، هفت ساعت طول میکشد. پس خیلی نباید نگران نوع اتوبوس شد. با این همه از فردین میپرسم: نمیتوانیم بهجز سهصد و سه با چیز دیگری برویم؟
- چرا، کرولا هم هست. از این موترهای خُرد. اما شبانه خیلی امنیت ندارند، تند میروند و بیقاعده. بٙلا سراغ سهصد و سه نمیآید.
- آخر سهصد و سه کمی قدیمی است.
- نه، سهصد و سه، همهجور داریم. سهصد و سهٔ ولوو! سهصد و سهٔ بنزِ جدید. نگاه کن!
نگاه میکنم و تازه متوجه میشوم که سهصد و سه یعنی #اتوبوس! چون اولین سری اتوبوسهایی که وارد افغانستان شده است، بنزِ سیصد و سه بوده، همهٔ اتوبوسها را به همین نام میخوانند. یعنی اسمِ خاصِ جنس بهجای اسمِ نوع نشسته است. شبیه کلینکسِ خودمان بهجای دستمال، یا ریکا بهجای مایع ظرفشویی.»
📘 بخشی از کتاب خوشخوان و دوستداشتنی #جانستان_کابلستان، نوشتهٔ رضا امیرخانی
@mostashaar
«میرویم به سمت اتوبوسها. مسیر حدود چهارصد کیلومتر است و به حساب من در بدبینانهترین حالت، هفت ساعت طول میکشد. پس خیلی نباید نگران نوع اتوبوس شد. با این همه از فردین میپرسم: نمیتوانیم بهجز سهصد و سه با چیز دیگری برویم؟
- چرا، کرولا هم هست. از این موترهای خُرد. اما شبانه خیلی امنیت ندارند، تند میروند و بیقاعده. بٙلا سراغ سهصد و سه نمیآید.
- آخر سهصد و سه کمی قدیمی است.
- نه، سهصد و سه، همهجور داریم. سهصد و سهٔ ولوو! سهصد و سهٔ بنزِ جدید. نگاه کن!
نگاه میکنم و تازه متوجه میشوم که سهصد و سه یعنی #اتوبوس! چون اولین سری اتوبوسهایی که وارد افغانستان شده است، بنزِ سیصد و سه بوده، همهٔ اتوبوسها را به همین نام میخوانند. یعنی اسمِ خاصِ جنس بهجای اسمِ نوع نشسته است. شبیه کلینکسِ خودمان بهجای دستمال، یا ریکا بهجای مایع ظرفشویی.»
📘 بخشی از کتاب خوشخوان و دوستداشتنی #جانستان_کابلستان، نوشتهٔ رضا امیرخانی
@mostashaar
Forwarded from چشموچراغ
✍🏼 رویداد زبانی سوم آذر
روز تخفیفهای بزرگ نزدیک میشد. «بلکفرایدی» گنگ و ثقیل بود و «جمعهٔ سیاه» یادآور خاطرهای غمناک و ماندگار در ذهن ایرانیها. چراغ اول را شرکتی روشن کرد که هوشمندانه واژه ساخت و با کلمهٔ ادغامشدهٔ «حراجمعه» نگاهها را به خود جلب کرد. شرکتهای دیگر هم به حرکت افتادند. برخی، با استفاده از همین واژه، آن را از تملک شرکت مبتکر بهدرآوردند. برخی دیگر خلاقیت خود را بهکار انداختند و «سور جمعه» و «سیاجمعه» و حتی عبارت «جمعهبهخرید» به میدان آمد.
گروهی جمعه را رنگی دیگر زدند و «جمعهٔ آبی» و «جمعهٔ صورتی» رونمایی شد.
آنچه بر صحنهٔ تبلیغات سوم آذر امسال گذشت، رویداد زبانیِ مبتکرانه و جالبتوجهی به دست کسانی بود که با شناخت مخاطب خود، نقش زبان فارسی را در تبلیغات پررنگتر کردند.
#واژهشناسی
@cheshmocheragh
روز تخفیفهای بزرگ نزدیک میشد. «بلکفرایدی» گنگ و ثقیل بود و «جمعهٔ سیاه» یادآور خاطرهای غمناک و ماندگار در ذهن ایرانیها. چراغ اول را شرکتی روشن کرد که هوشمندانه واژه ساخت و با کلمهٔ ادغامشدهٔ «حراجمعه» نگاهها را به خود جلب کرد. شرکتهای دیگر هم به حرکت افتادند. برخی، با استفاده از همین واژه، آن را از تملک شرکت مبتکر بهدرآوردند. برخی دیگر خلاقیت خود را بهکار انداختند و «سور جمعه» و «سیاجمعه» و حتی عبارت «جمعهبهخرید» به میدان آمد.
گروهی جمعه را رنگی دیگر زدند و «جمعهٔ آبی» و «جمعهٔ صورتی» رونمایی شد.
آنچه بر صحنهٔ تبلیغات سوم آذر امسال گذشت، رویداد زبانیِ مبتکرانه و جالبتوجهی به دست کسانی بود که با شناخت مخاطب خود، نقش زبان فارسی را در تبلیغات پررنگتر کردند.
#واژهشناسی
@cheshmocheragh
Forwarded from انجمن ایرانی اخلاق
کنگرۀ بینالمللی اخلاق در علوم و فناوری
دوشنبه ۱۳ آذر تا پنجشنبه ۱۶ آذر
ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۵:۳۰ عصر
تهران، کتابخانۀ ملی، مرکز همایشها
@ethicscongress
دوشنبه ۱۳ آذر تا پنجشنبه ۱۶ آذر
ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۵:۳۰ عصر
تهران، کتابخانۀ ملی، مرکز همایشها
@ethicscongress
💠 کنگرهٔ #اخلاق از فردا در تهران آغاز میشود و چهار روز ادامه مییابد. انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری سخنرانیها و نشستهای متعددی را در قالب این کنگره تدارک دیده است.
من امیدوارم هر چهار روز بتوانم در این کنگره حضور داشته باشم.
از شما هم دعوت میکنم اگر دغدغهٔ اخلاق دارید، متناسب با سؤالات و چالشهای ذهنی خود در نشستها و سخنرانیهای این رویداد حاضر شوید.
👆برنامهٔ دقیق کنگره را میتوانید در کانال کنگره پیگیری کنید.
@mostashaar
من امیدوارم هر چهار روز بتوانم در این کنگره حضور داشته باشم.
از شما هم دعوت میکنم اگر دغدغهٔ اخلاق دارید، متناسب با سؤالات و چالشهای ذهنی خود در نشستها و سخنرانیهای این رویداد حاضر شوید.
👆برنامهٔ دقیق کنگره را میتوانید در کانال کنگره پیگیری کنید.
@mostashaar