Forwarded from خشتِ خام | حسین دهباشی (تاریخ آنلاین)
امشب سپهبد خلبان امیرحسین ربیعی (فرمانده نیروی هوایی) مخفیانه با رهبران انقلابیون دیدار و اعلام وفاداری میکند. او در ۲۱فروردین ۱۳۵۸ -به همراه فرماندهانی از قوای مسلح که مانند وی اعلامیه بیطرفی ارتش را امضا و مانع سرکوب نظامی شده بودند- به حکم صادق خلخالی اعدام میشود!
۱۰بهمن۵۷
Channel | @iranoralhistory
Channel | @tarikhonline
۱۰بهمن۵۷
Channel | @iranoralhistory
Channel | @tarikhonline
👨💼👩💼 عباراتی که از مدیران #کاربلد و دوستداشتنی میشنوید:
- من چطوری میتونم کمکت کنم؟
- تو چی فکر میکنی؟
- کار تو مهم و ارزشمنده.
- من که از تو و تیممون مطمئنم.
- تعهدت ارجنهادنیه.
- مرسی از اینکه به کارِت دل دادی.
- من اشتباه کردم، معذرت میخوام.
- حواسم به مسیر شغلیت هست.
- همه چی برات مُهیا بوده؟
#مدیر_خوب
@mostashaar
- من چطوری میتونم کمکت کنم؟
- تو چی فکر میکنی؟
- کار تو مهم و ارزشمنده.
- من که از تو و تیممون مطمئنم.
- تعهدت ارجنهادنیه.
- مرسی از اینکه به کارِت دل دادی.
- من اشتباه کردم، معذرت میخوام.
- حواسم به مسیر شغلیت هست.
- همه چی برات مُهیا بوده؟
#مدیر_خوب
@mostashaar
Forwarded from Ali Abdi
چرا مرگ ترس ندارد؟
به نظرم میرسد که ما در لحظهی تولد «به دنیا» نمیآییم. ما «از دنیا» میآییم. درست همانطور که موج از اقیانوس میآید. ما تجلی جهان هستی هستیم همانطور که موج تجلی اقیانوس است. این چند وقتی که موج سرپاست - این چند وقتی که ما به هیأت انسان هستیم - به نسبت عمر اقیانوس کوتاه است. بسیار کوتاه. سرپاماندنِ موج دائمی نیست. همهی موجها موقتیاند. تمام میشوند الآن؛ یا لحظهی بعد. اما تمام شدنِ موج به معنیِ نیستیِ موج نیست. مرگ ما خبر از نیستیِ ما نمیدهد. موج که تمام میشود دوباره برمیگردد به اقیانوس. موج از اقیانوس آمدهاست، از جنس اقیانوس است و به آن برمیگردد. ما از جهان هستی آمدهایم و به آن برمیگردیم. ما هیچگاه متولد نشدهایم که روزی بمیریم. ما همیشه بودهایم. از آغاز جهان هستی بودهایم. در پیدایش منظومهی شمسی حضور داشتهایم. و در پیدایش کرهی زمین. و در آغاز حیات. خوشاقبال هستیم که این روزها این شکل از بودن را - در هیأت انسانی که به آگاهی خود آگاه است - تجربه میکنیم. میتوانستیم به هیأت بز کوهی باشیم. یا به هیأت باد. یا به هیأت سنگفرش پیادهرو. اما به هیأت انسانایم. تجربهی شگفتانگیزی است. شاید خرسهای قطبی هم همینقدر شگفتزده باشند. یا سنگهای کوه دماوند. فقط یادمان نرود که همه چیز در جهان هستی موقتی است. هیچ چیزی دائمی نیست. هیچ چیز. بدن ما مدام در حال تغییر است. احساسات و افکار ما. شخصیت و باورهای ما. از همین روست که ما در هر لجظه میمیریم و متولد میشویم. آن آدمِ لحظهی پیش در هر لحظه میمیرد و آدم تازهای متولد میشود. پس ما در هر لحظه مرگ را تمرین میکنیم. مرگِ ما به معنی نیستیِ ما نیست. مرگ، در پایانِ آنچه «زندگی» مینامیم، ادامهی وجود به شکلی دیگر است. مثلا به شکل خاک. یا گندم. یا نان. پس از مرگ، تنها تجلیِ بیرونیِ وجود است که تغییر میکند. موج که تمام شد برمیگردد به اقیانوس. از آنجا دیگر قابل تفکیک با اقیانوس نیست. از همین روست که میشود آدمِ مرده را در صدای زایندهرود اصفهان شنید. یا در چهارراهِ پلسرخ کابل تماشا کرد. یا در شیرینی انارهای قندهار چشید. مرگ مثل این است که بخوابیم و دیگر بیدار نشویم؛ درست مثل زمانی که هنوز متولد نشدهبودیم؛ زمانی که هنوز موج نشدهبودیم در اقیانوس. اگر اینطور به مرگ نگاه کنیم احتمالا دیگر از آن نمیترسیم. احتمالا شکل نگاهمان به زندگی نیز تغییر کند.
(عکس از امروز است؛ ساحل اقیانوس آرام.)
https://www.instagram.com/p/BtVWSgoHbX4/
@AliAbdiTelegram
به نظرم میرسد که ما در لحظهی تولد «به دنیا» نمیآییم. ما «از دنیا» میآییم. درست همانطور که موج از اقیانوس میآید. ما تجلی جهان هستی هستیم همانطور که موج تجلی اقیانوس است. این چند وقتی که موج سرپاست - این چند وقتی که ما به هیأت انسان هستیم - به نسبت عمر اقیانوس کوتاه است. بسیار کوتاه. سرپاماندنِ موج دائمی نیست. همهی موجها موقتیاند. تمام میشوند الآن؛ یا لحظهی بعد. اما تمام شدنِ موج به معنیِ نیستیِ موج نیست. مرگ ما خبر از نیستیِ ما نمیدهد. موج که تمام میشود دوباره برمیگردد به اقیانوس. موج از اقیانوس آمدهاست، از جنس اقیانوس است و به آن برمیگردد. ما از جهان هستی آمدهایم و به آن برمیگردیم. ما هیچگاه متولد نشدهایم که روزی بمیریم. ما همیشه بودهایم. از آغاز جهان هستی بودهایم. در پیدایش منظومهی شمسی حضور داشتهایم. و در پیدایش کرهی زمین. و در آغاز حیات. خوشاقبال هستیم که این روزها این شکل از بودن را - در هیأت انسانی که به آگاهی خود آگاه است - تجربه میکنیم. میتوانستیم به هیأت بز کوهی باشیم. یا به هیأت باد. یا به هیأت سنگفرش پیادهرو. اما به هیأت انسانایم. تجربهی شگفتانگیزی است. شاید خرسهای قطبی هم همینقدر شگفتزده باشند. یا سنگهای کوه دماوند. فقط یادمان نرود که همه چیز در جهان هستی موقتی است. هیچ چیزی دائمی نیست. هیچ چیز. بدن ما مدام در حال تغییر است. احساسات و افکار ما. شخصیت و باورهای ما. از همین روست که ما در هر لجظه میمیریم و متولد میشویم. آن آدمِ لحظهی پیش در هر لحظه میمیرد و آدم تازهای متولد میشود. پس ما در هر لحظه مرگ را تمرین میکنیم. مرگِ ما به معنی نیستیِ ما نیست. مرگ، در پایانِ آنچه «زندگی» مینامیم، ادامهی وجود به شکلی دیگر است. مثلا به شکل خاک. یا گندم. یا نان. پس از مرگ، تنها تجلیِ بیرونیِ وجود است که تغییر میکند. موج که تمام شد برمیگردد به اقیانوس. از آنجا دیگر قابل تفکیک با اقیانوس نیست. از همین روست که میشود آدمِ مرده را در صدای زایندهرود اصفهان شنید. یا در چهارراهِ پلسرخ کابل تماشا کرد. یا در شیرینی انارهای قندهار چشید. مرگ مثل این است که بخوابیم و دیگر بیدار نشویم؛ درست مثل زمانی که هنوز متولد نشدهبودیم؛ زمانی که هنوز موج نشدهبودیم در اقیانوس. اگر اینطور به مرگ نگاه کنیم احتمالا دیگر از آن نمیترسیم. احتمالا شکل نگاهمان به زندگی نیز تغییر کند.
(عکس از امروز است؛ ساحل اقیانوس آرام.)
https://www.instagram.com/p/BtVWSgoHbX4/
@AliAbdiTelegram
#حل_مسئله
تاکسی ونک-نوبنیاد
کرایه ۳۶۵۰
دو نفر غیر از من سوار شده بودند.
منتظر نفر چهارم بودیم. من کمی عجله داشتم. یعنی زود رسیدن به مقصد برایم مطلوبیت داشت.
پیشنهاد دادم: شما موافقید که هر کدام نفری ۵۰۰۰ تومان بدهیم و راننده حرکت کند؟
هر دو نفر: بله. بله.
من: 😊🤓
به همین سادگی میتوان موقعیتهای برد-برد خلق کرد.
@mostashaar
تاکسی ونک-نوبنیاد
کرایه ۳۶۵۰
دو نفر غیر از من سوار شده بودند.
منتظر نفر چهارم بودیم. من کمی عجله داشتم. یعنی زود رسیدن به مقصد برایم مطلوبیت داشت.
پیشنهاد دادم: شما موافقید که هر کدام نفری ۵۰۰۰ تومان بدهیم و راننده حرکت کند؟
هر دو نفر: بله. بله.
من: 😊🤓
به همین سادگی میتوان موقعیتهای برد-برد خلق کرد.
@mostashaar
🤔 دوستانی اشاره کردهاند که این ماجرا بازنده هم داشته. شما هم اینطوری فکر میکنید؟
🗳 به نظر شما آیا نفر چهارم حقی داشته که با این تصمیم، آن حق ضایع شده است؟
anonymous poll
خیر – 41
👍👍👍👍👍👍👍 82%
بله – 9
👍👍 18%
👥 50 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
خیر – 41
👍👍👍👍👍👍👍 82%
بله – 9
👍👍 18%
👥 50 people voted so far. Poll closed.
Forwarded from ویراستاران
حسین توحیدی تحلیلگر و مشاور کسبوکار و دانشآموختهٔ دانشگاه شریف است. چند سال پیش، با او در کارگاه ویرایش و درستنویسی آشنا شدیم. دغدغهدارِ زبان است و در مسئولیتپذیری بنگاههای اقتصادی، توجه به زبان فارسی را نیز ملاک میداند. نوشتهای از او بخوانید و پیِ برچسب #بیگانهدوستی را در کانال «ویراستاران» بگیرید:
Forwarded from مدرسهٔ بنگاههای مسئولیتپذیر
🥧 کینککیک گرجی یا شاهکیک فارسی
بیسکویت گرجی دو هفتهای است که تبلیغات دامنهداری را در رادیو و تلویزیون آغاز کرده است. این تبلیغات برای محصول جدید این شرکت یعنی «کینگکیک» طراحی شده است؛ نامی کاملاً خارجی.
طبق قانون «ممنوعیت بهکارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه»، تولیدکنندگان داخلی اجازه ندارند از اسامی بیگانه برای محصولاتشان استفاده کنند. این قانون در سال ۷۵ و بهمنظور صیانت از زبان #فارسی وضع شده است. با این حال سالهاست که کسبوکارها بیتوجه به این قانون نامهایی خارجی بر محصولاتشان میگذارند. آیسپک، اٙوه، مرسی، اویلا، فامیلا، هومکر، دسینی و... نمونههایی از این نامهایند.
معمولاً علت انتخاب این نامها تداعی خارجیبودن و در نتیجه باکیفیتبودن در ذهن مشتری است. تداعیای که حظی از #فریب در خود دارد.
یک #بنگاه_مسئولیتپذیر، ارزشهای جامعهای که در آن فعالیت میکند را ارج مینهد. یکی از ارزشهای ایرانزمین، زبان رایج مردمان آن، فارسی، است؛ زبانی که در طی قرنها دچار تلاطمهای گوناگونی شده و با تلاشهای بزرگانی چون #فردوسی زنده مانده است.
عملاً این نوع نامگذاریها فعالین فرهنگی و دغدغهمندان ایران را نگران میکند و این سؤال را پررنگ میکند که «آیا فروش بیشتر و کسب سود به هر قیمتی پذیرفتنی است؟»
#گرجی همان بنگاهی است که تبلیغات خلاقانهاش طی یکی دو سال گذشته در شبکههای اجتماعی توجه مخاطبین را به خود جلب کرده بود و تحسین فعالان عرصهٔ تبلیغات را برانگیخته بود.
انتظار میرود مدیران این بنگاه اصیل در استراتژی بازاریابی جدید خود بازنگری کرده و پس از این، دقت بیشتری در طراحی جزئیات کسبوکاری خود به خرج دهند.
🖌 #حسین_توحیدی، پژوهشگر و فعال حوزهٔ مشاوره مدیریت
✅ @RESchool
بیسکویت گرجی دو هفتهای است که تبلیغات دامنهداری را در رادیو و تلویزیون آغاز کرده است. این تبلیغات برای محصول جدید این شرکت یعنی «کینگکیک» طراحی شده است؛ نامی کاملاً خارجی.
طبق قانون «ممنوعیت بهکارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه»، تولیدکنندگان داخلی اجازه ندارند از اسامی بیگانه برای محصولاتشان استفاده کنند. این قانون در سال ۷۵ و بهمنظور صیانت از زبان #فارسی وضع شده است. با این حال سالهاست که کسبوکارها بیتوجه به این قانون نامهایی خارجی بر محصولاتشان میگذارند. آیسپک، اٙوه، مرسی، اویلا، فامیلا، هومکر، دسینی و... نمونههایی از این نامهایند.
معمولاً علت انتخاب این نامها تداعی خارجیبودن و در نتیجه باکیفیتبودن در ذهن مشتری است. تداعیای که حظی از #فریب در خود دارد.
یک #بنگاه_مسئولیتپذیر، ارزشهای جامعهای که در آن فعالیت میکند را ارج مینهد. یکی از ارزشهای ایرانزمین، زبان رایج مردمان آن، فارسی، است؛ زبانی که در طی قرنها دچار تلاطمهای گوناگونی شده و با تلاشهای بزرگانی چون #فردوسی زنده مانده است.
عملاً این نوع نامگذاریها فعالین فرهنگی و دغدغهمندان ایران را نگران میکند و این سؤال را پررنگ میکند که «آیا فروش بیشتر و کسب سود به هر قیمتی پذیرفتنی است؟»
#گرجی همان بنگاهی است که تبلیغات خلاقانهاش طی یکی دو سال گذشته در شبکههای اجتماعی توجه مخاطبین را به خود جلب کرده بود و تحسین فعالان عرصهٔ تبلیغات را برانگیخته بود.
انتظار میرود مدیران این بنگاه اصیل در استراتژی بازاریابی جدید خود بازنگری کرده و پس از این، دقت بیشتری در طراحی جزئیات کسبوکاری خود به خرج دهند.
🖌 #حسین_توحیدی، پژوهشگر و فعال حوزهٔ مشاوره مدیریت
✅ @RESchool
Forwarded from مرتضی و زندگی (Morteza Kazemi)
✅ هزینهٔ سفر درونی
☑️ سفر چهار روزه به یکی از کشورهای اطراف مثلاً ترکیه یا امارات چقدر هزینه دارد؟ سه چهار میلیون تومان؟
☑️ بیست سی جلسه مراجعه به یک مشاور یا روانتحلیلگر تقریباً همین مقدار هزینه دارد؛ حدود سه چهار میلیون تومان.
☑️ حدس میزنم برای خیلی از ما هزینه کردن برای سفرهای سه چهار روزهی بیرونی خیلی راحتتر از هزینه کردن برای سفرهای درونی است.
☑️ سفرهای تفریحی بعضاً ناشی از مقاومتهای روانی برای فرار به جلو است. مقاومتهایی برای مواجه نشدن با خود، برای فرار از خود و برای حواسپرتیهایی که خودم را نبینم. همین خودی که بعضاً یقهاش را میگیریم اما لمسش نمیکنیم. ترس از مواجه شدن با خود بهانههای زیادی جور میکند. "پول ندارم" یکی از مهمترین بهانههایی است که بعضاً به عنوان مقاومتی عقلانی برای مواجه نشدن با خود انتخاب میکنیم.
🔘
☑️ سفر چهار روزه به یکی از کشورهای اطراف مثلاً ترکیه یا امارات چقدر هزینه دارد؟ سه چهار میلیون تومان؟
☑️ بیست سی جلسه مراجعه به یک مشاور یا روانتحلیلگر تقریباً همین مقدار هزینه دارد؛ حدود سه چهار میلیون تومان.
☑️ حدس میزنم برای خیلی از ما هزینه کردن برای سفرهای سه چهار روزهی بیرونی خیلی راحتتر از هزینه کردن برای سفرهای درونی است.
☑️ سفرهای تفریحی بعضاً ناشی از مقاومتهای روانی برای فرار به جلو است. مقاومتهایی برای مواجه نشدن با خود، برای فرار از خود و برای حواسپرتیهایی که خودم را نبینم. همین خودی که بعضاً یقهاش را میگیریم اما لمسش نمیکنیم. ترس از مواجه شدن با خود بهانههای زیادی جور میکند. "پول ندارم" یکی از مهمترین بهانههایی است که بعضاً به عنوان مقاومتی عقلانی برای مواجه نشدن با خود انتخاب میکنیم.
🔘
👆 تلنگری از دکتر مرتضی کاظمی
توجه دادن به مفهوم «سفر به درون» در مقابل سفرهای تفریحی یا همان «سفر در بیرون»
توجه دادن به مفهوم «سفر به درون» در مقابل سفرهای تفریحی یا همان «سفر در بیرون»
🤔 آیا احمدینژاد دیگری در راه است؟ شاید!
اخیراً در اینستاگرام سخنرانیهایش دست به دست میشود؛ سخنرانیهایی پرشور و مردمپسند؛ سخنرانیهایی در مقام اپوزوسیونِ همه چیز.
سهشنبه شب به جمع گفتوشنود اقتصادی آمده بود. صحبتهایش آکنده از #مغالطه بود. بسیار احساسی و پرشور سخن میگفت. بهطوری که در پنج دقیقه مدار منطقیتان میسوخت و احساسات شما به غلیان درمیآمد. ایدهها و باورهای تمامیتخواهانه و کنترلگرانهٔ ترسناکی داشت. متزلزل و مضطرب هم بود البته.
هر چند فعلاً خیلی کوچکتر از آن است که در قامت رئیسجمهور بنشیند و پشتوانهٔ سیاسی لازم برای رسیدن به این جایگاه را هم ندارد، اما #تبعیض نظام آموزشی آنقدر سوراخ دعای خوبی هست که بتواند او را به مقصودش برساند.
من واقعاً از این #پدیده ترسیدهام. امیدوارم #مجید_حسینی ها نرم و نرمتر شوند و البته کم و کمتر. چرا که خطرهای جدیای برای #صلح در سرزمینمان هستند و تهدیدی برای سرنوشت جمعی ما.
@mostashaar
اخیراً در اینستاگرام سخنرانیهایش دست به دست میشود؛ سخنرانیهایی پرشور و مردمپسند؛ سخنرانیهایی در مقام اپوزوسیونِ همه چیز.
سهشنبه شب به جمع گفتوشنود اقتصادی آمده بود. صحبتهایش آکنده از #مغالطه بود. بسیار احساسی و پرشور سخن میگفت. بهطوری که در پنج دقیقه مدار منطقیتان میسوخت و احساسات شما به غلیان درمیآمد. ایدهها و باورهای تمامیتخواهانه و کنترلگرانهٔ ترسناکی داشت. متزلزل و مضطرب هم بود البته.
هر چند فعلاً خیلی کوچکتر از آن است که در قامت رئیسجمهور بنشیند و پشتوانهٔ سیاسی لازم برای رسیدن به این جایگاه را هم ندارد، اما #تبعیض نظام آموزشی آنقدر سوراخ دعای خوبی هست که بتواند او را به مقصودش برساند.
من واقعاً از این #پدیده ترسیدهام. امیدوارم #مجید_حسینی ها نرم و نرمتر شوند و البته کم و کمتر. چرا که خطرهای جدیای برای #صلح در سرزمینمان هستند و تهدیدی برای سرنوشت جمعی ما.
@mostashaar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جواد: شما کی میرسین؟
بابای مژگان: حدوداً ۲۴ ساعت بعد، حالا نیمساعت اینور اونور.
آقای نویسنده، شما در جابجاییهای روزمرهت توی تهران بازهٔ اطمینانی در حد نیم ساعت داری، نه در سفر از ایران به آمریکا!
🎞 برشی از سریال #بچه_مهندس و مفهوم #confidence_interval
بابای مژگان: حدوداً ۲۴ ساعت بعد، حالا نیمساعت اینور اونور.
آقای نویسنده، شما در جابجاییهای روزمرهت توی تهران بازهٔ اطمینانی در حد نیم ساعت داری، نه در سفر از ایران به آمریکا!
🎞 برشی از سریال #بچه_مهندس و مفهوم #confidence_interval
Forwarded from گفتارها - ا. منصوری
چهل سالگی انقلاب- 1397.pdf
381.4 KB
فایل pdf «تأملاتی در چهل سالگی یک انقلاب» - ا.منصوری
مجموعۀ 15 قسمت که پیش از این طی دی و بهمن 1397 در کانال تلگرامی «گفتار و...» منتشر شده بود.
@ardeshirmansouri
مجموعۀ 15 قسمت که پیش از این طی دی و بهمن 1397 در کانال تلگرامی «گفتار و...» منتشر شده بود.
@ardeshirmansouri
Forwarded from جریانـ
🔸نسبت ما با کیروش و خاتمی🔸
خبر اول: کارلوس کیروش سرمربی تیم ملی کلمبیا شد.
واقعیت اول: کلمبیا تیم دوازدهم ردهبندی فیفا است و بازیکنان آن در بهترین باشگاههای دنیا (بایرنمونیخ، یوونتوس، بارسلونا، اتلتیکومادرید، تاتنهام، ناپولی و موناکو) بازی میکنند.
حاشیه اول: تا همین چندی پیش بعضی فوتبالیستهای قدیمی و خبرنگاران اصرار داشتند که هیچ تیمی جز ایران خواهان کیروش نخواهد بود و خبر پیشنهاد کلمبیا به او، دروغ و صرفاً بازارگرمی اوست.
خبر دوم: در ردهبندی جدید فیفا، تیم ملی ایران با ۷ پله صعود در رتبه ۲۲ جهان قرار گرفت و جایگاه اول آسیا را برای پنجمین سال پیاپی حفظ کرد.
واقعیت دوم: سال ۲۰۱۱، پیش از حضور کیروش، تیم ملی ایران در رتبه ۴۶ جهان و ۴ آسیا قرار داشت.
حاشیه دوم: همان خبرنگاران و پیشکسوتان میگفتند دستاورد حضور کیروش برای فوتبال ایران «صفر» بوده است.
کارلوس کیروش و سیدمحمد خاتمی در دوران مسئولیت ۸ ساله خود چند شباهت مهم داشتند:
۱. با محبوبیت زیاد مردمی بر سر کار آمدند.
۲. به گواهی آمار و شاخصها، با وجود برخی اشتباهات، عملکردی قابل دفاع داشتند.
۳. حضور و محبوبیتشان، تهدیدی برای منافع برخی اشخاص و جریانات بود و همین امر، از آغاز موجی از حملات و کارشکنیهای متعدد را علیه هر دو رقم زد.
۴. با عملکرد مثبتشان، توقعات از آنها به تدریج افزایش پیدا کرد و از جایی به بعد در بررسی کارنامهشان، چهار شاخصه الف) وضعیت پیشین ب) واقعیتها و محدودیتها ج) موانع و کارشکنیها و د)دستاوردهای ملموس آنها، تا حدود زیادی نادیده انگاشته شد.
۵. با فراموشی شاخصههای فوق و نیز تخریبها و جوسازیهای مسموم افرادی که منافع شخصی خود را در خطر میدیدند، محبوبیت هر دو به تدریج در بخشهایی از جامعه با تهدیدها و تردیدهایی مواجه شد تا آنجا که برخی معترضانه و طلبکارانه گفتند: «خاتمی/کیروش هیچ کاری نکرد.»
۶. به تدریج در جامعه، فضایی دو قطبی در مورد هر دو شکل گرفت. شما یا شیفته خاتمی/کیروش و یا مخالف و دشمن او بودی. چنین فضای دوگانهای بیش از هرچیزی امکان ایستادن میان دو قطب و اتفاقاً نقد و بررسی اشتباهات آنها را سلب میکرد. حملات غرضآلود به آنها باعث میشد، طیفِ میانی بهجای طرح انتقادات و گشودن امکان پیشروی به جلو، بیش از هرچیز صرفاً وظیفه دفاع از خاتمی/کیروش و حفاظت از وضع موجود را برعهده بگیرد و پاسخ اتهاماتِ اغلب پوچ و توخالی را بدهد. اتهاماتی که سوار بر فضای احساسی پرتوقع و با تحریک احساسات و استفاده از رسانه صداوسیما، آزادیخواهی خاتمی را تهدیدی برای دین مردم معرفی میکرد و مدیریت یک خارجی بر تیم ملی را مغایر با غرور ملی مردم نشان میداد.
۷. مهمترین تفاوت این دو، شاید مهمترین خطای مشابهشان نیز بود: «نحوه برخورد با مخالفان»؛ خاتمی با کوتاه آمدن در مقابل اکثر کارشکنیها، اگرچه سعی در به دستآوردن رضایت همگان داشت اما عملاً برخی فرصتها و رضایت بخشی از حامیان خود را از دست داد. اما کیروش از جایی، با حمله به منتقدان، پافشاری بر رفتارش و دامن زدن به برخی اختلافات، خود از عوامل استمرار حواشی و فضای دوقطبی بود.
۸. نهایتاً فشارهای ناشی از جنگ روانی مخالفان و البته برخی ناکامیها و اشتباهات هر دو نفر باعث شد، مسیر اجرایی آنها عملاً نیمهکاره بماند. اگرچه گروه زیادی از حامیان -با وجود برخی انتقادات- همچنان واقعبینانه از آنها حمایت میکردند اما بخشی از جامعه نیز با فراموشی شرایط، محدودیتها و سنگاندازیها، به سادگی از هر دو عبور کردند.
۹. در اتصاف جامعه ایران به «نخبهکشی» نباید شتاب کرد اما عجالتاً افول پدیدههایی مانند خاتمی و کیروش را میتوان معلول «فرافکنی بار تمام خواستهها و رویاها به یک قهرمان بیرونی»، «تابآوریِ کم برای بهبود امور» و نیز «دوقطبی شدن فضا و انسداد زمینههای اندیشه، انتقاد، گفتوگو و رشد» دانست. افولی که به واسطه شتاب زیاد برای بهبود اوضاع و بدون لحاظ واقعیتها، فضا را برای ظهور مردمفریبانی با وعدههای رنگارنگ میگشاید.
۱۰. خاتمی در واپسین دیدار با دانشجویان در آذر ۱۳۸۳ در دانشگاه تهران، خطاب به معترضانی که او را به بیعملی متهم میکردند، گفت: «انشاءالله بعد از من کسانی خواهند آمد که عمل خواهند کرد و شما نتیجه اعمالشان را خواهید دید.» بعد از او کسانی آمدند و ما نتایج اعمالشان را تا سالها دیدیم. امیدوارم بعد از کیروش کسانی نیایند که نتایج اعمالشان را ببینیم و این چرخه دیگر تکرار نشود.
صفحه آخر «اعتماد»، ستون «جریان» - سهشنبه ۲۳ بهمنماه
https://news.1rj.ru/str/etemadpaper/1357
در «جریان» باشید.
@Jaryaann
خبر اول: کارلوس کیروش سرمربی تیم ملی کلمبیا شد.
واقعیت اول: کلمبیا تیم دوازدهم ردهبندی فیفا است و بازیکنان آن در بهترین باشگاههای دنیا (بایرنمونیخ، یوونتوس، بارسلونا، اتلتیکومادرید، تاتنهام، ناپولی و موناکو) بازی میکنند.
حاشیه اول: تا همین چندی پیش بعضی فوتبالیستهای قدیمی و خبرنگاران اصرار داشتند که هیچ تیمی جز ایران خواهان کیروش نخواهد بود و خبر پیشنهاد کلمبیا به او، دروغ و صرفاً بازارگرمی اوست.
خبر دوم: در ردهبندی جدید فیفا، تیم ملی ایران با ۷ پله صعود در رتبه ۲۲ جهان قرار گرفت و جایگاه اول آسیا را برای پنجمین سال پیاپی حفظ کرد.
واقعیت دوم: سال ۲۰۱۱، پیش از حضور کیروش، تیم ملی ایران در رتبه ۴۶ جهان و ۴ آسیا قرار داشت.
حاشیه دوم: همان خبرنگاران و پیشکسوتان میگفتند دستاورد حضور کیروش برای فوتبال ایران «صفر» بوده است.
کارلوس کیروش و سیدمحمد خاتمی در دوران مسئولیت ۸ ساله خود چند شباهت مهم داشتند:
۱. با محبوبیت زیاد مردمی بر سر کار آمدند.
۲. به گواهی آمار و شاخصها، با وجود برخی اشتباهات، عملکردی قابل دفاع داشتند.
۳. حضور و محبوبیتشان، تهدیدی برای منافع برخی اشخاص و جریانات بود و همین امر، از آغاز موجی از حملات و کارشکنیهای متعدد را علیه هر دو رقم زد.
۴. با عملکرد مثبتشان، توقعات از آنها به تدریج افزایش پیدا کرد و از جایی به بعد در بررسی کارنامهشان، چهار شاخصه الف) وضعیت پیشین ب) واقعیتها و محدودیتها ج) موانع و کارشکنیها و د)دستاوردهای ملموس آنها، تا حدود زیادی نادیده انگاشته شد.
۵. با فراموشی شاخصههای فوق و نیز تخریبها و جوسازیهای مسموم افرادی که منافع شخصی خود را در خطر میدیدند، محبوبیت هر دو به تدریج در بخشهایی از جامعه با تهدیدها و تردیدهایی مواجه شد تا آنجا که برخی معترضانه و طلبکارانه گفتند: «خاتمی/کیروش هیچ کاری نکرد.»
۶. به تدریج در جامعه، فضایی دو قطبی در مورد هر دو شکل گرفت. شما یا شیفته خاتمی/کیروش و یا مخالف و دشمن او بودی. چنین فضای دوگانهای بیش از هرچیزی امکان ایستادن میان دو قطب و اتفاقاً نقد و بررسی اشتباهات آنها را سلب میکرد. حملات غرضآلود به آنها باعث میشد، طیفِ میانی بهجای طرح انتقادات و گشودن امکان پیشروی به جلو، بیش از هرچیز صرفاً وظیفه دفاع از خاتمی/کیروش و حفاظت از وضع موجود را برعهده بگیرد و پاسخ اتهاماتِ اغلب پوچ و توخالی را بدهد. اتهاماتی که سوار بر فضای احساسی پرتوقع و با تحریک احساسات و استفاده از رسانه صداوسیما، آزادیخواهی خاتمی را تهدیدی برای دین مردم معرفی میکرد و مدیریت یک خارجی بر تیم ملی را مغایر با غرور ملی مردم نشان میداد.
۷. مهمترین تفاوت این دو، شاید مهمترین خطای مشابهشان نیز بود: «نحوه برخورد با مخالفان»؛ خاتمی با کوتاه آمدن در مقابل اکثر کارشکنیها، اگرچه سعی در به دستآوردن رضایت همگان داشت اما عملاً برخی فرصتها و رضایت بخشی از حامیان خود را از دست داد. اما کیروش از جایی، با حمله به منتقدان، پافشاری بر رفتارش و دامن زدن به برخی اختلافات، خود از عوامل استمرار حواشی و فضای دوقطبی بود.
۸. نهایتاً فشارهای ناشی از جنگ روانی مخالفان و البته برخی ناکامیها و اشتباهات هر دو نفر باعث شد، مسیر اجرایی آنها عملاً نیمهکاره بماند. اگرچه گروه زیادی از حامیان -با وجود برخی انتقادات- همچنان واقعبینانه از آنها حمایت میکردند اما بخشی از جامعه نیز با فراموشی شرایط، محدودیتها و سنگاندازیها، به سادگی از هر دو عبور کردند.
۹. در اتصاف جامعه ایران به «نخبهکشی» نباید شتاب کرد اما عجالتاً افول پدیدههایی مانند خاتمی و کیروش را میتوان معلول «فرافکنی بار تمام خواستهها و رویاها به یک قهرمان بیرونی»، «تابآوریِ کم برای بهبود امور» و نیز «دوقطبی شدن فضا و انسداد زمینههای اندیشه، انتقاد، گفتوگو و رشد» دانست. افولی که به واسطه شتاب زیاد برای بهبود اوضاع و بدون لحاظ واقعیتها، فضا را برای ظهور مردمفریبانی با وعدههای رنگارنگ میگشاید.
۱۰. خاتمی در واپسین دیدار با دانشجویان در آذر ۱۳۸۳ در دانشگاه تهران، خطاب به معترضانی که او را به بیعملی متهم میکردند، گفت: «انشاءالله بعد از من کسانی خواهند آمد که عمل خواهند کرد و شما نتیجه اعمالشان را خواهید دید.» بعد از او کسانی آمدند و ما نتایج اعمالشان را تا سالها دیدیم. امیدوارم بعد از کیروش کسانی نیایند که نتایج اعمالشان را ببینیم و این چرخه دیگر تکرار نشود.
صفحه آخر «اعتماد»، ستون «جریان» - سهشنبه ۲۳ بهمنماه
https://news.1rj.ru/str/etemadpaper/1357
در «جریان» باشید.
@Jaryaann
Telegram
روزنامه اعتماد
🔖بريده از روزنامه اعتماد
🔺نسبت ما با كیروش و خاتمی
✅همراه اعتماد باشید
@etemadpaper
🔺نسبت ما با كیروش و خاتمی
✅همراه اعتماد باشید
@etemadpaper