در ایران مهمترین تعطیلات عید نوروز است. از آنجا که #نوروز جشنی غیرمذهبی است، توسط تمام ایرانیها جشن گرفته میشود؛ چیزی شبیه جشن شکرگزاری در آمریکا.
تدارک برای نوروز از چند هفته زودتر شروع میشود. همه خانهتکانی میکنند، لباس نو میخرند یا میدوزند، و شیرینیهای سنتی میپزند. یک مجموعهٔ آیینی به نام هفتسین، که تشکیل شده از هفت نماد که با حرف «سین» شروع میشوند، چیده میشود کنار اشیاء نمادین دیگری مثل آینه، تخممرغهای رنگشده و ماهی قرمز توی تنگ. این اشیاء نماد سلامتی، شروع دوباره، سعادت، باروری، و آرزوهای رایج بشری است که برای همهٔ مردم دنیا در شروع سال جدید مشترک است.
به مناسبت نوروز اکثر کارها تعطیل و خیابانها خلوت میشود. طی دوازده روزِ بعد از تحویل سال، مردم به دیدن اقوام و دوستان میروند که از بزرگ فامیل شروع میشود. در هر خانه شیرینیهای خانگی تعارف میشود، همراه با آرزوهایی برای سال نو. بچهها به عنوان #عیدی پول میگیرند که به صورت اسکناسهای کاملاً نو است.
📚 بخشی از #کتاب «عطر سنبل، عطر کاج»، نوشتهٔ فیروزه جزایری دوما، دختری که در کودکی از آبادان به آمریکا مهاجرت کرده است.
@mostashaar
تدارک برای نوروز از چند هفته زودتر شروع میشود. همه خانهتکانی میکنند، لباس نو میخرند یا میدوزند، و شیرینیهای سنتی میپزند. یک مجموعهٔ آیینی به نام هفتسین، که تشکیل شده از هفت نماد که با حرف «سین» شروع میشوند، چیده میشود کنار اشیاء نمادین دیگری مثل آینه، تخممرغهای رنگشده و ماهی قرمز توی تنگ. این اشیاء نماد سلامتی، شروع دوباره، سعادت، باروری، و آرزوهای رایج بشری است که برای همهٔ مردم دنیا در شروع سال جدید مشترک است.
به مناسبت نوروز اکثر کارها تعطیل و خیابانها خلوت میشود. طی دوازده روزِ بعد از تحویل سال، مردم به دیدن اقوام و دوستان میروند که از بزرگ فامیل شروع میشود. در هر خانه شیرینیهای خانگی تعارف میشود، همراه با آرزوهایی برای سال نو. بچهها به عنوان #عیدی پول میگیرند که به صورت اسکناسهای کاملاً نو است.
📚 بخشی از #کتاب «عطر سنبل، عطر کاج»، نوشتهٔ فیروزه جزایری دوما، دختری که در کودکی از آبادان به آمریکا مهاجرت کرده است.
@mostashaar
🎯 اگر با #هدف و هدفگذاری مشکلی ندارید، از این مطلب بگذرید!
[ این روزها که بحث هدفگذاری برای سال جدید داغ است، من در تیم علی سخاوتیام و با او همنظر. امروز پس از مدتها گشتم و مطلبش را یافتم. علی، «تِممحوری» را بهجای «هدفگذاری» پیشنهاد میکند. ]
آن قسمتهایی از زندگیام باعث پشیمانی و خجالتم میشوند که در آنها یک یا چند هدف را دنبال میکردهام. البته بدترینِ این قسمتها دورانی بوده که هدف من «هدفگذاری» بوده است. هدفگذاری از آن مفاهیمی است که تقریباً همه آن را یک چیز خوب و لازم و مفید میدانند. هزاران کتاب و مقاله و فیلم و کارگاه و کلاس آموزشی برای هدفگذاری وجود دارد. شما باید یاد بگیرید که چگونه اهداف خوب یا درستی برای خودتان تعیین کنید. یاد بگیرید که اهداف خوب را از اهداف بد تمیز بدهید. زندگی آدمهای موفقی را که هدفگذاران خوبی بودهاند، مطالعه کنید. اهدافتان را با جزئیات بنویسید. برنامهٔ اجراییِ زماندار برای رسیدن به آنها تنظیم کنید. پیشرفت خود را در رسیدن به اهدافتان اندازه بگیرید و مسیر خود را اصلاح کنید و الی آخر.
حالا من به شما میگویم که همهٔ اینها احمقانهترین کاری است که با زندگی خودتان میتوانید بکنید. نه داشتنِ هدف خوب است و نه هدفگذاری. شما نیازی به هدف ندارید. چرا؟ چون:
۱. داشتنِ هدف به این معنی است که تا به آنجا نرسید احساس خوشبختی نمیکنید. خُب! بعد از آنکه به آنجا رسیدید چه؟ آیا داشتن هدف باعث رشد و پیشرفت آدم میشود؟ خیر. داشتن هدف، باعث رشد و پیشرفت آدم نمیشود؛ بلکه سعیوخطا و دستوپنجه نرمکردن با مرزهای امکان، آدمی را رشد میدهد. تکاملِ جهان هستی ظاهراً اینگونه و بدون داشتن یک هدفِ مشخص و ازپیشتعیینشده صورت گرفته است.
۲. در هر هدف، دو توهم نهفته است. یکی اینکه شما به تعداد زیادی عامل ناشناخته که بین شما و آن هدف قرار دارند، شناخت و تسلط دارید یا میتوانید تسلط پیدا کنید. دوم اینکه «آن هدف»، «آن» چیزی است که شما را به «آنجا» میرساند.
۳. هدف چیزی است که فقط یک بار به آن دست پیدا میکنید. مثل استخدام در فلان شرکت. کسب ده میلیارد تومان. ازدواج با فلان دختر یا پسر. خُب! بعدش چه؟ بلافاصله پس از رسیدن به هدف، ترس و نگرانیِ از دست دادنش به سراغ شما میآید یا از آن ملول میشوید.
۴. داشتن هدف بیشتر اوقات منجر به افسردگی میشود؛ وقتی که به آن نمیرسید.
آیا من پیشنهاد میکنم که بیهدف و باریبههرجهت زندگی کنید؟
خیر. به جای هدف بهتر است یک تِم (theme) یا مایه یا دستگاه یا حالوهوا برای زندگی خود داشته باشید. مثلاً «من میخواهم بیشتر بنویسم» به جای اینکه «من میخواهم یک رمانِ پُرفروش چاپ کنم». یا «من میخواهم سالمتر زندگی کنم» به جای اینکه «من میخواهم سیکسپک داشته باشم». یا «من میخواهم بیشتر یاد بگیرم» به جای اینکه «من میخواهم دکترا بگیرم». یا «من میخواهم بیشتر ببینم» به جای اینکه «من میخواهم به صدوپنجاه کشور جهان سفر کنم». یا حتی اینکه «من میخواهم با دیگران مهربانتر باشم» و الی آخر. اینطوری میتوانید روزها و شبهای خود را با این حالوهوا زندگی کنید. نه هدفی هست برای رسیدن و نه چیزی برای از دست دادن.
هدف دانهای است که حتی اگر رشد کند، تبدیل به مشکل میشود. تِم، آب و خاک و رنگ و بوی #زندگی شماست. پرواز، تم زندگی پرنده است نه هدفش. جستجو و اکتشاف و تکامل، تم زندگی اجداد ما بوده است، نه هدفشان. عشق و محبت و بخشش، تم زندگی یک مادر است نه هدف او. شکفتن و خشکیدن و دوباره شکفتن، تم زندگی گُل است، نه هدفش. و خلق ارزش و خرید و فروش، تم زندگی یک کاسب است، نه هدف او.
شما در کدام دستهاید؟ هدفگذار یا تممحور؟!
@mostashaar
[ این روزها که بحث هدفگذاری برای سال جدید داغ است، من در تیم علی سخاوتیام و با او همنظر. امروز پس از مدتها گشتم و مطلبش را یافتم. علی، «تِممحوری» را بهجای «هدفگذاری» پیشنهاد میکند. ]
آن قسمتهایی از زندگیام باعث پشیمانی و خجالتم میشوند که در آنها یک یا چند هدف را دنبال میکردهام. البته بدترینِ این قسمتها دورانی بوده که هدف من «هدفگذاری» بوده است. هدفگذاری از آن مفاهیمی است که تقریباً همه آن را یک چیز خوب و لازم و مفید میدانند. هزاران کتاب و مقاله و فیلم و کارگاه و کلاس آموزشی برای هدفگذاری وجود دارد. شما باید یاد بگیرید که چگونه اهداف خوب یا درستی برای خودتان تعیین کنید. یاد بگیرید که اهداف خوب را از اهداف بد تمیز بدهید. زندگی آدمهای موفقی را که هدفگذاران خوبی بودهاند، مطالعه کنید. اهدافتان را با جزئیات بنویسید. برنامهٔ اجراییِ زماندار برای رسیدن به آنها تنظیم کنید. پیشرفت خود را در رسیدن به اهدافتان اندازه بگیرید و مسیر خود را اصلاح کنید و الی آخر.
حالا من به شما میگویم که همهٔ اینها احمقانهترین کاری است که با زندگی خودتان میتوانید بکنید. نه داشتنِ هدف خوب است و نه هدفگذاری. شما نیازی به هدف ندارید. چرا؟ چون:
۱. داشتنِ هدف به این معنی است که تا به آنجا نرسید احساس خوشبختی نمیکنید. خُب! بعد از آنکه به آنجا رسیدید چه؟ آیا داشتن هدف باعث رشد و پیشرفت آدم میشود؟ خیر. داشتن هدف، باعث رشد و پیشرفت آدم نمیشود؛ بلکه سعیوخطا و دستوپنجه نرمکردن با مرزهای امکان، آدمی را رشد میدهد. تکاملِ جهان هستی ظاهراً اینگونه و بدون داشتن یک هدفِ مشخص و ازپیشتعیینشده صورت گرفته است.
۲. در هر هدف، دو توهم نهفته است. یکی اینکه شما به تعداد زیادی عامل ناشناخته که بین شما و آن هدف قرار دارند، شناخت و تسلط دارید یا میتوانید تسلط پیدا کنید. دوم اینکه «آن هدف»، «آن» چیزی است که شما را به «آنجا» میرساند.
۳. هدف چیزی است که فقط یک بار به آن دست پیدا میکنید. مثل استخدام در فلان شرکت. کسب ده میلیارد تومان. ازدواج با فلان دختر یا پسر. خُب! بعدش چه؟ بلافاصله پس از رسیدن به هدف، ترس و نگرانیِ از دست دادنش به سراغ شما میآید یا از آن ملول میشوید.
۴. داشتن هدف بیشتر اوقات منجر به افسردگی میشود؛ وقتی که به آن نمیرسید.
آیا من پیشنهاد میکنم که بیهدف و باریبههرجهت زندگی کنید؟
خیر. به جای هدف بهتر است یک تِم (theme) یا مایه یا دستگاه یا حالوهوا برای زندگی خود داشته باشید. مثلاً «من میخواهم بیشتر بنویسم» به جای اینکه «من میخواهم یک رمانِ پُرفروش چاپ کنم». یا «من میخواهم سالمتر زندگی کنم» به جای اینکه «من میخواهم سیکسپک داشته باشم». یا «من میخواهم بیشتر یاد بگیرم» به جای اینکه «من میخواهم دکترا بگیرم». یا «من میخواهم بیشتر ببینم» به جای اینکه «من میخواهم به صدوپنجاه کشور جهان سفر کنم». یا حتی اینکه «من میخواهم با دیگران مهربانتر باشم» و الی آخر. اینطوری میتوانید روزها و شبهای خود را با این حالوهوا زندگی کنید. نه هدفی هست برای رسیدن و نه چیزی برای از دست دادن.
هدف دانهای است که حتی اگر رشد کند، تبدیل به مشکل میشود. تِم، آب و خاک و رنگ و بوی #زندگی شماست. پرواز، تم زندگی پرنده است نه هدفش. جستجو و اکتشاف و تکامل، تم زندگی اجداد ما بوده است، نه هدفشان. عشق و محبت و بخشش، تم زندگی یک مادر است نه هدف او. شکفتن و خشکیدن و دوباره شکفتن، تم زندگی گُل است، نه هدفش. و خلق ارزش و خرید و فروش، تم زندگی یک کاسب است، نه هدف او.
شما در کدام دستهاید؟ هدفگذار یا تممحور؟!
@mostashaar
🤔 «در خانه بمانیم؟» یا «به کار بازگردیم؟»
✅ پاسخ به این ۱۰ سؤال کمک میکند تا ببینید تصمیم مناسب برای شما چیست.
🚀 اگر برایتان مفید بود، آن را برای دوستان و آشنایانتان هم بفرستید.
✅ پاسخ به این ۱۰ سؤال کمک میکند تا ببینید تصمیم مناسب برای شما چیست.
🚀 اگر برایتان مفید بود، آن را برای دوستان و آشنایانتان هم بفرستید.
Forwarded from بهامین توفیقی
زمانی که همه در آمریکا دنبال طلا بودند، لوی اشتراوس فهمید که وقتی پاهای طلایابان زیادی در آب می ماند، شلوارهایشان می پوسد
لذا با ایده استفاده از پارچه ضخیم خیمهها، شلوارهای لیوایز را تولید کرد.
نمی دونم چقدر طلایابان آمریکایی موفق شدن، اما لیوایز موفقیت زیادی کسب کرد و Levi's را امروز همه می شناسیم
لذا با ایده استفاده از پارچه ضخیم خیمهها، شلوارهای لیوایز را تولید کرد.
نمی دونم چقدر طلایابان آمریکایی موفق شدن، اما لیوایز موفقیت زیادی کسب کرد و Levi's را امروز همه می شناسیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
یا از پس صد هزار سال از دلِ خاک
چون سبزه اُمید بردمیدن بودی
۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت #خیام
یا این ره دور را رسیدن بودی
یا از پس صد هزار سال از دلِ خاک
چون سبزه اُمید بردمیدن بودی
۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت #خیام
Forwarded from دغدغه ایران
شاخصی برای پیشرفت
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نوشتههای گذشته را مرور میکردم و به احتمالاً کوتاهترین نوشتهام در کانال دغدغه ایران (به تاریخ آبان نود و شش) برخوردم: «این فقط ما نیستیم که مسألهها را حل میکنیم، مسألههایی که حل نشوند ما را در خود حل میکنند. حل کردن مسألهها یا حل شدن در مسألهها، مسأله این است. متغیر کلیدی، زمان است. زمان گاه برای حل کردن، و گاه برای حل شدن سپری میشود. آستانه بحرانی زمان چنان است که پیش از آن زمان در دست شماست، و پس از آن شما در دستان زمان؛ دروغ بزرگ آن است که ماهی را هر وقت از آب بگیرید، تازه است.»
✅ دو روز پیش هم در گفتوگویی با یکی از روزنامهها گفتم: هیچ کشوری هیچگاه در یک جا (نقطه بقا) باقی نمیماند، کشورها در حال قهقرا (به عقب برگشتن) یا ارتقا (پیش رفتن) هستند. ایستادن در یک نقطه وجود ندارد. اگر حتی مطلقاً در یک نقطه بمانید، دیگر کشورها هستند که پیش میروند و شما بهطور نسبی از آنها عقب میمانید، یا دیگران حرکت قهقرایی دارند و شما بهطور نسبی جلو میافتید. هیچگاه کشوری در یک نقطه باقی نمیماند، قهقرا یا ارتقا.
✅ این دو توضیح را که کنار هم بگذارید، نتیجهگیری مهمی امکانپذیر میشود:
🔹 الف. اگر با گذشت زمان مسألهها حل نمیشوند، پایدار ماندهاند و بر شدتشان افزوده میشود، شما در مسائل حل میشوید و مسیرتان قهقرایی است. حال اکثریت هم خوب نیست.
🔹 ب. اگر زمان به نفع حل مسألهها سپری میشود و احساس میکنید تشدید نمیشوند و ظرفیت سیستم برای حل مسألهها افزایش مییابد، مسیرتان ارتقایی است. حال اکثریت هم خوب است.
⭕️ نتیجهگیری
✅ میتوان برای سنجش وضعیت سیستمها و کشورها، از این شاخص استفاده کرد: نرخ حل شدن مسألهها (یا پایداری و تشدیدشان) به زمان سپریشده. این زمان هم میتواند نسبی شده و در مقایسه با زمان سپریشده برای حل (یا تعدیل) مسأله در سایر کشورها محاسبه شود.
✅ مقدار این شاخص، سنجشگر مناسبی برای تخمین زدن مسیر قهقرا یا ارتقا، و برآورد حال عموم مردم است. این میتواند شاخصی برای سنجش پیشرفت باشد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نوشتههای گذشته را مرور میکردم و به احتمالاً کوتاهترین نوشتهام در کانال دغدغه ایران (به تاریخ آبان نود و شش) برخوردم: «این فقط ما نیستیم که مسألهها را حل میکنیم، مسألههایی که حل نشوند ما را در خود حل میکنند. حل کردن مسألهها یا حل شدن در مسألهها، مسأله این است. متغیر کلیدی، زمان است. زمان گاه برای حل کردن، و گاه برای حل شدن سپری میشود. آستانه بحرانی زمان چنان است که پیش از آن زمان در دست شماست، و پس از آن شما در دستان زمان؛ دروغ بزرگ آن است که ماهی را هر وقت از آب بگیرید، تازه است.»
✅ دو روز پیش هم در گفتوگویی با یکی از روزنامهها گفتم: هیچ کشوری هیچگاه در یک جا (نقطه بقا) باقی نمیماند، کشورها در حال قهقرا (به عقب برگشتن) یا ارتقا (پیش رفتن) هستند. ایستادن در یک نقطه وجود ندارد. اگر حتی مطلقاً در یک نقطه بمانید، دیگر کشورها هستند که پیش میروند و شما بهطور نسبی از آنها عقب میمانید، یا دیگران حرکت قهقرایی دارند و شما بهطور نسبی جلو میافتید. هیچگاه کشوری در یک نقطه باقی نمیماند، قهقرا یا ارتقا.
✅ این دو توضیح را که کنار هم بگذارید، نتیجهگیری مهمی امکانپذیر میشود:
🔹 الف. اگر با گذشت زمان مسألهها حل نمیشوند، پایدار ماندهاند و بر شدتشان افزوده میشود، شما در مسائل حل میشوید و مسیرتان قهقرایی است. حال اکثریت هم خوب نیست.
🔹 ب. اگر زمان به نفع حل مسألهها سپری میشود و احساس میکنید تشدید نمیشوند و ظرفیت سیستم برای حل مسألهها افزایش مییابد، مسیرتان ارتقایی است. حال اکثریت هم خوب است.
⭕️ نتیجهگیری
✅ میتوان برای سنجش وضعیت سیستمها و کشورها، از این شاخص استفاده کرد: نرخ حل شدن مسألهها (یا پایداری و تشدیدشان) به زمان سپریشده. این زمان هم میتواند نسبی شده و در مقایسه با زمان سپریشده برای حل (یا تعدیل) مسأله در سایر کشورها محاسبه شود.
✅ مقدار این شاخص، سنجشگر مناسبی برای تخمین زدن مسیر قهقرا یا ارتقا، و برآورد حال عموم مردم است. این میتواند شاخصی برای سنجش پیشرفت باشد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
یکی از اشتباههای رایج جابجا استفاده شدنِ #سیستماتیک به جای #سیستمی است.
سیستماتیک یعنی منظم، روشمند، طبق برنامه. در حالی که سیستمی یعنی گستردهشده در کل سیستم، مرتبط با سیستم و البته فراگیر.
برای مثال وقتی میگوییم فساد سیستماتیک، احتمالاً منظورمان فساد منظم و برنامهریزیشده نیست؛ یا وقتی خطایی را سیستماتیک میدانیم، منظورمان خطایی نیست که برایش برنامهریزی شده باشد.
سیستماتیک یعنی منظم، روشمند، طبق برنامه. در حالی که سیستمی یعنی گستردهشده در کل سیستم، مرتبط با سیستم و البته فراگیر.
برای مثال وقتی میگوییم فساد سیستماتیک، احتمالاً منظورمان فساد منظم و برنامهریزیشده نیست؛ یا وقتی خطایی را سیستماتیک میدانیم، منظورمان خطایی نیست که برایش برنامهریزی شده باشد.
Forwarded from مدرسهٔ بنگاههای مسئولیتپذیر
🍀 سومین مدرسه تابستانهٔ مسئولیت اجتماعی شرکتی به صورت آنلاین در شهریور ۹۹ (روزهای دوشنبه از ساعت ۱۷ تا ۲۰ - پنج جلسهٔ سهساعته) برگزار میشود.
📑 در این دوره مفاهیم پایهای مسئولیت اجتماعی شرکتی به همراه مدلهای مطرح در این حوزه مرور میشوند و تجربیات برتر بنگاههای بینالمللی و اقدامات مسئولانهٔ شرکتهای ایرانی بررسی خواهند شد.
🤝 تمرکز اصلی این دوره بر طراحی تعاملات بُرد بُرد بین شرکتها و سمنها (خیریهها و سازمانهای مردمنهاد) خواهد بود. علاوه بر این، کلیات گزارشدهی اقدامات مسئولانه (CSR Reporting) و اهمیت آن تشریح میشود.
👨🏫 مدرس اصلی و تسهیلگر این دوره حسین توحیدی است و مانند دورهٔ دوم مدرسه، در هر جلسه یک استاد مدعو بخشی از ارائه را بر عهده دارد.
🔸️ این دوره برای مدیران شرکتها و سمنها طراحی شده، با این حال کارشناسانی هم که در سازمانها متولی مقولهٔ مسئولیت اجتماعی هستند، میتوانند از محتوای ارائهشده در آن بهره بگیرند.
اطلاعات بیشتر و ثبتنام: ۰۹۳۸۴۰۴۴۸۰۰
✅ @RESchool
📑 در این دوره مفاهیم پایهای مسئولیت اجتماعی شرکتی به همراه مدلهای مطرح در این حوزه مرور میشوند و تجربیات برتر بنگاههای بینالمللی و اقدامات مسئولانهٔ شرکتهای ایرانی بررسی خواهند شد.
🤝 تمرکز اصلی این دوره بر طراحی تعاملات بُرد بُرد بین شرکتها و سمنها (خیریهها و سازمانهای مردمنهاد) خواهد بود. علاوه بر این، کلیات گزارشدهی اقدامات مسئولانه (CSR Reporting) و اهمیت آن تشریح میشود.
👨🏫 مدرس اصلی و تسهیلگر این دوره حسین توحیدی است و مانند دورهٔ دوم مدرسه، در هر جلسه یک استاد مدعو بخشی از ارائه را بر عهده دارد.
🔸️ این دوره برای مدیران شرکتها و سمنها طراحی شده، با این حال کارشناسانی هم که در سازمانها متولی مقولهٔ مسئولیت اجتماعی هستند، میتوانند از محتوای ارائهشده در آن بهره بگیرند.
اطلاعات بیشتر و ثبتنام: ۰۹۳۸۴۰۴۴۸۰۰
✅ @RESchool
Forwarded from جریانـ
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💡مهارت #حل_مسئله
فردی هر شب توسط دوربین مداربسته خود هشدار امنیتی نزدیک شدن شیای به خانه خود را میگیرد؛ او با بررسی تصاویر دوربین درمییابد که یک کودک هر بار در مسیر دوچرخهسواری خود وارد محوطه شده و منشاء اعلام هشدار میشود. صاحبخانه میتوانست با تذکر به کودک یا والدیناش مانع بروز این اتفاق شود اما او راه دیگری را انتخاب میکند.
در واقع اون با به کارگیری تفکر خلاقانه و گونهای «بازیوارسازی» (گیمیفیکیشن) یا بازیانگاری یک مسئله یا مشکل را تبدیل به موضوعی برای رشد و تعامل اجتماعی با کودک و دیگرشهروندان میکند.
منبع
#خلاقیت #خرد #بازیوارسازی
#باهمزی #باحال_باشیم
در «جریان» باشید.
@Jaryaann
فردی هر شب توسط دوربین مداربسته خود هشدار امنیتی نزدیک شدن شیای به خانه خود را میگیرد؛ او با بررسی تصاویر دوربین درمییابد که یک کودک هر بار در مسیر دوچرخهسواری خود وارد محوطه شده و منشاء اعلام هشدار میشود. صاحبخانه میتوانست با تذکر به کودک یا والدیناش مانع بروز این اتفاق شود اما او راه دیگری را انتخاب میکند.
در واقع اون با به کارگیری تفکر خلاقانه و گونهای «بازیوارسازی» (گیمیفیکیشن) یا بازیانگاری یک مسئله یا مشکل را تبدیل به موضوعی برای رشد و تعامل اجتماعی با کودک و دیگرشهروندان میکند.
منبع
#خلاقیت #خرد #بازیوارسازی
#باهمزی #باحال_باشیم
در «جریان» باشید.
@Jaryaann
🌀 #سالی_که_گذشت بیشتر سال بُهت بود و نظارهگری و سکوت؛ و اینجا خلوتتر از پیش. امیدوارم سال پیشرو سالی پُربارتر و پُربرکتتر باشد، برای همگان.
- در سالی که گذشت تجربهٔ همکاریام با گروه #مپنا پایان پذیرفت. پس از پنج سال حضور در این گروه و تلاش برای بهبود وضعیت مدیریتی آن، در ابتدای سال طرحی برای توسعهٔ بازار شرکت مشاوره مدیریت مپنا در بیرون از گروه مپنا ارائه کردم که هرچند با موافقت مدیرعامل همراه شد، اما پس از مدتی شواهدی از سوی اعضای هیئتمدیره برای این تغییر نیافتم و در نهایت در مرداد به این جمعبندی رسیدم که گویی #استراتژی شرکت «حفظ وضع موجود» است و این تلاشها آنچنان ثمری در پی نخواهد داشت؛ بنابراین از ادامهاش انصراف دادم.
- در شهریور، با همراهیِ انرژیبخش مرضیه حیدری، سومین مدرسه تابستانهٔ مسئولیت اجتماعی شرکتی را طراحی و برگزار کردم. به لطف معرفی دوستان، ۱۵ فرد فعال و دغدغهمند توانستند در این دوره شرکت کنند و با مفاهیم #مسئولیتپذیری_شرکتی آشنا شوند.
- در مهر و آبان به دعوت مرتضی کاظمی برای ساختاردهی به مجموعه شرکتهای محمدجواد مقدم در قالب یک هلدینگ تلاشهایی انجام دادیم و توانستیم طرح اولیهای برای ساختار این #هلدینگ ارائه دهیم.
- با معرفی دکتر افشین دبیری و به درخواست رئیس هیئتمدیرهٔ #رایتل سلسله کارگاههای #تفکر (شامل تفکر نقاد، تفکر سیستمی و تفکر خلاق) را با همراهی جلیل نداییپور برای مدیران این مجموعه طراحی و برگزار کردیم.
- آبان و آذر به دعوت مهدیار قاجار و مهدی نادری در اندیشکدهٔ سیاستگذاری اقتصادی تهران با همکاری کبریتمدیا ویدئویی ساختیم دربارهٔ ناترازی بودجه و #تورم. موضوعی که به گمان من از مهمترین موضوعات روز ایران است و باید بهجد به آن پرداخته شود وگرنه روز به روز تورم هم به #فقر در جامعه دامن خواهد زد و هم از رفاه اقتصادی ما خواهد کاست.
- همراهی با محمدحسین نقوی عزیز در پروژهٔ توسعهٔ مدیران #فولاد_هرمزگان تجربهٔ دیگری بود که امسال به کولهبارم افزوده شد؛ ۱۵ جلسهٔ توسعهای با مدل کوچینگ آورسلوز که صبحهای شنبه و دوشنبهام به آن اختصاص داشت و تجربهٔ یادگیری دوطرفه و لذتبخشی بود.
- از ابتدای زمستان اما هیجانانگیزترین تجربهٔ سال ۹۹ کلید خورد و به دعوت دکتر علی بابایی توفیق یافتم تا مدیر برنامهٔ #ترنج یا همان «تربیت رهبران نوآور جوان» شوم. همراهی و همگامی با ۳۵ دانشجوی پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای رشد و توسعهٔ مهارتهای #رهبری آنها.
- فعالیت دیگری که از ابتدای سال آغاز شده بود و پس از فرازونشیبهایی در ماههای پایانی هم ادامه یافت، همراهی با سعید زرآبادیپور، مدیر پرتلاش و کاربلد امور هیئتمدیرههای گروه #گسترش_انرژی_پاسارگاد بود. در این گروه ابتدا مدل ارزیابی هیئتمدیرهها را طراحی کردیم. سپس چارچوبی را برای توسعهٔ اعضای هیئتمدیره و مدیران عامل شرکتهای گروه طرحریزی کردیم و امیدوارم که این فعالیتها در سال و سالهای آینده به ثمر نشینند.
🍀 اینها مهمترین فعالیتهای حرفهای من در سال ۱۳۹۹ بود؛ فعالیتهایی که در همهٔ آنها عضوی از تیمی بزرگتر بودم و سعی کردم «عضو مؤثرِ تیم بودن» را بیش از پیش تمرین کنم. از همهٔ دوستان و همراهانی که بستر این تجربهها را فراهم و به همکاری با من اعتماد کردند، سپاسگزارم و امیدوارم آنها هم تجربههای شیرینی از این همراهیها داشته بوده باشند.
- در سالی که گذشت تجربهٔ همکاریام با گروه #مپنا پایان پذیرفت. پس از پنج سال حضور در این گروه و تلاش برای بهبود وضعیت مدیریتی آن، در ابتدای سال طرحی برای توسعهٔ بازار شرکت مشاوره مدیریت مپنا در بیرون از گروه مپنا ارائه کردم که هرچند با موافقت مدیرعامل همراه شد، اما پس از مدتی شواهدی از سوی اعضای هیئتمدیره برای این تغییر نیافتم و در نهایت در مرداد به این جمعبندی رسیدم که گویی #استراتژی شرکت «حفظ وضع موجود» است و این تلاشها آنچنان ثمری در پی نخواهد داشت؛ بنابراین از ادامهاش انصراف دادم.
- در شهریور، با همراهیِ انرژیبخش مرضیه حیدری، سومین مدرسه تابستانهٔ مسئولیت اجتماعی شرکتی را طراحی و برگزار کردم. به لطف معرفی دوستان، ۱۵ فرد فعال و دغدغهمند توانستند در این دوره شرکت کنند و با مفاهیم #مسئولیتپذیری_شرکتی آشنا شوند.
- در مهر و آبان به دعوت مرتضی کاظمی برای ساختاردهی به مجموعه شرکتهای محمدجواد مقدم در قالب یک هلدینگ تلاشهایی انجام دادیم و توانستیم طرح اولیهای برای ساختار این #هلدینگ ارائه دهیم.
- با معرفی دکتر افشین دبیری و به درخواست رئیس هیئتمدیرهٔ #رایتل سلسله کارگاههای #تفکر (شامل تفکر نقاد، تفکر سیستمی و تفکر خلاق) را با همراهی جلیل نداییپور برای مدیران این مجموعه طراحی و برگزار کردیم.
- آبان و آذر به دعوت مهدیار قاجار و مهدی نادری در اندیشکدهٔ سیاستگذاری اقتصادی تهران با همکاری کبریتمدیا ویدئویی ساختیم دربارهٔ ناترازی بودجه و #تورم. موضوعی که به گمان من از مهمترین موضوعات روز ایران است و باید بهجد به آن پرداخته شود وگرنه روز به روز تورم هم به #فقر در جامعه دامن خواهد زد و هم از رفاه اقتصادی ما خواهد کاست.
- همراهی با محمدحسین نقوی عزیز در پروژهٔ توسعهٔ مدیران #فولاد_هرمزگان تجربهٔ دیگری بود که امسال به کولهبارم افزوده شد؛ ۱۵ جلسهٔ توسعهای با مدل کوچینگ آورسلوز که صبحهای شنبه و دوشنبهام به آن اختصاص داشت و تجربهٔ یادگیری دوطرفه و لذتبخشی بود.
- از ابتدای زمستان اما هیجانانگیزترین تجربهٔ سال ۹۹ کلید خورد و به دعوت دکتر علی بابایی توفیق یافتم تا مدیر برنامهٔ #ترنج یا همان «تربیت رهبران نوآور جوان» شوم. همراهی و همگامی با ۳۵ دانشجوی پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای رشد و توسعهٔ مهارتهای #رهبری آنها.
- فعالیت دیگری که از ابتدای سال آغاز شده بود و پس از فرازونشیبهایی در ماههای پایانی هم ادامه یافت، همراهی با سعید زرآبادیپور، مدیر پرتلاش و کاربلد امور هیئتمدیرههای گروه #گسترش_انرژی_پاسارگاد بود. در این گروه ابتدا مدل ارزیابی هیئتمدیرهها را طراحی کردیم. سپس چارچوبی را برای توسعهٔ اعضای هیئتمدیره و مدیران عامل شرکتهای گروه طرحریزی کردیم و امیدوارم که این فعالیتها در سال و سالهای آینده به ثمر نشینند.
🍀 اینها مهمترین فعالیتهای حرفهای من در سال ۱۳۹۹ بود؛ فعالیتهایی که در همهٔ آنها عضوی از تیمی بزرگتر بودم و سعی کردم «عضو مؤثرِ تیم بودن» را بیش از پیش تمرین کنم. از همهٔ دوستان و همراهانی که بستر این تجربهها را فراهم و به همکاری با من اعتماد کردند، سپاسگزارم و امیدوارم آنها هم تجربههای شیرینی از این همراهیها داشته بوده باشند.
👍1
💡 دهمین نمایشگاه بینالمللی نوآوری و فناوری از دیروز در پارک علم و فناوری پردیس آغاز به کار کرده و تا جمعه ادامه دارد. سخنرانیها و بحثهای مفیدی طبق این برنامه در جریان است که از وبسایت آپارات و صفحهٔ اینستاگرامی رویداد به صورت زنده در حال پخش است.
🍀 پیوستن به این رویداد #نوآوری و دنبال کردن آن را پیشنهاد میکنم.
🍀 پیوستن به این رویداد #نوآوری و دنبال کردن آن را پیشنهاد میکنم.
🌀 «چه میشد اگر» یا همان «حسرت شخصی و نسلی حامد قدوسی»
اونایی که دو سه دهه قبل رو یادشون هست، یه تصویری از اینکه چه مدلی از #توسعه میتونست #ایران ما رو به مسیر کشورهای با درآمد متوسط بندازه، دارن: تبدیل شدن به قطب خدمات تخصصمحور در منطقه که نماد داخلیش شرکت #مپنا و در قدمهای بعدی #کیسون و ناموران و همکاران سیستم و... بود.
در یه وضعیت آرام و دارای روابط نرمال با دنیا، ایران به اتکای این شرکتها و توان فنی داخلیش میتونست شریک و هاب منطقهای یا حداقل یه دفتر بزرگ و فعال شلومبرجر و BHP و مککینزی و IHS و SAP و کاترپیلار و شاید در قدم بعدی گوگل و مایکروسافت و... باشه. برخی از اینهایی که اسم بردم یه دورهای واقعاً قدمهای اولیهای به سمت تأسیس چنین مراکزی برداشته بودن.
متوجه هستم که چندین «اگر» خیلی بزرگ از «جهات مختلف» پشت این تصویر بود که نشد، ولی بد نیست یه بار یادآوری کنیم که احتمالاً این یکی از معدود مدلهای بلندمدتی بود که شاید ما رو به کره جنوبیِ منطقه تبدیل میکرد.
از این تصویر زیبا و محققنشده، احتمالاً فقط چند صفحه کلیات، ذیل عنوان «رسیدن به رتبهٔ اول صادرات خدمات فنیمهندسی منطقه!» توی برنامههای بوروکراتیک توسعه و شاید چند پروژه توی ونزوئلا باقی مونده باشه.
پنهان نمیکنم که حسرت شخصی و «نسلی» بزرگی دارم از این که چنین مسیری محقق نشد.
🖋 رشتهتوئیت حامد قدوسی
اونایی که دو سه دهه قبل رو یادشون هست، یه تصویری از اینکه چه مدلی از #توسعه میتونست #ایران ما رو به مسیر کشورهای با درآمد متوسط بندازه، دارن: تبدیل شدن به قطب خدمات تخصصمحور در منطقه که نماد داخلیش شرکت #مپنا و در قدمهای بعدی #کیسون و ناموران و همکاران سیستم و... بود.
در یه وضعیت آرام و دارای روابط نرمال با دنیا، ایران به اتکای این شرکتها و توان فنی داخلیش میتونست شریک و هاب منطقهای یا حداقل یه دفتر بزرگ و فعال شلومبرجر و BHP و مککینزی و IHS و SAP و کاترپیلار و شاید در قدم بعدی گوگل و مایکروسافت و... باشه. برخی از اینهایی که اسم بردم یه دورهای واقعاً قدمهای اولیهای به سمت تأسیس چنین مراکزی برداشته بودن.
متوجه هستم که چندین «اگر» خیلی بزرگ از «جهات مختلف» پشت این تصویر بود که نشد، ولی بد نیست یه بار یادآوری کنیم که احتمالاً این یکی از معدود مدلهای بلندمدتی بود که شاید ما رو به کره جنوبیِ منطقه تبدیل میکرد.
از این تصویر زیبا و محققنشده، احتمالاً فقط چند صفحه کلیات، ذیل عنوان «رسیدن به رتبهٔ اول صادرات خدمات فنیمهندسی منطقه!» توی برنامههای بوروکراتیک توسعه و شاید چند پروژه توی ونزوئلا باقی مونده باشه.
پنهان نمیکنم که حسرت شخصی و «نسلی» بزرگی دارم از این که چنین مسیری محقق نشد.
🖋 رشتهتوئیت حامد قدوسی
Forwarded from تجربه بودن | محمود مقدّسی
▫️▫️خشمِ بلاتکلیف و سرنوشت رأی
امروز دیگر نه در روانشناسی و نه در جامعهشناسی و فلسفه، کسی باور ندارد که ما موجوداتی یکسره عقلانی هستیم و وقتی پای تصمیمگیری به میان میآید، با دلایل قانع میشویم. حتی کمی بیش از این، تحقیقات فراوانی نشان میدهند که بخش زیادی از استدلالآوری ما در حقیقت دلیلتراشیِ مبتنی بر عواطف، هیجانات و امیال است. در این وضعیت، به رسمیت شناختن و به دیده گرفتن عواطفِ موجود در یک موقعیت، نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری ما دارد.
این مقدّمه را گفتم تا بروم به سراغ هیجانی بلاتکلیف امّا اثرگذار در تصمیمگیری این روزهایمان یعنی خشم. این روزها خشمی ناشی از ناکامی زیاد بر روی دست بسیاری از ما مانده است و نمیدانیم با آن چه کنیم. بخشی از ما آن را معطوف به هسته سخت قدرت میکنیم و دوباره رای میدهیم، بخشی معطوف به اطلاحطلبان که گفتمان روشنی نداشتند و لااقل در این سه سال، کاری برای این خشمِ در حال افزایش نکردند، بخشی از ما خشممان را معطوف به کسانی میکنیم که میخواهد رأی بدهند و بخش زیادی از ما هم آن را در درونمان نگه میداریم و حاصلش میشود درماندگی.
هرچه هست، این خشمِ شنیده نشدۀ ما آدمهای پیشتر امیدوار، واقعی است. هسته سختِ قدرت که کاری به آن ندارد و ای بسا بیمیل به بودنش هم نیست. امّا ای کاش فعالانِ سیاسی اصلاحطلب خیلی زودتر آن را میشنیدند و در این سالها کاری برایش میکردند. میدانم، آنها هم در دور دوم ریاستجمهوری آقای روحانی، درمانده شده بودند. میدانم پروژه فشار حداکثری، دامن زدنِ هرچه بیشتر به خشم و درماندگی توسطِ اپوزیسیونِ مایل به براندازی و اتفاقاتی چون آبان ۹۸ و هدف قرار گرفتنِ هواپیما، همه را گیج و پریشان کرده بود. امّا ناامیدی، درماندگی، ترسیدن و سردرگمی را از مردم میتوان پذیرفت ولی از روشنفکران و کنشگران سیاسی نه. کاش حتی همین امروز، این خشم را به دیده بگیرند و حالا که دارند دوباره آن را به هسته سخت قدرت معطوف کنند و به رأی دادن فرا میخوانند، سهم خودشان را هم بپذیرند. شفاف از اشتباهات و سکوتهایشان بگویند و عذرخواهی کنند. بگویند که علیرغم همۀ آن جنگ اقتصادی و اقتدارگراییِ بخشهای مهمی از حاکمیت، ما هم مسئول بودیم. بگذارند مردم کمی از این خشم و درماندگی را معطوف به آنها کنند و آن وقت از امید حداقلی و استفاده از صندوق رأی بگویند.
تصوّر میکنم بخش مهمی از تصمیم ما برای رأی دادن یا رأی ندادن را سرنوشتِ این خشمِ بلاتکلیف تعیین میکند. دلایل را که دیگر همه میدانیم. هر دو طرف هم استدلالهای قدرتمندی دارند. این نوسان کردنهای هرروزه را هم همه ما تجربه کردهایم. اینکه کدام نسخه از واقعیت مربوط به آینده را بپذیریم و اینکه آیا اصلاً بتوانیم از زیرِ آوارِ ناکامی و بیاعتمادی بیرون بیاییم و فکر کنیم، عمیقاً به سرنوشتِ این خشمِ بلاتکلیف بستگی دارد.
@TheWorldasISee
امروز دیگر نه در روانشناسی و نه در جامعهشناسی و فلسفه، کسی باور ندارد که ما موجوداتی یکسره عقلانی هستیم و وقتی پای تصمیمگیری به میان میآید، با دلایل قانع میشویم. حتی کمی بیش از این، تحقیقات فراوانی نشان میدهند که بخش زیادی از استدلالآوری ما در حقیقت دلیلتراشیِ مبتنی بر عواطف، هیجانات و امیال است. در این وضعیت، به رسمیت شناختن و به دیده گرفتن عواطفِ موجود در یک موقعیت، نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری ما دارد.
این مقدّمه را گفتم تا بروم به سراغ هیجانی بلاتکلیف امّا اثرگذار در تصمیمگیری این روزهایمان یعنی خشم. این روزها خشمی ناشی از ناکامی زیاد بر روی دست بسیاری از ما مانده است و نمیدانیم با آن چه کنیم. بخشی از ما آن را معطوف به هسته سخت قدرت میکنیم و دوباره رای میدهیم، بخشی معطوف به اطلاحطلبان که گفتمان روشنی نداشتند و لااقل در این سه سال، کاری برای این خشمِ در حال افزایش نکردند، بخشی از ما خشممان را معطوف به کسانی میکنیم که میخواهد رأی بدهند و بخش زیادی از ما هم آن را در درونمان نگه میداریم و حاصلش میشود درماندگی.
هرچه هست، این خشمِ شنیده نشدۀ ما آدمهای پیشتر امیدوار، واقعی است. هسته سختِ قدرت که کاری به آن ندارد و ای بسا بیمیل به بودنش هم نیست. امّا ای کاش فعالانِ سیاسی اصلاحطلب خیلی زودتر آن را میشنیدند و در این سالها کاری برایش میکردند. میدانم، آنها هم در دور دوم ریاستجمهوری آقای روحانی، درمانده شده بودند. میدانم پروژه فشار حداکثری، دامن زدنِ هرچه بیشتر به خشم و درماندگی توسطِ اپوزیسیونِ مایل به براندازی و اتفاقاتی چون آبان ۹۸ و هدف قرار گرفتنِ هواپیما، همه را گیج و پریشان کرده بود. امّا ناامیدی، درماندگی، ترسیدن و سردرگمی را از مردم میتوان پذیرفت ولی از روشنفکران و کنشگران سیاسی نه. کاش حتی همین امروز، این خشم را به دیده بگیرند و حالا که دارند دوباره آن را به هسته سخت قدرت معطوف کنند و به رأی دادن فرا میخوانند، سهم خودشان را هم بپذیرند. شفاف از اشتباهات و سکوتهایشان بگویند و عذرخواهی کنند. بگویند که علیرغم همۀ آن جنگ اقتصادی و اقتدارگراییِ بخشهای مهمی از حاکمیت، ما هم مسئول بودیم. بگذارند مردم کمی از این خشم و درماندگی را معطوف به آنها کنند و آن وقت از امید حداقلی و استفاده از صندوق رأی بگویند.
تصوّر میکنم بخش مهمی از تصمیم ما برای رأی دادن یا رأی ندادن را سرنوشتِ این خشمِ بلاتکلیف تعیین میکند. دلایل را که دیگر همه میدانیم. هر دو طرف هم استدلالهای قدرتمندی دارند. این نوسان کردنهای هرروزه را هم همه ما تجربه کردهایم. اینکه کدام نسخه از واقعیت مربوط به آینده را بپذیریم و اینکه آیا اصلاً بتوانیم از زیرِ آوارِ ناکامی و بیاعتمادی بیرون بیاییم و فکر کنیم، عمیقاً به سرنوشتِ این خشمِ بلاتکلیف بستگی دارد.
@TheWorldasISee
Forwarded from دایموند/دایان
💎پیش بینی عملکرد رئیسی و دولت آینده (ویژه فعالان اقتصادی و سرمایه گذاران- نسخه اول)
بازیگران اقتصادی و سرمایه گذاران اکنون این سوال را در ذهن دارند که دولت آینده چه خواهد کرد؟ و تصمیمات آن چه تاثیری بر اقتصاد و سرمایه گذاری دارد؟ پیش بینی قطعی آینده هیچگاه ممکن نبوده بنابرای آنچه می گوییم سه ویژگی دارد: موقت است، مشروط است و غیرقطعی.
◾️موقت است چون ما هنوز فقط رییس دولت را می شناسیم و کابینه و افراد کلیدی را نمی شناسیم.
◾️مشروط است چون به پارامترهای دیگری هم وابسته است از جمله تحریم ها.
◾️غیرقطعی است چون آینده سرشار از ناشناخته ها، رخدادها و قوهای سیاه است.
ولی آنچه فعلا تا زمان تشکیل کابینه می توانیم به عنوان سناریوی برتر در قالب ۱۶ گزاره موقت و مشروط بگوییم چنین است:
۱.چالش های درون حاکمیتی دست کم برای دو سال فروکش می کند، چرا که فردی قابل اعتماد در راس قوه مجریه است و از نظر شخصیتی هم فردی چالش گر نیست و با سایر ارکان حکومت رابطه خوبی دارد.
۲. احتمال دارد توافقات برجام قبل از استقرار دولت رئیسی به نتیجه برسد به
چندین دلیل مختلف.
۳. همانند هشت سال قبل برای مدتی تورم تخلیه می شود و پایین می آید (با فرض بند۲) ولو اینکه موتور پشت تورم (نقدینگی) همچنان مشغول به کار باشد.
۴. تورم همچنان ویژگی اقتصاد ایران خواهد ماند ولو اینکه در یک یا دو سال تورم حتی به یک رقمی شدن هم نزدیک شود. تا اطلاع ثانوی و با فرض رشد نقدینگی بالای ۲۰ درصد، تورم در ایران ساختاری است.
۵. یارانه ها دست کم برای بخشی از مردم افزایش پیدا می کند. با هدف پوشش های رفاهی بیشتر (البته نمی دانیم که منابع آن چگونه تامین خواهد شد.)
۶. با فرض بند ۲، قیمت دلار افزایش کهکشانی نخواهد داشت و ممکن است به صورت مقطعی جلوی افزایش قیمت دلار گرفته شود. (توضیح بیشتر اینکه با فرض بند ۲ و با فروکش کردن هیجانات داخلی و بین المللی و گشایش های نفتی، نرخ ارز آمادگی بیشتری برای ثبات دارد حالا اگر در این میانه دولت هم بخواهد در کوتاه مدت قیمت ارز را ثابت نگاه دارد کارسختی در پیش نخواهد داشت.)
۷. روابط با چین و روسیه گسترش می یابد، با کشورهای همسایه عادی تر می شود ولی رابطه با آمریکا و اروپا به نتیجه بند٢ بستگی خواهد داشت.
۸. اصولا دولت های جدید معروف هستند که ماه عسل دارند. احتمالا ماه عسل دولت جدید، کمی طولانی تر باشد و روابط مهربانانه دولت و مجلس طول بکشد تا شش ماه قبل از انتخابات مجلس بعدی که نمایندگان مجدد به یاد این نکته بیفتند که مردم تحت فشارند.
۹.با توجه به تاکید مبارزه با فساد، احتمالا چند پرونده مهم اقتصادی خواهیم داشت که به دادگاه ارسال خواهد شد.
۱۰. تغییرات مدیریتی در بزرگترین شرکت های ایران که بخش مهمی از آن ها دولتی هستند روی خواهد داد و این خود منجر به کند شدن برخی از تصمیم گیری ها و سپس برخی چرخش های ۱۸۰ درجه ای خواهد شد.
۱۱. دولت جدید از بین دو گزینه اصلاحات ساختاری و نوآوری سیاستی-ابزاری، گزینه دوم را انتخاب خواهد کرد. تغییرات ساختاری در اقتصاد ایران، نیازمند پرداخت هزینه های اجتماعی بسیار بالا، اجماع سیاستی، نخبگانی و همگانی و همچنین وجود آرامش نسبی است که فعلا مفقودند.
۱۲. رییس جمهور جدید مردی از جنس حاکمیت و آشنا به روابط درون و بیرون آن است و این کمک می کند اگر رای بر تغییرات اقتصادی داشته باشند با قدرت و همراهی قوای دیگر این کار را راحت تر انجام دهد.
۱۳. ممکن است برای مدت یک سال، قیمت گذاری ها به سمت دستوری شدن و دولتی شدن پیش برود.
۱۴. ساخت و ساز مسکن با حمایت ویژه دولت فعال خواهد شد.
۱۵. اگر رئیسی می گفت که رقیب من فساد و ناکارآمدی است (در عرصه انتخابات) اما مهم ترین رقیب وی در عرصه اداره کشور ناترازی بودجه است. انتظارات تلنبار شده از یک طرف، وعده های انتخاباتی از طرف دیگر به بودجه ناتراز دامن می زند. تصمیم سخت پیشروی پاستورنشین آینده، انتخاب بین وعدهها و ممکن ها خواهد بود.
۱۶. آنچه می دانیم این است که دولت رییسی به هیچ وجه با دولت احمدی نژاد و دولت روحانی قابل مقایسه نیست. نه از لحاظ شخصیت رییس دولت و نه از لحاظ شرایط مملکت. بنابراین عملکرد اقتصادی آن نیز کپی برابر اصل هیچکدام نخواهد بود.
با توجه به موارد شانزده گانه فوق:
▫️در عرصه کلان؛ از دولت جدید در تصمیمات سخت اما درست، حمایت کنیم.
▫️در حوزه کسب وکار، استراتژی هایی انتخاب کنیم که متناسب با شرایط محیط جدید باشد.
▫️در زندگی شخصی، سرمایه خود را با توجه به پیشبینیها و پیشامدها بهتر مدیریت کنیم.
مدیریت سرمایه دایموند،
آینده مطمئن سرمایه شما
@DiamondCMG
بازیگران اقتصادی و سرمایه گذاران اکنون این سوال را در ذهن دارند که دولت آینده چه خواهد کرد؟ و تصمیمات آن چه تاثیری بر اقتصاد و سرمایه گذاری دارد؟ پیش بینی قطعی آینده هیچگاه ممکن نبوده بنابرای آنچه می گوییم سه ویژگی دارد: موقت است، مشروط است و غیرقطعی.
◾️موقت است چون ما هنوز فقط رییس دولت را می شناسیم و کابینه و افراد کلیدی را نمی شناسیم.
◾️مشروط است چون به پارامترهای دیگری هم وابسته است از جمله تحریم ها.
◾️غیرقطعی است چون آینده سرشار از ناشناخته ها، رخدادها و قوهای سیاه است.
ولی آنچه فعلا تا زمان تشکیل کابینه می توانیم به عنوان سناریوی برتر در قالب ۱۶ گزاره موقت و مشروط بگوییم چنین است:
۱.چالش های درون حاکمیتی دست کم برای دو سال فروکش می کند، چرا که فردی قابل اعتماد در راس قوه مجریه است و از نظر شخصیتی هم فردی چالش گر نیست و با سایر ارکان حکومت رابطه خوبی دارد.
۲. احتمال دارد توافقات برجام قبل از استقرار دولت رئیسی به نتیجه برسد به
چندین دلیل مختلف.
۳. همانند هشت سال قبل برای مدتی تورم تخلیه می شود و پایین می آید (با فرض بند۲) ولو اینکه موتور پشت تورم (نقدینگی) همچنان مشغول به کار باشد.
۴. تورم همچنان ویژگی اقتصاد ایران خواهد ماند ولو اینکه در یک یا دو سال تورم حتی به یک رقمی شدن هم نزدیک شود. تا اطلاع ثانوی و با فرض رشد نقدینگی بالای ۲۰ درصد، تورم در ایران ساختاری است.
۵. یارانه ها دست کم برای بخشی از مردم افزایش پیدا می کند. با هدف پوشش های رفاهی بیشتر (البته نمی دانیم که منابع آن چگونه تامین خواهد شد.)
۶. با فرض بند ۲، قیمت دلار افزایش کهکشانی نخواهد داشت و ممکن است به صورت مقطعی جلوی افزایش قیمت دلار گرفته شود. (توضیح بیشتر اینکه با فرض بند ۲ و با فروکش کردن هیجانات داخلی و بین المللی و گشایش های نفتی، نرخ ارز آمادگی بیشتری برای ثبات دارد حالا اگر در این میانه دولت هم بخواهد در کوتاه مدت قیمت ارز را ثابت نگاه دارد کارسختی در پیش نخواهد داشت.)
۷. روابط با چین و روسیه گسترش می یابد، با کشورهای همسایه عادی تر می شود ولی رابطه با آمریکا و اروپا به نتیجه بند٢ بستگی خواهد داشت.
۸. اصولا دولت های جدید معروف هستند که ماه عسل دارند. احتمالا ماه عسل دولت جدید، کمی طولانی تر باشد و روابط مهربانانه دولت و مجلس طول بکشد تا شش ماه قبل از انتخابات مجلس بعدی که نمایندگان مجدد به یاد این نکته بیفتند که مردم تحت فشارند.
۹.با توجه به تاکید مبارزه با فساد، احتمالا چند پرونده مهم اقتصادی خواهیم داشت که به دادگاه ارسال خواهد شد.
۱۰. تغییرات مدیریتی در بزرگترین شرکت های ایران که بخش مهمی از آن ها دولتی هستند روی خواهد داد و این خود منجر به کند شدن برخی از تصمیم گیری ها و سپس برخی چرخش های ۱۸۰ درجه ای خواهد شد.
۱۱. دولت جدید از بین دو گزینه اصلاحات ساختاری و نوآوری سیاستی-ابزاری، گزینه دوم را انتخاب خواهد کرد. تغییرات ساختاری در اقتصاد ایران، نیازمند پرداخت هزینه های اجتماعی بسیار بالا، اجماع سیاستی، نخبگانی و همگانی و همچنین وجود آرامش نسبی است که فعلا مفقودند.
۱۲. رییس جمهور جدید مردی از جنس حاکمیت و آشنا به روابط درون و بیرون آن است و این کمک می کند اگر رای بر تغییرات اقتصادی داشته باشند با قدرت و همراهی قوای دیگر این کار را راحت تر انجام دهد.
۱۳. ممکن است برای مدت یک سال، قیمت گذاری ها به سمت دستوری شدن و دولتی شدن پیش برود.
۱۴. ساخت و ساز مسکن با حمایت ویژه دولت فعال خواهد شد.
۱۵. اگر رئیسی می گفت که رقیب من فساد و ناکارآمدی است (در عرصه انتخابات) اما مهم ترین رقیب وی در عرصه اداره کشور ناترازی بودجه است. انتظارات تلنبار شده از یک طرف، وعده های انتخاباتی از طرف دیگر به بودجه ناتراز دامن می زند. تصمیم سخت پیشروی پاستورنشین آینده، انتخاب بین وعدهها و ممکن ها خواهد بود.
۱۶. آنچه می دانیم این است که دولت رییسی به هیچ وجه با دولت احمدی نژاد و دولت روحانی قابل مقایسه نیست. نه از لحاظ شخصیت رییس دولت و نه از لحاظ شرایط مملکت. بنابراین عملکرد اقتصادی آن نیز کپی برابر اصل هیچکدام نخواهد بود.
با توجه به موارد شانزده گانه فوق:
▫️در عرصه کلان؛ از دولت جدید در تصمیمات سخت اما درست، حمایت کنیم.
▫️در حوزه کسب وکار، استراتژی هایی انتخاب کنیم که متناسب با شرایط محیط جدید باشد.
▫️در زندگی شخصی، سرمایه خود را با توجه به پیشبینیها و پیشامدها بهتر مدیریت کنیم.
مدیریت سرمایه دایموند،
آینده مطمئن سرمایه شما
@DiamondCMG
مدیریت سرمایه دایموند مدتی است فعالیتش را آغاز کرده و گزارشهای تحلیلی خوبی منتشر میکند. 👆
اکنون یک سال و نیم از آمدن کرونا گذشته
وضعیت شما کدام حالت بوده است؟
(گزینهٔ ۳ با دو گزینهٔ اول همپوشانی دارد. اگر بیش از یکبار مبتلا شدهاید، گزینهٔ ۳ را انتخاب کنید.) برای افزایش اعتبار نظرسنجی ممنون میشوم آن را به دیگران هم برسانید.
وضعیت شما کدام حالت بوده است؟
(گزینهٔ ۳ با دو گزینهٔ اول همپوشانی دارد. اگر بیش از یکبار مبتلا شدهاید، گزینهٔ ۳ را انتخاب کنید.) برای افزایش اعتبار نظرسنجی ممنون میشوم آن را به دیگران هم برسانید.
Final Results
25%
من کرونا گرفتهام و در تجربهٔ من یک بیماری ساده و معمولی بوده است.
11%
من کرونا گرفتهام و خیلی هم اذیت شدهام.
4%
من بیش از یکبار کرونا گرفتهام.
56%
نمیدانم. اگر هم چیزی بوده، بیعلامت بوده.
5%
من واکسنش را زدهام.
سرنوشت وین، و آینده اقتصاد بدون وین
پویا ناظران
هنوز خبری از دور بعدی مذاکرات وین نیست، درحالیکه به نظر میاد اقتصاد کشور بدجوری نیازمند تزریق دلارهای نفتیه.
توی این پست، گیر فعلی مذاکرات وین رو تحلیل میکنیم. سپس، در پی آشنایی با ریسکهایی که در وین با اونها روبرو هستیم، به دنبال راه رو به جلوی دیگهای برای اقتصاد کشور خواهیم گشت.
۲۸ دقیقه - ۲۶ مگ
@Economics_and_Finance
توی این پست، گیر فعلی مذاکرات وین رو تحلیل میکنیم. سپس، در پی آشنایی با ریسکهایی که در وین با اونها روبرو هستیم، به دنبال راه رو به جلوی دیگهای برای اقتصاد کشور خواهیم گشت.
۲۸ دقیقه - ۲۶ مگ
@Economics_and_Finance
👆 اگر میخواهید بدانید وضعیت اکنون روابط خارجی و اقتصادی کشور چگونه است، این روایت کوتاه پویا ناظران را بشنوید.
🔹 نکتهای از این روایت: مهمترین اصلاح اقتصادی در حال حاضر، دستکشیدن دولت از مداخلات قیمتی (مثل برق، بنزین و مرغ) است.
🔹 نکتهای از این روایت: مهمترین اصلاح اقتصادی در حال حاضر، دستکشیدن دولت از مداخلات قیمتی (مثل برق، بنزین و مرغ) است.